فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
317 - 340
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با رویکردی تبیینی، به بررسی تعامل اداری خلافت عباسی با اقلیت های دینی (مسیحی، یهودی و زرتشتی) با تکیه بر صاحب منصبان اقلیت های دینی و حضور آنها در مناصب مختلف اداری و سیاسی پرداخته خواهد شد. هدف اساسی پژوهش این است که با توجه به محدودیت ها و موانع موجود بر سر راه اقلیت های دینی عمده در جامعه ی اسلامی، تعامل خلفای عباسی و اقلیت ها را چگونه می توان توجیه کرد و چه مسیری را می توان برای این تعامل متصور شد. برای تبیین این مساله، بر وجه اداری حضور اقلیت های دینی در دستگاه خلافت عباسی توجه و تمرکز شده است. پژوهش حاضر بر روش توصیفی-تحلیلی استوار است. روش گردآوری اطلاعات، با توجه به منطق پژوهش های تاریخی، به صورت کتابخانه ای است. بررسی ها نشان می دهد که هر یک از خلفای عباسی بنا به مصالح سیاسی و شرایط اجتماعی زمانه ی خود، دست به تدوین و اجرای سیاست هایی خاص می زد و لزوما محدود به آموزه های قرآنی و سیره ی رسول خدا (ص) و خلفای راشدین نمی ماند. بنابراین، می توان گفت که سیاست ها و نحوه ی تعامل هر یک از خلفای عباسی با اقلیت های دینی (مسیحی، زرتشتی و یهودی) بر حسب مصالح دینی، اجتماعی و سیاسی زمانه متفاوت بود.
کرونا و مؤلفه های اقتصاد سیاسی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
325 - 353
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کووید- 19(کرونا) طلیعه ظهور و بروز یِک بحران در دهه دوم قرن بیست ویکم است که بسیاری از درون مایه ها و جلوه های زندگی اجتماعی انسان را در عرصه های داخلی و بین المللی دستخوش دگرگونی کرده است. جهان تا پیش از این، با بحران-های گوناگون (گرم شدن هوا، ذوب شدن یخ های قطبی، جاری شدن سیلاب ها، به زیرآب رفتن زمین های کشاورزی، کمبود مواد غذایی، مهاجرت، بیکاری، پناهندگی، سلاح های کشتار جمعی، تروریسم، فاجعه های طبیعی، گسترش فقر) روبه رو بوده است؛ اما شیوع کووید- 19 به مثابه برهم انباشتگی و نمایان شدن بحران های گذشته، حال و آینده جامعه بشری است. با وقوع همه گیری، سلامت ملی از سیاست سطح پایین به سیاست سطح بالا ارتقاء می یابد. بهداشت عمومی و ثبات سیاسی ارتباط می یابند و بر یکدیگر تأثیر می-گذارند. در عرصه بین المللی نیز این تأثیرگذاری بر مؤلفه های اقتصاد سیاسی بین المللی بوده و بسیار یا برخی را متأثر ساخته است. بررسی ها نشان می دهد مؤلفه هایی همچون تجارت؛ مالیه بین المللی؛ محیط زیست؛ امنیت؛ حکمرانی ملی، منطقه ای و بین المللی؛ جهانی شدن؛ توسعه؛ و فناوری، هر یک تأثیراتی پذیرفته و تحولاتی را از سر گذرانده اند. هرچند ارزیابی دقیق آثار و پیامدهای بحران کرونا بر اقتصاد سیاسی بین الملل، نیازمند زمان بیشتری است، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از روش توصیفی- تبیینی، پیامدهای آن را در حوزه اقتصاد سیاسی بین الملل مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
شکاف قومی، انگاره های نهادینه و معمای صلح پایدار در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر پروسه صلح و صلح سازی را روندی پیچیده و طولانی درنظر گیریم، اجماع و اجرایی سازیِ صلحی پایدار در افغانستان همواره با چالش ها و پیچیدگی های خاص و فزاینده ای سردرگریبان بوده است. جدا از قرار داشتن این کشور در آماجِ اهداف، منافع و نفوذِ بازیگرانِ داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای متعدد، تحکم ساختاری متصلب و نشات گرفته از ایده ها یا انگاره های ذهنیِ نهادینه از سوی بازیگران در تاریخ افغانستان، اتخاذ تصمیماتی موثر در دستیابی به صلحی پایدار را با بحران مواجه ساخته است. اما سوال اصلی این است که چرا مقوله صلح در افغانستان به معمایی لاینحل و دست نیافتنی تبدیل شده است؟ هدف پژوهش حاضر بررسی معمای صلح افغانستان با تمرکز بر ادراکات و انگاره های ذهنیِ کنشگران دخیل و عاملیت قوم پشتون در ساختاری متزلزل و بی ثبات از تحقق صلح می باشد. در بسترِ موزاییکی کشوری چون افغانستان، برساخته های ذهنیِ بازیگران با محوریتِ مولفه هایی چون قومیت، سبب سازِ شکاف قومی، تنش داخلی و همچنین تشتت در دستیابی به وحدتی ملی برای تحقق صلح می باشد. بدین ترتیب فرض برآن است که سیاست های متکی بر پشتون گرایی در دولت های سابق، نقطه ثقلی در به حاشیه راندن روندی اجرایی از صلح و ظهور چرخشی باطل از تصلب قومیتی و تنازع داخلی بوده است.
Gender Cleavage and Political Conflict in Iran: A Sociological Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
A look at Iran's contemporary history shows that in the past century, Iranian society has been alternately involved in riots, movements, revolutions and political instability. To explain the causes of these conflicts, theorists have emphasized various factors, among which the number, type, nature and structure of social divisions in Iran can be mentioned. One of the faults that became activated after the Islamic Revolution is the gender cleavage. This article deals with the question of what role gender played in the process of political conflicts in post-revolutionary Iran.The findings show that the activation of the gender cleavage caused the political conflicts after the revolution to take on a gendered color.As a result,while women pursue specific demands related to their gender class, other groups and political factions involved in political conflicts also have emphasized their demands to attract their opinion, and from time to time, they have highlighted these demands in their campaign agenda.The current research is of a qualitative type based on documentary and library methods,and the relevant data were collected through note-taking of various books,articles,and documents,and the data were described and analyzed with a sociological approach.
افول هژمونی آمریکا از دیدگاه متفکرین غربی با تأکید بر نظریات فوکویاما و هانتینگتون
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۲
71 - 93
حوزههای تخصصی:
افول در آمریکا از زمانی آغاز شد که این کشور با برهم زدن موازنه قدرت در جهان و از بین بردن نظام دوقطبی به دنبال تأمین منافع ملی آمریکا در نظام تکقطبی برآمد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سئوال است که آیا در هژمونی آمریکایی افول روی داده و اینکه این افول چه ویژگی هایی دارد تا به درستی مورد شناسایی قرار گیرد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سئوالات است که اولاً معنا و ماهیت دقیق افول هژمونی آمریکا چیست و این افول چرا و چگونه اتفاق افتاده است؟ و ثانیاً نظام جهانی در پرتو افول هژمونی آمریکا به چه وضعیتی دچار خواهد شد؟ فرضیه اصلی این پژوهش این است که افول آمریکا از زمان فروپاشی شوروی آغاز گردید و نظام جهانی به سرعت در سراشیبی تغییر وضعیت از نظام تکقطبی به یک جهان چندقطبی قرار گرفت. اگرچه مبنای این پژوهش، تأکید بر نظریات فوکویاما و هانتینگتون میباشد، اما از نظریات دیگر اندیشمندان غربی نیز در راستای دستیابی به پاسخ سئوال این مقاله استفاده شده است.
تبیین نقش اتاق های فکر در تصمیم گیری ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
301 - 323
حوزههای تخصصی:
ترامپ پس از پیروزی در انتخابات 2016، از برجام خارج شد. اتاق های فکر از اساسی ترین منابع تصمیم گیری دولتمردان آمریکا است. علی رغم خودسری هایی ترامپ، خروج او از برجام بدون تأثیر اتاق های فکر مخالف جمهوری اسلامی ایران صورت نگرفته است. ترامپ بیشترین تأثیر را از اتاق های فکر خواهان تغییر رفتار و حکومت در ایران با فشار و تحریم می پذیرد. اتاق های فکر چگونه در سیستم تصمیم گیری آمریکا در قبال ایران در دوره ترامپ نقش آفرینی کرده اند؟ در سیستم تصمیم گیری آمریکا در دوره ترامپ اتاق های فکر با سناریو فشار و تحریم باعث شدند، ترامپ از برجام خارج، تحریم و فشار بر ایران را افزایش دهد. هدف از پژوهش بررسی تأثیر اتاق های فکر بر تصمیمات دستگاه سیاست خارجی در دوره ترامپ و بهره گیری از آن در جهت اتخاد پاد استراتژی در مقابله با سیاست های آمریکا در قبال ایران است. در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای استفاده شده است.
نگاهی تطبیقی به اصول و مفروضات عدالت از دیدگاه امام علی (ع) و لیبرالیسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
373 - 392
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی اصول و مفروضات عدالت از دیدگاه امام علی و لیبرالیسم است. این مقاله درصدد هست تا با روش تحلیلی-توصیفی به این پرسش پاسخ دهد که عدالت در دیدگاه امام علی و لیبرالیسم از چه جایگاهی برخوردار است؟ براساس یافته های این پژوهش نهج البلاغه یکی از مهمترین منابعی است که مفهوم عدالت و برابری در آن انعکاس خاصی داشته است. در اندیشه سیاسی مغرب زمین نیز، عدالت منعکس شده است. عدالت در نهج البلاغه به معنای دادن حق شایسته هر فرد در توزیع منافع در جامعه و برآوردن نیازهای اساسی افراد و در لیبرالیسم به معنای انصاف و برخورداری از منافع بر اساس شایستگی می باشد. البته، ایده اجرایی سازی و نهادینه کردن برابری اجتماعی در لیبرال دموکراسی به واسطه اتکاء به نهادهای نوین دولت لیبرال دموکرات نسبت به عدالت نهج البلاغه امام علی علیه السلام که متکی به اخلاق مبتنی بر ایمان است، امکان استعداد بیشتری دارد.
واکاوی روند اصلاحات در سازمان جهانی تجارت
منبع:
سازمان های بین المللی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۴
95-131
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلاحات در «سازمان جهانی تجارت» از زمان تأسیس این سازمان مطرح و مسائلی مانند اصلاح رفتار متمایز و ویژه و اصلاح سیستم تصمیم گیری بر اساس اجماع همواره مورد بحث بوده اند. اختلافات همیشگی کشورهای توسعه یافته و کشورهای درحال توسعه و نگاه متفاوت این دو گروه به فلسفه وجودی سازمان تاکنون از به نتیجه رسیدن اصلاحات در سازمان جلوگیری کرده است. کشورهای توسعه یافته هدف نهایی این سازمان را ایجاد تجارت آزاد بین کشورها می دانند و معتقدند تجارت آزاد باید به تجارت الکترونیک و تجارت مالکیت فکری گسترش یابد و در مقابل کشورهای درحال توسعه، هدف نهایی سازمان را توسعه همه کشورها قلمداد می کنند و تصویب یک نتیجه کلی از مذاکرات «دور توسعه دوحه» را پیش شرط شروع مذاکرات جدید برای اصلاح سازمان اعلام می نمایند. علاوه بر این در سال های گذشته و بعد از ایجاد بحران در رکن حل اختلاف توسط ایالات متحده آمریکا، اصلاح رکن مذکور نیز به یکی از چالشی ترین موضوعات در روند اصلاحات سازمان بدل شده است. همچنین رسیدن به اجماع در تصمیم گیری های سازمان عملاً مکانیزم تصمیم سازی را با بن بست روبه رو ساخته و موضوعات جدیدتر در تجارت بین الملل مانند تجارت الکترونیک نسبت به زمان تأسیس سازمان شرایط متفاوت تری را ایجاد کرده اند. به نظر می رسد مشکلات پیش گفته با توجه به تحولات تأثیرگذار در تجارت بین الملل در سال های گذشته مانند همه گیری بیماری کرونا و همچنین تغییر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، نیاز به اصلاحات در سازمان را در سال های آینده امری اجتناب ناپذیر کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این مسئله بوده است که مهمترین عوامل مؤثر بر روند اصلاحات سازمان جهانی تجارت کدام اند و تأثیر این روند بر آینده سازمان و نظام تجارت بین الملل چگونه خواهد بود.
شناسایی تهدیدات رسانه ای ماهواره های تلویزیونی و راهکارهای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۰
105-131
حوزههای تخصصی:
شبکه های ماهواره ای یکی از منابع قدرت نرم و بخش مهمی از زیربناهای ارتباطی دنیا هستند. گسترش ارتباطات و تبادل فرهنگ از طریق ماهواره ها، ورود ارزش های جدید و به تبع آن رفتارهای جدید را به دنبال دارد و به عنوان یک تهدید نرم می تواند به تدریج فرهنگ و هویت یک ملت را تغییر دهد. لذا ارزیابی تأثیرات عمیق این رسانه بر ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی ضروری است. سؤال اصلی در این پژوهش این است که تهدیدات رسانه ای ماهواره های تلویزیونی چیست و راهکارهای مناسب جهت مقابله با آن ها کدام اند؟ برای پاسخ به این سؤال و گردآوری و تحلیل اطلاعات از دو روش «پیمایشی» با تکنیک پرسشنامه و روش «مصاحبه عمقی» با تکنیک «مصاحبه بسته یا هدایت شده» استفاده شده است. جامعه آماری در روش پیمایش «کلیه افراد بالای 18 سال شهر تهران که برنامه های شبکه های ماهواره ای را تماشا می کنند» و در روش مصاحبه عمقی «متخصصان حوزه های علوم ارتباطات و علوم سیاسی» بودند. یافته ها نشان می دهد که از مجموع 450 پاسخگو، بیشترین نسبت پاسخگویان با انواع تهدیدات ماهواره ای از قبیل «تهدیدات روانی، سیاسی و فرهنگی، اقتصادی و نظامی –امنیتی» «موافق» بوده اند و 3/33 درصد «میزان تهدید آفرینی ماهواره» را «متوسط» ارزیابی کرده اند. همچنین بیشترین نسبت آنان (1/43 درصد) بهترین شیوه برخورد با تهدیدات ماهواره را «بالا بردن سواد رسانه ای» دانسته اند. یافته های مصاحبه نیز مؤید آن است که برای مواجهه با ماهواره اتخاذ راهکارهای تنوع (فوق فعال) و تهاجمی (فعال) مناسب تر از راهکارهای انفعالی و حفظ وضع موجود است.
تحلیل محتوای خشونت رسانه ای (مطالعه موردی: خشونت مطبوعاتی در انتخابات ریاست جمهوری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
103 - 124
حوزههای تخصصی:
تأسیس و توسعه مطبوعات در ایران آثار مثبت و منفی متعددی داشته است که در این میان «خشونت مطبوعاتی» از جمله پیامدهای منفی آن به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل محتوای خشونت مطبوعاتی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران (به سال 1396) است. جامعه آماری این پژوهش روزنامه های ایران، شرق، کیهان و وطن امروز و نمونه آماری مطالب حاوی خشونت در این روزنامه ها است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کمی و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. ابزار اندازه گیری، مشاهده و مطالعه مطالب، نحوه اجرا کدبندی موارد مرتبط با خشونت و واحد تحلیل «کلمه» و «جمله» بوده است. یافته های پژوهش نشان داد در ایام برگزاری انتخابات، روزنامه های مورد نظر در چهار بعد مخاطبان، موضوع، نوع اتهام و شکل انتشار خشونت از یکدیگر متمایز بوده اند.
موازنه سازی چارچوبی تحلیلی برای تبیین رفتار سیاست خارجی اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 2012 تا 2022(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
227 - 261
حوزههای تخصصی:
به دنبال لشگرکشی ایالات متحده به افغانستان در 7 اکتبر2001 و تهاجم به عراق در20مارس2003 و حذف طالبان و صدام، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به مولفه هایی نظیر 1)ارتقای روزافزون توان مندی های نظامی(بالأخص در بخش موشک و پهپاد)، 2)طراحی یک برنامه منطقه ای جهت حمایت از متحدان(محور مقاومت) و 3)پیگیری برنامه صلح آمیز هسته ای، خود را در قامت یک قدرت منطقه ای مطرح ساخت. هم زمان اسرائیل تضعیف مولفه های قدرت جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار داد. بنابراین این پژوهش در پی پاسخ به این سوال اصلی که «اسرائیل در بازه زمانی 2012 تا 2022 از موازنه-سازی در قبال جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک رفتار سیاست خارجی چه اهدافی را دنبال نموده است؟»، این فرضیه را ارائه می دهد که «اسرائیل به واسطه موازنه سازی که یک استراتژی یا رفتار دولتی است، می کوشد در راستای: 1)افزایش توان-مندی های خود؛ و 2)تضعیف توان مندی های جمهوری اسلامی ایران به منظور الف)هم سطح(برابر) شدن با توان مندی های جمهوری اسلامی ایران و/یا ب)کسب طیف بهتری از نتایج گام بردارد». در این راستا هفت شیوه موازنه سازی اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی ایران شامل تشکیل ائتلاف منطقه ای(پیمان ابراهیم)، تلاش در راستای تشکیل ائتلاف دفاع هوایی منطقه-ای، دیپلماسی درهم تنیده، موازنه سازی نیابتی، استراتژی ایجاد شکاف [یا گوه ای]، ممانعت سرزمینی و اقدام پنهان مورد بررسی قرار می گیرد. هدف این پژوهش استخراج یک الگوی منسجم به منظور تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل در بازه زمانی 2012 تا 2022 می باشد. از این رو، در این پژوهش مفهوم موازنه سازی به منظور تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل انتخاب گردیده است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. دادههای مربوطه از منابع وب محور(اینترنتی) و کتاب-خانه ای استخراج و گردآوری گردیده است.
حکومت ها و گفتمان دیوارکشی مرز: چالش ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هشتم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
323 - 350
حوزههای تخصصی:
ساخت دیوار در میان جوامع انسانی پدیده ای رایج محسوب می شود و نمی توان آن را امری بی سابقه دانست. وقتی دیواری احداث می شود، در هر مقیاس و هر سطحی که می خواهد باشد سطح حکومتی، سطح فردی، سطح اجتماعی حاوی نوعی پیام است. پیام جداسازی «ما» از «آنها»، «خود» از «دیگری»، «مطلوب» از «نامطلوب»، پیام ایجاد مرز و حصارکشی متعلقات و دارایی ها. کشورهای جهان به میزان بی سابقه ای در حال تقویت مرزهای بین المللی خود هستند. این دیوارها مصنوعات عصر جدید در روابط بین الملل و مفهوم تازه ای از ایده مرز هستند. این مقاله دیوار را پدیده ای جهانی می داند؛ پدیده ای که اساساً به دلیل احساس ناامنی حکومت در دنیای جهانی شده در حال گسترش و توسعه است. همراه با گفتمان دیوارکشی الزامات جدید امنیتی در مرزهای جغرافیایی کشورها در حال پدیدار شدن است. پرسش پژوهش حاضر این است که آیا گفتمان دیوارکشی و حصارکشی مرز می تواند منجر به افزایش امنیت شود؟ و اینکه گفتمان دیوارکشی و حصارکشی چه چالش هایی برای حکومت، نهادها و مهاجران به همراه خواهد داشت. فرض پژوهش حاضر بر این است که الزامات جدید امنیتی می تواند روابط کشورها با همسایگان و نوع برخورد با مهاجران و اتباع سایر کشورها را دچار دگرگونی فزاینده کند. در این پژوهش تلاش می شود با رویکردی نظری و مفهومی، به ابعاد مختلف گفتمان دیوارکشی و حصارکشی پرداخته و پیامدهای سیاسی جغرافیایی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد.
کیفرگذاریِ دولتی در پرتوِ رهیافتی دولت پژوهانه در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هشتم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
461 - 490
حوزههای تخصصی:
کیفرگذاری، به معنای وضع و پیش بینیِ ضمانت اجرای جرم در قانون از سوی دولت (کیفرگذاریِ دولتی)، موضوعِ بحث در شاخه های گوناگونِ حقوق عمومی و علومِ جنایی ست و حتی با قلمروهای مطالعاتیِ برو ن رشته ای نیز ارتباط دارد. از این میان، جرم شناسی و حقوقِ بشر، به مثابهِ دو قلمرو مطالعاتیِ درون رشته ای و برو ن رشته ای، و به منزله دو رشته موردِ توجه و علاقه دولت ها، به عنوانِ دو پارادایمِ برگزیده برای مطالعه این مفهوم معرفی می شوند. ویژگیِ دولتیِ کیفرگذاری (که به مثابه مسأله اصلی، با تعبیر "کیفرگذاری دولتی"در این مقاله معرفی می شود)، در واقع، اهمیتِ این دو پارادایم را در تحلیلِ این مفهوم می نمایاند. بر این اساس، مقاله پیشِ رو، با معرفیِ تعبیرِ «کیفرگذاریِ حقوقِ بشربنیاد»، نقشِ حقوقِ بشر در جرح و تعدیلِ انحصارِ حاکمیتیِ کیفرگذاری را بررسی می کند. هم چنین، دو جنبشِ لغوِ کیفرهای بدنی (به ویژه، اعدام) و محدودسازیِ کیفرِ سلبِ آزادی (با تأکید بر زندان)، به عنوانِ متغیرهای تأثیرگذار بر کیفرگذاریِ دولتی، از دیدگاهِ جرم شناسی (به ویژه، جرم شناسیِ انتقادی در مقام به چالش کشیدنِ کیفرگذاریِ دولتی و انحصار حاکمیتیِ آن )، در مقاله تحلیل می شوند. این تحلیل، سرانجام با چشم اندازی، به ساختارِ حاکمیتیِ کیفرگذاری، در دورانی که آن را عصرِ قانون گذاری در ایران می نامند، گره زده می شود. مقاله نتیجه می گیرد که سامانه کیفرگذاریِ ایران، از بازتاب و تأثیرِ این دو جنبش، جدا نمانده است. ولی این سامانه، به ویژه در دوره پساانقلابِ اسلامی، در برابرِ جنبشِ لغوِ کیفرگذاریِ بدنی، مقاومت سخت تری داشته است، در حالی که در برابرِ جنبشِ محدودسازیِ کیفرِ سلبِ آزادی، تا اندازه ای از خود، نرمش نشان داده است و این مسأله می تواند نمایان گرِ یک سیاستِ دوگانه میل و اکراهِ حاکمیت (دولتِ ایران)، به هنجارهای بین المللیِ مربوط به حق ها و آزادی های بنیادی باشد.
