علاءالدین حسن کانگوی بهمنی موفق شد در سال747ق حکومت بهمنیان را تاسیس کند. جانشینان او هر کدام برای گسترش این حکومت کوشش هایی کردند اما دوره اقتدار حکومت بهمنیان در زمان حاکمیت سلطان محمد سوم بود. او پس از تثبیت اوضاع داخلی حکومتش به گسترش قلمرو خود پرداخت. این گسترش قلمرو بیشتر به سوی سرزمین هندوها بود که همسایگان بهمنیان بودند.فعالیت ایرانیان دربار بهمنی، به ویژه خواجه محمود گاوان که وزیر سلطان محمد بود در تثبیت و گسترش حکومت بهمنیان اثر به سزایی داشت. اصلاحاتی که خواجه محمود گاوان انجام داد سبب تثبیت حکومت مرکزی بهمنیان و تضعیف امرای مناطق گوناگون شد. این اصلاحات بیشتر در زمینه های اداری و مالی بود به گونه ای که نظام اداری حکومت بهمنیان را متحول کرد و در نهایت سبب سرنگونی محمود گاوان شد. با قتل محمود گاوان و سپس مرگ سلطان محمد، حکومت بهمنیان روبه زوال رفت و دوران طلایی این حکومت به پایان رسید.در این دوره ورود برخی ایرانیان؛ همچون خواجه محمود گاوان، قلی قطب شاه و عادل شاه به دربار بهمنیان باعث شد تا بهمنیان با ایران روابط فرهنگی، مذهبی، سیاسی و تجاری داشته باشند و این روابط تا دوره حکومت های محلی دکن ادامه پیدا کند. در این پژوهش کوشش می شود تا نقش ایرانیان در گسترش حکومت بهمنیان و چگونگی روابط فرهنگی و سیاسی بهمنیان با ایران بررسی شود.
سیاست خارجی اوباما را می توان تابعی از نیازها و ضرورت های ساختاری در ایالات متحده دانست. طی سال های ٦-٢٠٠٢، زمینه برای نقد الگوهای رفتاری جورج بوش در ساختار سیاسی امریکا به وجود آمد. ساخت های بوروکراتیک و نخبگان سیاسی امریکا به این جمع بندی رسیدند که چنین فرایندی، مخاطرات امنیتی فراگیری را برای امریکا ایجاد خواهد کرد. سیاست تغییر امریکا در چنین فرایندی سازماندهی شد؛ اما در عمل با دگرگونی های مشهود و قابل توجهی روبه رو گردید. در این مقاله تلاش می شود تا عوامل به قدرت رسیدن اوباما در دو سطح داخلی و بین المللی مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، شاخص های سیاست تغییر، تبیین شده و درنهایت پیامد آن در رفتار سیاسی و سیاست خارجی اوباما مورد بررسی قرار می گیرد. تبیین این موضوع براساس رهیافت ساختارگرایی در جامعه امریکا انجام می گیرد؛ بنابراین فرایندهای برگشت پذیر در سیاست خارجی اوباما را می توان تحت تأثیر مؤلفه های ساختاری و بوروکراتیک در جامعه امریکا دانست. در چنین شرایطی، نقش مقامات اجرایی تصمیم گیرنده کاهش می یابد.
تاریخ ملوک هرموز، محدوده هفتصدساله تاریخ جنوب ایران را شامل می شود. تاریخ این ملوک به شدت تحت تاثیر دگرگونی های مسیر تجارت دریایی و خشکی است. بندر و جزیره هرموز به عنوان محل تلاقی راه های تجاری دریایی و خشکی و یکی از مراکز مهم خلیج فارس به شمار می رفت و از آنجایی که این شهر در دو مسیر بازرگانی خشکی و دریایی قرار داشت، بیشتر از دیگر مراکز تجاری ایران در مقابل تغییرات و دگرگونی ها از خود انعطاف نشان داده است. کتاب حاضر در همین راستا قابل بررسی است.
در تحقیق حاضر این سؤال که آسیب های روانی اثرگذار روی دانشجویان که حاصل جنگ نرم هستند و همچنین برخی از منابع مقابله با آن کدم اند مورد مطالعه قرار گرفت. کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز که در سال تحصیلی 1393 مشغول تحصیل بودند جامعه آماری را تشکیل داده اند که از بین آنان 191 دانشجو به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. طرح تحقیق توصیفی– اکتشافی است و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های محقق ساخته، استفاده به عمل آمد. نتایج تحلیل نشان داد که آسیب های روانی حاصل از جنگ نرم روی دانشجویان عبارت اند از گرایش به فضای مجازی و تبعیت از مدل های غربی (مرکب از 9 آسیب) و بی نشاطی و کاهش خودباوری (مرکب از 7 آسیب). ضمناً بزرگان قوم، استاندار، نیروهای نظامی، مدیران اقتصادی، جشن های مذهبی، ائمه جمعه، رسانه های محلی و اساتید دانشگاه به ترتیب بیشترین و مهم ترین منبع مقابله با جنگ نرم تلقی می شوند.
تلاش های صورت گرفته در حوزه دیپلماسی عمومی در منطقه خلیج فارس همواره با چالش ها و موانع همراه بوده است. دلایل این امر به تصویر سازی غیر واقع بینانه از اهداف ج.ا.ایران توسط رسانه های گروهی قدرت های فرامنطقه ای از یک سو و عدم پویایی وکارامدی سیاست خارجی ایران در حوزه دیپلماسی عمومی از سوی دیگر بازمی گردد. این کاستی ها موجب بی اعتمادی، افزایش تنش و کاهش روابط خوب همسایگی با کشورهای این منطقه شده است. این پژوهش به دنبال این است که در چارچوب قدرت نرم، با بررسی دیپلماسی عمومی در ابعاد مفهومی وکارکردی به تحلیل نقش فرصت ها و چالش ها در حوزه دیپلماسی عمومی ایران پرداخته و راهکارهای مؤثر برای بهبود و تقویت مناسبات و روابط ج.ا.ایران با همسایگان جنوبی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
در دوران حکومت رضاخان که تقریبا بیست سال بود، پایه هایی در الگوی مصرف گذاشته شد که بازتاب آن تا کنون که سال ها از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، محسوس است. اقداماتی مانند تغییر در فرهنگ اصیل ایران اسلامی و سوق دادن فضای فرهنگی جامعه به فرهنگ مبتذل غرب، تمرکز قدرتی دست نشانده و دخالت همه جانبه دولت در تمام بخش های کشور که لازمه آن هدر رفتن و غارت منابع و عدم استفاده بهینه از آن می باشد، آثار بدی به جا گذاشت که ورود بی رویه کالاهای غربی، نابرابری شدید در تراز پرداخت و رشد نامتناسب شهرها و از بین رفتن بخش روستایی از جمله آن هاست.
در این گفتوگو به پارهاى از ویژگىهاى ایرانیان اشاره شده و تأکید شده است که ایرانى براى ادامه حیات خویش باید با حفظ هویت ایرانى خویش، آن را کارساز کند و این کارساز کردن از طریق افکندن طرحى نو در اندیشه امکانپذیر است؛ یعنى باید در نحوه تفکر مردم تغییرات پایهاى ایجاد کرد.