فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۰۱ تا ۷٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(تیر) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۲
۷۹۶-۷۸۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات زیادی در خصوص هویت کارکنان در کشور انجام شده است. اما پژوهشی که هویت اخلاقی کارکنان ورزشی را به صورت نقش تعدیلگر در تأثیر سیستم های کاری با عملکرد بالا و رفتارهای فراسازمامی غیراخلاقی مورد برسی قرار داده باشد مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش تعدیلگر هویت اخلاقی در تأثیر سیستم های کاری با عملکرد بالا بر رفتارهای فراسازمانی غیراخلاقی در کارکنان ورزشی انجام گرفت. روش: مطالعه حاضر از سری مطالعات همبستگی می باشد که با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری آن کارکنان وزارت ورزش و جوانان کشور بود که از بین آن ها تعداد 324 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری پرسشنامه ی هویت اخلاقی آکوئینو و رید (2002)؛ سیستم های کاری با عملکرد بالا زاچارتوس (2005) و رفتارهای فرا سازمانی غیراخلاقی آمفوس و همکاران (2010) برای متغیرهای پژوهش بود. روایی ابزارها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری و بارهای عاملی نشان داد که سیستم های کاری با عملکرد بالا و هویت اخلاقی به ترتیب 0/62 و 0/45 بر رفتارهای فراسازمانی غیر اخلاقی تأثیرگذار باشد. همچنین هویت اخلاقی می تواند با عنوان متغیر تعدیلگر میزان تأثیر سیستم های کاری بر رفتار فراسازمانی را به میزان 0/184 تشدید نماید. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر متغیرهای بررسی شده در این پژوهش پیشنهاد می شود که مدیران وزارت ورزش و جوانان کشور با انجام حمایت های لازم در جهت افزایش هویت و به خصوص هویت اخلاقی کارکنان خود باعث شوند تا کارکنان از هرگونه فعالیت درزمینه ی فعالیت های مثبت سازمان کم کاری ننمایند.
مؤلفه های یک درمان مؤثر برای اختلال دوقطبی یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(شهریور) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۴
۱۱۲۲-۱۱۰۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال دوقطبی یکی از پیچیده ترین اختلالات روان پزشکی است. از سویی مدل های مختلف نظری بر سازه های متفاوتی تأکید دارند و نقص های جدی در این حوزه وجود دارد و از سویی دیگر، درمان های روانشناختی اختلال دوقطبی صرفا به عنوان مکمل به درمان های زیستی الحاق می شوند. ازاین رو پرداختن به این حوزه، از اهمیت حیاتی برخوردار است. هدف: هدف از این مطالعه استخراج مؤلفه های مؤثر درمانی مبتنی بر تجارب زیسته ی افراد دوقطبی بود. روش: برای انجام این پژوهش از روش کیفی از نوع پدیدارشناختی استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند از نوع معیار جمع آوری شد. با 9 مشارکت کننده مبتلا به اختلال طیف دوقطبی (صرفنظر از نوع آن) مصاحبه شد. با انجام مصاحبه ها و استخراج تجارب زیسته، مضامین استخراج شدند. یافته ها: در این مطالعه 5 مضمون سازمان دهنده استخراج شد. مضمون های سازمان دهنده عبارت بودند از: سبک زندگی (خواب و بیداری، روتین داشتن زندگی، اهداف و ارزش ها در زندگی، و تبعیت دارویی)، ارتباط اجتماعی (فرافکنی مسئولیت خود به دیگری، درک نشدن توسط دیگری، طرد شدگی، تحقیر شدگی)، شناخت و باورهای ناکارآمد (کمال گرایی، رقابت طلبی، بی نیازی به دیگری، فاجعه انگاری، و حرمت خود وابسته)، مهارت های زندگی (حل مسأله، کنترل خشم، و مدیریت استرس)، و آموزش روانی (علائم بیماری، علل بیماری، و پیگیری درمان بیماری). این مضامین سازمان دهنده، در اصل همان مؤلفه های اصلی هستند که می توانند به شکل دادن یک درمان مؤثر کمک کنند. نتیجه گیری: برای یک درمان مؤثر فرد مبتلا به اختلال دوقطبی باید رویکرد چند بعدی را اتخاذ کرد و مداخله باید در چند محور صورت گیرد. این درمان نیازمند مشارکت فعال درمانگر و بیمار است. انجام پژوهش های طولی، کیفی و آزمایشی بیشتر پیشنهاد می شود.
مقایسه نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج، باورهای غیرمنطقی و خود بازداری در دانشجویان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۱
۲۲۹-۲۱۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج و باورهای غیرمنطقی با خود بازداری در دانشجویان دختر و پسر انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علی _ مقایسه ای بود. جامعه ی آماری تمامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال 1394-1393 تشکیل می دادند که از بین آنها 365 نفر (170 پسر و 195 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های باورهای غیر منطقی (جونز، 1980)، پرسشنامه نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج (کردلو، 1380) و پرسشنامه خودبازداری (وینبرگر و شوارتز، 1990) پاسخ دادند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون t مستقل نشان داد که بین نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج، باورهای غیر منطقی و خودبازداری در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد (58/2>t و 01/0>p). نتیجه گیری: نتایج یافته ها بیانگر این بود که جنسیت عاملی تاثیرگذار بر نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج، باورهای غیرمنطقی و خودبازداری می باشد به طوری که پسران نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج بیشتر، باورهای غیرمنطقی و خودبازداری کمتری داشتند.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشانگان ضربه عشق (مطالعه موردی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: روابط عاشقانه یک تجربه جهانی مشترک در میان انسان ها است، بااین وجود بسیاری از افراد قطع رابطه عاشقانه را تجربه می کنند و ممکن است پس از پایان رابطه عاشقانه، دچار رنج گردند، هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشانگان ضربه عشق بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع مطالعات موردی بود، بدین منظور سه شرکت کننده دختر باتجربه قطع رابطه عاشقانه به شیوه نمونه گیری هدفمند در شهر اصفهان انتخاب و تحت درمان فردی متمرکز بر شفقت در طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای قرار گرفتند. شرکت کننده ها در مراحل درمان (خط پایه، مداخله و پیگیری)، به پرسش نامه نشانگان ضربه عشق دهقانی (۱۳۸۹) همچنین در مرحله پیش از درمان، به پرسش نامه ضربه عشق رأس (۱۹۹۹) و پرسش نامه MMPI-۲RF پاسخ دادند و مورد مصاحبه بالینی قرار گرفتند. داده ها به روش ترسیم دیداری و شاخص تغییر پایه و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، میزان بهبودی نشانگان ضربه عشق در مرحله پس از مداخله و پیگیری به ترتیب در شرکت کننده اول، ۹۵% و ۵۰%، شرکت کننده دوم ۵۰% و ۳۱% و شرکت کننده سوم، ۱۶% و ۴۱% بود. درصد بهبودی کلی برای هر سه شرکت کننده ۵۵% و ۴۱% بود. این مقدار موفقیت خوب درمان در کوتاه مدت و موفقیت متوسط در بلندمدت به حساب می آید. نتیجه گیری: می توان گفت درمان متمرکز بر شفقت با پرورش موضعی شفقت ورزانه این فرصت را فراهم می آورد که مراجعان با حضور کامل نسبت به تجربه های دردناک خویشتن، فرایند بهبودی را سپری کنند. نتایج پژوهش می تواند مورداستفاده روان شناسان و مشاوران قرار گیرد.
رابطه سواد فرهنگی والدین وهویت یابی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف رابطه سواد فرهنگی والدین و هویت یابی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر تهران انجام شد. روش: به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع توصیفی _ همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران و دانش اموزان دختر مقطع ابتدایی مناطق 22 گانه شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مناطق 4، 7 و 8 تهران به عنوان نمونه اماری انتخاب و حجم نمونه اماری با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد و شامل 270 نفر مادر و 270 نفر دانش آموز دختر می باشد داده های مزبور از طریق پرسشنامه سواد فرهنگی هیرش (1983) و هویت بنیون و آدامز (1986)جمع اوری شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین سواد فرهنگی والدین و بعد هویت آشفته دانش اموزان رابطه معنادار وجود دارد. بین سواد فرهنگی والدین و بعد هویت زود شکل دانش اموزان رابطه معنادار وجود دارد. بین سواد فرهنگی والدین و بُعد هویت تعویق افتاده دانش اموزان رابطه معنادار وجود دارد. بین سواد فرهنگی والدین و بُعد هویت پیشرفته دانش اموزان رابطه معنا دار وجود دارد. (05/0p<) نتیجه گیری: با توجه به مشکلات موجود در زمینه هویت یابی و اهمیت این دوره، والدین باید نسبت به سواد فرهنگی مجهز شده و با برنامه های کاربردی مدارس در آینده ای نزدیک نسبت به آسیب های هویت یابی حساسیت لازم را پیدا کنند.
استفاده از مدل های محاسباتی توجه بینایی در ارزیابی توجه مخاطب در چندرسانه ای های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با پیشرفت دانش و فن آوری، استفاده از چندرسانه ای ها برای آموزش گسترش زیادی یافته است. یکی از مهمترین مسائلی که مورد غفلت واقع شده است مکان توجه مخاطب در راستای انطباق چندرسانه ای های تولید شده با اهداف اولیه طراحی آنها است. مدل های محاسباتی توجه بینایی الهام گرفته از عملکرد مغز انسان می توانند این خلاء موجود را پر کنند و به عنوان ابزاری قدرتمند جهت ارزیابی نقاط توجه مخاطب چندرسانه ای آموزشی به کار گرفته شوند. روش کار: در این مقاله چندرسانه ای آموزشی طراحی شده، توسط مدل محاسباتی توجه بینایی مورد ارزیابی قرار می گیرد تا معلوم شود که کاربر انسانی در هنگام مشاهده فیلم به چه بخش هایی توجه خواهد کرد. با بهره گیری از مدل های محاسباتی توجه بینایی سعی بر کشف مکان های توجه مخاطب و مقایسه آن با داده های ردیابی چشمی گردیده تا در جهت افزایش میزان تاثیر آن بر مخاطب و بهبود کیفیت چندرسانه ای تولید شده استفاده گردد. یافته ها: در آزمایش های صورت گرفته مشخص می گردد که با ارزیابی مکان های توجه بینایی با داده های چشمی و مکان های تعیین شده توسط مدل محاسباتی توجه بینایی علاوه بر ارزیابی کیفی تاثیرات اصول به کار برده شده می توان با تغییراتی متناسب با مدل توجه در ویدئو تولید شده میزان توجه مخاطب را بالا برد و در نتیجه، با کاهش بار شناختی، اثربخشی چندرسانه ای آموزشی را افزایش داد. نتیجه گیری: نتایج شبیه سازی نشان می دهد که مدل های محاسباتی موجود بادقت قابل قبولی می توانند محل توجه بینایی را تعیین کنند که این موضوع باعث سهولت ارزیابی چندرسانه ای های آموزشی تولید شده می شود.
بازسازی تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی با استفاده از سیگنال های الکتروآنسفالوگرام با روش شبکه های کانولوشنی همبند متراکم خود رمزنگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: داده های استفاده شده در این مدل یادگیر از ثبت هم زمان تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی و سیگنال های الکتروآنسفالوگرام در حین انجام تکلیف شناختی نقاط تصادفی متحرک برای سنجش میزان اطمینان در تصمیم گیری ادراکی تشکیل شده است با یادگیری مدل می توان از داده های سیگنال های الکتروآنسفالوگرام در آینده به طور مستقل استفاده کرد. هدف این پژوهش بازسازی تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی با استفاده از سیگنال های الکتروآنسفالوگرام است این پژوهش کاربردی است که بر روی داده های ثبت شده هم زمان صورت پذیرفته است. روش کار: داده های الکتروآنسفالوگرام به عنوان ورودی مدل و داده های تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی به عنوان خروجی مدل در نظر گرفته شده و مدل یاد می گیرد که چطور از داده هایی با قالب ورودی، داده هایی از جنس قالب خروجی تولید نماید. قبل از ورود داده ها به مدل داده های ورودی برای بالا رفتن دقت مدل با حذف آرتیفکت ها با روش fastICA و تبدیل شدن به ماتریس گرامیان پیش پردازش می شود. یافته ها: مدل نسبت به سایر روش ها برتری های مناسبی را در زمان آموزش و دقت مدل نشان داده است و مدل عمیق یادگیر کانولوشنی پیشنهادی با دقت مطلوبی موفق به شبیه سازی تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی از روی سیگنال های الکتروآنسفالوگرام گردید. نتیجه گیری: با استفاده از مدل عمیق یادگیر کانولوشنی پیشنهادی می توان به ارتباط بین فضای ساختاری و فضای رفتاری مغز پی برد و آن را جهت مطالعه هر بخش، پیاده سازی نمود.
معنای زندگی از مسیر ذهن آگاهی و عمل مسئولانه: مطالعه پدیدارشناسی بر روی دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس معنا در زندگی تجربه ای است که ره یافتن به آن برای انسان پر تشویش جامعه امروزی، امری خواستنی و مطلوب قلمداد می شود. این امر به سبب تأثیری که برخورداری از معنا بر رضایتمندی و شادکامی افراد دارد قابل توجه پژوهشگران حوزه سلامت روان قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی پدیدارشناسانه روش ها و سبک هایی در زندگی افراد که منجر به تجربه معنا می شود صورت گرفته است. مطالعه حاضر پژوهشی از نوع کیفی به روش تحلیل درون مایه ای است که با بهره گیری از مصاحبه نیمه ساختاریافته در 5 گروه متمرکز و با مجموع تعداد 33 نفر، به بررسی تجربه دانشجویان ایرانی در مقاطع تحصیلی و سنی مختلف از احساس معنا و روش های دستیابی به آنها پرداخته است. راهبرد شش مرحله ای براون و کلارک (2006) برای استخراج درون مایه ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج این مطالعه در قالب یک درون مایه سایبانی «رهتوشه معنا»، دو درون مایه «ذهن آگاهی» و «عمل مسئولانه» و سه درون مایه فرعی «نگرش عاملیت»، «اقدام» و «استمرار» طبقه بندی و گزارش شده است. نتایج این مطالعه در راستای کمک به دسترس پذیر کردن تجربه معنا چه در قالب آموزش و چه درمان قابل استناد برای متخصّصین خواهد بود.
اثربخشی آموزش آنلاین مفاهیم واقعیت درمانی بر تنظیم شناختی هیجان و اضطراب مادران دانش آموزان در ایام قرنطینه ناشی از ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش آنلاین مفاهیم واقعیت درمانی بر تنظیم شناختی هیجان و اضطراب مادران دانش آموزان در ایام قرنطینه ناشی از ویروس کرونا انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون، با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دانش آموزان دختر مدارس غیرانتفاعی دوره ابتدایی ناحیه 1 آموزش و پرورش شهر قزوین در سال تحصیلی 1400-99 بود، که 30 نفر بصورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 8 جلسه بصورت مجازی تحت آموزش مفاهیم واقعیت درمانی قرار گرفتند، در این مدت گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (CERQ) (گارنفسکی و همکاران، 2006) و مقیاس اضطراب کتل (CAS)(1957) بود. یافته های به دست آمده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<) بدین معنا که آموزش آنلاین مفاهیم واقعیت درمانی موجب افزایش و بهبود تنظیم شناختی هیجان و کاهش اضطراب مادران دانش آموزان در ایام قرنطینه ناشی از ویروس کرونا شده است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت از آموزش آنلاین واقعیت درمانی می توان به عنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات روان شناختی مورد استفاده درمانگران و مشاوران قرار گیرد.
رابطه رفتارهای خودمراقبتی با آسیب پذیری روانی در بیماران قلبی عروقی با نقش واسطه ای تبعیت درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم مهر ۱۴۰۱ شماره ۷ (پیاپی ۷۶)
۱۷۶-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه رفتارهای خودمراقبتی با آسیب پذیری روانی در بیماران قلبی عروقی با نقش واسطه ای تبعیت درمانی بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی 354 بیمار مبتلا به بیمارهای قلبی عروقی در بیمارستان تخصصی قلب سیدالشهدا در شهر ارومیه در سال 1400 بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان با احتمال وجود پرسش نامه های ناقص تعداد 226 نفر از بیمارانی دارای بیماری های قلبی عروقی ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ورود ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ روش دردسترس انتخاب شدند. از پرسش نامه آسیب پذیری روانی (SCL-25، نجاریان و داوودی،1380)، پرسش نامه تبعیت درمانی (ADQ، سید فاطمی و همکاران، 2018) و پرسش نامه رفتارهای خودمراقبتی بیماران قلبی (EHFSB، ولن و همکاران، 2013) گرفته شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با نرم افزار SPSS 18 و Amos 23 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین رفتارهای خودمراقبتی و تبعیت درمانی با آسیب پذیری روانی در بیماران قلبی عروقی رابطه منفی معنی داری وجود دارد (01/0>P). رفتارهای خودمراقبتی بر آسیب پذیری روانی با نقش واسطه ای تبعیت درمانی تأثیری معادل 55/0- دارد. (01/0≥p). مدل پژوهش دارای برازش مطلوبی بود و مقدار ضریب تبیین کلی در مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم برابر با 42/0=R2 بود. این نتایج بر تاثیر عوامل شناختی رفتاری در کنترل آسیب پذیری روانی در بیماران قلبی عروقی تاکید دارد.
اثربخشی آموزش قدم های دوازده گانه انجمن معتادان گمنام بر پذیرش اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، و ولع مصرف افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۵
۳۱۰-۲۸۷
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قدم های دوازده گانه انجمن معتادان گمنام بر پذیرش اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، و ولع مصرف در افراد وابسته به مواد انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد وابسته به مواد گمنام مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر ابرکوه در سال 1399 بود. از این بین، 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه پرسشنامه پذیرش اجتماعی، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی، پرسشنامه کیفیت زندگی، و پرسشنامه ولع مصرف را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. جلسات دوازده گام انجمن معتادان گمنام بر اساس کتاب انجمن ان ای جهانی(1387) در 12 جلسه 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، تاثیر آموزش قدم های دوازده گانه در گروه آزمایش بر پذیرش اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، و ولع مصرف معنی دار بود و این برنامه آموزشی به طور معناداری باعث بهبود پذیرش اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، و کاهش ولع مصرف در افراد وابسته به مواد شد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر می توان از جلسات انجمن معتادان گمنام برای بهبود مسائل اجتماعی و روان شناختی و کاهش ولع افراد وابسته به مواد استفاده نمود.
برنامه عصب تربیت معلم: یک برنامه آموزش ضمن خدمت برای ارتقای سواد عصب- تربیت شناختی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تدوین یک چارچوب برنامه درسی برای ارتقای سطح سواد عصب تربیت شناختی معلمان به عنوان بخشی از دانش حرف ه ای آنان انجام شده است. روش کار: چارچوب برنامه درسی حاصل این مطالعه با روش مرور نظامند، از طریق مرور و ترکیب نتایج آن دسته مطالعات پیشین تدوین شده است که هدف اساسی آنها آموزش علوم اعصاب تربیتی به معلمان بوده است. یافته ها: در چارچوب تدوین شده که با عنوان «برنامه عصب_ تربیت معلم» معرفی می شود، جایگاه چهار مؤلفه اساسی یک برنامه درسی (اهداف آموزشی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای آموزشی و رویه های سنجش) تعیین شده است. در مؤلفه اهداف آموزشی، درک و نگرش معلمان درباره مفاهیم و اصول علوم اعصا ب تربیتی تقویت شود و از این طریق قابلیت ها و مهارت های تدریس آنان بهبود یابد. برای دستیابی به این اهداف، محتوای برنامه درسی بر محور مجموعه ای از موضوعات سازمان دهی می شود که عبارتند از مبانی علوم اعصاب تربیتی، روش شناسی پژوهش عصب_تربیتی، انعطاف پذیری عصبی، شناخت اجتماعی، مدل سازی محاسباتی، زبان و سواد، شناخت ریاضی، استدلال علمی، درک زیبایی شناختی، ناتوانی های رشدی و عصب افسانه شناسی. به منظور آموزش اثربخش این سرفصل پیشنهادی، محیط یادگیری باید با تکیه به رویکرد یادگیری موقعیتی و از طریق تنوعی از فرصت های یادگیری واقعی به مکانی برای حل مسئله، درگیری و مشارکت فعال معلمان تبدیل شود. برای ارزشیابی عملکرد شرکت کنندگان از روش ها و رویه های متعدد و متنوع سنجش به ویژه اشکال مختلف سنجش عملکردی استفاده شود. نتیجه گیری: طرح برنامه درسی عصب_تربیت معلم از این قابلیت برخوردار است که سطح سواد عصب_تربیت شناختی معلمان را ارتقا بخشد و به عنوان یک راهنما مورد استفاده طراحان دوره های ضمن خدمت قرار گیرد. پیشنهاد می شود تناسب تربیتی این برنامه از دیدگاه متخصصین علوم اعصاب تربیتی اعتبارسنجی شود و سپس اثربخشی آن از طریق یک طرح آزمایشی در بوته آزمون قرار گیرد.
رابطه ی هوش موفق و تمایزیافتگی خود با رضایت از زندگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه رضایت از زندگی یادگیرندگان و شناسایی عوامل مرتبط با آن در کانون توجه مطالعات مرتبط با آموزش و پرورش مثبت گرا قرار دارد. به دلیل اهمیت پیش بینی کننده های رضایت، پژوهش حاضر بررسی رابطه ی تمایزیافتگی خود و هوش موفق با رضایت از زندگی یادگیرندگان را مورد بررسی قرار داده است. روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر ارومیه بودکه 1800 نفر بودند و 318 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای مطابق جدول مورگان انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های رضایت از زندگی داینر و همکاران، تمایزیافتگی خود اسکورون و اشمیت و هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی و رگرسیون هم زمان بهره گرفته شد. یافته ها: خرده مقیاس های واکنش پذیری عاطفی و گسلش عاطفی به ترتیب با ضرایب همبستگی 370/0- و 310/0- با رضایت از زندگی رابطه معکوس دارند. ضریب همبستگی بین خرده مقیاس های هوش موفق شامل هوش تحلیلی، هوش خلاق و هوش عملی با رضایت از زندگی به ترتیب برابر 418/0، 561/0 و 483/0 بوده که نشان گر وجود رابطه ی مثبت با رضایت از زندگی می باشند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه های تمایزیافتگی خود و خرده مقیاس های هوش موفق توان پیش بینی کنندگی معنادار رضایت از زندگی را دارا هستند.
عوامل مؤثر بر موفقیت در اجرای آموزش فراگیر(مرور سیستماتیک)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر مروری سیستماتیک بر شناسایی عوامل موفقیت در اجرای آموزش فراگیر بود. پژوهش حاضر به روش مرور سیستماتیک در هش ت گام انجام شد: انتخ اب موضوع، تعیین معیارهای ورود و خروج، تعیین استراتژی جستجو با استفاده از ابزارهای موجود در پایگاه های اطلاعاتی و کلیدواژه های مرتبط استاندارد، تعیین منابع گردآوری اطلاعات (در پژوهش حاضر مناسب ترین پایگاه های اطلاعاتی موجود شامل «وب او ساینس»، «اسکوپوس»، «ساینس دایرکت»، «پروکوئیست»، «الزویر» و پایگاه اطلاعاتی فارسی زبان گنج، سید، مگی ران، نورمگز) بود. انتخاب مطالعات (از طریق مطالعه 300 چکیده مقاله)، ارزیابی کیفیت در این مرحله پس از طراحی ابزار ارزیابی کیفیت، منابع استخراج شده توسط دو نفر پژوهشگر به طور مستقل مطالعه و امتیازدهی شد که 300 مقاله مرتبط استخراج شد. در این پژوهش به طورکلی ما به برخی عناصر کلیدی که در اجرای موفق آموزش فراگیر تاثیرگذارهستند؛ رسیدیم ازجمله: نگرش های فرهنگی، حمایت های اقتصادی، کمک به مدارس برای درک چالش های خود، فناوری مناسب، یادگیری شخصی سازی شده، منابع و امکانات، نگرش، دانش و مهارت معلمان، تکنیک های آموزشی و شیوه تدریس، برنامه ریزی و برنامه درسی انعطاف پذیرو رهبری-حمایتی. امروزه اجرای برنامه های فراگیر سازی تنها به یکپارچه سازی مکانی و فیزیکی منحصر نمی شود و این امر مستلزم یکپارچه سازی کارکردی و اجتماعی و همان طور انعطاف پذیری و غنی سازی محیط های آموزشی متناسب با نیازهای فراگیران است. تراکم جمعیت کلاس درس مانع از اجرای آموزش اثربخش و رسیدگی مطلوب به دانش آموزان با نیازهای ویژه می شود. یکی از راهبردهای پیشنهادشده معلمان کاهش تعداد کل دانش آموزان در کلاس هایی است که دارای دانش آموزان با نیازهای ویژه هستند. تجهیز مدارس و ارائه امکانات مناسب از دیگر راهبردهای پیشنهادشده معلمان برای ارتقاء اثربخشی آموزش فراگیر است. به نظر می رسد که مناسب سازی فضاهای آموزشی، استفاده از ابزارهای کمکی، هوشمند سازی مدارس، تجهیز آزمایشگاه ها و ارائه هر چه بهتر خدمات توان بخشی به دانش آموزان دارای نیازهای ویژه می تواند در این زمینه تسهیل کننده امور باشد.
بررسی مولفه های روانشناسی مثبت گرا در اشعار سبک خراسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین مولفه های روانشناسی مثبت گرا بر محور نظام طبقه بندی csv با تمرکز بر توانمندی های انسان انجام شد. روش: روش پژوهش تحلیلی و توصیفی از نوع کمی بود. جامعه مورد مطالعه و نمونه 178 مورد رباعی از خیام نیشابوری و ابزار تحقیق کتابخانه ای و با استفاده از مقالات و سایت های معتبر علمی بوده است. در این پژوهش پس از انتخاب جامعه آماری شامل اشعار خیام، نخست به شرح و بررسی روانشناسی مثبت گرا، فضیلت های شش گانه و زیر مجموعه ها و اهداف آن و با تحلیل رباعیات ، مفاهیم آن را با نظام csv مارتین سلیگمن مطابقت و به استخراج داده ها پرداخته شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از جدول نشانه شناسی مولفه ها و نمودار دایره ای استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین مولفه روانشناسی مثبت گرا در اشعار خیام، تعالی و خرد و کمترین درصد مربوط به مولفه و مهمترین ویژگی اشعار خیام، ناپایداری زندگی، تاکید بر این جهان، اغتنام فرصت و تاکید بر زمان حال بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت آنچه امروزه اندیشمندان غرب تحت عنوان روانشناسی مثبت گرا ارائه کرده اند، در آثار ادبی ایران زمین با شواهدی دلکش تر و زیباتر دیده می شود، که با انسجام و استفاده روزمره از مفاهیم آن اشعار می توان، به صورت کاربردی از آثار روحی و روانی آن بهرمند شد.
ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس ارتورکسیای عصبی (ONS)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اتخاذ یک رژیم غذایی متعادل بر ارتقای سلامت انسان تأثیرگذار است. بااین حال، تمرکز مفرط روی سلامتِ خوردن ممکن است منجر به وسواس غذایی شود که به عنوان ارتورکسیای عصبی توصیف می گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه ی فارسی مقیاس ارتورکسیای عصبی (ONS) انجام شد . روش: جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 99-98 تشکیل دادند که از بین آن ها تعداد 322 دانشجو (201 زن، 121 مرد) به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های ارتورکسیای عصبی (ONS)، نگرش خوردن (EAT -26 )، وسواس فکری - عملی (OCI -R )، کمال گرایی (MPS)، انعطاف پذیری ذهنی تصویر بدن ( BI - AAQ ) و پنج عاملی شخصیت (NEO - FFI) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. یافته ها: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣلی اﮐﺘﺸﺎﻓﯽ، 2 ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﻘﺎدﯾﺮ وﯾﮋه ی ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﯾﮏ را آﺷﮑﺎر ﮐﺮد که 92/41 درصد از واریانس را تبیین کردند. شاخص های تحلیل عاملی تأییدی نیز دلالت بر برازش مطلوب مدل 2 عاملی این مقیاس داشت. پایایی کُل مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن به ترتیب 78/0 و 81/0 بدست آمد. روایی همگرا و واگرا نیز از طریق محاسبه ی همبستگی مقیاس با پرسشنامه های مذکور تأیید شد (05/0>p). همچنین، این مقیاس همبستگی مثبت و معناداری با روان رنجورخویی داشت (01/0>p) . نتیجه گیری: مقیاس ارتورکسیای عصبی از روایی و پایایی نسبتاً خوبی جهت استفاده در نمونه های ایرانی برخوردار است و می تواند ابزاری مناسب جهت استفاده در پژوهش های این حوزه باشد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مذهب محور و آموزش تاب آوری در ابرازگری هیجان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
149 - 162
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری دیابت از جمله بیماری های مزمن می باشد که مشکلات هیجانی می تواند در روند درمان آن تداخل ایجاد کند. این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مذهب محور (RCBT) و آموزش تاب آوری در ابرازگری هیجان بیماران دیابت نوع دو انجام شده است . روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل می باشد که از میان بیماران دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی ساده در سه گروه 15 نفر شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. یک گروه آزمایشی 10 جلسه 60 دقیقه ای RCBT و گروه دیگر 9 جلسه 60 دقیقه آموزش تاب آوری دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون بنفرونی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون ابرازگری هیجان با کنترل پیش آزمون در سطح اطمینان 95 درصد تفاوت وجود دارد (05/p < ). همچنین بین دو گروه درمان شناختی - رفتاری مذهب محور و آموزش تاب آوری نیز در سطح 95 درصد اطمینان تفاوت وجود ندارد (05/ 0 P < ) . نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان شناختی - رفتاری مذهب محور و آموزش تاب آوری در افزایش ابرازگری هیجان بیماران دیابتی موثر است و می تواند به عنوان یک درمان کمکی برای بیماران دیابتی مفید واقع شود.
The mediation of self-regulated learning strategies in the relationship between achievement goals and test anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study was conducted to investigate the mediation of self-regulated learning strategies in the relationship between achievement goals and test anxiety. Methods: The present study was a descriptive-correlational research. It included 408 Participants (234 female and 174 male students) of University of Birjand who were selected by convenience sampling method in 2021. Pintridge and DeGrutte self-regulatory learning strategies questionnaire (1990), Friedman and Jacob test anxiety questionnaire (1997) and Middleton and Midgley progress goals questionnaire (1997) were used to collect data and the online links of these questionnaires were provided for the participants. Descriptive and inferential statistical methods such as Pearson correlation and structural equation were used to analyze the data. Results: Findings showed that achievement goals had an effect on self-regulated learning strategies and test anxiety (p <0.05). Conclusion: Results showed that attention to self-regulated learning strategies and achievement goals was important in improving students' test anxiety. Therefore, the therapists are recommended to improve test anxiety in their treatment meetings consider self-regulation learning strategies.
تبیین الگوی ارتباط بین فردی براساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نیاز به رابطه، نیازی ذاتی در انسان هاست که زمینه ساز شکل گیری مجموعه ای از روابط در زندگی آنها می باشد. تنظیم این روابط نقش مؤثری در سلامت روانی فردی و اجتماعی انسان ها دارد و دین اسلام در این زمینه دارای نگاه ویژه ای است. هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی ارتباط بین فردی براساس منابع اسلامی برای سازمان دهی ارتباطات بین فردی است. در این پژوهش، از روش «تحلیل مفهومی محتوایی» استفاده شد. همچنین از شاخص «روایی محتوا» (CVI) به منظور تأیید روایی استنباط به عمل آمده مبتنی بر نظر ده کارشناس خبره استفاده گردید. یافته ها نشان داد الگوی ارتباط بین فردی اسلامی مبتنی بر عقل ورزی ارتباطی است؛ به این معنا که در آن، مؤلفه های ساختی «احسان » و «پرهیز از اسائه»، مؤلفه های نگهداری «استبشار» و «شکر» و مؤلفه های بازساختی ارتباط «استغفار» و «بردباری غفران» به صورت مجموعه ای و باهم به کار گرفته می شوند. هرکدام از CVI و CVR به دست آمده نیز 1 (یک) بود که نشان دهنده صحت استنباط چهار موقعیت ارتباطی از روایت مبنا در حد کاملاً مطلوب است.
آیا قدرت، ذهن را فاسد می کند؟ تأثیر قدرت بر استدلال اخلاقی و رفتار منفعت طلبانه
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
194 - 225
حوزههای تخصصی:
این مقاله به یک آزمایش تجربی می پردازد، آزمایشی انگیزشی که می کوشد به پاسخی برای این دو سؤال دست یابد: آیا قدرت رهبران بر شکل گیری استدلال ایشان پیرامون مسائل اخلاقی تأثیر می گذارد و آیا چنین استدلال هایی متعاقباً بر بروز رفتار منفعت طلبانه از سوی رهبران مؤثر است؟ در این یک آزمایش از دو مؤلفه برای تحریک و دستکاری قدرت رهبراستفاده شده است: تعداد پیروانی که بر آنها قدرت اعمال می شود (قدرت بر تعداد پیروان بیشتر در مقابل پیروان کمتر) و تعداد گزینه هایی که رهبران برای اعمال اراده خود بر دیگران در اختیار دارند. نتایج حاکیست برخورداری از قدرت بر تعداد پیروان بیشتر، استدلالهای اخلاقیِ رهبران را کاهش می دهد درحالی که برخورداری از قدرت بالاتر در اعمال اراده به آنها امکان می دهد درگیر رفتارهای منفعت طلبانه شوند. همچنین شواهدی وجود دارد دال اینکه با کاهش استدلالهای اخلاقی احتمال بروز رفتارهای منفعت طلبانه افزایش می یابد. اما تأثیر قدرت به واسطه متغیر استدلال اخلاقی نیست بلکه قدرت، نفع شخصی را در داخل و خارج از کانتکست اختیارات، فعال می کند. همچنین طبق یافته های این تحقیق، استدلال اخلاقی یک فرآیند شناختی پایدار نیست بلکه ممکن است نشانگر یک راه فرعی باشد که از طریق آن قدرت بر رفتار منفعت طلبانه تأثیر می گذارد.