از قرن هیجدهم به بعد، سفرنامههای مسافران روس برای شناخت سرزمینهای شرقی و تعیین اهداف و روشهای مناسب برای روسیه تزاری، نقشی مهم داشتند. کتاب "ایران و روسیه در بازی بزرگ، سفرنامه ها و شرق شناسی" نخستین کتابی است که 200 سفرنام? روسی را که دربار? ایران نوشته شده و در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم منتشر شده، تحلیل میکند. این کتاب دریچهای منحصر به فرد را به سوی تاریخ ایران عهد قاجار (1797-1925) باز میکند. نویسنده این کتاب سفرنامههای مسافرانی را که از روسیه به ایران آمدند و بسیاری از آنها مأموریتهای نظامی داشتند، بررسی کرده است. بی تردید نشان دادن نگرشها و دیدگاههای روسهایی که در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به ایران سفر کردهاند نسبت به ایران، و انعکاس این دیدگاه در درک مسایل این دوره برای پژوهشگران و علاقمندان راهگشاست.
مؤلف در این نوشتار بیان می دارد که اگرچه تصویر هر یک از دو کشور نزد دیگری بسیار زشت و غیرقابل تحمل است اما، دلایل کافی ای وجود دارد که هر دو نسبت به گذشته اغماض نمایند. ادله ای که مؤلف برمی شمارد عموما منافع راهبردی ای است که نصیب طرفین می شود. به همین خاطر است که دیپلماسی نیز نقش برجسته ای یافته و پرداختن به گفتگوهای انتقادی می تواند گام مؤثری ارزیابی شود. براین اساس اگر چه روابط دو کشور در آینده نزدیک دوستانه نخواهد بود، اما مؤلف بر آن است که حرکتی در دو کشور به سوی یک توافق استراتژیک آغاز شده است. روندی که در حوزه های مختلف و بویژه اقتصادی قابل مشاهده است. در مجموع نویسنده بدون انکار کردن پیشینه عملکرد نامطلوب آمریکا در ایران، بر آن است تا ادله ای را برای ضرورت نادیده انگاشتن این سابقه ارایه دهد. آنهم بدون اینکه انگیزه های ایران را برای پذیرش چنین پیشنهادی، بتواند تحلیل یا درک کند.
گروهى شریعت را انکار کرده و دین را به جنبههاى معنوى مىکنند، در واقع نتوانستهاند بین ثبات شریعت و تحولات زمان جمع کنند. از این رو باید معیارهایى را ارائه داد که احکام ثابت را از متغیر متمایز کند. در مجموع مىتوان گفت که تنها احکام عبادى، ثبات دارد و سایر احکام شریعت دستخوش تحول مىگردد و تنها اصولى مانند عدالت و مصلحت ثابت است که باید در هر زمان بر مصادیق تطبیق شود.
ظهور دومین دولت شیعه در منطقه خاورمیانه پس از حمله آمریکا به عراق، یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ این منطقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود چرا که با احیای شیعیان و بازنمایی هویت آنان در کشورهای منطقه و تأثیرات سیاسی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک آن در ساختار قدرت و امنیت منطقه ای، تحولات و تغییرات نوینی در تعاملات ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاورمیانه به وجود آمده است. این مسئله با عنوان طراحی هلالی شیعی یا شکل گیری ژئوپلیتیک نوین تشیع در خاورمیانه از سوی بسیاری از مقامات رسمی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای مورد تأکید قرار گرفته و با واکنش ها و عکس العمل های آنان نسبت به افزایش قدرت نرم شیعیان و ایران، به تشدید فرقه گرایی در منطقه دامن زده است. بر این اساس، با توجه به اهمیت نقش تحولات جدید ژئوپلیتیک منطقه بر نظم نوین سیاسی، اجتماعی و امنیتی خاورمیانه، مقاله حاضر به ارزیابی تحلیلی چگونگی شکل گیری، هویتیابی و سیاسی شدن پروسه یا پروژه ژئوپلیتیک نوین تشیع در خاورمیانه در قالب دو گفتمان ژئوپلیتیک سلطه و ژئوپلیتیک مقاومت پرداخته و بایسته های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه را مورد بررسی قرار داده است.
هدف فلسفه سیاسی در لیبرالیسم، تحقیق در بنیادها و اصولی است که معمولاً به لیبرالیسم سیاسی نسبت داده میشود؛ یعنی آزادی، تساهل، حقوق فردی، دموکراسی و حکومت قانون. لیبرالها در برابر دو نظریه موضع میگیرند: نخست اینکه فرهنگ، جامعه و دولت جدا از فرد، در نفس خود هدف و غایت باشند. دوم اینکه هدف سازمانهای سیاسی و اجتماعی باید به کمال رساندن و به سعادت رساندن انسانها باشد، که این هم از نظر لیبرالها مردود است. محور سیاست عملی در لیبرالیسم سیاسی عبارت است از دموکراسی، حکومت قانون، آزادی سیاسی، آزادی بیان، تساهل و مدارا در امور اخلاقی و دینی و طرز زندگی و مخالفت با هرگونه تبعیض بر مبنای نژاد، جنسیت، قومیت، زبان و سرانجام احترام به حقوق فرد.
این سند شامل شرح هجوم نادر شاه به کرکوک و اربیل و قره قوش و کرملیس و برطلی و تلکیف و قوش و نیز یورش او به صومعه ربان هرمز دو مزار شیخ عدی و محاصره موصل و حمله به دیاربکر است که نادر در آنجا به کشتار بعضی اهالی در کلیسا دست زد و همچنین ماجرای شکست سپاهیان نادر در هجوم دوباره وی به موصل است.
سالهاست که پیشگوها افول و زوال ملت اسراییل (یهود) را پیشبینی کردهاند؛ درحالیکه نادرستی بسیاری از این پیشبینیها ثابت شده است. اما شواهدی وجود دارد که اثبات میکند این ملت نیز مانند ملتهای بزرگ پیشین افول خواهد کرد و البته این حرکت به سوی افول همچنان ادامه دارد؛ به جز اینکه بیداری مردم و انجام اصلاحات در جامعه، این سیر را متوقف نماید.
اندیشه تاریخی عنصر اصلی تاریخ نویسی جدید است. تحول تاریخی نیز نگرش ها را نسبت به گذشته تغییر می دهد و مسائل تاریخی جدیدی را مطرح می کند. در پی پاسخ به این پرسش که میان ماهیت و شیوه تصمیم گیری در روابط خارجی ایران دوره ناصری چه ناهمانندی هایی وجود داشته و چرا چنان بوده است، نگارنده با توجه به قرارداد رویتر کوشیده است با پذیرش دو فرضیه، پاسخی فراهم آورد که گمان می رود کمتر به آن پرداخته شده است. روابط خارجی ایران عصر ناصری، از یک سو بر نفوذپذیری و رخنه پذیری مبتنی بوده و از دیگر سو، تصمیم های دیگران را می پذیرفته، زیرا محیط بین المللی یک سویه تصمیم گیرنده بوده است. نگارنده بدون پرداختن به روند تاریخی انعقاد معاهده رویتر و بدون در نظر گرفتن محتوای آن، کوشش کرده است با بهره گیری از مدل تصمیم گیری جیمز روزنا، به شناخت ضرورت هایی بپردازد که نخبگان عصر قاجار را وادار کرده است به کاری دست زنند که سبب مسخره و نفرین کردن آنها شده است. پنج مؤلفه شخصیت تصمیم گیرنده، نقش و اختیارات تصمیم گیرنده، ساختار درونی دولت و دستگاه های حاکم، درون مایه های رفتاری و ارزش های سیاسی و اجتماعی و نظام بین المللی در این تحلیل به کار خواهند رفت.
توسعه سیاسی، به مفهوم گسترش و تعمیق مشارکت آحاد مردم در سرنوشت واحدهای سیاسی، با وجود تنوع و تکثر شیوه های اجرایی آن، از اهداف مشترک تمامی دیدگاه های توسعه ای است. انتخابات به عنوان بارزترین شیوه و تجلی این مشارکت، همواره مورد اهتمام نظریه پردازان علوم اجتماعی و سیاسی و نیز به طریق اولی سیاست ورزان بوده است. از جمله پرسش های مهم برای هر دو گروه یادشده، تبیین رفتار انتخاباتی مردم و گروه های اجتماعی است. در جمهوری اسلامی ایران نیز مطالعه رفتار انتخاباتی، به ویژه در دهه اخیر، به طور جدی در دستور کار پژوهشگران حوزه های مربوطه قرار داشته است. پرسش اصلی مقاله این است که رفتار انتخاباتی دانشجویان، به عنوان یکی از شاخص های اصلی توسعه سیاسی، بر اساس چه معیارها و ملاک هایی صورت می گیرد و ایفای نقش شبکه های اجتماعی در تعیین و جهت دهی به این ملاک ها چگونه است؟ هدف از نگارش این مقاله، بررسی رابطه میان شبکه های اجتماعی و رفتار انتخاباتی در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان می باشد. با تقسیم شبکه های اجتماعی به سه بعد شبکه های عمودی، افقی و کیفیات شبکه های اجتماعی، به همراه در نظرگرفتن چهار وجه از مشارکت سیاسی یعنی ابعاد ذهنی، رسمی، غیر رسمی و عینی مشاهده می شود که شبکه های افقی بیشترین تأثیر و کیفیات شبکه های اجتماعی کمترین تأثیر را بر روی مشارکت سیاسی دانشجویان داشته اند.
در این مقاله، به ترتیبات و الگوهای امنیتی در خلیج فارس، از آغاز شکل گیری این مجموعه امنیتی و اضلاع سه گانه آن توجه شده و ضمن اشاره به ناکافی بودن نظریههای وابستگی و امپریالیسم برای توضیح این ترتیبات، ضرورت توجه به دوآلیسم برخاس ته از الهامات واقعگرایی و لیبرالیسم مورد تاکید قرار گرفته است. در این راستا نویسنده به رویکرد دو قدرت مداخله گر انگلیس و آمریکا در تنظیم ترتیبات امنیتی خلیج فارس پرداخته و اختلاف و تعارضات ادراکی بازیگران از ترتیبات امنیتی مورد نظر را بررسی کرده است. فرصتها و امکانات موجود ایران برای ایجاد تکامل در این ترتیبات، مبحث پایانی مقاله را تشکیل میدهد .