ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۲۱۴۱.

واکاوی ساختار نشانه شناختی سوره عادیات (بر اساس الگوی رمزگان رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تر مفاهیم و معانی ضمنی سوره عادیات به بررسی توصیفی-تحلیلی آن از منظر رویکرد رمزگان پنج گانه رولان بارت (رمزگان هرمنوتیک یا معمایی، رمزگان پروآیرتیک یا کنشی، رمزگان معنابنی یا ضمنی، رمزگان نمادین یا تقابلی و رمزگان فرهنگی یا ارجاعی) می پردازد. این رویکرد با تمرکز بر تحلیل عناصر و روابط زبانی و نشانه ای متن به کشف معانی ضمنی آن می پردازد. بارت این نظریه را بر پایه هنجارمندی ساختار نشانه ای متن که عامل اصلی معناآفرینی است، بنا نهاد. دستاورد پژوهش، گویای این مسأله است که رمزگان هرمنوتیک، معمای اصلی را در پی سوگند آغازین سوره، جهت تمرکزبخشی بر موضوع اصلی یعنی کسب موفقیت بشر در جنگ های داخلی و خارجی منوط به سازوکار صحیح، مانند انتخاب افراد، ابزار و زمان مناسب معرفی می کند. رمزگان کنشی که بالاترین نمود در متن سوره دارند، فضای کنش آفرین و حماسی را در پی بازتاب خرده روایت های جنگ بیرونی با دشمن و جنگ درونی با نفس را حکایت می کند. رمزگان نمادین، تقابل انسان های ناسپاس در برابر پروردگار و رمزگان ضمنی و فرهنگی نیز با شناسایی لایه-های دورن متنی و برون متنی، زمینه تاریخی نزول سوره یعنی جنگ تاریخی ذات السلاسل را بازنمایی می کنند.
۲۱۴۲.

مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و دلالت های تربیتی آن با تأکید بر سواد زیبایی شناختی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش، با هدف بررسی مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن (اهداف و اصول) با تأکید بر سوادِ زیبایی شناختیِ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از منظر هدف، بنیادی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه، شامل همه اسناد و منابع موجود و معتبر قرآنی، اسلامی، تربیتی، علمی و فلسفی و نمونه مورد مطالعه شامل آیات وابسته به زیبایی شناختی حیات طیبه و سواد زیبایی شناختی، کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بود. از روش اسنادی و فیش برداری برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، همچنین از شیوه های «تحلیل مفهومی» و «روش استنتاج پیش رونده» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عمده ترین مبانی مستخرج از زیبایی شناسی حیات طیبه در قرآن عبارتند از: الله، منشأ زیبایی، انسان رونوشتی از زیبایی مطلق، گستردگی، جامعیت و تنوع زیبایی شناختی در قرآن، زیبایی دوستی امری فطری در انسان و بر اساس مبانی مذکور، هدف غایی، رسیدن به حیات طیّبه است و با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین اهداف واسطه ای برای یافتن حیات طیبه عبارتند از: تعمیق شناخت نسبت به زیبایی مطلق، پرورش درک زیبایی شناختی، آشنایی با تنوع مفهوم زیبایی، تربیت ذوق هنری متعالی و مهم ترین اصول تربیتی عبارتند از: تربیتِ حسّ زیبایی شناختی، تربیت براساس فطرت، اُنس با قرآن، ایجاد محیط آموزشی زیبا، تعادل، پرورش حس کنجکاوی و خلاقیت، توجه به زیبایی در طبیعت؛ فلذا با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با مهیا کردن زمینه برای سوق دادن دانشجومعلمان جهت درک نقش اسماءالحسنی در زندگی و با کاربرد اهداف و اصول مستخرج از مبانی، می توان به تربیتی جامع و متعادل برای دانشجومعلمان و به تبع آن به پرورش و ارتقای بهتر سواد زیبایی شناختی جامعه به ویژه دانش آموزان دست یافت .
۲۱۴۳.

بازخوانی ادله شرطیت «قدرت بر تسلیم مبیع» با تأکید بر نظر امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۵
عوضین در عقد بیع داراى شرایط خاصی است. «قدرت بر تسلیم» ازجمله شروطی است که فقهای امامیه ذیل شروط عوضین از آن سخن گفته اند؛ اما باوجوداینکه قریب به اتفاق فقهای امامیه این شرط را ذکر کرده اند، لکن به نظر می رسد به ادله ای که برای این شرط بیان شده است، اشکالات جدی وارد است؛ بنابراین با توجه به اینکه صحت بیع درگرو رعایت شروط و قیود آن است، بررسی تفصیلی این ادله بسیار حائز اهمیت است تا مشخص شود که آیا این شرط، مستند به ادله شرعی است و یا آنکه این شرط نیاز به دلیل تعبدی ندارد و همان قاعده اولی در بیع است. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی–تحلیلی نگاشته شده است بیانگر آن است که بر تمامی ادله تعبدی مطرح شده، اشکال وارد است و شرطیت این شرط را تنها می توان مستند به عرف و عقلا دانست و ادله تعبدی نیز برفرض پذیرش، ارشادی است.
۲۱۴۴.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲۱۴۵.

سنجش سازگاری دیدگاه سعادت محوری در باب قلمرو دین، با آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۴
در میان نظریه های گوناگون متفکران معاصر در باب قلمرو دین، محوریت سعادت انسان را می توان شاخص ترین آن ها دانست. این نظریه، بر اساس مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، و بر اساس هدف آفرینش انسان، ماهیت دین را بیان راه ضروری سعادت حقیقی انسان می داند و در نتیجه، قلمرو دین را هم بر اساس ماهیت دین یا همان سعادت ابدی انسان ترسیم می کند. متفکرانی مانند مصباح یزدی، که از مهم ترین مدافعان این دیدگاه به حساب می آیند، به دلیل همین نگاه به قلمرو دین، با تفکیک میان ابعاد توصیفی و هنجاری علوم، تبیین پدیده های طبیعی و روابط میان آن پدیده ها و در نتیجه توصیفات علوم طبیعی و انسانی را، که تأثیر ضروری در سعادت حقیقی انسان ندارد، خارج از قلمرو دین می دانند. همین محدوددانستن قلمرو دین در این دیدگاه، نقدها و مخالفت هایی را در میان محققان فلسفه دین به همراه داشته است. نوشتار حاضر با هدف عرضه این نظریه به آیات و روایات مربوط به تبیین قلمرو دین در صدد است با روش درون دینی این دیدگاه را ارزیابی کند. اثبات انطباق این دیدگاه بر آیات و روایات مربوط به قلمرو دین مهم ترین یافته این تحقیق به شمار می آید. این یافته گامی نو در پذیرش این دیدگاه و پاسخ به برخی استبعادات در قبال آن است. برای نشان دادن اتقان این دیدگاه و با توجه به برخی شبهات قرآنی واردشده، به اجمال مهم ترین آیات ناظر به حداکثری بودن قلمرو دین و همچنین فلسفه وجود آیات غیرهنجاری در قرآن را هم بررسی و تحلیل کرده ایم.
۲۱۴۶.

بررسی تطبیقی اعاده معدوم از منظر امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
چگونگی رستاخیز انسان در محشر از مباحث مهم مربوط به معاد در بین مذاهب است. این مقاله با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای به روش تحلیلی مقایسه ای در مقام جواب به این سؤال است که از منظر امامیه و ماتریدیه، رستاخیز انسان در قیامت به صورت اعاده عین معدوم خواهد بود یا تجمیع اجزای پراکنده خواهد بود؟ به گونه ای که اعاده و برگشت انسان پس از پراکنده شدن اجزاء و یا نیست شدن برخی یا تمام عناصرش، به صورت عین آن اجزای دنیوی خواهد بود یا مثل آن اجزای دنیوی خواهد بود؟ هدف پژوهش، تطبیق و مقایسه دیدگاه متکلمان دو مکتب امامیه و ماتریدیه است. بر اساس یافته های این پژوهش، اکثر متکلمان امامیه بر امتناع اعاده معدوم معتقد بوده و درنتیجه حشر انسان در قیامت با بقایِ اجزای عنصری، عینِ آن عناصر دنیوی؛ و با قول به فنایِ اجزاء دنیوی، مثلِ آن عناصر در آخرت خواهد بود. برخلاف عده کمی از متکلمان امامیه و اکثر متکلمان ماتریدیه بر جواز اعاده معدوم معتقد شدند؛ آنان با تبعیت از ادله نقلی، رستاخیز انسان را با توجه به قدرت کامله خداوند، به صورت حشرِ عینِ اجزای اصلی و فرعی (و نه مثل) دانستند؛ بنابراین ازآنجایی که ادله عقلی و نقلی نشان دهنده یِ زوال و فانی بودن تمام عناصر مادی عالم است، قول «متکلمان فیلسوف مشرب امامیه و برخی از دانشمندان ماتریدیه» مبنی بر «فنای اجزا اصلی و فرعی انسان و بقای نفس و روح» با قواعد عقلی و نقلی موافقت و سازش بیشتری دارد.
۲۱۴۷.

میراث استاد موسی اسوار در ترجمه اشعار متنبی و غزلیات سعدی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
در این نوشتار به بررسی میراث استاد موسی اسوار در ترجمه قصاید متنبی و عربیات سعدی به فارسی پرداخته شده است.
۲۱۴۸.

نقش آفرینی تأویلی اهل بیت: در تعمیق معنایی نقصان ارض: الگوی حیات و ممات تمدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش با رویکرد تحلیل تاریخی-مفهومی به واکاوی نقش تأویلی روایات اهل بیت: در بسط و تعمیق معنایی آیه شریفه «أَفَلاَ یَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا» می پردازد. در گام نخست، مقاله قرائت های صرفاً واقعه گرایانه و جغرافیایی از این آیه، مانند غلبه سیاسی یا کاهش قلمرو را که با سیاق نزول مکی آیه ناسازگار است، مورد نقد قرار می دهد. در برابر این برداشت ها، پژوهش حاضر نشان می دهد که روایات اهل بیت: در مقام یک عامل تأویلی-هرمنوتیکی فعال، با احیای ظرفیت های مغفول در واژه «أطراف» (اشراف و بزرگان)، دلالت آیه را از یک تهدید تاریخی- سرزمینی به سطحی جهان شمول و معرفتی ارتقا می دهند. بر اساس این خوانش تأویلی، نقصان زمین نه به معنای کاهش جغرافیایی، بلکه نشانه ای از زوال معرفتی و فقدان علما است که به مثابه سنتی الهی، نشانه افول حیات تمدنی و گسست نظام دانایی جوامع تلقی می شود. این تفسیر، ضمن هماهنگی با لحن و محتوای آیات مکی قرآن که بر هشدار نسبت به فروپاشی معرفتی و اخلاقی تأکید دارد، چارچوبی مفهومی برای تحلیل نسبت حیات و ممات تمدنی ارائه می کند. پژوهش حاضر نقش محوری ثقلین در تبیین ابعاد باطنی و تمدنی وحی را آشکار ساخته و از رهگذر تعمیق معنایی، درکی نو از پویایی های معرفتی قرآن فراهم می سازد.
۲۱۴۹.

نظریه اقامه قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
بسیاری از آموزه های قرآن به اقامه جامعه ای توحیدی اختصاص دارد و آفرینش را در تکوین و تشریع تحت قیمومت خدای یگانه می داند؛ در حقیقت قرآن قیم جامعه و هادی آن به بااستقامت ترین سنن است؛ زیرا آموزه های تربیتی، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى آن، خالى از ابهام، خرافات و افراط و تفریط و برخوردار از ویژگی همسویی ظاهر و باطن، عقیده و عمل و هماهنگی با کل آفرینش است. با این همه نوع رویارویی جوامع اسلامی با قرآن، دستیابی به ثواب و پاداش الهی و بهره گیری عملی حداقلی است و اقامه جامعه توحیدی را با مشکل روبرو ساخته است. می توان یکی از مسائل مهم امروز جوامع اسلامی را اهتمام ندادن به اقامه قرآن به معنای ضعف التزام به بینش ها، گرایش ها و کنش های قرآنی دانست. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیلی و با هدف تمهیدگری برای تحقق مرجعیت قرآن، پس از بیان مفاهیم، دلایل و اهداف اقامه قرآن، قلمروی آن را تبیین کرده، به این نتیجه رسیده است که جامعه اسلامی مکلف به اقامه قرآن با همه تشریعات و دستورهای آن با هدف تحقق هویت اسلامی است. همچنین فلسفه اقامه قرآن در هدایت تشریعی بشر همسویی با فلسفه آفرینش هستی، رشد و تکامل انسان است و قلمروی اقامه قرآن کریم تابعی از قلمروی مأموریت آن است؛ به این معنا که بیان امور دینی و ارزش های اخروی به معنای اختصاص هدایتگری قرآن به آن ارزش ها نیست، بلکه سامان دادن به فرهنگ، اقتصاد، سیاست و قضاوت جامعه بر اساس عدالت از حوزه های هدایتی قرآن کریم است.  
۲۱۵۰.

محبوبیت سفرنامه هایِ فرنگِ ناصرالدین شاه در هندوستانِ متّحده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
ناصرالدین شاه (1247-1313ق/1831-1896) چهارمین شاهِ سلسله قاجار در هندوستانِ متّحده (پیش از سال 1947) از محبوبیت برخوردار بود: شاهی تجدّدپسند که خواهان پیشرفت کشور است؛ در سفرهایش به اروپا مورد استقبالِ باشکوه شاهانِ اروپایی و ملکه انگلیس قرار گرفت؛ پس از برگشت از اروپا خطوطِ تلگراف و راه آهن ... را در کشورش راه اندازی کرد. با شنیدنِ خبرِ قتلِ ناصرالدین شاه، مردم هندوستان برایِ «شاه شهید» مجالس سوگواری برپا نمودند. مسافران/ زائرانِ هندوستانی که به ایران به زیارتِ حرم عبدالعظیم می رفتند، به مزارِ ناصرالدین شاه رفته و فاتحه می فرستادند. وقتی سه سفرنامه فرنگِ ناصرالدین شاه چاپ شد، به سرعت در هندوستان پُرخواننده شد و محبوبیت چند وجهی یافت: متنِ فارسیِ سفرنامه ها به شکل مصوّر بارها در هندوستان چاپ شد؛ در جایگاه فارسیِ معیاریِ معاصر در دبیرستان ها و دانشگاه هایِ هندوستان تدریس شد؛ برای رفعِ نیازِ دانش آموزان و دانشجویان واژه نامه فارسی اردو هم تدوین شد؛ بخشی هایی از سفرنامه اول به زبان اردو ترجمه شد.در این مقاله ابتدا به محبوبیتِ ناصرالدین شاه در هندوستانِ آن زمان اشاره شده است؛ سپس مشخصاتِ کاملِ برخی از نخستین چاپ هایِ سه سفرنامه فرنگِ ناصرالدین در هندوستان آورده شده است. در ادامه به گزیده هایِ این سفرنامه ها در کتاب هایِ درسیِ دبیرستان و دانشگاه هایِ هندوستان پرداخته شده است. در پایان مقاله، به کتابی به زبان اردو درباره مظفرالدین شاه در جایگاهِ شاه اصلاحگر و پسرِ ناصرالدین شاه پرداخته می شود.
۲۱۵۱.

عتبات عالیات به مثابه مکان حافظه: کارکرد فرهنگی-تمدنی در حفظ و بازتولید هویت شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۳
در شرایط کنونی که جوامع دینی، به ویژه شیعیان، با فشارهای ناشی از جهانی شدن، عرفی شدن مناسک و بحران معنا مواجه اند، بازخوانی نقش مکان های حافظه ای همچون عتبات عالیات ضرورتی نظری و تمدنی به شمار می رود. مسئله اصلی این پژوهش بررسی این نکته است که چگونه عتبات عالیات می توانند در برابر فرسایش معنا و گسست های هویتی، به بازتولید هویت جمعی شیعه کمک کنند. پرسش محوری آن است که مناسک و زیارت در کربلا و نجف از چه طریق و در چه سطحی می توانند حافظه فرهنگی را فعال کرده و انسجام روانی، تداوم تاریخی و بازآفرینی روایت های هویتی را تقویت نمایند. روش تحقیق به کاررفته در این مقاله کیفی و تحلیلی است و با رویکرد توصیفی-مفهومی، از چهارچوب نظری حافظه فرهنگی یان آسمن، مفهوم مکان حافظه پیر نورا، و روایت هویتی پل ریکور بهره گرفته است. تحلیل اسناد تاریخی، متون نظری و شواهد آیینی، به ویژه مطالعه موردی آیین اربعین، امکان تبیین دقیق تری از جایگاه عتبات در فرایند انتقال معنا فراهم ساخته است. یافته ها نشان می دهد که عتبات عالیات نه تنها به عنوان مکان های حافظه محور، حافظه تاریخی شیعه را زنده نگه می دارند، بلکه از طریق بازآفرینی آیین ها، تولید احساس تعلق و ایجاد شبکه های همبستگی فراملی، به یکی از مهم ترین منابع هویت ساز در تمدن اسلامی بدل شده اند. این نتیجه بیانگر آن است که توجه به ظرفیت حافظه ای و تمدنی عتبات، می تواند در برابر تهدیدهای ناشی از عرفی سازی و کالایی سازی آیین ها، راهبردی برای پایداری هویت شیعی باشد.
۲۱۵۲.

بررسی نقش فرقه کرّامیّه در مجادلات مذهبی نیشابور و رابطه آن با مناسبات قدرت سیاسی (قرن ۳تا ۵ هجری قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
فرقه کرّامیّه توسط محمد بن کرّام سجستانی نیشابوری (۱۶۸-۲۵۵ق) در نیشابور بنیان نهاده شد و این فرقه نقش مهمی در مجادلات مذهبی خراسان ایفا کرد. با گسترش نفوذ کرّامیّه بزرگان این فرقه مورد حمایت حاکمان قرار گرفتند. این حمایت ها موجب شد که آنها برای دستیابی به قدرت ، وارد مجادله با دیگر فرق دینی نیشابور شوند. درپژوهش هایی که درباره کرّامیّه نگاشته شده، به نقش کرّامیّه در مجادلات مذهبی نیشابور و نیز و رابطه آن با مناسبات قدرت سیاسی ، به صورت مستقل نپرداخته است . این پژوهش با استفاده از منابع اصلی و روش توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که کرّامیّه چه نقشی در مجادلات مذهبی نیشابور داشته و این نقش چه نسبتی با ساختار قدرت سیاسی دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد پیشوایان کرّامیّه برای کسب منافع سیاسی، به تشدید مجادلات فرقه ای دامن می زدند و حاکمان حامی آنان نیز با پشتیبانی از این فرقه، در پی بهره برداری ابزاری از کرّامیان برای نیل به مشروعیت سیاسی و مقبولیت اجتماعی خود بودند.
۲۱۵۳.

مؤلفه های تاریخ نگاری علامه مجلسی در کتاب جلاءالعیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۰
علامه مجلسی(1037-1110ق) از عالمان نامدار عصر صفوی است که با قدرت قلم و میراث فکری خود نقشی ژرف و ماندگار در نظام مندکردن آموزه های اثنی عشری و تثبیت باورهای شیعی در ایران ایفا کرد. او، نه تنها در میدان فقه و حدیث بلکه در عرصه تاریخ نگاری مذهبی نیز، شخصیتی صاحب سبک است. کتاب جلاءالعیون از آثار شاخص اوست که در آن حیاتِ معصومان(ع) را با توجه به نیازهای دینی و فرهنگی زمانه خود روایت کرده است. این پژوهش با رویکرد معناکاوی به بررسی ارتباط میان تاریخ نگاری مجلسی در جلاءالعیون و بافت سیاسی -فرهنگی زمانه او می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که متن جلاءالعیون بر چهار مؤلفه استوار است: اثبات حقانیت امامت ائمه(ع)، غیریت سازی اهل سنت، تأکید بر بُعد عاطفی مصائب اهل بیت(ع) و نیز، مقام رضای اهل بیت(ع) بر قضای الهی در مصائب زندگی. علامه مجلسی از رهگذر این مؤلفه ها در پی تقویت گفتمان امامیه و تحکیم هویت شیعی در جامعه ایرانی بود؛ مؤلفه هایی که عمیقاً از شرایط تاریخی و فرهنگی عصر او تأثیر پذیرفته اند.
۲۱۵۴.

بررسی تطبیقی معجزات انبیاء و کرامات اولیاء با حکایات صاحبان کرامت در تذکره الاولیاء عطار از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۰
همه ادیان و مذاهب به وجود کرامت اولیا اذعان داشته و آن را امری شگرف می دانند که انجام آن به نیرویی فراحسی نیازمند است.تذکره الاولیاء عطار، کتابی است دینی و عرفانی که اساس آن بر نقل کرامات و خوارق عادات گذاشته شده است. بسیاری از کرامات عرفا در تذکره الاولیاء، از معجزات و قصص پیامبران در قرآن برساخته شده اند. به علاوه، شباهت هایی نیز میان کرامات آنان با سایر ادیان و باورهای دینی آن ها، از جمله مسیحیت و بودیسم، وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل همانندی ها و ناهمخوانی هایی است که در حکایات عرفا در تذکره الاولیاء با معجزات انبیاء و کرامات اولیاء در قرآن و سایر باورهای دینی ادیان و آیین ها وجود دارد. حاصل پژوهش نشان می دهد هرچند به دلیل شرایط اقلیمی در کرامات عرفا تفاوت هایی با کرامات و معجزات قرآن دیده می شود، اما بن مایه آن ها مشترک است و مشابهت هایی میان اندیشه اصلی عرفا با آموزه های دینی سایر ادیان وجود دارد.
۲۱۵۵.

کاربست الگوی نوآوری اجتماعی در اقتصاد مقاومتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
یکی از کارکردهای اصلی دولت مدرن «طرح توسعه» است. دولت ها می کوشند برای حفظ قدرت ملی و رفاه مردمان شان طرح توسعه را دنبال کنند که می تواند توسعه درون زا، برون زا یا ترکیبی باشد. در شرایطی خاص (مانند تحریم) دولت ها مجبورند توسعه درون زا را دنبال کنند. یکی از تجربه های توسعه درون زا طرح الگوی اقتصاد مقاومتی در ایران بوده است. در همین راستا، پرسش اصلی این مقاله معطوف این مسئله شده است که چگونه می توان الگوی نوآوری اجتماعی را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به کار گرفت. فرضیه پژوهش این بوده که اقتصاد مقاومتی یکی از الگوهای توسعه درون زاست و از آنجا که نوآوری اجتماعی نیز بر ظرفیت های جامعه هدف متمرکز است، به کارگیری این الگو می تواند به تحقق بخشی از اهداف اقتصاد مقاومتی یاری برساند. یافته های تحقیق نشان داده است که نخست، اقتصاد مقاومتی در راستای توسعه درون زا قابل تئوریزه کردن است. دوم اینکه با توجه به ظرفیت های جامعه شناختی ایران، کاربست الگویی تلفیقی از نوآوری اجتماعی و سیاست گذاری عمومی می تواند موجب توسعه درون زا بر مبنای اقتصاد مقاومتی شود و در نهایت این رهیافت با ظرفیت های اکوسیستم اقتصادی اجتماعی ایران هم خوانی بالایی دارد. مقاله در نتیجه گیری به توصیه سیاستی رسیده و آن را برای سیاست گذاران تشریح کرده است. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است.
۲۱۵۶.

مقوّمات الوحده الإسلاميه وتعزيزها من منظور كتاب «نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۳
إنّ الإتحاد بین المسلمین یُعدّ من أهمّ شعائر الدین الفطری، لأنّ الفطره تحب وحده الکلمه. فهذا المقال یهدف إلى بیان مقوّمات الوحده الإسلامیه وتعزیزها انطلاقاً من بعض القیم الإنسانیه المتجذّره فی فطره الإنسان، مع التأکید على أنّ الفطره الإلهیه تمثّل الأساس الأصیل للوحده، وتُسهم فی نفی مظاهر العنصریه والتمییز الطبقی بین البشر. ومن هنا، یُطرَح السؤال المحوری التالی: ما هی المقوّمات الفطریه للوحده الإسلامیه، وکیف یمکن تفعیلها وتقویتها من منظور الإمام علی(ع) فی نهج البلاغه؟ للإجابه عن هذا السؤال، اعتمد البحث على المنهج التحلیلی-الإجتماعی، حیث قام بتحلیل عدد من النصوص الوارده فی کتاب «نهج البلاغه» للإمام علی(ع)، وذلک ضمن إطار أنثروبولوجی فطری یُرکّز على خصائص الإنسان بوصفه کائناً اجتماعیاً یمیل بفطرته إلى التوحّد والتعاون مع الآخرین. وقد توصّل البحث إلى عدد من النتائج المهمّه، أبرزها أن هناک مجموعه من القیم الفطریه ألتی تشکّل الدعائم الأساسیه للوحده الإسلامیه، وهی: الحریه، والعقلانیه، والمدنیه، والعبودیه لله، والتعاطف، والتعاون. فهذه القیم لیست فقط مفاهیم أخلاقیه، بل هی جواهر إنسانیه أصیله أکّدتها النصوص الدینیه بالأخص کلام الإمام علی(ع) للوصول إلی الثقافه القرآنیه والحضاره العالمیه. کما أنّ هذه القیم تُسهم فی خلق أرضیه مشترکه بین المسلمین على إختلاف مذاهبهم، وتجعل من الوحده الإسلامیه مشروعاً واقعیاً وقابلاً للتطبیق. ومن جهه أخرى، بیّن البحث أن الوحده الإسلامیه لیست مجرّد مسأله دینیه فقط، بل هی ضروره مرکبه تجمع بین الشرعیه الدینیه، والمشروعیه العقلیه، والمقبولیه الإنسانیه. ومن هنا، فإن تفعیل هذه الوحده یحتاج إلى توظیف المناهج المستنده إلى العلوم الإجتماعیه والأخلاقیه، من أجل تعزیز المشترکات وتجاوز الخلافات الجزئیه أو الفقهیه ألتی غالباً ما تُضخَّم خارج سیاقها. فی هذا السیاق، یقدّم البحث معیارین أساسیین لإستخراج وتفعیل هذه القیم الفطریه: أولاً: التحلیل المفهومی- الفلسفی ضمن إطار الأنثروبولوجیا الفطریه الإسلامیه، حیث یُنظر إلى الإنسان ککائن فطری، مختار، عقلانی، میّال إلى الإجتماع، وموجّه بطبعه نحو الإیمان والبحث عن الله تعالی. هذا التصوّر مستلهم من المبادئ القرآنیه، ومؤکَّد فی أقوال الإمام علی(ع) فی «نهج البلاغه»، خاصه فی ما یتعلق بطبیعه الإنسان ووظیفته الإجتماعیه. ثانیاً: الإستفاده من مکتسبات العلوم الإنسانیه المعاصره، مثل علم النفس، وعلم الإجتماع، وفلسفه الأخلاق، من أجل تطویر فهم أکثر شمولاً لدور الإنسان کفاعل اجتماعی یسعى إلى بناء علاقات قائمه على التفاهم، والتعاطف، والتعاون، وکلّها من القیم الأساسیه للوحده. فالوحده الإسلامیه، من منظور الإمام علی(ع)، لیست شعیره دینیه فقط، بل مشروع حضاری شامل یتطلّب وعیاً فطریاً، وسعیاً عقلانیاً، وتعاوناً إنسانیاً، وهو السبیل الأمثل لمواجهه التحدیات المعاصره بروح جماعیه موحَّده تقوم على الحوار، والإحترام المتبادل، ونبذ التکفیر والفرقه. معنی الحریه متمثل فی نفی سلطه الطاغوت، لأنّ الکفار لا سبیل لهم علی المؤمنین، وهذه تحتاج إلی الحریه ألتی تؤدّی إلی الوحده الإسلامیه. إنّ الحریه الشخصیه إذا بُنیت على أُسسٍ أخلاقیه، فإنّها تُهَیِّئُ الإنسان للتعامل مع الآخرین بروح التصالح والمودّه. وکذلک الإجتماع بحریته یصل إلی الوحده الوطنیه ویختار منافعه ومصالحه فی بلده. وبالتالی، إذا رفضت جمیعُ البلدانِ الإسلامیهِ سلطهَ الطاغوتِ والأعداء بحریّتها، واجتمعت على کلمهِ التوحید، فإنها تنالُ الفوزَ والسعاده. والتفکّر من التعالیم الدینیه ألتی تجنّب الإنسان الأعمالَ الوهمیه والسخیفه، وتهدیه إلى العلم والثقافه. فکلّ هذه الأمور تمیل بالإنسان إلى الوحده، أمّا الجهل والریب فهما یؤدیان إلى الخلاف والفرقه. المدنیّه بالطبع تعنی أنّ الإنسان مجبولٌ على العیش مع الآخرین والتعاون معهم، وهی تُشکّل أساسًا فطریًا للوحده. فحین یدرک الإنسان حاجته المتعالیه إلى الإجتماع، یسعى إلى تحقیق الوحده الإسلامیه وتجاوز أسباب التفرقه. والعبودیه لله تُرسّخ مبدأ التوحید ألذی یجمع المسلمین تحت رایه واحده، وتُحرّرهم من الإنقسام الناتج عن الولاءات البشریه. فهی أساس للتماسک الروحی والإجتماعی فی الأمه الإسلامیه. التعاطف یُنمی مشاعر الأخوه والمحبّه بین أفراد الأمه، ویُقلل من الصراعات والنزاعات. فهو یُعدّ عنصراً أساسیاً فی تحقیق الوحده الإسلامیه عبر تعزیز التفاهم والتکافل. التعاون یُعزّز العمل الجماعی ویُوحّد الجهود نحو الأهداف المشترکه، مما یُقوّی روابط الأمه. وبه تُبنى وحده إسلامیه متینه تقوم على التکامل لا التنازع. أن مقاربه الإمام علی(ع) لوحده الأمه تمثل مشروعًا حضاریًا یقوم على أسس فکریه وعقائدیه وإنسانیه مترابطه، ویُعَدُّ نموذجًا عملیًا یُمکن للأمه الإسلامیه استلهامه فی ظل التحدیات المعاصره التی تهدّد کیانها ووحدتها.
۲۱۵۷.

در میانه «تربیت اخلاقی» و تربیت دینی» نقدی بر مبنای ارزش شناختی «تربیت سکولار»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
با توجه به رواج ایده های سکولاریستی از تربیت مسئله نوشتار حاضر بازتأمل درباره یکی از مبانی ارزش شناختی «تربیت سکولار» است که اخلاق را بر فقه تقدم می بخشد و «اخلاقی شدن جامعه» را به جای «فقهی شدن جامعه» تجویز می کند و با طرح دوگانه «اخلاقی شدن تربیت» یا «فقهی / دینی شدن تربیت» به اولی فتوا می دهد. روش تحقیق، روش توصیفی، تبیینی و انتقادی است. در مقام توصیف و تبیین دیدگاه مذکور این نتایج حاصل شد: روند پرشتاب سکولاریزاسیون تربیت و مدرسه و برنامه درسی به این گونه بوده که به جای «تربیت دینی»، «تربیت اخلاقی» پیشنهاد شد و سپس به جای «تربیت اخلاقی»، «تربیت معنوی» جایگزین شد. در همین مجال از روایت های سکولار، یعنی «تربیت دینیِ سکولار»، «تربیت اخلاقیِ سکولار» و «تربیت معنوی سکولار» رونمایی می شد. اندیشه سکولار و تفسیر این دنیایی از دین در جامعه ایران را جریان روشنفکری دینی نمایندگی می کرده و آنان مدعای خود را در تقدم اخلاق بر فقه به دیدگاه «دنیوی بودن فقه»ِ غزالی مستند کرده اند. نوشتار حاضر در بخش سنجش و ارزیابی دیدگاه فوق، ضمن وارد کردن هفت نقد به این نتیجه رسید که «تربیت سکولار» از آن جهت که بر مبنای ارزش شناسانه تقدم اخلاق بر فقه و ساخت دوگانه «اخلاقی شدن تربیت» یا «فقهی شدن تربیت» استوار است، مخدوش می باشد؛ خصوصاً اینکه استناد به دیدگاه غزالی اولاً نادرست و سوگیرانه و بدون لحاظ کردن دیدگاه جامع ابوحامد بوده؛ ثانیاً استنتاج سکولاریزم اخلاقی از دیدگاه «دنیوی بودن فقه» در اندیشه غزالی، نوعی بهره برداری غیرمنطقی بوده است.
۲۱۵۸.

بازتعریف نسبت ابتلاء و نصر در آیه ۲۱۴ بقره؛ تحلیل کارکرد نحوی-کلامی حرف «حتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش به تحلیل پارادوکس کلامی در آیه ۲۱۴ سوره بقره می پردازد: چگونه رسول(ص) و مؤمنان، در اوج ابتلاء به نقطه ای از «زلزله ایمانی» می رسند که فریاد استغاثه ﴿مَتَی نَصرُ ٱللَّهِ﴾ سر می دهند؟ این مقاله با فراتر رفتن از الگوی تفسیری رایج و خطی «صبر-پاداش»، استدلال می کند که کلید حل این تنش، در تحلیل کارکرد حرف «حَتَّی» نهفته است. پژوهش حاضر با اتخاذ روش «تحلیل محتوای کیفی» و رویکرد «تحلیل نحوی-کلامی»، به پیوند نظام مند میان یافته های نحویان کلاسیک و مباحث کلامی-تفسیری می پردازد . یافته های تحقیق نشان می دهد که «حَتَّی» در قرائت نصب (به مثابه حرف غایت)، صرفاً یک رابط زمانی نیست؛ بلکه لحظه استغاثه را نه نشانه ضعف، بلکه غایت و نهایتِ هدفمند و منطقیِ فرآیند ابتلاء معرفی می کند. بر این اساس، این پژوهش یک مدل فرآیندی سه وجهی (ابتلاء-استغاثه-نصر) را صورت بندی می کند که در آن، ابتلاء به طور قهری به نقطه انقطاع و نیاز محض انسانی منتهی می شود و همین نقطه اوج بحران، شرط کیفی و وجودی برای تحقق «نصر قریب» می گردد. این مدل، نسبت میان رنج و پیروزی را از یک رابطه استحقاقی به یک فرآیند تکاملی بازتعریف می کند.
۲۱۵۹.

سبک شناسی مواجهه اهل بیت(ع) با امامزادگان منحرف با تاکید بر مواجهه امام حسن عسکری(ع) با جعفر کذّاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
عصر حیات امام حسن عسکری(ع) همراه با ایجاد محدودیت و خفقان از جانب خلفای عباسی، همچنین ایجاد انحراف توسط مدعیان دروغین بوده که یکی از موارد آن، ادعای امامت جعفر بن علی فرزند امام هادی(ع) است. با توجه به انتساب نَسَبی جعفر به ائمه و زمینه ایجاد انحراف در جامعه اسلامی و جریان شیعی، بایستی دانست که امام حسن عسکری(ع) چگونه به مواجهه با این انحراف پرداختند. لذا مسئله پژوهش حاضر آن است که سبک مواجهه امام حسن عسکری(ع) با انحراف جعفر کذّاب چگونه بوده است؟ کشف این سبک به عنوان راهبرد اهل بیت(ع) موجب شناخت روش های مواجهه با جریان انحراف و بیانگر کارآمدی دین در مواجهه با معضلات جامعه بوده است که در دو جنبه اجرایی گردیده است. در جنبه نخست مواجهه غیر مستقیم، به صورت آشکارسازی عناصر منحرف در بستر سازمان وکالت، کادرسازی برای شبهه ستیزی در مقابل جعفر، کاربست علم غیب جهت بازنمایی جایگاه امام، موضع گیری در مقابل انحراف حامیان، تعیین مادر در جایگاه وصایت و تصریح به امامت حضرت مهدی(عج) بوده است؛ در جنبه دوم مواجهه مستقیم، به صورت بازنمایی گمراهی اعتقادی و رفتاری جعفر بوده است. در نتیجه مشخص گردید که از طرفی انتساب خانوادگی در مسیر امامت اولویت نبوده و بستگان غیرشاخص تایید نشدند، همچنین امام حسن عسکری(ع) همانند عنصری فعال در راستای زدودن انحراف از جامعه با موضع گیری در برابر انحراف و منحرفین به هدایت گری جامعه پرداختند.
۲۱۶۰.

بررسی تطبیقی رابطه انسان و خدا در فلسفه ابن باجه و افلاطون و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
ابن باجه در زمینه انسان شناسی از فیلسوفان یونان به طور مشخص. افلاطون و از فلاسفه اسلامی از فارابی تأثیر گرفته است. یکی از مسائل انسان شناسی فلسفی ابن باجه رابطه انسان و خدا است. در این نوشتار با روش توص.یفی تحلیلی و تطبیقی، تأثیرپذیری ابن باجه از افلاطون و فارابی در رابطه انسان و خدا را بررسی می کنیم و در پی پاسخ به این پرسش هستیم که ابن باجه در این مسئله از افلاطون و فارابی چه تأثیراتی گرفته است. همچنین، این یافته ها دست به دست آمد که ابن باجه در رساله اتصال فی عقل فعال در بحث از مراتب انسانی از افلاطون تأثیر گرفته و در مسئله اتصال به عقل فعال و فیض از فارابی تأثیر پذیرفته است. درنهایت، به این نتیجه می رسیم که ارتباط انسان و خدا در ابن باجه و فارابی ازطریق اتصال به عقل فعال و دریافت موهبت و فیض و در افلاطون ازطریق دیالکتیک است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان