ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۴۱.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شهر تبریز در سال 1402 بودند. از این جامعه آماری، 45 کودک به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه، طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه های آزمایشی با توجه به گروهی که در آن قرار داشتند 9 جلسه درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه یا 8 جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سنجش اضطراب جدایی- نسخه والدین، چک لیست تنظیم هیجان و مقیاس حساسیت اضطرابی کودکان بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی مؤثر هستند. همچنین درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش حساسیت اضطرابی و مؤلفه منفی گرایی تنظیم هیجانی نسبت به طرحواره درمانی مؤثرتر عمل کرده است. نتیجه گیری: مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش نشانه های اضطرابی و مشکلات هیجانی کودکان پیش دبستانی رویکرد درمانی مناسب تری است.
۱۴۲.

پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش با هدف پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی انجام شد. طرح پژوهشی حاضر تبیینی و از نوع همبستگی با تکنیک معادلات ساختاری (رگرسیونی) بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان در سالتحصیلی 03-1402 به تعداد 6701 نفر بود. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (1970) 364 نفر درنظر گرفته شد. نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی طبقه ای نسبی با طبقه بندی دانشجویان بر اساس جنسیت و دانشکده انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه نشاط ذهنی حالتی ریان و فردریک (1997)، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه هوش اخلاقی لنیک و کیل (2011) گردآوری و با استفاده از روش آماری رگرسیون خطی در متن مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ویرایش 21 تحلیل شد.یافته ها:نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد که تاب آوری بصورت کل به میزان 0.491 واحد در تبیین واریانس متغیر نشاط ذهنی بصورت مستقیم تاثیر دارد (0.01< p). اما در مورد تاثیر غیرمستقیم تاب آوری بر نشاط ذهنی از طریق هوش اخلاقی، نتایج نشان داد که تاب آوری از طریق هوش اخلاقی تاثیر منفی و معناداری به میزان 0.192- واحد بر نشاط ذهنی دارد (0.05< p). همچنین تاب آوری به میزان 0.68 واحد در تبیین واریانس نشاط ذهنی و به میزان 0.71 واحد در تبیین واریانس هوش اخلاقی هردو بصورت مستقیم تاثیر دارد
۱۴۳.

مقایسه مؤلفه های کارکردهای اجرایی ذهن (برنامه ریزی - سازماندهی) مغز و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا شناخته می شوند که مسئولیت کنترل، نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف مقایسه برنامه ریزی سازماندهی و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری شامل دو گروه مستقل از حافظان کل قرآن ثبت شده در بانک اطلاعات دارالقرآن مرکزی استان تهران و مقایسه آن با گروه سنی و تحصیلی مشابه در افراد عادی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای سنجش برنامه ریزی سازماندهی از کارت های ویسکانسین و برای سنجش خرد از پرسش نامه خرد آردلت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که حافظان قرآن در شاخص های کارکردهای اجرایی یعنی برنامه ریزی سازماندهی عملکرد بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که سطح خرد در میان حافظان قرآن به طور معناداری بالاتر از گروه مقایسه است. این یافته ها نشان می دهد که حفظ قرآن کریم می تواند علاوه بر تقویت جنبه های شناختی، در ارتقای خرد نیز مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و تربیتی برای بهبود کارکردهای شناختی و پرورش خرد در سطوح فردی و اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۴۴.

مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی-هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انجام شد و 330 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی-هیجانی، پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی، پرسشنامه ذهن آگاهی پنج وجهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که ذهن آگاهی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 251/0 بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و با ضریب اثر 494/0- بر کارکردهای اجرایی دارد. همچنین، کارکردهای اجرایی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 457/0- بر شایستگی اجتماعی-هیجانی دارد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد که ذهن آگاهی از طریق کارکردهای اجرایی بر شایستگی های اجتماعی-هیجانی اثر غیرمستقیم معنی داری به صورت مثبت دارد (003/0=P، 226/0=β). با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که ذهن آگاهی و کارکردهای اجرایی نقش قابل توجهی در شایستگی اجتماعی هیجانی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین دارند و بایستی در مداخلات روانشناختی به تقویت این ظرفیت های شناختی و هیجانی توجه ویژه ای صورت گیرد.
۱۴۵.

تبیین الگوی ارتقای سلامت اداری-آموزشی در نظام دانشگاهی ایران: نقش محوری رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش، تبیین یک الگوی جامع و بومی برای ارتقای سلامت اداری-آموزشی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر نقش محوری رهبری آموزشی است. روش شناسی پژوهش : پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه امر (اساتید، مدیران، کارشناسان اخلاق حرفه ای و منابع انسانی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار  MAXQDA2020 انجام شد. یافته ها : از تحلیل داده ها، 66 کد باز، 10 مقوله محوری و 4 مقوله انتخابی استخراج گردید که در قالب یک مدل پارادایمی شامل چهار لایه اصلی سازماندهی شد که عبارتند از: لایه هنجارهای ارزشی با مؤلفه های (اخلاقی-تربیتی و حمایتی)، لایه سازمانی با مؤلفه های (عوامل درون سازمانی و برون سازمانی)، لایه اقدامات عملی با مؤلفه های (ظرفیتی-آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و قانونی) و لایه راهبردهای خاص با مؤلفه های (فرهنگی-آموزشی، سازمانی-نهادی و قانونی-هنجاری). روایی مقوله ها و مؤلفه های مدل با شاخص های روایی محتوایی (CVR  و  CVI) و پایایی آن ها نیز با روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. شواهد مصاحبه نشان می دهد رهبری آموزشی محرک اصلی فعال سازی این لایه هاست. بحث و نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی نشان می دهد که ارتقای سلامت اداری-آموزشی فرآیندی چندلایه و نظام مند است که رهبری آموزشی با ایفای نقش تحول آفرین و اخلاق محور، می تواند در یکپارچه سازی این لایه ها و ایجاد تغییر پایدار مؤثر باشد. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی و مبتنی بر داده های زمینه ای است که نقش راهبردی رهبری آموزشی را در پیوند ابعاد ارزشی، ساختاری و عملیاتی سلامت اداری-آموزشی تبیین می کند.
۱۴۶.

نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در دانشگاه تهران می پردازد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران به تعداد 565 نفر است که با استفاده از روش کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده، 229 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شدند. برای متغیر سبک نظارتی رهبران از پرسشنامه پرادان و همکاران (2020)، سکوت سازمانی دانایی فرد و پناهی (1389) و بی تفاوتی سازمانی واکولا و بورادوس (2005) بهره گرفته شد. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. شایان ذکر است که ضریب پایایی متغیر سبک رهبری نظارتی (72/0)، سکوت سازمانی (75/0) و بی تفاوتی سازمانی (76/0) بدست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی و بی تفاوتی سازمانی تأثیرگذار است. همچنین، بی تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی دارد. سرانجام، سبک رهبری نظارتی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی، تأثیر قابل توجهی بر کاهش سکوت سازمانی دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش می تواند نشان دهد که سبک رهبری نظارتی، که بر کنترل و نظارت بر عملکرد کارکنان تأکید دارد، می تواند به سکوت سازمانی منجر شود. نتایج این پژوهش به مدیران سازمان های آموزشی کمک می کند تا با به کارگیری سبک های رهبری مناسب، زمینه های ارتقاء بهره وری و کاهش مشکلات سازمانی را فراهم کنند.
۱۴۷.

پیش بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه ای سبک های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
  هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری بود.   روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)،  نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم افزار smartpls استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می کنند.   نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت پرورش مهارت های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.
۱۴۸.

طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
تغییرات الگوی ازدواج در ایران طی دهه های اخیر، با فقدان مداخلات علمی، یکسان سازی مفهومی و فرایندهای آموزشی مرتبط با تشکیل خانواده همراه بوده است. این امر با چالشهایی نظیر تأخیر در سن ازدواج و عدم آمادگی کافی زوجین برای ورود به زندگی مشترک همراه است.هدف مطالعه طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده بود. این پژوهش از نوع طرح آمیخته اکتشافی با روش کیفی و کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان و مشاوران حوزه تشکیل و ترویج خانواده بر اساس اشباع نظری بود (10نفر). ابتدا داده ها با روش بررسی اسناد و متون گرد آوری شد ؛ سپس طبقه بندی و تحلیل مولفه های نهایی بسته آموزشی استخراج و تدوین شد. در مرحله نخست با تحلیل محتوای کیفی منابع نظری و مصاحبه با متخصصان حوزه خانواده، مؤلفه های لازم استخراج شد؛ سپس در مرحله کمی جهت بررسی روایی، بسته طراحی شده در اختیار متخصصان قرار داده شدو سنجش روایی محتوایی (CVR و CVI) طبق مدل لاوشه برای ارزیابی ضرورت و تناسب آیتم ها اجرا گردید. یافته ها نشان داد ضریب CVR در دامنه 60/0 تا 1 و CVI بین 80/0 تا 1 معتبر است که بیانگر روایی محتوایی مطلوب بسته می باشد. یافته های کیفی نشان داد تعداد 123 مولفه فرعی، 61 مقوله اصلی بسته آموزش در 8 حیطه دارای روایی هستند. این بسته آموزشی روایی لازم را برای کاربردهای اموزشی و پژوهشی داشته و می تواند به عنوان الگوی علمی برای مراکز مشاوره خانواده، آموزش قبل از ازدواج و سیاست گذاری فرهنگی در حوزه جوانی جمعیت استفاده شود.
۱۴۹.

واکاوی شاخص های والدگری نوجوانان با هویت شغلی موفق: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضربا هدف واکاوی و طراحی الگویی خاص از شاخص های فرزندپروری نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم طراحی شد.این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان دختر با هویت شغلی موفق بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری در دو مرحله انجام شد. هدف مرحله اول کمی، شناسایی دانش آموزان دارای هویت شغلی موفق بود. بدین منظور تعداد 170 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمانشاه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برای تکمیل پرسشنامه هویت شغلی انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم کیفی، به روش نمونه گیری هدفمند، شرکت کنندگان از بین 29 والد دارای فرزند با هویت شغلی موفق، که یک نمره بالاتر از انحراف استاندارد (4.15) را کسب کرده بودند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند،نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری پیش رفت و2 مصاحبه انتهایی جهت اطمینان از اشباع داده ها انجام شد. داده ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته گرداوری شد و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. تحلیل تجارب شرکت کنندگان در زمینه واکاوی شاخص های والدگری در نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم منجر به شناسایی و استخراج160 کد اولیه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: والد آگاه ،پاسخ دهی، کیفیت ارتباط با فرزند، مهارت رفتاری والد، بستر امن خانوادگی، ساختار خانوادگی و کنترل-نظارت شد. نتایج پژوهش حاضر شاخص های والدگری مذکور را به عنوان متغیرهای مهمی در دستیابی نوجوانان به هویت شغلی موفق، خاطرنشان می سازد. نظر قرار گیرد.
۱۵۰.

مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
اشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری را تعیین می کند و در نظام های آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامه ریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش آموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخص های اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهت مند، بی ارزش سازی و ناامیدی، پیوندهای آسیب زا، پویایی های نگرشی بازدارنده و پویایی های عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهت مند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویایی های نگرشی اشتیاق زا و پویایی های عملکردی اشتیاق زا» است. یافته ها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل می گیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامه ریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.
۱۵۱.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
هدف پژوهش حاضر مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع همبستگی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. برای این منظور نمونه ای به حجم ۴۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و پس از غربال گری و اعمال ملاک های ورود و خروج، ۴۰۵ نفر در تحلیل نهایی مشارکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های نیمرخ حسی نوجوان و بزرگ سال براون و دان (2001)، فرم کوتاه کارکردهای اجرایی بارکلی (2011)، پرسش نامه ذهنی سازی فوناگی و همکاران (2016) و مقیاس اصلی تاکتیک های حل تعارض اشتراوس و همکاران (2004) بود. یافته ها حاکی از آن بود که مدل تاکتیک های حل تعارض در فرم پرخاشگر 28 درصد از واریانس ذهنی سازی (28/0 R2=)؛ 39 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (39/0 R2=)؛ و 55 درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (55/0 R2=) و در فرم قربانی ۲۶ درصد از واریانس ذهنی سازی (26/0 R2=)؛ 32 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (32/0 R2=)؛ و ۵۱ درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (51/0 R2=) را تبیین نمود. این نتایج بر اهمیت درک نقش ذهنی سازی در فرآیندهای حل تعارض و ارتباط آن با ویژگی های شناختی و حسی تأکید دارد.
۱۵۲.

بررسی روش گربه مقابله ای بر اضطراب، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
مقدمه و اهداف: اختلالات اضطرابی از شایع ترین مشکلات روان شناختی دوران کودکی هستند و می توانند پیامدهای قابل توجهی بر رشد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان داشته باشند. تداوم اضطراب در کودکی نه تنها عملکرد روزمره کودک را مختل می کند، بلکه خطر بروز اختلالات روان شناختی در نوجوانی و بزرگسالی را نیز افزایش می دهد؛ ازاین رو شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر و مبتنی بر شواهد برای کودکان مضطرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درمان شناختی رفتاری یکی از اثربخش ترین رویکردها در درمان اضطراب کودکان به شمار می رود و پروتکل های ساختارمندی در این حوزه تدوین شده اند که برنامه «گربه مقابله ای» (Coping Cat) از جمله شناخته شده ترین آنهاست. این برنامه با تمرکز بر آموزش مهارت های شناختی، رفتاری، شناسایی افکار ناکارآمد، مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت خودکارآمدی طراحی شده است. در سال های اخیر، رویکردهای نوین در حوزه سلامت روان کودک بر اهمیت فراتر رفتن از کاهش صرف نشانه های آسیب شناختی تأکید دارند و متغیرهای مثبت روان شناختی مانند تاب آوری و تنظیم هیجان را به عنوان پیامدهای مهم مداخله درمانی مدنظر قرار می دهند. تاب آوری به توانایی کودک برای سازگاری مؤثر با شرایط استرس زا اشاره دارد و نقش محافظتی مهمی در برابر پیامدهای منفی اضطراب ایفا می کند. تنظیم هیجان نیز یکی از مؤلفه های اساسی رشد هیجانی کودک است و نقص در آن با شدت و تداوم اضطراب ارتباط نزدیکی دارد. با وجود شواهد فراوان درباره اثربخشی درمان گربه مقابله ای در کاهش اضطراب کودکان، پژوهش های اندکی به بررسی همزمان اثر این مداخله بر تاب آوری و تنظیم هیجان پرداخته اند و در بافت فرهنگی ایران این خلأ پژوهشی برجسته تر است؛ بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای بر اضطراب، تاب آوری و تنظیم هیجان کودکان ۸ تا ۱۲ ساله بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دارای نشانه های اضطرابی ساکن شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، غربالگری اولیه با استفاده از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (فرم والد و فرم کودک) انجام شد و کودکانی که نمره ای بالاتر از خط برش این مقیاس به دست آوردند، وارد مرحله بعد شدند. پس از بررسی معیارهای ورود و خروج، ۲۴ کودک واجد شرایط به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال و وجود نشانه های اضطرابی بود و کودکانی که دارای اختلالات روان شناختی همبود یا دریافت همزمان درمان های دیگر بودند از مطالعه کنار گذاشته شدند. گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای را در قالب شانزده جلسه انفرادی دریافت کرد. این جلسات شامل آموزش شناسایی هیجان ها، بازسازی شناختی، آموزش مهارت های مقابله ای، تمرین مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت مهارت های حل مسئله بود. گروه کنترل در طول دوره پژوهش در فهرست انتظار قرار داشت و مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان اسپنس، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان (CYRM)  و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان نسخه کودک (CERQ-K) بود. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه جمع آوری و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای تأثیر معناداری بر کاهش اضطراب کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون داشت و این کاهش در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ شد. این یافته بیانگر اثربخشی پایدار این مداخله در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است؛ همچنین نتایج مربوط به تاب آوری نشان داد که نمرات تاب آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون افزایش یافت، هرچند این تفاوت در سطح مرزی معناداری آماری قرار داشت (۰.۰۵۱= P). با این حال در مرحله پیگیری سه ماهه، افزایش تاب آوری در گروه آزمایش به سطح معنادار آماری رسید و تفاوت معناداری با گروه کنترل مشاهده شد. نتایج در مورد تنظیم هیجان نشان داد که اگرچه نمرات تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبود نسبی داشت، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبود. این یافته ها گویای آن است که برنامه گربه مقابله ای در چارچوب اجرای حاضر، تأثیر معناداری بر بهبود تنظیم هیجان کودکان نداشته است، هرچند روند تغییرات به سمت بهبود مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای مداخله ای مؤثر در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است و این اثربخشی در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ می شود. این نتیجه با بخش گسترده ای از پژوهش های پیشین همسو است که اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری را به عنوان خط اول مداخله در اختلالات اضطرابی کودکان تأیید کرده اند. به نظر می رسد آموزش مهارت های شناسایی هیجان، بازسازی شناختی و مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا، نقش مهمی در کاهش اجتناب، افزایش احساس کنترل و کاهش برانگیختگی اضطرابی کودکان ایفا می کند. نتایج درباره تاب آوری نشان داد اثر درمان گربه مقابله ای در مرحله پس آزمون در سطح مرزی معناداری قرار داشت، اما در مرحله پیگیری سه ماهه به سطح معناداری آماری رسید. این الگو می تواند بیانگر ماهیت تدریجی شکل گیری تاب آوری باشد. تاب آوری برخلاف نشانه های اضطرابی که ممکن است نسبتاً سریع به مداخله پاسخ دهند، سازه ای پیچیده و فرایندی است که نیازمند زمان برای تمرین، تعمیم و درونی سازی مهارت ها در موقعیت های واقعی زندگی است؛ ازاین رو افزایش معنادار تاب آوری در مرحله پیگیری می تواند نشان دهنده آن باشد که کودکان پس از پایان جلسات درمانی، به تدریج از مهارت های آموخته شده در تعامل با موقعیت های استرس زا استفاده کرده و توانایی سازگاری مؤثرتری را تجربه کرده اند. در مقابل، عدم مشاهده تأثیر معنادار درمان گربه مقابله ای بر تنظیم هیجان کودکان، یافته ای قابل تأمل است. اگرچه بهبود نسبی در میانگین نمرات تنظیم هیجان مشاهده شد، ولی این تغییرات به سطح معنادار آماری نرسید. این نتیجه می تواند بیانگر آن باشد که برنامه گربه مقابله ای، اگرچه به طور غیرمستقیم به برخی جنبه های هیجانی می پردازد، اما به صورت اختصاصی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان تمرکز ندارد. بنابراین برای بهبود معنادار این سازه، ممکن است نیاز به مداخلات مکمل با تأکید مستقیم بر آموزش شناسایی، پذیرش و تنظیم هیجان ها باشد. درمجموع نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مداخلات شناختی رفتاری ساختارمند در درمان اضطراب کودکان تأکید دارد و نشان می دهد که برنامه گربه مقابله ای، افزون بر کاهش اضطراب می تواند در بلندمدت به افزایش تاب آوری کودکان کمک کند. این یافته ها می توانند راهنمایی کاربردی برای درمانگران، مشاوران و متخصصان سلامت روان کودک در طراحی مداخلات مؤثرتر باشند و زمینه را برای پژوهش های آینده در جهت ترکیب این برنامه با رویکردهای تقویت کننده تنظیم هیجان فراهم سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله از تمامی کودکان و والدینی که با مشارکت خود امکان اجرای این پژوهش را فراهم کردند و همچنین مرکز مشاوره آموزش و پرورش استان قم قدردانی می شود. این پژوهش بدون دریافت حمایت مالی خاص انجام شده است. تعارض منافع : نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.
۱۵۳.

اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسرخوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیه ی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آنان برابر 468 نفر بود.نمونه آماری شامل 30 نفر بودند.روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود که از میان نمونه 15 دانشجو برای هرگروه به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(1993)، مسئولیت پذیری لوئیس (2001) و دستورالعمل جلسات آموزش مهارت های زندگی (کتاب راهنمای مدرس، تألیف و گردآوری امامی نایینی ، 1390) بود. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی برای هر یک از متغیرهای سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان معنا دار است (001/0> P). در نتیجه این پژوهش به روشنی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی شامل مؤلفه های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی بر ارتقاء سازگاری(ابعاد عاطفی، اجتماعی و آموزشی) و مسئولیت پذیری چند بعدی(خود و دیگران) دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل اثر مثبت و معناداری دارد.
۱۵۴.

تجربه زیسته غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی: یک مطالعه پدیدارشناختی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش با هدف مطالعه تجربه ی زیسته ی غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایه ی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکت کنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که به صورت هدفمند انتخاب و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها نشان داد غربت زدگی پدیده ای چندوجهی است که بر سلامت روان، سازگاری و رشد فردی دانشجویان تأثیر می گذارد. از تحلیل داده ها ۶ مضمون اصلی، ۹ مضمون فرعی و ۴۸ کد اولیه استخراج شد. مضامین اصلی شامل «نوسانات هیجانی و شناختی»، «تغییر و تحول درونی»، «خروج از مرزهای امن»، «فقدان پیوند عاطفی»، «محدودیت های ساختاری» و «راهبردهای سازگاری فردی و نهادی» بودند. نتایج بیانگر آن بود که گرچه غربت زدگی با فشارهای روانی همراه است، اما می تواند فرصت رشد و استقلال فردی را فراهم کند. راهبردهای سازگاری در سطح فردی (مانند یادآوری اهداف و گفتگوی درونی) و نهادی (مانند دسترسی به مشاور و ارائه فضاهای نیمه خصوصی) در کاهش تنش ها و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان نقش مؤثری داشتند.
۱۵۵.

تدوین چارچوب نظری روانشناسی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد: کاوشی در تعاریف، موضوعات و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش با هدف صورت بندی یک چارچوب نظری منسجم برای روان شناسی اسلامی، به کاوش در سه بُعد تعاریف، موضوعات و روش شناسی از نگاه متخصصان حوزوی و دانشگاهی پرداخته است. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه منابع مرجع روان شناسی اسلامی و دیدگاه ۲۱ استاد صاحب نظر تشکیل داد که به صورت نیمه ساختاریافته با آنان مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، ضریب کاپای ۰.۹۶ و نسبت روایی محتوایی ۰.۸۷ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد: هسته اصلی تعریف، تلفیق شناخت فرآیندهای روانی با ابعاد معنوی-فطری انسان را هدف می گیرد (۴۰.۸٪). موضوع این دانش بر محور «جغرافیای روانی انسان» شکل گرفت و «نفس و کارکردهای آن» (۳۲.۶٪) به عنوان کانون مطالعه معرفی شد. الگوی روش شناسی نیز از یک «تکثر روشی جهت دار» حکایت دارد؛ روش های کیفی مانند تحلیل محتوای دینی برای گردآوری مبانی اولویت دارند (۳۲.۶۱٪)، روش های کمّی به مرحله داوری و آزمون میدانی منتقل می شوند (۱۹.۵۷٪)، و روش عقلی-اجتهادی (۱۱.۵۹٪) مرز ممتاز این پارادایم را مشخص می سازد. تراکم بالای الزامات روش شناختی (۳۱.۸۸٪) نیز گذر از تکثرگرایی پراکنده به وحدت گرایی منسجم را تأیید می کند. نتایج نشان داد روان شناسی اسلامی دانشی یکپارچه، برخوردار از مبانی و اهداف دینی و دارای رویکرد گزینشی-انتقادی به علوم معاصر است؛ دانشی که رسالت خود را شناخت، پرورش و تعالی «نفس» می بیند.
۱۵۶.

مدل ساختاری گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. تعداد 200 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان کوهدشت در سال تحصیلی 1404-1403 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (CTQ)، سیاهه کیفیت روابط (QRI)، شاخص مقایسه ای احساس کهتری (CFII) و سیاهه شخصیت خودشیفته (NPI) انجام شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های این پژوهش نشان دهنده اثرات مستقیم ترومای کودکی و کیفیت روابط بین فردی بر احساس کهتری معنادار بود (0.01>P). اما نقش واسطه ای احساس کهتری در رابطه آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با گرایش به خودشیفتگی تأیید نشد (0.05<P). به نظر می رسد متغیرهای دیگری بجز احساس کهتری در این زمینه نقش واسطه ای دارند.
۱۵۷.

اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این مطالعه زنان متقاضی طلاق ارجاع داده شده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر بندرعباس در سال 1403 بودند. 30 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی ساده قرار گرفتند. هر دو گروه در شروع مطالعه، پس از اجرای درمان در گروه مداخله (طی 10 جلسه 90 دقیقه ای) و پس از گذشت سه ماه به مقیاس تحمل پریشانی (DTS؛ سیمونز و گاهر، 2005) و سنجه راهبردهای حفظ رابطه (RMSM؛ استفورد، 2011) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین گروه ها در متغیرهای تحمل پریشانی و حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). نتایج مقایسه زوجی نتایج نشان داد بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری متغیرهای تحمل پریشانی حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در طول زمان نقش موثری بر افزایش تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق داشته است.
۱۵۸.

نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال 1404 بود. از میان این دانشجویان 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های ترومای کودکی_فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنستاین و فینک، 1998)، مقیاس خودافشایی هیجانی (ESDS، اسنل و همکاران، 1998) و پرسشنامه کیفیت روابط (QRI؛ پیرس و همکاران، 1991) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت منفی و معنادار (05/0>P) و خودافشایی هیجانی به صورت مستقیم، مثبت و معنادار (05/0>P) کیفیت روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دادند؛ همچنین تجارب آسیب زای دوران کودکی بر خودافشایی هیجانی اثر مستقیم منفی و معنادار داشت (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودافشایی هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی نقش میانجی داشت (05/0>P). بنابراین می توان گفت تروماهای دوران کودکی هم به طور مستقیم و هم به واسطه اثرگذاری بر خودافشایی هیجانی کیفیت روابط بین فردی در دوران بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می دهند.
۱۵۹.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب دانشجویان کمال گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب در دانشجویان کمال گرا انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دارای کمال گرایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در سال 1403 بودند. تعداد 40 نفر به عنوان شرکت کننده با استفاده از روش نمونه گیری در هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه 20 نفری (گروه آزمایش و کنترل) جایگذاری شدند. از مقیاس چندبعدی کمال گرایی (MPS، هویت و فلت، 1991)، پرسشنامه بهزیستی ذهنی (SWBQ، کییز و ماگیارمو، 2003)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، بویس و همکاران، 1989) و همچنین پروتکل 8 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی ذهنی و کیفیت خواب در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ارتقای بهزیستی ذهنی و بهبود کیفیت خواب در دانشجویان کمال گرا اثربخشی معنادار و قابل توجهی داشته است. بر این اساس، می توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان رویکردی مؤثر برای ارتقای سلامت روان در دانشجویان کمال گرا بهره گرفت.
۱۶۰.

اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دختر دارای ناتوانی یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
زمینه: کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه در مقایسه با همسالان عادی خود، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات سلامت روان مانند اضطراب و کاهش انگیزه هستند. علی رغم این که بازی درمانی می تواند به کاهش مشکلات روان شناختی این دسته از دانش آموزان کمک کند، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل مقیاس خودانگیزشی (بارکلی، 2012) و پرسشنامه اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر افزایش خودانگیزشی و کاهش تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، روان شناسان مراکز تخصصی اختلالات یادگیری می توانند از بسته بازی مبتنی بر عزت نفس برای تقویت خودانگیزشی، انگیزه تحصیلی و کاهش اضطراب دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان