در نوشتار پیش رو، بررسی تأثیر انقلاب خبری رخ داده در آغاز قرن بیست ویکم بر روی اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، به دنبال پاسخ این پرسش می باشیم که آیا با وقوع انقلاب خبری که یکی از ویژ گی های عمده آن، انقلاب در موضوع منابع آشکار می باشد، چالشی پیش روی هویت اطلاعات قرار گرفته است که می تواند موقعیت هستی شناختی اطلاعات را دچار تحول نماید؟ بدین منظور ابتدا و پس از معرفی مفاهیم اولیه، تحول در منابع اطلاعات آشکار در ذیل انواع روش های جمع آوری ارائه می شود. سپس به بررسی تاثیرات انقلاب خبری و منابع آشکار بر جنبه های مختلف اطلاعات شامل شفافیت، پاسخ گویی، پنهان کاری و پنهان بودگی، رابطه تولید کننده و مصرف کننده اطلاعات، خارج شدن منابع جمع آوری از انحصار سازمان های اطلاعاتی، حجم انبوه اخبار و قابلیت اعتماد به آن ها و نقش فن آوری اطلاعات (اخبار) در اطلاعات می پردازیم. در آخر، در مورد سوال تحقیق با توجه به بررسی های انجام شده نتیجه گیری می شود.
نویسنده با اشارهاى کوتاه به برخى فقرات اعلامیهى شصت روشنفکر آمریکایى، آن را ابزارى براى درهم کوبیدن جنبشهاى آزادىبخش و سرکوب جنبش فلسطین مىداند. وى با بررسى گونههاى بنیادگرایى، تقابل آن را با تمدن غرب و مدرنیته بیان مىکند. در عین حال، به نظر نویسنده هیچ شکلى از بنیادگرایى، توجیهکنندهى جنگ و لشکرکشى قدرتهاى فایقه، به ویژه آمریکا، براى حمله به ملتها نیست.
در این مقاله با مروری بر عوامل، عناصر و نیروهایی که از سال 1363 درگیر تلاش برای تبدیل اردبیل به یک استان بودند- تلاشی که سرانجام در سال 1372 به استان شدن اردبیل انجامید- نویسنده مقاله رابطه ""پیچیده میان شهرها و شهرستانهای کشور را با اقتدار مرکزی به بحث میگذارد.
نقش اطلاعات در تصمیم گیری متناسب با صبغه این موضوع در مباحث نظامی قدمتی چند هزار ساله دارد . ارتباط میان اطلاعات و فرماندهی در حوزه های نبرد دستکم از سون تزو در پانصد سال قبل از میلاد مسیح تا کنون در ادبیات جنگ و استراتژی به ثبت رسیده است ؛ اما اطلاعات استراتژیک و تصمیم گیری در حوزه های امنیت ملی قدمتی در حدود 4 یا 5 دهه دارد . اهمیت و ضرورت این موضوع اکنون در محافل استراتژیک دنیا امری روشن و جدی است . نویسنده در این مقاله کوشیده است تا مفهوم اطلاعات ، اطلاعات استراتژیک و فرآیند تصمیم گیری درحوزه امنیت ملی را تبیین و نقش و تعامل اطلاعات استراتژیک و فرایند را تشریح کند ...
امنیت ملی به سطح قدرت یک کشور ارتباط دارد و تأمین این قدرت از طریق تدوین استراتژی ملی، و به تبع آن، هماهنگشدن کانونهای قدرت در جهت منافع ملی ممکن میشود. متأسفانه اندیشهها در کشورها جنبه ایدئالیستی و انتزاعی دارد و به کارآمدی و کارآیی آن توجه لازم نمیشود.
مقاله حاضر در صدد مروری بر تحول تاریخی مفهوم عدالت در اندیشه بشری (و البته بدون ورود به سهم منابع اسلامی در این زمینه، که خود موضوع مقالاتی مستقل است) می باشد. بحث با بررسی دیدگاه فلاسفه باستان درباره عدالت آغاز می شود و با نوآوری های دین مسیحیت در خصوص مفهوم عدالت ادامه می یابد. در مرحله بعدی، نوآوری های اندیشمندان عصر مدرنیته در تحول مفهومی عدالت به بحث گذاشته می شود و در پایان به نوآوری های دو فیلسوف معاصر پرداخته خواهد شد.
هدف نهایی مقاله حاضر، ابطال مغالطه «عدالت، یک مفهوم عقلانی محض و مقدم بر احکام شرعی است» می باشد. اگر این طور است که عقل محض، سخنی روشن و مسلم درباره عدالت ندارد و عقل گرایان در طول تاریخ، برداشت هایی مختلف و گاهی متضاد از عدالت داشته اند، پیروان قرآن کریم و احادیث شریف، باید به کشف «مفهوم سازی» خاص منابع اسلامی درباره عدالت بپردازند و آن را در قله ارزش های اجتماعی جای دهند، نه مفاهیم افلاطونی و سیسرونی و نه رالزی و نوزیکی را.
سیاست خارجی چین از سال 1949م تاکنون تغییر و تحول زیادی داشته است. وجود گرایش های ایدئولوژیک در سیاست خارجی این کشور در آغاز انقلاب، اتخاذ سیاست انزواگرایی در دهه های1950و1960م، تحول در سیاست خارجی از انفعالی در اواخر دهه1960م به فعال در دهه1970م، در پیش گیری سیاست خارجی تعاملی و کمرنگ شدن نمادهای ایدئولوژیک در آن در اواخر دهه1980م و اتخاذ و استمرار سیاست خارجی بدون تنش و مسالمت آمیز از آغاز قرن بیست و یکم، ادعای مذکور را تأیید می کند. با آگاهی از اینکه در فرایند تدوین و اتخاذ سیاست خارجی در هر کشوری عوامل متعدد داخلی نظیر عوامل فیزیکی، ساختاری، فرهنگی و انسانی، همچنین عوامل مختلف خارجی مانند عوامل منطقه ای، فرامنطقه ای و نیز ساختار نظام بین الملل تأثیرگذار است؛ اما در برهه های زمانی متفاوت برخی از عوامل تأثیرگذارترند و نقش مؤثرتری در تدوین سیاست خارجی ایفا می کنند؛ از این رو در این پژوهش درصددیم به این سؤال ها پاسخ دهیم که در استمرار سیاست خارجی مسالمت آمیز چین به ویژه از اوایل قرن بیست و یکم تاکنون، چه عواملی از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار بوده اند؟ و سیاست خارجی این کشور در آینده چگونه خواهد بود؟ فرضیه این مقاله بر این است که در استمرار سیاست خارجی مسالمت آمیز چین از اوایل قرن بیست و یکم، دستیابی به توسعه اقتصادی، عامل اصلی شکل دهنده سیاست خارجی چین بوده است و در این راستا مؤلفه هایی نظیر در اولویت قرار گرفتن توسعه اقتصادی و گذار از اقتصاد متمرکز به اقتصاد آزاد، لزوم گسترش روابط اقتصادی و تجاری با کشورها، ضرورت جذب سرمایه خارجی، افزایش سرمایه گذاری خارجی و تضمین عرضه انرژی و تأمین امنیت آن، که در مجموع وابستگی چین به اقتصاد جهانی را موجب شده است، از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار بوده است. همچنین به موجب افزایش وابستگی این کشور به اقتصاد بین الملل به واسطه عوامل مذکور و نیاز شدید آن به بازارهای مصرف جدید در آینده و به دلیل تأکید این کشور بر توسعه اقتصادی هر چه بیشتر و تأمین ضروریات اقتصادی برای توسعه، سیاست خارجی مسالمت آمیز و صلح جو در این کشور در دستور کار قرارگرفته است و در آینده نیز تداوم خواهد یافت.
تحولات اخیر در خاورمیانه از جنبه های مختلف داخلی و بین المللی قابل بررسی و توجه است؛ تأثیرگذاری خیزش های مردمی سراسر خاورمیانه بر امنیت ملی کشورمان یکی از حوزه هایی است که علیرغم اهمیت آن، کمتر مورد بحث و کنکاش قرار گرفته است. در این مقاله ضمن ارائه تعریفی جامع از مفهوم امنیت و با تمرکز بر تعریف ارائه شده از سوی مکتب کپنهاگ، اثرات مثبت و منفی امنیتی حاصل از این تحولات بر امنیت ملی ایران در قالب دو بخش فرصت ها و چالش ها مطرح شده است. در این مقاله علاوه بر معرفی فرصت های پیش روی دستگاه دیپلماسی کشور برای استفاده از این تحولات در راستای تقویت امنیت ملی کشور، چالش های امنیتی ناشی از این تحولات گسترده در سطح منطقه ای نیز توضیح داده شده است.