ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۲۱۲۱.

بررسی محتوایی روایات تشبیه امام به کعبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
از روایات شایسته تحلیل در حوزه امامت، احادیثی است که در آنها امام در امت اسلامی به «کعبه» تشبیه شده است. از مشهورترین آنها حدیثی مروی از حضرت زهرا (س) است که فرمودند: «مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْکَعْبَهِ إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی ».پرسش این است که چرا امام به کعبه تشبیه شده؟ عبارت «إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی » که در روایت آمده با مسأله امر به معروف و نهی از منکر که از واجبات است تعارض دارد. این تعارض چگونه قابل حل است؟ چرا امام همچون کعبه عَلَم و محور معرفی شده؟ محوریت امام به چه معناست؟ آیا همچون کعبه اختصاص به مسلمانان دارد؟ واکاوی روایات هم معنا ما را به شناخت علل تشبیه امام به کعبه رهنمون می سازند. در این پژوهش پس از تحلیل های ارائه شده دریافتیم که ائمه (ع) به شیوه های مختلف به هدایت جانهای مستعد می پرداختند و عبارت «إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی » ناظر به امر به معروف و نهی از منکر نمی باشد بلکه یکی از مفاهیم آن روی آوردن مردم به امام جهت تشکیل حکومت است. محوریت امام در نظام خلقت را می توان در حوزه های علت محدثه و علت مبقیه در نظام آفرینش و واسطه فیض بودن ایشان مشاهده کرد.
۲۱۲۲.

A New Perspective on the Meaning of the Phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in the Second Verse of Surah al-Fatḥ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
Translating the Quran is an extraordinarily sensitive and challenging task due to its miraculous eloquence, its position within religious texts, and its deep connection to the beliefs of Muslims. Furthermore, the complexity of certain verses and the inconsistency between their superficial translations and the definitive principles of Islam add further difficulty to this process. The second verse of Surah al-Fatḥ is one of these verses, which, due to its connection to the impeccability of the Prophet (PBUH) and the consensus of Muslims on this matter, requires greater attention and examination. The phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in this verse has traditionally been translated by most Quran translators as referring to the past and the future, suggesting that Allah forgives the Prophet's past and future sins. While the forgiveness of past sins is understandable and reasonable, the forgiveness of future sins appears unacceptable. This study aims to resolve this issue by exploring an accurate and precise translation of this phrase through the theories of commentators and hadiths, employing a descriptive-analytical method.
۲۱۲۳.

Examination and Analysis of the Reasons for Rejecting the Popular Claim Regarding the Position and Order of Revelation of Surah al-Qalam(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
Dating or arranging the surahs according to their order of revelation has long been considered, at least to the extent of identifying them as Meccan or Medinan. However, it has not received much attention in traditional Tafsir (exegesis). Today, descending (Tanzīlī) exegesis, relying on methods other than the customary reliance on narrations of the order of revelation, has attracted the attention of Quranic researchers to facilitate a better understanding of the Quran. Accordingly, the present study, using a descriptive-analytical method, aims to investigate the date of revelation of Surah al-Qalam, considered the second revealed surah according to narrations of the order of revelation.  This will be done by examining the surah's content and style, comparing it to the stages of Quranic revelation in terms of the arrangement of the Prophet's call, and referencing historical documents and the Prophet's biography (Sīrah). The findings indicated that this surah depicts an atmosphere of a period of revelation that is incompatible with the early period of the Prophet's mission and his cautious call, and its position as the second revealed surah. Therefore, considering the content analysis and stylistic features of the surah, as well as supporting historical evidence regarding the use of various methods by opponents to express their opposition and hostility towards the Prophet, and comparing these with the verses revealed in surahs al-Shuʻarāʼ and al-Aʻrāf onwards, and based on a comparison that shows historical similarities between surah al-Qalam and Surahs Yāsīn, al-Furqān, and al-Isrāʼ, it seems that the approximate date of revelation of this surah is during the second phase of the Prophet's mission, after the cautious call and after surahs al-Anʻām and al-Ṣāffāt, but very close to them
۲۱۲۴.

نوشتگان 12

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
در بخش نخست شماره 12 «نوشتگان»، لغت نادر «شاوشا» در یکی از فرهنگ های کهن عربی فارسی توضیح داده و توجیه شده است. سپس به نکته هایی در تکمیل بازمانده های ضمیر/ صفت اشاره im در ایرانی نو اشاره شده و نیز معنای لغت و بیتی فهلوی روشن شده است. بخش پایانی کوششی است برای یافتن شواهدی از فعل «پاختن» در متون قدیم.
۲۱۲۵.

نگاهی به واژگان لغت فرس به تصحیح استادان دکتر فتح الله مجتبایی و دکتر علی اشرف صادقی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
کتاب لغت فُرس تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی به تصحیح و تحشیه استاد فتح الله مجتبایی و علی اشرف صادقی به سال 1365 در انتشارات خوارزمی به چاپ رسید. چنان که در مقدمه کتاب آمده است، این چاپ بر اساس نسخه دانشگاه پنجاب (لاهور) است که با ده نسخه دیگر چنان که در مقدمه کتاب شرح شده، مقابله شده است. یادداشت ذیل نگاهی به برخی از واژه های این کتاب با بهره وری از متن های فارسی قدیم و کهن است.  
۲۱۲۶.

جایگاه آموزه های اخلاقی مولانا در کتب درسی فارسی دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۹
جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولانا، از نام آورترین شاعران و عارفان قرن هفتم هجری است که آموزه های اخلاقی و معنوی او جایگاهی برجسته در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد. آشنایی دانش آموزان با مفاهیم اخلاقی و انسانی موجود در آثار مولانا می تواند نقش مهمی در پرورش شخصیت و رشد فضایل اخلاقی آنان داشته باشد؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان حضور و جایگاه آموزه های اخلاقی مولانا در کتب درسی فارسی دوره ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه مورد مطالعه، شامل کتاب های فارسی پایه های اول تا ششم ابتدایی بوده و تمامی متون این کتاب ها به صورت کامل مورد تحلیل قرار گرفته اند. واحد تحلیل، کلیه پاراگراف ها و بخش هایی از متون بود که به گونه ای مستقیم یا غیرمستقیم به شخصیت مولانا و آموزه های اخلاقی او اشاره داشتند. یافته ها نشان داد که میزان توجه به آموزه های اخلاقی مولانا در کتب فارسی ابتدایی در سطح مطلوبی نیست؛ در این میان، کتاب فارسی پایه ششم بیشترین میزان توجه را داشته، درحالی که در پایه های اول تا سوم هیچ اشاره ای مشاهده نشده است. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در محتوای کتاب های فارسی دوره ابتدایی به منظور ایجاد توازن میان آموزش مهارت های زبانی و تقویت مفاهیم اخلاقی برگرفته از آثار مولانا است.
۲۱۲۷.

تعليم اللغة العربية في ضوء نظرية الذكاءات المتعددة لغاردنر الذكاء اللغوي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
هناک صله وطیده بین نظریات علم النفس التعلیمیه وتعلیم اللغه. تعد نظریه غاردنر للذکاءات المتعدده، من جمله النظریات التعلیمیه التی قد حظیت باستقبال کبیر فی هذا المجال، وکانت ولا تزال تقوم بدور هام للغایه فی قضیه التعلیم عامه، وتعلیم اللغه خاصه. یهدف البحث إلى تأثیر نظریه الذکاءات المتعدده والذکاء اللغوی أنموذجاً علی تعلیم اللغه العربیه وکیفیه تطبیق هذا الذکاء علی تعلیم العربیه بصوره تنفیذیه وفعلیه. تکمن أهمیه البحث فی تقدیم الحلول لترقیه تعلیم اللغه العربیه وتنمیته کلغه ثانیه، وفق نظریه علم النفس لغاردنر تحت عنوان الذکاءات المتعدده. یجری البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی والتطبیقی. وتدل النتائج علی أنّه من الممکن تطبیق الذکاء اللغوی المذکور فی نظریه غاردنر علی جمیع مهارات اللغه الأربع، أی الاستماع، والقراءه، والمحادثه والکتابه، وإجرائه فی کل مهاره عبر استخدام التقنیات والحلول الخاصه بنفس المهاره المعنیه.
۲۱۲۸.

مؤلفه های هوش هیجانی در سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۶
تربیت در معنای اصیل خود، ایجاد بستر و زمینه برای شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد، به منظور رشد و تکامل او در جهت نیل به اهداف مطلوب است تا با تحول بینش، نگرش و کنش ها، فرد در جهت اهداف تعیین شده، حرکت کند. تربیت اسلامی، تربیت مطلوبی است که از جزئی ترین مسائل زندگی تا مسائل عمده آن را در بر می گیرد و کل شخصیت انسان را پوشش می دهد، زیرا تربیت اسلامی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ویژگی های الگوی تربیت اسلامی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی براساس مؤلفه های هوش هیجان است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها و طرح تحقیق، پژوهشی کیفی با طرح تحلیل محتوا است، زیرا داده های کیفی این پژوهش از کتاب ها، سخنرانی ها، گزارش ها و مقالات مرتبط با سردار حاج قاسم سلیمانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مؤلفه های هوش هیجانی، به ترتیب هوش میان فردی، سازگاری، درون فردی، خلق عمومی و مدیریت تنیده در زندگی سردار سلیمانی مطرح بود و در ادامه مصادیقی از هوش هیجانی در زندگی سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان الگوی تربیت اسلامی بیان شد.
۲۱۲۹.

طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
۲۱۳۰.

ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقدمه و اهداف: ارتباط نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد. آدمی از طریق پیام های کلامی و غیرکلامی که از محیط دریافت می کند، نظام فکری، عاطفی و رفتار های خود را شکل می دهد. این امر در ارتباط مربی و متربی نیز مطرح است، تا جایی که مربی می تواند الگودهنده و هدایت کننده مسیر زندگی و سعادت متربیان باشد. رابطه مربی و متربی در مراکز علمی محدود به انتقال مفاهیم و دانش نیست، بلکه در کنار مسائل علمی و اطلاعاتی، متربیان با شخصیت و صفات و ویژگی های رفتاری مربی همانندسازی می کنند. رابطه مثبت معلم و شاگرد حمایت اجتماعی مهمی تلقی می گردد که می تواند متربی را در برخورد با مسائل مختلف یاری رساند. در فرایند آموزشی نیز ارتباط میان معلم و شاگرد از اهمیت بسیاری برخوردار است. رابطه مربی و متربی، رابطه اساسی توأم با شناخت یکدیگر است. مهم ترین هدف از برقراری چنین ارتباطی ایجاد تغییر، هدایت و تربیت جنبه های مختلف شناختی، عاطفی و رفتاری متربیان است. مربی که وظیفه تربیت و هدایت متربیان را برعهده دارد، نقش مهمی در برقراری و حفظ ارتباط دارد. وی می کوشد تا از راه های مختلف با متربیان ارتباط بیشتر و موثرتری برقرار نماید تا بتواند در آنان تغییرات مطلوبی ایجاد نماید و توانایی ها و استعدادهای آنان را شکوفا سازد. هدف اصلی از این پژوهش بررسی ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی است. در جهت تحقق اصلی پژوهش، اهداف جزیی زیر بررسی می شوند: 1. رویکردها و الگوهای ارتباط مربی و متربی؛ 2. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی در رویکردها و الگوهای یادشده؛ 3. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و استنتاجی است. در این روش، ابتدا تمام شرایط و روابط توصیف و تشریح می شود و سپس داده ها مورد تحلیل قرار گرفته، استنتاجاتی از آن به عمل می آید. جمع آوری مطالب موجود اسنادی است که در آن، نخست، داده های مورد نیاز از منابع معتبر جمع آوری شده اند و پس از آن، مطالب مورد نظر براساس پرسش ها استخراج گردیده و مورد تحلیل و استنباط قرار گرفته اند. در پاسخ به پرسش اول و دوم، با استفاده از منابع مرتبط با الگوهای ارتباط مربی و متربی، مطالب مورد نظر بیشتر مورد توصیف قرار گرفته اند، ولی در پاسخ به پرسش سوم، افزون بر این، از روش تحلیلی و استنتاجی نیز استفاده شده است تا ضمن تفسیر و تحلیل آموزه های اسلامی موجود درباره علم و دانش و مربی و متربی، رویکرد اسلامی ارتباط مربی و متربی و ابعاد و مؤلفه های آن به صورت ضمنی استنتاج شود. ازاین رو، منابع اطلاعاتی این پژوهش شامل اسناد و مدارک مرتبط با موضوع و منابع دینی است که طیف گسترده ای از کتاب ها، پژوهش ها و مقالات را در بردارد. نتایج: مسئولیت پذیری و مواجهه عادلانه با متربی محورهای اصلی رویکرد اسلامی را تشکیل می دهد. در مقایسه با الگوی ارتباطی لیری که بر محور سلطه گری در برابر سلطه پذیری و هم کاری در برابر مخالفت جویی می چرخد، در رویکرد اسلامی بر مسئولیت پذیری در برابر مسامحه کاری و مواجهه عادلانه در برابر رفتار تبعیض آمیز تأکید می شود. ازاین رو، دغدغه اصلی مربی مسئولیت پذیری و رفتار عادلانه وی با متربی است. همچنین، مؤلفه هایی نیز در رویکرد اسلامی وجود دارد که در برابر هشت نوع رفتار مربی شامل رهبری، کمک کننده و دوستانه، درک کننده و دوستانه، مبتنی بر دادن آزادی و مسئولیت، نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس در مدل رفتاری تعامل بین فردی وابلز و همکاران قرار دارد. همچنانکه در مدل رفتاری وابلز و همکاران برخی مؤلفه ها مثبت و برخی دیگر منفی اند، در رویکرد اسلامی نیز این دو نوع دسته بندی مطرح است. افزون بر این، مؤلفه رهبری، حمایت کننده، درک کننده و اعطای آزادی و مسئولیت، در هر دو نوع رویکرد مشترک اند. بااین همه، در رویکرد اسلامی، مؤلفه های مثبتی چون توجه به توان و نیاز متربی و رفتار محبت آمیز و نیز مؤلفه های منفی مانند عدم توجه به عواطف و شخصیت متربی، عدم توجه به نیازهای مادی و معنوی، عدم مراقبت و نظارت و رفتار توهین آمیز، وجود دارند که در مدل رفتاری وابلز و همکاران به چشم نمی خورد. در برابر، در مدل رفتاری وابلز و همکاران بر مؤلفه های منفی همچون رفتار نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس تأکید می شود. بحث و نتیجه گیری: در رویکرد اسلامی، مربی به گونه ای با متربی برخورد می کند که در چارچوب رفتار مسئولانه و عادلانه و توجه به نیازهای آنان و توان شان، به رهبری آنان می پردازد و رفتار یاری کننده و درک کننده و محبت آمیز از خود نشان می دهد. همچنین، وی از تسامح و بی تفاوتی دوری می جوید و نسبت به نیازها و  عواطف شان بی توجه نیست و رفتار توهین آمیز از خود نشان نمی دهد. افزون بر این، مربی رابطه مستحکمی با آنان برقرار می کند و نقش محبتی، حمایتی و مراقبتی، آموزشی، تادیبی، انضباطی دارد. در این رویکرد، مربی از هیچ نوع راهنمایی به متربی خویش دریغ نمی کند، خیر و سعادت آنان را می خواهد و به آنان احترام می گذارد و در تکریم شخصیت آنان می کوشد و آنان را وادار به عصیان در برابر مربیان نمی کند. توان متربی یکی از محورهای مهم الگوی ارتباطی بین مربی و متربی به شمار می رود، چراکه چنانچه مربی بیش ازحد از متربی انتظار داشته باشد، متربی به علت عدم توانایی در انجام آن انزوا و گوشه گیری را در پیش گرفته و به آسیب های اجتماعی و روانی دچار خواهد شد. همچنین، مربی مسئولیت پذیر باید به نیازهای متربیان اعم از جسمانی، روانی، ذهنی، اجتماعی و معنوی متربی توجه نماید و زمینه های تربیتی را به گونه ای فراهم آورد که این نوع نیازها برآورده شود تا وی به عنوان یک فرد جامع پرورش یابد. افزون بر این، رعایت عدالت و انصاف یکی دیگر از محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی است. متربیان مواجهه مربی با همنوعان خود را می سنجند؛ اگر رفتار مربی را عادلانه یا تبعیض آمیز ببینند، آن را می آموزند و همان رفتار را در مواجهه با دیگران بکار می گیرند. افزون بر محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی که مورد بررسی قرار گرفت، مؤلفه هایی نیز در این رویکرد قرار دارند که مؤلفه رهبری، رفتار یاری کننده و درک کننده، رفتار مبتنی بر اعطای مسئولیت و آزادی، رفتار محبت آمیز و ایجاد انگیزه، از مهمترین مؤلفه های مطلوب به شمار می روند. در مقابل مربی مسئولیت پذیر از رفتار تبعیض آمیز، توهین و تحقیر و عدم توجه به نیازهای متربی پرهیز می کند، به عواطف و شخصیت متربی خود احترام می گذارد و در تمام روند تعلیم وتربیت از متربی خویش مراقبت و نظارت به عمل می آورد تا مبادا دچار لغزش و غفلت گردیده و دچار انحراف گردد.
۲۱۳۱.

تبیین تفاوت منزلت انسانی زن و جایگاه و حقوق اجتماعی وی در تفسیر عرفانی- فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
جنبش زنان در دوره معاصر از مرزهای غربی آن فراتر رفته و تمامی جوامع را تحت تأثیر قرارداده است. متفکران و اندیشمندان اسلامی مواجهه های متفاوت و گاهی متعارض در برابر آن داشته اند. برخی از نواندیشان با اصل قراردادن دستاوردهای فمینیسم، کوشیدند تا تفسیری تقلیل گرایانه از دین به دست داده و مطابق با دیدگاه های فمینیسم، فهمی از دین درباره زن به دست دهند. برخی دیگر با اصل قراردادن شریعت، به مخالفت با جریان جنبش زنان دست زده و بنیان های آن را در ناسازگاری با دین مورد فهم قراردادند. راه سومی در میان متفکرانی چون طباطبایی، مطهری و جوادی آملی با بهره بردن از میراث عرفان اسلامی ظهورکرد که در آن ضمن اعتنا به مقام و ارزش انسانی زن، تفسیری بدیع از تمایز ساحت انسانی و اجتماعی زن ارائه داده و کوشیدند تا معضل ناسازگاری دین و مسئله زن را پاسخ دهند. حسب آموزه های دینی، زن بر اساس رویکرد تفسیری طباطبایی از ارزش انسانی برابری با مرد برخوردار بوده و بلکه در منظری بنیادین که بازتابی از دستاوردهای تفسیر عرفانی است زن هم واجد حیث فاعلیتی است و هم دارای ساحت پذیرندگی است در حالی که مرد تنها وجه فاعلیت دارد. طباطبایی حیث انسانی را ذاتی و اصل قرارداده و وجه اجتماعی را امری ثانوی و بالعرض دانسته است. در این مقاله درصدد هستیم تا اولاً شالوده دیدگاه طباطبایی درباره زن را بازخوانی کرده، سپس تفسیر وی از منزلت انسانی زن بر مبنای بنیان های دینی- فلسفی را تبیین کرده و سرانجام دستاوردهای تمایز دو ساحت انسانی و اجتماعی زن برای پاسخ به ناسازگاری را مورد بررسی قراردهیم. کلیدواژه ها: زن، ارزش انسانی، حقوق اجتماعی، روش تفسیری، علامه طباطبایی
۲۱۳۲.

واکاوی معنای عفت در دانش فقه و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
مسئله کانونی این مقاله تحلیل معنای عفت در دو دانش فقه و اخلاق اسلامی است. عفت در مصطلح اخلاقی، «خویشتن داری در برابر تمایلات نفسانی» و میانه روی در بهره گیری از قوه شهویه است و التزام به آن متوقف بر التزام به تعبدیات مذهبی خاص نیست و با حکومت عقل بر خواهش های نفسانی محقق می شود. اما در دانش فقه، با یک معنای تضییق شده ترِ فقهی نیز مواجه ایم، که برخی از فقیهان مطرح کرده اند. مطابق این معنای فقهی، عفت با ترک محرمات شرعی حاصل می شود، چه عقل مستقل به ناشایستگی آن ها حکم کند یا نه. درنتیجه عفیف نه تنها از محرمات قابل اثبات از طریق عقل اجتناب می کند، بلکه از محرماتی که عقل در خصوص آن ها ساکت است نیز دوری خواهد گزید. این فقیهان اصطلاح اخلاقی عفت را نوپدید شمرده و اجازه حمل متون دینی بر این اصطلاح را نمی دهند، اما به نظر می رسد با توجه به شواهد لغوی و استعمال مشتقات قرآنی و روایی واژه عفت، اصطلاح اخلاقی با معنای لغوی عفت انطباق دارد، درنتیجه اصطلاح فقهی این دسته از فقیهان از حقیقت لغویه فاصله داشته و حقیقت متشرعی در دانش فقه پیدا شده است؛ براین اساس بدون قرینه نمی توان متون دینی را مطابق با معنای فقهی مذکور تفسیر کرد و در این میان فهم فقیهانی که عفت را مانند علمای اخلاق تفسیر کرده اند، صحیح تر به نظر می رسد.
۲۱۳۳.

تأثیر ایمان در تحقق امنیت اجتماعی از منظر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
خداوند متعال، قرآن کریم را به عنوان کتابی راهنما نازل نموده که در صورت تأسی افراد به آن، نیازهای ضروری آن ها محقق خواهد شد. از مهم ترین نیازهای یک جامعه، امنیت اجتماعی است که شایسته است برای تبیین راهکار های تحقق آن به قرآن، مراجعه نمود؛ با بررسی آیات قرآن درخواهیم یافت، مفهومی که با امنیت در ارتباط بوده و از لحاظ لغوی ماخوذ از یک ریشه است، ایمان می باشد و از آنجا که استعمال الفاظ در قرآن، حکیمانه است، ارتباط دو مفهوم ایمان و امنیت می تواند سرنخی از جانب خداوند در خصوص تاثیر ایمان در تحقق امنیت باشد. هدف پژوهش حاضر آنست که با روش توصیفی تحلیلی، از طریق بررسی آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) به عنوان مبین قرآن، ارتباط بین ایمان و امنیت را بررسی و راهکارهای ثقلین را در راستای تامین امنیت اجتماعی، تبیین نماید. یافته های پژوهش مبین آنست که ایمان در تحقق امنیت اجتماعی تاثیری بسزایی داشته و در صورتی که موارد رسیدگی به اقشار نیازمند جامعه، صلح محور بودن افراد جامعه، انجام وظیفه نهادهای حکومتی در خصوص تامین امنیت اجتماعی، افزایش ایمان و دینمداری و اخلاق مداری که خود دربردارنده ی راهبردهای متعددی است، توسط مومنین در جامعه اجرا شود، تاثیر قابل توجهی در تحقق امنیت اجتماعی خواهد داشت.
۲۱۳۴.

تحلیل تطبیقی ظرفیت های فلسفه دین در بستر علم کلام اسلامی با تأکید بر مکاتب امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی ساختار عقلانیت دینی در دو مکتب کلامی امامیه و ماتریدیه به بررسی لایه های عقل گرایی، روش شناسی معرفت دینی، و نسبت عقل و وحی در این دو سنت پرداخته است. مسئله اصلی مقاله آن است که هر یک از این مکاتب تا چه اندازه قابلیت نظریه پردازی و بازسازی فلسفه دین اسلامی را در درون سنت خود دارا هستند. پژوهش با روش توصیفی  تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کلامی، آثار متفکران برجسته هر مکتب، و مطالعات معاصر سامان یافته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عقلانیت امامیه با عبور از عقل استنباطی به عقل فلسفی و سپس عقل معناشناختی الگویی چندلایه و نظام مند از عقل دینی ارائه می دهد که توان تحلیل، بازسازی مفهومی، و نظریه پردازی در فلسفه دین را داراست. در مقابل، عقلانیت در مکتب ماتریدیه عمدتاً بر مبنای عقل فطری و اثباتی استوار است و در حوزه تحلیل مفاهیم و تفسیر فلسفی از آموزه های دینی رویکردی محافظه کارانه و دفاعی اتخاذ می کند. دستاورد نظری پژوهش طراحی دو مدل مفهومی برای تحلیل عقلانیت دینی در هر مکتب و ارائه جدول تطبیقی نهایی است که نشان می دهد عقلانیت امامیه، به ویژه در مواجهه با چالش های فلسفه دین معاصر، از قابلیت بیشتری برای نظام سازی مفهومی برخوردار است.
۲۱۳۵.

برآیند روشی پذیرش فطرت در قرآن، در پارادایم علوم انسانی و روش علوم انسانی اسلامی (با تاکید بر دانش سیاست)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
فطرت وسرشت مشترک انسان در پارادایم طبیعتگرایی به رسمیت شناخته نمی شود و برآیند روش شناختی آن در علوم انسانی از جمله سیاست، کاربست انحصاری روش تجربی در معرفت انسان است و روش غیرتجربی جایگاهی در آن ندارد. نیزموضوع فطرت در فضای اندیشگی قرآنی پذیرفته شده است،لذا امتدادش در ابعاد مختلف علوم انسانی اسلامی باید پیگیری شود. در پاسخ به این مسئله که آیا پذیرش فطرت در قرآن نقش روشی در پارادایم علوم انسانی موجود، و روش علوم انسانی اسلامی دارد؟ تحقیق با تاکید بر این فرض که پذیرش فطرتمندی قرآن بنیان «تاثیرات اصلاحی» در پارادایم علوم انسانی و روش آنها، و «الزاماتی روشی» در علوم انسانی قرآن بنیان دارد، به روش توصیفی تحلیلی، در برآیندهای بخش اول با تاکید بر سیاست، نقد و تصحیح پارادایم اثباتگرایی؛ هرمنوتیکی و انتقادی و روششان را پیشنهاد می دهد و در روش علوم انسانی اسلامی نیز، امکان کل نگری به انسان و مطالعات فرامکانی، زمانی و توجه به امور ثابت در همه انسان ها؛ نیازمندی علوم انسانی اسلامی به روش متناسب با منبعیت فطرت در ادراکات حصولی نظری و عملی؛ و لزوم تناسب روش مطالعه «روابط کنش های سیاسی و... انسان با کمال وی»، با منبع وحیانی را یادآور می شود.
۲۱۳۶.

تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۱
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
۲۱۳۷.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۳
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۲۱۳۸.

درنگی روایی- فقهی در گزاره حدیثی «السلطان ظل الله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۷
رابطه قدرت سیاسی (حکومت) با مقوله مشروعیت، همواره از مباحث بنیادین و چالش برانگیز در سنت دینی بوده است. یکی از گزاره های بحث برانگیز در این زمینه، روایتی است که با تعبیر «السلطان ظل الله»، به مثابه نوعی مشروعیت بخشی به حاکمان، در تراث دینی وارد شده است. مقاله حاضر نظر به خلاء پژوهشی موجود و با هدف تحلیل جامع و انتقادی خبر مزبور، کوشیده است در پژوهشی مسئله محور و با رجوع به منابع کتابخانه ای، از حیث سندی، مفهومی و دلالی، به ارزیابی این خبر بپردازد. رهاورد پژوهش نشان می دهد از منظر سندی، نقل های این حدیث در منابع شیعی، طبق موازین رجالی، قابل مناقشه بوده و فاقد اعتبار کافی می باشند؛ هرچند در منابع اهل سنت، سند این روایت (و روایاتی با مضامین مشابه) گاه تلقی به قبول شده است. از نظر دلالی و در چشم اندازی فقهی، روایت مزبور در برداشتی مطلق، می تواند به توجیه سلطنت های جائر بینجامد؛ حال آنکه جستار حاضر معتقد است تحدید مدلول روایت از رهگذر قاعده جمع عرفی «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» و حمل روایات مطلق بر مقید، امری ضروری بوده و آموزه های شرعی و عقلی نیز چنین حملی را ایجاب می کنند. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که صرفاً حاکم عادل مشمول وصف مزبور در روایت بوده و اطاعت از سلطان جائر، فاقد مشروعیت شرعی و عقلی می باشد.
۲۱۳۹.

ارتقای کنشگرانه شهروندان در تحقق مفهوم مشارکت در نظر اندیشمندان اسلامی باتأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۲
مشارکت عمومی در دهه های پایانی قرن بیستم به یکی از اصول مهم گفتمان برنامه ریزی در جهان تبدیل شده است. با وجود مبانی غنی از موضوعات اجتماعی در دین اسلام، تاکنون کمتر به جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته شده است. این مقاله با هدف واکاوی موضوع مشارکت در اسلام و نظرات اندیشمندان اسلامی، به طور ویژه، نظرات علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است و با مقایسه تطبیقی نظرات اندیشمندان غربی و نظرات علامه، سعی در روشن نمودن این موضوع در بستر شهر اسلامی - ایرانی دارد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی بر مبنای سه سطح مشارکت شعاری، محدود و واقعی است. فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریات علامه طباطبایی می تواند چارچوبی جامع برای مشارکت واقعی شهروندان ارائه دهد. نتایج نشان می دهد، آنچه اسلام به عنوان مشارکت قبول دارد، نه مشارکتی از نوع شعاری و محدود، بلکه مشارکت واقعی است و نظرات علامه طباطبایی متناسب با سطوح بالای مشارکت، تنظیم شده است؛ یافته های این پژوهش می تواند در طراحی سیاست های مشارکتی و مدیریت شهری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۱۴۰.

واکاوی معنای «مکظوم» در آیه ی «و هو مکظوم» در تفاسیر، ترجمه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آن با عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۶
مفسران و مترجمان فارسی و لاتین در معنا و ترجمه ی «مکظوم» در آیه ی «... وَ هُوَ مَکْظُوم » (قلم: 48) اختلاف نظر دارند. این آیه درباره ی حضرت یونس (ع) است که با حالتی خاص خداوند را ندا داد. معانیی چون غمناک، خشمناک، خشم فرو برده، مورد خشم واقع شده، محبوس، مأیوس و... برای آن ذکر شده است. مکان ندای حضرت یونس (ع) نیز مورد اختلاف است. شکم ماهی، تاریکی شب و تاریکی دریا، مکان-های مورد اختلاف است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای با هدف دست یابی به معنای دقیق تر این واژه در آیه ی مذکور با روش مطالعه تاریخی تطبیقی همراه با تحلیل داده ها صورت پذیرفته است. واژه پژوهان چند معنا برای این واژه ثبت کرده اند. همچنین در روایات، معانی متفاوتی برای معنای «مکظوم» نقل شده است. به علاوه این موضوع در عهد عتیق نیز آمده است: بررسی منابع لغت، تفاسیر، ترجمه های فارسی و لاتین و تحلیل آن ها، ذکر روایات و تحلیل آن ها و نهایتا مقایسه موضوع در قرآن و عهدین جهت ارائه معنایی دقیق تر، فرایند پژوهش حاضر را شکل می دهد. نتایج نشان می دهد که برخی از معانی ترجیحی فاقد پیشتوانه لغوی یا روایی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان