فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۰۱ تا ۴٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
اعتیادپژوهی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۹
۲۴۴-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناخت الگوی ساختار سازمانی در انجمن معتادان گمنام شهر تهران بود. روش: روش این پژوهش کیفی و از نوع نظریه گراندد تئوری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه صاحب نظران و متخصصان و اعضای پیشکسوت انجمن معتادان گمنام بود و از بین آن ها 18 نفر با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شد. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و گزینشی با استفاده از نرم افزار MAX.QDA 2020 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مقوله محوری در ساختارِ سازمانی انجمن معتادان گمنام پذیرش هدفمندی فرایند بهبودی بود. شرایط زمینه ای شامل اصول اساسی انجمن و ویژگی های سازمانی و شرایط علّی شامل باورهای بنیادین، دوگانه های انجمن و سلطه ایمان محوری بود. مقوله های دیالکتیک فرد و جامعه در انجمن، فرصت های درون انجمنی و تهدیدهای درون سازمانی نیز شرایط مداخله ای این ساختار سازمانی را تشکیل دادند. استراتژی های انجمن معتادان گمنام نیز شامل استراتژی های سازمانی و مکانیسم های بازتوانی بودند. در نهایت، مقوله شیوه های درمانی و مکانیسم بازتوانی به عنوان پیامد ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام شناسایی شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام در شیوه اجرا اگرچه موفقیت های چشمگیری داشته است، اما در ساختار قدرت که سلسله مراتبی و مبتنی بر حلقه های عمودی قدرت است و در برخی باورهای بنیادین با استحاله هویت افراد وابسته به مواد روبرو شده که انتقاد برخی از بنیان گذاران این انجمن در ایران را نیز به همراه داشته است.
مقایسه نیمرخ نشانگان روانشناختی پرستاران شاغل در بخش کرونا و غیر کرونا و رابطه آن با بهزیستی سازمانی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر باهدف بررسی تفاوت بین علائم روانشناختی پرستاران شاغل در بخش های کووید-۱۹ و سایر بخش ها و ارتباط بین این علائم روان شناختی و بهزیستی سازمانی در میان شرکت کنندگان در این گروه ها انجام شد. روش پژوهش کمی و به صورت علی-مقایسه ای (پس رویدادی) و توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران شاغل در بخش های مختلف بیمارستان آیت الله روحانی شهر بابل بین آبان و اسفند سال 1399 بود که تعداد 70 نفر از پرستاران شاغل در بخش کرونا و 70 نفر شاغل در بخش های غیر کرونا به صورت در دسترس انتخاب شدند. پرسش نامه های فهرست علائم بالینی تجدیدنظر شده (SCL-90، دروگاتیس و همکاران، 1973) و مقیاس بهزیستی سازمانی (ows، ژنگ و همکاران، ۲۰۱۵) برای جمع آوری داده ها و به منظور تجزیه وتحلیل آماری در مرحله اول از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و تک متغیره و در مرحله دوم از روش همبستگی پیرسون، استفاده شد. نتایج نشان داد بین دو گروه پرستاران شاغل در بخش کرونا و پرستاران شاغل در بخش غیر کرونا، از لحاظ متغیر پرخاشگری (088/0=Ƞ2،05/0p< ،057/9= F). و پارانویا (049/0=Ƞ2،05/0p< ،839/4= F) تفاوت وجود دارد. همچنین بین پرستاران شاغل در بخش کرونا، رابطه بین حساسیت بین فردی (348/0-=r)، افسردگی (546/0-=r)، اضطراب (353/0-=r)، پرخاشگری (351/0-=r)، فوبیا (334/0-=r)، پارانویا (303/0-=r) و روانپریشی (397/0-=r) با بهزیستی سازمانی، معکوس و معنی دار است. در نتیجه نمره ی پرخاشگری و پارانویا به صورت معناداری در پرستاران شاغل در بخش های کرونا بیشتر از پرستاران شاغل در سایر بخش ها بود و بین نشانگان روانشناختی و بهزیستی سازمانی در میان پرستاران شاغل در بخش های کرونا رابطه وجود دارد.
اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامه ریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامه ریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی صورت گرفت. این پژوهش باتوجه به هدف، کاربردی و با توجه به شیوه جمع آوری داده ها از نوع طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون -پس آزمون و گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعه کننده ب ه متخصصان روانپزشکی، درمانگاه ها و مراکز تخصصی خدمات روان پزشکی شهر تبریز در سال 1401 (مهرماه تا اسفندماه) بود که از این جامعه، نمونه ای به تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (20 نفر در هر گروه) به تصادف جایگزین شدند. جهت اندازه-گیری متغیرها، از مقیاس سنجش مانیای یانگ، آزمون دیداری عملکرد پیوسته (CPT-V)، دستگاه کرونسکوپ (زمان واکنش)، آزمون برج لندن استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه، فنون توانبخشی شناختی را دریافت نمود و برای گروه کنترل هیچ مداخله ای اعمال نشد. در نهایت، مرحله پس آزمون به مرحله اجرا گذارده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که توان بخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامه ریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی اثربخش است. مبتنی بر یافته ها می توان بیان داشت که در بهبود توانایی های شناختی بیماران دوقطبی، به کارگیری مداخلات توان بخشی می تواند زمینه ساز شرایط مساعد برای سایر مداخلات درمانی باشد.
اثر بخشی آموزش یوگا بر پرخاشگری دانش آموزان مبتلا به اختلال کاستی توجه/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
195 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اث ربخشی آموزش یوگا بر پرخاشگری دانش آموزان مبتلا به اختلال کاستی توجه/ فزون کنشی بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه تجربی، پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری 60 دانش آموز پسر 7 الی 12 سال شهر زاهدان که در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به مراکز مشاوره ارجاع داده شده بودند و با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی کودکان گادو و اسپرافکین، 1994؛ غربالگری شدند. 40 دانش آموز دارای اختلال کاستی توجه/ فزون کنشی که هم زمان نمره پرخاشگری بالایی داشتند پس از بررسی معیارهای ورود به مطالعه شناسایی شدند و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 دانش آموز) و گروه کنترل (20 دانش آموز) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) و نیز برنامه آموزش یوگا به مدت 16 جلسه 45 دقیقه ای در 8 هفته به گروه آزمایش آموزش داده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر آموزش یوگا بر پرخاشگری کلی (74/21F=، 001/0P=)، پرخاشگری بدنی (70/13F=، 001/0P=)، پرخاشگری کلامی (41/10F=، 001/0P=)، خشم (86/7F=، 008/0P=) و خصومت (43/5F=، 026/0P=) در مرحله پس آزمون و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از تأثیر آموزش یوگا بر کاهش پرخاشگری در مبتلایان به اختلال کاستی توجه/فزون کنشی بود. در نتیجه؛ برنامه ریزی برای استفاده از آموزش یوگا در کودکان ضروری و درمانگران می توانند از آموزش یوگا جهت کاهش پرخاشگری در کودکان استفاده کنند.
مقایسه اثربخشی آموزش شناختی ارتقاء امید و آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش ترس از ارزیابی منفی و رفتارهای ایمن در دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۲
1 - 39
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه اثر بخشی آموزش شناختی ارتقاء امید و آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش ترس از ارزیابی منفی و رفتارهای ایمن در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دارای نشانه های اضطراب اجتماعی بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (BFNE) لری و پرسش نامه رفتارهای ایمن (SPSBS) پینتو-گائو و سالوادور، استفاده شد. سپس کسانی که نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند به عنوان نمونه انتخاب، و به صورت تصادفی در سه گروه، (15 نفرگروه آموزش شناختی ارتقاء امید، 15نفرگروه آموزش مهارت های اجتماعی و 15 نفرگروه کنترل) گمارده شدند. برنامه آموزش شناختی ارتقاء امید و برنامه آموزش مهارت های اجتماعی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار برای گروه های آزمایشی اجرا شد و گروه کنترل هیچ کاربندی دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که آموزش شناختی ارتقاء امید و آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش ترس از ارزیابی منفی و رفتارهای ایمن دانش آموزان موثر بودند، ولی تفاوت معنی داری بین این دو روش آموزشی دیده نشد. با توجه به این یافته پیشنهاد می شود برنامه های آموزش شناختی ارتقاء امید و آموزش مهارت های اجتماعی به عنوان بخشی از برنامه آموزش ضمن خدمت مشاورین مدارس قرار گیرد.
اثربخشی الگوی آموزشی تعاملی مبتنی بر رسانه های نوین بر شادکامی و امیدواری در کودکان مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۸
182 - 205
حوزههای تخصصی:
کودکان مبتلا به بیماری دیابت، شرایط ناتوان کننده ای را تجربه می کنند، این شرایط به گونه ای است که می تواند بر شادکامی و امیدواری کودک مبتلا به دیابت تاثیر بگذارد. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تعاملی مبتنی بر رسانههای نوین بر بر شادکامی و پذیرش بیماری در کودکان مبتلا به دیابت نوع 2 بود. این پژوهش از نظر روش شناسی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مرکز درمانی گابریک و کلینیک های دیابت شهر تهران در سال 1399-1398 بود که از این جامعه نمونه ای به حجم 44 نفر (24 نفر در گروه آزمایش و 19 نفر در گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. الگو آموزشی پس از اجرای پیش آزمون برای کودکان گروه آزمایش به مدت 6 جلسه اجرا گردید. گروه کنترل آموزش روان شناختی خاصی دریافت نکرد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوی آموزش تعاملی مبتنی بر رسانه های نوین بر شادکامی و امیدواری روانی کودکان دیابتی تاثیر معنادار دارد (05/0p<). براساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت الگوی آموزش تعاملی مبتنی بر رسانه های نوین می توان به عنوان روش مداخله ای کودکان مبتلا به دیابت در کنار درمان دارویی مورد استفاده قرار گیرد.
واژگان کلیدی: الگوی آموزشی تعاملی مبتنی بر رسانه های نوین، شادکامی، امیدواری، کودکان مبتلا به دیابت نو ع 2
رابطه رهبری یادگیری محور و عاملیت معلم: نقش میانجی اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات اخیر نشان می دهد که عاملیت معلم نقش مهمی در تقویت ظرفیت یادگیری معلمان برای تدریس و یادگیری ایفا می کند و به نوبه خود بر بهبود عملکرد مدارس اثرگذار است . عاملیت معلم، بیانگر قابلیت وی در انجام اقدامات هدفمند و سازنده به منظور هدایت مسیر رشد حرفه ای خود و کمک به بهبود کیفیت آموزش است. با توجه به نقش عاملیت معلم در بهبود یادگیری در مدارس، جستجوی پیشایندهای این سازه مهم می تواند یکی از دغدغه های پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت باشد. با این رویکرد، هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش اعتماد در رابطه بین رهبری یادگیری محور و عاملیت معلم بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان مقطع ابتدایی استان همدان بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 102 نفر به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها سه پرسش نامه رهبری یادگیری محور، اعتماد معلم و عاملیت معلم بودند که توسط لیو و همکاران (a2016) و (b2016) تدوین و اعتباریابی شده اند. روایی و پایایی پرسش نامه ها در دو سطح مورد بررسی قرار گرفت. قبل از اجرای پرسش نامه ها روی نمونه اصلی، روایی آن ها با استناد به نظر متخصصان و پایایی آن ها با استناد به ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. پس از اجرای پرسش نامه ها نیز از روایی همگرا، روایی واگرا، همسانی درونی و پایایی ترکیبی ابزارهای پژوهش به عنوان بخشی از تجزیه و تحلیل داده ها اطمینان حاصل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از الگو یابی معادلات ساختاری مبتنی استفاده شد. یافته ها نشان داد که رهبری یادگیری محور پیش بینی کننده معنی دار اعتماد و عاملیت معلم بود. همچنین اعتماد معلم پیش بینی کننده معنی دار عاملیت معلم بود. این یافته ها بیانگر نقش میانجی اعتماد در ارتباط بین رهبری یادگیری محور و عاملیت معلم است. یکی از نکات قابل تأمل در یافته های پژوهش این است که اثر غیرمستقیم رهبری یادگیری محور بر عاملیت معلم (با واسطه متغیر اعتماد) بیش از اثر مستقیم آن است و این امر به خوبی نقش اعتماد را در پیوند بین رهبری مدیران و عاملیت معلمان نشان می دهد. بنابراین به مدیران مدارس توصیه می شود از طریق کاربست رفتارهای رهبری یادگیری محور و تلاش برای ایجاد فضایی مبتنی بر اعتماد در مدرسه، به افزایش پویایی و عاملیت معلمان کمک کنند.
رابطه اهداف پیشرفت و باورهای هوشی با خودکارآمدپنداری تحصیلی: نقش میانجی انتظارات آموزشی والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نگرش دانش آموزان نسبت به توانایی های خود در فعالیت های آموزشی، پیش بینی کننده مهم پیامد تحصیلی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انتظارات آموزشی والدین در روابط بین اهداف پیشرفت و باورهای هوشی با خودکارآمدپنداری تحصیلی دانش آموزان متوسطه یکم انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد پژوهش شامل تمامی دانش آموزان متوسطه دوره یکم شهرستان فاروج (خراسان شمالی) در سال 1400 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 329 دانش آموز متوسطه دوره یکم بود که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس خودکارآمدپنداری دانش آموز (جینگز و مورگان، 1999)، مفیاس اهداف پیشرفت (الیوت و مک گریگور، 2001)، مقیاس نظریه های ضمنی درباره هوش (عبدالفتاح و ییتس، 2006)، و مقیاس آرزوها و انتظارات آموزشی برای نوجوانان (جاکوب، 2010) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و22 Amos تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای باو رهای هوشی افزایشی، اهداف پیشرفت، خودکارآمدپنداری تحصیلی، و انتظارات آموزشی والدین همبستگی معناداری وجود دارد (05/0> p). تأثیر اهداف پیشرفت به انتظارات آموزشی والدین (57/0)، هوش افزایشی به انتظارات آموزشی والدین (43/0)، و انتظارات آموزشی والدین به خودکارآمدپنداری تحصیلی ( 85/0) در سطح مثبت و معنادار است (001/0> p). همچنین در مدل ارائه شده، اثرات باورهای هوشی افزایشی و اهداف تسلط گرایشی به واسطه انتظارات آموزشی والدین بر خودکارآمدپنداری تحصیلی از نظر آماری معنادار و مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: باورهای انگیزشی و شناختی دانش آموزان گرچه به طور مستقیم بر خودکارآمدپنداری تحصیلی آنها تأثیر می گذارند، که همچنین می توانند به واسطه تأثیرگذاری بر انتظارات آموزشی والدین، بر خودکارآمدپنداری تحصیلی آنها اثرگذار باشند.
Teachers’ burnout and students’ language achievement during COVID-19 pandemic: A case of online education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study was an attempt to investigate the relationship between teachers’ sense of burnout and students’ language achievement in their online classes. To this end, 40 male and female English as a Foreign Language (EFL) teachers and 100 EFL learners were randomly selected from both public schools and private language institutes. The Oxford Placement Test (OPT) and MBI-ES questionnaire were employed as the instruments of the present study. The researcher distributed MBI-ES questionnaire among the teacher participants and also used OPT test and gave it to 100 students of each class in order to measure their achievement and their language performance. The present study used Pearson correlation in order to find the correlation between the aforementioned variables. Then, after collecting the data about the two above-mentioned variables, the results revealed that there is no significant relationship between teachers’ sense of burnout and students’ language achievement during the Covid-19 pandemic.
اعتبارسنجی نسخه فارسی مقیاس پریشانی مرگ و مردن در بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته که امید به زندگی پایینی دارند تجربه رایجی است. مطالعه حاضر ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس پریشانی مرگ و مردن در بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته را مورد بررسی قرار داده است. شرکت کنندگان در این مطالعه شامل 200 بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته (102 نفر زن و 98 نفر مرد) مراجعه کننده به بیمارستان ها و کلینیک های سطح شهر تهران بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان در این پژوهش 71/9±73/37 سال بود. شرکت کنندگان نسخه فارسی DADDS و مقیاس سلامت بیمار (PHQ-9) و مقیاس کوتاه اضطراب فراگیر (GAD-7) را تکمیل کردند. ویژگی های روان سنجی نسخه پارسی DADDS با استفاده از همسانی درونی، پایایی باز آزمایی، روایی همگرا بر اساس همبستگی با نمرات (PHQ-9 و GAD-7) و روایی سازه با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) جهت ارزیابی برازش ساختار تک عاملی و دوعاملی از نسخه انگلیسی DADDS مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که نسخه فارسی DADDS دارای پایایی مطلوب (همسانی درونی بین 67/0 تا 91/0 و پایایی باز آزمایی بین 73/0 تا 89/0) و روایی همگرای مناسب از طریق همبستگی با PHQ-9 و GAD-7 در دامنه بین (47/0 تا 51/0) قرار داشت. همچنین با توجه به اعتبار سازه، SEM نشان داد که مدل دوعاملی بهترین مدل برازش برای DADDS در زبان پارسی است.یافته های پژوهش ما نشان داد که نسخه پارسی DADDS یک مقیاس دوعاملی معتبر است که پریشانی مربوط به کوتاهی زمان ادراک شده و روند مرگ در افراد مبتلا به سرطان پیشرفته در ایران را ارزیابی می کند.
روابط ساختاری عامل های شخصیتی و کارکردهای خانوادگی در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان با واسطه گری سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۲
227 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سرمایه روانشناختی در رابطه با پیش بینی افکار خودکشی با توجه به عامل های شخصیتی و کارکردهای خانوادگی در بین دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاههای تبریز بود. مطالعه حاضر از نوع مطالعات همبستگی به روش مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز بودند. نمونه انتخابی شامل 240 نفر از بین جامعه آماری مورد نظر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش عبارتند از: پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت، مقیاس سنجش عملکرد خانواده و پرسشنامه سرمایه های روان شناختی، پرسشنامه افکار خودکشی بک. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که عامل های شخصیت هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق نقش میانجی سرمایه های روانشناختی توانایی پیش بینی افکار خودکشی را دارد اما کارکرد خانواده فقط به صورت مستقیم توانست افکار خودکشی را پیش بینی نماید. بنابراین افکار خودکشی متاثر از عامل های شخصیت و کارکرد خانواده می باشد. بر این اساس مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. از این یافته میتوان برای طراحی مداخله و رویکرد جامع کاهش آسیب های روانشناختی و خودآسیب رسان در جامعه دانشجوئی استفاده کرد.
اعتبار یابی پرسشنامه ی ویژگی خودشئ گرایی
حوزههای تخصصی:
نگریستن به شکل بدن زنان به عنوان یک کالا و شیء جنسی سبب بروز رفتارهای نابهنجاری در زنان شده است که یکی از پیامدهای این رویکرد، این است که دختران وزنان خود را شیء تلقی کنند. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر باهدف بررسی شاخص های روان سنجی پرسشنامه ی ویژگی خودشئ گرایی انجام شد. بدین منظور، 200 نفر از افراد مؤنث 18 سال و بالاتر مراجعه کننده به باشگاه های ورزشی شهر شیراز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های ویژگی خود شیءگرایی و نگرانی نسبت به تصویر بدن پاسخ دادند. اعتبار پرسشنامه ی ویژگی خود شیءگرایی به شیوه ی همسانی درونی، همبستگی دونیمه سازی اسپیرمن-براون و گاتمن بررسی شد که برای عامل ظاهر مدار ضرایب 81/0، 82/0 و 82/0 محاسبه شد و ضرایب 85/0، 84/0 و 86/0 برای عامل صلاحیت مدار برآورد گردید. همچنین روایی این پرسشنامه به روش تحلیل عامل تأییدی و روایی هم زمان، با پرسشنامه ی نگرانی نسبت تصویر بدن محاسبه شد. در تحلیل عامل تأییدی، نشان داد که داده های این تحقیق با مدل دوعاملی پرسشنامه ی ویژگی خود شیءگرایی برازش دارد. ضرایب همبستگی نمره ی کل ویژگی خود شیءگرایی با نمره ی کل نگرانی درباره ی تصویر بدن (40/0r=)، و زیر مقیاس های نارضایتی از ظاهر (42/0r=) و تداخل در عملکرد اجتماعی (39/0r=) معنادار بود. نتیجه نهایی این که فرم فارسی پرسشنامه ی ویژگی خود شیءگرایی از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و از این ابزار می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
اثر ترکیب آموزش حافظه کاری و کنترل توجه به ولع مصرف کنترل تکانه وحافظه کاری معتادان به اپیوئید ها: کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده و کنترل شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر باهدف پاسخگویی به این پرسش انجام شد که آیا مداخله ترکیب آموزش حافظه کاری با آموزش کنترل توجه بر کاهش ولع مصرف،کاهش تکانش گری و افزایش حافظه کاری بیماران مبتلابه مصرف اپیوئید تحت درمان نگهدارنده با متادون مؤثر است؟
مواد و روش ها این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده و کنترل شده بود. از مراجعین کلینیک های ترک اعتیاد سطح شهر مشهد، تعداد 50 نفر که واجد معیارهای ورود بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش و اهداف مطالعه قبل از امضای فرم رضایت آگاهانه به طور کامل برای آن ها توضیح داده شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی تعداد 25 نفر در گروه آزمایش و تعداد 25 نفر در گروه کنترل جایگذاری شدند. برای گروه آزمایش نحوه استفاده از مداخله توضیح داده شد و اپلیکیشن موبایل در اختیار آن ها قرار گرفت. برای ارزیابی این افراد پیش از مداخله و پس از پایان مداخله از ابزارهای اندازه گیری برای سنجش ولع مصرف از پرسش نامه سنجش وسوسه مصرف مواد پس از ترک، برای سنجش تکانش گری از مقیاس تکانش گری بارات و برای سنجش حافظه کاری از خرده مقیاس فراخنای ارقام از حافظه کاری وکسلر استفاده شد. از درصد و توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار برای پردازش اطلاعات توصیفی و از آزمون پارامتریک تحلیل کوواریانس چندمتغیره برای تحلیل های استنباطی استفاده شد.
یافته ها ترکیب آموزش حافظه کاری با آموزش کنترل توجه تأثیر معناداری بر کاهش ولع مصرف و تکانش گری بیماران در گروه آزمایش نسبت گروه کنترل داشته است و تأثیر معناداری بر افزایش حافظه کاری گروه آزمایش نسبت گروه کنترل نداشته است (0/05>P).
نتیجه گیری یافته های پژوهش حاضر حاکی از این است که مداخله ترکیب آموزش حافظه کاری با آموزش کنترل توجه می تواند مداخله کمکی مؤثری در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون باشد. کاهش تکانش گری و ولع مصرف را در بازه زمانی 4 هفته و صرف زمانی کوتاه برای این تمرین جدید شناختی نیز می توان مشاهده کرد. باتوجه به اینکه در این نوع درمان کمکی درمانگر یا پژوهشگر در کنار شرکت کنندگان هنگام انجام تمرین، حضور فیزیکی ندارد، لازم است به ایجاد ویژگی هایی که باعث جذابیت بیشتر اپلیکیشن های بازتوانی شناختی و کاربری آسان تر برای افراد می شود توجه بیشتری کرد. می توان در پژوهش های آینده اپلیکیشن بازتوانی عصبی را در اختیار جوامع پژوهشی غیرمبتلا به اعتیاد که دارای نقص شناختی می باشند، قرار داد تا تأثیر آن مورد سنجش قرار گیرد.
الزامات تحقق ازدواج آسان از نگاه نخبگان و دانشجویان دختر؛ یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ازدواج و سهولت در اقدام به آن یکی از نیازهای انسان است که این پژوهش با هدف شناسایی الزامات تحقق ازدواج آسان انجام شده است. روش: روش مطالعه کیفی و براساس رویکرد تحلیل مضمون است. جامعه مورد مطالعه بانوان نخبه و دانشجویان دختر تحصیلات تکمیلی استان کرمانشاه در سال 1402 بودند که به شیوه نمونه گیری نظری و هدفمند، با توجه به اصل اشباع نظری 12 نفر از آنان مورد مصاحبه قرار گرفتند. جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با مصاحبه های عمیق نیمه ساخت-یافته و تجزیه و تحلیل آن ها با الگوی کلایزی انجام شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل اطلاعات منجر به پیدایش سه عنوان کلی مقدمات، بسترها و شرایط لازم (با 4 مقوله فرعی اهداف ازدواج، ارزش های دینی و انسانی، منابع و امکانات و عوامل و شرایط اقتصادی و اجتماعی )، عوامل فنی و اجرایی (با 4 مقوله فرعی حمایت از جوانان، ضمانت ها، طرفین ازدواج و برگزاری مراسم) و آثار و نتایج ازدواج آسان (با 2 مقوله فرعی آثار و نتایج اولیه و آثار و نتایج ثانویه) همراه با 90 مضمون فرعی و 218 مفهوم کلی گردید. نتیجه گیری: بررسی الزامات و راهکارهای تحقق ازدواج آسان نشان می دهد که تحقق این امر نیازمند همکاری همه-جانبه و یک حرکت جهادی توسط عموم نهادها و مردم است که زمینه ساز افزایش میزان ازدواج از یک سو و تقویت بنیان خانواده از سوی دیگر است و می تواند به عنوان الگویی کاربردی در جوانب مختلف زندگی یاریگر جوانان و خانواده ها باشد.
The Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy on Chronic Pain and Cognitive-Emotional Regulation in Patients with Irritable Bowel Syndrome(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۶, Issue ۴ - Serial Number ۱۸, Autumn ۲۰۲۳
33 - 44
حوزههای تخصصی:
Objective: Irritable bowel syndrome is a chronic and debilitating digestive disorder that is more common in people with psychological disorders than in the general population. This study is aimed at the effectiveness of cognitive-behavioral therapy in the mitigating of chronic pain and cognitive-emotional regulation in patients with Irritable bowel syndrome. Method: This study investigates the efficacy of cognitive-behavioral therapy on chronic pains and cognitive emotion regulation in patients with IBS. The research method is quasi-experimental with a pretest-posttest and control group and a six-month follow-up. All patients with IBS who had presented to the Shariati Hospital of Tehran and Masoud Gastroenterology and Liver Clinic from autumn 2019 to winter 2020 comprised the statistical population. The sample size was 48 people selected by convenience sampling, then divided into an experimental group and a control group using a block randomization procedure (with each group containing 24). Chronic Pain Grade Scale and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire were the research tools provided to the two groups. However, the control group remained on the waiting list and received no interventions. The cognitive-behavioral therapy intervention was performed for the experimental group for eight 90-minute sessions. Descriptive statistics and Repeated Measures analyzed research data.Results: Findings indicated that cognitive-behavioral therapy reduced chronic pain and increased cognitive regulation (p>0.01). This efficacy remained stable until a six-month follow-up (p>0.05).Conclusion: This finding can also be associated with reducing and improving cognitive emotion regulation within psychological interventions planning vision among patients with IBS, and thus have clinical usages.
مقایسه اثربخشی درمان عاطفه هراسی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودآگاهی هیجانی و ادراک رنج بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عاطفه هراسی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودآگاهی هیجانی و ادراک رنج بیماران مبتلا به درد مزمن بود.روش : این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل با مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به درد مزمن مراجعه کننده به مراکز درمان درد شهر اصفهان در سال 1402 بودند. تعداد 45 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و با جایگزینی تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. ابزار ها شامل پرسشنامه ی خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002) و پرسشنامه ی ادراک رنج اسچالز و همکاران (2010) بود. گروه آزمایش اول هشت جلسه ای درمان عاطفه هراسی پروتکل مک کالو (2003) و گروه دوم هشت جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد پروتکل داهل (2015) دریافت نمودند. گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. داده ها با استفاده از SPSS-23 و روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو مداخله در افزایش خودآگاهی هیجانی و کاهش ادراک رنج بیماران در پس-آزمون و پیگیری موثر بوده اند(05/0>p). بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در میانگین پس آزمون و پیگیری خودآگاهی هیجانی وجود داشت و درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عاطفه هراسی اثربخشتر بود (05/0>p). بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در پس آزمون و پیگیری ادراک رنج وجود نداشت (05/0<p).نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که این دو درمان در ارتقای سلامت روان بیماران مبتلا به درد مزمن موثر بوده و می توانند جهت کاهش مشکلات روانشناختی در مراکز درمان درد استفاده شوند.
تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و نگرش به زایمان طبیعی در زنان باردار
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و نگرش به زایمان طبیعی زنان باردار بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. جامعه ی آماری در این پژوهش شامل همه ی زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان میلاد در شهر تهران در سال 1400 بودند. گروه نمونه مشتمل بر 30 زن باردار بود که به صورت دردسترس انتخاب شده و به تصادف در دو گروه 15 نفری قرار گرفتند. انتخاب گروه نمونه به صورت هدفمند و جایگذاری آن ها در دو گروه به صورت تصادفی بود. پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی شرکت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در پایان در هر دو گروه پس آزمون اجرا شد و پس از دو ماه مرحله پیگیری اجرا شد. ابزار پژوهش شامل مقیاس خواب آلودگی آپوورث (1991) و پرسشنامه نگرش به زایمان طبیعی هارمن (1988) بودند. داده های پژوهش پس از بررسی و تایید مفروضات آماری با روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها تاثیر آموزش ذهن َآگاهی بر بهبود کیفیت خواب و نگرش به زایمان طبیعی را در زنان باردار مورد تائید قرار داد(p<0.05). همچنین تفاوت بین مراحل پس آزمون - پیگیری در معنی دار نبود که بیانگر ماندگاری اثر آموزش در مرحله ی پیگیری بود (p>0.05).
اثربخشی بخشش درمانی بر بهزیستی روانی مادران بدرفتاری شده در دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بخشش درمانی بر بهزیستی روانی مادران بدرفتاری شده در دوران کودکی بود. روش : پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه لیست انتظار بود. جامعه آماری شامل مادران مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد در سه ماهه دوم سال ۹۸ بود که در دوران کودکی مورد سوء رفتار قرار گرفته بودند. تعداد 30 نفر از این مادران به روش در دسترس انتخاب و به تصادف، در دو گروه آزمایش(15 نفر) و لیست انتظار(15 نفر) گمارده شدند.آزمودنی های گروه آزمایش 12 جلسه یک ساعته تحت بخشش درمانی قرار گرفتند و گروه لیست انتظار هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. داده ها با پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف جمع آوری شدند و جهت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها : تحلیل داده ها نشان داد بخشش درمانی بر بهزیستی روانی تاثیر مثبت معنی داری داشته است. همچنین این درمان به افزایش خودمختاری،تسلط بر محیط، رشد شخصی، روابط مثبت با دیگری، هدف گزینی در زندگی و پذیرش خود منجر می شود. در نتیجه بخشش درمانی، بهبود بهزیستی روانشناختی مادران بد رفتاری شده در گستره زندگی را در پی دارد.
نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه بین تئوری ذهن و تصمیم گیری پر خطر در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
135 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه بین تئوری ذهن و تصمیم گیری پرخطر دانش آموزان دختر بود. طرح پژوهش توصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری است. این پژوهش از لحاظِ هدف در زمره ی پژوهش های کاربردی قرار دارد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر مقاطع متوسطه اول و دوم (13 تا 18 سال) شهرستان خمینی شهر در سال 1400 بود که 300 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه-ی هوش هیجانی شات (1998) و آزمون های نرم افزاری خطرپذیری بادکنکی بارت لجئوز و همکاران (2002) و ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) جمع آوری شد. در بخش تجزیه و تحلیل آمار استنباطی از مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار ایموس استفاده شد. نتایج نشان داد که تئوری ذهن بر هوش هیجانی تاثیر مثبت و معناداری دارد(05/0 p< و با ضریب اثر23/0)، تئوری ذهن بر تصمیم گیری پر خطر تاثیر مثبت و معناداری دارد (05/0 p< و با ضریب اثر 13/0)، هوش هیجانی بر تصمیم گیری پر خطر تاثیر مثبت و معناداری دارد (05/0 p< و با ضریب اثر 0/18) و نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه بین تئوری ذهن و تصمیم گیری پر خطر معنادار شد (001/0 p< و با ضریب اثر 04/0). نهایتا یافته ها حاکی از آن بود که تئوری ذهن و هوش هیجانی نتوانستند عملکرد تصمیم گیری پرخطر را در نوجوانان بهبود بخشند.
مدل علی رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و استرس ادراک شده و نقش واسطه ای تاب آوری خانواده (مورد مطالعه: پرستاران بیمارستان توحید)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
50 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مدل علی رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و استرس ادراک شده و نقش واسطه ای تاب آوری خانواده پرستاران بیمارستان توحید بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ روش شناسی همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 210 نفر از پرستاران بیمارستان توحید است که از این تعداد 144 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد مقیاس تاب آوری خانواده سیکسبی (۲۰۰۵)؛ پرسشنامه تنظیم هیجان (برکینگ و زنوج، 2008 ب) و پرسشنامه استرس ادراک شده (فلیگ و همکاران، 2005) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از رویکرد مدل معادلات ساختاری با استفاده از دو نرم افزار pls و Spssاستفاده شد. نتایج نشان داد که تنظیم شناختی بر استرس ادراک شده تأثیر منفی و معناداری (001/.a=)؛ تنظیم شناختی بر تاب آوری خانواده تأثیر مثبت و معناداری(001/.a=)؛ تاب آوری خانواده بر استرس ادراک شده تأثیر منفی و معناداری (001/.a=)و تأثیر میانجی گری تاب آوری خانواده در رابطه تنظیم شناختی بر استرس ادراک شده تائید شد(001/.a=). باتوجه به نتایج تحقیق می توان از مهارتهای تنظیم هیجان و تاب آوری خانواده جهت کاهش استرس ادراک شده پرستاران استفاده کرد.