ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸٬۰۶۱ تا ۷۸٬۰۸۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۷۸۰۶۱.

واکاوی مفهوم «اصل» و «روش» در تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
نظام سازی در معارف و بحث های نظری کاری ضروری است. چراکه موجبات روشنایی مطالب و دسته بندی اطلاعات را فراهم می آورد. مجموعه معارف تربیتی نیز باید در یک چارچوب به هم پیوسته و منسجم تدوین شود تا هر عنصر جای خود را پیدا کرده و ارتباط خود را با بقیه بیابد. ازاین رو تلاش برای تعریف دقیق عناصر نظام تعلیم و تربیت اسلامی و تبیین منطقی روابط بین آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. اصل و روش دو عنصر بسیار مهم در نظام معرفتی تعلیم و تربیت هستند. اهمیت این دو عنصر بیشتر بدان جهت است که مربیان در صحنه تعاملات تربیتی خود بیشتر و بیشتر با آنها سروکار دارند. ما باید بدانیم منظور چیست که می گوییم: «مربی در عمل تربیتی خود باید به درستی از روش ها و اصول تربیتی استفاده کند». تا وقتی مفهوم روش و اصل معلوم نباشد، نمی توان پاسخ دقیقی به این سؤال ارائه کرد. هدف این تحقیق آن است که مفهوم اصل و روش، و همچنین روابط آنها، را مورد بازبینی قرار داده و تعریف روشن تری ارائه کند. بررسی ها نشان داد که تعریف رایج اصل و روش به قواعد رفتاری مربی تعریف تام و تمامی نیست. چنان که تمیز بین آنها براساس کلیت و جزئیت شدنی نیست. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق عمدتاً توصیف و تحلیل مفاهیم و گزاره های مربوط است. بدین منظور ابتدا دیدگاه ها و تعاربف ارائه شده در منابع مختلف مربوط به چند دهه اخیر بازبینی و مقایسه می شوند و با یک تحلیل نهایی، نهایتاً، تعریف مختار به دست می آید. دیدگاه های مورد نظر بیشتر از کسانی مانند استاد خسرو باقری، مرحوم استاد غلامحسین شکوهی، استاد علیرضا اعرافی، مرحوم آیت الله مصباح یزدی، استاد سید علی حسینی زاده به دست آمد و این تعاریف سرمایه غنی نویسنده برای تحلیل و جمع بندی و نتیجه گیری نهایی شد. دقت در اصول پیشنهادی این اندیشمندان نشان می دهد که منظور ایشان از اصل نوعی روش یعنی اقدامی کلی است که باید انجام گیرد. به عنوان مثال اصل «فعالیت» از مربی می خواهد که متربی را به تجربه و وارسی شخصی اشیاء و دست ورزی مسائل پدیدآمده وا دارد و به هیچ عنوان به مشاهده تجارب دیگران اکتفا نکند. (شکوهی، 1390، صص142-160) این توضیحات نشان می دهد که مراد از آنچه به نام اصل آمده نوعی اقدام عملی است که مربی باید صورت دهد. مراجعه به «اصول» دیگر یادشده نیز همین فرضیه را تأیید می کند. به عبارت دیگر، «اصل» در ادبیات قدما همان «روش» کلی است (که می تواند مصادیقی داشته باشد). پس از آنکه معلوم شد مفهوم پیشنهادی روش ما را از «اصل» به معنای شایع و مشهور آن بی نیاز می کند، این سؤال مطرح می شود که آیا برای کارآمدی عملیات تربیت، به کارگیری روش ها یعنی اقدامات تربیتی کافی است یا علاوه بر اقدامات تربیتی عنصر دیگری نیز باید حضور داشته باشد. بررسی فرایند تربیت و مطالعه آن نشان می دهد که برای موفقیت در آن به کارگیری روش ها کافی نیست. گاهی روش انجام می شود ولی تأثیر تربیتی ندارد و شاید در دراز مدت اثر عکس بگذارد. مثلاً تشویق بدون رعایت نکات و شرایط لازم نه تنها احتمال تکرار فعل را بیشتر نمی کند؛ بلکه ممکن است به نوعی بازدارنده باشد. در واقع مربیان موفق روش های تربیت را به همراه ابزار دیگری، که می توان «اصول تربیت» نامید، به کار می گیرند. اگر از این زاویه به مسأله بنگریم، «اصول» تربیت عبارت است از قواعد رفتاری و راهنمای عمل مربی که نحوه اجرا و چگونگی اقدام را نشان می دهد. به عبارت دیگر، مربی در فرایند تربیت نمی تواند اقدامات تربیتی یا روش ها را به هر شکل و نحوه ای انجام دهد و نسبت به قواعد رفتاری و شرایط کاری خود بی توجه باشد. موفقیت در فعالیت های تربیتی، مشروط به آن است که آن را چگونه انجام دهیم و در نتیجه توجه به این قواعد و رعایت آنها ضروری است. به عبارت دیگر، رعایت اصول تربیتی شرط تأثیرگذاری و کارآمدی روش ها و فرایند تربیت هستند. و ای بسا که رعایت شرایط انجام کاری از خود آن مهم تر باشد. چراکه در بسیاری از موارد خسارت انجام اقدامات به شکل غلط از خسارت ترک آنها بیشتر است. برای دستیابی به «اصل» به معنای شرایط «روش» نیز از قیاس عملی استفاده می کنیم که به دو مقدمه نیاز دارد؛ یکی هدف و دیگری مبنا. گزاره هدف چنین گزارش می شود: «مطلوب است روش تربیتی به شکلی کارآمد و مؤثر اجرا گردد». اما چه چیزی در تحقق این هدف یاری می رساند؟ رعایت شرایط مورد نظر. این در واقع مقدمه دوم قیاس عملی است که نقش مبنا را ایفا می کند: «کارآمدی و تأثیرگذاری روش مشروط است به رعایت اصول و شرایط آن». از این دو مقدمه اصل را نتیجه می گیریم: «مربی باید شرایط و کیفیت خاص روش را رعایت کند». به عنوان مثال، می دانیم که «آگاهی بخشی» یک روش بسیار مفید و کلیدی در امر تربیت است. هرچه متربی نسبت به حقایق پیرامونی و نسبت به وظایف خود آگاه تر باشد جریان تربیت به هدف خود نزدیک تر خواهد شد و توفیقات مربی در اجرای وظایف مربوط بیشتر خواهد بود. اما نیک می دانیم که آگاهی بخشی در صورتی کارآمد است که با صداقت در گفتار و عمل همراه باشد. مربی بی عمل و فاقد شرایط موفق نیست. این حقیقت به شکلی بسیار صریح در کلام امیر بیان آمده است: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، [فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ] فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ؛ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ...». (نهج البلاغه، حکمت 73) جمع بندی مباحث فوق حکایت از آن دارد که ادبیات موجود در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی می تواند چابک تر و روان تر تدوین شود. به این منظور پیشنهاد این مقاله آن است که مفهوم اصل به معنای مشهور جای خود را به روش بدهد. در واقع آنچه به عنوان اصل مطرح می شود چیزی جز همان روش کلی نیست که مقسم انواع روش های زیر مجموعه خود است. در کنار این عنصر که روش نام دارد، مقاله عنصر دیگری را نیز پیشنهاد داده است که حکایت از شرایط موفقیت و تأثیرگذاری روش هاست. به عبارت دیگر، هر روش در صورتی تأثیرگذار است که اصول و شرایطی نیز در کنار آن رعایت شود. نام این عنصر جدید اصل است.
۷۸۰۶۲.

بحرالحقیقه و هفت بحر سلوک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۷
بحرالحقیقه به عنوان یکی از آثار گرانسنگ اهل تصوّف به شیخ احمد غزّالی نسبت داده شده است؛ امّا تأمل در فرم و محتوای این اثر آشکار می کند که رساله مذکور متعلّق به غزّالی نیست و مؤلف کتاب بیشتر به عرفان زاهدانه تمایل دارد؛ در حالی که احمد غزّالی از نظریه پردازان موهبت عشق و اصول جهان نگری او با این اندیشه سازگار است.بحرالحقیقه کتابی است که مراحل سیر و سلوک عرفانی را شرح و تفسیر می کند. نویسنده پس از بیان مقدمه ای مفصل در خصوص عهد الست و ضرورت سلوک و بازگشت به عالم برین، مفاهیم، تعابیر و تفاسیر بدیعی از دقایق عرفانی و حقایق روحانی بیان می کند و مشاهدات و مکاشفات درونی خود را تا حدّ ممکن به زبان می آورد.این جستار با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل مضامین سلوک عرفانی و مراحل سیر الهی در مجموعه بحرالحقیقه می پردازد. غور در این مجموعه آشکار می کند که نویسنده دارای ایدئولوژی مستقل در عرصه سلوک است و گفتار او با دیگر کتب عرفانی تفاوت زیادی دارد. مؤلف کتاب سفر اهل تصوّف را به چهار بخش تقسیم می کند که دو بخش از آن اکتسابی و دو بخش عطیتی است. وی همچنین سفر خشکی را با سفر دریا متفاوت دانسته و مراحل سلوک را به هفت بحر تقسیم کرده است: 1- بحر اول معرفت است و گوهر آن یقین؛ 2- بحر دوم جلال است و گوهر آن حسرت؛ 3- بحر سوم وحدانیت است و گوهر آن حیات؛ 4- بحر چهارم ربوبیت است و گوهر آن بقا؛ 5- بحر پنجم الوهیت است و گوهر آن وصال؛ 6- بحر ششم جمال است و گوهر آن رعایت؛7- بحر هفتم مشاهده است و گوهر آن فقر. 
۷۸۰۶۳.

طومار(7): نردبان شکسته 2: غلونامه بخاری نقدی بر کتاب «سیرة البخاری» مبارکفوری مدرسه بخاری از واقعیت تا غلو

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
این پژوهه بخشی از کتاب اسطوره بخارا است که به نقد تصویر غلو آمیز و اغراق آلود محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب سیره البخاری می پردازد. این کتاب تالیف عبدالسّلام مبارکفوری است و از جمله مصادر کتاب دکتر عزازی (رساله دکتری ممتاز الازهر مصر) است. بازیابی و تحلیل انتقادی جلوه های غلو مبارکفوری درباره بخاری مسئله محوری این مقاله است. مبارکفوری در بخش خاتمه کتاب سیره البخاری با زبان استعاره و تشبیه تدریس بخاری را در مدرسه ای بزرگ با چند درب ورودی به تصویر می کشد. این مقاله به نقد این مدرسه نمادین بخاری به مثابه یکی از نمونه های برجسته غلو در کتاب مبارکفوری می پردازد، آسیب ها، چالش ها و کاستی ها آن را آشکار می سازد، از زمینه ها، اهداف پنهان و علل ایدئولوژیک مبارکفوری در این تصویر غلوآمیز از بخاری پرده بَر می دارد . برایند این پژوهش نشان می دهد که تصویر بخاری در کسوت یک مدرّس شهیر و نامدار، دارای شلوغ ترین حلقه تدریس در جهان اسلام، به آسیب زمان پریشی تاریخی دچار است، با داده های تاریخی ناسازگار است، انگاره ای خودشکن و در تناقض با سیر دانش اندوزی بخاری است، با سیر علمی بخاری انطباق ندارد، با قواعد تاریخ نگاری محلی در تعارض است.  این نگاشته در امتداد مقالات نردبان شکسته اثبات می کند کتاب سیره الامام البخاری مبارکفوری، غلونامه ای بیش درباره شخصیت و اندیشه بخاری بیش نیست، اغراق در سراسر این کتاب از آغاز تا فرجام آن حضور جدی دارد، تصویر و تاریخ اسطوره ای از شخصیت بخاری ارائه می کند و این نگرش در کتاب عزازی نیز رخنه کرده است و کتاب عزازی چیزی جز تکرار غلوهای مبارکفوری نیست .
۷۸۰۶۴.

The Contribution of Argumentation to Learning Approach, Inference, and Interpretation: The Case of Seminary Education at the Islamic Propagation Office (IPO)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
This study examined the impact of argumentation on learning approach and critical thinking (inference and interpretation) in English for Specific Purposes (ESP) classes among Islamic studies or seminary students in Mashhad. It was conducted in two classes: an experimental group and a control group, each with 12 female students. Data for the study were collected using pretest and posttest assessments of the Critical Thinking Appraisal (CTA) and a learning approach questionnaire. The Farsi version of Watson-Glaser’s Critical Thinking Appraisal (CTA) was used to measure participants’ inference-making and deduction. Bigg’s Study Process Questionnaire (SPQ) was employed to assess participants’ learning approaches, measuring two broad approaches: deep approach and surface approach, with four subscales: surface strategy (SS), surface motive (SM), deep strategy (DS), and deep motive (DM). The experimental group received instruction based on logical argumentation as the treatment. The results demonstrated the effectiveness of the argumentation method in improving participants’ learning approach and critical thinking (inference and interpretation). Specifically, the results of the independent samples t-test indicated a statistically significant difference between the two groups in the degree of their Inference (t = 2.33, p = .03), Interpretation (t = 2.25, p = .03), Deep Approach (t = 2.88, p = .01), and Surface Approach (t = -2.16, p = .04) after the treatment. The findings of this study can be beneficial for teachers of Islamic propagators in enhancing their students’ learning approach and critical thinking through the use of argumentative instruction.
۷۸۰۶۵.

چهار فضیلت اخلاقی متناظر در قرآن و تورات؛ بررسی ریشه شناختی و تطورات معنایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
متون مقدّس ادیان ابراهیمی در بسیاری از مفاهیم با هم مشترک اند و این در موضوع اخلاق به نحو برجسته ای نمایان می شود. این مقاله بر چهار فضیلت اخلاقی در قرآن و تورات متمرکز خواهد بود که افزون بر پیوندهای ریشه شناختی، به جهت کاربست های معنایی نیز به صورت حداکثری متناظر هم هستند. این چهار ریشه فعلی عبارتند از: بِرّ (ברר/ḇrr) «نیکی»، زکو زکی (זכה/zkh) «خلوص»، صِدق (צדק/ṣdq) «راستی» و طُهر (טהר/ṭhr) «پاکی». پس از مقدمه و بیان مسئله، مقاله متضمن چهار بخش، به ترتیب واژه های مذکور است. طبق یک الگوی تقریباً ثابت، ابتدا مباحث ریشه شناسی تاریخی ۔تطبیقی مطرح و از دورترین معنای حسّی تا تحولات معنایی واژه ها بررسی می شود و بعد از آن کاربست های معنایی مشترک - به ترتیب تاریخی - در تورات و قرآن آمده و در نهایت، در ضمن یک تحلیلِ معنایی پیوند آنها را بررسی شده است. بخش نتیجه گیری نیز به جمع بندی کلی، سِیر مباحث و برخی بایسته های پژوهشی اختصاص یافته است. 
۷۸۰۶۶.

هسته ماهوی نظریه «وجود ذهنی» و سازگاری با اصالت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
وجود سازگاری درونی برای یک نظام فلسفی از لوازم یک نظام منسجم و کارآمد است. اصالت وجود به عنوان اساس حکمت متعالیه روی اکثر مسائل فلسفه در این مکتب سایه انداخته و سرنوشت بسیاری از مباحث را تغییر داده است. هسته ماهوی مسئله وجود ذهنی نیز این انگاره را پدید آورده که نظریه «وجود ذهنی» با فضای اصالت ماهیت طرح شده و اگر هم فلاسفه صدرایی از وجود ذهنی بحث کرده اند از باب مماشات با قوم و نظریات ابتدایی است، نه مختار نهایی. ازاین رو هدف نگارش این نوشتار آن است که بررسی نماید اولاً، آیا با فرض قبول اتحاد ماهوی بین ذهن و خارج، وجود ذهنی با فضای اصالت وجود سازگاری دارد؟ ثانیاً، تقریرات متفاوت اصالت وجود در سازگاری با نظریه وجود ذهنی مؤثر است یا خیر؟ در این پژوهش سه نظریه «سازگاری نسبی»، «ناسازگاری مطلق» و «سازگاری مبهم» بیان شده و با نقد و بررسی این اقوال روشن شده که نظریه نزدیک به واقع نظریه «سازگاری مبهم» است و نگارنده با تکمیل آن، نظریه «سازگاری مطلق» را ارائه کرده که مطابق آن بنا بر همه تقریرهای رایج از اصالت وجود، نمی توان حکم به ماهوی بودن نظریه وجود ذهنی کرد و تهافت بالذاتی بین دو مسئله اصالت وجود و مسئله وجود ذهنی نیست.
۷۸۰۶۷.

بررسی جایگاه شیعیان در تاریخ نگاری ائمه تا پایان قرن سوم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
تاریخ ائمه از وجوه ممتاز تاریخ نگاری شیعیان به شمار می آید. نگره های هویت فرهنگی و اجتماعی و توجه به ساختارهای فکری تحول گرا در آن دیده می شود. این پژوهش، در پیِ اثبات نقش و جایگاه تاریخ نگاری ائمه در سه قرن نخست هجری در بین شیعیان است. بر اساس این تحقیق، تعداد 65 نفر درباره تاریخ ائمه تألیف نموده که بیشتر آنها از اصحاب ائمه بوده و از ایشان نقل کرده اند. تعداد تألیفات 191 اثر است که برخی از این آثار، تصحیح، ترجمه و چاپ شده، برخی به صورت پراکنده در آثار شیعی گزارش شده و برخی به صورت نسخه خطی نادر، موجود و برخی از آنها نیز مفقود و بخش کمی از آنها ناشناخته است و در روش، منابع و بینش، تحت تأثیر مکتب علمی کوفه و بصره و مدینه قرار دارند. عمده آثار، تک نگاری است، رویکرد روایی- اخباری دارد و گرایش های دیگر (حدیثی و کلامی) در آن دیده می شود. این آثار از نظر ارزش و اعتبار در یک سطح نیست و اخبار آنها در متون تاریخی و حدیثی اسلامی ادوار بعد دیده می شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش ارزیابی کمی و تحلیل توصیفی و با بهره گیری از منابع اسلامی، انجام گرفته است. 
۷۸۰۶۸.

واکاوی تحلیلی کاربست اختلاف قراءات مذکور در روایات اهل بیت (ع) (مطالعه موردی: تفسیر نور الثقلین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
یکی از موارد قابل توجه در روایات تفسیری اهل بیت(ع)، این است که در ارتباط با برخی آیات قرآنی، قراءاتی ذکر شده که گاهاً با قراءت مشهور متفاوت است. این پژوهش با به کارگیری روش کتابخانه ای و تحلیل داده ها ضمن استخراج این گونه روایات در منبع مورد تحقیق یعنی تفسیر نورالثقلین، به تبیین جایگاه قراءات و سپس کارکرد آن پرداخته و به این نتیجه دست یافته که روایات قرائی از منظر حویزی حائز اهمیت بوده و وی در مجموع 45 روایت قرائی از منابع گوناگون که بیش ترین آن مربوط به تفسیر مجمع البیان است، نقل کرده که این تعداد به نسبت بسیاری از تفاسیر روایی، عدد قابل توجهی است. گفتنی است کارکرد قراءات اهل بیت (ع) در این تفسیر در چهار محورِ مفهوم سازی و تفسیر آیه، گسترش و توسعه در معنای آیه، ابهام زدایی و بیان مترادفات قابل مشاهده است. که در این میان بیش ترین کارکرد روایات قرائی مربوط به مفهوم سازی و تفسیر آیه است.
۷۸۰۶۹.

بررسی تطبیقی اشتراکات رفتاری و اخلاقی خوارج با جریانات تکفیری معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
خوارج را می توان نخستین مصداق جریان تکفیری به شمار آورد که در خلال جنگ صفین متولّد و موجب ایجاد اختلاف در میان مسلمانان و ضربه های جبران ناپذیر به جامعه اسلامی شد. بیش از سیزده قرن پس از ظهور این فرقه، امروزه شاهد ظهور مصادیق دیگری از جریان های تکفیری سلفی هستیم که ریشه در آموزه های ابن تیمیه و محمّد بن عبدالوهاب دارد. پرسش این است که چه اشتراکات رفتاری و اخلاقی میان خوارج آن زمان و جریانات تکفیری معاصر وجود دارد. در این مقاله، تلاش شده است به گونه مستند و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، این اشتراکات در بُعد اخلاقی و رفتاری، بررسی و احصا شود. یافته های تحقیق نشان می دهد کشتن افراد بی گناه و اسارت زنان و کودکان، دوستی با دشمنان اسلام به رغم دشمنی با مسلمین، سفاهت و سبک سری، تفرقه افکنی میان مسلمین، غارتگری و راهزنی، خشونت و تندخویی، تظاهر به زهد در عین دنیاطلبی، اصرار بر جمود و تنگ نظری، مهم ترین موارد اشتراک رفتاری و اخلاقی میان خوارج و جریانات تکفیری معاصر بوده که برایند دو عنصر جهل و تحجّر، مولد اصلی این جریانات است.
۷۸۰۷۰.

الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی در نظام فقهی امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
اخلاق از مؤلفه های بسیار مهم در شکل دهی و انسجام فرهنگی جامعه است؛ تا آنجا که رسول اکرم (ص) از جمله رسالت های مهم خود را کامل نمودن مکارم اخلاق برشمرده است. در این پژوهش، با هدف دستیابی به جزء کوچکی از نظام ارزشی اخلاقی از فقه اسلامی، به بررسی امکان الزام پذیری امور اخلاقی، تحت ضوابط فقهی و اصولی امامیه پرداخته شد و با روش توصیفی و تحلیلی - پس از سنخ شناسی الزامات فقهی و اخلاقی -اتهام نسبیت گرایی اخلاقی به اندیشمندان مسلمان، نقد و رد شده است. در ادامه، فرایند الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی واکاوی شد و با تطبیق مسئله بر «خُلف وعده» به عنوان یک نمونه از امور اخلاقی که قابلیت پذیرش الزام فقهی را داراست؛ روشن شد که فقه امامیه این قابلیت را دارد که به برخی از امور اخلاقی الزام کند و در راستای این الزام، «نیّت» مانع نخواهد بود.  
۷۸۰۷۱.

شناسایی ماهیت سیاسی اسراء پیامبر اکرم(ص)، با تأکید بر مفهوم عمق راهبردی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
در سوره اسراء، خداوند تصریح کرده است که پیامبر اکرم (ص) را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برده است. قرآن کریم برای این حرکت جغرافیایی، از واژه «أسری» استفاده کرده است. شناسایی ماهیت اسراء رسول اکرم (ص) نیازمند تدبر و تفکر علمی درباره این آیات است. در این پژوهش با تفکر خلاق و استفاده از روش جایگزینی، تلاش می شود، در مرحله اول دلیل استفاده از واژه «أسری» برای این حرکت جغرافیایی، با استفاده از دانش ریشه شناسی در معناشناسی واژگانی تبیین گردد. در مرحله دوم، دلیل وقوع «معراج» در جریان اسراء تبیین گردد و در مرحله سوم دلیل انتخاب مسجدالاقصی به عنوان مقصد اسراء روشن شود. گام های سه گانه فوق، خواننده آیات را به سوی موضوعی مشابه مفهوم «عمق راهبردی هوشمند» در جنگ نرم سوق می دهد. نفوذ به عمق راهبردی هوشمند، برای حکومت هایی کاربرد دارد که صاحب تمدّن هایی هستند که تلاش در توسعه گفتمان جهانی خود دارند، در این پژوهش باتوجه به مفهوم عمق راهبردی هوشمند، فهم جدیدی از آیات سوره اسراء، ارائه می گردد. توجه به مفهوم نفوذ به عمق راهبردی می تواند، حرکت اسراء و معراج را در قالب یک حرکت سیاسی برای غلبه بر دشمنان اسلام تبیین نماید. پیامبر اکرم(ص)، با حضور در بیت المقدس، به عمق جغرافیایی دشمنان اسلام و با ارتباط با انبیاء ادیان ابراهیمی، به عمق تاریخی نفوذ کرده و زمینه ساز جهانی شدن گفتمان اسلامی را فراهم آورده است.     
۷۸۰۷۲.

«خود ایده آل» به مثابه سازه معنوی برای دانشگاه اخلاق مدار در بستر حکمرانی علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
در عصر حاضر، انسان ها بیش از هر زمان دیگری به دنبال دستیابی به آرامش درونی از طریق آسایش جسمی هستند. دستیابی به این آرامش پایدار تنها از طریق ترویج معنویت، اخلاق، و تقویت قوای روحانی ممکن است. در این میان، دانشگاه ها به عنوان یکی از مهم ترین مراکز علمی و فرهنگی، نقشی حیاتی در بهبود زندگی بشر و تأمین آسایش نسبی ایفا می کنند. دانشگاه ها نه تنها کانون تحولات و مقدرات بشری هستند، بلکه منبع اصلی تأمین دانش و حکمرانی علم به شمار می آیند، به طوری که می توانند علم را به عنوان بخشی از «خودِ ایده آل» به جهانیان عرضه کنند. ضرورت بررسی این موضوع در نقش مهم دانشگاه های اخلاق مدار نهفته است، چرا که این دانشگاه ها می توانند علم نافع و زندگی خردمند را از طریق حاکمیت و گفتمان سازی علمی ترویج دهند. مسئله اصلی پژوهش حاضر شناسایی ویژگی های دانشگاه های اخلاق مدار و تحلیل نقش «خودِ ایده آل» در بستر آنهاست. تأکید ویژه بر ساخت معنوی خودِ ایده آل متناسب با زیست بوم و بر مدار آرمان های هدف گذاری شده، محوری ترین جنبه این تحقیق است. این پژوهش با استفاده از روش های تحلیلی و تفسیر متون دینی، به بررسی چگونگی شکل گیری و توسعه خودِ ایده آل در دانشگاه های اخلاق مدار می پردازد. فرضیه اصلی پژوهش این است که "خودِ ایده آل" به عنوان سازه ای معنوی می تواند به تحقق "خودِ تکاملی" در منطق الهی کمک کند، در حالی که در منطق ماتریالیسم، این امر محدود به خود طبیعی است. اهداف این تحقیق شامل تبیین مفهوم خود ایده آل، شناسایی موانع موجود بر سر راه آن، و ارائه راهکارهایی برای تحقق آن در دانشگاه های اخلاق مدار است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با وجود متغیرهای بازدارنده، می توان با تکیه بر متون دینی و ارزش های اخلاقی، خود ایده آل را به عنوان مبنایی برای تحول مثبت در دانشگاه های اخلاق مدار به کار گرفت. این تحقیق می تواند به فهم بهتر نقش دانشگاه ها در گسترش علم و معنویت در زندگی معاصر کمک کند.
۷۸۰۷۳.

روش اعتبارسنجی احادیث شأن نزول در استدلال اندیشمندان امامیه به آیه ولایت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۲۳۱
پژوهشگران پس از اطلاع از منابع معرفتی دانشی که مطالعه می نماید، برای سامان دهی به ساختار علمی ذهن خود یا مواجهه با نظریات و دیدگاه های مخالف، نیاز به روشی مطلوب دارد. علم روش شناسی می تواند دیدگاه روشنی از معیارها و موازین هر علم را برای مخاطبان روشن سازد. برای انتخاب روشی صحیح و ثمربخش، ابتدا باید تا حدودی روش های گوناگون را بررسی کرد تا به انواع آن احاطه پیدا کرد.این نوشتار با روش تحلیلی-نظری به روش شناسی علمای امامیه در اعتبارسنجی احادیث و نقد و اثبات شأن نزول آیه ولایت می پردازد. علمای امامیه در این مسیر علاوه بر اثبات صدور روایت، از روش های جدلی مانند تواترسازی بر مبنای دیدگاه های برخی از علمای بزرگ اهل سنت، برای اتمام حجت بر مخالفین استفاده نموده اند. نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که علمای امامیه به طور حداکثری از ابزار حدیثی و علمی برای اثبات صدور روایت و نقد روایات معارض بهره برده اند.
۷۸۰۷۴.

مقایسه دیدگاه تایلر و مارت در باب صورت آغازین دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۲
این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی است و به بررسی مقایسه ای رویکرد دین شناختی تایلر و مارت، دو انسان شناس دین می پردازد. هرچند هر دو انسان را نقطه شروع و منشأ شکل گیری تجربه دینی معرفی می کنند، رویکرد تایلر در تعریف و تبیین دین عقل گرایانه و رویکرد مارت عاطفه گرایانه است. تایلر در تعریف دین بر باور تأکید کرده است و نخستین صورت دینی انسان را آنیمیسم می داند؛ در صورتی که مارت بر مؤلفه های روان شناختی احساس تأکید کرده و با بیان اینکه فعالیت های دینی و مناسک بر باورداشت ها و عقاید مقدم بوده است و در عواطف انسان ریشه دارد، نظریه جدیدی به نام «آنیماتیسم» یا تجربه مانا را درباره صورت نخستین دین ارائه می دهد. مارت با رد تعریف تایلری موجود از دین، مبنی بر اعتقاد به موجودات روحانی، به تعریف حداقلی خود از دین پرداخت که شامل فرمول تابو - مانا است که تابو جنبه منفی و سلبی ماوراءالطبیعه و مانا جنبه مثبت و ایجابی آن است. مارت از متعلق آگاهی دینی به مانا یا امر قدسی تعبیر می کند. مانا احساس حضور یک قدرت یا نیروی شگفت انگیز و رمزآمیز است که گوهر دین ابتدایی را تشکیل می دهد. احساس مانا آمیزه ای از هراس، اعجاب و جاذبه در انسان ایجاد می کند که موجب هیبت او می شود و نشان دهنده انقیاد، تسلیم و سرسپردگی است که با حیرت، امیدواری و حتی عشق همراه است. درواقع، هیبت در ارتباط انسان با ماوراءالطبیعه شکل می گیرد و ماوراءالطبیعه نیز چیزی به جز مانا نیست.
۷۸۰۷۵.

استلزامات حقوقی دولت نسبت به فرزندآوری و ضمانت اجراهای آن در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
انسان به لحاظ آفرینش تکوینی و تمایل فطری به ادامه نسل، دارای قابلیت بالقوه فرزندآوری است، اما برخی از خانواده های ایرانی تمایلی به فرزندآوری ندارند. با کاهش فرزندآوری و نگرانی نخبگان از کاهش جمعیت و امکان بروز مشکلات گوناگون در عرصه های مدیریتی، امنیتی و مانند آن، فرزندآوری اهمیت بیشتری یافته است. این پژوهش که به روش اسنادی و توصیفی تحلیلی سامان یافته، به دنبال پاسخ به این پرسش است که استلزامات حقوقی دولت ایران درباره فرزندآوری و ضمانت اجرای آنها در نظام حقوقی ایران چیست؟ در قوانین ایران استلزامات روشنی تصریح نشده است. البته اخیراً با تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت تا حدودی تعهداتی بیان شده است، لکن به جهت نداشتن قدمت قابل توجه با الزام کردن دولت به استلزامات فرزندآوری فاصله دارد. به نظر می رسد از برخی اصول قانونی اساسی و سایر قوانین عادی ناظر به استلزامات دولت درباره حقوق افراد، استلزامات دولت و ضمانت اجراهای آنها قابل اصطیاد و تحلیل است. بررسی ها نشان داد تحقیق منسجمی درباره تبیین موضوع انجام نشده است. ازاین رو این پژوهش به دنبال تبیین استلزامات حقوقی دولت و ضمانت اجرای آنها در نظام حقوقی ایران به منظور تسریع جهت گیری آگاهانه و مشتاقانه افراد به سمت فرزندآوری و برطرف شدن تبعات ناشی از کاهش آن است.
۷۸۰۷۶.

تغییرات خطة الکتابه در عصر خلافت امویان اندلس (316-422 ه .ق) و مقایسه آن با دوره امارت (316-138 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۶
خطه الکتابه که نگارش مکاتبات دیوانی برای امرا و خلفای و دستگاه دولتی را برعهده داشت، یکی از دیوان های اساسی دستگاه حکومتی امویان اندلس بود که در عصر خلافت وقتی امویان خود را خلیفه خواندند و مقایسه آن به با دوره امارت آنجا که فرمانروایان فقط امیر بودند دچار تغییراتی گردید. پژوهش حاضر با واکاوی خطه الکتابه و به شیوه تاریخی توصیفی-تحلیلی، درصدد پاسخ به این سؤال است که چه تغییراتی در خطه الکتابه در عصر خلافت امویان اندلس به وجود آمد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که خطه الکتابه، در تحول نظام سیاسی و اداری امویان از امارت به خلافت، از کاتب، به وزیر کاتب تغییر یافت و تقلید از کتابت شرق اسلامی در آن فروکاسته شد و نثر مصنوع و مسجع در آن رواج یافت؛ افزون بر این متن و محتوای رسائل دیوانی تغییر می یابد که به موجب آن؛ بلند نویسی و نگارش مرسومات و منشورات ولایتعهدی و رسائل وصفی که به ارائه گزارش از وقایع و حوادث مختلف با سبک و سیاق خاص اندلسی می پرداخت، مجال ظهور یافتند و آیین نامه دولتی نیز برای فن کتابت ابلاغ شد. در نتیجه این تغییرات، اسلوب کتابت اندلسی، همراه با تنوع سبک ها و شیوه ها توسط کاتبان شکل گرفت و خطه الکتابه تغییروتحول یافت.
۷۸۰۷۷.

تفاوت به کارگیری اصل دلیل کافی و اصل علیت در براهین جهان شناختی اثبات خدا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
در اندیشه فلسفی الهیاتی غربی، در میان براهین خداشناسی، استدلال های کیهان شناختی ازجمله شناخته شده ترین ادله، برای اثبات مبدأ الهی این جهان دانسته می شوند. الهی دانان غربی با توجه به سابقه این برهان ها در ساختار معرفتی مشرق زمین و به ویژه اندیشمندان مسلمان، پیوسته در پی ارائه صورت بندی های مختلفی از این براهین برای بهینه ساختن و مَصون داشتنشان از اشکال های احتمالی بوده اند. یکی از بنیادی ترین فاکتورها در شاکله بسیاری از این استدلال ها، مبتنی بودن آن ها بر هریک از «اصل علیت» یا «اصل دلیل کافی» است که نسبتاً نوپدید است. اصل دلیل کافی نیز همچون اصل علیت از ریشه هایی دیرینی برخوردار بوده و سابقه آن به فلاسفه پیشاسقراطی یونان باز می گردد؛ ولیکن گوتفرد لایبنیتس، متفکر آلمانی تبار، تلاش بسیاری برای گسترش آن در مجامع علوم انسانی کرد. در این مقاله برآنیم که با مطالعه تفاوت های اصل علیت و اصل دلیل کافی، اختلاف های ساختاری صورت بندی های مبتنی بر این دو اصل را  بازیافته و در ادامه بررسی کنیم که کدام بنیان، نتیجه برهان را به آنچه الاهیات اسلامی، خدا معرفی می کند، نزدیک تر می سازد.
۷۸۰۷۸.

کاربست عقل برهانی در تفسیر اجتهادی جامع «تسنیم»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
تفسیر تسنیم با بهره گیری از روش های گوناگون تفسیر که بر اساس منابع تفسیر است، دارای روش تفسیر اجتهادی جامع می باشد. در این روش جامع، یکی از روش ها تفسیر با عقل یا تفسیر عقلی است. آیت الله جوادی آملی در تفسیر ارزشمند تسنیم، با اهتمام به تفسیر اجتهادی جامع، به تفسیر عقلی اهتمام داشته و از عقل برهانی فراوان بهره گرفته است. از دیدگاه ایشان عقل در این جایگاه، نقش «منبع» دارد و تفسیر عقلی در حقیقت، در قبال روش نقلی و مأثور است. نتیجه معرفتی کاربست عقل برهانی و منبعی در تفسیر، نه تنها تأیید معارف قرآنی و نشان دادن هماهنگی قرآن با عقل و عقلانیت در معارف وحیانی، بلکه فراتر از آن، تبیین بیشتر و تعمیق فهم معارف و نیز پرهیز از فهم نادرست یا ناقص و سطحی است. مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته، چیستی عقل و عقل برهانی و تفسیر اجتهادی جامع را بیان کرده و دیدگاه های گوناگون در تفسیر با عقل را ذکر و  برخی از ادله قرآنی و روایی آن را بیان نموده است. نکته مهم در این مبحث، توجه به اصول کاربرد عقل برهانی در تفسیر است. عقل برهانی در تفسیر کاربردهای متعددی دارد که برخی از مهم ترین آنها عبارت اند از:نقش عقل برهانی به عنوان قرینه صارفه و نفی معنا، نقش عقل برهانی به عنوان قرینه معیِّنه و تعیین معنا، تبیین مفاد و تعمیق فهم، تایید و تقویت مفاد آیه، تخصیص عام و تقیید مطلق و نقد دلالی روایات تفسیری.
۷۸۰۷۹.

واقع نمایی اثر هنری به مثابه منشأ انتزاع خارجی داشتن با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۶۸
درباره نحوه محاکات اثر هنری، این سؤال اصلی مطرح است که حکایت اثر هنری از واقع چگونه است؟ جریان کلان نظریات با حصر معنای واقع نمایی در محاکات از شیء، کنش یا پدیده بیرونی، دچار برخی اشکالات است؛ ازجمله: عدم جامعیت این نظریه برای برخی هنرها (نظیر موسیقی)، عدم تفاوت محاکات هنری با محاکات معرفتی صرف و نیز عدم تفاوت هنر با فن. این نوشتار با تدقیق در معنای «واقع نمایی» و استمداد از مفهوم «معقول ثانی فلسفی» در فلسفه اسلامی به طرح واقع نمایی اثر هنری به مثابه داشتن منشأ انتزاع خارجی پرداخته است. علامه مصباح یزدی از فیلسوفانی است که به طور ویژه اثر هنری را برآمده از انتزاع ذهنی هنرمند می داند، البته انتزاعی که به نحو معقول ثانی فلسفی و با کندوکاو در روابطی رخ می دهد که منشأ انتزاع خارجی دارد. ایشان نسبیت اثر هنری را نسبیت هستی شناختی و در ارتباط با کمال مدرِک و انتزاع وی می بیند. حاصل این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای به تبیین واقع نمایی و نیز ماده و صورت اثر هنری پرداخته، نشان داده که نسبیت هنر از نوع نسبیت هستی شناختی است و با واقع نمایی اثر هنری منافاتی ندارد و با آن در تلائم است.
۷۸۰۸۰.

زیبایی و معنای زندگی در فلسفه فارابی: بازتعریفی برای انسان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
پرسش از معنای زندگی همواره یکی از چالش های اساسی فلسفه بوده است. در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد: نخست، معنای زندگی به عنوان امری کشف کردنی که در نظم متافیزیکی هستی نهفته است، و دوم، معنای زندگی به عنوان امری خلق شدنی که فرد آن را بر اساس تجربه های شخصی و ارزش های برساخته خود ایجاد می کند. با بررسی نظام فکری فارابی، در این مقاله کوشش شده به این مناقشه از منظر ارتباط زیبایی و معنای زندگی پاسخ داده شود. فارابی زیبایی را نه تنها به عنوان یک امر زیباشناختی، بلکه به عنوان مسیری برای دست یابی به سعادت و کشف حقیقت معرفی می کند. از دیدگاه او، زیبایی حقیقی در مراتب وجودی مختلف، از محسوس تا عقلی، ظهور می یابد و انسان را به هماهنگی با حقیقت متافیزیکی رهنمون می سازد. این پژوهش نشان می دهد که در نظام فارابی، زیبایی نقشی دوگانه ایفا می کند: از یک سو، راهی برای کشف معنای عینی زندگی از طریق هماهنگی با عقل فعال است، و از سوی دیگر، به فرد امکان می دهد تا در تجربه های جزئی خود معنا را بازتولید و متجلی سازد. بدین ترتیب، فلسفه فارابی نه تنها دیدگاه کشف معنا را تأیید می کند، بلکه جایگاهی برای تجربه های فردی در فرآیند تحقق این معنا قائل است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که فارابی با ارائه ساختاری عقلانی و هستی شناختی برای زیبایی، امکان حل مناقشه میان کشف و خلق معنا را فراهم می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان