ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۱۶۶۱.

تحلیل ساختاری-شناختی رویکرد پکن در همکاری جامع راهبردی ایران-چین بر اساس نظریه "نقش"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۰۰
مقدمه:پیش بینی های نظری، رویه های بین المللی و شواهد اثباتی و تجربی فراوانی در نظام جهانی از یک دوره گذار سریع و عمیق حکایت دارد که در آن قدرت های نوظهور جهانی و مجموعه های منطقه ای، در حال به چالش کشیدن ساختار سنتی قدرت در جهان هستند. هم افزایی چین و ایران در برخی از حوزه ها در این راستا قابل تفسیر است. بیان مسئله: عدم ادراک مناسب از این رابطه در ایران و بافت بین الملل و تمرکز تفاسیر و تحلیل ها بر محور متغیر آمریکا، و برخی خلأهای روش شناختی و معرفت شناختی در تحقیقات پیشین مانع از ایجاد یک فهم جامع و روا از این پدیده شده است. روش: بر همین اساس، تحقیق حاضر با استخدام نظریه نقش در نظام بین الملل، تلفیق پدیدارشناسی و تحلیل اثرات متقاطع و اعتباربخشی نخبگانی و نرم افزاری، ابعاد رابطه دو کشور تحت برنامه همکاری مشترک را از دیدگاه چین بررسی کرده است. یافته ها: نتایج نشان داد که رویکرد چین در رابطه با ایران متشکل از دو بعد ساختاری ( متشکل از ده متغیر) و اندیشگانی (متشکل از پنج متغیر) است که به ترتیب منجر به ساخت نقش های "ابرقدرت-قدرت میانه" و "ذینفع همسو" شده است. تحلیل اثرات متقاطع نیز نشان داد که نظام روابط دو کشور پایدار و فاقد متغیرهای ریسک است و بر همین اساس، ناپایدارسازی آن دشوار است. از طرف دیگر، به دلیل تنافی این نقش ها با دیگر نقش های بین المللی چین، چشم انداز بسط این رابطه را نیز دشوار کرده است.
۱۶۶۲.

چگونگی پدیداری اندیشه با خوانشی روان شناسانه از دیدگاه اسپریگنز: به سوی یک چهارچوب شناختی کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
نوشتارِ کنونی به بررسیِ این موضوع می پردازد که «یک اندیشه چگونه پدیدار می گردد؟» و با خوانشی روان شناختی از دیدگاهِ اسپریگنز نشان داده می شود که اندیشه، پدیداری «فرآیندی» است و از فرآیندهای دراز هنگامِ اجتماعی (ویژگی های زمانی) و کوتاه هنگامِ روانی می گذرد. فرآیندهای روانی همانا پویش ها و سازوکارهای «شناختی»، «عاطفی» و «انگیزشی» هستند که بسته به چندوچونِ سامانِ زیستی برانگیخته و دگرگون می شوند. این سازوکارها، نقشی سترگ در اندیشه ورزی دارند و از پیش ران های مهمِ آن به شمار می روند. زینسان بی نگریستن به آنها نمی توان به شناختِ درخوری از چگونگیِ شیرازه بستنِ نظریه ها رسید. هرچند اسپریگنز بدین نکته آگاه بود، در بررسیِ چهارگامه خویش چنین نکرد. این هنگامی است که می توان چهار گامِ شناختیِ وی را با سازوکارهای روانی پیوند زد، به گونه ای که گامِ یکم با «ارزیابیِ نخستین و عواطف» و گامِ دوم با فرآیندِ شناختیِ «اسناددهی» پیوند می یابد. گامِ سوم با «انگیزه ها» پیوند می خورد و سرانجام گامِ چهارم به معنای «ارزیابیِ دوم» است. با این پیوندزنی، نوشتار می کوشد چهارچوبِ شناختیِ کلان تری برای واکاویِ نظریه های سیاسی فراپیش نهد.
۱۶۶۳.

