هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر میزان استفاده از انواع رسانه های جمعی بر مولفه های فرهنگ سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز می باشد. در این پژوهش 430 نفر از دانشجویان به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش شامل رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر می باشد که از برآوردهای نرم افزار آموس استفاده شد.
نتایج تحقیق حاکی از این است که بین متغیر دینداری و فرهنگ سیاسی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین بین استفاده از رادیو و تلویزیون داخلی و روزنامه و مجله و سه مولفه فرهنگ سیاسی (ارزش ها، بارها و احساسات سیاسی) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین بین میزان استفاده از اینترنت و باورها و احساسات سیاسی رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین متغیر میزان استفاده از ماهواره با ارزش ها، باورها و احساسات سیاسی رابطه منفی معناداری دارد. هر کدام از این رسانه ها بیشترین تاثیر را بر احساسات سیاسی داشته اند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که به ترتیب مولفه های احساسات سیاسی، باورهای سیاسی، ارزش های سیاسی و دانش سیاسی بیشترین وزن را در شکل دهی به فرهنگ سیاسی داشته اند.
درباره فساد سیاسی در ایران دوره پهلوی (به ویژه فساد سیاسی خاندان پهلوی) بسیار نوشته اند ولی بیشتر این نوشته ها نه تنها بر مفهوم بندی موجه مشخصی از فساد سیاسی و داده های معتبر استوار نیستند، بلکه نوعی جانبداری آشکار و برجسته را هم در بر می گیرند که اعتبار آنها را مخدوش می کند. نوشتار حاضر در واقع روایتی از فساد سیاسی در ایران مابین سال های 1300 تا 1357 است که با تعریف و مفهوم بندی مشخصی از فساد سیاسی، معتبرترین داده های موجود درباره این پدیده را بازشناسی می کند. به بیان دیگر، این نوشتار نتیجه تحلیل داده های موجود در نزدیک به 900 گزارش و مکاتبه متعلق به عالی ترین سطوح سیاسی ـ اداری دولت در مقطع مورد نظر است. تحلیل اطلاعات موجود در این اسناد ارزشمند نشان می دهد در مقاطع مختلف این دورة تقریباً پنجاه ساله، رایج ترین انواع فساد سیاسی چه انواعی بوده و کارگزاران دولتی متعلق به رده های مختلف سلسله مراتب سیاسی ـ اداری چه سهمی در سوءاستفاده از قدرت سیاسی داشته اند.
در آغاز هزاره ی سوم در حوزه ی مطالعات سیاست بین الملل و بویژه تئوری های انتقال قدرت، ادبیاتی جدید رواج یافت که از آن با عنوان قدرت های در حال ظهور نام برده می شود. قدرت هایی که با توجه به تعاریفی که از آن ها می شود دارای رفتاری نسبتاً متفاوت در مقایسه با سایر قدرت های بزرگ در تاریخ روابط بین الملل می باشند. در سال های گذشته چین در کانون این حوزه مطالعاتی قرار گرفته است. خیزش چین در نظام بین الملل سبب شده است تا این کشور برای افزایش منافع ملی خود به گسترش نقش خود در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه بپردازد. سوال اصلی مقاله آن است که چگونه موانع و فرصت های مختلف در خاورمیانه، بر گسترش نقش چین در این منطقه تاثیر می گذارند؟پاسخ احتمالی به این پرسش آن است که محدودیت های نظامی چین و موانع سیاسی- استراتژیک ناشی از رقابت قدرت های بزرگ، رابطه مستقیمی با ایفای نقش حاشیه ای این کشور در خاورمیانه دارد. همچنین فرصت های اقتصادی(انرژی- تجاری) اهمیت ویژه ای در گسترش نقش چین در خاورمیانه دارد. در این پژوهش با استفاده از تئوری مجموعه امنیتی منطقه ای و با بررسی ابعاد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی بر این نکته تاکید می شود که خاورمیانه یکی از کلیدی ترین حوزه ها در استراتژی کلان بلندمدت چین می باشد و جمهوری اسلامی ایران می تواند با تغییر یا حداقل تعدیل در برخی از رفتارهای بین المللی، خود را به کانون اصلی این استراتژی و متحد استراتژیک چین در خاورمیانه بدل کند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سیاسی برآمده از آن در قانون اساسی بر اصل مترقی ولایت فقیه بنا شد. ولی به دلیل تحولات و شرایط پیش آمده در فاصله سال های 68 ـ 1358، در بازنگری قانون اساسی، در موارد مربوط به ولایت فقیه نظیر «شرایط و ویژگی ها، اختیارات و وظایف، کیفیت تعیین و گزینش و برکناری و کناره گیری» تغییراتی داده شد.
نویسنده با تطبیق و مقایسه موارد مذکور در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قبل و بعد از بازنگری، نتیجه گرفته که اصلاحات صورت گرفته در موضوع ولایت فقیه، مبتنی بر شرایط عینی جامعه و امری ضروری و اجتناب ناپذیر بوده است.
نویسنده در این مقاله می کوشد یکی از مهم ترین مسایل مربوط به حکومت اسلامی، یعنی «تشخیص و تبیین اهداف حکومت اسلامی» را توضیح دهد. وی با تشریح منشا اهداف حکومت دینی، آنها را به دوسطح اهداف بلند مدت یا غایی و اهدف متوسط یا میانی تقسیم کرده و به بررسی هریک از آنها می پردازد.
او در آخر نتیجه می گیرد که هرچند اهداف حکومت دینی در مقام نظر از یکدیگر جدا هستند ولی در مقام عمل ارتباط ناگسستنی با هم دارند و باید همه را با هم رقم زد.
این بحث می تواند علاوه بر نشان دادن تمایز و استقلال ماهوی حکومت دینی از سایر حکومت ها، راهنمای عمل دولتمردان و راهگشای الگوهای توسعه و پیشرفت در حکومت دینی باشد.
ایمان مسیحى، ایمان به تاریخ قدسى است و مدرنیته، وضعیت دور شدن از این تاریخ قدسى و روى آوردن به تاریخ عرفى و بر هم خوردن آرامش گذشته و پیدا شدن تعارض میان درون و بیرون انسان مؤمن است. براى رفع این تعارض سه راه حل در جهان مسیحیت پیشنهاد شده است که یکى بر بازسازى وحى تکیه دارد؛ دومى به اسطورهزدایى مىپردازد و تقلیلگراست و سومى بر تجربههاى دینى استوار است و مىخواهد تجربههاى دینى موجود در سنت را بازسازى کند. وضع در جهان اسلام با جهان مسیحیت تفاوت دارد و نمىتوان وضعیت این دو جهان را یکسان دانست.
تا کنون تلاش های بسیاری برای تبیین علمی و همه جانبه دو تحول مهم و اثرگذار تاریخ معاصر ایران یعنی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی صورت گرفته است. برای این منظور نظریه های گوناگونی که در مورد انقلاب های اجتماعی مطرح شده، مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله پس از تعریف جنبش و انقلاب و تفاوت میان دو مفهوم، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی مورد تحلیل جامعه شناسانه قرار گرفته است. برای تحلیل مشروطه نظریاتی مانند نظریه چالمرز جانسون، نظریه اسکاچپول و هم چنین نظریه هانتینگتون مورد استفاده قرار گرفته است. در تبیین انقلاب اسلامی نیز از نظریات در این زمینه از جمله نظریه توطئه، نظریه مدرن شدن شتابزده حکومت و نظریه توسعه نامتوازن استفاده شده است. در ادامه به ویژگی های انقلاب اسلامی از جمله آرمان گرایی دینی، مردم گرایی واقعی و جهان شمولی پرداخته شده است. بخش پایانی مقاله نیز به مقایسه مشروطه و انقلاب اسلامی از جنبه های مختلف مانند جامعه محوری، منشأ و سرچشمه، هویت بخشی و نسبت با استعمار اختصاص یافته است.
هرچند که در آغاز شکل گیری بحران سوریه که همزمان با پیدایش بهار عربی و بیداری اسلامی بود، یک این همانی برای پاره ای از تحلیلگران سیاسی ایجاد شده بود که بحران سوریه نیز از سنخ و جنس همان جنبش های انقلابیِ کشورهای منطقه است، امّا شکل گیری گروه های تروریستی و بنیادگرایان تکفیری- سَلفی از جمله جبهه ی النصره، اَحرار شام و داعش که در فعالیتی همسو با یکدیگر علیه منافع ملّت سوریه، این کشور را عرصه ی تاخت و تاز خود قرارداده اند، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی قرارداد که با دقت و تیزبینی خاصی تحولات این کشور و منطقه را رصد نموده و در این جدال ژئوپلیتیکی، از منافع دولت و ملّت سوریه حمایت نماید. با توجه به این مطلب، فرض این پژوهش آن است که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه، واقعگرایانه و مبتنی بر منافع ملّی ایران و دولت- ملّت سوریه است؛ امری که در این پژوهش قصد تبیین آن را داریم. هدف از انجام این پژوهش، دست یابی به درک صحیحی از رویکرد واقعگرایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به بحران سوریه می باشد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است.
«حکمرانی شبکه ای» هم به عنوان استعاره ای برای توصیف رشد مسایل پیچیده، مجزاشدن فزاینده جامعه و پلی برای عبور از مرزهای بخشی به کار رفته و هم به عنوان پاسخی از سوی سیاستگذاران به پویایی تعاملات محیط تغییر یافته سیاستی عمل می کند. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی مفهوم حکمرانی شبکه ای و کارکردهای آن، به بیان مزیت ها و مطلوبیت آن به عنوان یک رویکرد تحلیلی برای توصیف و تبیین سیاست های عمومی و عملکرد دولت بپردازد. به این منظور ضمن معرفی سه شکل عام و کلاسیک حکمرانی یعنی سلسله مراتب، بازار و شبکه؛ ویژگی های هر یک را برشمرده و در نهایت مطلوبیت های شکل شبکه ای حکمرانی بیان می شود. چارچوب حکمرانی شبکه ای پذیرفته است که سیاست های عمومی دیگر تنها بوسیله دولت تدوین نمی شوند بلکه شبکه ای از ارتباطات میان بازیگران مختلف مانند سیاستمداران، بوروکرات ها، شرکت های خصوصی، گروه های فشار و شهروندان تعیین کننده آنها هستند. البته حکمرانی شبکه ای با چالش هایی همچون مدیریت مطلوب شبکه، دموکراتیک بودن، پاسخگویی و تنظیم ارتباطات روبه رو است. این پژوهش با معرفی چارچوب هایی مثل فراحکمرانی و استراتژی های ترکیبی هدایت و خودتنظیمی، راهکارهایی برای رویارویی با این چالش ها معرفی می کند.
جنگهای ناپلئون را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد که قسمت نخست آن موفقیت آمیز و بخش دوم این جنگها با شکست و ناکامی روبهرو شد. جنگ ناپلئون با آلکساندر اول (تزار روسیه) در زمانی روی داد که “عصر طلایی” پیروزیهای نظامی فرانسه به سرآمده و این کشور سیر نزولی را میپیمود.