ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۴۱.

اثربخشی آموزش ابراز وجود بر علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در نوجوانان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۵
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش ابراز وجود بر علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در نوجوانان قربانی قلدری بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری نوجوانان پسر قربانی قلدری مراجعه کننده به مراکز روانشناسی شیراز در سال 1403 بود. تعداد 50 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های قربانی قلدری هارتر (HBVS، 1985)، افسردگی بک (BDI-II، 1996)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (DTS، 2005) و خودگسستگی سامانی و صادق زاده (SDS، 1386) بود. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (003/0≥p) وجود دارد. بنابراین می توان با آموزش ابراز وجود به نوجوان قربانی قلدری در جهت بهبود افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی کمک کرد تا منجر به افزایش سلامت روان آن ها شود.
۴۲.

Collective Psychology: A Critical Corrective to the Dominant Influence and Control Paradigm

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۰
Objective: To critically examine the control-oriented trajectory within social psychology—characterized by covert influence, behavioral nudging, and digital dark patterns—and propose “Collective Psychology” as an ethical, liberatory corrective that re-centers democratic agency. Methods: A theoretical-critical inquiry was conducted through narrative review and conceptual analysis of peer-reviewed literature, books, and policy reports from 1960 to 2025. Thematic extraction and contrastive mapping were used to synthesize dominant influence paradigms with critical, liberation, and decolonial psychological traditions. Results: The synthesized framework comprises five interdependent principles: radical transparency, collective agency, structural healing, participatory praxis, and plural solidarity. Two irreducible paradigmatic contrasts emerged: shifting power from domination to collective capacity, and replacing covert manipulation with critical consciousness and influence literacy. These contrasts redefine psychological intervention from individual behavior modification to structural transformation and co-produced knowledge. Conclusion: Collective Psychology offers a coherent, principle-driven corrective that redirects psychological praxis away from technocratic control toward transparent, democratic solidarity. The framework provides actionable pathways for health policy, civic engagement, participatory research, and curriculum reform, demonstrating strong potential for culturally grounded adaptation.
۴۳.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۴۴.

آزمون مدل علی بهزیستی تحصیلی براساس ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا با میانجی گری خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر اردکان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل ۳۴۹۸ دانش آموز (۱۸۷۰ پسر و ۱۶۲۸ دختر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۴۶ نفر (۱۸۵ پسر و ۱۶۱ دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی و پرسشنامه خودکنترلی تانجی بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS تحلیل شد. نتایج نشان داد که ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق خودکنترلی) بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معناداری دارد. مقدار R² برای خودکنترلی 82/0 و برای بهزیستی تحصیلی 79/0 به دست آمد که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. آزمون سوبل نیز میانجی گری خودکنترلی را در رابطه بین ادراک از محیط سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی تأیید کرد (01/0>p). این نتایج بیانگر آن است که تقویت مهارت های خودکنترلی در بستر محیط های یادگیری سازنده گرا می تواند به بهبود بهزیستی تحصیلی دانش آموزان منجر شود. یافته ها بر اهمیت طراحی محیط های یادگیری مشارکتی و تعاملی تأکید دارند که علاوه بر ارتقای محتوای آموزشی، پرورش توانایی های خودتنظیمی دانش آموزان را نیز تسهیل می کنند.
۴۵.

بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۳۱۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دوره متوسطه شهر دیوانیه در سال تحصیلی 1404-1405 بودند. 382 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس پرسشنامه اضطراب امتحان (TAS، دریس کول،2007)، مقیاس حمایت اجتماعی (CASSS، مالکی و همکاران،2000) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASS، گرین و همکاران،2004) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل مسیر بود. شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش نسبتاً مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته ها نشان داد که اثر مستقیم حمایت گری معلم و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P) و اثر غیرمستقیم حمایت گری معلم و والدین نیز به واسطه ی خودکارآمدی تحصیلی بر اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، میزان حمایت گری معلمان و والدین با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی می تواند اضطراب امتحان در دانش آموزان را تبیین کند.
۴۶.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۴۲۴
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهداشت شهر ارومیه در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 32 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 16 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از مقیاس نشخوار فکری (RRS، نولن-هوکسما و مارو، ۱۹۹۱) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی کسلر (DTQ، 2002) جمع آوری شد. مداخله درمان شناختی رفتاری در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) در دو ماه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تفاوت معناداری بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون در متغیرهای نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی وجود دارد (05/0>p). همچنین بین مرحله پیش آزمون و پیگیری نیز تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>p). نتایج پژوهش نشان داد که مداخله درمان شناختی رفتاری به طور معنادار و پایدار موجب کاهش نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی شده است.
۴۷.

نقش روان درمانی با رویکرد قرآنی بر بهبود افسردگی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۸۸۵
اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالش های مهم در حیطه سلامت روان محسوب می شود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخاب شده خانم 60 ساله ی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانه دار بود که به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنه ی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاس های مذکور در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پس آزمون به نسبت پیش آزمون کاهش قابل توجهی داشته و پس از پیگیری یک ماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که روان درمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.
۴۸.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بوده اند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
۴۹.

روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۶۹۹
زمینه: اختلال بدشکل انگاری بدن اختلالی شایع بوده و تأثیرات منفی بر کیفیت زندگی افراد دارد. از طرفی روان رنجوری موجب افزایش آسیب پذیری در برابر اختلال بدشکل انگاری بدن می شود. از سویی هم حساسیت اضطرابی می تواند عامل میانجی در این رابطه باشد. با این حال، روابط میان این متغیرها در قالب یک مدل منسجم و در جمعیت متقاضیان جراحی های زیبایی نیاز به بررسی بیشتری دارد. هدف: هدف پژوهش بررسی روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی صورت بود. روش: روش اجرای پژوهش توصیفی، همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی شهرستان ارومیه برای انجام جراحی زیبایی صورت در بازه زمانی خرداد الی مرداد 1403 بود. افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به پرسشنامه های وسواسی اجباری ییل-براون برای اختلال بدشکل انگاری بدن (فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (مک کری و کاستا، 2004) و حساسیت اضطرابی (ریس و همکاران، 2001) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: بین روان رنجوری و اختلال بدشکل انگاری بدن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 p<، 193/0 =β) و حساسیت اضطرابی یک متغیر میانجی در این رابطه است. همچنین تأثیر روان رنجوری بر حساسیت اضطرابی (001/0 p<، 340/0 =β) و تأثیر حساسیت اضطرابی بر اختلال بدشکل انگاری بدن (001/0 p<، 314/0 =β) مثبت و معنادار است. مدل فرضی پژوهش نسبت به مدل های جایگزین برازش مطلوب تری داشته و می تواند به درک بهتری از عوامل مؤثر بر اختلال بدشکل انگاری بدن و ارائه راهکارهای درمانی کمک کند. نتیجه گیری: نتایج چهارچوب مناسبی از سبب شناسی اختلال بدشکل انگاری بدن فراهم آورده و می تواند در طراحی مداخلات درمانی مبتنی بر کاهش روان رنجوری و حساسیت اضطرابی برای بهبود نشانه های این اختلال در متقاضیان انواع جراحی صورت کمک کند.
۵۰.

واکاوی بسترهای شکل گیری اقدام به خودکشی در دختران نوجوان: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه: هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری اقدام به خودکشی در دختران نوجوان بود. روش: روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل دختران اقدام کننده به خودکشی مناطق آسیب خیز استان کهگیلویه و بویر احمد در سال 1404-1403 بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا مرز اشباع و نهایتاً انتخاب 14 نفر ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون کلایزی و نرم افزار MAXQDA.20 کدگذاری شدند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 66 مفهوم اولیه، 11 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شد. مضمون شرایط فردی آسیب پذیر شامل: خشم، عصبی بودن و ناآرامی، اضطراب و افسردگی، احساس بی معنایی در زندگی، عدم رضایت مندی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و درماندگی بود. مضمون زمینه های اجتماعی-فرهنگی آسیب زا شامل: آسیب های خانواده، مدرسه، همسالان و فضای مجازی بود. مضمون تجارب ناخوشایند گذشته عبارت بود از: تجربه شکست و شکل گیری روابط نامتعارف، جبر و محرومیت و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: دختران نوجوان اقدام به خودکشی را روشی برای رهایی یا گرفتن حقوق نادیده گرفته شده خود در نظر می گیرند. ضروری است تجربه زیسته آن ها در این مقوله ها جدی گرفته شود. در مجموع نتایج یافته های پژوهش، با تمرکز بر پیشگیری از عوامل منجر به اقدام به خودکشی در نوجوانان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های مداخله ای و ایجاد سیستم های حمایتی برای آنان فراهم سازد و تلویحات کاربردی حائز اهمیتی دارد.
۵۱.

مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر بهبود کارکرد های اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۳۳۳
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری این پژوهش، کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شهر تهران در سال 1404 بودند که از این جامعه، 48 نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی، (BRIEF؛ جرارد و همکاران، 2000) و پرسشنامه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی؛SNAPIV) ؛ سوانسون و همکاران، 1980) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات هر دو گروه مداخله درمان نوروفیدبک و توانبخشی شناختی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار نمرات پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری در متغیر کارکرد اجرایی افزایش یافته است (001/0P<)؛ اما تفاوت معناداری بین دو روش نوروفیدبک و توانبخشی شناختی مشاهده نشد (005/0P<). نتایج نشان می دهد که برای حداکثرسازی پایداری و انتقال به زندگی روزمره، در پروتکل های آتی، ترکیبی تلفیقی از این دو مداخله برای پوشش دادن جامع تر ابعاد نوروبیولوژیک و رفتاری نقص توجه توصیه می شود تا از پتانسیل هم افزایی آن ها بهره گیری شود.
۵۲.

واکاوی مؤلفه های پنهان در فروپاشی ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۷۲۸
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی «بی ثباتی زناشویی »زوجین در شهر ایلام است. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری « نظریه زمینه ای» است. در این مطالعه،24 نفر از مشارکت-کنندگان مذکور با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نظر براساس مصاحبه عمیق، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد، «شاخص های بی ثباتی» در ابعاد شناختی، رفتاری، عاطفی و زمانی (طول مدت زناشویی) متأثر از «موجبات علی» ازجمله؛ شناخت سطحی،کجروی اخلاقی و رفتاری، رویکرد قهری زوجین، ضعف مهارت های حل مسئله وناهمسانی همسران بوده است. در ابعاد« زمینه ای و بسترها»، یافته ها نشان می دهد، بی ثباتیِ زناشویی، متأثرازعلل واگرایی ساختاری، شکاف نسلی، نامتوازن بودن دوران گذار، دگرگونی نقش ها، ارزش ها و جامعه پذیری ناقصِ زوجین است. در بعد «استراتژی ها » بی ثباتیِ زناشویی به نقش سکوت و مدارا، احساس حقارت و مقابله، خشونت و انتقام و گرایش به طلاق می توان اشاره کرد. درنتیجه؛ «پیامدهای» این بی ثباتی شامل تشدید احساس حقارت و سرخوردگی، دگرگونی و ناکارآمدی ارزش های خانواده، بحران هویت و نا امنیِ اخلاقی است. در نهایت «راهکارهایی» ازجمله؛ بسترسازی و تقویت مراکز فرهنگ ساز، ارتقاء الگوهای مهارت های زناشویی و تقویت نظارت، درمان مراکزمشاوره برای کاهش ناپایداریِ زناشویی پیشنهاد شده است.
۵۳.

بررسی انتقادی دیدگاه لین رادر بیکر در مسئله این همانی شخصی در طول زمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
در مسئله این همانی شخصی، این پرسش بنیادین مطرح می شود که یک فرد با وجود تغییرات اساسی در طول زمان و حتی پس از مرگ، بر اساس چه معیاری همان شخص پیشین تلقی می شود. لین رادر بیکر، فیلسوف معاصر و فیزیکالیست غیرتحویل گرا، با نقد و رد معیارهایی همچون ملاک نفس، ملاک بدن و ملاک استمرار حافظه یا روان شناختی، معیار «استمرار منظر اول شخص» را به عنوان مبنای این همانی شخصی مطرح می کند. از دیدگاه بیکر، هر شخصی که منظر اول شخص خود را حفظ کند، در طول زمان و حتی پس از مرگ باقی می ماند، هرچند بدن فیزیکی خود را از دست بدهد. منظر اول شخص نزد بیکر معادل خودآگاهی و توانایی درک خویشتن به عنوان «خود» از درون و به صورت اول شخصی است. مقاله حاضر با روش تحلیلی - انتقادی به تبیین و ارزیابی دیدگاه بیکر می پردازد. با توجه به اینکه بیکر منظر اول شخص را یک ویژگی یا عَرَض می داند، از مهم ترین نقدها متوجه این نکته است که چگونه یک ویژگی می تواند بدون اتکا به یک جوهر، باقی بماند و به عنوان ملاک این همانی شخص در طول زمان و پیش و پس از مرگ عمل کند. افزون بر این، ناکامی در ارائه معیاری قانع کننده برای این همانی اشخاص انسانی، ناسازگاری با برخی آموزه های دینی و ناتوانی فلسفی در تبیین دقیق این همانی شخصی، از دیگر اشکالات اساسی وارد بر دیدگاه بیکر به شمار می آیند.
۵۴.

Examining the Impact of Self-Actualization on Quality of Work Life: The Mediating Role of Job Satisfaction among Primary School Teachers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
The present study aimed to examine the effect of self‑actualization on quality of work life with the mediating role of job satisfaction among primary school teachers in Zabol County. This study was applied in terms of purpose and descriptive–correlational in nature, using a structural equation modeling (SEM) approach. The statistical population consisted of all primary school teachers in Zabol County during the 2024–2025 academic year, totaling 288 individuals, from whom 165 participants were selected using Cochran’s formula through simple random sampling. Data were collected using Walton’s Quality of Work Life Questionnaire (1973), the Minnesota Job Satisfaction Questionnaire, and the Ahvaz Self‑Actualization Inventory (ASAI). The data were analyzed at descriptive and inferential levels, including descriptive statistics, correlation analysis, and structural equation modeling, using SPSS version 28. The results indicated that self‑actualization had a direct and significant relationship with teachers’ quality of work life and job satisfaction. In addition, quality of work life showed a direct and significant relationship with job satisfaction. The results of structural equation modeling also revealed the direct effect of self‑actualization and quality of work life on job satisfaction. Furthermore, the analysis of indirect effects showed that self‑actualization significantly influences teachers’ quality of work life through the mediating role of job satisfaction. Therefore, it can be concluded that strengthening self‑actualization and improving quality of work life can play an important role in enhancing job satisfaction and improving the professional outcomes of primary school teachers
۵۵.

نقش طرحواره های ناسازگار حوزه بریدگی و طرد در پیش بینی صمیمیت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش طرحواره های بریدگی و طرد در پیش بینی صمیمیت زناشویی انجام شد. در یک طرح همبستگی تعداد 104 نفر از مراجعه کنندگان به یکی از مراکز مشاوره شهر مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با ف رم کوتاه پرسشنامه طرح واره (SQ-SF) و سیاهه صمیمیت زوجین (MIQ) انجام شد. نتایج نشان داد که بین طرحواره های بریدگی و طرد با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<0.05). تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که طرحواره های رهاشدگی (0.44- = β)، بی اعتمادی ( 0.32- = β) و محرومیت هیجانی ( 0.27- = β) سهم منفی و معناداری در پیش بینی صمیمت زناشویی داشته و 58 درصد تغییرات آن را تبیین می کنند. به نظر می رسد طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد سهم قابل توجهی در تبیین صمیمت زناشویی دارند و لازم است در مداخلات مرتبط با زوجین بر این طرحواره ها تمرکز بیشتری صورت گیرد.
۵۶.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی انجام گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری، زوجین دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره زوج درمانی خانه تجربه شهر تهران در سال 1404 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 10 زوجی (دو آزمایش و یک گواه) جایگذاری شدند. از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010)، مقیاس سازگاری زناشویی (DAS، اسپاینر، 1976)، مقیاس کیفیت زندگی زناشویی (RDAS، باسبی و همکاران، 1995)، پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی آدلری و پروتکل 8 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی تلفیقی سیستمی برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که نمرات پیش آزمون انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (001/0p<). همچنین رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری نسبت به زوج درمانی آدلری داشت (001/0p<). بنابراین می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان مداخلات پایدار در انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی موثر هستند و رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری دارد.
۵۷.

بررسی نقش میانجی حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش والدینی و رضایت والدینی در مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش والدینی و رضایت والدینی مادران انجام شد. روش این مطالعه توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش مادران ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود و نمونه پژوهش شامل ۲۳۳ مادر بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل زیرمقیاس های حمایت از خودمختاری فرزندان (PBDQ، رید و همکاران، ۲۰۱۵)، پذیرش والدینی (PPF، برک و مور، ۲۰۱۵) و رضایت والدینی (PSOC-R، گیلمور و کاسکلی، ۲۰۲۴) بودند. داده های پژوهشی با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از برازش مدل بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که پذیرش والدینی اثر مستقیم و معناداری بر رضایت والدینی و حمایت از خودمختاری فرزندان دارد و حمایت از خودمختاری فرزندان نیز اثر مستقیم و معناداری بر رضایت والدینی دارد (۰۰۱/۰P<). همچنین، نتایج پژوهش حاضر نشان داد حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش و رضایت والدینی نقش میانجی گر ایفا می کند (۰۰۱/۰P<). نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت تعامل والدینی مبتنی بر پذیرش و استقلال در بهبود تجربه فرزندپروری تأکید می نماید و می تواند در طراحی مداخلات آموزشی برای والدین مورداستفاده قرار گیرد.
۵۸.

بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۳۷۴
زمینه: اختلال یادگیری خواندن یکی از شایع ترین اختلالات یادگیری است که می تواند موجب مشکلات بسیاری در زمینه های دیگر یادگیری، اجتماعی، هیجانی و رفتاری شود. بنابراین مداخله زودهنگام در افراد دارای مشکلات خواندن از اولویت های آموزشی و درمانی است. برای مداخله به موقع، ارزیابی و تشخیص افراد دارای اختلال خواندن گام بسیار مهمی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان انجام شد. روش: پژوهش حاضر کاربردی از نوع آزمون سازی بود. جامعه آماری دانش آموزان دوره اول دبستان شهر تهران در سال 1403-1402 بود. نمونه 700 نفر از دانش آموزان دوره اول دبستان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و با آزمون خواندن جحش مورد ارزیابی قرار گرفتند. روایی محتوا با نظر ده متخصص با استفاده از شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی شد. جهت روایی تشخیصی با مقایسه بین گروهی آزمون خواندن با استفاده از آزمون t و جهت بررسی روایی سازه تحولی با مقایسه پایه های تحصیلی در آزمون خواندن با استفاده از آزمون F و پایایی با استفاده از ضریب کودر-ریچاردسون و بازآزمایی با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ارزیابی شد. یافته ها: نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن دوره اول دبستان بین دو گروه نرمال و دارای اختلال یادگیری نشان دهنده تفاوت های معنادار در تمام خرده آزمون ها است. این نتایج نشان می دهد که کودکان دارای اختلال یادگیری در تمام جنبه های مرتبط با مهارت های خواندن به طور قابل توجهی ضعیف تر از کودکان نرمال عمل کرده اند و آزمون خواندن توانسته است به خوبی این تفاوت ها را شناسایی کند. همچنین نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن در سه پایه تحصیلی اول، دوم و سوم دبستان نشان دهنده پیشرفت معنادار مهارت های خواندن با افزایش سن و پایه تحصیلی است. به طور کلی، در اکثر خرده آزمون ها، میانگین نمرات دانش آموزان پایه های بالاتر از پایه های پایین تر بیشتر است و تفاوت ها از نظر آماری معنادار هستند (001/0 >p). نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که آزمون خواندن جحش دارای روایی تشخیصی است و می توان برای تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان از این آزمون استفاده کرد.
۵۹.

مقایسه اثربخشی آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر-فرزند در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۴۱۱
زمینه: مادران کودکان کم توان ذهنی به دلیل مشکلات ناشی از محدودیت های شناختی و رفتاری فرزند و نیاز به مراقبت های ویژه، با چالش هایی مانند استرس، کاهش تاب آوری و مشکلات در رابطه والد - فرزند روبه رو هستند. مداخلات روانشناختی مانند آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور به عنوان روش هایی برای کاهش استرس و افزایش تاب آوری معرفی شده اند. بااین حال، پژوهش های کمی به مقایسه اثربخشی این دو روش پرداخته اند. این مطالعه باهدف مقایسه تأثیر هر یک از این مداخلات انجام شده است. هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش مثبت اندیشی و درمان راه حل مدار بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک در مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۴۵ مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس تاب آوری توسط کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، مقیاس روابط والدین - کودک توسط پیانتا (1994) و مقیاس استرس درک شده کوهن و همکاران (1983) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله، آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار، استرس ادراک شده را به طور معناداری کاهش داده و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را بهبود می بخشد (01/0 >p) علاوه بر این، تفاوت معناداری در اثربخشی این دو رویکرد مشاهده نشد (01/0 p>). اثرات مثبت هر دو مداخله در طول دوره پیگیری ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار به طور مؤثری استرس را کاهش و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را در مادران کودکان کم توان ذهنی بهبود می بخشد؛ بنابراین این روش ها می تواند در برنامه های درمانی و مشاوره ای برای مادران کودکان کم توان ذهنی در مراکز روان شناسی و آموزشی مفید باشد.
۶۰.

اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۴۱۸
زمینه: با توجه به احساس گناه و سطح بازداری هیجانی در بیماران وسواسی به عنوان متغیرهای هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی به عنوان یک بعد شناختی بکارگیری راهبردهای درمانی که بتوانند با تمرکز بر زیربنایی وسواس (اضطراب) بخشی از این هیجان بازداری شده و درونی را تعدیل کنند یک ضرورت بنیادی است؛ که با رویکردهای روان پویشی کوتاه مدت می تواند قابل درمان باشد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به وسواس انجام شد. روش: پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع طرح های تک آزمودنی A-B-A است. مرحله اول این طرح (A) خط پایه، مرحله دوم (B) مرحله مداخله و پس از اتمام مرحله مداخله، مرحله پیگیری (A) انجام شد. جامعه ی آماری شامل تمامی افراد مبتلا به وسواس مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 7 شهر تهران در بازه زمانی اسفندماه 1401 تا فروردین ماه 1402 صورت گرفت و 5 نفر از افراد جامعه که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس گناه کوگلر و جونز (1992)، بازداری هیجانی کلنر (1986) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (1984) پاسخ دادند. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (دوانلو، 1997) توسط پژوهشگر در ده جلسه 45 دقیقه ای برای هر بیمار اجرا شد. در مرحله خط پایه، جلسات روان درمانی (جلسات دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم درمان) و جلسه پیگیری (45 روز بعد از درمان) مجددا شرکت کننده ها به سؤالات پرسشنامه ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی، شاخص های تغییر روند و شیب برای هر بیمار استفاده و روند تغییرات هر متغیر در طی جلسات روی نمودار به طور جداگانه نمایش داده شد. برای معناداری بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر احساس گناه (با درصد بهبودی کلی 53%)، بازداری هیجانی (با درصد بهبودی کلی 64%) و مسئولیت پذیری افراطی (با درصد بهبودی کلی 33%) با اندازه اثرهای متوسط برای احساس گناه و بازداری هیجانی و اندازه اثر ضعیف برای مسئولیت پذیری افراطی در افراد مبتلا به وسواس اثربخش است (05/0 >P). نتایج نشان داد که میزان اندازه اثر مداخله بر احساس گناه بیش از دو متغیر دیگر بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش روان درمانی پویشی فشرده ک وتاه مدت در درک عمیق تر تجربیات عاطفی، محرک ها و الگوهای آزاردهنده و توانایی تحمل آن ها را در بیماران مبتلا به وسواس فکری عملی تسهیل می کند. بنابراین پیشنهاد می شود از روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت برای کاهش احساس گناه و بهبود بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی در مبتلایان به وسواس استفاده شود. زمینه: با توجه به احساس گناه و سطح بازداری هیجانی در بیماران وسواسی به عنوان متغیرهای هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی به عنوان یک بعد شناختی بکارگیری راهبردهای درمانی که بتوانند با تمرکز بر زیربنایی وسواس (اضطراب) بخشی از این هیجان بازداری شده و درونی را تعدیل کنند یک ضرورت بنیادی است؛ که با رویکردهای روان پویشی کوتاه مدت می تواند قابل درمان باشد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به وسواس انجام شد. روش: پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع طرح های تک آزمودنی A-B-A است. مرحله اول این طرح (A) خط پایه، مرحله دوم (B) مرحله مداخله و پس از اتمام مرحله مداخله، مرحله پیگیری (A) انجام شد. جامعه ی آماری شامل تمامی افراد مبتلا به وسواس مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 7 شهر تهران در بازه زمانی اسفندماه 1401 تا فروردین ماه 1402 صورت گرفت و 5 نفر از افراد جامعه که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس گناه کوگلر و جونز (1992)، بازداری هیجانی کلنر (1986) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (1984) پاسخ دادند. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (دوانلو، 1997) توسط پژوهشگر در ده جلسه 45 دقیقه ای برای هر بیمار اجرا شد. در مرحله خط پایه، جلسات روان درمانی (جلسات دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم درمان) و جلسه پیگیری (45 روز بعد از درمان) مجددا شرکت کننده ها به سؤالات پرسشنامه ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی، شاخص های تغییر روند و شیب برای هر بیمار استفاده و روند تغییرات هر متغیر در طی جلسات روی نمودار به طور جداگانه نمایش داده شد. برای معناداری بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر نیز ا

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان