فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۶۸۱ تا ۲۰٬۷۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه گری ذهن آگاهی در رابطه ی بین یادگیری خودتنظیمی و جهت گیری هدف با هویت تحصیلی موفق انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان نهبندان در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آنها 216 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب شدند. مشارکت کنندگان پرسش نامه هویت تحصیلی (واس و ایساکسون،2008)؛ جهت گیری هدف (میدگلی و همکاران،1998)، راهبردهای یادگیری خودنظم جویی (پنتریچ و دی گروت، 1990) و ذهن آگاهی (بائر و همکاران،2010) را تکمیل نمودند. بررسی فرضیههای پژوهش با استفاده از آزمونهای آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون و مدلیابی معادلات ساختاری در قالب یک مدل علی و با استفاده از نرم افزارهای spss و Lisrel صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به شاخص های ارائه شده، مدل از برازش مناسبی برخوردار است و رابطه ی بین یادگیری خودتنظیمی و جهت گیری هدف با هویت تحصیلی موفق به واسطه گری ذهن آگاهی از نوع افزایشی است به گونه ای که ضریب مسیر جهت گیری هدف و ذهن آگاهی، یادگیری خودتنظیمی و ذهن آگاهی ، ذهن آگاهی و هویت تحصیلی موفق به ترتیب(0.13)، (0.54) و (0.39) می باشد. نتیجه گیری: تلاش در جهت استفاده از راهبردهای فراشناختی و اتخاذ جهت گیری هدف تسلط- گرایشی به همراه ذهن آگاهی موثر، سبب شکل گیری هویت تحصیلی موفق در دانش آموزان می شود، بنابراین ضروری است زمینه به کارگیری راهبردهای فراشناختی، برنامه ریزی، بازبینی و نظم دهی ذهنی در بطن برنامه های آموزشی گنجانده شود.
بررسی جایگاه فرهنگ در عصر صفویه
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه شناخت جایگاه فرهنگ در عصرصفویه است. روش تحقیق تاریخی– توصیفی و شیوه مطالعه کتابخانه ای می باشد. نتایج مطالعات پیشرفت هنر و معماری به لحاظ کمی، پدیدآمدن سبک هندی در ادبیات، ایجاد زیربنای هنر قالی بافی در ایران ،رسمی شدن مذهب تشیع وحضور فرهنگی زنان در جامعه را نشان می دهد.
تحلیلی بر اهداف و شیوه های آموزشی و پژوهشی مباحث فقهی با تکیه بر رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی
حوزههای تخصصی:
مباحث فقهی، علاوه بر تقسیم منطقی و ترتیب ساختاری ابواب فقهی، به اهداف و شیوه هایی در آموزش و پژوهش نیاز دارد تا برنامه ریزی درسی در خصوص متون فقهی که ارائه می شود، دارای ثمره علمی و عملی باشد. در مقاله حاضر، با درک ضرورت مساله به روش توصیفی – تحلیلی، سعی شده است که شیوه های نیل به این هدف میسر شود، از جمله این اهداف که از عهد معصومین (ع) و ادوار فقهی مورد نظر بوده، فراهم کردن زمینه اجتهاد و استنباط و کاربردی کردن علم فقه برای شاگردان بوده است که به این لحاظ، رعایت کردن شیوه هایی چون آسان آموزی، ترجیح دروس اهم و به مباحثه گذاشتن دروس رشته فقه، می تواند اهداف آموزشی و پژوهشی را قابلیت تحقق ببخشد.
مفهوم شناسی «استعداد»به مثابه یکی از عوامل رشد در قرآن از منظر علامه طباطبایی و صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
27 - 54
حوزههای تخصصی:
نکته مهم و اساسی در مورد انسان و حرکتش در مسیر تربیت و رشد این است که آنچه در رابطه با او مدّنظر قرار می گیرد، باید با توجه به حقیقت وجودی و با لحاظ تمام ابعاد وجودی اش باشد تا مسیر صحیحی برای رسیدن به غایت حقیقی وی ترسیم گردد. یکی از ابعاد وجودی انسان استعداد اوست. از این رو در این تحقیق به دنبال تبیین کامل و دقیق از مفهوم «استعداد» به عنوان یکی از مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت هستیم. این تبیین بر اساس آیات قرآن کریم، تفسیر المیزان، تفسیر صدرا و اتکا به مبانی و اصول حکمت متعالیه به ویژه اصالت وجود، حرکت جوهری و وحدت تشکیکی است. روش این پژوهش تحلیل مفهومی و تحلیل محتوای کیفی است. بنا بر یافته های پژوهش، استعدادهای آدمی اموری مجزا از یکدیگر نیستند و تفکیک ذاتی و ماهوی ندارند، بلکه آن ها در واقع یک حقیقت تدریجی هستند که با پیدایش هر مرتبه از این حقیقت، زمینه برای ظهور برخی مراتب دیگر فراهم می شود و زمینه ظهور برخی دیگر از میان می رود. به این ترتیب، استعداد از یک جهت علت رشد و از جهتی دیگر معلول رشد محسوب می گردد. یک مرتبه از هر استعداد، ذاتی و مراتب بعدی آن اکتسابی و افاضه ای است. استعدادها بنا بر نیاز و حال انسان ها به آن ها داده می شود و در نهایت کمال استعدادهای خیر است که کمال رشد انسان محسوب می گردد.
بررسی جایگاه مهریه های سنگین از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهریه، به منزله یکی از حقوق مالی زوجه در اسلام، جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد. قرآن کریم از مهریه به منزله صداق، نحله و ... تعبیر می کند و نحله نشانه صداقت مرد به زن در پیمان زناشویی است. در فقه امامیه برای مهریه سقفی تعیین نشده و میزان آن به توافق طرفین محول شده است. در سال های اخیر، تغییر نظام ارزش ها، هنجارها، باورها و ... موجب شده است که مهریه به میزان چشمگیری افزایش یابد. این افزایش باعث بروز مشکلاتی در کارکرد خانواده، جامعه و ... شده است. سؤال اصلی این پژوهش آن است که جایگاه مهریه های سنگین در آموزه های دینی چیست؟ نتایج بیانگر آن است که اگرچه در اسلام برای مهریه سقفی تعیین نشده است، قرار دادن مهریه سنگین لااقل ناپسند شمرده می شود. حکمت شاید این کراهت پیامدهای منفی و تبعات ناگوار اجتماعی است که از مهریه های سنگین متوجه فرد و جامعه می شود. فقها هم مسلمانان را بر سبک گرفتن مهریه تشویق کرده و از گرفتن مهریه سنگین بر حذر داشته اند.
بررسی تحلیلی دیدگاه ملاصدرا درباره لوح محفوظ و لوح محو و اثبات با رویکرد فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۴
3 - 24
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در فلسفه اسلامی از فروعات مسئله علم خداوند دانسته شده است، علم فعلی او می باشد. در متن آیات و روایات، از این مراتب با نامهای گوناگونی مانند قضا، قدر، لوح، قلم و... یاد شده است. ملاصدرا بسان دیگر اندیشمندان اسلامی تلاش نموده است تا با رویکردی فلسفی به وجودشناسی این مفاهیم بپردازد. با جمع بندی سخنان ملاصدرا این نتیجه به دست آمده است که وی بر اساس دو اصل فلکیات بطلمیوسی و نگرش عرفانی حقیقت محمدی، دو تفسیر وجودشناختی از حقیقت لوح محفوظ و لوح محو و اثبات ارائه می دهد. نگارنده در این جستار ضمن ارائه گزارشی دقیق از دیدگاه ملاصدرا، تلاش نموده است تا با رویکردی فلسفی به تحلیل و بررسی این دیدگاه بپردازد.
بررسی مقاله «عقود و عهود» از دایره المعارف قرآن «لیدن»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال بیست و چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۹۲)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به ترجمه و نقد مقاله «عقود و عهود» از دایره المعارف قرآن «لیدن» پرداخته است. نویسنده مقاله به دو واژه «عقد» و «عهد» در قرآن کریم و وجوه تفاوت آنها، مباحث کلی مرتبط با عقد بیع، مصادیق عقد، حق فسخ و تفاسیر مختلف از مفهوم «عقد» و «عهد» پرداخته است. عقود و قراردادها از مباحث مهم کتب فقهی هستند، به خصوص بیع که چنانکه خود نویسنده اذعان دارد، هسته تمام التزامات قانونی را تشکیل می دهد و بسیاری قراردادها مبتنی بر الگوی بیع هستند. نویسنده مقاله مفهوم «عقد» و «عهد» و تفاوت آنها را به خوبی تبیین نکرده است. در عوض بیش از حد لازم به شرح واژه های مرتبط، مثل «میثاق» یا واژه های «ولیّ» و «والی» که ارتباط مستقیم با موضوع ندارد، پرداخته است. در مقاله حاضر اشکالات مطرح شده و پاره ای از ایرادات دیگر مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
تحلیل و نقادی مواجهه علامه طباطبایی(ره) با معنای ایده آلیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۲
121 - 142
حوزههای تخصصی:
در مباحث معرفت شناسی ، مکتب «ایده آلیسم» تأثیر بسزایی در نحوه شکل گیری شناخت داشته است. از آنجا که بنای معرفت شناسی در فلسفه اسلامی بر معرفت یقینی، بدیهی دانستن عالم واقع و انکار هر گونه شکاکیت و نسبی گرایی است، این جریان فلسفی و حوزه های کاربردی آن، در میان فلاسفه مسلمان کمتر مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. در این میان علامه طباطبایی(ره) به تبیین این مکتب پرداخته و در مقابل این جنبش اروپایی و معرفت شناسی فیلسوفان مغرب زمین، تلاش دارد تا جریان فلسفه اسلامی را «رئالیسم» بخواند. وی معرفت شناسی را «رئالیسم» و در برابر جنبش «ایده آلیسم» رایج در غرب قرار داده و نقطه جدایی «رئالیسم» از «ایده آلیسم» را اعتراف به وجود جهان خارج می داند. ایشان بر این باور است که اگر کسی به وجود جهان خارج اذعان داشته باشد، «فیلسوف» و یا یک «رئالیست» است و هر کس هیچ اعتباری برای جهان خارج قائل نباشد یک «ایده آلیست» و «سوفیست» به حساب می آید. در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیل مفهومی و گزاره ای، به بررسی نگرش و مواجهه علامه طباطبایی(ره) با ایدآلیسم به معنایی که در میان فیلسوفان مغرب زمین رواج یافته، پرداخته می شود. نتایج نشان می دهند که معنای ایده آلیسم در فلسفه اسلامی به خصوص در اندیشه علامه طباطبایی(ره)، با معانی و تعاریف ذکر شده در میان فیلسوفان غربی، تفاوت دارد. این برداشت متفاوت موجب بروز ابهاماتی شده است که در نهایت منجر به ناهماهنگی میان تحلیل ایشان با برخی مبانی و معانی ایده آلیسم می گردد.
دراسه الفکر الفلسفی لنجیب محفوظ حول العلم الحدیث فی خطابه السردی شخصیه «عرفه» فی أولاد حارتنا نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و دوم بهار و تابستان ۱۳۹۸ (۱۴۴۰ ه.ق) شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
311-335
حوزههای تخصصی:
روایه «أولاد حارتنا» لنجیب محفوظ، روایه رمزیه تعید کتابه تاریخ حیاه البشر علی محوریه حیاه الأنبیاء الکبار فی قالب سردی ولکنها فی الحقیقه أقرب الی بیان فلسفی، خاصهً فی الجزء الأخیر منها حیث تدخل شخصیه «عرفه» فی الروایه وتدور کل الأحداث حولها رمزا للعلم الحدیث. قام محفوظ بتوظیف هذه شخصیه لعرض فکره الفلسفی حول العلم الحدیث وصراعه مع الدین وخضوعه أمام حکم السلطه وتکمن ضروره البحث فی أن هذا الفکر الفلسفی حول العلم هو فکر غربی فی بدایته فکیف أثّر علی کثیر من منوری الأفکار و الکتّاب فی العالم الإسلامی وصاروا مبلغین لهذه الفکره مستخدمین الفنون الأدبیه ولذلک یهدف هذا البحث بالمنهج الوصفی التحلیلی و باستقراء تام لعناصر القصه فی قسم عرفه، تسلیط الضوء علی هذا الجانب من الروایه لتبیین المظاهر الغربیه للعلم والتی رمز بها محفوظ فی عرفه ولنبیّن أنّ محفوظ یمثّل فی شخصیه عرفه فکرا فلسفیا خاصا بالنسبه للعلم من حیث موطنه وتضاده بالدین و استخدامه السیئ من قبل السلطات الحاکمه وقد أصبح عرفه فی خطاب محفوظ السردی، أفضل تمثیل للعلم الذی نهض بخلوص لیخدم البشریه بسحره مغایرا بعض الأحیان ما جاء فی الأدیان السماویه، فالنتیجه التی یصورها محفوظ لهذا القیام لیست الّا العلمانیه القائله بموت الإله وخضوع العلم أمام السلطویه وتضحیه العواطف البشریه.
العلاقات الفیزیاویه بین المکان والزمان فی شعر أدونیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
105 - 126
حوزههای تخصصی:
یعتمد الشّعراء فی نصوصهم الشعریه علی المکان والزمان وما یتعلق بهما من علاقات فیزیاویه، فالأحداث تقع فی الزمن والمکان فی بنیه حرکیّه أو سکونیه. العلاقات الفیزیاویه بین المکان والزمان فی شعر أدونیس أسهمت بشکل فاعل فی التعبیر عن أحاسیس الشاعر النابعه من موقفه الثوروی والعلاقات هذه تحمل أسساً جمالیه ذات أبعاد ودلالات نفسیّه ورمزیه حیال حوادث عصره وموطنه. تحاول هذه المقاله أن تقوم بدراسه کیفیّه حضور العلاقات الفیزیاویه بین المکان والزمان ودلالاتها فی البناء الشّعریّ عند أدونیس علی أساس المنهج النفسی، حیث تحاول أن تربط أبعاد دلالتها بعواطف الشاعر ومشاعره، کما سنتّبع فی هذه الدراسه، المنهج الوصفیّ التحلیلیّ– الإحصائیّ بالإضافه الاستشهاد بنماذج شعریّه دالّه علی استعمال هذه الظاهره ودلالاتها فی الصور الشعریه عند أدونیس. أهمّ ما یلفت الانتباه فی صوره الشعریهالفیزیاویه أنّ الشاعر یرغب کثیراً ما إلی استعمال الحرکه الزمکانیه فی نصّه الشّعری؛ إذ تتّفق دینامیکیهالمکان والزمان مع رؤیته الثوریه فی التغییر والطموح إلی تحقّق أحلامه فی بناء مستقبل زاهر وعالم جدید. ویفصح الشاعر عن اتجاهه الوثنی من خلال توظیف صور الحرکه الزمکانیه کما یتّضح من وراء صور الحرکه الزمانیه والمکانیه رأیه حول الشّعر؛إذ یعتقد أنّ الشّعر دینامیکیه وبثّ الحرکه ورفض السکون فیلجأ الشاعر إلی صور الحرکه المکانیه والسکون الزمانی فی تصویر فقدان الحبّ، کما اعتمد علی توظیف صور الجمودالزمانی والمکانی، لتحریض الموقف الثّوری والمجال الحیویّ والتجدّد علی نحو أعمق وأکثر حراره وفاعلیه ویستعرض الشاعر فی توظیف الحرکه الزمانیه والسکون المکانی إدراک عبثیهالوجود وتحطیم الزمان النجومی والغلبه علی سطوهالزمن الموضوعی فی جمود الفضاء.
نقد و بررسی دیدگاه های مفسران در باره آیه 71 سوره مریم
حوزههای تخصصی:
آیه71 سوره مریم «إن منکم الا واردها ... » است که مفسران در باره آن دیدگاه های مختلفی را بیان کرده اند، چالش اصلی این آیه تعیین مخاطبان در "منکم" است. بسیاری از مفسران، همه جن و انس و برخی دیگر با تکیه بر روایاتی همه انسانها را مخاطب آیه دانسته اند. در نتیجه ورود همه اعم از مؤمنان و خطاکاران به جهنم را حتمی می دانند، اما این نظر با آیات دیگر متعارض است؛ برخی فقط منکران معاد و کفار را مخاطب دانسته اند که با دیدگاه بسیاری از مفسران و روایاتی که اشاره به ورود همه انسانها به جهنم دارند ناسازگار است. به نظر می رسد بی توجهی به آیات هم مضمون و ناتوانی در درک سیاق آیات باعث بروز دیدگاه های متفاوت شده است . این نوشتار پس از بررسی دیدگاه ها در تفاسیر فریقین؛ با استناد به دیگر آیات قرآن و بهره گیری از سیاق نشان داده است که آیات مردم را در قیامت به دو دسته تقسیم و سرنوشت هر دسته را بیان کرده است: نخست کفار و پیروان آنان و سپس مؤمنان. بنابراین مقصود از ضمیر«کم» در آیه همه انسانها و یا همه جن و انس نیست بلکه مراد مشرکان و منکران معاد است.
گونه شناسی روایات صفات امام در تفسیر عیاشی
حوزههای تخصصی:
آیات متعددی در قرآن کریم در مورد مسئله امامت بیانگر اوصاف و فضائل امام می باشد، مفسران و متکلمان شیعه بر اثبات خلافت و امامت ائمه (ع) به این آیات استناد جسته اند، محمد بن مسعود سمرقندی (ابوالفضل) معروف به عیاشی از مفسران و محدثین قرن چهارم هجری در تفسیر خویش که به روش روایی نگاشته شده است به مسائل کلامی و بحث امامت نیز پرداخته است، با توجه به اینکه کتاب وی از آثار کهن تفسیری امامیه می باشد از جایگاه ویژه ای نزد اندیشمندان برخوردار است، یافته های تحقیق حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری کتابخانه ای مطالب صورت پذیرفته، حاکی از آن است که در گونه شناسی محتوایی روایات صفات در تفسیر عیاشی دریافتیم وی در تفسیر خویش صفات امام همچون علم، عصمت و افضلیت را بحث نموده است.
پژوهشی درحدیث معافیت شیعیان ازجنون، جذام، برص و....
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۳ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵
150 - 168
حوزههای تخصصی:
در خصال صدوق روایتی به امام صادق(ع) نسبت داده شده که درون مایه آن نفی برخی از خصلت ها همچون جنون، جذام ، برص ، ابنه و.... از شیعیان است.حال آنکه برخی از این ویژگی ها در شیعیان وجود دارد و مشاهده اینگونه احادیث باعث ایجاد یاس و ناامیدی این قشر از شیعیان و شبهه پراکنی دشمنان اسلام و شیعیان شده است. واکاوی سندی این حدیث بیانگر مخدوش بودن آن است . دو نفر از راویان حدیث ضعیف می باشد و صحابی معصوم نیز از سند حذف شده و شرط اتصال سند در آن محقق نیست . همچنین بررسی متنی حدیث در قالب تحلیل واژگان حدیث حاکی از معنایی متفاوت از فهم رایج آن است بعلاوه این حدیث با دسته ای از روایات متعارض بوده و با قرآن و عقل نیز سازگاری ندارد. حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث حدیث
مصدریابی روایات تفسیر التبیان با تطبیق بر منابع شیعه و سنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصدریابی روایات تفسیر التبیان، به وضوح نشان می دهد که منابع حدیثی طوسی، فقط کتاب های شیعی نبوده، بلکه از کتب سنی به وفور بهره گرفته است. یافته ها نشان داد تفسیر طبری، بیشترین تأثیر را بر تفسیر التبیان داشته است. در این میان، روایات مشترکی بین مصادر شیعه و سنی یافت شده اند که در منابع تفسیری و روایی فریقین به دو صورت، قابل ردیابی بودند؛ روایاتی که الفاظ یکسان یا همسان دارند و روایاتی که مضمون و محتوای مشترک، با الفاظ تا حدودی متفاوت دارند. بررسی تاریخی این روایات، به شناخت تعامل و رفت وآمد روایات تفسیری در منابع ﺷیﻌﻪ ﻭ سنی کمک زیادی می کند. از سوی دیگر، روش طوسی در اخذ و شیوه گزارش و انعکاس احادیث در این مقایسه منابع به خوبی روشن می شود. تقطیع، نقل به معنا، ادراج و تصحیف در متن و سند، از عوارض روش طوسی در نقل روایات التبیان هستند.
بررسی معناشناختی و نسبت سنجی اسماء الهی در حوزه آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی، شناخت و نسبت سنجی اسماء الهی نقش بسزایی در فهم، ترجمه و تفسیر قرآن کریم دارد. در جستار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، هشت نام الهی حوزه آفرینش؛ صانع، خالق، فاطر، مبد ئ ، منشئ، بدیع، بارئ، ذارئ، مورد بررسی قرار گرفته تا بر پایه کاربست ها در شعر و نثر عرب، بافت زبانی و روابط هم نشینی و جانشینی در قرآن کریم، احادیث معصومان، سخن لغت شناسان و مفسّران، معنای دقیق و تفاوت های مفهومی و کاربردی آن ها نمایان شود. این نام ها همگی بر اصل مفهوم آفرینش دلالت دارند، ولی هریک ویژگی مفهومی و کاربردی خویش را دارا است. "صانع" سازنده با دقت، علم و مهارت است. "خالق" به معنای آفریننده بر اساس اندازه و تقدیر است و با ربوبیت و رزق پیوستگی دارد. "فاطر" به معنای پدیدآورنده ای است که نیستی را می شکافد و با توجه به هم نشین هایش بر قدرت و عظمت خداوند دلالت دارد. "مبدئ"، با توجه به مفهوم متقابل آن (معید)، بر آفرینش آغازین دلالت دارد. "منشئ" پدیدآورنده رفعت بخش است. "بدیع" بر نوآوری و بی نیازی آفریدگار از ماده و صورت پیشین دلالت دارد. "بارئ" آفریدگاری است که خود از هر عیب و نقص منزّه است و آفریدگانی به دور از عیب و ناراستی می آفریند. "ذار ئ " آفریدگارِ آفرینش پردامنه و پراکنده است. بی گمان لازم است تفاوت مفهومی این نام ها ، در ترجمه، تفسیر و استناد به آیات مورد توجه قرار گیرد.
تأملی در نسب و شخصیت سیاسی و فرهنگی حضرت سید جلال الدین اشرف(ع)
منبع:
رهیافت فرهنگ دینی سال دوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵
87 - 101
حوزههای تخصصی:
بررسی سیر زندگانی امامزادگان و اولاد منسوب به اهل بیت پیامبر اکرم (ص) و بازشناسی سیره آن بزرگواران از ضروریات جامعه اسلامی است که می تواند در جهت شناسایی سبک زندگی اسلامی آنان مؤثر واقع گردد و افزون بر این، تسهیلگر روند زندگی سعادت آفرین برای بشر باشد. در همین راستا، بررسی شرح حال حضرت سید جلال الدین اشرف از فرزندان منسوب به امام موسی کاظم (ع) و نیز شناسایی اقدامات سیاسی و فرهنگی، فضایل و مناقب ایشان، راهگشای مؤثری در به دست آوردن الگوی جامع و سعادتمند زندگی بشری باشد. در این مقاله، سعی بر این است تا با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، منابع روایی و تاریخی درباره سید جلال الدین اشرف مورد پژوهش قرارگرفته تا گوشه هایی از زندگانی ایشان تبیین شود. دستاورد حاصل از پژوهش، بیانگر آن است که سید جلال الدین اشرف از ذریه پاک پیامبر اکرم (ص)، در پی احقاق حق با ظالمان به مبارزه برخاست و پس از مبارزه با آنان در این مسیر به درجه رفیع شهادت نائل آمد؛ همچنین فضایل و مناقب ایشان گویای عظمت و جلالت وی در نزد بزرگان دین است؛ کما اینکه بسیاری از شیعیان در سایبان حریم ایشان آرام گرفته و عرض حاجت می نمایند.
تحلیل و نقد دیدگاه آیت الله معرفت از فترت وحی قرآن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
64 - 84
حوزههای تخصصی:
فترتِ وحی قرآن به معنای انقطاع وحی تشریعیِ جبرئیل به پیامبر اسلام6 است که به عنوان یکی از مباحث علوم قرآنی و تفسیری مورد توجه عالمان مسلمان قرار گرفته است. درباره این موضوع، دو دیدگاه در میان علمای علوم قرآنی وجود دارد. گروهی به فترت سه ساله و گروهی به انقطاع چندروزه وحی قرآن معتقدند. آیت الله معرفت جزو عالمان دسته نخست است که به فترت سه ساله وحی معتقد است. این مسئله انگیزه تحقیق حاضر شد تا به روش توصیفی تحلیلی به بررسی دیدگاه آیت الله معرفت در این زمینه بپردازد. پژوهش پیش رو نشان می دهد دیدگاه آیت الله معرفت بر پایه نقل روایت احمد بن حنبل از شعبی و نیز روایات مربوط به سه سال دعوت پنهانی استوار است؛ از طرفی روایت شعبی ضعیف و غیرمستند است؛ درنتیجه دیدگاه آیت الله معرفت تأیید نمی شود. همچنین روشن شده است آیت الله معرفت میان دو مسئله فترت وحی و دعوت پنهانی همسان انگاری کرده است که مستندات تاریخی، روایی و قرآنی برای پذیرش این قول وجود ندارد. در مقابل، قول به انقطاع چندروزه وحی که بین سه تا چهل روز گفته شده است، با مستندات تاریخی و روایی به خصوص با روایات ائمه: سازگار و قابل قبول است.
مبانی حاکم بر ساختار قرآن کریم در نسبت با علوم انسانی قرآن بنیان از منظر آیت الله جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
شناخت قرآن، از این حیث که در مسئله ی تولید علم انسانی قرآن بنیان مؤثر بوده، بسیار اهمیت دارد؛ چراکه نوع نگاه ما به قرآن، میزان و نوع انتظار ما از قرآن را مشخص خواهدنمود. شناخت قرآن بر اساس نظام سه گانه ی فاعلی، داخلی و نظام غایی قرآن قابل بررسی است. رابطه ی بین «قرآن کریم» و «علم انسانی» بر اساس نظام داخلی قرآن، به صورت مجموعه ای از مبانی حاکم بر «محتوای» قرآن و مجموعه ای از مبانی حاکم بر «صورت»، اعم از «زبان» قرآن و «اسلوب» آن قابل ترسیم است. محتوای قرآن کریم متناسب با غایت آن است و برای ارائه این محتوا، زبانی را به کار گرفته که بتواند چنین هدفی را برآورده کند و همچنین ساختار و سبک، به گونه ای تنظیم شده که قابلیت تحقق چنین کاری را داشته باشد؛ لذا باید نسبت بین این زبان و ساختار را در مواجهه با زبان و ساختارهای علوم انسانی استخراج کرد. در این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی بر اساس نظرات آیت الله جوادی آملی بیان خواهند شد که قرآن کریم نه تنها در سبک بیانی خود متفاوت عمل کرده است و به طورکلی شیوه های رایج در کتب بشری را در پیش نگرفته است، بلکه در ساختار و اسلوب چینش و نظم دهی نیز تفاوت های اساسی و جدی ای با کتب بشری دارد که مسائل مربوط به سیاق و سباق، چگونگی به کارگیری تمثیلات و ... از مصادیق این ساختار و سبک خاص قرآن کریم است.
نقش اعتباری بودن مالکیت و امانی بودن اموال انسان در بازتوزیع ثروت از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و هشتم دی ۱۳۹۸ شماره ۲۶۵
35-43
حوزههای تخصصی:
توزیع مجدد ثروت به سیاست هایی گفته می شود که برای کاهش نابرابری درآمدی و فرصت های اقتصادی و به منظور پیشبرد «توسعه» پیش بینی شده است. این مقاله درصدد است به روش تحلیلی توصیفی نقش اعتباری بودن مالکیت انسان و امانی بودن اموال برای توزیع مجدد ثروت را بررسی نماید. مالکیت رابطه ای خاص میان مالک و مِلک است که امکان تصرف مالک در مِلک به سبب آن مهیا می شود. هدف از این بررسی نشان دادن ایجاد زمینه برای از میان رفتن فقر در جامعه از طریق ایجاد باور به اعتباری بودن مالکیت انسان و امانی بودن ثروت در دست وی هست. روش ارائه مباحث توصیفی تحلیلی، به شیوه تفسیر موضوعی، با بررسی دلالت آیات است. نتیجه به دست آمده این است که باور به اعتباری بودن مالکیت انسان و امانت الهی دانستن ثروت، موجب می شود ثروتمندان به نیاز افراد کم درآمد توجه کرده و برای رفع نیازهای معیشتی آنها اقدام کنند که آن را عمل بازتوزیع ثروت می نامند.
تحلیل پارادایمی توسعه در اندیشه آمارتیا سن و نسبت آن با صلح کل عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۹
395 - 416
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مفروض گرفتن و استخراج عناصر اساسی توسعه لیبرالی به مثابه یک الگوواره (پارادایم) درصدد سنجش میزان اشتراک و یا افتراق اندیشه آمارتیا سن با جریان اصلی توسعه سیاسی لیبرالی به مثابه پارادایم غالب می باشد. وجود تمایز وی بر ابعاد ارزش شناختی و زیبایی شناختی با اندیشه های جریان اصلی توسعه لیبرال و تأکید بر سوژه و توانمندسازی فردی به جای تأکید بر ساخت این پرسش را به پیش می کشد که آیا اندیشه آمارتیا سن را می توان تحولی پارادایمی در نظر گرفت و یا تحولی است در درون پارادایم موجود توسعه لیبرال؟ همچنین آیا می توان شباهت های پارادایمی بین اندیشه آمارتیاسن با نظریه صلح کل عرفانی یافت به گونه ای که به منزله بدیل و یا مکمل نظریه توسعه او به عنوان الگویی باشد که فراهم کننده زمینه توانمندسازی سوژه انسانی با برقراری عدالت هویتی در جوامعی تحت توتالیتاریسم هویتی تمرکز گرا است؟ نوشتار کنونی با استفاده از مقالات و کتاب های آمارتیا سن و با روش گردآوری داده های کتابخانه ای و روش تحلیل محتوا/ پارادایم ابتدا به توصیف و استخراج عناصر توسعه ای اندیشه سن و امهات کلان نظریه صلح کل عرفانی پرداخته و با عطف تمرکز اصلی بر اندیشه سِن بر آن است تا تا تحول پارادایمی/درون پارادایمی را با جریان اصلی توسعه از یک سو به مثابه صورت نوعی توسعه لیبرالی و نظریه صلح کل عرفانی از سوی دیگر با رویکردی پارادایمی/مقایسه ای دریابد.