فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۸۱ تا ۷٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: استفاده اعتیادی از تلفن همراه عادت های تفکر انسان را عمیقاً تغییر داده و بر سازگاری رفتاری و روانی-اجتماعی افراد نیز تأثیر گذاشته است. پژوهش حاضر با هدف نقش واسطه ای سلامت معنوی در ارتباط بین هوش هیجانی و اعتیاد به تلفن همراه انجام گرفته است. روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1398 بود که از میان آنان نمونه ای به حجم 250 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ا ی چندمرحله ای انتخاب شد و به پرسش نامه های اعتیاد به تلفن همراه، هوش هیجانی و سلامت معنوی پاسخ دادند. داده ها نیز با شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و الگوی روابط ساختاری تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که اعتیاد به تلفن همراه با نمره کل هوش هیجانی و مؤلفه های آن و با سلامت معنوی ارتباط منفی داشت. همچنین سلامت معنوی با نمره کل هوش هیجانی و مؤلفه های آگاهی و خودانگیزی ارتباط مثبت داشت (001/0P<). علاوه براین، شاخص های برازش الگو نیز تأثیر هوش هیجانی را بر اعتیاد به تلفن همراه با میانجیگری سلامت معنوی تأیید کرد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش این فرض را تقویت می کند که سلامت معنوی می تواند عاملی محافظتی در نوجوانان باشد و به آنان کمک کند تا علائم منفی مرتبط با استفاده از اینترنت و تلفن های هوشمند را کاهش دهند. پیامدهای این یافته ها برای پیشگیری از ناسازگاری روان شناختی مرتبط با اینترنت و استفاده مشکل ساز از تلفن های هوشمند در نوجوانان کاربرد دارد.
اثر فروتنی مدیران بر احساسات و رفتارهای اخلاقی پرستاران بیمارستان بعثت همدان: تبیین نقش واسط معنویت محیط کار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
22-37
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پژوهش های متعددی تأثیرات مثبت فروتنی مدیران را بر نتایج مرتبط با کار کارکنان بررسی کرده است. در این میان نقشی که فروتنی سرپرستان و مدیران می تواند در ارتقای احساسات روانی مثبت کارکنان مانند همدلی و قدردانی داشته باشد، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی اثر فروتنی مدیران در همدلی، قدردانی و رفتارهای اخلاقی پرستاران شاغل در مرکز آموزشی-درمانی تخصصی و فوق تخصصی بعثت همدان انجام شده است. روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی پرستاران شاغل در مرکز آموزشی-درمانی تخصصی و فوق تخصصی بعثت همدان مشتمل بر 390 نفر بود که بر اساس جدول مورگان تعداد 198 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پنج پرسش نامه استاندارد استفاده شده و الگوی ارائه شده با استفاده از الگو سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شده است. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمامی روابط مستقیم بین مولفههای پژوهش معنادار بود. بدین صورت که فروتنی مدیر 81 درصد، معنویت محیط کار 52 درصد، رفتارهای اخلاقی 48 درصد و همدلی 29 درصد قدردانی پرستاران را تبیین کرده است. علاوه براین، فروتنی مدیر 76 درصد رفتار اخلاقی، 49 درصد همدلی و 65 درصد قدردانی را ازطریق معنویت محیط کار پیش بینی کرده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که فروتنی مدیر پیامدهای مهمی برای احساسات و رفتارهای مثبت زیردستان و کارکنان خود دارد. سازمان هایی که انسجام بیشتری دارند، می توانند محیط مساعدتری ایجاد نمایند تا مدیران متواضع بتوانند افراد را برای بروز احساسات مثبت ترغیب کنند. همچنین ارزش های فردی را با ارزش های سازمانی همسان نمایند و درنهایت معناداربودن کار را افزایش دهند که موجب افزایش ادراک معنویت در محیط کار می شود.
تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سبک های اسنادی دانشجویان دختر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
25 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی برسبک های اسنادی دانشجویان دختر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ابتدا با آزمون غربالگری، 410نفر ازدانشجویان دختر، پرسشنامه افسردگی راتکمیل نمودند. از آن هایی که یک انحراف معیار بالاتر ازمیانگین گروه را کسب کردند، مصاحبه بالینی ساختار یافته به عمل آمد. سپس 24نفر که دارای افسردگی اساسی و ملاک های ورود بودند، به طور تصادفی در دو گروه 12نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های افسردگی بک- II و سبک اسناد سلیگمن و سینگ بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 2ساعته، به صورت گروهی تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی قرار گرفت. درپایان مداخله، پس آزمون و 2ماه بعد ازمداخله، پیگیری برروی دوگروه آزمایش و کنترل انجام شد. تحلیل داده ها با اجرای آزمون های تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره صورت گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنی داری موجب افزایش سبک اسنادی رویدادها با پیامد خوب و کاهش سبک اسنادی رویدادها با پیامد بد شد. این نتایج درمرحله پیگیری پایدار بود. باتوجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، برای کاهش میزان سبک اسنادی بدبینانه وافزایش سبک اسنادی خوش بینانه دانشجویان دختر مبتلا به افسردگی اساسی از مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بهره برند.
رابطه بین سبک های دلبستگی و تعارضات زناشویی با واسطه دیدگاه فهمی زوجی و ترس از صمیمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
82 - 91
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و تعارضات زناشویی با واسطه دیدگاه فهمی زوجی و ترس از صمیمت بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز بود که در 1400 در این شهر زندگی می کردند و حداقل دو سال از مدت ازدواج آنها سپری شده بود. در این مطالعه تعداد 100 زوج (200 نفر) به روش در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های دلبستگی بزرگسالان ، ترس از صمیمت، دیدگاه فهمی زوجی (DPTS) و تعارضات زناشویی (MICQ) استفاده شد و نتایج با روش تحلیل مسیر و معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار آماری 3Smartpls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل ارائه شده از برازش مطلوبی برخوردار است و دیدگاه فهمی زوجی و ترس از صمیمت می توانند بین سبک های دلبستگی و تعارضات زناشویی نقش میانجی ایفا نمایند. با توجه به اثرات تعارضات زناشویی بر زوجین، خانواده ها و جامعه، شناسایی متغیرهای دخیل در این مهم می تواند زمینه را جهت برنامه ریزی به منظور پیشگیری و درمان تعارضات زناشویی فراهم سازد و بنظر می رسد که دیدگاه فهمی زوجی و ترس از صمیمت از جمله عوامل موثر بر ایجاد تعارضات زناشویی می باشند.
مطالعه ویژگی های روانسنجی پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی (ESCQ) در یک گروه غیر بالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
143 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی و پایایی پرسشنامه شایستگی هیجانی- اجتماعی و رابطه مؤلفه های آن با هوش هیجانی بود. روش پژوهش از نوع اعتباریابی و همبستگی بود. بدین منظور نمونه ای به حجم ۳۱۱ دانشجو انتخاب شد. جامعه آماری شامل همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی (مقطع دکترای تخصصی) دانشگاه های تهران در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ بود. روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای بود. پرسشنامه های شایستگی هیجانی- اجتماعی و هوش هیجانی توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه، از دو روش آلفای کرونباخ و اسپیرمن براون؛ و برای تعیین روایی آن، از روایی محتوایی و روایی سازه تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که همبستگی شایستگی هیجانی- اجتماعی با زیرمقیاس های هوش هیجانی معنی دار و مثبت است. محاسبه همسانی درونی برای شایستگی هیجانی- اجتماعی نیز در پژوهش حاضر آلفای ۸۵/۰ و اسپیرمن-براون ۸/۰ را به دست داد. بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که فرم ۴۵ گویه ای پرسشنامه شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی ایران، از روایی و پایایی کافی برخوردار است.
پیش بینی تنظیم هیجانی براساس طرحواره های ناسازگار اولیه در نوجوانان (مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم سال تحصیلی 1400-1399 شهر کرج)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف، پیش بینی تنظیم هیجانی براساس طرحواره های ناسازگار اولیه در نوجوانان انجام شد. روش: روش مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود که در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1399 در دبیرستان های شهر کرج مشغول به تحصیل بود. 200 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل فرم کوتاه طرحواره ناسازگار اولیه (1998) و پرسشنامه تنظیم هیجانی هافمن و کاشدان (2010) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام پذیرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین طرحواره های طرد - بریدگی، خودگردانی، محدودیت مختل و دیگرجهت مندی با تنظیم هیجانی رابطه منفی معنادار وجود داشت. براساس نتایج تحلیل رگرسیون، دیگر جهت مندی قادر به پیش بینی تنظیم هیجانی و کنترل عاطفی بود (05/0>p). نتیجه گیری: متخصصین امر باید به این نشانه ها توجه کرده و برنامه مناسب آموزشی و درمانی برای تنظیم نوجوانان طراحی کنند.
نقش محیط اجتماعی در رابطه محیط مسکونی و افسردگی ساکنین (نمونه مورد مطالعه ساکنین شهر اصفهان)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: محیط اجتماعی همراه با محیط ساخته شده می تواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد. از سویی دیگر افسردگی علل اصلی بسیاری از بیماری هاست که بار زیادی را به افراد تحمیل کرده و می تواند موجب اختلال در عملکرد افراد شود؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش محیط اجتماعی در رابطه بین محیط مسکونی و نمره افسردگی ساکنین آن بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه ساکنین مناطق پانزده گانه شهر اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد ۷۴۹ نفر برای انجام تحقیق انتخاب شدند. داده ها در مرحله پیشینه تحقیق به وسیله مطالعات کتابخانه ای و سپس با ابزار پرسشنامه گردآوری شدند که در آن از پرسشنامه افسردگی لاویبوند (۱۹۹۵)، پرسشنامه سنجش ویژگی های محیط مسکونی و پرسشنامه سنجش محیط اجتماعی استفاده گردید. شایان ذکر است که از هر واحد مسکونی حداقل دو پرسشنامه تکمیل شده دریافت شد. در ادامه نیز از روش همبستگی و تحلیل آنوا جهت تجزیه تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که محیط مسکونی و اجتماعی با افسردگی ساکنین مرتبط است و محیط اجتماعی، اثر میانجی گری جزئی در رابطه بین محیط مسکونی و افسردگی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر محیط اجتماعی، اثر میانجی گری جزئی در رابطه بین محیط مسکونی و افسردگی داشت. بدین مفهوم که بخشی از اثر متغیر پیش بین (محیط مسکونی) بر متغیر ملاک (افسردگی) از طریق متغیر محیط اجتماعی انتقال پیدا می کرد؛ بنابراین توجه به آن می تواند به عنوان عاملی محیطی در کاهش افسردگی ساکنین مورد استفاده قرار گیرد و پیشنهاد می شود که در تحقیقاتی که به مطالعه رابطه محیط مسکونی و افسردگی می پردازند، محیط اجتماعی نیز در نظر گرفته شود.
تحلیلی بر ماموریت ها و اهداف، محتوا؛ ابزارها و کارکردهای مراکز بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های کلاس جهانی: مقایسه ای تطبیقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ماموریت ها و اهداف، محتوا، ابزارها و کارکردهای مراکز بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های کلاس جهانی صورت گرفت. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مقایسه تطبیقی و تحلیل محتوا انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از سایت رتبه بندی تایمز 2020 و سایت های مراکز بالندگی در دانشگاه های کلاس جهانی که رتبه زیر 100 داشتند استفاده شد. در این پژوهش 40 مرکز بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های کلاس جهانی به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار NVIVO 12pro کدگذاری و تحلیل محتوا گردید. نتایج: مقولات بدست آمده اصلی در 4 محور ماموریت ها و اهداف، محتوا، ابزار و کارکردها و در دو بعد بالندگی و توسعه دانشگاه و بالندگی هیئت علمی دسته بندی شد. نتایج این پژوهش در مقولات مذکور؛ ایجاد شبکه های همکاری با اعضای هیئت علمی و مراکز آکادمیک مرتبط و استفاده از روش های جدید تدریس و ارزیابی با رویکردها و ابزارهای تعاملی ، جهت ارتقا یاددهی و یادگیری را به همراه زیرمقولات مرتبط با آنها ،جهت استفاده مدیران استراتژیک در دانشگاه ها ارائه می دهد.
اثربخشی آموزش زندگی خانواده در کاهش تنیدگی والدینی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: والدگری از جمله سخت ترین نقش هایی است که بزرگسالان فاقد هرگونه آمادگی خاص، متعهد ایفای آن می شوند. به خصوص اگر یکی از کودکان دارای کم توانی ذهنی باشد، ممکن است والدین را با مسائل بیشتری مواجه کند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش زندگی خانواده در کاهش تنیدگی والدینی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه شامل 60 نفر از مادران دارای کودکان کم توان ذهنی از مدارس کودکان استثنایی شهر رشت در سال 97-1396 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این شرکت کنندگان پس از ورود به مرحله ارزیابی و دریافت رضایت آگاهانه در گروه های آزمایش (30 مادر) و گواه (30 مادر) جایدهی شدند. افراد نمونه شاخص تنیدگی والدینی آبیدین (1990) را در ابتدا و به عنوان مرحله پیش آزمون تکمیل کردند و پس از هشت جلسه درمانی 90 دقیقه ای گروهی برای گروه آزمایش، در مراحل پس آزمون، هر دو گروه مورد سنجش مجدد قرار گرفتند. داده ها به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیره در محیط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش زندگی خانواده منجر به کاهش تقویت گری (38/42)، پذیرندگی (28/51)، سازش پذیری (18/92)، فزون کنشی (30/47)، احساس صلاحیت (17/54)، احساس دلبستگی (16/42)، احساس محدودیت (39/53)، احساس افسردگی (44/49)، روابط با همسر (16/22) و سلامت والد (16/86) در مادران کودکان کم توان ذهنی شده است (0/01>p). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش مشخص کرد با افزایش مهارت های مادران دارای کودکان کم توان ذهنی از طریق برنامه اصلاح رفتار و آشنایی مادر با فنون والدگری می توان تنیدگی والدین دارای کودکان کم توان ذهنی را به میزان قابل توجهی کاهش داد.
The Effectiveness of Acceptance and Commitment Based Therapy on Psychological Capital of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The birth of a child with special needs causes problems for the family. The aim of this study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment based therapy on the psychological capital of mothers of children with autism spectrum disorder. Methods: The research was quasi-experimental with pretest and posttest. The statistical population included all mothers of boys aged 8 to 12 years with autism spectrum disorder in medical and rehabilitation centers in Yazd in 1398. Thirty mothers were selected by available sampling method from Survival Rehabilitation Center as a research sample and randomly placed in two experimental (n = 15) and control (n = 15) groups. Subjects were assessed by the Psychological Capital Questionnaire. Intervention program of acceptance and commitment-based treatment was performed in 10 sessions of 90 minutes only on the experimental group and the control group did not receive any intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance through SPSS24 software. Results: The results showed that acceptance and commitment-based therapy improved the psychological capital of mothers of children with autism spectrum disorder (p 0.01). It can be concluded that acceptance and commitment-based therapy helps mothers of children with autism spectrum disorder to consciously accept their suffering and understand that it is part of the life process and to make more conscious choices in situations of suffering and be more effective. Conclusion: Therefore, according to this finding, therapists can use acceptance and commitment-based therapy as an intervention method in this area.
The Effect of Family Emotional-Psychological Atmosphere on Suicide Attempt of Adolescents Referred to Hospitals in Hormozgan Province(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This article focusses on emotional atmosphere and family structure among suicidal attempt among 20 to 13year-old clients referred to hospitals in Hormozgan Province.
Methods: The sample consisted of 146 male and female adolescents who attempted to suicide. They were selected by random sampling method. In this research, the Hill Burn family questionnaire, Fellowship Suicide Factor Questionnaire (ASQ) and family structure questionnaire (FAD) were used to collect data. To analyze the data, Pearson correlation coefficient and entered regression were used. SPSS-20 statistical software was used for data analysis.
Results: The results of the analysis showed that there is a negative relationship between the family's emotional atmosphere and its subscales with suicide attempt and also there is a negative relationship between family structure and its dimensions with suicide attempt.
Conclusion: The results showed that there is a negative relationship between family psycho-emotional atmosphere and family structure with suicide attempt. The results of regression coefficients analysis showed that family emotional atmosphere and family structure were significantly associated with suicide attempt and could predict clients' suicide attempt (R 2 = 56, N = 146, P ≤ 0.001).
The mediating role of irrational beliefs in the relationship between values and life aspirations with mental health(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Mental health plays an essential role in ensuring the dynamism and efficiency of any society. Entering the university is a challenging life event for young adults; because students encounter changes in social communication, expectations, and roles. As a result, they are susceptible to experiencing stress and anxiety that could affect their functions. The present study was done to present the causal model of the effect of intrinsic and extrinsic aspirations on mental health about the mediating role of irrational beliefs. The research method was descriptive correlational. To do this, 250 students from Allameh Tabatabaei University were selected via available sampling and then answered a self-report questionnaire consisting of four Factors of Irrational Beliefs Test-Ahvaz (4IBT-A; Ebadi and Motamedi, 2005), General Health Questionnaire (28- GHQ; Goldberg & Hiller, 1979), and Aspiration Index (AI; Grouzet et al., 2005). Data analysis was administered in two parts of latent and observed variables via structural equation modeling using AMOS software. The results showed that extrinsic aspirations positively predict irrational beliefs and intrinsic aspirations negatively predict irrational thoughts; intrinsic aspirations, directly and indirectly, affect mental health; but extrinsic aspirations have no direct effect on mental health; instead, they can reduce students' mental health mediating irrational beliefs. Also, irrational beliefs had a causal and immediate impact on mental health.
Effectiveness of Problem Solving Training on Happiness and Rational Coping Style of Addicts to Methamphetamine(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۵, Issue ۲ - Serial Number ۱۲, Spring ۲۰۲۲
27 - 36
حوزههای تخصصی:
A B S T R A C T Objective: Depressive mood along with boredom and unhappiness is one of the main consequences of addiction treatment and investigating the reduction strategies is of absolute and sheer necessity. The present research aims to investigate the effectiveness of problem solving training program in happiness and coping style of individuals suffering from drug abuse. Methods: Therefore, in a semi-experimental study, the addicted individuals having low rate of happiness (N=36) were selected through random cluster multi-stratified sampling and assigned into the experimental and control groups. Both groups were measured by Oxford Happiness Inventory and Coping Styles Questionnaire and the experimental group underwent problem solving skills training. Results: the results of covariance analysis, Pearson correlation coefficient, variance analysis with repeated measure and t-test indicated that, happiness level (Eta square=.24) and coping style (Eta square=.31) of the experimental group has increased and there is between-group difference in three stages of intervention at 99% of significant level. It can also be concluded that, there is significant relationship between rational coping style (.57), detached coping style (.47) and the increase of happiness in subjects. Moreover, there is significant and negative relationship between emotional coping style (-.41), avoidance coping style (-.35) and the decrease of happiness among the subjects. Increased rate of happiness and rational coping skills were observed in the experimental group. The more the individual uses rational and detached styles, the more his/her happiness is and the more s/he uses emotional and avoidance coping styles, the less her/his happiness is.
اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی - هیجانی بر ابراز وجود، کیفیت زندگی و خودکارآمدی دانشجویان دانشگاه آزاد همدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی - هیجانی بر ابراز وجود، کیفیت زندگی و خودکارآمدی انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را همه دانشجویان مرد دانشگاه آزاد همدان تشکیل دادند. نمونه ها به صورت تصادفی هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. 150 پرسشنامه بین دانشجویان پخش شد آنهایی که نمره 90- در آزمون ابراز وجود و نمره 50 و کمتر در آزمون کیفیت زندگی و نمره بین 17 تا 34 در آزمون خودکارآمدی کسب کردند، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت آموزش یادگیری اجتماعی_هیجانی قرار گرفت اما مداخله برای گروه کنترل اجرا نگردید. ابزار پژوهش برنامه یادگیری اجتماعی صدری دمیرچی و همکاران (1389)، پرسشنامه ابراز وجود راتوس (1984)، کیفیت زندگی ویر و شربورن (1992) و خودکارآمدی شرر و مادوکس و همکاران (1982) بود. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی در افزایش کیفیت زندگی و ابراز وجود مؤثر بوده اما این برنامه بر افزایش خودکارآمدی تأثیر معناداری نداشت. نتیجه-گیری: بنابراین برای افزایش و بهبود کیفیت زندگی و خودکارآمدی داانشجویان می- توان برنامه یادگیری اجتماعی_هیجانی را مورد استفاده قرار داد.
ارائه مدل روابط ساختاری احساس انسجام و مسئولیت پذیری باعملکرد شغلی کارکنان از راه میانجی گری هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۷
129 - 142
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش ارائه مدل روابط ساختاری احساس انسجام و مسئولیت پذیری با عملکرد شغلی کارکنان از راه میانجی گری هوش هیجانیبود.
روش بررسی: این پژوهش به صورت توصیفی و از نوع همبستگی، بر روی 400 نفر از تمامی کارکنان شرکت توسعه خدمات دریایی و بندری سینا و سازمان بنادر و دریانوردی بوشهر در سال 1399 انجام گرفت. تعداد نمونه های مورد مطالعه بر اساس مدل کلاین و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه عملکرد شغلی پاترسون(1992)، احساس انسجام فلنسبرگ-مدسن و همکاران(2006)، مسئولیت پذیری اجتماعی کارول(1991) و هوش هیجانی شات و همکاران(1998) بود. تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که احساس انسجام و مسئولیت پذیری اجتماعی و هوش هیجانی بر عملکرد شغلی اثر مستقیم دارد (01/0>P). هم چنین، بر اساس یافته های این پژوهش، مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود (071/0=RMSEA، 911/0=GFI، 952/0=IFI و 05/0>P-value) و مسیر غیرمستقیم مسئولیت پذیری اجتماعی از راه نقش میانجی هوش هیجانی بر عملکرد شغلی معنادار بود (001/0) اما مسیر غیرمستقیم احساس انسجام از راه نقش میانجی هوش هیجانی معنادار نبود(650/0).
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، مدل ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گامی مهم در برای شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد شغلی کارکنان شرکت سینا و اداره بنادر و دریانوردی است.
تأثیر اجرای روش تدریس کلاس معکوس بر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر دانشجویان در درس زبان انگلیسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه، آمادگی برای خودراهبری و خودکارآمدی به عنوان یک عامل انگیزشی در امر یادگیری دانشجویان مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی تدریس کلاس معکوس بر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر دانشجویان دانشگاه پیام نور دلفان در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش ها: روش نیمه آزمایشی، که در آن 30 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور دلفان، که در نیمسال تحصیلی 1397-1396 درس زبان انگلیسی را انتخاب کرده بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1992)، و یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2001) بود. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر با مؤلفه های آن (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خود مدیریتی) تفاوت معناداری وجود دارد، و روش تدریس کلاس معکوس باعث افزایش میزان خودکارآمدی تحصیلی و خودراهبری یادگیری (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خودمدیریتی) در بین دانشجویان شد (001/0>P). نتیجه گیری: روش تدریس کلاس معکوس می تواند میزان خودکارآمدی تحصیلی و خودراهبری در یادگیری (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خودمدیریتی) را در بین دانشجویان ارتقاء بخشد. بنابراین استادان می توانند از این روش تدریس جهت افزایش خودکارامدی تحصیلی و یادگیری خودراهبری دانشجویان استفاده کنند.
پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمت در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در طول دوران تحصیل، چالش های مثبت و منفی گوناگونی برای دانشجویان ایجاد می شود که یکی از این چالش های منفی، فرسودگی تحصیلی است. عوامل متعدد شناختی، هیجانی، رفتاری و شخصیتی بر بروز و شدت یافتن این چالش منفی اثرگذار هستند. هدف این پژوهش پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت است. روش کار: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال تحصیلی 98-1397 است که 335 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه فرسودگی تحصیلی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی، پرسش نامه احساس تنهایی و پرسشنامه ترس از صمیمت بود که به منظور تحلیل پرسش نامه ها از روش رگرسیون چندگانه از نوع همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمت قادر به پیش بینی معنادار فرسودگی تحصیلی هستند)001/0(P<. نتیجه گیری: دانشگاه به عنوان اصلی ترین نهادی که اکثریت جامعه جوان در آن حضور می یابند، اهمیت اساسی در حفظ و بهبود سلامت روانی-اجتماعی افراد دارد. از آنجا که دوره جوانی با فرآیند اجتماعی شدن گره خورده است؛ توجه و برنامه ریزی هدفمند در راستای کمک به این فرآیند در پیشرفت تحصیلی و سلامت روان جوانان جامعه که پایه و اساس پیشرفت های آتی هستند، باعث جلوگیری و کاهش مشکلات مربوط به فرآیند تحصیل از جمله فرسودگی تحصیلی می شود.
طراحی الگوی بلوغ مدیریت دانش درسازمان های بهداشتی درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بلوغ مدیریت دانش، تعیین کننده ظرفیت و مراحل رشد و میزان آمادگی سازمان و شناسایی مؤلفه های ضروری برای پیاده سازی موفق راهبردها، اهداف وبرنامه های مدیریت دانش است. لذا پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی بلوغ مدیریت دانش در سازمان های بهداشتی درمانی طراحی شده است. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی است که باروش آمیخته کیفی،کمی انجام شده است. روش نمونه گ یری در مرحله کیفی،گلوله برفی و روش گردآوری داده ها، پرسشنامه ومصاحبه نیمه ساختار یافته با 12نفرازخبرگان مدیریت دانش در علوم پزشکی درشهر تهران بود. برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای بررسی پایایی مصاحبه ها ازروش باز بینی متون، توسط خبرگان و روش توافق درون موضوعی دوکدگذاراستفاده شد. به منظور تحلیل آماری، پرسشنامه بسته پاسخ تهیه وبا روش نمونه گیری هدفمند بین120 نفراز صاحب نظران سازمان های موردمطالعه توزیع شد و از آن ها خواسته شد تا گزینه ها را، بر اساس طیف لیکرت ارزش گذاری نمایند. برای تحلیل یافته های کمی پژوهش از تحلیل عاملی اکتشافی و ازنرم افزار SPSS 22 استفاده شد. نتایج: در الگوی حاصل، پنج لایه اصلی شامل: راهبرد، فرایندها، تسهیل کننده ها، نتایج و عوامل بیرونی شناسایی شدند و سطوح بلوغ مدیریت دانش شامل: ابتدائی، آگاهی، تعریف شده، مدیریت شده کمی، بهینه، کارآفرین و فناور بود. بالاترین میزان بار عاملی مربوط به سطح مدیریت شده بود (0.964). هم چنین هر سطح با سطح بعدی خود دارای همبستگی معنی داری بود(0.05>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در بلوغ مدیریت دانش بعد اجتماعی در سازمان بهداشتی درمانی، چون با سلامت جامعه و افراد سروکار دارند، نسبت به بعد فنی ازاهمیت بیشتری برخوردار و نقش رهبری و فرهنگ دانشی در بلوغ مدیریت دانش و سازمان یادگیرنده پررنگ تر از سایر عوامل بود.
The Effectiveness of Schema Therapy in Experiential Avoidance and Anxiety Sensitivity of Students with Academic Procrastination(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim : The aim of this study was to examine the effectiveness of schema therapy in experiential avoidance and anxiety sensitivity of students with academic procrastination at Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences. Methods : It was a quasi-experimental study with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population included students with academic procrastination studying at Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences in the academic year 2021-2022. The first sample of the research consisted of 500 students who were selected by the multi-stage cluster sampling method. These people answered the academic procrastination questionnaire of Solomon and Roth Bloom (1984), and 152 of them who got at least one score higher than the standard deviation score were separated from Among them, 42 people who met the criteria for entering the research were selected and placed in two groups of 21 people (experimental and control group). The experimental group received schema therapy; however, the control group did not receive any intervention. Other tools of this research include. Reiss et al. (1986) Anxiety Sensitivity questionnaire, and Gamez et al.’s (1988) Multidimensional Experiential Avoidance questionnaire. the research hypotheses were tested through multivariate analysis of covariance (MANCOVA) through SPSS software (version 25). Results: The results showed that there was a significant difference between the experimental and the control groups in the post-test phase in terms of experiential avoidance (p <0.0001, F = 42.81) and anxiety sensitivity (p <0.037, F = 4.67). This difference was also observed in the follow-up phase. Conclusion: Therefore, according to the findings of this study, schema therapy can be used to reduce experiential avoidance and the anxiety sensitivity of students with academic procrastination.
The Effectiveness of Mindfulness Training on Aggression, Mind Rumination and Self-Control(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Mindfulness training optimally has positive effects on cognitive, emotional and behavioral processes. In mindfulness training, experiencing pure reality is taught which means mindfulness training helps one to find the here and now without judgment and to accept whatever is happening in each moment without any comment. The aim of this study was to investigate the effectiveness of mindfulness training on aggression, mind rumination, and self-control in female students with low academic performance. This research adopted an applied and true experimental design with pre-test/post-test and a control group and the data were analyzed quantitatively. The statistical population included all female students of the Junior high schools in Tabriz with low academic performance in the academic year of 2021-22, estimated as 8395 people. First, through multi-stage cluster sampling, district 1 was selected from among the 5 educational districts of Tabriz and then three schools were selected from this district. Afterwards, through simple random sampling, 50 people were selected and randomly assigned to two groups with 25 participants as the experiemental and control groups. The experimental group received the intervention program of mindfulness training for 8 sessions of 2 hours while the control group continued its traditional method. The tools used to collect data included a self-control questionnaire (Tangney, Baumeister, & Boone, 2004), the aggression questionnaire (Buss & Perry, 1992), and the mind rumination questionnaire (Nolen-Hoeksema, & Morrow, 1991). For data analysis, in addition to descriptive statistics, Shapiro-Wilk test, multivariate analysis of variance test (MANOVA),