ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۳۸۸۱.

La Montagne dans le Nahj al-Balagha à la lumière des découvertes géologiques

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
Dans les sermons 1, 91, 177 et 211 du Nahj al-Balagha, divers aspects des montagnes sont abordés avec des expressions destinées à éveiller chez l'humain une compréhension plus profonde du Créateur, unique et puissant. Les scientifiques et chercheurs en géologie démontrent que les montagnes se forment et évoluent au fil de longues périodes, principalement à travers des processus tels que la subduction aux frontières instables des continents, le plissement des couches terrestres ou encore l'intrusion de magma donnant naissance à des structures volcaniques. Une analyse du terme « montagne » et des descriptions qui y sont associées dans ces sermons révèle une concordance remarquable avec des découvertes géologiques établies, telles que les plaques tectoniques, l'isostasie, les racines profondes des montagnes, leur structure interne, la régularité des mouvements terrestres, ainsi que les bénéfices des montagnes pour la planète. Ces observations témoignent non seulement de la précision scientifique des descriptions, mais renforcent également leur origine révélée. 
۳۸۸۲.

تلازم عشق و معرفت در انسان بر اساس آراء افلوطین و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۱۷
در این تحقیق با ابتنا بر آراء افلوطین و ابن سینا درباره عشق در انسان، تلازم عشق و معرفت در آراء ایشان بر اساس تفاوت ها و شباهت ها بررسی و تطبیق داده می شوند. در بحث تلازم عشق و معرفت تأثیر عشق برای شوق به معرفت برای نیل خیر و زیبایی، نائل شدن به ملکات اخلاقی و اتحاد با صورت های کلی و خداوند مدّنظر است. مهمترین مسئله تحقیق، آزمون این فرضیه بود که آیا ابن سینا در مبانی و نتایج تلازم عشق و معرفت در انسان تحت تأثیر مبانی فلسفی افلوطین ضمن این مباحث بوده است؟ این مقاله با اتکاء به روش تحلیلی-توصیفی در نهایت به این نتیجه می رسد که در نگرش معرفت شناسانه ای که از آراء افلوطین درباره عشق دریافت می شود، عشق برخلاف راه دانش، مسیر نائل شدن و اتحاد با احد است. عشق قادر است به چیزی که حد و اندازه ندارد و دارای هیچ صورتی نیست، نائل شود. اما این نگرش نزد ابن سینا امری وجودی است زیرا کمال نفوس بشری همان تشبه به ذات خیر مطلق و صدور افعال متعادل و متوازن از قبیل فضایل بشری و تحریک نفوس ملکی نسبت به جواهر علوی است که به سبب تشبه به خیر مطلق هستند و غایت این تشبه تقربی است که به واسطه فیضان کمال و فضیلت از خیر مطلق است. ابن سینا در پرتو اثرپذیری از سرمایه های غنی دینی، از افلوطین هم اثرپذیرفته و جریان تفکر اسلامی را به سوی اشراق و عرفان سوق داده است.
۳۸۸۳.

قراءة سياسية في مفهوم الصبر في القرآن من منظور الحوکمة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
الصبر من المفاهیم القرآنیه التی تکرر ذکرها فی الآیات الکریمه (فی 93 آیه بمعدل 103 مره). وتشیر هذه الکثافه فی التکرار إلى أهمیه هذا المفهوم الذی طُرح، فی الأغلب، من زاویه أخلاقیه، بید أنّ التنبیهات المکرّره فی القرآن تثیر سؤالًا حول إمکانیه التعاطی مع مفهوم الصبر من زاویه الحوکمه فی أبعادها الإداریه والاجتماعیه والسیاسیه. تسعى هذه الورقه إلى تقدیم قراءه لمفهوم «الصبر» فی القرآن من منظور الحوکمه الإسلامیه عبر رؤیه استقرائیه، ووفقًا لنموذج السیاسه ثلاثی المراحل (التدوین، التنفیذ، والتقییم)، وبالاستعانه بدراسه مکتبیه وتحلیل لفحوى الآیات القرآنیه التی تتناول موضوع "الصبر" ومراحل نزول الآیات ذات الصله والنقاط المطروحه فی التفاسیر الشیعیه. فی الحقیقه، تستخرج الورقه الحالیه بأسلوب تحلیلی النتائج السیاسیه لمفهوم "الصبر" فی القرآن من نافذه الحوکمه الإسلامیه، وقد بلغت هذه النتائج من خلال دراسه الآیات التی تحتوی على کلمه "صبر" أو اشتقاقاتها،  159 ثیمه أساسیه، و62 ثیمه منظِّمه، و11 ثیمه شامله. فی الختام، صنّفت الثیمات الشامله ضمن المراحل الثلاث "التدوین"، "التنفیذ"، و"التقییم" استنادًا إلى نموذج السیاسه ثلاثی المراحل.
۳۸۸۴.

بازتاب آرای عرفانی ابن برّجان در اندیشه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
آرای عرفانی ابن برّجان، ملقّب به غزّالی اندلس، در ره گیری خاستگاه و تکوین جهان بینی عرفانی ابن عربی، نقش محوری دارد که این تأثیر موجب بسط و تعمیق اندیشه های عرفانی وی شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال واکاوی اندیشه های ابن برّجان در منظومه فکری ابن عربی است. در این راستا، پیوندهای ژرف میان مفاهیم کلیدی و اصطلاحات بنیادین مورد استفاده توسط این دو متفکر برجسته، آشکار گردیده است. از میان یافته های این پژوهش، می توان به بازتاب عمیق مفهوم «الحق المخلوق به» ابن برّجان در آرای ابن عربی، از طریق اصطلاحات رمزگونه ای همچون «العماء»، «النّفس الرّحمانی» و «الحقیقه المحمدیّه» اشاره نمود که بر تجلّی و ظهور خداوند در هستی تأکید دارد. همچنین، نفوذ اندیشه ابن برّجان بر درک ابن عربی از «الانسان الکامل»، از طریق اصطلاح «العبد الکلّی»، به روشنی قابل مشاهده است. این امر نشان از تأثیر عمیق ابن برّجان بر ابن عربی در فهم هستی شناختی انسان دارد. افزون بر این، میزان بهره گیری ابن عربی از اصطلاحات مرتبط با اسماء و صفات الهی، همچون «التخلق بأسماء الله»، گواه بر وامداری فکری وی به پیشگام عرفان اندلسی است. همچنین جهان بینی عرفانی و فلسفی ابن برّجان، درباره ماهیت قرآن، هستی و انسان، به شکل شگرفی در آثار ابن عربی بازتاب یافته است. بدین ترتیب، این پژوهش ژرفا و گستره تأثیر اندیشه ابن برّجان بر عرفان ابن عربی را نمایان می سازد و ماهیت پویای میراث معنوی و فکری عرفان اندلس رامی نماید.
۳۸۸۵.

واکاوی نقش خواص شیعه در تثبیت مفهوم انتظار و ارتقاء امید به جوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۵
عصر پیش از ظهور، از یک طرف دوره شکوفایی علمی _ فرهنگی و ارائه نظریات نو به جهان و از طرف دیگر عصر هجوم شبهات اعتقادی است. مفهوم انتظار به عنوان محوری ترین باور مشترک در بین معتقدین به ادیان الهی یافت شده است و مبنای آینده ای روشن و محرکی نیروبخش برای جامعه معتقد به نجات توسط منجی آخرالزمان است. نوشتار حاضر تحلیلی، انتقادی به وضعیت موجود و نیز واکاوی نقش خواصِ جوامع اسلامی در انتقال و ارتقاء مفاهیم انتظار و امیدآفرینی به جوانان است تا طرحی ارائه نماید که براساس آن خواص بتوانند در شرایط حساس کنونی موجب ارتقاء امیدآفرینی شوند. نتایج پژوهش عبارتست از این که براساس وعده الهی در کتاب مسلمانان آینده حکومت جهان از آن مستضعفان است و کارگزاران آن علمای دین هستند و مبنای حرکت اجرای احکام قرآن در جهت کمال مطلوب است تا زمینه برقراری حکومت عدالت گستر فراهم شود.
۳۸۸۶.

رابطه ایمان و اختیار از نگاه علامه طباطبایی و پل تیلیخ(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
رابطه ایمان و اختیار انسان، همواره در جوامع غربی و شرقی مورد بحث بوده است. در این پژوهش، به رابطه ایمان و اختیار و مقایسه دیدگاه های علامه طباطبایی و پل تیلیخ پرداخته شده است. علامه طباطبایی، در عین قائل شدن اختیار در کسب ایمان، آن را مرتبه ای قلبی و رتبه بعد از شناخت اولیه دین و مقدمه عمل و اطاعت می دانند در حالیکه پل تیلیخ ایمان را غایت قصوا یا دلبستگی نهایی تعریف کرده و آن را حاصل عمل همه وجود آدمی همچون عقل و اراده و احساس، دانسته و مرحله اول ایمان که یافتن متعلق ایمان است را امری اختیاری و مرحله تسلیم و دلبستگی به آن را امری غیر ارادی دانسته است.علامه طباطبایی در مباحث مفصل پیرامون ایمان و نقش اختیار انسان در نیل به ایمان را تبیین نموده اند. در تفکر اسلامی، علامه طباطبایی، حقیقت ایمان را تصدیقی قلبی می داند که شدت و ضعف پذیر است و مومن امنیت و اطمینانی کسب می کند که هرگز در اعتقاد خودش دچار تردید نمی گردد و ایمان را امری اختیاری می دانند.پل تیلیخ فیلسوف و الهی دان پروتستان نیز، در کتاب های خود از جمله، پویائی ایمان و الهیات سیستماتیک، به بحث پیرامون عقل و ایمان و اختیار با آن پرداخته است. ایمان از دیدگاه تیلیخ نه علم به حقیقتی است، نه علم به گزاره ای است و نه اختیار عقیده ای است.
۳۸۸۷.

بررسی صحت مهریه نامتعارف و مسئله به ارث رسیدن حق مطالبه آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۰۲
مهریه یکی از سنت های اجتماعیِ دارای ریشه شرعی، در جامعه ایران به شمار می آید. کارکردهای فراوان مهریه موجب شده است این سنت همچنان به بقای خود ادامه دهد. در دهه های اخیر، رواج مهریه هایی با مبلغ هنگفت و نامتعارف و پیامدهای آسیب رسان اجتماعی آن، موجب بازنگری فقهی و حقوقی ماهیت چنین مهریه هایی شده است. ازجمله این پیامدهای نامطلوب، به ارث رسیدن حق مطالبه آن است که موجب بازماندن پرونده های آن تا سال های متمادی است. در این نوشتار مسئله یادشده با روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است. به نظر می رسد راه حل های مبتنی بر باطل دانستن مهریه نامتعارف یا ادله مبتنی بر به ارث نرسیدن آن، از قوت کافی برخوردار نیستند؛ ازاین رو می توان به عنوان یک راه جایگزین، انعقاد تفاهم هایی را شبیه به مهریه و با کارکردهای مثبت آن پیشنهاد داد که عاری از پیامدهای نامطلوب آن باشد. چنین قراردادهایی، پیچیدگی های حقوقی تفسیرِ قصد طرفین در مهریه های نامتعارف را برطرف خواهد کرد.
۳۸۸۸.

بررسی انتقادی دیدگاه ناصر القفاری درباره آموزه شهادت ثالثه در اندیشه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
اذان به عنوان یکی از شعائر اساسی اسلام، در مذاهب مختلف اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. در این میان، شهادت ثالثه به عنوان یکی از عناصر مهم اذان در مذهب شیعه، همواره محل بحث و اختلاف میان مذاهب اسلامی بوده است. این پژوهش باهدف بررسی ادعای قفاری که شهادت ثالثه را ابداع و بدعت شیعیان در راستای تثبیت موضوع امامت می داند، به روش توصیفی تحلیلی با تبیین جایگاه شهادت ثالثه در منابع اسلامی، به مطالعه روایات و سیره عملی مسلمانان در این زمینه پرداخته است. با بررسی روایات خاص و عام، و همچنین نمونه هایی از سیره مسلمین در طول تاریخ، تلاش می شود تا نشان داده شود که افزودن شهادت ثالثه نه به عنوان اختراع، بلکه به عنوان استحباب و جواز شرعی مورد پذیرش قرار گرفته است. روایاتی همچون روایت خضرمی که مورد تأیید علماء شیعه و اهل سنّت قرار گرفته اند، به همراه قاعده تسامح در ادله سنن، پایه های فقهی استحباب شهادت ثالثه را تقویت می کنند. علاوه بر این، سیره پیامبر اکرم(ص) و شیعیان در تاریخ نیز گویای مقبولیّت و جایگاه این عمل دینی است. در نهایت، پس از اثبات استحباب و جواز شهادت ثالثه، این مقاله به رد ادّعای بدعت آمیز بودن این شهادت توسط قفاری پرداخته و نشان می دهد که این عمل، ریشه در سنّت های معتبر اسلامی دارد.
۳۸۸۹.

How Is Religious Intellectualism Understood in Iran?

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
Religious intellectualism is a term used to refer to a group of influential thinkers in contemporary Iran. Given the diversity and dispersion of their thoughts, as well as the way they combine local and regional elements with certain global aspects, it is essential to present a general and relatively comprehensive picture of this approach. However, the eclectic nature of these thinkers makes this task challenging. This article, written primarily with the aim of introducing religious intellectualism to a non-Iranian audience, first provides a definition, general characteristics, and prominent figures in this field (Abdolkarim Soroush, Mohammad Mojtahed Shabestari, and Mostafa Malekian). It then outlines the most important issues they address and their specific approaches to those issues (such as capital punishment, human rights, abortion, and homosexuality). The challenges arising from the confrontation between these ideas and traditional ones are also briefly discussed.
۳۸۹۰.

بررسی مسئله «لحوق بدن به نفس» در معاد جسمانی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
دیدگاه علامه طباطبایی در ارتباط با معاد جسمانی و پذیرش نظر ملاصدرا از سوی ایشان، یکی از موارد محل بحث و اختلاف در میان شاگردان ایشان و اندیشمندان معاصر است. دلیل این امر، از یک سو، نقل قولی از مخالفت ایشان با نظر ملاصدرا و از سوی دیگر، تعبیر به کار رفته در آثار ایشان دال بر «لحوق بدن به نفس» است، از همین رو، برخی، نظر ایشان را مخالف با ملاصدرا و گاه منطبق بر نظریه مدرس زنوزی دانسته اند؛ اما از دیدگاه پژوهش حاضر، توجه به قرائن خارجی و سخنان نقل شده از علامه، نشان دهنده نادرست بودن این نگاه و هماهنگ بودن دیدگاه ایشان، با نظر صدرالمتألهین در خصوص معاد جسمانی است. معاد جسمانی از نگاه ایشان، نوعی حرکت استکمالی و اشتدادی است و از همین رو، نمی توان آن را بازگشت به مرتبه قوه و انفعال تفسیر کرد و از سوی دیگر، ایشان بر طبق نظریه روح المعانی، معنای حقیقی الفاظ را منحصر در مصداق مادی آن نمی دانند. در این بین، آنچه اصل برای تفسیر سخنان ایشان قرار می گیرد، دیدگاه ایشان در بحث از قوه و فعل است که بر طبق حرکت جوهری بیان می کنند وجود بالقوه و وجود بالفعل، موجود به وجود واحد هستند و انسان، وجود واحد سیّال و مستمری است که در آن، نفس و بدن با یکدیگر متحد هستند و لذا فرض جدایی و انفکاک بدن از نفس ممتنع است. این امر، شاهدی معتبر بر نادرستی این تفسیر است که لحوق بدن از نفس را به معنای جدایی بدن از نفس و سپس الحاق آن به نفس در روز قیامت تفسیر می کند. با این حال، رجوع به سخنان علامه، مشخص می کند که لحوق بدن به نفس، به معنای زائل شدن ملکات و صفات قسری برای نفس در برزخ و ایجاد بدن متناسب با کمالات و صفات عقلی نفس در روز قیامت است. از نگاه ایشان، سیر حرکت جوهری بدن، به معنای ایجاد بدنی متناسب با ملکات و صفات برزخی و صفات قابل زوال و سپس حرکت به سوی ایجاد بدنی متناسب با صفات و ملکات عقلی و صورت ذاتی سعادت و یا شقاوت برای انسان در روز قیامت است. لحوق نامیدن این امر، از آن جهت است که بدن در برزخ، مراحل تبدّل و تکامل مختلف را -براساس اعمال و رفتاری که انجام داده- طی می کند تا در نهایت به صورت بدنی دائمی و ابدی براساس صورت عقلی ایجاد و انشاء می شود و از همین رو، بدن اخروی، مماثل بدن دنیوی است و نه عین آن. دیدگاه مذکور، هماهنگ و منطبق با دیدگاه ملاصدرا در بحث از معاد جسمانی است که در بحث معاد جسمانی، دخالت عنصر را در بدن انسان نفی کرده و بیان می کند که در هر نشئه ای متناسب با آن، نفس، بدنی را برای خود ایجاد می کند.
۳۸۹۱.

خوانش ملاصدرا از فخر رازی در نفی ماهیت از واجب(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۸
خوانش یک اندیشمند یا مکتب فلسفی از دیدگاه های رقیب، بیان گر میزان غنای فکری آن فرد یا مکتب و شاخصی در آزمودن قوت و ضعف او در برابر سایر نظرات است. اهمیت استخراج و بررسی این خوانش ها علاوه بر مزایای آموزشی، ضرورتی پژوهشی در پیشبرد مسائل فلسفی و قضاوتی صحیح برای انتخاب آرای برتر است. یکی از موضوعات مهم فلسفی که علاوه بر امور عامه، جایگاه مهمی در الهیات به معنای اخص و به دنبال آن مسائل کلامی دارد، بحث از احکام واجب تعالی است. هدف پژوهش حاضر این است که خوانش ملاصدرا از فخر رازی را در انتساب ماهیت به واجب الوجود مورد کاوش قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که: ملاصدرا به عنوان مدافع «نفی ماهیت از واجب»، چه خوانشی از دلایل و اشکالات فخر رازی در مخالفت با این آموزه فلسفی دارد؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که، ملاصدرا واجب را عین وجود و منزه از ماهیت می داند، اما برخی چون فخر رازی حقیقت او را ماهیتی می شمارند که وجود بر آن عارض شده است. صدرالمتألهین ضمن اقامه براهین گوناگون، دیدگاه رازی را هم نقد کرده است. در پژوهش حاضر رأی ملاصدرا در «نفی ماهیت از واجب» با اصولی چون بساطت واجب و امتناع تقدم شئ برخود اثبات شده است. ملاصدرا استدلال خود را با رد شبهه وارد شده از طرف رازی کامل کرده است. در مرحله بعد، نقدهای صدرا بر اشکالات چهارگانه و هستی شناسانه فخر رازی نسبت به این آموزه آمده است. اشکالات مذکور در واقع واکنش وی به مشائین است. رازی بدون اینکه مبنای خود را در اصالت ماهیت به صحنه بیاورد، تلاش کرده است با محور قرار دادن مبانی فکری مشائی در وجود و ماهیت، آموزه «نفی ماهیت از واجب» را به چالش بکشد. خوانش ملاصدرا در واقع به نقد و رد این اشکالات برمی گردد. مواجهه ملاصدرا با رازی تا نقد استدلال معرفت شناسانه فخر و پاسخ به قوی ترین دعاوی او در اثبات ماهیت برای واجب ادامه یافته است. مقایسه تطبیقی این دو اندیشمند نشان می دهد که ملاصدرا با تسلط بر پیشینه موضوع و استفاده از اصول صحیح، رأی خود را ثابت کرده است، تا جایی که با استفاده از آن اصول، پاسخی پیشنهادی به دو دلیل دیگر رازی که ملاصدرا به آن متعرض نشده نیز در خلال این پژوهش ارائه شده است. در نهایت باید گفت، ریشه نارسایی نظرگاه رازی را باید در قول به اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود، غفلت از تشکیک در وجود و سرایت احکام مفهوم وجود به مصادیق آن جستجو کرد. مسائلی که فهم صحیح از آن، سبب توفیق ملاصدرا در ارائه خوانشی انتقادی از رازی شده است. پاسخ های مبنایی و بنایی او به صورتی است که در این نزاع فکری موفق به پوشاندن رخنه های براهین حکمای مشاء در نفی ماهیت از واجب می شود. وی این رسالت را با تکیه بر مبانی خاص خود در حکمت متعالیه و ناظر به هر دو جنبه هستی شناسانه و معرفت شناسانه به سرانجام رسانده است.
۳۸۹۲.

واکاوی دیدگاه ابن سینا در خصوص غایتمندی پدیده های طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۵
فلسفه اسلامی با پشتوانه غنی ابن سینا و مکتب مشاء، ظرفیت بالایی برای صورت بندی نوین مباحث مربوط به غایتمندی در طبیعت دارد. این مقاله با هدف تحلیل دیدگاه ابن سینا در بابِ وجود علتِ غایی در امور طبیعی و ارزیابی انسجام منطقی آن، به مواجهه انتقادی میان اندیشه وی و ایرادهای فلسفی مطرح شده از سوی خواجه نصیرالدین طوسی و شارحان معاصر می پردازد. این پژوهش به شیوه توصیفی–تحلیلی انجام شده و با واکاوی استدلال های ابن سینا در منابع اصیل، چهار اشکال عمده بر برهانِ غایتمندی را دسته بندی و تحلیل می کند. سه اشکال بر پایه متون ابن سینا پاسخ می یابد. اساس پاسخ های ابن سینا، تمایز میان «غایتِ بالذات» و «غایتِ بالعرضِ ضروری» است، به گونه ای که غایت های بالعرض در خدمت تحقق غایتِ بالذات اند و موجب توقف افعال طبیعی نمی شوند. ابن سینا با مثال های تجربی از عالم طبیعت نشان می دهد که تحقق غایت بدون نیاز به آگاهی یا قصد ذهنی ممکن است. در نهایت، استدلال او در بابِ غایتمندی موجودات طبیعی، به منزله الگویی منسجم، عقل پذیر و قابل دفاع در فلسفه طبیعت تثبیت می شود، و ظرفیت آن برای تبیین مسائل معاصر، به ویژه در حوزه اخلاق زیست محیطی نمایان می گردد.
۳۸۹۳.

ارزیابی دلایل عقلی معاد جسمانی عنصری نزد متکلمین سده های 7 تا 11 هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۵
کیفیت بدن انسان در معاد از مسائل اختلافی میان فلاسفه و متکلمین است؛ به این بیان که مُعاد در مَعاد آدمی چگونه است. اقوال در این زمینه به سه دسته تقسیم می شوند: بدن مثالی، بدن عنصری غیر از بدن دنیوی، و عینیت بدن دنیوی. دیدگاه اخیر معتقد به این همانی بدن مُعاد با بدن دنیوی است. اینان غالباً به آیات قرآن تمسک کرده اند؛ اما برخی دلایل عقلی نیز اقامه کرده اند. ظلم بودن ثواب و عقاب، رسیدن به لذّت ها، دوام حرکت افلاک و. از جمله دلایل عقلی هستند که پیروان عینیّت اقامه کرده اند. اثر حاضر با بررسی و نقد دلایل موجود، این فرضیه را مطرح می کند که دلایل مذکور توانایی اثبات مدعای پیروان عینیت در بدن مُعاد را ندارند و صرفاً ظهوری بدوی در عینیت بدن اخروی با بدن دنیوی دارند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است؛ بدینگونه که پس از جمع آوری دلایل مورد نظر، آن ها را مورد نقد و بررسی قرار داده و میزان دلالت آنان بر مدعای مقصود، مورد اعتبارسنجی قرار گرفته است.
۳۸۹۴.

ترکیب ابواب ثلاثی مزید همراه با حروف جرّ و تأثیر آن در ترجمه های خطبه های نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۱۸
بهره مندی از مفاهیم متعالی و پیام های معنوی کلام بزرگان دین، مستلزم ارائه برگردانی دقیق و مطابق جدیدترین معیارهای علم ترجمه است. که این مهم در باب نهج البلاغه و گسترش فرهنگ علوی و انتقال آموزه های آن را بر دوش دارد. نهج البلاغه به عنوان شاهکار نثر ادبی عبارات را به دقیق ترین وجه در قالب قواعد عربی تجزیه نموده است. بررسی حروف جرّ به عنوان جزئی ترین قسمت نحوی زبان عربی، که استقلالش در کنار کلمات دیگر حفظ می شود، شبکه ارتباطی ظریفی را در این کلام بی بدیل به نمایش می گذارد. پژوهش حاضر در تلاش است تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از معاجم مختلف لغوی و شروح نهج البلاغه و ذکر ترکیب ابواب ثلاثی مزید همراه با گونه های مختلف حروف جرّ، لزوم تدبّر بر کارکرد زبانی- معنایی این حروف را دوچندان سازد. براین اساس، داد ه های مربوط به پنج مورد از عباراتی که دربردارنده ترکیب ابواب ثلاثی مزید همراه با حروف جرّ از کل خطبه های نهج البلاغه انتخاب و در پنج برگردان به فارسی نهج البلاغه از فیض الاسلام، انصاری ، شهیدی، زمانی و دشتی موردبررسی و نقد قرار گرفت. گزارش آماری عملکرد مترجمان در نمونه های موردبررسی نشان داد که ترجمه فیض الاسلام و انصاری کمترین و ترجمه دشتی و شهیدی بیشترین تعداد لغزش را داشته اند.
۳۸۹۵.

کارکرد حداقلی حمل بر تقیه در اختلاف احادیث(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۱
بر اساس شرایط اجتماعی و سیاسی و اسباب متعدد دیگر، ائمه اطهار (علیهم السلام) به بیان نکردن حکم واقعی روی آورده و از شیوه تقیه در بیان احکام استفاده نمودند. فقها برای اشاره به این رویکرد، از تعابیری همچون «محمول علی التقیه» استفاده نموده اند.پیرامون استفاده از حمل بر تقیه و تأثیرگذاری آن بر اختلاف احادیث دو رویکرد حداکثری و حداقلی شکل گرفته است؛ رویکرد حداکثری سخن گفتن بر اساس تقیه را مهم ترین سبب اختلاف حدیث می پندارد و نقش تقیه را از دیگر اسباب پررنگ تر می داند، در مقابل رویکرد حداقلی و اندیشمندانی همچون شیخ مفید، صاحب جواهر، شیخ انصاری و در میان معاصران آیت الله سید علی سیستانی نقش به سزا و مهمی برای تقیه در رخداد اختلاف حدیث قائل نشده و این سبب را همانند دیگر اسباب اختلاف حدیث می دانند. در این پژوهش با تبیین اندیشه آیت الله سیستانی در ضمن مقدمات و شواهدی، تأثیرگذاری ویژه تقیه در اختلاف حدیث نفی شده است و با تبیین پدیده پالایش مجامع حدیثی از روایات تقیه ای، وجود روایات تقیه ای در جوامع حدیثی به صورت حداقلی تبیین شده است.
۳۸۹۶.

تبیین وجود رابط معلولی و پیامدهای آن در تفسیر برخی آیات توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۱۵
یک از مهم ترین ابتکارات صدرالمتألهین در حوزه هستی شناختی، «نظریه وجود رابط معلول» است که در ترسیم نسبت وجود خداوند با ماسوای او نقش بسزایی را ایفا می کند. مصداق حقیقی وجود و موجود بالذات، تنها خداوند است و کثرات و اشیاء امکانی با ظهور وجود خداوند، صبغه وجودی پیدا می کنند و موجودیت آن ها بالعرض بوده که به دلیل وحدت حقه حقیقیه وجود خداوند، تشکیک، صرفاً در آن ها قابل تصور است. جمع حیثیت تقییدی و تعلیلی در تشکیک خاص الخاصی از نگاه صدرالمتألهین اصطیاد می شود و با وحدت شخصی وجود سازگار خواهد بود. در این پژوهش، به روش توصیفی، تحلیلی، طبق تقریر صدرالمتألهین از نظریه وجود رابط معلول، نتیجه ای که حاصل شد این بود که هرچه مراتب وجود قوی تر و به واجب بالذات نزدیک تر باشد، آن وجود از کمالات و بساطت بیشتری برخوردار خواهد بود. این قاعده بر پایه تشکیک خاص الخاصی، عبارت است از اینکه هر کمالی اولاً و بالذات متعلق به وجود بسیط حقیقی خداوند است و ثانیاً و بالعرض به نحو شأنی در اشیاء امکانی متحقق شده است، زیرا موجود بالذات حقیقی و کمال حقیقی، منحصر در خداوند است و اشیاء امکانی، چه در وجود و چه در کمال، از ظهورات و شئونات او هستند.
۳۸۹۷.

امکان سنجی کشف حکم اخلاقی بر اساس بنای عقلا در دیدگاه اصولیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۲
تعیین منشأ حکم اخلاقی ازجمله دغدغه های اصلی فیلسوفان اخلاق است. برخی اندیشمندان غربی توافق جمعی را معیار ارزش و مناط وضع احکام اخلاقی دانسته اند. در اندیشه اسلامی نیز اصولیون از ضابطه بنای عقلا در طریق استنباطات فقهی بهره گرفته اند. نظر به این مناسبات ظاهری، پژوهش حاضر درصدد برآمده با روش توصیفی تحلیلی به امکان سنجی وضع یا کشف حکم اخلاقی بر اساس بنای عقلا در دیدگاه اصولیون بپردازد. در صورت پذیرش حجیت ذاتی و امکان پذیر نبودن ردع بنائات عقلایی، می توان مبنایی برای کشف حکم اخلاقی بر اساس بنای عقلا به دست آورد. بااین حال، یافته های پژوهش نشان می دهد استدلال مدافعان حجیت ذاتی بنائات عقلایی و ازجمله بدیهی عقلی دانستن آن، ایراد مبنایی و بنایی دارد و فاقد کارایی در استنباط حکم اخلاقی است. بررسی نشان می دهد کاربست بنای عقلا در کشف احکام اخلاقی، با دشواری های نظری و روش شناختی دیگری نیز مواجه است. تمایز ماهیت حجیت و اعتبار در بنائات عقلا نسبت به ارزش های اخلاقی، تمایز هستی شناسی ارزش در نسبت سنجی با مناط بنای عقلا، و توقیفی بودن مناطات ارزش ها در مقابل عقلایی و عقلی بودن بنائات عقلا، ازجمله این دشواری هاست.
۳۸۹۸.

منت گذاری و منت پذیری از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۸۱
بررسی موضوع منت گذاری و منت پذیری از منظر فقه الاخلاق، از جهت کاربردی بودن فقه در همه جوانب ابعاد دین عقاید، اخلاقیات، احکام و روشن شدن جلوه تازه ای از فقه تربیتی و نقش آن در سلامت اخلاقی و رشد و تعالی معنوی فردی و اجتماعی و حتی در عرصه روابط بین الملل، دارای اهمیت ویژه است. ازاین رو با روش توصیفی تحلیلی، با هدف چگونگی تطبیق قواعد فقهی بر منت گذاری و منت پذیری، به بررسی موضوع فوق می پردازیم و با توجه به مصادیق متعدد و ذومراتب بودن آن، نتیجه می گیریم که نمی توان به طور مطلق، حکم فقهی ثابتی مانند حرام بر آن مترتب کرد؛ بلکه تطبیق هرکدام از احکام خمسه تکلیفیه بر مصادیق متعدد آن محتمل است.
۳۸۹۹.

بررسی و تفسیر فرازهای قرآنی «وَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ» و «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ» با تکیه بر نقد تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۳
ازجمله فرازهای قرآنی، که مفسران در تفسیر آن اختلاف نظر دارند، عبارت «وَاصْبِرْ لِحُکْم ِ رَبِّکَ» در آیات 48 سوره طور و 48 سوره قلم و عبارت «فَاصْبِرْ لِحُکْم ِ رَبِّکَ» در آیه 24 سوره انسان است؛ بررسی تفاسیر شیعه و سنی در ادوار گوناگون تاریخی حکایت از آن دارد، که عمده مفسران در تفسیر این فراز از آیات سه گانه، به خطا رفته و یا دستِ کم تفسیری ناقص ارایه نموده اند. به طورکلی، چهار تفسیر با وجه مشترک تنذیری، برای این عبارت های ارائه شده که عبارتند از: قضای پروردگار، فرمان پروردگار، امتحان الهی، انذار نسبت به نزول عذاب. این نوشتار که به روش توصیفی تحلیلی سامان یافته در غایت خویش، نشان می دهد، هیچ یک از این معانی تفسیریِ چهارگانه، معنای امیدبخشی و بشارت الهی را به همراه ندارد، درحالی که، براساس سیاق آیات و به ویژه به استناد روایات، این حقیقت روشن می شود، که اتفاقا این فرازهای قرآنی، دربردارنده یکی از مهم ترین بشارت های الهی؛ یعنی وعده ظهور حضرت حجت# است.
۳۹۰۰.

تحلیل رابطه قرائت شاذ «فی مواسم الحج» با جواز تجارت و کسب و کار در ایام حج در آیه 198 سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
این پژوهش به تحلیل رابطه قرائت شاذ «فی مواسم الحج» با جواز تجارت و کسب وکار در ایام حج در آیه 198 سوره بقره می پردازد. نیز به تحلیل ترجمه های فارسی و انگلیسی از این آیه پرداخته و تفاوت های موجود در تفسیرها را بررسی می کند. در ترجمه های کهن فارسی، مانند ترجمه عتیق نیشابوری و چند ترجمه معاصر، توضیح تفسیری فارسی مانند «در سفر حج»، «در هنگام حج»، «در اثنای حج»، «در موسم حج»، «در حج» دیده می شود، اما در سایر ترجمه های معاصر این توضیحات یافت نمی شود. برخی روایات با استعمال واژه «قَرأ و قِرائه»، «فی مواسم الحج» را قرائت صحابه دانسته است. روایات دیگر، این عبارت را صرفاً توضیح تفسیری می داند. بعضی از مفسران نیز، این قرائت را نوعی تفسیر دانسته اند. با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی و مقایسه مدلول قرائت رایج و قرائت صحابه، معلوم شد که این قرائت شاذ در زنجیره گفتار، نقش توضیحی و رفع ابهام را از منع تجارت در ایام حج دارد و با کاهش معنا تأکید می کند که در ایام خاص حج، تجارت، تقابلی با عبادت حج ندارد. نتایج این تحقیق می تواند مترجمان را در انتخاب ترجمه های دقیق تر یاری دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان