فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۵۴۱ تا ۲۳٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور مقایسه سبک های تفکر، سبک های اسناد، خوش بینی و بدبینی درافراد مبتلا به اختلال وسواس و بهنجار صورت گرفت. این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر اردبیل که در سال 1391 به کلینیک های تخصصی روانپزشکی مراجعه کرده بودند تشکیل می دهد. نمونه پژوهشی 40 بیمار وسواس به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با 40 نفر بهنجار مقایسه شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه وسواس فکری-عملی، پرسشنامه سبک های تفکر، پرسشنامه سبک های اسناد و پرسشنامه بازنگری شده جهت مندی زندگی استفاده شد. داده های پژوهش با روش های آماری تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. طبق یافته های پژوهش سبک های تفکر در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مختل تر از افراد بهنجار است. هم چنین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی بدبین تر و دارای سبک اسناد کلی، درونی و پایدار هستند. نتایج بیان گر اهمیت نقش س بک های تفکر، سبک های اسناد، خوش بینی و بدبینی در شکل گیری و گسترش اختلال وسواس فکری- عملی است.
آزمون پایایی و روایی پرسشنامه تعارض کار-خانواده کارلسون و کاکمار و ویلیامز (2000)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال چهارم بهار ۱۳۹۲ شماره ۱۴
65 - 73
حوزههای تخصصی:
رابطه تاب آوری و هوش هیجانی با فرسودگی شغلی کارکنان بهزیستی شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال چهارم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۵
49 - 63
حوزههای تخصصی:
بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس خانواده گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: خانواده گرایی یکی از مهمترین ارزش های وابسته به هر فرهنگی که به الگویی از سازمان اجتماعی اشاره می کند و به عنوان بخشی از یک نگاه سنتی جامعه است که بر نگرش های وفاداری، اعتماد و همکاری در بین گروه خانواده تاکید می کند. هدف: این پژوهش با هدف بررسی پایایی و روایی مقیاس خانواده گرایی در دانشجویان دوره کارشناسی مراکز تربیت معلم اهواز انجام گرفت. روش: 332 دانشجو (156 مرد و 176 زن) از میان مراکز تربیت معلم شهر اهواز با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و مقیاس خانواده گرایی و 16 ماده خرده مقیاس پیوستگی مقیاس ارزیابی پیوستگی و انطباق پذیری خانواده (2FACES-) را تکمیل نمودند. یافته ها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی و چرخش متعامد (واریماکس) سه عامل (حمایت خانوادگی، افتخار و شرافت خانوادگی و مطیع خانواده بودن) را نشان داد. ضرایب آلفای کرونباخ کل مقیاس 73/0، برای عامل های سه گانه از 55/0 تا 85/0 و ضریب روایی همزمان آن با مقیاس پیوستگی و انطباق پذیری خانواده 21/0 (001/0>p) محاسبه شد. به علاوه، تحلیل عاملی تأییدی مدل سه عاملی را با یک شاخص اصلاح مورد تأیید قرار داد. بحث و نتیجه گیری: در نهایت، مقیاس خانواده گرایی را می توان به عنوان یک ابزار روا و پایا در اندازه گرایی ابعاد خانواده گرایی در جامعه ی دانشجویی استفاده کرد.
مقایسه هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در افراد معتاد و غیر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فرآیندهای تحول مانند هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس نقش اساسی در سلامت روانشناختی افراد ایفا میکنند و یکی از عوامل زمینهساز اعتیاد میباشند. هدف پژوهش حاضر بررسی هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در مردان معتاد و بهنجار بود.
روش: بر اساس ملاکهای ورود، شیوه نمونهگیری در دسترس و مصاحبه نیمه ساختار یافته بر مبنای DSM IV ، 50 نفر از مردان معتاد انتخاب و پس از همتاسازی با 50 نفر از مردان غیرمعتاد توسط مقیاس رگه فراخلقی (TMMS)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) و سیاهه عزت نفس کوپراسمیت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشانداد که در سبک دلبستگی ایمن میانگین نمرات گروه غیرمعتاد بیشتر از گروه معتاد است، درحالیکه در سبک ناایمن اجتنابی و سبک اضطرابی دوسوگرا مردان معتاد به طور معناداری بالاتر از مردان غیر معتاد هستند. در هر سه مولفه توجه، تمایز و بازسازی خلق از هوش هیجانی، افراد معتاد در مقایسه با گروه غیرمعتاد نمرات پایینتری کسب نمودند. همچنین در همه مؤلفههای عزت نفس نیز گروه غیرمعتاد نمرات بالاتری در مقایسه با افراد معتاد کسب نمودند.
نتیجهگیری: . همبستههای روانشناختی هوش هیجانی، سبک دلبستگی بزرگسالی و عزت نفس از عوامل مهم خطرساز بروز پدیده اعتیاد به مواد مخدر است و تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه مداخلات پیشگیرانه و درمان رفتارهای سوء مصرف دارد.
بررسی رابطه بین الگوی رفتار جنسی و سازگاری زوجی زنان با توجه به متغیر تعدیل کننده سن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بمنظور بررسی رابطه بین الگوی رفتار جنسی و سازگاری زوجی زنان با توجه به متغیر تعدیل کننده سن در کارکنان زن بهداشت و درمان صنعت نفت گچساران می باشد . حجم نمونه این پژوهش شامل 100 زوج ( 100 نفر از کارکنان زن و همسران شان ) بود که به گونه تصادفی انتخاب شدند . در این پژوهش برای گرد آوری داده ه ا از دو مقیاس الگوی رفتار جنسی و مقیاس عملکرد خانواده استفاده ش د. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین ناخشنودی جنسی زنان و t پیرسون و آزمون سازگاری زوجی خانواده همبستگی منفی و معنی داری وجود دارد . بین ناخشنودی جنسی مردان و سازگاری زوجی خانواده همبستگی منفی و معنی داری وجود دارد . بین سازگاری زوجی (و مؤلفه های آن ) زنان و سازگاری زوجی (و مؤلفه های آن ) مردان رابطه معنی داری وجود دارد . نتایج نشان داد که یکی از مهم ترین عوامل در زندگی زناشویی، نحوه ی رفتار جنسی زوجین است که تعیین کننده ترین عامل در سازگاری زوجین و بهبود سلامت روان شان می باشد.
رابطه خلاقیت و ناراستگویی با میانجیگری توانایی توجیه رفتار غیراخلاقی: بررسی جنبه منفی خلاقیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر اثبات جنبه نامطلوب و مضرّ خلاقیت با این مفروضه بود که افراد خلاق این توانایی را دارند که رفتارهای غیراخلاقی خود را توجیه پیدا کنند، بنابراین بیشتر میتوانند خود را متقاعد سارند که مرتکب رفتارهای غیراخلاقی شوند. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور قم بهتعداد 8100 نفر بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای 165 دانشجوی مرد انتخاب شدند و به دو شکل در یک دوراهی اخلاقی برای انتخاب بین نفع شخصی و خودپنداره اخلاقی قرار گرفتند بهگونهای که توجیه رفتار غیراخلاقی در گروه توجیهپذیر آسان و در گروه توجیهناپذیر دشوار بود. ابزار پژوهش آزمون خلاقیت « ناراستگویی » عابدی ( 1372 ) و آزمون ریون پیشرفته بود و تحلیل دادهها با رگرسیون تعدیلشونده انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد خلاقیت حتّی پس از کنترل آماری هوش، ناراستگویی را میتواند پیشبینی کند، و این پیشبینی در گروه توجیهناپذیر بسیار قویتر از گروه توجیهپذیر است. نتیجهگیری: خلاقیت دارای جنبههای منفی و مضر نیز هست که باید به آنها نیز توجه و با برنامه ریزی و آموزش به سمت مثبت سوق داده شود.
پویش شناسی روانی « خود » دانشجویان ایرانی و آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دانشجویان ایرانی و آمریکایی بود. « خود » هدف: هدف مطالعه تعیین و مقایسه پویششناسی روانی روش: روش پژوهش از نوع علیمقایسهای و جامعه آماری شامل 10000 دانشجوی تهرانی و نمونه پژوهش شامل 754 زن و 446 مرد دانشجو بود که به شیوه تصادفی خوشهای انتخاب شدند و به ( سنخنمای مایرز بریگز (مایرز، مککولی، کوئنک و همر، 1998 ) و فهرست صفات گاف و هیلبران ( 1983 پاسخ دادند. یافتهها: نتایج نشان داد بر اساس ساختار اجتماعی عمودی ایرانیها رقابتجوئی و پرخاشگری بالا و مهرورزی پایین دارند و تنش بیشتری را در روابط تجربه میکنند و درونگراتر و شهودیتر و آمریکاییها برونگرا و عینیترند. در دو گروه بار تفاوت فرهنگی بیشتر بر زنان قرار داشت و مردان بیشتر شبیه هم بودند. در سایر موارد تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: هسته اصلی تفاوت در پویششناسی خود در این دو جمعیت در امنیت و ساختار توزیع قدرت، عقلانیت، عینیت و جنس نهفته است. از این نتایج میتوان در ایران برای بومیسازی مفاهیم روانشناختی و با توجه به فرهنگ در حیطههای کاربردی همچون رواندرمانی پویشی سود جست.
بررسی میزان شیوعِ انواع زورگویی در مدارس راهنمایی شهرستان یزد از دیدگاه دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدفِ اصلی این پژوهش، بررسی میزان شیوع انواع زورگویی در مدارس راهنمایی از دیدگاه دبیران بود. تعداد 416 نفر از دبیران شاغل در این بخش (200 نفر دبیر مرد و 216 نفر دبیر زن) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در نظر سنجی شرکت کردند. برای سنجش میزان انواع زورگویی از پرسشنامه 15 گویه ای محقّق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون مجذور کا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که بالاترین میزان وقوع زورگویی در پسران، به ترتیب برای لقب دادن (43 درصد)، مسخره کردن (42 درصد)، فحش دادن (36 درصد) و لگد زدن (34 درصد) می باشد. در دختران نیز بالاترین میزان زورگویی متعلّق به مسخره کردن دیگران بود (9/26 درصد). در مقایسه ی بین پسران و دختران، مشخص شد که پسران در اکثریت انواع زورگویی، به جز شایعه پراکنی، محروم کردن دیگران از حضور در گروه و به هم زدن دوستی ها، تفاوت معناداری با دختران دارند. بر این اساس، پسران بیش از دختران انواع زورگویی های مربوط به طبقه بندی های سه گانه را مرتکب می شوند. از آنجایی که این پژوهش نشان می دهد که انواع زورگویی به ویژه زورگویی های کلامی در مدارس راهنمایی شایع است. مدارس باید از طریق اجرای برنامه های ضد زورگویی، میزان آن را کاهش دهند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی براصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل ودرمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی در بیماران مبتلا به اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر اصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل و مقایسه آن با درمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. گروه های آزمایشی شامل دو گروه درمان مبتنی بر اصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل (12 نفر) و درمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی (15 نفر) بود. هر دو گروه ده جلسه دو ساعته درمان را به صورت گروهی، یک بار در هفته دریافت کردند. 13 بیمار نیز در گروه کنترل (لیست انتظار) بودند. مقیاس وسواس فکری و عملی ییل براون،پرسشنامه باورهای وسواسی و پرسشنامه افسردگی بک برای سنجش شدت وسواس، باورهای وسواسی و افسردگی استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندگانه در نرم افزار spss تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که طبق نمره مقیاس وسواس فکری- عملی ییل براون، پرسشنامه باورهای وسواسی و پرسشنامه افسردگی بک، همدرمان مبتنی بر اصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل و همدرمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی نسبت به حالت لیست انتظار به طور معناداری مؤثرتر بودند و درمان مبتنی بر اصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل به طور معنادار مؤثرتر از درمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی بود. این برتری در پیگیری یک ماهه نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: برحسب یافته های حاصل از پژوهش حاضر، درمان مبتنی بر اصلاح ارزیابی های ثانویه کنترل، نسبت به درمان مبتنی بر اصلاح مسئولیت پذیری افراطی، در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی مؤثرتر می باشد.
مدت اسارت، حمایت اجتماعی و اختلال استرس پس از سانحه در آزادگان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شایع ترین اختلالاتی که در افراد دارای تجربة اسارت جنگی مشاهده می شود، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)است. در این مطالعه که با هدف بررسی وضعیت روان شناختی آزادگان شهر مشهد و ارزیابی ""مولفه های بنیادین سازش یافتگی"" در آنان انجام شد،۱۱۰نفر آزاده به صورت نمونه در دسترس و با استفاده از فرمول پیشنهادی بُرگ و گال(۱۹۸۹)انتخاب گردیدند. پس از مطالعه ای مقدماتی بر روی ۳۰ نفر از آزادگان جنگ تحمیلی، آزمون استرس پس آسیبی(RIES) و تست حمایت اجتماعی (S.S.S) بر روی نمونه اصلی انجام و با هدف تشخیص افتراقی، همراه با پرسشنامه ها، مصاحبه تشخیصی انجام شد. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی و تحلیل واریانس (ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش، رابطه ای معکوس میان طول مدت اسارت و اختلالات روانی – رفتاری آزادگان را نشان داد. یافته های پژوهش حاضر، همسو با پژوهش های داخلی و ناهمخوان با پژوهش های خارجی است. پایبندی مذهبی، مکان نگهداری اسرا، ایمان و پایداری، صبر بر مشکلات در طول مدت اسارت، از عوامل اثرگذار در کاهش علائم اختلالات روانی– رفتاری معمول درآزادگان است.
نقش فرایندهای خودشناختی و عوامل بزرگ شخصیت در فضایل اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش فرایندهای خودشناختی و پنج عامل بزرگ شخصیت در فضایل اخلاقی بود. 315 دانشجو به این پرسش نامه ها پاسخ دادند: خزانه بین المللی گویه های شخصیت-پنج عامل بزرگ، مقیاس کوتاه خود مهارگری، مقیاس خودشناسی انسجامی، و پرسش نامه فضایل اخلاقی. نتایج پژوهش نشان داد که فضایل با پنج عامل بزرگ شخصیت (برون گردی، توافق، وظیفه شناسی، ثبات هیجانی و تجربه پذیری)، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی همبستگی مثبت دارند. توافق و خودشناسی انسجامی، نیرومندترین همبسته های فضایل بودند و وظیفه شناسی ضعیف ترین آن. همچنین، نقش واسطه ای خودشناسی انسجامی در رابطه شخصیت با فضایل تأیید شد، اما نقش واسطه ای خودمهارگری در این رابطه تأیید نشد. این پژوهش نشان داد رابطه برخی رگه های شخصیت با فضایل اخلاقی قوی تر از رابطه سایر رگه های شخصیت است. نتایج این پژوهش از این دیدگاه حمایت کرد که خودشناسی نقش میانجی را میان شخصیت و فضایل اخلاقی ایفا می کند.
تاثیرآموزش مدیریت استرس بر کیفیت زندگی مراقبان سالمند ناتوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش جمعیت سالمندان در جهان و اینکه بخشی از سالمندان ناتوان بوده و احتیاج به مراقبت دارند و ترجیح نگهداری آنها در منزل، توجه به مراقبین و کاهش فشار مراقبتی آنها ضروری به نظر می رسد. لذا در این پژوهش به بررسی تاثیر مدیریت استرس بر کیفیت زندگی مراقبت کنندگان از سالمند ناتوان پرداخته شده است. این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با 10 جلسه مداخله به شیوه گروهی انجام شد. گروه مطالعه 33 زن بود که مراقبت از بستگان سالمند خود را برعهده داشتند و به صورت تصادفی در 2 گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. جهت بررسی کیفیت زندگی از آزمون کیفیت زندگی 36سوالی استفاده شد و نتایج حاصله با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که آموزش مدیریت استرس بصورت معنی داری باعث ارتقاء کیفیت زندگی به صورت کلی و در ابعاد (محدودیت های ناشی از مشکلات هیجانی، انرژی و نشاط، سلامت عاطفی، عملکرد اجتماعی، درد و سلامت عمومی) می شود و در زیر مقیاس های عملکرد جسمانی و محدودیت های ناشی از مشکلات جسمانی تاثیر معناداری مشاهده نشد. مطابق با یافته های پژوهشی و با توجه به ضرورت حفظ فرهنگ اسلامی و ایرانی در خصوص نگهداری سامندان ناتوان در منزل و مراقبت از سوی خانواده، پیشنهاد می شود برنامه های پیشگیرانه با بهره گیری از روش مدیریت استرس بطور ادواری روی این مراقبین اجرا شود
مقایسه اثربخشی زوج درمانی به شیوه روانی - آموزشی و سیستم محور گروهی بر افزایش سازگاری زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۲ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴۸
22-57
حوزههای تخصصی:
سازگاری زناشویی از جمله مفاهیمی است که نبود آن می تواند مقدمه بروز مشکلات زوجی و زناشویی شود. به همین منظور پژوهش حاضر بر آن است تا با مقایسه دو رویکردی که مدعی داشتن دیدگاه کل نگرانه و جزءنگرانه هستند، روش های مناسب را در حل مشکلات مربوط به ناسازگاری را مورد آزمایش قرار دهد.به این منظور، از بین 72 زوج داوطلب، و 54 زوج واجد ملاک های مورد نظر در پژوهش، 24 زوج (48 نفر)، به صورت تصادفی ساده و با روش قرعه کشی انتخاب شدند، و در سه گروه 8 زوجی (16 نفره، هر گروه متشکل از 8 زن و 8 مرد)، که به صورت داوطلبانه برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کرده بودند، در قالب سه گروه، سازمان دهی شدند. به صورت تصادفی، یک گروه برای اجرای متغیر آزمایشی درمان روانی-آموزشی، یک گروه برای متغیر آزمایشی درمان سیستم محور، و یک گروه هم به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پس از اجرای 10 جلسه درمان روانی – آموزشی و 12 جلسه درمان سیستم محور، بر اثر افت گروه ها، 2 زوج از گروه روانی – آموزشی و 1 زوج از گروه سیستم محور، از هر گروه 6 زوج (6 زن و 6 مرد، در مجموع 12 نفر) به عنوان نمونه نهایی، از لحاظ میزان سازگاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج حاصل نشان دهنده آن است که رویکردهای روانی – آموزشی و سیستم محور در مورد سازگاری زناشویی تفاوت را در مقایسه با گروه کنترل نشان نداند. در مورد مولفه های سازگاری نیز، به جز در مورد همسانی زوجی و ابراز محبت، همین نتیجه به دست آمد. .
پیش بینی نشانه های اضطراب اجتماعی (ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژی) براساس طرحواره های ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نشانه های اضطراب اجتماعی (ترس، اجتناب، ناراحتی فیزیولوژیک) با استفاده از طرحواره های ناسازگار اولیه بود. نمونه پژوهش شامل 200 دانشجوی دانشگاه ایلام بودند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت-کنندگان پرسشنامه فرم کوتاه طرحواره یانگ (YSQ-SF) و سیاهه اضطراب اجتماعی (SPIN) را تکمیل نمودند. نتایج بیانگر رابطه معنادار طرحواره های ناسازگار اولیه و علائم ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژی ک بود. طرحواره ان زوای اجتماعی/ بیگان گی ب ه طرز معناداری هر سه علامت را پیش بینی کرد. به علاوه، بخشی از واریانس های هر نشانه توسط طرحواره های خاصی به صورت معنی داری پیش بینی ش د. اگر چه بخشی از نتایج به دست آمده با یافت ه های ت حقیقات دیگر هماهنگ می باشد، اما در مورد نتایج باید با احتیاط برخورد شود و پژوهش های بین- فرهنگی و درون- فرهنگی می تواند به تدقیق یافته ها کمک نماید.
تحلیل محتوای کتابهای درسی مطالعات اجتماعی و علوم تجربی دوره راهنمایی بر اساس مؤلفه های هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه ی حاضر تحلیل محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی و علوم تجربی دوره ی راهنمایی بر اساس
مؤلفه های هوش هیجانی می باشد. به همین منظور کتاب های مطالعات اجتماعی و علوم سال اول، دوم و سوم با توجه به مؤلفه های هوش هیجانی بر اساس چک لیست دیوید گلمن که شامل 5 مؤلفه و 26 زیرمجموعه می باشد، با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که متداول ترین مؤلفه ی هوش هیجانی در متن کتاب مطالعات اجتماعی، مؤلفه ی آگاهی اجتماعی، در تمرین ها، مؤلفه ی خودمدیریتی و در تصویرها، مؤلفه ی مهارت اجتماعی و در متن و تمرین های کتاب علوم، مؤلفه ی خودمدیریتی می باشد. بیشترین میزان توجه در متن کتاب اجتماعی سال اول شامل مؤلفه ی خودمدیریتی و در سال دوم و سوم، مؤلفه ی آگاهی اجتماعی و در متن کتاب علوم سال اول مؤلفه ی انگیزش و در سال دوم و سوم مؤلفه ی مهارت اجتماعی و خودآگاهی، در تمرین های کتاب اجتماعی هر سه سال، مؤلفه ی خودمدیریتی و در تمرین های کتاب علوم سال اول و دوم مؤلفه ی خودمدیریتی و در سال سوم، مؤلفه ی مهارت اجتماعی و در تصویرهای کتاب اجتماعی هر سه سال شامل مؤلفه ی مهارت اجتماعی بوده است. به هیچ کدام از مؤلفه های هوش هیجانی در تصویرهای کتاب های علوم توجه نشده است. با توجه به نتایج پژوهش در کل می توان گفت که به مؤلفه های هوش هیجانی در کتاب مطالعات اجتماعی توجه شده است، در حالی که به این مؤلفه ها در کتاب علوم بسیار کم توجه شده است. همچنین مؤلفه های هوش هیجانی در کتاب های مطالعات اجتماعی و علوم تجربی به طور منطقی و از یک پایه به پایه ی دیگر مرتب نشده است.
بررسی رابطه بین میزان اثربخشی (انسجام، توازن و تناسب) برنامه درسی با شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری دانشجویان دوره کارشناسی رشته های مدیریت (بازرگانی، صنعتی و آموزشی) دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان اثربخشی (انسجام، توازن و تناسب) برنامه درسی با شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری دانشجویان رشته های مدیریت (بازرگانی، صنعتی و آموزشی) دانشگاه شیراز بود. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده که جامعه آماری آن را تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی رشته های (مدیریت بازرگانی، صنعتی و آموزشی) دانشگاه شیراز (560 نفر) تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول مورگان نمونه پژوهش (376 نفر) انتخاب گردید. در تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری SPSS16 و LISREL استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه اثربخشی برنامه درسی (علی نیا، 1391) و پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر مدل چشم شایستگی بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین افراد نمونه توزیع گردید. با استفاده از روش های آمار استنباطی داده ها تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین انسجام، توازن و تناسب برنامه درسی و نیز بین شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری دانشجویان رشته های مورد نظر تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین مشخص گردید اثربخشی برنامه درسی با شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری دانشجویان این سه رشته رابطه مثبت و معناداری دارد.
تروماهای دوران کودکی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تروماهای دوران کودکی و افسردگی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی بود. روش: جامعه پژوهش حاضر عبارت بود از تمامی افراد مراجعه کننده به بیمارستان لقمان حکیم به دلیل اقدام به خودکشی، در شش ماهه دوم سال 1390. از این افراد 180 نفر (100 زن و 80 مرد) به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و بر مبنای ملاک های ورود و خروج بررسی شدند. 180 نفر نیز (100 زن و 80 مرد) از بیمارانی بررسی شدند که طی شش ماهه دوم سال 1390 به دلیل بیماری جسمی -که ارتباط غیرمستقیم نیز با خودکشی نداشت در بیمارستان لقمان بستری شده بودند. برای گردآوری داده ها ویراست دوم پرسش نامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسش نامه ترومای دوران کودکی (CTQ) به کار رفت. داده ها به روش تحلیل تشخیصی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: با افزایش نمره تروماهای دوران کودکی (در تمام خرده مقیاس ها) احتمال اقدام به خودکشی افزایش یافت (001/0 ≥ p) از میان تروماهای دوران کودکی، سوء استفاده هیجانی بیشترین نقش را در اقدام به خودکشی داشت. هم چنین میان سوء استفاده هیجانی (001/0 ≥ p)، سوء استفاده جسمی (05/0 ≥ p)، غفلت جسمی (001/0 ≥ p)و غفلت هیجانی(001/0 ≥ p)با افسردگی رابطه وجود داشت. نتیجه گیری: تروماهای دوران کودکی، به ویژه سوء استفاده هیجانی می تواند منجر به بروز افسردگی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی شود.
ارتباط بین کارکردهای اجرایی مغز با تصمیم گیری پرخطر در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تکانشگری و تصمیم گیری پرخطر عامل کلیدی بسیاری از آسیب های فردی-اجتماعی و اختلال های رفتاری است. از طرفی در بسیاری از افراد مبتلا به این آسیب ها به ویژه اعتیاد سابقه اختلال نقص توجه و بیش فعالی گزارش شده است. به نظر می رسد تصمیم گیری نیازمند فرایندهای پایه ای شناختی از جمله حافظه کاری، توجه و کنترل مهاری باشد. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین تصمیم گیری پرخطر با کارکردهای توجهی، حافظه کاری و کنترل مهاری است.
مواد و روش ها: در این پژوهش مقطعی 215 دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1390 با استفاده از آزمون های نوروسایکولوژیک بارت برای بررسی تصمیم گیری پرخطر و آزمونهای اِن بک برای ارزیابی حافظه کاری، استروپ برای بررسی توجه، آزمون عملکرد مداوم برای توجه پایدار، برو/نرو برای بررسی کنترل مهاری مورد ارزیابی قرار گرفتند. از آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین کارکردهای اجرایی و تصمیم گیری پرخطر استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که ارتباطی بین تصمیم گیری پرخطر و کارکردهای توجه پایدار، انتخابی و انتقالی و حافظه کاری وجود ندارد(P>0.05). در مقابل بین کارکردهای کنترل مهاری و تصمیم گیری پرخطر ارتباط معنی داری وجود دارد(P<0.01).
نتیجه گیری: دلیل عدم ارتباط معنی دار بین کارکردهای توجهی و تصمیم گیری پرخطر را می توان خاستگاه آناتومیک متفاوت آنان دانست. به نحوی که کارکردهای توجهی در قشر پیش پیشانی خلفی خارجی و تصمیم گیری و کنترل مهاری هر دو در قشر میانی داخلی پیش پیشانی هدایت می شوند. بر اساس یافته های این پژوهش کنترل مهاری پیشگوی مناسبی برای تصمیم گیری پرخطر است و اثر بخشی تقویت آن بر کاهش تصمیم گیری پرخطر برای پژوهش های آتی توصیه می شود.
تناسب عملکرد و آموزش تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی در برخورد با بیماران ترومایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: مراقبت های پیش بیمارستانی در مورد بیماران اورژانس تروما از ویژگی های خاصی برخوردار است و اقدامات تشخیصی و درمانی که قبل از رسیدن این بیماران به بیمارستان انجام می شود، نقش بسزایی در کاهش مرگ و میر و بهبود پیامد آنها دارد. مطالعه حاضر به ارزیابی صحت عملکرد تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی تهران در برخورد با بیماران ترومایی پرداخت.
روش ها: در مطالعه ای مقطعی از شهریور 1389 تا شهریور 1390 در جامعه بیماران ترومایی منتقل شده توسط اورژانس پیش بیمارستانی تهران به بیمارستان امام حسین(ع)، 500 بیمار به روش نمونه گیری مقطعی انتخاب شدند. پژوهش با بررسی برگ مأموریت، مصاحبه با تکنسین پیش بیمارستانی و معاینه بیمار برای تعیین اقدامات لازم و انجام شده قبل از ورود به اورژانس به وسیله چک لیست انجام شد. داده ها با آزمون های T زوجی و مجذور کای در قالب نرم افزار آماری SPSS 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: متوسط فاصله زمانی تماس با اورژانس پیش بیمارستانی تا رسیدن آنها به محل حادثه 71/7±48/9 دقیقه (حداقل 1 و حداکثر 100) و متوسط فاصله زمانی انتقال بیمار از محل حادثه تا بیمارستان 53/18±99/35 دقیقه (حداقل 5 و حداکثر 137) بود.
اقدام نامطلوب تکنیسین ها در مورد بی حرکت سازی فقرات گردنی (3/10%)، بی حرکت سازی ستون فقرات (6/16%)، بی حرکت سازی شکستگی اندام (14%)، رگ گیری (9/9%) و کنترل خونریزی (6/33%) مشاهده شد.
نتیجه گیری: تکنسین های پیش بیمارستانی در برقراری راه وریدی، بی حرکت سازی فقرات گردنی، بی حرکت سازی ستون فقرات، بی حرکت سازی شکستگی اندام و کنترل خونریزی دارای تشخیص و عملکرد مناسب و در مورد تشخیص و اقدام برای اکسیژن رسانی و خروج جسم خارجی ضعف دارند.