فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۶۱ تا ۱۰٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای ادراک شایستگی و حل مسئله اجتماعی در رابطه بین سبک های دلبستگی و پرخاشگری در نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمام نوجوانان دانش آموز شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1399-1398 تشکیل دادند که از میان آن ها 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس وارد پژوهش شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری (باس و پری، 1992)، مقیاس دلبستگی بزرگسالان تجدیدنظرشده (کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه خودادراکی کودکان (هارتر، 1985) و فرم تجدیدنظرشده حل مسئله اجتماعی (دی زوریلا و همکاران، 2002) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد ادراک شایستگی (001/0= P ، 104/0-= β ) و حل مسئله انطباقی (001/0= P ، 096/0= β ) رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و پرخاشگری را در نوجوانان واسطه گری می کنند. نوجوانان دارای سبک دلبستگی ایمن، احساس شایستگی بیشتری در تعاملات با محیط پیرامون خواهند داشت و در مواجهه با ناکامی های محیطی از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی کمتر بهره می جویند و در نتیجه رفتارهای پرخاشگرانه کمتری را از خود بروز می دهند.
شیوع پدیده طلاق شناختی در بین زوجین متقاضی طلاق: مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۶۳)
199-210
حوزههای تخصصی:
عوامل شناختی نقش تعیین کننده ای در زندگی زناشویی زوجین به ویژه شناخت آنها از یکدیگر، توانایی کنار آمدن با شباهت ها و تفاوت های یکدیگر و ادراک زوجین از تعارضات زناشویی دارد. مطالعات متعددی بر اهمیت عوامل شناختی صحه گذاشته اند. نظریه پردازان شناختی و رفتاری مشکلات زناشویی را نتیجه مهارت های ناکارآمد همسران در برقراری ارتباط، ناتوانی در حل موثر مشکلات و تعارض ها، انتظارات و باورهای غیرمنطقی و تبادلات رفتارهای منفی می دانند. با وجود اینکه بسیاری از مشکلات زوجین که به طلاق می انجامد به عوامل شناختی مربوط است، کمتر به بررسی این عامل در زندگی زناشویی پرداخته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مروری شیوع پدیده طلاق شناختی در بین زوجین متقاضی طلاق صورت گرفت. کلیدواژه های طلاق، عوامل شناختی طلاق، عوامل شناختی موثر در طلاق عاطفی، باورهای زوجین در پایگاه های معتبری مانند اس آی دی، مگیران، ایرانداک، ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، اسکوپوس جستجو گردید. مقاله حاضر با بررسی مطالعات انجام گرفته تاکنون، علاوه بر تبیین پدیده طلاق شناختی و مولفه های آن، به نقش این پدیده در پیدایش طلاق عاطفی می پردازد. فرآیندهای شناختی اعم از نگرش ها، باورها، اندیشه ها، نقشه های ذهنی، طرحواره های ذهنی و مواردی از این قبیل که در نوع عملکرد، رفتار و روابط زوجین با یکدیگر تاثیر می گذارد و زوجین را در تعبیر و تفسیر کردن موقعیت ها هدایت می کند به گونه ای که اگر تعبیر و تفسیر در زوجین با خطای شناختی، افکار منفی گرایانه و تحریف همراه باشد، پدیده ای بنام طلاق شناختی تجلی پیدا می کند. مولفه های طلاق شناختی براساس مطالعه انجام گرفته شده عبارت بودند از: تفکر آرمان گرایانه، نگرش تخریب کنندگی، ذهن خوانی، ادراک وابسته، عدم بلوغ شناختی و آسیب شناسی هم بافته. طبق مقالات بررسی شده و مستندات، اختلال در زمینه های هیجانی و شناختی زوجین می تواند طلاق عاطفی را به همراه داشته باشد. به عبارتی بین شناخت، افکار و هیجان زوجین با طلاق عاطفی رابطه وجود دارد و قبل از طلاق عاطفی زوجین دچار طلاق شناختی می شوند. شناسایی ماهیت طلاق به عنوان آسیب زا ترین نحوه بروز تعارض زوجین می تواند در جهت برنامه ریزی مناسب به منظور جلوگیری و کاهش طلاق در سال های آینده مؤثر واقع شود.
نقش حوز ه های طرح واره های ناسازگار اولیه در پیش بینی انطباق پذیری مسیر شغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
121 - 132
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای کار امروز که تغییرات مکرر از جمله ویژگی های آن است ساویکاس، انطباق پذیری مسیر شغلی را مهمترین بعد در رشد و تکامل مسیر شغلی افراد می داند. به دلیل اهمیت انطباق پذیری مسیر شغلی، لزوم بررسی سازه های مختلف روانشناختی در ارتباط با آن اهمیت می یابد که به نظر می رسد در این میان، طرحواره های ناسازگار اولیه موضوع قابل تأملی باشد. پژوهش حاضر با هدف پاسخگویی به این پرسش که "کدام حوزه یا حوزه های طرح واره ها تأثیر بیشتری بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانشجویان دارد؟" انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی، از نوع همبستگی و ابزار پژوهش، دو پرسشنامه ی طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و انطباق پذیری مسیر شغلی ساویکاس بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور در سال ۹۸، روش نمونه گیری، غیرتصادفی با تغییرات بیشینه وحجم نمونه ۸۴۹ نفر بود. تحلیل داده ها با استفاده از نسخه ۲۴ نرم افزار spss و به روش رگرسیون گام به گام انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد از ۵ حوزه ی طرحواره ها ،۴ حوزه ی "خودگردانی و عملکرد مختل"،" گوش به زنگی"،"محدودیت های مختل" و" قطع و بریدگی" مجموعا قادر به تبیین ۲۱ درصد واریانس متغیر ملاک(انطباق پذیری مسیر شغلی) بوده و حوزه ی "دیگر جهت مندی" قادر به تببین این متغیرنبوده است. نتیجه گیری: به دلیل نقش مهم طرحواره ها در ابعاد مختلف زندگی از جمله انطباق پذیری مسیر شغلی کمک به دانشجویان جهت شناسایی و تعدیل طرحواره های ناسازگارشان پیشنهاد می شود.
اثربخشی شناخت درمانی مثبت نگر بر نشانگان افت روحیه زنان، با تجربه کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال سیزدهم تایستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
159 - 168
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر برسی اثربخشی شناخت درمانی مثبت نگر در کاهش نشانگان افت روحیه زنان بیمار مبتلا به کووید-19 بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل بهمراه پیش آزمون – پس آزمون می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان 25 تا 45 ساله ای که در فاصله زمانی مهر تا دی ماه 1399 به دلیل ابتلا به کووید-19 در درمانگاه پنجم آذر سمنان مراجعه داشته اند از این میان تعداد 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه افت روحیه (DS)، پاسخ دادند و گروه آزمایش نیز بین دو مرحله، آموزش شناخت درمانی مثبت نگر را به صورت آنلاین دریافت کردند. یافته ها: برای تحلیل آماری از تحلیل کواریانس چند متغیره (MANCOVA) و تحلیل کواریانس (ANCOVA) استفاده شد. تحلیل آماری نشان داد که مداخله شناخت درمانی مثبت نگر به کاهش معنادار مؤلفه های بی معنایی، یأس، احساس ملالت، احساس درماندگی و احساس شکست و نمره کل افت روحیه در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. نتیجه گیری: شناخت درمانی مثبت نگر باعث کاهش نشانگان افت روحیه زنان بیمار مبتلا به کووید-19 گردید، در نتیجه استفاده از این روش می تواند در کاهش برخی مشکلات روانشناختی این بیماران مؤثر باشد.
تدوین بسته امید درمانی با رویکرد اسلامی در مواجهه با پیامدهای روانشناختی همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال سیزدهم تایستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
201 - 211
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه امید درمانی با توجّه به آموزه های اسلامی و دستاوردهای روانشناسی کلاسیک برای مواجهه با بیماری کرونا بود. روش: روش این پژوهش متن محور و تحلیل محتوا بود. بدین منظور مطالب مرتبط با نظریه امید در روانشناسی و آموزه های اسلامی جمع آوری و تحلیل محتوا شد. بر اساس نتایج تحلیل محتوا، سازه امید شامل هفت مؤلفه شناخت هدف زندگی و گرایش به آن، مهارت هدف گذاری، انگیزش و مهارت خودانگیزشی، توکل، تدبیر و مسیریابی، تلاش و پشتکار، مهارت مقابله با موانع بود. سپس بسته امید درمانی با رویکرد اسلامی برای مواجهه با بیماری کرونا طراحی شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که برنامه امید درمانی با رویکرد اسلامی برای مواجهه با بیماری کرونا، شامل هشت جلسه، نود دقیقه ای است که شامل 1) ایجاد رابطه درمانی و ارائه اهداف و منطق درمان، 2) آشنایی با هدف و معنای زندگی در اسلام و تقویت گرایش به آن و نقش آن در امید 3) آموزش مهارت هدف گذاری در راستای هدف اصلی زندگی و تعیین اهداف معنادار، شفاف، منطقی، 4) تبیین انگیزش و اهمیت آن، تقویت خودآگاهی فرد نسبت به انگیزه هایش، 5) مهارت های انگیزش معنوی 6) تدبیر و انتخاب مسیر مناسب، تقویت خلاقیّت، مهارت برنامه ریزی، 7) مهارت مقابله با موانع، مهارت انعطاف پذیری 8) تقویت یاد خدا و توکّل به او و جمع بندی، می باشد. نتیجه گیری: برنامه امیددرمانی با رویکرد اسلامی، دارای ابعاد مثبت معنوی و روانشناختی است. برنامه امید درمانی با رویکرد اسلامی با توجّه به معنا و هدف زندگی، انگیزه ی معنوی قابل توجّهی در فرد ایجاد می کند و آسیب پذیری به افسردگی را کاهش می دهد. همچنین با تقویت توکّل، اضطراب را کاهش می دهد. پیشنهاد می شود بسته امیددرمانی با رویکرد اسلامی در فضای مجازی و تحت وب ارائه شود.
اثربخشی قصه گویی دیالکتیکی بر مهارت پرسشگری دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
178 - 191
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی اجرای برنامه قصه گویی دیالکتیکی بر بهبود مهارت پرسشگری دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر ارومیه پرداخته است. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون و همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 98-97 بوده است . از بین مدارس شهر ارومیه دو مدرسه (از یک مدرسه یک کلاس 30 نفری بعنوان گروه آزمایش و از مدرسه دیگر یک کلاس 30 نفری بعنوان گروه کنترل) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گروه کنترل، در ساعت مربوط به درس انشاء آموزش سنتی و برای گروه آزمایش، در ساعت مربوط به همین درس قصه گویی دیالتیک اجرا شد برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه چند بعدی بک و جی ساپ استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه قصه گویی دیالکتیکی در بهبود پرسشگری دانش آموزان مؤثر است. آموزش قصه گویی با روش دیالکتیک در بهبود مهارت تفکر پرسشگری دانش آموزان نقش مهمی دارد. این روش آموزشی می تواند در مدارس کشور برای پرورش مهارت پرسشگری دانش آموزان مورد استفاده معلمان قرار گیرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، شفقت و درمان ترکیبی بر اضطراب و نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
189 - 206
حوزههای تخصصی:
لوپوس بیماری است که با ایجاد اضطراب در فرد باعث نگرانی و تنش در پاسخ به شرایط تهدیدکننده می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، شفقت و درمان ترکیبی بر اضطراب و نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با یک گروه کنترل می باشد.جامعهآماریاینپژوهششاملکلیهبیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک تحت درمان در بیمارستان های شهر شیرازمی باشد که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از میان جامعه آماری 80 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه (یک گروه کنترل 20 نفره و 3 گروه آزمایش 20 نفره) قرار گرفتند. ابزارهای بکاررفته در این پژوهش شامل پرسشنامه اضطرابزونگ (1970) و پرسشنامه نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) بود. یافته ها: داده های گرداوری شده با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که این درمان بر لوپوس سیستمیک در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنادار دارد (p≤0/0001و 6/53F = ). همچنین اثر درمان ترکیبی در این پژوهش با سطح معناداری (207/47F = و p ≤/ 0005) بود. نتیجه گیری: مطابق با یافته های پژوهش حاضر، می توان از بسته های آموزشی پذیرش و تعهد و شفقت درمانی جهت بهبود اضطراب و نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به لوپوس بهره برد.
گسستِ خود: وارسی پدیدارشناختی تجربه احساس خود در بازماندگان سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
77 - 94
حوزههای تخصصی:
افرادی که تشخیص سرطان دریافت می کنند نسبت به گذشته، حال و آینده خودشان دچار تردیدهایی می شوند، و روابط شان، کنترل شان بر امور زندگی و تجارب بدنی شان دچار چالش های جدی می گردد. این تجربیات می تواند احساس آنان از خودشان را تغییر دهد. بنابراین، این پژوهش برای کاوش تجربه "احساس خود" در بازماندگان سرطان صورت گرفت. پژوهش کیفی حاضر از تحلیل پدیدارشناسی تفسیری استفاده کرد. مصاحبه نیم ساختاریافته با 17 فرد مبتلا به سرطان انجام گرفت. از اجرای تحلیل پدیدارشناسی تفسیری بر روی متن مصاحبه ها مفهوم کلی "گسستِ خود" اکتشاف شد که شامل هفت خوشه مفهومی است: گسست زمان شناختی، برجستگی بدن، تداخل در عاملیت، گسستِ خودِ فردی، گسستِ خودِ ارتباطی، بیش تمایزیافتگی و تجارب هیجانی دردناک. با این نتایج، می توان نتیجه گرفت که در مواجهه با سرطان ابعاد مختلف احساسِ خود دچار آسیب و شکاف می شود، و شدت آن بر سازگاری بیماران تاثیر می گذارد. این یافته ها بیانگر نیاز بازماندگان سرطان به بازسازی احساس خود است و لازم است مورد توجه خدمات دهندگان حوزه سرطان قرار گیرد.
قصه ها پلی از خیال تا واقعیت (گریزی به نقش کتابداران با استفاده از قصه ها در آموزش مهارت های زندگی به کودکان و نوجوانان)
حوزههای تخصصی:
قصه گویی از دیرباز به عنوان روشی غیرمستقیم جهت سرگرم کنندگی و همچنین آموزش برخی مهارت ها به کودک به کار می رفتند. قصه ها می توانند به راحتی حس خیال پردازی را در کودک تقویت کنند و با ایجاد سؤال در ذهن، به وی آموزش می دهد که حوادث را به هم بچسباند و واقعیت ها را کشف کند. این پژوهش به دلیل ناآشنایی بسیاری افراد با ویژگی خاص اثرگذاری قصه-ها، در پی تبیین ارزش کتاب های قصه و نقش آن در پرورش روان کودک و همچنین استفاده از شیوه های مختلف بازگو کردن قصه به عنوان روشی جذاب در ایجاد علاقه بیشتر کودکان به مطالعه توسط کتابداران در راستای اهداف کتابخانه های عمومی است. این پژوهش به واسطه مروری نظام مند، با استفاده از روش کتابخانه ای به صورت جمع بندی با تکیه بر متون و منابع معتبر و نیز مشورت با اساتید حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و روانشناسی، نتیجه گیری پژوهشگران و نویسندگان را در قالبی واحد و در سه بخش بیان کرده است: بخش اول به بیان تعاریفی از مفاهیم مرتبط با قصه پرداخته شده، در بخش دوم: از انواع تأثیرات بیان کتب قصه سخن به میان آمده است و در بخش سوم نیز ضمن تبیین نقش تأثیرگذار کتابداران در ترویج فرهنگ مطالعه، به بحث و نتیجه گیری و سپس ارائه پیشنهاداتی در این زمینه پرداخته شده است. نتایج نشان داد که قصه گویی توسط کتابداران می-تواند در ارتقای انواع مهارت های اجتماعی و اخلاقی و همچنین علاقه مند کردن کودک به مطالعه و جذب آن ها به محیط کتابخانه نقش بسزایی داشته باشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان از روش قصه گویی به عنوان شیوه ای جذاب و متناسب با سن و روحیه کودک، علاوه بر علاقه مند کردن وی به مطالعه از انواع اثرات آموزشی و تربیتی آن بهره برد؛ لذا استفاده هر چه بیشتر این روش توسط مؤسسات آموزشی، بخصوص کتابخانه ها و کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیشنهاد می گردد و نباید مورد غفلت آنان قرار گیرد و همواره در زمره فعالیت های ثابت جنبی این مکان ها قرار داشته باشد.
تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر رضایت مندی زناشویی و سبک های حل تعارض زنان متأهل شهر تهران
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶
141 - 127
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برسبک های حل تعارض، استرس والدگری در زنان متاهل شهر تهران انجام شده است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهل کلیه زنان متأهل منطقه 9 شهر تهران بودند، که مراجعه کننده به کلینک ها و مراکز مشاوره و خانوده بودند. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری درسترس 30 نفر (دو گروه 15 نفره برای آزمایش و کنترل) انتخاب شد. ابزارهای پژوهش دو پرسشنامه راهبردهای حل تعارض، استرس والدگری بود. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری در دو سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که اجرای درمان مبتنی پذیرش و تعهد (ACT) باعث کاهش میزان استرس والدگری شرکت کنندگان پژوهش می شود. یافته ها همچنین نشان داد که اجرای درمان مبتنی بر بخشش در فرایند حل تعارض و خرده مقیاس های آن، باعث افزایش میزان کلامی، کاهش میزان غفلت و افزایش میزان گذشت در زنان متاهل می شود.
مقایسه تأثیر روان درمانی گروهی وجودی، شناختی - وجودی و انسان گرا-وجودی بر رضایت جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷۸
53-79
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه تأثیر روان درمانی گروهی وجودی، شناختی _ وجودی و انسان گرا _ وجودی در رضایت جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش: پژوهش یک کار آزمایی تصادفی کنترل شده بود که با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون_ پس آزمون و آزمون پیگیری دوماهه با گروه های موازی آزمایشی و گروه کنترل انجام شد. جامعه آزمودنی های پژوهش، زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج در سه ماه نخست سال 1398 بود؛ از طریق نمونه گیری تصادفی 32 آزمودنی از این جامعه انتخاب و پس ازآن با به کارگیری نمونه گیری تصادفی جایگزینی در گروه های آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با مقیاس رضایت جنسی متسون و تراپنل (2005) انجام شد. آزمودنی های گروه های آزمایشی جداگانه در نه جلسه هفتگی 120 دقیقه ای شرکت کردند. یافته ها: نتایج مدل خطی عمومی واریانس یک راهه با آزمون اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخلات شناختی _ وجودی و انسان گرا _ وجودی، رضایت جنسی را در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی دار افزایش دادند (4 F= ؛ P<0/05 ) همچنین نتایج نشانگر تأثیر بیشتر گروه شناختی_ وجودی (6 MD= ؛ P<0/05 و انسان گرا _ وجودی در پس آزمون (1 MD= ؛ P<0/05 ) و تأثیر بیشتر گروه وجودی در آزمون پیگیری بود (12 MD= ؛ P<0/05 ). نتیجه گیری: به کاربستن روش های روان درمانی گروهی شناختی_ وجودی و انسان گرا _ وجودی برای افزایش رضایت در رابطه جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو، در مقایسه با روان درم انی وجودی برای انجام موفق امور مشاوره و روان درمانی کارآمدتر می نماید.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امنیت روانی - اجتماعی، شادکامی و سلامت روانی زنان بی سرپرست(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی در جوامع عامل مؤثری در پیشبرد اهداف جامعه و خانواده می باشند. مطالعات نشان می دهند زنان بیش از مردان در معرض فقر و تبعیض قرار دارند. حال زنان بی سرپرست خانوار به واسطه مسؤولیت بیش از حد، عدم آشنایی با برخی از مهارت های اجتماعی، عدم دسترسی به منابع و در نتیجه کیفیت زندگی پایین و نیز با از دست دادن شبکه روابط و مسئولیت افراد تحت تکفل در معرض انواع آسیب های اجتماعی و روانی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر امنیت روانی اجتماعی، شادکامی و سلامت روانی زنان بی سرپرست انجام پذیرفت. مواد و روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری زنان بی سرپرست تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی ره شهرستان کلیبر در سال ۱۳۹۹ می باشند که از این جامعه، تعداد ۴۰ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. به طوری که تعداد ۴۰ نفر از زنان به صورت تصادفی در ۲ گروه، آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه امنیت روانی- اجتماعی مزلو (۱۹۹۲)، شادکامی آرحیل و لو (۱۹۹۰) و سلامت روانی گلدبرگ (۲۰۰۸) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد؛ درمان پذیرش و تعهد بر امنیت روانی- اجتماعی، شادکامی و سلامت روانی زنان بی سرپرست تأثیر دارد و باعث افزایش امنیت روانی- اجتماعی و شادکامی و کاهش سلامت روانی در زنان بی سرپرست می شود (نمره پایین تر نشان دهنده سلامت روانی بالاتر است). نتیجه گیری: بنابراین با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت؛ نهادهای مسئول شرایط مداخله های روان شناختی رایگان از جمله درمان پذیرش و تعهد همراه با حمایت های اقتصادی، آموزشی و فرهنگی مناسب را برای این خانواده ها فراهم آورند تا زنان بی سرپرست در ادراک وضعیت اجتماعی خود، ارزیابی مثبتی داشته و شرایط مطلوبی داشته باشند.
نقش واسطه ای اِسناد ارتباطی و بخشش زناشویی در رابطه بین روان رنجوری، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
60-31
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای اسناد ارتباطی و بخشش زناشویی در رابطه بین روان رنجوری، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر شهرکرد بود که 240 نفر از آنان به روش هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج از نواحی دوگانه شهرداری انتخاب شدند و به پرسشنامه های اسناد ارتباطی فینچام و برادبری؛ مقیاس کیفیت زناشویی نورتون؛ مقیاس روان رنجوری مک کری و کاستا؛ پرسشنامه شیوه های رفتاری فارمن و وهنر؛ مقیاس تجارب روابط نزدیک وی و همکاران و بخشش در روابط زناشویی مک کالو و همکاران پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است؛ همچنین داده ها نشان داد روان رنجوری، سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی، بخشش زناشویی و اسناد ارتباطی بر رضایت زناشویی اثر مستقیم (001/0 p< ) و سبک های دلبستگی با میانجیگری اسناد ارتباطی و بخشش زناشویی و روان رنجوری با میانجی گری اسناد ارتباطی بر رضایت زناشویی اثر غیرمستقیم داشتند (001/0 p< ). بحث و نتیجه گیری: مشاوران و روان شناسان خانواده باید به زوج هایی که به دلیل روان رنجوری و یا سبک های دلبستگی (اجتنابی) زندگی شان به مشکل دچار شده است، کمک کنند تا الگوهای تعاملی ناکارآمد و همچنین سبک های شناختی تحریف شده را برطرف نمایند و بخشش را در بین آنان رواج دهند.
رابطه مهارت زندگی و سازگاری زناشویی بر احساس تنهایی متأهلین تهران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت زندگی و سازگاری زناشویی بر احساس تنهایی از طریق روش کمی و از نوع همبستگی انجام شد. برای انجام آن حجم نمونه 107 نفری به صورت در دسترس انتخاب شد. برای ابزار این پژوهش از پرسشنامه های احساس تنهایی راسل و همکاران، مهارت های زندگی ساعتچی و همکاران و سازگاری زناشویی اسپانیر استفاده شده است. از روش آماری تحلیل واریانس (ANOVA) برای فرضیه اصلی و روش آماری همبستگی پیرسون برای فرضیه های فرعی مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به مقادیر به دست آمده نمره Sig های حاصل برای فرضیه اصلی، که برابر با 024/0 و 003/0 بود، نشان داده شد با احتساب احتمال 95% بین هر سه متغییر رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مقادیر Sig برای فرضیه های فرعی برابر 00/0 است که هر سه فرضیه فرعی با احتمال 95% معنادار شده اند.
رابطه بین فشار روانی ادراک شده و کودک آزاری والدین با سازگاری اجتماعی و لجبازی – نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مشهد
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین فشار روانی ادراک شده و کودک آزاری والدین با سازگاری اجتماعی و لجبازی – نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مشهد بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان ابتدایی پسرانه سیدی شهر مشهد در سال 1399-1400 تشکیل داده و مطابق با جدول کرجسی مورگان تعداد 180 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه کودک آزاری و ضربه (CTQ)، سازگاری اجتماعی، فشار روانی ادراک شده، درجه بندی لجبازی – نافرمانی مقابله ای (ODDRS) استفاده شد. یافته ها به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین بعد لجبازی – نافرمانی و فشار روانی ادراک شده والدین؛ بین تمامی ابعاد کودک آزاری و لجبازی – نافرمانی مقابله ای؛ بین فشار روانی ادراک شده والدین با سازگاری اجتماعی؛ بین سازگاری اجتماعی و ابعاد کودک آزاری ارتباط معنادار وجود دارد(p<0.05).
کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1344-1331
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی علل نارضایتی در زوج ها پرداخته اند، اما پژوهشی کیفی که به کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: هدف از این پژوهش، کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه را تمامی ازدواج های سن معکوس شهر شیراز، در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند. ۱۲ زوج، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش ۷ مرحله کلایزی انجام گردید. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه با زوج ها، منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی شامل: عوامل فردی، عوامل زوجی، عوامل خانوادگی - اجتماعی و 18 مضمون فرعی و همچنین 90 کد مفهومی گردید. نتیجه گیری: در این پژوهش استنتاج شد که عواملی مانند عدم توجه به ملاک های واقع بینانه در انتخاب همسر، نگرانی های فردی و دغدغه های مربوط به آینده رابطه، مخالفت ها و نارضایتی های خانوادگی و اجتماعی، باعث بروز و تشدید نارضایتی در ازدواج های سن معکوس می شود که در صورت نداشتن مهارت های ارتباطی در مدیریت این شرایط و اسناد دادن مشکلات به اختلاف سنی، صمیمیت در ابعاد مختلف این ازدواج ها کاهش می یابد. نتایج این پژوهش می تواند زمینه را برای تدوین برنامه های پیشگیرانه و تدوین یک الگوی آموزشی مشاوره ای بومی، ویژه ازدواج های سن معکوس فراهم آورد.
بررسی قدرت تمیزی کمک طلبی تحصیلی، مشارکت فعّال در مدرسه و هوش موفق در تفکیک دانش آموزان با و بدون رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی قدرت تمیزی کمک طلبی تحصیلی، مشارکت فعّال در مدرسه و هوش موفق در تفکیک دانش آموزان با و بدون رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی بود. طرح پژوهش، تابع تشخیص دوگروهی بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1397 به تعداد 125110 نفر دختر بودند. به این منظور تعداد 100 نفر دانش آموز بدون رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی و 100 نفر با رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتارهای خودناتوان ساز جونز و رودوالت (1982) ، کمک طلبی تحصیلی ریان و پنتریج (1997) ، مشارکت فعال در مدرسه وانگ، ویلت و اسکلتس (2011) و هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ (2002) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده با آزمون تحلیل تابع تشخیصی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که با کمک اجتناب از کمک طلبی تحصیلی، مشارکت فعّال در مدرسه و هوش موفق می توان رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی را پیش بینی کرد و تحلیل ممیزی توانست با 77/5 درصد پیش بینی صحیح دانش آموزان را به دو گروه با و بدون رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی طبقه بندی نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اجتناب از کمک طلبی تحصیلی، مشارکت فعّال در مدرسه و هوش موفق دانش آموزان سهم معنادار در پیش بینی رفتارهای خودناتوان ساز تحصیلی آنان دارند.
cognitive-behavioral therapy on the anxiety, stress and despair of MS patients(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۴, Issue ۳ - Serial Number ۹, September ۲۰۲۱
67 - 76
حوزههای تخصصی:
objective: The aim of this study was to determine the effect of group therapy in cognitive-behavioral manner on anxiety, stress and despair of Multiple sclerosis patients in Tehran. Method: This study was a quasi-experimental study with pre-test-post-test with control group. Twenty patients referred to the available medical centers were selected as a sample and randomly assigned to two experimental and control groups. In this study, Kalmogorov-Smirnov, Levene and Covarians tests were evaluated with Spss software. also, Beck Anxiety Inventory Questionnaire, Cohen's Perceived Stress Questionnaire (PSQ) and Beck's Hopelessness Scale questionnaire were applied to collect data. Results: The results of the present study showed that there is a significant difference between the experimental and control group of anxiety, stress and despair with 95% confidence level. Therefore, all three main hypotheses were confirmed and the null hypothesis was rejected. In reducing anxiety, stress, and despair in MS patients, group therapy is effective in a cognitive-behavioral manner. Conclusion: Cognitive-behavioral group therapy reduced stress, anxiety and despair in patients with MS and improved mental health of these patients. Therefore, this treatment method can be considered a treatment in clinics.
نقش بخشایش و معنویت گرایی در پیش بینی شادکامی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
111-123
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: شادکامی یکی از مفاهیم روان شناسی مثبت گرا است که امروزه اهمیت آن در زندگی زوجین و همچنین بهداشت و سلامت روان مطرح شده است. تشکیل و حفظ خانواده و پیشگیری از فروپاشی آن مستلزم برخورداری اعضای خانواده از توانمندی ها و مهارت هایی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تبیین نقش بخشایش و معنویت گرایی در شادکامی زوجین انجام شده است. روش کار: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زوجین ساکن شهر کرمانشاه بود که در سال 1398 با روش نمونه گیری دردسترس تعداد 300 نفر از آنان برای نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های پژوهش پاسخ دادند. ابزارهای استفاده شده در مطالعه عبارت است از مقیاس شادکامی آکسفورد (هیلز و آرجیل)، مقیاس سنجش بخشش در خانواده (پولارد و همکاران) و مقیاس معنویت (شهیدی و فرج نیا). درنهایت، تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، ماتریس همبستگی و رگرسیون گام به گام انجام شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بخشایش (519/0=r و 05/0>P) و معنویت گرایی (688/0=r و 05/0>P) با شادکامی زوجین رابطه معنی داری وجود داشت. از سوی دیگر، در بین ابعاد بخشایش؛ زیرمقیاس های احساس بهبودی و سبک بالی، تشخیص/تصدیق و درک واقع بینانه پیش بینی کننده های قوی تری برای شادکامی زوجین بودند. همچنین، در بین زیرمقیاس های معنویت به ترتیب توانایی معنوی و نگرش معنوی قدرت پیش بینی کنندگی قوی تری برای شادکامی زوجین داشتند (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت بخشایش و معنویت گرایی می توانند در ارتقای شادکامی زوجین نقش مؤثری داشته باشند و در مراکز مشاوره لازم است به این سازه ها بیشتر توجه شود.
رابطه اضطراب کرونا با اختلالات خواب و نشانگان اختلال استرس پس از سانحه: نقش میانجیگری اضطراب سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۹) مجموعه مقالات کووید- ۱۹
287 - 308
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین رابطه اضطراب کرونا با اختلالات خواب و نشانگان اختلال استرس پس از سانحه با میانجیگری اضطراب سلامت در کادر درمان بود. روش پژوهش: این پژوهش با توجه به هدف از نوع پژوهش کاربردی و با طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کادر درمان بیمارستان های شرق استان گیلان شامل پزشکان و پرستاران به تعداد 720 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از جدول مورگان 250 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس اضطراب کرونا ویروس علی پور و همکاران (1398)، پرسشنامه اختلال خواب پترزبورگ (1989)، پرسشنامه اضطراب سلامت سالکووسکیس و روارویک (2002) و اختلال استرس پس از ضربه ویدرز و همکاران (1993) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین اضطراب کرونا با اختلالات خواب (0.403= r)، نشانگان اختلال استرس پس از سانحه (0.389= r) و اضطراب سلامتی (0.503=r) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0.001=P)؛ هم چنین بین اضطراب سلامت با اختلالات خواب (0.559=r) و نشانگان اختلال استرس پس از سانحه (0.278= r) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0.001=P). نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر به خوبی تعیین کرد که نقش اضطراب سلامتی در پیش بینی اختلال استرس پس از سانحه بیشتر از اختلالات خواب است.