زنان به مثابه سوژه انقلابی در اندیشه «علی شریعتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
«علی شریعتی»، نمونه روشن فکر عرصه عمومی در ایران در دهه 1340 بود که هم صدای نوآوری های ایدئولوژیکی زمانه اش بود و هم بازتاب سردرگمی های آن زمان به شمار می آمد. پیشگامی شریعتی در میان روشن فکران معاصر ایرانی در طرح مسئله زنان در گستره عمومی قابل توجه است و این مقاله سعی دارد تا اندیشه سیاسی علی شریعتی را به عنوان روشن فکری اثرگذار در موضوع زنان تحلیل کند. در این پژوهش، پدیدار زن در اندیشه های شریعتی از منظر تحول مفهومی قدرت بررسی خواهد شد و واکاوی وضعیت زنان، آسیب شناسی و مشکلات زنان و راهکار شریعتی برای حل آنها با توجه به نقد روایت های سنتی و مدرن در نقطه کانونی این مقاله قرار دارد. فرضیه این پژوهش بر این مدعاست که شریعتی درباره زنان، رویکرد چپ گرایانه دارد و تلاش می کند تا با دیگری قرار دادن غرب به مثابه روایتی که از زنان، استفاده ابزاری می کنند و بنیادگرایان سنتی که زنان را حذف می کنند، راه جدیدی ابداع کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شریعتی، روایت انقلابی از مطالبات زن ارائه می دهد و با استفاده از آموزه های ایدئولوژیکی سعی داشته تا زنان ایرانی را به مثابه سوژه انقلابی معرفی کند.
۱۶۶۴.

آسیب شناسی تاثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۸۰
هوش مصنوعی به سرعت در تمام جنبه های دیپلماسی که تصمیمات سیاست خارجی را اجرا و اهداف ملی و جهانی را دنبال می کند در حال استفاده است. چالش های امنیتی، دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی در ابعاد نوآورانه خود (الکترونیک، مجازی و سایبرنتیک) ذاتاً با فناوری های هوش مصنوعی درهم آمیخته اند. هدف این مقاله آسیب شناسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی است. سؤال اصلی تحقیق این است که نقاط قوت، ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدات اجرای گسترده هوش مصنوعی در دیپلماسی عمومی کدامند ؟ این مطالعه با استفاده از روش تحلیل سوآت انجام شده است و روش جمع آوری داده های آن نیز کتابخانه ای است. نتایج مقاله نشان می دهد کار با کلان داده و استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی به دیپلمات ها مزیت رقابتی می دهد و ساختارهای حاکمیتی را تا حدی از سلسله مراتبی به خطی تبدیل می کند. پذیرش هوش مصنوعی می تواند دیپلمات ها را توانمند کند و اثربخشی ابزارهای دیپلماتیک را در دستیابی به اهداف ملی در زمان صلح و جنگ افزایش دهد. هوش مصنوعی نحوه تعامل و ارتباط دولت ها با مردم را در محیط خارجی تغییر می دهد. همچنین، هوش مصنوعی می تواند دیپلماسی عمومی را با ارائه ابزارهایی برای ایجاد پیام های هدفمندتر و راهبردی تر، تجزیه و تحلیل احساسات عمومی در زمان آنی و شخصی سازی استراتژی های تعامل در بحبوحه تنوع فرهنگی متحول کند که در نتیجه دامنه و اثربخشی ابتکارات دیپلماسی عمومی را تقویت می کند.
۱۶۶۵.

بازتاب انسان شناسی کنفوسیوسی در سیاست خارجی چین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۹
نظریه پردازی در روابط بین الملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاه های انسان شناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ارائه شده و این تفسیر تا چه حد در  نگرش و کنش های دولت چین در نظام بین الملل ظهور و بروز یافته است. استدلال مقاله این است که در سنت کنفوسیوسی انسان موجودی ماهیتاً اخلاقی و ارتباطی فرض می شود به این معنا که خیرخواهی به مثابه یک فضیلت اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و موجودات بشری در بستر روابط، تعاملات و نقش های اجتماعی به وجود و کارکرد این فضیلت آگاهی یافته و لاجرم آن را در تصمیمات و کنش هایشان تحقق می بخشند. رگه های از آموزه خیرخواهی به عنوان برآیند روایت انسان شناسانه سنت کنفوسیوسی با دو معنای عشق به دیگری و مسئولیت پذیری در سیاست خارجی چین قابل پیگیری است و سبب برجسته شدن مؤلفه هایی چون پرهیز از جنگ، پرهیز از مداخله گرایی و مسئولیت پذیری محدود و محتاطانه شده است. این تحقیق در زمره مطالعات کیفی قرار دارد و با رجوع به اسناد و منابع کتابخانه ای به گردآوری داده ها مبادرت ورزیده است.
۱۶۶۶.

یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۴
دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات متحده به طور فزاینده ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می کند. در حالی که سیاست های توسعه طلبانه ایالات متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره گیری استراتژیک از تحریم ها، اَشکال تازه ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته های پژوهش نشان می دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده  است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست های اسرائیل، در کنار پی گیری گسترده تر سیاست یکجانبه گرایی، ثبات جهانی و چشم انداز نظم بین المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می کشد.
۱۶۶۷.

Religion and Behavioral Patterns in Iran's Foreign Policy: A Comparative Study of the Pahlavi II Era and the Islamic Republic(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
This research presents a comparative analysis regarding the influence of religion as a key component of national identity on behavioral patterns in Iran's foreign policy across two distinct periods: that of Pahlavi II and the Islamic Republic. The significance of examining religion arises from its impact on national interest formulation within constructivist frameworks, where identity constructs play a pivotal role. The primary objective of this study is to elucidate how recognizing religion's position as an identity factor can enhance our understanding of behavioral patterns in Iran's foreign policy. Addressing the inquiry into religion's influence on these patterns during both eras, this paper posits that while religion was one of many influential factors in Pahlavi II's foreign policy landscape, it did not substantially integrate into national identity or affect foreign policy decisions at that time. Conversely, within the Islamic Republic framework, religion emerges as a fundamental ideology and an independent variable that shapes foreign policy behavior. The research findings ultimately reveal that during Pahlavi II’s era, national interests were defined through the lens of modern state identity, whereas Shia ideology became central to shaping foreign policy identity in the Islamic Republic. Consequently, religion has demonstrated a significant direct impact on behavioral patterns within this political context.
۱۶۶۸.

نقش ایران در سقوط حکومت عبدالکریم قاسم در عراق (1963-1958)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
روابط ایران و عراق از زمان تأسیس دولت مدرن عراق در سال ۱۹۲۰، همواره با فراز و فرودهای سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی همراه بوده است. تحولات ناشی از کودتای ژوئیه ۱۹۵۸ و برآمدن حکومت جمهوری به رهبری عبدالکریم قاسم، آغازگر مرحله ای نوین از تقابل راهبردی میان دو کشور بود. دولت قاسم با اتکاء به گفتمان ناسیونالیسم عربی و رویکردهای سوسیالیستی، زمینه ساز واگرایی سیاسی از ایران و تغییر موازنه قدرت در منطقه شد. در پی تشدید اختلافات مرزی، به ویژه بر سر اروندرود و مسئله خوزستان، و همچنین نگرانی فزاینده تهران از گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در عراق، حکومت پهلوی دوم درصدد مدیریت مخاطرات ناشی از تحولات بغداد برآمد. بر این اساس، پرسش محوری این پژوهش آن است که جمهوری اسلامی ایران در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، چه نقشی در فرآیند تضعیف و سقوط حکومت عبدالکریم قاسم ایفا کرده است؟ یافته های این مطالعه بر پایه اسناد تاریخی و تحلیل تحولات منطقه ای، حاکی از آن است که گرچه علل اصلی سقوط قاسم در ساختار شکاف خورده قدرت، رقابت درون نظامی و ناتوانی در تثبیت نظم سیاسی داخلی ریشه داشت، اما ایران نیز از طریق اقدامات غیرمستقیم، از جمله حمایت اطلاعاتی و سیاسی از مخالفان قاسم، در تسریع فروپاشی نظام جمهوری او نقش قابل توجهی ایفا کرد.
۱۶۶۹.

الزامات تامین امنیت قفقاز جنوبی توسط جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۶
هدف مقاله حاضر بررسی الزامات تامین امنیت قفقاز جنوبی توسط جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر جمهوری آذربایجان است. روش مقاله حاضر، ترکیبی و با متد کیفی، مصاحبه ای ،روش پدیدارشناسی و کتابخانه ای اجرا شده است. جامعه آماری اساتید دانشگاهها و متخصصین وزارت امور خارجه بودند. مشارکت کنندگان به روش هدفمند و اشباع داده انتخاب و پاسخ سوالات با مصاحبه های اکتشافی به دست آمده است. نتایج نشان داد که، ایران بر اساس مدل سیاستگذاری عقلانی در منطقه قفقاز سیاست احتیاطی و مداراگرایانه را در پیش گرفته و سیاست امنیتی ایران بر پایه منافع و ملاحظات ژئوپلیتیکی و اقتصادی، براساس موازنه سازی برون گرا، دفاع فعال و تعامل و حضور مؤثر و مقتدر و راهبرد امنیتی به هم پیوسته بوده است. ایران به عنوان یک بازیگر منطقه ای فعال و با نفوذ که با دو کشور از سه کشور قفقاز دارای مرز مشترک است، اهمیت و اولویت خاصی برای منطقه قفقاز در سیاست امنیتی خود قائل است وسیاست امنیتی ایران نسبت به قفقاز واقع بینانه و عمل گرایانه بوده است.
۱۶۷۰.

سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه (۲۰۲۴- ۲۰۲۳)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۷۶
بحران  اخیر غزه که بعد از عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر  ۲۰۲۳ آغاز شد، یکی از پیچیده ترین تحولات در رابطه با مساله فلسطین و رژیم صهیونیستی می باشد. این بحران، به واسطه خشونت های مستمر، تخریب زیرساخت ها و نسل کشی رژیم صهیونیستی، توجه جامعه بین المللی را به خود جلب کرده است. تحولات در غزه، به ویژه درگیری های نظامی، وضعیت انسانی و تحولات سیاسی داخلی و منطقه ای، به ناچار موجب شکل گیری و تغییراتی در رویکردهای سیاست خارجی آمریکا شده است. لذا سؤال اصلی پژوهش عبارت از این است که سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه طی سال های ۲۰۲۳ - ۲۰۲۴ مبتنی بر چه مؤلفه هایی بوده است ؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه مطرح می شود که: «سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه مبتنی بر تلاشی متناقض برای حفظ همزمان نقش و اعتبار خود به عنوان حامی حقوق بشر و دموکراسی و در عین حال تضمین منافع راهبردی و ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی در منطقه بوده است که این تعارض ناشی از تعامل میان فشارهای داخلی مانند منافع گروه های لابی و اولویت های نخبگان سیاسی با نیاز به حفظ جایگاه استراتژیک آمریکا در سطح بین المللی و منطقه ای است» یافته های پژوهش نشان می دهد این سیاست ها با اظهارات علنی در حمایت از حقوق فلسطینیان و مدیریت انتقادات بین المللی و اقدامات عملی در پشتیبانی قوی از رژیم صهیونیستی در قالب ارائه حمایت های مالی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک متجلی شده است. این تناقض آشکار میان گفتار و عمل، ارائه دهنده تصویر دوگانه ای از سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در این بحران بوده است. این پژوهش با پذیرش مفروضه های روش کیفی  و با بهره گیری از رویکرد توصیفی- تحلیلی و با جمع آوری داده ها از طریق روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای سامان یافته است.
۱۶۷۱.

عوامل مؤثر بر شکل گیری اتحاد راهبردی ترکیه و جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
با روی کارآمد حزب عدالت و توسعه در سال 2002 تحت تأثیر دیدگاه داوود اوغلو ارتباط گسترده با محیط پیرامونی در دستور کار مقامات ترکیه قرار گرفت. ازاین رو، ترکیه تلاش کرد تا ارتباط خود را با جمهوری آذربایجان افزایش دهد. روابط آنکارا– باکو، در جنگ 2020 قره باغ عمق بیشتری پیدا کرد و با «اعلامیه شوشی» به اوج خود رسید. اعلامیه شوشی را می توان سنگ بنای روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان در تحولات جدید دانست. بیانیه شوشی به وضوح هماهنگی سیاست کلی در حوزه های نظامی، سیاسی و سیاست خارجی را بیان می کند. در واقع، این سند بیانگر اتحاد راهبردی بین ترکیه و جمهوری آذربایجان است. از این رو، در این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از چارچوب نظری سه سطح سه حوزه ای محی الدین مصباحی که یک خوانش ویژه از ژئوپلیتیک است و یک دید سه جانبه از سیستم بین المللی با سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی و سه حوزه مرتبط به هم و درعین حال متمایز ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، ارائه می دهد، تلاش شده است به این پرسش که چه عواملی سبب تکوین و تعمیق اتحاد راهبردی بین ترکیه و جمهوری آذربایجان شده است؟ پاسخ داده شود. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد که مجموعه ای از عوامل ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچر در سه سطح بین المللی، منطقه ای و داخلی سبب تکوین و تعمیق اتحاد بین ترکیه و جمهوری آذربایجان شده است. در این پژوهش، روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت استفاده از منابع مکتوب اعم از کتب، مقالات، اسناد و داده های اینترنتی است.
۱۶۷۲.

شناخت آثار تحریم های ثانویه کنگره آمریکا بر برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۸
تنش های منطقه ای در خاورمیانه باعث شده تا توسعه قابل توجهی در ظرفیت موشکی به عنوان یک عامل کلیدی در مواجهه با تهدیدهای نظامی کشورهای دیگر، نقش حیاتی را در سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک ابزار بازدارنده ایفا کند. از سوی دیگر، غرب و به ویژه آمریکا برای حفظ تعادل قدرت و پیشگیری از ایجاد هژمونی منطقه ای، محدودیت های گسترده ای را برنامه موشکی ایران اعمال نموده اند. تحریم های ثانویه کنگره آمریکا به عنوان یکی از اقدامات دفاعی مقابله ای علیه توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران آمده است. پرسش اصلی پژوهش این بود که تحریم های ثانویه کنگره آمریکا بر برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران چه تاثیری داشته اند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، با 16نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران و متخصصان در حوز های روابط بین الملل، حقوق بین الملل، امنیت بین الملل و موضوعات دفاعی کشور که به شیوه هدفمند با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه هایی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها و ادبیات موضوع، از تکنیک تحلیل تماتیک استفاده گردید. داده های به دست آمده از تحلیل تماتیک منجر به استخراج 4 تم نهایی شد که عبارتند از: محدودسازی دسترسی به تکنولوژی، افزایش هزینه ها، محدودسازی دسترسی به منابع انسانی متخصص، بومی سازی فناوری موشکی برای افزایش توان بازدارندگی. این شاخص ها، از نظر خبرگان این مطالعه مهم ترین عواملی هستند که به دلیل تحریم های ثانویه کنگره آمریکا برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر خود قرار داده اند.
۱۶۷۳.

تحلیل روابط ایران و عربستان از منظر تئوری سیگنالینگ (1402-1390)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی در طول چند دهه گذشته تا به امروز بین منازعه، رقابت و همکاری محدود در نوسان بوده است. اغلب، رقابت و منازعه این دو بازیگر براساس رویکردهای ایدئولوژیکی و یا ژئوپلیتیکی و همکاری آن ها براساس نظریات منطقه گرایی و مبتنی بر ساختار نظام بین الملل تحلیل می شود اما بررسی فهم و ادراک نخبگان سیاسی و نظامی آنان عمدتاً موردتوجه قرار نمی گیرد. این پژوهش به دنبال آن است با بررسی اظهارات و رفتار نخبگان سیاسی- نظامی دو کشور، تأثیر این سیگنال ها را بر منازعه، تطویل مذاکرات، سرعت توافقات اخیر و آینده روابط دو بازیگر مورد بررسی قرار دهد. سؤال اصلی که مطرح می شود این است که: سیگنال های ارسالی نخبگان سیاسی-نظامی ایران و عربستان چه تأثیری بر روابط آن ها داشته است؟ در پاسخ به سؤال فوق در چارچوب تئوری سیگنالینگ و با روش تحلیل محتوای کیفی این فرضیه مطرح می شود که: سیگنال های ارسالی نخبگان سیاسی- نظامی و رفتار ایران و عربستان نسبت به یکدیگر باعث شده است نخبگان دو کشور در مقاطعی ادراک مبتنی بر تهدید از یکدیگر داشته باشند و این امر به طولانی شدن مذاکرات و درنتیجه تشدید رقابت و منازعه میان آن ها منجر شده است و در مقاطع دیگر این سیگنا-ل ها مبتنی بر همکاری و بازی با حاصل جمع غیرصفر بوده که دو بازیگر را به یکدیگر نزدیک کرده و توافقاتی میان آن ها شکل گرفته است. با توجه به تجربه چنین فرازوفرود هایی در ارسال سیگنال ها پیش بینی می شود روابط ایران و عربستان در یک دوره میان مدت با گذار از منازعه بین رقابت و همکاری محدود در نوسان باشد.
۱۶۷۴.

امنیت انرژی ایران پس از جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۲۷
مهم ترین موضوع در خصوص جنگ اوکراین باتوجه به جایگاه مهم روسیه در بخش انرژی و اوکراین در ترانزیت، تأثیر این رخداد بر روی انرژی و قیمت آن است. این موضوع موجب افزایش قیمت حامل های انرژی و نگرانی کشورهای مصرف کننده در زمینه تأمین انرژی شد. کشور ایران نیز باتوجه به دارا بودن ذخایر غنی نفت و گاز، به ویژه پس از جنگ اوکراین موردتوجه کشورهای مصرف کننده انرژی قرار گرفته است. در همین راستا در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از چهارچوب نظری امنیت انرژی تلاش شده است که به این سؤال پاسخ داده شود که تأثیر جنگ اوکراین بر امنیت انرژی ایران چگونه خواهد بود؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که جنگ اوکراین به لحاظ امنیت انرژی فرصت هایی از منظر ژئوپلیتیک مانند تقویت نقش ترانزیتی ایران و چالش هایی به لحاظ سیاسی و اقتصادی مانند دو قطبی شدن بیشتر فضای بین المللی و پیداشدن رقبا در زمینه صادرات انرژی را برای ایران به دنبال داشته است. یافته های پژوهش نشان دهنده این موضوع است که با توجه به تاثیر منفی جنگ اوکراین بر روند انتقال انرژی روسیه به اروپا و ضرورت تنوع بخشی اروپا به منابع انرژی خود، ایران فرصت یافته است تا جایگاه خود در زمینه صادرات انرژی در منطقه و در جهان را بهبود ببخشد.
۱۶۷۵.

نقش ارزش ها و هیجانات در پذیرش اخبار سیاسی جعلی در عصر پساحقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
مقدمه و اهداف: تا قبل از سال 2016، اخبار جعلی عموماً به موضوعاتی می پرداختند که به سادگی با حواس پنجگانه و یک تصویر یا فیلم رد نمی شوند. اما همزمان با انتخابات برگزیت در بریتانیا و ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، دقیقاً چنین نوعی از اخبار جعلی تحت عنوان پساحقایق به صورت گسترده و موفقیت آمیز مورد سوء استفاده قرار گرفت، تا حدی که برخی را مجاب کرد که از شروع عصری سخن بگویند که در آن، برانگیختن هیجانات مخاطبان، تعیین کننده ترین نقش را در پذیرش اخبار سیاسی دارد و تطابق ادعاهایمان با حقیقت، هیچ گاه انقدر کم اهمیت نبوده است. سؤال اصلی مقاله این است که چرا اخبار سیاسی جعلی با بار هیجانی، توسط مخاطبان در عص ر پساحقیقت پذیرفته می شوند؟ فرضیه ی اصلی نیز چنین است: هیجانات، معلول ارزش ها هستند و در عص ر پساحقیقت، اگر خبری ارزش های مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، دفاع هیجانی از آن ارزش ها، برای مخاطب اولویت بالاتری نسبت به راستی آزمایی خبر خواهد داشت. این پژوهش، در پی آزمون این فرضیه و کشف عواملی است که باعث پذیرش دروغ های بزرگ در برخی اخبار می شود.روش ها: از آنجا که پژوهشی گفتمانی در باب پساحقایق در سطح ایران نوآورانه است، ابتدا باید به فهرستی از اخبار جعلی ایرانی دست می یافتیم که شرایط پساحقیقت خوانده شدن را دارند. از این رو، پیمایشی اولیه با همکاری 370 شرکت کننده انجام شد که در نتیجه ی آن، 10 خبر که ادعایی جعلی مطرح می کردند، بار هیجانی داشتند و توسط اکثر مخاطبان پذیرفته شده بودند، انتخاب گشتند. سپس، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مردم عادی ایران با محوریت آن 10 خبر (البته در لابه لای اخبار غیرجعلی) صورت گرفت. با استفاده ی از روش روانشناسی گفتمانی، به تحلیل الگوهای زبانی در متون مصاحبه ها پرداختیم تا فرضیه ای استخراج شود که توانایی تبیین باورپذیری پساحقایق را داشته باشد.یافته ها: از یک طرف، به محض خواندن اخبار برای مصاحبه شوندگان، سه داده ی ضربان قلب، زبان بدن و خوداظهاری هیجانات تجربه شده جمع آوری شد. با مثلث سازی این سه شاخص هیجانی و در نظر گرفتن احتمال تنظیم گیری هیجانات از سوی مصاحبه شوندگان، فرضیه ی غالب در ادبیات تحقیق رد شد زیرا تعداد داده هایی که بتواند تأییدکننده ی آن فرضیه باشد، فقط 13 مورد از 120 مورد ممکن و بسیار کمتر از حد مورد انتظار بود. از طرف دیگر، تحلیل گفتمانی مصاحبه ها باعث شکل گیری و اثبات فرضیه ای شد که طبق آن، تأیید شدن یا به چالش کشیده شدن ارزش های مخاطبان توسط پساحقایق است که باورپذیری آن اخبار را افزایش می دهد. شکل مبسوط این فرضیه، از استخراج و آزمودن این مشاهده به دست آمد که اکثریت مصاحبه شوندگانی که صحت یک پساحقیقت را پذیرفته بودند، گویی بلافاصله پس از شنیدن پساحقیقت متوجه می شدند که یکی از هویت هایشان و مشخصاً ارزش ها و باورهای متناسب با آن هویت توسط آن پساحقیقت تأیید یا رد شده است. بنابراین، با استفاده از جملاتی که کارکردهای متفاوت ولی همسویی دارند و همچنین کارگان های تفسیری که استعاره ها و بازی های گفتمانی شناخته شده میان افراد یک جامعه هستند، نسخه ای از واقعیت را برمی ساختند که بتوانند مصاحبه کننده را نسبت به قدرت توجیه کنندگی قضاوت ارزشی و باور خود قانع کنند. در این نسخه های برساخته شده، از داده های متناقض و دردسرساز چشم پوشی می شود و چشم اندازهای رقیب در حاشیه قرار می گیرند و ارزش ها، ایدئولوژی ها و باورهای مصاحبه شونده تبلیغ می شوند. هر پنج عامل ارزش ها، موقعیت های سوژه در طیف های هویتی، کارکردها، کارگان های تفسیری و مهم تر از همه، برساخته شدن نسخه ای از واقعیت، از خلال جملات مصاحبه شوندگان قابل استخراج بود و یک مجموعه ی توجیهی منسجم و کارامد را می ساخت.نتیجه گیری: با رد فرضیه ی غالب در ادبیات تحقیق و تأیید فرضیه ی محوری مقاله، می توان گفت ارزش ها و باورهای فرد، باعث تغییر ادراک او نسبت به واقعیات می شود. حقیقت هنوز «نمرده» است و از عواقب سیاسی آن (از قبیل از بین رفتنِ کاملِ اعتماد به انواع نهادها و تفکر نقادانه) می توان جلوگیری کرد.
۱۶۷۶.

تحلیل اقدامات ایدئولوژیک بازیگران در شاخ آفریقا (مورد: عربستان سعودی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
منطقه شاخ آفریقا در شرق این قاره واقع شده و متشکل از چهار کشور سومالی، اتیوپی، اریتره و جیبوتی است. این منطقه به دلیل ویژگی های جغرافیایی، ژئوپلیتیک، استراتژیک، ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و... همواره مورد توجه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است. هر یک از این بازیگران به تناسب منافع ملی و راهبردی خود در تلاش برای اعمال نفوذ و تأثیرگذاری بر این منطقه و کشورها و ملت های آن بوده و هستند. عربستان سعودی یکی از بازیگران منطقه ای فعال در کشورهای شاخ آفریقا است که به نظر می رسد در کنار پیگیری اهداف سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی خود، ترویج ایدئولوژی و تفکر خود یعنی وهابیت را پیگیری می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای در صدد بررسی اقدامات ایدئولوژیک عربستان سعودی در کشورهای شاخ آفریقا است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عربستان سعودی با تأکید و اعتقاد به تفکر وهابیت، با صرف هزینه های مالی در چارچوب آموزش، ایجاد زیرساخت های آموزشی، حمایت از گروه های وهابی و... در تلاش برای ترویج این تفکر در میان مسلمانان در کشورهای شاخ آفریقا است.
۱۶۷۷.

The European Union's Strategic Autonomy: A Case Study of the Iran Nuclear Issue, the Ukraine War, and the Gaza Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۵
This research seeks to address whether the European Union (EU) has successfully maintained its strategic autonomy in managing key global issues and crises, a critical element in its decision-making process and a fundamental aspect of the institution itself. The study's conceptual framework centers on the notion of the EU's strategic autonomy, which is analyzed through three case studies: Iran's nuclear issue, the war in Ukraine, and the Gaza crisis. The hypothesis posits that the EU's responses to Iran's nuclear program and the conflicts in Ukraine and Gaza reveal a deficiency in its strategic autonomy. Iran's nuclear issue, after two decades of extensive negotiations and agreements that ultimately failed, represents a key instance where the EU's inability to assert strategic autonomy is most evident. Moreover, the EU's handling of the Ukraine and Gaza conflicts, marked by inconsistencies in its application of soft power and moral-value-based leadership, has further cast doubt on the Union's strategic autonomy. The research findings, derived from these case studies, suggest that without political coherence and a unified diplomatic and political strategy—critical elements of strategic autonomy—the EU will continue to be perceived as a dependent and subordinate actor. This condition is commonly referred to in the academic literature as a "strategic autonomy deficit" or a "political and military sovereignty deficit." The methodology of this research is descriptive and analytical, utilizing data collected from a range of sources, including books, peer-reviewed journal articles, online databases, and authoritative expert opinions.
۱۶۷۸.

رویکردی تطبیقی و مقایسه ای به ساخت قدرت در دو گفتمان سکولار و انقلاب اسلامی در دهه اول انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
منازعه و رقابت برای ساخت قدرت در نظام های انقلابی اجتناب ناپذیر است، اما ارائه روایت دقیق و مستند از این فرایند برای جلوگیری از تحریف، استحاله و انتقال هویت انقلاب به نسل های بعدی، امری حیاتی است. اکنون پرسش بنیادین این است که کلان روایت های ساخت قدرت در دهه اول انقلاب اسلامی ایران کدامند و روایت صحیح چیست؟ این مقاله در پاسخ با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی چندسطحی دو کلان روایت گفتمان سکولار و انقلاب اسلامی در پنج محور (ماهیت و خاستگاه، ایدئولوژی و گفتمان، رویکرد و روش، انگیزه و هدف و پایگاه اجتماعی)، پرداخته و به مقایسه و تطبیق آنها در ترازی اسناد همت نهاد؛ گفتمان سکولار، انقلاب را برایند مشارکت همسان جریان های سیاسی دانسته که با تاکتیک های پوپولیستی و بسیج توده ای جریان بنیادگرای اسلامی حذف شدند. اما گفتمان انقلاب اسلامی، معتقد است علیرغم تضاد نظری و تقابل عملی و فرصت رقابت آزادانه برای قدرت، با انتخاب مردم حذف شدند.
۱۶۷۹.

جستاری درباره ایده راینهارت کوزلک مبنی بر بحران و آسیب زایی اندیشه سیاسی مدرن در بستر سنت ضد روشنگری آلمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
بحران در نظریه پردازی سیاسی، و همچنین نگارش تاریخ اندیشه سیاسی در اروپا همواره نقشی اساسی داشته است. طی نیمه نخست سده بیستم، سنت ضدروشنگری آلمانی با متفکرانی مانند مارتین هایدگر و کارل اشمیت ایده «بحران» در اندیشه جدید را تبدیل به موضوع پژوهش کرده و به آسیب زایی و نتایج آن اشاره کردند. در دنباله این نوع از پژوهش ها، راینهارت کوزلک یکی از پژوهشگرانی است با تمرکز بر مفهوم بحران در اندیشه سیاسی مدرن به توضیح سیر تحول و آسیب زایی آن پرداخته است. ما در این پژوهش به بررسی زمینه مند ایده راینهارت کوزلک درباره اندیشه سیاسی-تاریخی روشنگری می پردازیم. پرسش این پژوهش اینگونه قابل طرح است: ایده راینهارت کوزلک مبنی بر بحران زاییِ اندیشه سیاسی-تاریخی روشنگری در چه زمینه ای، متأثر از چه متفکرانی، شکل گرفته و مدعا و نیّت مؤلف در طرح آن چیست؟ مطابق یافته های ما اندیشه کوزلک تحت تأثیر حلقه ضدروشنگری هایدلبرگ، به ویژه کارل اشمیت و کارل لُویت مبنی بر بحران در اندیشه مدرن، شکل گرفته است. ایده کوزلک این است که اندیشه جدید با هابز و از دل بحران جنگ های مذهبی آغاز شد و در ادامه تحول خود، به سبب برهم زدن نسبت اخلاق و سیاست، دچار نوعی تناقض و بحران مداوم بود. ازهمین روی، او نوعی غایت شناسی از تبعات اندیشه سیاسی مدرن، به ویژه روشنگری، و نسبت آن با توتالیتاریانیسم سده بیستم ارائه می دهد تا نشان دهد که اندیشه سیاسی جدید دچار آسیب زایی است.
۱۶۸۰.

توسعه سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی در پرتو دو گفتمان «ایرانی- اسلامی» و«مدرن»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
توسعه سیاسی در ایران از اهمیت زیادی برخوردار است، اما به نظر می رسد شناخت آسیب ها و چالش های آن و به ویژه نسبتی که توسعه سیاسی با گفتمان های فرهنگی و به تبع آن بررسی گفتمان های ایرانی- اسلامی و مقایسه با گفتمان های مدرن دارد به مراتب مهم تر و حیاتی تر است. این پژوهش با هدف تبیین تقابل گفتمان ایرانی- اسلامی و گفتمان مدرن و تاثیر آن بر توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب است. در این راستا، سوال اصلی پژوهش آن است که، چرا توسعه سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی در پرتو دو گفتمان ایرانی – اسلامی و گفتمان مدرن صورت نپذیرفته است؟ در تحقق و دستیابی به این پرسش، این فرضیه مطرح می گردد که؛ در بررسی گفتمان های ایرانی- اسلامی حاکم بر ایران پس از انقلاب اسلامی علیرغم ظرفیت های شتاب دهندگی و بسیج گری اجتماعی و سیاسی، ثبات سازی و همکاری های سرنوشت ساز تاریخی با گفتمان مدرن؛ در عرصه توسعه سیاسی به دلایلی چون ایده آل ها و آرمان ها و مبانی اندیشه ای و کارکردها متفاوت نتوانسته اند هماهنگی و همکاری معنادار، مستمر و عمیقی را در فرایند توسعه سیاسی رقم بزنند. پژوهش حاضر به روش کیفی و بحث نظری آن بر اساس نظریه تحلیل گفتمانی و روش گردآوری اطلاعات با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان