فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۴۴۱ تا ۲۳٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاس هوش چندگانه ی زمینه ای براساس نظریه ی پنتاگونبود. روش پژوهش حاضر توصیفی واز نوع تحلیلی و پیمایشی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، کلیه ی دانشجویان ترم 6 و 8 این دانشکده انتخاب شدند. برای ساخت ابزار پژوهش، ابتدا زیرمقیاس ها و گویه های هوش چندگانه ی زمینه ای بر اساس مدل هوش یادگیری پنتاگون(چنگ،2000) بیرون کشیده شده و سپس اعتبار صوری، محتوایی و سازه و پایایی آن با استفاده از نرم افزارهای spss18 وLisrel 8.54 محاسبه و پس ازحذف ملاک ها و نشانگرهای غیر معتبر و بدون پایایی، مقیاس نهایی آماده شد. نتایج مطالعه بر اساس مقیاس ساخته شده نشان داد که 1- میانگین انواع هوش چندگانه ی زمینه ای دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی بالاتر از حد متوسط اما پایین تر از حد مطلوب می باشد. 2- بالاترین میانگین هوش چندگانه ی دانشجویان مربوط به هوش اجتماعی و پایین ترین میانگین مربوط به هوش سیاسی آنان می باشد. 3- بین میانگین انواع هوش های چندگانه ی دانشجویان رشته هایمختلف تفاوت معناداری وجود دارد. 4- بین میانگین انواع هوش های چندگانه ی دانشجویان زن و مرد تفاوت معناداری وجود دارد. 5- بین میانگین انواع هوش چندگانه ی دانشجویان خوابگاهی و غیر خوابگاهی دانشکده تفاوت معناداری وجود ندارد.
اثربخشی بازی درمانی عروسکی بر ارتقای مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی دچار نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر تعیین درجه اثربخشی بازی درمانی عروسکی بر مهارت های اجتماعی کودکان دچار نشانگان داون بود. روش: روش مطالعه حاضر از نوع تک آزمودنی (ABA) و نمونه آماری شامل سه کودک پسر آموزش پذیر دچار نشانگان داون (یک آزمودنی از جلسه ششم از برنامه درمان خارج شد) بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و طی 17 جلسه 35 دقیقه ای آموزش مهارتهای اجتماعی از طریق بازی درمانی عروسکی به آنان ارائه شد. هر یک از کودکان، پیش از آغاز، در حین و پس از پایان مداخله و پس از گذشت 45 روز در مرحله پیگیری ازطریق فهرست بازبینی محقق ساخته مهارتهای اجتماعی، هشت بار توسط محقّق و چهار بار توسط معلّمین مورد مشاهده و ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج در یکی از آزمودنیها، نشان دهنده افزایش مهارتهای اجتماعی در طول مداخله و کاهش مهارتها (بالاتر از خطپایه) در دوره پیگیری و نشاندهنده افزایش مهارتها در طول مداخله و مرحله پیگیری، در آزمودنی دیگر بود. نتیجه گیری : بر مبنای نتایج مطالعه حاضر استفاده از روش بازی درمانی عروسکی به عنوان شیوهای مناسب جهت ارتقای کیفیت مهارت های اجتماعی کودکان دچار نشانگان داون در محیط های آموزشی پیشنهاد میشود.
نقش های پنهان تعارضات میان فردی در پیوند با بی عدالتی سازمانی، فرسودگی، استرس و رفتارهای انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش تعارض با سرپرست و همکاران در پیوند بین بی عدالتی سازمانی با فرسودگی هیجانی، استرس و رفتارهای انحرافی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی (تحلیل ماتریس کوواریانس) و جامعه آماری پژوهش کارکنان یک کارخانه کاشی سازی بودند که از میان آن ها 283 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش، شامل سه پرسشنامه 3 سؤالی برای سنجش بی عدالتی توزیعی، رویه ای و تعاملی، دو پرسشنامه 6 و 4 سؤالی برای سنجش تعارض با همکاران و سرپرست، یک پرسشنامه 5 سؤالی برای سنجش استرس شغلی، یک پرسشنامه 9 سؤالی برای سنجش فرسودگی هیجانی و یک پرسشنامه 15 سؤالی برای سنجش رفتارهای انحرافی (در دو حوزه رفتارهای انحرافی معطوف به همکاران و سازمان) بود. داده ها از طر یق مدل سازی معادله ساختاری برای آزمون برازش دو مدل پیشنهادی اولیه تحلیل شد. در دو مدل پیشنهادی تعارض میان همکاران و سرپرست به عنوان دو متغیر واسطه ای بین بی عدالتی سازمانی با استرس، فرسودگی هیجانی و رفتارهای انحرافی مطرح شدند. نتایج حاصل از مدل سازی معادله ساختاری نشان داد که برای هر دو بعد رفتارهای انحرافی معطوف به سازمان و همکاران، تعارض با همکاران و سرپرست واسطه اثرات بی عدالتی تعاملی بر استرس، فرسودگی هیجانی و رفتار های انحرافی هستند و برای رابطه بی عدالتی رویه ای با استرس، فرسودگی هیجانی و رفتار های انحرافی هیچ یک از دو بُعد تعارض با سرپرست و همکاران نقش واسطه ای نداشتند، ولی برای رابطه بی عدالتی توزیعی با استرس، فرسودگی و رفتار های انحرافی، تعارض با سرپرست، واسطه اثرات این بعد از بی عدالتی بر فرسودگی هیجانی، استرس و رفتارهای انحرافی معطوف به سازمان و همکاران بود.
بررسی کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر نگرانی و سازگاری زناشویی ز ن های دارای آشفتگی زناشویی و اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر نگرانی و سازگاری زناشویی ز ن های دارای آشفتگی زناشویی و اختلال اضطراب فراگیر بود.
مواد و روش ها: بدین منظور شش نفر از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همسرانشان که آشفتگی زناشویی داشتند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. پروتکل درمانی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر و رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در سه مرحله خط پایه، مداخله ی 16 جلسه ای و پی گیری 3 ماهه اجرا گردید و آزمودنی ها به پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ یا Pennsylvania State Worry Questionnaire)، مقیاس سازگاری زوجی (DAS یا Dyadic Adjustment Scale) پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI یا reliable change index) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو درمان بر هدف های درمان تأثیر دارند. رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش، نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر، در متغیر نگرانی کارایی بیشتری داشت و در متغییر سازگاری زناشویی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر کارایی بیشتری نسبت به رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش نشان داد.
نتیجه گیری: تبیین یافته ها بر اساس مبانی نظری اثربخشی درمانی، حاکی از این بود که رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش از نظر اندازه تغییر، کلیت ، ثبات بر زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر ارجحیت دارد، اما از نظر میزان پذیرش هر دو یکسان هستند.
تأثیر سبک یادگیری دانشجویان بر سبک تدریس مرجّح آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به وجود رابطه بین سبک یادگیری افراد با سبک تدریس مرجّح آنان، مطالعه پیمایشی حاضر با هدف بررسی تأثیر سبک تدریس مرجح دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد بر سبک یادگیری آنان انجام شد. 180 دانشجو از میان 500 دانشجو در سال تحصیلی1390-1389 از طریق جدول نمونه گیری مورگان، انتخاب شده و به پرسشنامه های سبک تدریس و سبک یادگیری پاسخ دادند. نتایج نشان داد که دانشجویان به سبک تدریس فعال گرایش دارند و سبک یادگیری غالب آنان نیز سبک همگرا و جذب کننده است. به علاوه، دانشجویانی که سبک تدریس فعال را ترجیح می دهند، سبک یادگیری آنان اغلب واگراست طبق یافته ها پیشنهاد می شود که استادان از روش های فعال تدریس استفاده کنند و در ضمن طراحی های تدریس خود شیوه های متفاوتی به کارگیرند تا دانشجویان در تمام شیوه های یادگیری مهارت پیدا کنند و با لحاظ شدن سبک های مختلف تدریس مرجح آنان، موجبات پیشرفت تحصیلی آنان فراهم شود.
مقایسه سبک های دلبستگی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نارسایی تنظیم هیجان ها از مشکلات بنیادین افراد مبتلا به اختلال های خلقی و اضطرابی است. سبک دلبستگی، که از کودکی در چهارچوب روابط مادر- کودک شکل می گیرد، تعیین کننده اصلی شیوه تنظیم هیجان هاست. شکل گیری نابهنجار سبک های دلبستگی، می تواند فرایند بهنجار تنظیم هیجان ها را تحت تاثیر قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش مقایسه سبک های دلبستگی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. پس از تشخیص روان پزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا سیاهه دلبستگی بزرگسال (AAI ؛ بشارت، 1384، 2011) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان دادند که سبک دلبستگی غالب در بیماران افسرده، اجتنابی؛ در بیماران مضطرب، دوسوگرا و در افراد عادی، ایمن است. مقایسه سبک های دلبستگی بیماران و افراد عادی، احتمال تاثیرگذاری اختلال سبک های دلبستگی بر نارسایی تنظیم هیجان ها را تایید می کند. تفاوت سبک های دلبستگی بیماران افسرده و مضطرب نیز می تواند تفاوت در نوع نارسایی تنظیم هیجان ها را در این دو گروه توجیه کند.
اثربخشی آموزش ابراز هیجانات کارآمد در کاهش نارضایتی زناشویی زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش ابراز هیجانات کارآمد به زنان در کاهش نارضایتی زناشویی آن ها انجام شد. نمونه ای متشکل از 34 آزمودنی زن بر اساس شکایت آن ها، مصاحبه تشخیصی و نمرات مربوط به پرسشنامهرضایتزناشوییانریچ (ENRICH) انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه آموزشی-مداخله ای « ابراز هیجانات کارآمد » شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که پس از اجرای برنامه آموزشی، هریک از دو گروه آزمایش و کنترل در نمره کل رضایت زناشویی و نیز در چهار مؤلّفه موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی، حل تعارض و روابط جنسی متمایز بودند. بر این اساس می توان گفت ابراز هیجانات کارآمد می تواند سطح رضایت زناشویی را تا حد جالب توجهی افزایش دهد.
نقش عملکرد خانواده (مبتنی بر الگوی مک مستر) در پیش بینی نگرش-های صمیمانه و توافق زوجین در خانواده های شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عملکرد خانواده، بر رویکرد سیستمی مبتنی بر ساختار، سازماندهی و الگوهای تبادلی بین اعضای آن، استوار است و سلامت ابعاد مختلف آن، موجب ایجاد و گسترش تفاهم و افزایش صمیمیت بین همسران گردیده، تضمینی برای ثبات و بقای آن، به منزله ی یک نظام فراهم نماید. هدف از این مطالعه، بررسی نقش عملکرد خانودگی بر مبنای الگوی مک مستر به عنوان پیش بیین کننده ی نگرش های صمیمانه و توافق بین همسران در خانواده های شهر قزوین می باشد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است، لذا، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 53 زوج (106 نفر)، در دامنه ی سنی19 تا 68 سال، از نقاط مختلف شهر قزوین انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات، مقیاس سنجش عملکرد خانواده، مقیاس توافق زناشویی و مقیاس صمیمیت استفاده شد. داده های بدست آمده، از طریق نرم افزار DE و SPSS20 با استفاده از آزمون همبستگی و رگرسیون چند متغییری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین توافق زوجین، نگرش های صمیمانه و عملکرد خانوادگی آن ها در سطح معناداری( 01/0p<) رابطه ی معناداری وجود دارد. علاوه بر این، عملکرد خانوادگی، قادر است توافق بین زوجین را به میزان 46/0 و نگرش های صمیمانه ی بین همسران را به میزان 25/0 پیش بینی نماید. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بهبود عملکرد خانوادگی زوجین، با افزایش میزان تفاهم و توافق بین همسران رابطه داشته، در عین حال، رابطه ی مستقیمی با صمیمیت زوجین برقرار می کند.
بررسی سوگیری توجه، سبک های خوردن، و نمایه توده بدنی در افراد رژیم گیرنده و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، چاقی و اضافه وزن یکی از معضلاتی است که سلامت جمعیت بسیاری از کشورهای جهان، ازجمله ایران را تهدید می کند. بررسی مطالعات پیشین نشان می دهد که عوامل شناختی، به ویژه سوگیری توجه، نقشی مهمی در ناکامی کسانی که به منظور کاهش وزن، تحت رژیم درمانی قرار می گیرند، ایفا می کند. همچنین، نتایج پژوهش های صورت گرفته حاکی از آن است که سبک خوردن افراد، عامل مهمی در پیش بینی میزان موفقیت آنها در رسیدن به هدف کاهش وزن است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط عوامل فوق در جامعه ایرانی است. روش: در پژوهش حاضر رابطه بین سوگیری توجه، سبک های خوردن، و تعامل این دو در کسانی که تحت رژیم کاهش وزن بودند (34 نفر) و در افراد عادی (35 نفر) مورد بررسی قرار گرفت؛ این افراد واجد ملاک های پر اشتهایی روانی و بی اشتهایی روانی نبودند. برای سنجش سوگیری توجه از نسخه تطبیق یافته آزمون استروپ هیجانی و برای سنجش سبک خوردن غالب از پرسشنامه عادات خوردن داچ استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری حاکی از آن بود که سوگیری توجه خوراکی و نمایه توده بدنی در رژیم گیرندگان، بیش از افراد عادی است. همچنین، اغلب افرادی که رژیم غذایی داشتند، در مقیاس های خوردن بازداری شده و خوردن هیجانی نمرات بالاتری را نسبت به گروه غیر رژیم گیرندگان کسب کردند. نتیجه گیری: رژیم گرفتن می تواند با افزایش سوگیری توجه و غلبه سبک خوردن بازداری شده و هیجانی همراه باشد. این عوامل در چارچوب نظریه انگیزشی می توانند شکست در رِژیم درمانی را تبیین کنند.
برنامه والدگری مثبت (Triple- P)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش والدگری یکی از روش های مداخله مؤثر در اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی است که در آن والدین می آموزند چگونه با فرزند خود رفتار نمایند تا بتوانند والدین مؤثرتری باشند و از ایجاد یا توسعه مشکلات رفتاری در کودکشان جلوگیری کنند. برنامه والدگری مثبت یک برنامه گروهی مداخله رفتاری در تعاملات خانواده است که هدف آن پیشگیری و درمان مشکلات شدید رفتاری، هیجانی وتکاملی از طریق ارتقاء آگاهی، مهارت های والدگری و عزت نفس والدین و نیز آموزش حل مسئله می باشد و به عنوان یک روش منحصر به فرد، نیازهای خاص کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی و خانواده های آنان را مرتفع می سازد.
اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عزّت نفس دانش آموزان پسر سوم راهنمایی شهرستان قدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر اثربخشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عزّت نفس دانش آموزان پسر پایه سوم راهنمایی بررسی شد. روش پژوهش از نوع آزمایشی، و طرح پژوهش پیش آزمون _ پس آزمون دو گروهی بود. جامعه آماری 2610 دانش آموز پسر سال سوم راهنمایی شهرستان قدس، در سال تحصیلی 91-1390، بودند که از میان آن ها 60 نفر در قالب دو گروه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، آزمون اضطراب امتحان عبدالقاسمی (TAI) و عزّت نفس کوپر اسمیت بود. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون اضطراب امتحان و عزّت نفس گرفته شد، سپس برای گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه 50 دقیقه ای آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی انجام شد و پس از اتمام جلسات آموزش، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون، با استفاده از آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش اضطراب امتحان(001/0 P<) و افزایش عزّت نفس(05/0 P<) دانش آموزان مؤثر بوده است .
اثربخشی برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی انجام شد. روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 7- 11 ساله شهر تهران بوده که به بیمارستان توان بخشی رفیده مراجعه و تشخیص روان پزشکی دریافت کرده اند. تعداد 16 آزمودنی به شیوه هدفمند انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جای گرفتند. به منظور ارزیابی نشانه های اختلال کاستی توجه و بیش فعالی از مقیاس درجه بندی والدین کانرز(1978)، برای بررسی مهارت های اجتماعی از نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت فرم والدین(1990) و برای ارزیابی هوش آن ها از آزمون ریون (1938،1947) استفاده شد.آزمودنی های گروه آزمایشی طی 24 جلسه (هر جلسه 60 دقیقه) برنامهآموزش بازداری پاسخ محقق ساخته و برنامه آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و آزمودنی های گروه گواه هیچ گونه آموزشی ندیدند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که بین میانگین نمرات گروه آزمایشی و گواه در مهارت های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0P<). می توان چنین نتیجه گیری کرد که برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال در افزایش مهارت های اجتماعی آزمودنی های گروه آزمایشی تأثیر جالب توجهی داشته است.
رابطه هوش عاطفی و بهداشت روان با تعهد سازمانی در بین کارکنان سازمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال چهارم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۶
75 - 81
حوزههای تخصصی:
رابطه هوش هیجانی و سلامت روانی با فرسودگی شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال چهارم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۵
101 - 113
حوزههای تخصصی:
نقش واسطه ای کارکردهای خانواده برای تاب آوری فردی و باورهای معنوی و دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگویی برای پیش بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی انجام شد. روش پژوهش همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کارکنان متاهل مناطق بیست و دوگانه شهرداری شهر تهران و همسران آنان که حداقل سه سال از زندگی مشترک آنها سپری شده در سال 1390 بود. نمونه ی مورد مطالعه شامل 500 زوج بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ابزار سنجش عملکرد خانواده، مقیاس دلزدگی زناشویی، پرسشنامه ی تاب آوری و پرسشنامه ی معنویت/دینداری است. یافته ها نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی تاثیر منفی و معنی داری در کاهش دلزدگی زناشویی داشت. همچنین تاب آوری فردی و باورهای معنوی با واسطه ی کارکرد خانواده، دلزدگی زناشویی را کاهش می دهد. نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی، دلزدگی زناشویی را پیش بینی می کند و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد که تاب آوری فردی، باورهای معنوی و کارکرد خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم در کاهش دلزدگی زناشویی موثر است. اما تاثیر تاب آوری فردی بر کارکرد خانواده در کاهش دلزدگی زناشویی بیشتر است. بنابراین توجه به نقش تاب آوری در کارکرد زناشویی و شیوه های افزایش تاب آوری در زوجین مفید به نظر می رسد.
رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و جامعه ستیزی در زنان بیخانمان وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین طرحواره های ناسازگار اولیه و جامعه ستیزی در زنان بیخانمان وابسته به مواد بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری حدود 800 زن بیخانمان وابسته به مواد در مکانهای مختلف شهر تهران بود. از میان این مکانها مرکز گذری خانه خورشید و خوابگاه زنان تولد دوباره و تمام پارکهای جنوب شهر تهران انتخاب شدند و به روش دردسترس 60 نفر به خرده- مقیاس جامعه ستیزی نسخه دوم تجدیدنظر شده پرسشنامه چندوجهی مینه سوتای جیمز بوچر 1989و نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ 1998 پاسخ دادند. یافته ها: یافته ها نشان داد جامعه ستیزی 73 % از زنان بیخانمان وابسته به مواد بالا است و در طرحواره های ناسازگار اولیه در زیرمقیاسهای ایثار بالاترین و در وابستگی/ بیکفایتی پایین ترین نمره را دارند. به علاوه طرحواره های انزوای اجتماعی/ بیگانگی با بیشترین و وابستگی/ بیکفایتی با کمترین مقدار میتواند 35 % از واریانس جامعه ستیزی را پیش بینی کند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت طرحواره های ناسازگار اولیه در بروز اختلالهای شخصیت و آسیبهای روانی- اجتماعی این زنان، تمرکز بر این طرحواره ها در برنامه های درمانی به منظور ارتقاء سازگاری فردی، روانی، اجتماعی و رفع مشکلهای ترک مواد میتواند بسیار مفید و کمک دهنده باشد.
رابطه ی نام با عزت نفس در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عزت نفس جزء عاطفی و ارزشیابانهی خودپنداره تلقی میگردد و بخشی از خویشتن هر فرد که تاثیر زیادی بر خودپنداره یا هویت وی دارد، نام او است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی نام کوچک و عزت نفس عمومی با توجه به جنسیت دانشجویان است.
روشکار: مطالعه به روش پیمایشی بر روی نمونهی 400 نفری از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان در سال تحصیلی 91-1390 صورت گرفته که به روش طبقهای نسبی انتخاب شدند. ابزار آن پرسشنامهی عزت نفس کوپراسمیت 58 گویهای بوده است. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس یکسویه، دوطرفهی بین آزمودنی، آزمون تی برای گروه های مستقل، آزمون لون برای همگنی واریانسها و آزمون تعقیبی توکی صورت گرفته است.
یافتهها: نمرهی عزت نفس عمومی دانشجویان 6.91± 31.91 بوده و تفاوتی از نظر جنسیت وجود نداشته است (0.747=P) اما بین نوع نام دانشجویان با عزت نفس کلی رابطه وجود داشت (0.013=P) و عزت نفس دارندگان نامهای اسلامی بیشتر از واجدین نامهای ایرانی یا فرنگی بود.
نتیجهگیری: عزت نفس دانشجویان با نوع نام فارغ از جنسیت آنان رابطه دارد و با توجه به فرهنگ ما در دارندگان نامهای اسلامی بیشتر از ایرانی یا فرنگی است.
بررسی روائی آزمون ترسیم یک داستان در دو گروه از کودکان پرخاشگر و گوشه گیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی روائی آزمون ترسیم یک داستان است. این بررسی از نوع علی ـ مقایسه ای بود. نمونه شامل 137 دانش آموز (53 دختر و 84 پسر) پایه چهارم و پنجم مدارس ابتدایی است که در دو گروه پرخاشگر و گوشه گیر طبقه بندی شدند و با استفاده از آزمون ترسیم داستان سیلور مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت دو گروه پرخاشگر و گوشه گیر در تصویر خود معنادار (04/0> p) است و در محتوای عاطفی معنادار نیست. گروه پرخاشگر به طور معنادار تصویر خود قوی تری را نسبت به گروه گوشه گیر ارائه دادند. پسران پرخاشگر قوی ترین و پسران گوشه گیر ضعیف ترین تصویر خود را بروز دادند (04/0>p). دختران پرخاشگر و گوشه گیر در محتوای عاطفی نمرات بالاتری از پسران داشتند و پسران پرخاشگر ضعیف ترین محتوای عاطفی را ارائه دادند (02/0> p). فراوانی طیف مثبت تا منفی محتوای عاطفی در گروه پرخاشگر و گوشه گیر، معنی دار بود و هر دو گروه دارای بیشترین فراوانی محتوای عاطفی در طیف منفی متوسط بودند. فراوانی طیف مثبت تا منفی تصویر خود در گروه پرخاشگر معنادار و طیف مثبت و قوی دارای بیشترین فراوانی بود. فراوانی طیف مثبت تا منفی تصویر خود در گروه گوشه گیر نیز معنادار و طیف نامطبوع و منفی دارای بیشترین فراوانی بود. تحلیل محتوای داستان های گروه پرخاشگر حاکی از ضریب درگیری بالای مؤلفه های پرخاشگری در داستان ها با بالاترین فراوانی مؤلفه تصورات قتل و کشتن بود و در گروه گوشه گیر حاکی از ضریب درگیری بالای مؤلفه های گوشه گیری با بالاترین فراوانی مؤلفه های تنهایی و ترس و اضطراب بود. آزمون ترسیم داستان سیلور دارای روایی قابل قبول برای استفاده در گروه کودکان پرخاشگر و گوشه گیر است.