فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۴۱ تا ۴٬۷۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت تفکر انتقادی بر تغییر نگرش نسبت به مواد مخدر در دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر یزد بود. روش: طرح پژوهش از نوع آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری در این طرح کلیه دانش آموزان پسرسال اول مقطع دبیرستان شهرستان یزد هستند که در دو ناحیه آموزش و پرورش در سال 88-87 مشغول به تحصیل بودند. پس از انتخاب یک دبیرستان پسرانه و جایگزینی تصادفی آزمودنی ها به دو گروه آزمایش (20نفر) و کنترل (20نفر)، پرسشنامه نگرش نسبت به مواد مخدر در مورد هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش، آموزش تفکر انتقادی را در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هر هفته یک جلسه دریافت کردند. در گروه کنترل هیچ متغیری اعمال نشد و آن ها در انتظار آموزش ماندند. پس از اجرای مداخله آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. سپس از تحلیل کواریانس و آزمون لوین برای تحلیل استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر این مطلب است که پیش فرض همگنی شیب ها و همگنی واریانس ها تأیید می گردد. معناداری F کوواریانس در سطح (05/0≥ P) نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی تاثیر گذار است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش تفکر انتقادی بر تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به سوء مصرف مواد، مؤثر بوده است.
بررسی ارتباط راهبردهای انگیزشی، راهبردهای یادگیری و خلاقیت با پیشرفت ریاضی در دانش آموزان تیزهوش اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط راهبردهای انگیزشی (جهت گیری هدف های پیشرفت، خودکارآمدی و اضطراب امتحان)، راهبردهای یادگیری(مرور ذهنی، بسط دهی و سازمان دهی و راهبردهای یادگیری فراشناختی (تفکر انتقادی و خودنظم دهی فراشناختی) و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان تیزهوش اصفهان انجام شد. جامعه این پژوهش همه دانش آموزان دبیرستانی رشته های نظری شهر اصفهان بودند. برای انجام این پژوهش 200 دانش آموز(108 دختر و 92 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و همه آن ها پرسشنامه جهت گیری هدف های پیشرفت الیوت و موریاما، پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری پینتریچ و همکاران، و پرسشنامه خلاقیت تورنس را تکمیل نمودند. یافته ها نشان داد که هدف تبحرگرا، خودکارآمدی، سازمان دهی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی رابطه ی مثبت و معنادار، و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی رابطه ی منفی و معنادار داشتند. خودکارآمدی، اضطراب امتحان و خلاقیت در یک مدل توانستند 42 درصد از واریانس پیشرفت درس ریاضی را پیش بینی کنند و نیز سهم خودکارآمدی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی بیش از سایر متغیرها بود.
ادراکمادران از انگیزه های زیربنایی رفتار کودکدر موقعیت های دلبستگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
کیفیت روابط کودکو مراقب او، مفهومی محوری در ارتباط با عوامل موثر در تحول کودکاست . از آنجا که پاسخدهی مثبت مادر به کودکاز مولفههای مهم شکلگیری دلبستگی ایمن در اوست، ادراکمادر از علت رفتار کودکاز اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش بررسی ادراکمادران ایرانی از انگیزههای زیربنایی رفتار کودکدر موقعیتهای دلبستگی و دیدگاه آنان نسبت به پاسخدهی مناسب به این رفتارها، و همچنین مقایسه بین فرهنگی این پدیده بود.
روش: این پژوهش کیفی توصیفی در سال 1388 روی 30 مادر ایرانی دارای کودکان 3 تا 5 سال که به روش نمونهگیری تصادفی از سه مهدکودکشهر تهران انتخاب شدند، انجام شد. 5 موقعیت برای آزمودنیها توصیف و از آنها خواسته شد که علت رفتار کودکدر هر موقعیت و پاسخ مناسب به این رفتار را ذکر کنند. دادهها به روش کیفی تحلیل شد.
یافتهها: بین ادراکمادران از انگیزه رفتار کودکو پاسخدهی مناسب رابطه وجود داشت. در موقعیت خواب بیش از سایر موقعیتها به مقوله ایمنی و وابستگی متقابل توجه شد و پاسخ مثبت بیشتری به این موقعیت داده شد. در مقایسه بین فرهنگی، بین ادراکمادران ایرانی و ژاپنی شباهت بیشتری وجود داشت و آنان بیش از مادران آمریکایی به جستجوی ایمنی و وابستگی متقابل توجه میکردند.
نتیجهگیری: رفتارهایی که بیشتر به انگیزه جستجوی ایمنی و وابستگی متقابل نسبت داده میشوند، پاسخ مثبتتری از سوی مادران دریافت میکنند. بنابر ارزشها و باورهای فرهنگی، ادارکمادران از انگیزههای رفتار کودکو پاسخدهی به رفتارهای کودکمتفاوت است.
از رنج تا گنج: تحلیل رویکردهای سه گانه به نقش تربیتی رنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر فردی در زندگی خود لزوماً با درد و رنج مواجه می شود؛ تا آنجا که می توان رنج را زبان مشترک انسان ها نامید. با توجه به اینکه این لحظه ها سخت ترین و غامض ترین تجربه های هر فرد است؛ تاثیرات عمیق و اساسی در زندگی و تربیت او به دنبال دارد. در این پژوهش، با روش توصیفی - تحلیلی، پس از مروری کلی بر جایگاه رنج در تاریخ اندیشه، سه رویکرد مختلف در مواجهه با رنج معرفی و تحلیل شده است: در رویکرد انفعالی، رنج چالشی غیر قابل تغییر در زندگی انسان محسوب می شود که آدمی باید از مواجهه با آن بگریزد. در رویکرد تدافعی، رنج مانعی برای رشد و تربیت انسان در نظر گرفته می شود که باید با آن مبارزه کرد. در رویکرد تکاملی، رنج بستری لازم برای تعالی انسان دانسته می شود که موجب یالفعل شدن استعدادهای وجودی آدمی است. نتیجه پژوهش نشان داد که رویکردهای انفعالی و تدافعی، نگاه جامع و واقع بینانه ای نسبت به رنج ندارند و تنها در رویکرد تکاملی می توان نقش تربیتی فعال و واقع بینانه ای برای رنج متصور شد.
خواب و خواب دیدن
بررسی روند رشد تکلم و زبان فارسی کودکان از 2 تا 8 سالگی
حوزههای تخصصی:
رابطه پذیرش، طرد و کنترل همسر با سازگاری روانشناختی: بررسی نقش تفاوتهای جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری با نگرانی در جمعیت دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری با نگرانی در جمعیت دانشجویی می باشد. روش: پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه ی جمع آوری داده ها از نوع توصیفی بود که در چارچوب یک طرح همبستگی انجام گردید. نمونه ی پژوهش 152 نفر دانشجوی کارشناسی دانشگاه پیام نور تالش بودند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران و مقیاس نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری با نگرانی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری نیز همبستگی مثبت معنادار مشاهده گردید. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام، سازه های عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری توانستند 30 درصد از تغییرات نگرانی را تبیین کنند. نتیجه گیری: هدف قرار دادن سازه شناختی عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری در درمان می تواند شیوه ی مؤثری در کاهش نگرانی باشد.
نقش عوامل روانشناختی در اختلال های کنشی جنسی
حوزههای تخصصی:
ارتباط علایم جسمانی و روان شناختی با تنیدگی در کارکنان نظامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: پیوستگی تنیدگی با شغل, بهخصوص مشاغل نظامی، نیاز روزافزون به بررسی و تحقیق علمی درباره پیامدهای ناشی از محیط کار و نوع شغل را طلب میکند. هدف اصلی این مقاله بررسی و رتبهبندی علایم جسمانی و روانی ناشی از تنیدگیهای زندگی در افراد نظامی بود.
روش: این تحقیق از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه مورد مطالعه گروهی از کارکنان یکی از مراکز نظامی بودند. ابزار تحقیق متشکل از پرسشنامه محققساخته و پرسشنامه رویدادهای زندگی هلمز و راهه بود که توسط 766 نفر از کارکنان نظامی تکمیل شد. .
یافتهها : میانگین نمرات جسمانی افراد موردمطالعه بر حسب نمره رویدادهای زندگی معنیدار بود. بهعلاوه، افرادی که نمره رویدادهای زندگی آنها بالاتر از 250 بود نسبت به افرادی که نمرات پایینتری داشتند بهطور معنیداری میزان بیشتری از علایم جسمانی تنیدگیزا نشان دادند؛ همچنین افرادی که نمره آنها کمتر از 200 بود نسبت به افرادی که نمره آنها زیر 100 بود، علایم جسمانی تنیدگیزای بیشتری نشان دادند.
نتیجهگیری: در نیروهای نظامی، بین تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی و علایم جسمانی و روانشناختی تنیدگی رابطه معنیداری وجود دارد. با افزایش نمره رویداد زندگی، علایم جسمانی و روانشناختی تنیدگی نیز افزایش مییابد."
بازی و نقش آن در رشد شخصیت کودکان
حوزههای تخصصی:
اثربخشی مداخلات روان شناسی مثبت گرا بر تاب آوری بیماران زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثربخشی مداخلات روان شناسی مثبت گرا بر تاب آوری بیماران زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر کرمانشاه بود. طرح پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. برای انجام پژوهش ابتدا از بین بیماران زن مراجعه کننده به انجمن ام.اس شهر کرمانشاه 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در مراحل بعدی پژوهش، در گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخلات روان شناسی مثبت گرا اجرا شد. همه آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون ارزیابی شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخلات روان شناسی مثبت گرا باعث افزایش 82 درصدی تاب آوری در مرحله پس آزمون و افزایش 83 درصدی در مرحله پیگیری شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که از مداخلات روان شناسی مثبت گرا می توان به عنوان روشی کارآمد برای افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به MSاستفاده نمود.
بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی-ارتباطی بر رضایت شغلی کارکنان سایپا یدک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی ارتباطی بر رضایت شغلی کارکنان سایپا یدک بود. مهارت های ارتباط مؤثر، ابراز وجود و حل مسأله یا تعارض آموزش داده شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری ١٢٠٠ نفر از کارکنان سایپا یدک بودند. روش نمونه گیری هدفمند بود؛ ابتدا با استفاده از نتایج پرسشنامه رضایت شغلی JDI ،که شرکت هر ٦ ماه برای سنجش رضایت شغلی کارکنان توزیع می کند، تعمیرگاه شماره ٤ به لحاظ پایین بودن نمره های مؤلّفه های همکاران و سرپرستی به عنوان واحد نمونه گیری انتخاب شد. سپس برای سنجش رضایت شغلی این واحد، از پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور استفاده شد و٢٤ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای گروه آزمایش برنامه آموزشی مهارت ها طی ٨ جلسه یک ساعت و نیمه اجرا شد. ابزار سنجش پژوهش پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور، پرسشنامه مهارت های مقابله ای موس و بیکلینگر و پرسشنامه مهارت ابراز وجود بود. در رابطه با فرضیه های پژوهش از آزمون t برای گروه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش مهارت های اجتماعی ارتباطی بر رضایت شغلی، مهارت ابراز وجود و مهارت های مقابله ای کارکنان اثربخش بوده است. لذا آموزش این مهارت ها به شیوه های مختلف حضوری و رسانه ای توصیه می شود.
ارزشهای ازدواج در جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
به منظور بررسی ارزشهای ازدواج در بین جوانان ایرانی 2680 دانشجو و دانشآموز زن و مرد ایرانی با استفاده از مقیاس مؤلف ساخته ارزشهای ازدواج (MVS) که براساس چهارچوب مفهومی ارزشهای فرهنگی با ابعاد فرضی محاطشدگی، خودپیروی عاطفی، خودپیروی عقلی، سلسله مراتب، برابرنگری (شوارتز و راس، 1995) تدوین شده بود، ارزشیابی شدند. رویآورد آماری پژوهش حاضر برای تحلیل ساختاری و محتوای ارزشهای ازدواج، فن تحلیل کوچکترین فضا (SSA) بود. یافتههای پژوهش نشان دادند که محتوا و ساختار ارزشهای ازدواج جوانان ایرانی، با 5 بُعد الگوی نظری ارزشهای شوارتز و راس (1995) در زمینه ازدواج تبیینپذیر است. این الگو برحسب سن، جنس و قومهای فرهنگی تغییر نمیکند و ثابت است.
"
ارزیابی سن بینایی - حرکتی در دانش آموزان با نارساییهای یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر ارزیابی سن بینایی- حرکتی در کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری است و اینکه آیا این کودکان به لحاظ عملکردهای بینایی – حرکتی متناسب با سن تقویمی خود عمل می کنند.
روش: پژوهش از نوع کاربردی و روش آن زمینه یابی است.جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع ابتدایی هستند که در اردیبهشت ماه سال 1385 به مرکز نارساییهای ویژه یادگیری-تهران مراجعه کردند. نمونه آماری برابر جامعه آماری و 58 کودک بانارساییهای ویژه یادگیری هستند. برای جمع آوری داده ها از آزمون مهارتهای بینایی- حرکتی ( TVMS-R ) استفاده شده است. مقایسه سن بینایی- حرکتی نمونه های آماری با سن تقویمی آنها با آزمون t یک جامعه ای صورت گرفته است.
یافته ها : در تمام پایه های تحصیلی ( از اول تا پنجم ) اختلاف معنادار آماری بین میانگین سن بینایی - حرکتی و سن تقویمی این کودکان دیده شد.
نتیجه گیری : سن بینایی - حرکتی کودکان با اختلال ویژه یادگیری در مقطع ابتدایی پایین تر از سن تقویمی آنها و در پایه های بالاتر، این فاصله بیشتر بوده است.
بررسی تاثیر تجربه های پیشین یادگیری بر یادگیری های بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدفدر این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تجربه های پیشین یادگیری بر یادگیری های بعدی( نقش تجربه های قبلی در انتقال یادگیری) ، به مقایسه سرعت یادگیری ماز در موش های با و بدون تجربه یادگیری ماز پرداخته شد. روشطرح پژوهشی مورد استفاده از نوع آزمایشی (طرح پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه شامل کلیه موش های صحرایی با حجم نمونه 14 بودند که در دوگروه 7 تایی آزمایش و گواه مورد بررسی قرارگرفتند. آزمایش در دو مرحله اجرا شد، در مرحله اول، موش های گروه آزمایش در مازهای شماره 1 تا 8 به کسب تجربه یادگیری پرداختند درحالی که گروه گواه این 8 ماز را تجربه نکردند. در مرحله دوم، هر دو گروه آزمایش و گواه در مازهای شماره 9 تا 12 به کسب تجربه یادگیری پرداختند. سپس سرعت یادگیری(کاهش یافتن تعداد خطاها برای رسیدن به هدف) هر دو گروه آزمایش و گواه در ماز های شماره 9 تا 12مقایسه شدند. یافته هانتایج نشان داد که، موش های دارای تجربه یادگیری، سرعت یادگیری بالاتری از موش های بدون تجربه دارند و با افزایش تعداد تجربه های ماز، مازهای جدید با تعداد خطاهای کم تری آموخته می شوند. نتیجه گیرینتیجه پژوهش نشان داد که داشتن تجربه های پیشین(قبلی) با یک موقعیت یا یک محرک، عملکرد و انتقال یادگیری را در موقعیت های جدید تحت تأثیر قرار می دهند. به نحوی که سرعت یادگیری و انتقال یادگیری در موقعیت های جدید تسهیل می یابد.
ارزیابی سطح صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای مدیران مدارس ابتدایی و رابطه آن با تعهد و دلبستگی شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور ارزیابی سطح صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای مدیران مدارس ابتدایی و رابطه آن با تعهد و دلبستگی شغلی در معلمان انجام شده است. هدف تحقیق، کاربردی و روش انجام آن، توصیفی (همبستگی) بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان بهشهر که تعداد آنها 522 نفر بوده است، تشکیل داده اند. حجم نمونه بر مبنای جدول «مورگان» 220 نفر تعیین و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برحسب نوع مدرسه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه دلبستگی شغلی «لاداهل و کجنر» (1968)، پرسشنامه تعهدشغلی «بلا» (1993) در ابعاد وابستگیحرفه ای، وابستگی سازمانی، پایبندیبهارزش هایکار و مشارکتشغلی و پرسشنامه محقق ساخته مهارت های مدیریتی بر مبنای مدل «رابرت کتز» (1974) شامل سه مهارت فنی، انسانی و ادراکی بوده است. مقیاس هر سه پرسشنامه پنج درجه ای بوده است. ضریب آلفای به دست آمده برای هر یک از پرسشنامه ها به ترتیب برابر با 78/0، 82/0 و 80/0 بوده است.داده های گردآوری شده به کمک آزمون های پارامتریک نظیر t تک گروهی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده وضعیت مدیران مدارس ابتدایی از نظر برخورداری از صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای مدیریتی را در حد مطلوب نشان داد. به طوریکه مدیران مدارس ابتدایی مورد مطالعه از مهارت های انسانی بیشتر از دو مهارت فنی و ادراکی برخوردار هستند. همچنین، بین سطح برخورداری مدیران از صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای مدیریتی با تعهد و دلبستگی شغلی در معلمان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. بطوریکه نتایج حاصل از رگرسیون مشخص نموده است که 1/72 درصد تغییرات تعهد شغلی و 8/57 درصد تغییرات دلبستگی شغلی معلمان را می توان از طریق صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای مدیریتی مدیران تبیین نمود.