نقش مؤلفه های راهبردی گام دوم انقلاب در رسیدن به تمدن نوین اسلامی: چالش ها و فرصت های پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای تحقق تمدن نوین اسلامی، باید به طور جامع و مانع ظرفیت های لازم ایجاد گردند و اقداماتی در جهت رفع چالش ها صورت گیرد. در این مسیر، مؤلفه های راهبردی بیانیه گام دوم انقلاب می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های راهبردی در بیانیه گام دوم انقلاب به دنبال ارائه الگویی هدفمند و قابل اجرا جهت حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی صورت گرفت. این بررسی با تأمل در مؤلفه های راهبردی حاصل از گام دوم انقلاب و با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در پاسخ به این سؤال که نقش مؤلفه های راهبردی گام دوم انقلاب در رسیدن به تمدن نوین اسلامی: چالش ها و فرصت های پیش رو چیست؟ و رسالت دولت ها در نقش آفرینی مؤلفه های راهبردی چیست، این فرضیه مطرح گردید که مؤلفه های راهبردی حاصل شده از بیانیه گام دوم انقلاب ازجمله استقلال سیاسی و توجه به مردم؛ معنویت و اخلاق؛ استقلال اقتصادی و خصوصی سازی؛ علم و آموزش؛ عدالت و مبارزه با فساد؛ سبک زندگی اسلامی، مناسب ترین مسیر جهت طی کردن راه تمدن نوین اسلامی است، و دولت ها در عین تفاوت در برنامه و سیاست ها، بر این اصول تأکید کرده اند. موضوع قابل توجه در این پژوهش، اشاره به فرصت ها و چالش های موجود جمهوری اسلامی ایران در این راه است، که توجه به فرصت ها می تواند تمدن سازی را تسریع بخشد و درعین حال عدم توجه به چالش ها و محدودیت های موجود می تواند مسیر توسعه و پیشرفت و درنهایت رسیدن به تمدن نوین اسلامی را سخت و حتی ناممکن سازد.
تبیین تأثیر نوعثمانی گرایی بر روابط ترکیه عربستان از 2011 تا 2019 با تأکید بر قطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
157 - 176
حوزههای تخصصی:
ترکیه و عربستان به عنوان دو بازیگر قدرتمند خاورمیانه، از تأثیرگذاری زیادی بر معادلات منطقه ای برخوردار هستند. روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه درسال 2002، تحولاتی عمیق در سیاست خارجی ترکیه به وجودآورد. نظریات احمد داوود اغلو با «نئوعثمانی گرایی» شناخته شده است. با وقوع خیزش های عربی در سال 2011، ماهیت روابط دو کشور که از زمان روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه همکاری جویانه بوده، به رقابت و منازعه تغییر یافت و ترکیه و عربستان ، هرکدام سیاست متفاوت و متضادی را نسبت به قطر در پیش گرفتند. سوال اصلی مقاله عبارت است از اینکه نوعثمانی گرایی چگونه بر روابط منطقه ای ترکیه وعربستان (با تأکید بر قطر) تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، تبیین چگونگی تأثیر نئوعثمانی گرایی بر روابط منطقه ای ترکیه وعربستان (با تأکید بر قطر) است. روش مورد استفاده در مقاله تحلیلی-توصیفی می باشد. نتیجه ای که از مقاله حاصل می شود: تضاد منافع ترکیه-عربستان به واسطه بهار عربی وگفتمان اخوانی و سلفی، موجب ائتلاف ترکیه و قطر به دلیل حمایت این کشور از ایران در شورای همکاری خلیج فارس در سال 2017 شد.
امام خمینی و حدود ولایت مطلقه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی حدود ولایت مطلقه ی فقیه از دیدگاه امام خمینی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشان می دهند که «اطلاق» در اصطلاح فقهی «ولایت مطلقه»، مفهومی نسبی است و به تناسب موضوع مورد بحث در هر مساله ای، ولایت از یک جهت و حیثیت مطلق، و از جهات و حیثیات دیگر مقیّد است. در اندیشه ی امام خمینی، ولایت مطلقه ی فقیه (اختیارات حکومت اسلامی) نسبت به احکام فرعی شرعی، مطلق است؛ یعنی حکومت افزون بر مسئولیت اجرای احکام فرعی شرعی، عنداللزوم می تواند در قلمرو مباحات شرعی و حتی الزامیات شرعی، قانون الزام آور وضع نماید. اما از جانب دیگر، ولایت فقیه و اختیارات حکومت در عصر غیبت، دست کم محدود و مقیّد به پنج قید است: عدالت، مصلحت به تشخیص کارشناسان متعهد، قلمرو حوزه ی عمومی، پایبندی به سیره ی حکومت پیامبر(ص) و امام معصوم(ع)، و قانون. لذا گزاره هایی مثل: «تقدم ولایت بر عدالت»، «هر تصمیمی که شخصِ فقیه مصلحت بداند»، «حق دخالت حکومت در حریم خصوصی»، «هم ترازی فقیه عادل با معصوم» و «فراقانونی بودن ولی فقیه» جایگاهی ندارد.
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و جنبش های اسلامی جهان اسلام؛ نمونه موردی حزب الله لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۹
259-279
حوزههای تخصصی:
قدرت در سده بیست ویکم با شاخص هایی همانند رسانه ها، تولید علم، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و سیاسی و سبک زندگی معنا می یابد. در واقع قدرت داخلی، منطقه ای و جهانی دولت ها با توجه به این شاخص ها صورت بندی می شود. جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به برخی منابع قدرت نرم و هوشمند خود همچون فرهنگ تاریخی، ارزشهای دینی و انقلابی و سیاسی از ظرفیت های خاصی در منطقه برخوردار بوده است. هدف و سوال محوری این پژوهش این است که مهمترین مولفه های تاثیر گذار قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بر جنبش های اسلامی بخصوص حزب الله لبنان کدامند؟ درتجزیه و تحلیل این موضوع مؤلفه هایی مثل اخلاق، شهادت طلبی، معنویت گرایی، علم گرایی، ولایت فقیه، و... مورد تاکید قرار گرفتند. منابع قدرت نرم اسلامی بر جنبش های اسلامی همچون شهادت طلبی، ولایت مداری و استقلال طلبی، بیشترین تاثیرات را بر جنبش های اسلامی از جمله حزب الله لبنان داشته اند. درواقع حزب الله لبنان با تاثیرپذیری از ایران و با ترکیب قدرت سخت و نرم خود یا همان قدرت هوشمند ضمن آنکه اقتدار خود را در سطح داخلی ومنطقه ای افزایش داده است، باعث بازتولید و افزایش قدرت و امنیت منطقه ای ایران شده است.
تاثیر اندیشه ی مهدویت به عنوان مؤلفه قدرت نرم در وحدت جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۰
33-53
حوزههای تخصصی:
وحدت اسلامی از نوع مطلوب و ثمر بخش آن، یعنی اهتمام برای رسیدن به نوعی یگانگی در منافع و اهداف و تقریب در باور های دینی، از سوی کسانی که مشترکات بسیاری در باورهای اسلامی دارند، یکی از مهمترین آن ها اندیشه مهدویت است؛ درحقیقت اندیشه مهدوی بعنوان یک قدرت نرم؛فرایندی را رقم میزند که در آن بشریت از طریق رفتار مطابق با گرایش هر فرقه اسلامی و در قالب ابزاری غیر خشونت آمیز روی افکار مردم (نخبگان و عامه مردم) تاثیر گذاشته و موجب آثار، حرکات و رفتار مشترک که همان وحدت جهان اسلام باشد، در راستای تغییر ذهنیت و رفتار جامعه هدف، قدم بر میدارد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری از طریق مطالعه اسناد و مدارک کتابخانه ای است که به بررسی مبانی شناخت و تقویت مولفه های وحدت بخش مذاهب اسلامی در پرتو اندیشه مهدویت، در متون گرانسنگ دینی، می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که این اندیشه نوعی از اندیشه ها و نگرش های معطوف به آینده و در حقیقت، رویکردی آینده نگرانه است. ارکان وحدت بخش اندیشه مهدویت شامل امامت و ولایت است و جهانی بودن، عدالت، امنیت و رشد و توسعه ویژگی های جامعه مهدوی است که در تحقق وحدت جهان اسلام بمثابه یک قدرت نرم اثر می کند، این اندیشه نقطه مشترک فرق اسلامی و عامل انسجام ادیان است چرا که اندیشه انتظار و چشم به راهی و طلب آمدن منجی آسمانی و الهی، محور مشترک و وحدت بخش همه ادیان است
تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار فرهنگ ملی ایران بر قدرت منطقه ای ایران در غرب آسیا بارویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۹۶
85 - 124
حوزههای تخصصی:
فرهنگ ملی شامل کلیه افکار، عقاید، رسوم و احساساتی که افراد یک ملت از یکدیگر آموخته اند. تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار فرهنگ ملی ایران بر قدرت منطقه ای ایران در غرب آسیا هدف این پژوهش می باشد. روش این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل محتوا متکی به مصاحبه و مطالعه کمی متکی به پرسشنامه است، جامعه آماری مشتمل بر 30 نفر از نخبگان حوزه فرهنگ ملی شامل: اساتید دانشگاه استان اصفهان و خارج از استان، مراکز فرهنگی و مدیران راهبردی می باشد. بر اساس الگوی مفهومی ترسیم شده به منظور تعیین رابطه بین گویه ها، ابعاد و موضوع، پرسش نامه ضریب لاوشه تدوین و در جامعه خبرگی توزیع، جمع آوری و تجزیه وتحلیل گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی 116 شاخص از 119 شاخص پرسشنامه بار عاملی بالاتر از 30/0 داشته و تائید گردیده است. بر اساس آلفای کرونباخ برای پرسشنامه فرهنگ ملی با ابعاد ملی (950/0) و دینی (960/0) برابر با (972/0) و برای پرسشنامه قدرت منطقه ای با (896/0) محاسبه شده است و با توجه به مقادیر ضریب آلفای کرونباخ، می توان استنباط نمود که ابزار پژوهش از پایایی نسبتاً مطلوبی برخوردار است.
دایاسپورا در نظریه انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۴۳)
35 - 66
حوزههای تخصصی:
دایاسپوراها یا جوامع دور از وطن نقش مهمی در کارکردهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع مبدا و مقصد خود دارند. درحالی که نظریات جریان اصلی روابط بین الملل توجهات کانونی خود را بر دولت و بازار قرار داده اند، با ظهور نظریات انتقادی و اجتماعی فضای بزرگی برای بررسی نقش عوامل غیر دولتی در سیاست بین الملل ایجاد شده است. سوال تحقیق این است که آیا دایاسپوراها که تحلیل دوگانه مثبت و منفی آن ها از منظر اقتصادی و همچنین هویتی- امنیتی موضوع مکاتب مختلف جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی بین المللی است، به عنوان بازیگران غیردولتی مورد توجه نظریه های روابط بین الملل نیز قرار گرفته اند؟ و آیا نظریه های روابط بین الملل اساسا ظرفیت تحلیل نقش دایاسپوراها در نظام بین الملل را دارند؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد که رویکردهای انتقادی روابط بین الملل به لحاظ توجه به مسائل اجتماعی، هنجاری، بین فرهنگی و معنایی و توجه به بازیگران غیر دولتی، قادر به ارائه فهم گسترده ای از نقش دایاسپوراها در روابط بین الملل هستند. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و تفسیری و مطالعات کتابخانه ای جایگاه دایاسپورا را در نظریه های انتقادی روابط بین الملل نشان می دهد.