فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۲۲۱ تا ۱۵٬۲۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲۷
190 - 171
حوزههای تخصصی:
فناوری رباتیک در سال های اخیر با زندگی انسان پیوند یافته و میزان ورود و نقش ربات در زندگی انسان، پیوسته در حال پیشرفت و فزونی است. این فزونی زمینه ساز تقنین در مورد شیوه رفتار و کارکردهای گوناگون ربات شده است؛ زیرا اولاً اطمینان خاطر یافتن از عملکرد کنترل شده و ایمن در جامعه ضروری است؛ ثانیاً میزان اثربخشی و کارایی ربات در عرصه های مختلف زندگی به شناخت مسائل فقهی و حقوقی مرتبط با آن بستگی دارد. ازجمله مباحث حقوقی مهم و شایان توجه در این عرصه، وجود مسئولیت مدنی در صورت اشتباه و خطای ناشی از فعل ربات است. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی مبانی مسئولیت مدنی و احراز ارکان آن در قلمروِ کردار و رفتار ربات و با اقامه ادله اجتهادی به این نتیجه رسیده است که انجام یا ترک فعلِ زیان بار توسط ربات، مسئولیت آور است و حسب مورد، عامل انسانی بر اساس نظریه «احترام» محکوم و ملزم به جبران خسارت می شود؛ زیرا ربات فاقد شخصیت حقیقی یا حقوقی است و نمی تواند از عهده خسارت برآید.
واکاوی واکنش مؤمنان دربرابر دروغ سازی دشمنان علیه بستگان رهبر مسلمانان (با تکیه بر آیات11 تا 20 سوره نور)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
57 - 82
حوزههای تخصصی:
دشمنان نظام اسلامی همواره با روش های متفاوتی در پی تضعیف و تخریب مسلمانان و نظام اسلامی و مسئولان آن هستند؛ یکی از اقدامات آنان، دروغ سازی و نشر حداکثری آن است؛ آیات 11 تا 20 سوره نور، که مؤمنان را در بیش از 20 جمله مورد خطاب قرار داده است، بیانگر افک (دروغ سازی) دشمنانِ نظام اسلامی است؛ بررسی این موضوع برای جلوگیری از پیروزی دشمنان و تقویت نظام اسلامی مهم است و پژوهش های کاربردی و توسعه ای در این زمینه ضروری است؛ زیرا دشمن به شدت با شایعه پراکنی و جنگ روانی در حال فشار به جامعه اسلامی و تغییر باورهاست و مؤمنان باید روش های برخورد و واکنش درست را فراگرفته و اجرایی کنند؛ این نوشته، آیات یادشده را ازمنظر تفاسیر، بررسی و به چیستی و چندگونگی و چرایی و چگونگی واکنش سازگارانه و ناسازگارانه پرداخته است. این پژوهش با روش نقلی وحیانی (آیات و روایات)، داده های کتابخانه ای و نرم افزاری را به شکل تحلیلی توصیفی پردازش کرده است. بررسی برخی پیشینه ها نشان می دهد تاکنون پژوهش درباره واکاوی واکنش مؤمنان از آیات افک صورت نگرفته است و پژوهشگران، بیشتر به بررسی شأن نزول این آیات پرداخته اند؛ ازاین رو نوشتار حاضر با این دیدگاه نو، واکنش مؤمنان را به چنین مسئله ای بررسی کرده است. برخی از نتایج چنین است: واکنش سازگارانه با دروغ و دروغ سازان نتیجه ضعف ایمان و بی بصیرتی است و سبب تضعیف جایگاه رهبری خواهد شد و بی تفاوتی در این مسئله عذاب عظیم و دردناکی در پی دارد، اما واکنش ناسازگارانه دربرابر دروغ سازان نتیجه ایمان و دین داری است و سبب خوش گمانی به مؤمنان و بدگمانی به دشمنان و مانع وقوع منکرات خواهد شد.
الفتن البشریه وأسالیب التعامل معها فی نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه ربیع و صیف ۱۴۰۰ (۱۴۴۲ق) العدد ۲ (المتوالی ۸)
147 - 158
حوزههای تخصصی:
إنّ الظواهر الاجتماعیه المدمّره تظهر بأشکال مختلفه ولها أسباب مختلفه. ومن بین تلک العوامل الفوضى والاضطراب السیاسی والذی یعبّر عنها ﺑ «الفتن البشریه». فهذا النوع من الفتن یسبب انحراف المجتمع ویعرض صحته النفسیه للخطر. وأما فی زمن أمیر المؤمنین (ع) انتشرت الفتن البشریه من کل حدبٍ وَصوب، وحاول تسلیط الضوء على الزوایا الخفیه لکل أنواع الفتن وإزاله النقاب عنها. فلذلک فإنّ الهدف من هذه المقاله دراسه کلام أمیر المؤمنین (ع) والطرق العملیه للتعامل مع الفتن البشریه. ویمکن لهذا البحث الذی کُتب بمنهج وصفی- تحلیلی أن یبیّن الفتن البشریه فی «نهج البلاغه» ویفصّل الفتن من منظور تأریخی، کما یستعرض مراکز الفتن البشریه وأمثلتها وأدواتها وطرق التعامل مع هذه المشکله. فتبیّن النتائج أنّ الامام علی (ع) قد واجه العدید من الفتن البشریه، وقد حدد بکلامه وعمله سبل الخروج من تلک الفتن. وتکمن أهمیه الموضوع الذی بین أیدینا فی شرح الفتن البشریه وتقدیم أمثله موضوعیه لها، وطرق التعامل معها.
اعتبارسنجی سندی-رجالی احادیث پزشکی با تأکید بر جلد دوم خصال شیخ صدوق(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
25 - 61
حوزههای تخصصی:
کتاب «خصال» شیخ صدوق از جمله میراث گران سنگ معصومان (ع) است که همواره از سوی عالمان دین به چشم تکریم نگریسته شده است . اعتبار علمی و رجالی شیخ و ویژگی های مثبت حدیث نگاری وی ، تنوع مفادّ و ... تألیف فوق را از شاخصه های بارزی برخوردار نموده است . پرسش اساسی مقاله حاضر که به روش کیفی ، توصیفی ، تحلیلی ، نقلی و آماری نگارش یافته است ، چیستی اعتبار سنجی سندی - رجالی 53 روایت پزشکی مجلّد دوم این کتاب ، به عنوان یکی از شیوه های فهم و نقد احادیث پزشکی است. دستاورد نو آورانه مقاله حاضر کشفِ بیش از 5/78٪ « راوی ثقه » در زنجیره اسناد احادیث فوق ؛ اشتمال بر 81٪ «روایات مسند» و 48٪ «روایات موثق و صحیح» قابل پذیرش محدّثان است ، که نتیجه آن برخورداری 53 روایت طبی خصال از قوت سندی و رجالی فراوان خواهد بود.
بررسی سرایت دلایل عصمت از شخصی به شخص دیگر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
185 - 212
حوزههای تخصصی:
مسأله ای که در باره مباحث عصمت پژوهی مطرح است، این است که آیا در سرایت دلایل عصمت اشخاصی به اشخاص دیگر اشتباهاتی صورت گرفته است یا خیر؟ به عنوان مثال دلایلی که ثابت کننده عصمت همه جانبه نبی اکرم6 و ائمه اطهار: است، به انبیای سلف: سرایت داده شود و به وسیله آن دلایل خواسته شود عصمت همه جانبه انبیای سلف: نیز اثبات شود؛ در حالی که هیچ وجهی برای این سرایت وجود نداشته باشد و دلایل فقط ثابت کننده عصمت همه جانبه نبی اکرم6 و ائمه اطهار: باشد، نه بیشتر. بررسی مباحث عصمت پژوهی نشان می دهد گاهی از برخی دلایل عصمت فراتر از محدوده و بُرد پوشش دهنده خود استفاده شده و دلایل عصمت اشخاصی به اشخاص دیگر بدون دلیل متقن و استوار سرایت داده شده است. این اشتباه گاهی در استفاده از دلایل عصمت اشخاصی برای اثبات عصمت اشخاص دیگر و گاهی در ردّ دلایل عصمت اشخاصی به جای رد دلایل عصمت اشخاصی دیگر است. هدف از این پژوهش، آسیب شناسی مباحث عصمت پژوهی در این مسأله و نشان دادن اشتباهاتی است که در این زمینه صورت گرفته است. نگارنده در این مقاله در صدد است که با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، این مسأله را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
بررسی معانی و مصادیق دهر و سرمد از منظر ابن سینا، میرداماد و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۰
69-90
حوزههای تخصصی:
با بررسی تفسیر ابن سینا و میرداماد از بیان معانی و مصادیق اصطلاح دهر و سرمد، دانسته می شود که ابن سینا برای اصطلاح دهر، پنج معنا و چهار مصداق، و برای اصطلاح سرمد، دو معنا و چهار مصداق بیان کرده است که این معانی گاه با یکدیگر مخالف اند. البته این اختلاف در تعابیر می تواند نشانی باشد از توسعه و تعمیم در این دو اصطلاح. ابن سینا برای عالم دهر، دو ویژگی اختصاصی و برای عالم سرمد، دو ویژگی مخصوص به آن عالم بیان کرده و درنهایت، دو ویژگی مشترک میان این دو عالم را نیز ذکر کرده است. میرداماد درخصوص عالم دهر، دو تعبیر بدیع به کار برده است و دو مصداق و سه ویژگی اختصاصی برای عالم دهر معرفی کرده است. وی در پی این تحلیل نیز یک مصداق و یک صفت ویژه برای عالم سرمد بیان کرده است. صدرالمتألهین سه معنا برای دهر، هفت مصداق برای آن و چهار مصداق برای سرمد بیان کرده است. این مقاله ضمن نگاه تاریخی به این مسأله، با روش تحلیلی- تطبیقی، ابتدا به تبیین دیدگاه ابن سینا پرداخته و سپس به تقریر رویکرد میرداماد و ملاصدرا همت گمارده است و درنهایت، با بررسی و مطالعه ی تطبیقی دیدگاه این فیلسوفان، نشان داده است که این تفاوت در تفسیر می تواند از اهتمام این سه حکیم به ارائه ی تفسیری مطابق با واقع از این دو اصطلاح، در مقام مقایسه با مراتب مختلف نظام هستی حکایت کند و بیان کننده ی نوع نگرش آن ها به جهان هستی باشد. هدف این مقاله، تبیین و تحلیل چگونگی وقوع تحوّل در این مفاهیم است. این مهم می تواند در فهم مبانی هر فلیسوف کمک شایانی کند.
مصداق ابوالجهم در مشهوره قضایی ابی خدیجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت مشهوره أبی خدیجه، از مهم ترین ادلّه، در دو بحث ولایت فقیه و قضاوت است و احکام زیادی در باب قضا از این روایت استفاده می شود. مشروعیت این احکام به صحت سند و توجه فقها به این روایت می باشد. سند این روایت، مشتمل بر شخصیتی با کنیه أبو الجهم است که این کنیه در آن طبقه حدیثی بر اساس نظرات کتاب های رجالی، تنها بر دو شخصیت، ثویر بن أبو فاخته و یا بکیر بن أعین منطبق می گردد. مشکل این نظریه فاصله میان راوی از أبوالجهم؛ یعنی حسین بن سعید الأهوازی با أبو الجهم است؛ زیرا حسین بن سعید بنا بر اقوال مختلف از اصحاب امامان کاظم، رضا، جواد و هادی علیهم السلام بوده است، درحالی که دو شخصیت ثویر بن أبی فاخته و بکیر بن أعین تا زمان امام صادق علیه السلام زیسته اند؛ از همین رو، برخی برای حل این مشکل به بیان واسطه های احتمالی حذف شده میان حسین بن سعید و أبو الجهم پرداخته اند. برخی نیز أبو الجهم را منحصر در این دو شخصیت نمی دانند؛ ولی در مورد مصداقش به نتیجه مشخصی نرسیده اند. این پژوهش با بهره گیری از اسناد روایات موجود در کتاب های روایی، سعی کرده کاستی های موجود در کتاب های رجالی را تا حدی جبران کند و ثابت نماید: هرچند این کنیه در آن طبقه حدیثی تنها بر این دو شخصیت منطبق می گردد؛ ولی در کتاب های روایی و اسناد برخی از روایات، برای شخصیت دیگری نیز استفاده گردیده و آن شخص، هارون بن الجهم است.
مبانی نظری تحقق محیط زیست پایدار بر پایه قرآن کریم
منبع:
الاهیات قرآنی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
67 - 88
حوزههای تخصصی:
توجه به محیط زیست و حفظ آن برای نسل های آینده و کاهش معضلات زیست محیطی، یکی از مسائل مهمی است که همواره مورد عنایت اقشار مختلف جامعه، از حاکمان، سیاست گذاران، نخبگان و حتی عموم مردم بوده است. کوشش های عملی و علمی بسیاری در این حوزه صورت گرفته تا از جنبه های مختلف، پاسخ معضلات داده شود؛ ولی با نگاهی کلان به مشکلات موجود، معلوم می شود موانع زیادی برای حل آن ها وجود دارد که بسیاری از این موانع زمینه ساز معضلات بعدی خواهد شد. بنابراین بهره مندی از اصول جامع نگر و خطاناپذیر برای تحقق محیط زیست پایدار ضروری به نظر می رسد. این اصول در قرآن و تعالیم وحیانی تا حدود زیادی قابل دسترسی است. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای نوشته شده است و از نوع توصیفی تحلیلی است. این پژوهش با توجه به شواهد موجود در قرآن و سیره اهل بیت(ع)، نگرش انسان قرآنی به طبیعت را بیان کرده است. بر اساس یافته های این پژوهش، در قرآن به مبانی نظری ای اشاره شده است که به تحقق محیط زیست پایدار کمک می کند. این مبانی شش گانه مستخرج از قرآن عبارتند از: درک و شعور طبیعت، خلیفه اللهی انسان، ایمان و تقوای انسان ها، اتقان صنع، بهره برداری بهینه از محیط زیست و حفاظت از محیط زیست به عنوان رسالت بشر که با توجه به آن ها می توان الگوی حفظ محیط زیست پایدار را اجرایی کرد.
آثار حقوقی جهت قرارداد؛ مبانی و رویکرد اخلاقی اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲ (پیاپی ۶۴)
67 - 96
حوزههای تخصصی:
آثار اخلاقی قوانین و مقررات، موضوعی درخور تأمل است. این موضوع نیازمند تحقیق و واکاوی است تا قانونگذار را در تصمیم گیری و تقنین منطبق با قواعد اخلاقی و متضمن رویکرد اخلاقی یاری دهد و از ناکارآمدی اخلاقی قوانین یا رویکرد ضد اخلاقی آن ها جلوگیری کند. بند چهارم ماده 190 قانون مدنی، یکی از شرایط اساسی صحت معاملات را «مشروعیت برای معامله» معرفی می کند و به موجب آن، انگیزه نامشروع را باعث بطلان قرارداد می داند. هدف از ضمانت اجرای حقوقی بطلان قرارداد در موارد جهت نامشروع مصرحه، خودداری از وسیله قرارگفتن قرارداد برای اجرایی کردن اهداف نامشروع، از جمله ارتکاب گناه و رفتارهای ممنوع و منافی با نظم عمومی جامعه، است. همچنین، این تدبیر حقوقی با تحریم معاونت در گناه و ارتکاب جرم و خلاف، هماهنگ است. از سوی دیگر، دستور اخلاقی اسلام مبنی بر ضرورت عدم افشای گناه در این قاعده حقوقی رعایت می گردد. مطابق قانون، تصریح به جهت قرارداد ضروری نیست؛ اما در صورت تصریح بدان، نباید نامشروع باشد. رویکرد اخلاقی و اجتماعی این جنبه، یعنی عدم اجبار در تصریح جهت معامله، موجد آثار اخلاقی حفظ حریم خصوصی، عدم تجسس در انگیزه های پنهانی اشخاص و فراهم نشدن زمینه دروغ و ریا است. نتیجه توجه به رویکرد و آثار اخلاقی و اجتماعی شروط قانونی، به طرح دیدگاه های منطبق با تعالیم اخلاقی اسلام و نظم جامعه منجر می شود که می تواند نگاه کارآمد و نوینی در تصمیمات قانونگذاری ایجاد کند.
Dualist Afterlives: Avicenna and Mullā Ṣadrā
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۱,No ۱, Issue ۱, (۲۰۲۱)
56 - 80
حوزههای تخصصی:
Subscribing to the principles of logically valid reasoning and parsimony of presuppositions in the framework of a religion that hinges on a revealed eschatological message, the medieval Islamic philosophers were bound to interpret the Qurʾānic account of the afterlife in ways that may have compromised at least some of its literal meanings. However, to what extent precisely do these interpretations go against the grain of Revelation has to be determined separately in each particular case. Wholesale statements regarding the alleged coherence or incoherence of general types of philosophical theories with Revelation risk neglecting important variations between theories, and thereby rendering us blind to the scope of possibilities in the concepts involved. From this perspective, I will consider the eschatological implications of the psychological theories of Avicenna and Mullā Ṣadrā, who both subscribe to a dualistic view of human being and consequently claim that the afterlife does not concern one's body. Two questions will then emerge as especially central to dualistic accounts of the afterlife. (1) How do we make sense of the kind of first-personality that must be an irreducible constituent of existence in the hereafter, provided that the latter fulfills the eschatological promise given in the Revelation? For in order to be a justified reward or punishment for my acts in this life, the afterlife must be in an equally strong sense mine. In the Arabic Peripatetic tradition, many of the central doctrines of which Avicenna and Mullā Ṣadrā subscribe to, individuality entails materiality, which seems to suggest that human being can have a distinctly first-personal existence only when some kind of connection is preserved to the body as the necessary condition of one's individuation. (2) How do we account for the emphatically sensual descriptions of the hereafter in the Revelation? Again, in the Peripatetic tradition all cognitive acts that involve objects with sensible characteristics require bodily instruments of cognition, in the absence of which the revealed account is in danger of becoming a mere metaphor. In the light of these two questions, I will argue that Avicenna's dualism ends up with a rather narrow conception of the afterlife. He does try to give an account of a genuinely first-personal afterlife, and thereby presents a carefully argued departure from the Peripatetic tradition. But because of the way in which Avicenna separates the soul from the body, Avicennian afterlife is bound to remain exclusively intellectual. Thus, with regard to the second question Avicenna seems forced to interpret the Revelation in almost exclusively metaphorical terms. On the other hand, while following Avicenna in the first question, Mullā Ṣadrā conceives of the separate existence of the human soul in much broader terms than his predecessor. By means of the concepts of mental existence ( wujud dhihniyy ) and the world of images ( 'ālam al-mithāl ), he ends up with a conception of human afterlife that is rich in terms of experiential content, and thereby potentially more coherent with the revealed account.
Swinburne, the Gift of Life, and the Soul
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۱,No ۲, Issue ۲, (۲۰۲۱)
125 - 146
حوزههای تخصصی:
In his attempt, to make plausible the Christian doctrine of Atonement, Richard Swinburne faces many objections. One objection has been that no sense can be made of the belief that life is a gift. This is because humans have no responsibility to God and no subsequent need to atone to God for wrongdoing. One way out of this objection requires belief in a soul. This paper, based on descriptive analytics, outline Swinburne’s Atonement theory to give a flavor of what depends on the belief that life is a gift from God. Then categorize and present the objections Swinburne faces. As for the objection it will focus on, and also provide its remedy and suggest that the remedy is quite digestible from an Islamic perspective.
نقش توالی گفتمان نماهای واژگانی در انسجام متنی ترجمه های تفسیری فارسی و انگلیسی(سوره بقره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
139 - 170
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر نوعی بررسی و کنکاش تقابلی از منظر زبان شناسی متن بنیاد است که با تکیه بر حفظ انسجام و معرفی گفتمان نماهای واژگانی در سوره بقره اختصاص دارد. از این رو، کل سوره بقره با سه ترجمه تفسیری فارسی و انگلیسی بر اساس رویکرد نظری فریزر (2005) تحلیل گردیده است. همچنین این عناصر بر اساس مدل مذکور دسته بندی شده اند که متشکل از گفتمان نماهای تفصیلی، استنتاجی و زمانی می باشند. علاوه بر آن توالی های یافت شده به صورت ساختاری قاعده مند و منسجم پیکربندی گردیده اند. کارکرد این عناصر واژگانی در ترجمه های منتخب نشان می دهد که با یاری این عناصر زبانی در روابط متنِ ترجمه آیات به صورت یکپارچه و پیوسته عمل می کنند و بر اساس فرایند متقابل اطلاعات در بافت متون دینی و مذهبی ترجمه شده تأثیر بسزایی داشته و همچنین در خوانش آیات و انتقال مفاهیم از وجود این عناصر به طور مطلوب تبعیت می کنند.
خوانش نشانه شناختی مضمون جهاد در سوره محمّد(ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
119 - 146
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی رهیافتی در نقد ادبی است که برای کاوش درباره شیوه خلق معنا در متون ادبی، قابلیت در خور توجهی دارد. این شیوه متن محور با رویکردی نظام مند به مطالعه تمامی فاکتورهایی که در تولید و تفسیر معنا یا در فرایند دلالت دخیل اند، می پردازد و سعی دارد به نقاط کلیدی متن و لایه های معنایی آن دست یابد. قرآن به عنوان سرآمد متون ادبی، معارف و معانی بلند خود را در هر سوره در قالب شبکه گسترده و زنجیره واری از نظام های نشانه ای عرضه نموده است. جستار پیش رو با تکیه بر روش توصیفی- استنتاجی، مضمون جهاد را در سوره محمد(ص) مورد توجه قرار داده است. این خوانش، متن سوره را به مثابه نظامی از رمزگان و نشانه های کلامی، در چارچوبی منسجم و در لایه های ساختاری مختلف آوایی، واژگانی و نحوی- بلاغی بررسی می کند. نشانه ها در متن این سوره از خلال محورهای هم نشینی و جانشینی و با توجه به سیاق و فضای حاکم بر سوره از کارکرد اصلی خود دور شده و دلالت هایی جدید می گیرند.
واکاوی کرامت و آزادی انسان در عرفان و شریعت اسلامی با تأکید بر حریم خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
387 - 406
حوزههای تخصصی:
کرامت انسان یکی از موضوعات بسیار مهم در قلمرو فلسفه، حقوق، اخلاق و عرفان است.کرامت انسانی، به منزله یک حق یا مجموعه ای از حقوق غیر قابل سلب و محور و مبنای حقوق بشر تلقّی می شود که جامعه اسلامی، ملزم به رعایت آن است. براساس آیات قرآن و روایات، اصل اولیّه کرامت انسانی این است که کسی بدون اجازه حق ورود به حریم خصوصی انسان دیگری را ندارد مگر موارد خاصی که دلیل معتبر عقلی یا نقلی بر جواز آن دلالت کند. داشتن حریم خصوصی یا حق خلوت یکی از منزل های مورد تأکید عرفان است و از سرچشمه های خودشناسی و خداشناسی می باشد. از بررسی آیات و روایاتی که جهت اثبات حریم خصوصی انسان بیان گردید به دست می آید که مبانی و خواستگاه های حقوقی در حیطه حریم خصوصی انسان شامل: تأمین امنیت، آزادی، آرامش و حفظ آبرو، کرامت و عزت انسان، احساس مسؤولیت و تکلیف، حرمت انسان، اوامر و نواهی اخلاقی می باشد و از آنجا که براساس آیه شریفه «... إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً... » ( بقره/ ۳۰ ) و آیه ( وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ ... ).( اسراء/ ۷۰) انسان اشرف مخلوقات و شایسته احترام است. طبعاً باید کرامت، عزت و امنیت او حفظ شود از سوی دیگر، حفظ این امور مستلزم آن است که حریم خصوصی او هتک نگردد از این رو، خدای متعال هر کاری را که مستلزم هتک حریم خصوصی انسان باشد ممنوع ساخته است.
تحلیل مبانی فلسفی حقوق جزا (با نگاهی قرآنی- روایی)
حوزههای تخصصی:
از دیر باز مساله حقوق جزء دغدغه های اندیشمندان بوده است و در این عرصه به تفکر و نظریه پردازی پرداخته اند و آثاری از خود به جای گذاشته اند، از جمله از موضوعاتی که در حقوق به آن پرداخته می شود بحث فلسفه حقوق است که اجمالا در آن از منشأ و مبنای الزام حقوقی بحث می شود. سؤال مهمی که در این جا به ذهن می رسد این است که مبانی فلسفی حقوق جزا چیست؟ در جواب این پرسش، به ذهن می رسد که «عدالت» و «فایده گرایی» می تواند دو مورد از مبانی فلسفی حقوق جزا باشند. شناخت اجمالی از عدالت و فایده گرایی به عنوان مبنای فلسفه حقوق، بدین معنا که ماهیت این دو مقوله به چه شکل هست و چگونه به عنوان مبنای حقوق قرار می گیرند و همچنین بررسی رابطه بین عدالت و فایده گرایی با برخی از مکاتب حقوقی از جمله مکتب حقوقی اسلام، بدین معنا که هر کدام از این مکاتب تا چه اندزه از این دو مقوله متاثر شده اند از اهداف این تحقیق می باشد.
بررسی ترفندهای جدید ارتکاب جرایم اقتصادی با رویکرد بر اشخاص حقوقی شرکت های خصولتی( به ظاهر خصوصی)
حوزههای تخصصی:
جرم اقتصادی در قانون تعریف نشده، لکن با وجود این نقص قانونی، اما می توان جرم اقتصادی را به کلیه رفتارهایی که می تواند باعث اخلال در مراکز اقتصادی شده و مجموعه هدف را از تعادل خارج کند، اطلاق کرد. براساس ماده 36 و بند (ب) ماده 109 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، جرایم اقتصادی شامل جرایمی مانند کلاهبرداری، ارتشاء، اختلاس، جرایم گمرکی ، اخلال در نظام اقتصادی کشور و غیره است. با این قید که میزان مال موضوع جرم ارتکابی یک میلیارد ریال یا بیشتر باشد. در خصوص جرایمی که اشخاص حقوقی مرتکب می شوند، مصداق بارز اشخاص حقوقی شرکت های تجاری بوده که بخشی از این شرکت ها اصطلاحاً خصولتی ( به ظاهر خصوصی) هستند و از منابع عمومی دولتی استفاده می کنند ولی درظاهر شرکت خصوصی هستند. شرکت های خصوصی زمینه بسیار مناسبی را برای ارتکاب جرایم اقتصادی فراهم می کنند لذا این مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی، ترفندهای جدید ارتکاب جرایم اقتصادی را مورد بررسی قرار داده که مطمح نظر قرار دادن پیشنهادات آن در خصوص کاهش و ایضاً پیشگیری از وقوع جرم موثر می باشد.
مطالعه تطبیقی حقوق و آزادی های فردی در قانون مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال سوم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۲۲
130 - 117
حوزههای تخصصی:
میزان آزادی و نوع آن در هر جامعه ای بیانگر ارزشی است که برای حقوق فردی و جمعی افراد آن جامعه قائل هستند. قانون اساسی در هر جامعه تعیین کننده و در عین حال تضمین کننده ی میزان این آزادی است. حال هدف ما در این پژوهش مطالعه تطبیقی حقوق و آزادی های فردی در قانون مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. در این پژوش ابتدا اصول آزادی و حقوق فردی در قانون مشروطه و متمم آن مورد واکاوی قرار گرفت و سپس اصول آزادی و حقوق فردی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت. بعد از بررسی این اصول، موارد تغییر و تحول آن ها نسبت به قانون قبل مورد بررسی قرار گرفت و اصول آن با یکدیگر مقایسه شد. نتایج این تطبیق نشان داد که هم در قانون مشروطه و هم در قانون جمهوری اسلامی آزادی مطبوعات نباید به (مبانی اسلام) ضربه وارد کند، اما مبانی اسلام به طور صریح بیان نشده است. با اینکه در مشروطه تعداد احزاب به لحاظ کمی زیاد بود ولی به لحاظ کیفی احزاب کارکرد دقیق امروزی را نداشته اند، در قانون جمهوری اسلامی نیز احزاب دارای سازماندهی هستند اما کارکرد آنچنانی ندارند و در یک راستا عمل می کنند. چه در مشروطه و چه در جمهوری اسلامی این دولت است که متولی تحصیلات و نظام آموزشی می باشد و اگر بخش خصوصی نیز در این راه گام بردارد، باید در چارچوب تمامی ضوابط و مقررات آموزشی کشور و نظام این وظیفه را بر عهده بگیرد، در نتیجه نوآوری در امر آموزش دیده نمی شود و روش تدریس همچنان قدمی است. در مشروطه به (امنیت مسکن) اشاره شده است و در جمهوری اسلامی (تهیه مسکن) مهم شمرده شده است در زمان مشروطه (مجازات های خود خوانده) و (مجازات های خود تعریف شده) بسیار رواج داشت، به خصوص در بافت قومی و قبیله ای و در بستر سنت های روستایی برخی افراد به خاطر جرم های کوچک، کیفرهای سنگین را متحمل شوند. هم قانون اساسی مشروطه و هم قانون اساسی جمهوری اسلامی با استحکام و قدرت به اصول جوهری خود پایبند هستند و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند، اصول جوهری قوانین دگرگون شود.
درنگی در اصالت حجیّت ظنون عقلی؛ نقدی بر مقاله «بررسی انتقادی دیدگاه فنایی درباره حجیّت ظنون عقلی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در فقه سنتی، اصل اولی، عدم حجیّت ظنّ است و تنها برخی ظنون خاص که به دلیل معتبر ثابت شده اند، حجیّت و اعتبار دارند. برخی اندیشمندان معاصر، اصل عدم حجیّت ظنون عقلی را به چالش کشیده اند و ادله فقه سنتی بر این ادعا را ناتمام می دانند. در شماره 92 و 96 مجله نقدونظر مقاله ای از حسین کامکار در نقد مدعای ابوالقاسم فنایی و دفاع از اصل «عدم حجیّت ظنون عقلی» منتشر شد. ناقد در این دو مقاله کوشیده است اصل عدم حجیّت ظنون عقلی (مدعای فقه سنتی) را تثبیت کند و ضمن پاسخ به اشکال های ابوالقاسم فنایی، ادله ایشان را نقد نماید. به عقیده ما، کوشش ایشان در نقد ادله فنایی و دفاع از فقه سنتی، ناتمام است و اصل حجیّت ظنون عقلی (مدعای فنایی) بدون ایراد پابرجاست. این مقاله با روش عقلی- تحلیلی در پیِ آن است نشان دهد که مدعای فقه سنتی مبنی بر اصالت عدم حجیّت ظنون، اساس قابل دفاعی ندارد و آنچه معقول و منطقی است خلاف آن است؛ بدین معنا که اصل، حجیّت همه ظنون است، مگر آن ظنونی که دلیل قاطع بر عدم حجیّتشان داشته باشیم. نتایجی که از بررسی دو مقاله حسین کامکار به دست آمد نشان می دهد ضعف روش شناختی، نقد ضعیف ادله فنایی، دقت نداشتن به حیث صدور و دلالت حدیث و بی توجهی به تقدم ادله عقلی بر نقلی، از جمله ضعف ها و کاستی های نقدهای مطرح بر مدعای فنایی است. نگارنده بر این باور است که حجیّت ظنون عقلی، از سوی شارع غیر قابل ردع است و ادله فقیهان و اصولیان ما در بی اعتباری حجیّت ظنون عقلی از قوت لازم برخوردار نیست و حجیّت ظنون عقلی، همانند قطع، ذاتی است.
مؤلفه های تربیت جنسی کودک از منظر فقه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تربیت جنسی یکی از مباحث اساسی در عرصه ی فرزند پروری محسوب می گردد ،لذا اهتمام به این موضوع وآموزش وبکار گیری شیوه های تربیتی صحیح از منظر قرآن و روایات اهل بیت (ع) در این خصوص، می تواند به حفظ عفت و استحکام خانواده ها کمک شایانی نموده و مانع بروز برخی از ناهنجاری های اخلاقی در دوران نوجوانی و بلوغ فرزندان گردد. برای دسترسی به این مهم خانواده ها وظیفه دارند؛ علاوه بر آگاهی داشتن از شیوه های تربیتی صحیح،در گام نخست، خود به آموختن دستورات الهی و احکام شرعی و عمل به آن در این حوزه مبادرت نمایند و سپس، به آموزش صحیح باید و نبایدهای شرعی به فرزندان خود بپردازند تا در نهایت به تامین سلامت جامعه ودستیابی به سعادت اخروی منجر گردد. این مقاله با هدف تبیین مسائل جنسی کودک با تکیه بر آیات و روایات اهل بیت(ع) وبراساس روش تحلیل محتوا،به بررسی برخی از احکام فقهی در تربیت جنسی کودک پرداخته و روش های تربیت صحیح را مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش ، نشان می دهد که تربیت جنسی فرزندان و قرار دادن غریزه ی جنسی در مسیر صحیح کنترل و ارضاء، بر والدین واجب است؛ گرچه پیش از بلوغ فرزندان تکلیفی در مسائل جنسی ندارند، اما برای تثبیت و نهادینه شدن آموزش ، والدین باید اقدامات مراقبتی و تربیتی خود را پیش از بلوغ فرزندان ترتیب دهند و این مسئولیت، به صورت واجب عینی بر عهده ی پدر و مادرگذارده شده است.
انطباق پذیری آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح با آیات قرآن کریم و روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تنبیه در نظام اسلامی دارای اهداف، اصول و روش های ویژه ای است که در متون اسلامی تبیین شده است. هدف از این تحقیق، بررسی فصل سیزدهم از آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح و تعیین میزان انطباق پذیری آن با آیه های قرآن و روایات اسلامی و یافتن خلل های احتمالی است، تا اولاً بستری برای تبیین ضرورت اجرای تنیبه به روش اسلامی و گفتمان سازی درمورد آن فراهم گردد، و ثانیاً باتوجه به آشکارشدن خلأها و موارد مغفول مانده، گامی درجهت اصلاح و تکمیل آیین نامه انضباطی برداشته شود. روش: تحقیق حاضر را با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد انجام دادیم. به منظور استخراج گزاره های موردنظر از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده کردیم. برای مطالعه ادبیات تحقیق از نرم افزارهای قرآنی و کتاب های تفسیری شیعه و اهل سنت استفاده کردیم. برای سازماندهی گزاره ها از نرم افزار سیتاوی و مکس کیودی ای بهره گرفتیم. در فرایند تولید نظریه داده بنیاد سه نوع کُد گذاری باز، محوری و انتخابی انجام دادیم و الگوی نهایی تحقیق ترسیم نمودیم. یافته ها: مطالعه تطبیقی آیین نامه انضباطی با آموزه های اسلامی نشان داد که در موارد بسیاری قابلیت تطبیق وجود دارد، اما درعین حال مواردی در آیین نامه مغفول مانده است که عبارتند از: لزوم تنبیه بجا، به موقع و به اندازه؛ لزوم پرهیز از تنبیه بیش ازظرفیت؛ لزوم تنبیه همراه با رفق و نرمی؛ پرهیز از تنبیه خشونت آمیز؛ لزوم تنبیه به صورت مرحله ای و آغاز از مراتب خفیف و ضعیف و پرهیز از تکرار زودهنگام تنبیه. نتیجه گیری: برای پیشگیری از آسیب های احتمالی لازم است موارد مغفول مانده در حوزه های آداب و اصول تنبیه در آیین نامه انضباطی لحاظ شوند و به تمامی فرماندهان و مدیران در رده های مختلف ابلاغ شوند.