اینکه درباره تبیین های تاریخی چه نظریاتی مطرح شده و چه مزایا یا نواقصی دارند و تاریخ از منظر قرآن چگونه است؟ سؤالاتی است که در این تحقیق به آنها پرداخته می شود. درباره تبیین های تاریخی که ذیل بحث فلسفه نظری تاریخ مطرح است، نُه نظریه بیشترین طرف دار را داشته است. از منظر قرآن، موتور حرکت تاریخ، خواست و اراده انسان هاست. درواقع نبردی میان انسانِ به کمال رسیده و آزادی معنوی به دست آورده و انسانِ منحط و درجا زده و حیوان صفت. به این وسیله انسان با تکیه بر ویژگی هایش هم تمدن می آفریند و هم آغازگر جنگ ها و نبردها می شود.
تضاد و تنازع ناشی از غریزه استخدام که از ماجرای هابیل و قابیل آغاز شده همچنان هست و خواهد بود تا زمانی که قدرت فکری انسان قادر به درک انقلابی جهانی برای رسیدن به امت واحده نهایی شود و به تمام تضادها و درگیری های بیرونی خاتمه داده خواهد شد. به عقیده اسلام، اندیشه و عمل در یکدیگر تأثیر متقابل دارند و پایه های اصیل انسانی در تفکرات شخص و فطرت درونی اوست. ازاین رو جنبه های معنوی انسان ها بر جنبه های مادی آنها مقدم است.
مفهوم «رابطه» یک صد و پنجاه سال پیش هرگز به معنای امروزی به کار نمی رفت. با این وجود، مفاهیم جانشین آن از قبیل «انس» در نهج البلاغه به کرّات آمده است که هریک از آنها بیان کننده اصناف و مراتب رابطه اعم از رابطه انسان و خدا و سایر رابطه هایند. در زمینه روابط انسان، در مجموع با چهار رابطه مواجهیم: رابطه انسان با خدا، خودش، انسان های دیگر و طبیعت. هریک از این روابط هم در پنج ساحت وجودی انسان تحقق می یابند که در مجموع بیست نوع رابطه را دربر می گیرد که یکی از آنها، رابطه عقیدتی - معرفتی انسان و خداست. این رابطه شامل روابط بندگی، خلیفگی، عاشقانه و همکاری است که روابط اول و سوم و دوم به ترتیب از بسامد بالایی در نهج البلاغه برخوردارند. اما رابطه همکاری به آن شکلی که در ادیان خاور دور نظیر دائویی (Taoism) مطرح است، در نهج البلاغه طرح نشده است؛ اما در عین حال، خدا و بنده همکاری می کنند تا رفتارهای انسان بهتر و به کمال خود نزدیک شود.
"نظریات امام خمینی(س) به عنوان فقیهی که عمری را در راه تعلیم و تعلم علوم دینی، به خصوص علم فقه، صرف کرده اند و در مرحله ای از زندگی پربار خود رهبری نظامی را که بر مبانی فقه استوار است به عهده گرفته اند، می تواند راهگشای برخی از مسائل مبهم در این حوزه از معرفت بشری باشد.
از نظر ایشان یکی از مسائل مهم در دنیای کنونی نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست. تاثیر زمان و مکان بنا به دیدگاههای حضرت امام(س) بر تغییر و تحول در موضوعات احکام شرعی است؛ یعنی مساله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند. تبیین و تحلیل این دیدگاه موضوع مقاله حاضر است.
تغییر ماهوی موضوع، تغییر مصادیق موضوع، تغییر عنوان موضوع، تعلق عنوان ثانوی بر موضوع، تغییر نظام حاکم بر موضوع از جمله موضوعاتی است که در این مقاله مورد بحث قرار می گیرد.
در این نوشتار مبانى و روش هاى تربیت دینى از نگاه قرآن بحث مى شود. نویسنده نخست از روش هاى تربیت سخن گفته و از عناوینى چون حکمت عیار سنجش فضیلت اخلاقى جهت بخشى، برنامه ریزى، به گزینى، بهره گیرى از پیش آمدها، الگو نمایى، یادآورى، تهدید، داستان سرایى و عادت سازى یاد مى کند. در بخش دیگر مقاله، انسان شناسى تربیتى به عنوان مبانى تربیت مطرح شده و از ویژگى هاى انسان سخن به میان آمده است.
قریب به اتفاق پژوهشگران در خصوص پاسخگویی به مساله اطلاق یا نسبیت اخلاق به تفسیر و توجیه آیات موهم نسبیت اخلاق پرداخته اند (بعد سلبی اطلاق اخلاق) و بررسی بعد ایجابی اطلاق اخلاق با نگاه قرآنی جایی در تحقیقات آنها نداشته است. افزون بر این، پژوهشگران از اهمیت نتایج مترتب بر تحلیل برخی مسائل اساسی فلسفه اخلاق از دیدگاه قرآنی در جهت حل مساله نسبیت اخلاق غفلت ورزیده اند. این دو مساله انگیزه نگارش مقاله حاضر قرار گرفته است. مقاله در گام نخست، بررسی بعد ایجابی اطلاق اخلاق از طریق تحلیل مستقیم آیات قرآن کریم در این باره و در گام دوم نتایج نگاه قرآنی به برخی مباحث اساسی فلسفه اخلاق اساس و پایه حل مساله نسبیت اخلاق قرار گرفته است.
آیات متعددی از قرآن کریم مسلمانان را از برقراری هرگونه رابطه دوستی با غیرمسلمانان، برحذر داشته است؛ این مسئله موجب القای شبهه توهین قرآن به غیرمسلمانان شده است و از رهگذر آن قرآن حاوی امری اهانت آمیز و غیراخلاقی پنداشته شده است. در این مقاله با تأمل در مدلول آیات مورد بحث و تبیین دقیق آنها روشن می شود که مسلمانان تنها از دوستی با افرادی برحذر شده اند که به دشمنی با آنان برخاسته و به انحاء مختلف سعی در آزار و ضربه زدن به آنها را دارند و نیکی با کسانی که با مسلمانان روابط غیرخصمانه دارند، مورد تأکید قرآن است. در این مبنا مسلمان بودن یا نبودن مطرح نیست. توصیه قرآن بر عدم دوستی با پدر و مادر مشرک نیز به هیچ وجه به معنای بی احترامی به آنان نیست بلکه فقط به معنای عدم اطاعت از آنها در امور مربوط به دین است، ضمن آنکه به والدین مسلمان نیز توصیه شده که تنها در مواردی که اجابت خواسته های فرزندان موجب ظلم به دیگران می شود، از آن روی برتابند.
قرآن کریم به عنوان آخرین و در عین حال کامل ترین برنامة الهی در گستره ارتباطات انسانی از ظرفیت دلالت های غیرلفظی (حالات و حرکات بدن) غافل نبوده؛ به طوری که در جای جای آن به ترسیم ابعاد غیرکلامی انواع ارتباطات انسانی پرداخته و سبب تعمیق و تکمیل پیام مورد نظر شده است. چهره و دلالت های آن به عنوان یکی از اشکال و انواع دلالت های غیر کلامی نیز به طور خاص مورد توجه قرآن کریم قرار گرفته است. در این پژوهش طی حرکت از ادبیات نظری ارتباطات غیرکلامی چهره به سوی قرآن کریم، ما را به درک جدیدی از آیات قرآن کریم و تنظیم آیات مرتبط جهت ترسیم چارچوب مطلوب ارتباطات غیرکلامی چهره از منظر قرآن کریم رسانده است. به بیانی دیگر این پژوهش با استناد به برخی از آیات قرآن کریم در صدد است تا با نگاهی بین رشته ای، آیات قرآن کریم را از منظر کارکردهای ارتباط غیرکلامی چهره بررسی کند تا پیام هایی که از طریق این نوع ارتباط به خواننده منتقل می شود آشکار گردد.
پای بندی به قوانین موضوعه و تحلیل حقوقی آن، جزء مباحث اساسی فلسفة حقوق است .قانون گرایی، مقوله ای است که از دیرباز، مورد توجه عالمان حقوق قرار گرفته است. در فقه اسلامی نیز لزوم عمل به قوانین شرعی، جزء واجباتی است که در حوزة مدرکات عقل عملی، قابل فهم است. با این حال، در مورد قوانین متغیر و موضوعه دولتی، مباحث روشنی وجود ندارد که نبود دولت مشروع اسلامی در طول تاریخ، آن را توجیه می کند .در نوشتار حاضر با توجه به نظرات مختلف در باب ولایت فقیه، تأثیرات هر یک در باب وجوب اطاعت از قوانین موضوعه دولتی در نظام مقدس اسلامی، مورد بحث قرار گرفته است. با اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه می توان لزوم شرعی اطاعت را نتیجه گرفـت، اما اگر مبنای دیگری اتخاذ شود نمی توان الزام اطاعت را در همه موارد، ثابت نمود. در این مقاله، نقش بیعت در ایجاد الزام نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.
اهمیت و ضرورت بحث از این که آیا رفتار پیامبر(ص) با مخالفان با مدارا و ملایمت بود یا با نابردباری و خشونت، بر همگان تقریباً مبین است. به ویژه این که دشمنان با بهره گیری از همه ابزارهای ارتباطی و راه کارهای گوناگون، می کوشند وانمود کنند اسلام دین خشونت و رسول خدا(ص) خشونت گرا می باشد. در حالی که این امر بر خلاف آموزه های دین و گفتار و سیره آن حضرت است، زیرا پیامبر(ص) اصل اولیه برخورد خویش را با مخالفان، ملایمت قرار داده است.