فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تنظیم هیجان در بهبود روابط بین فردی، سازگاری اجتماعی و افزایش ارتباط های سازنده تأثیر دارد، با توجه به استفاده روزافزون دانش آموزان از فضای مجازی به نظر می رسد خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان، اثر مخرب دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه بود. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی اکتشافی آمیخته ی متوالی و دارای دو مرحله کیفی و کمی بود. در مرحله کیفی به منظور تدوین بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی از روش کیفی تحلیل موضوعی(مضمون) استقرائی نیازمحور و در بخش کمی، از طرح نیمه آزمایشی دو گروهی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه استفاده شد. جامعه پژوهشی در بخش کیفی کتب و متخصصان حوزه خشونت مجازی و نمونه شامل 25 کتاب و 10 متخصص بود، جامعه آماری در بخش کمی کلیه دانش آموزان متوسطه شهر ایلام در سال 1403-1402 و نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز متوسطه که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، شرکت کنندگان، پرسشنامه نظیم هیجان گروس و جان(2003) را در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزارspss23 استفاده شد. یافته ها:یافته ها نشان داد بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه تأثیر داشت(P<0/05 ). اثربخشی این مداخله در مرحله پیگیری ماندگار بود. نتیجه گیری:آموزش بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی باعث تنظیم هیجان در دانش آموزان شد. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مؤثر برای تنظیم هیجان دانش آموزان در برابر خشونت مجازی از بسته توانمندسازی بهره برد.
کمال گرایی و اضطراب امتحان در جامعه ایرانی: مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش های متعددی کمال گرایی را به عنوان متغیری مؤثر بر اضطراب امتحان مورد بررسی قرار داده اند و بعضاً نتایج متفاوت و ناهمسانی را گزارش نموده اند. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تلفیق و بررسی نتایج مطالعات رابطه بین کمال گرایی و اضطراب امتحان انجام شده است. مواد و روش ها برای اطمینان از یک بررسی جامع، همه مطالعات مرتبط با دقت از طیف وسیعی از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی و ملی از قبیل پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاه (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سال های 1390 تا 1403 و همچنین پایگاه های علمی خارجی پابمد، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و وب آوساینس بین سال های 2011 تا 2024 انتخاب شدند. ناهمگنی بین مطالعات با آزمون کای و آماره I2 بررسی و مدل اثر تصادفی برای ارائه نتایج انتخاب شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار CMAنسخه 2 استفاده شد. یافته ها پس از بررسی ملاک های ورود و خروج تعداد 25 اندازه اثر از 17 مطالعه انتخاب و تحلیل شدند. میزان اندازه اثر ترکیبی کمال گرایی با اضطراب امتحان 0/18=r حاصل شد که براساس ملاک کوهن، این اندازه اثر کوچک ارزیابی شد. همچنین نتایج نشان داد در بین طبقات مختلف متغیر پیشایند، کمال گرایی سازگار دارای بیشترین رابطه با اضطراب امتحان بود. همچنین تحلیل متغیر تعدیل کننده جنسیت نیز نشان داد در رابطه مذکور، اندازه اثر مربوط به دختران از پسران بیشتر بود. نتیجه گیری برحسب نتایج، متخصصان می توانند با بهبود کمال گرایی از طریق ارائه مداخلات مؤثر، اضطراب امتحان دانش آموزان و دانشجویان را کاهش دهند.
کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان: نقش میانجی کنترل گری والدین و دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
93 - 111
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان به عنوان یکی از گروه های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روانشناختی و اختلالات بالینی قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی و شناختی والدین مانند کمال گرایی با مشکلات سلامت روان در کودکان مرتبط است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کنترل گری و دشواری تنظیم هیجان در والدین در رابطه کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین کودکان مقطع دبستان 7 تا 11 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1402 در مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 شهر تهران ثبت نام کرده بودند و از میان آن ها تعداد 650 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه های کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004)، منبع کنترل والدینی (کمپیز و همکاران، 1986)، دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) و ویراست سوم سیستم سنجش رفتار کودک (رینولد و کمفیس، 2015) بود. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-29 استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل سازی با معادلات ساختاری نشان داد که ارتباط مستقیم بین کمال گرایی با اختلالات بالینی کودکان معنادار نیست. اما مسیر غیرمستقیم از طریق کنترل گری والدین (05/0 (p< و دشواری تنظیم هیجان (05/0 p<) معنادار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که کمال گرایی والدین هنگامی که با عوامل آسیب پذیری مانند دشواری تنظیم هیجان و رفتارهای کنترل گری همراه می شود، می تواند باعث ایجاد اختلالات بالینی در کودکان شود.
اثربخشی مصرف دمنوش اسطوخودوس در کاهش تنش های عصبی و اختلالات اضطرابی
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
152 - 159
حوزههای تخصصی:
این مطالعه ترکیبی (کیفی و سیستماتیک) با هدف بررسی اثربخشی دمنوش اسطوخودوس در کاهش تنش های عصبی و اختلالات اضطرابی انجام شد. در بخش مرور سیستماتیک، ۴۵ مطالعه (۳۰ کمی و ۱۵ کیفی) منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ تحلیل شدند. نتایج نشان داد مصرف روزانه ۱.۵ گرم گل خشک اسطوخودوس به مدت ۴ هفته، نمره اضطراب در مقیاس GAD-7 را به طور میانگین ۳۴% کاهش می دهد (SMD = -۰.۷۲؛ p < ۰.۰۰۱) و مدت خواب عمیق (NREM مرحله ۳) را ۲۷ دقیقه افزایش می دهد. در بخش کیفی، تجربیات ۳۰ شرکت کننده در یک مطالعه طولی ۱۲ ماهه، پنج درونمایه اصلی را آشکار کرد: احساس آرامش فوری، کاهش تپش قلب، بهبود خواب، ترجیح طبیعی بودن بر داروهای شیمیایی، و تقویت خودکارآمدی. مکانیسم های اثرگذاری از طریق تعدیل گیرنده های GABA-A توسط ترکیبات لینالول و استات لینالیل و کاهش ۲۲ درصدی سطح کورتیزول تأیید شد. چالش های اصلی شامل ناهمگونی در روش های تهیه دمنوش (دمای آب و زمان دم کشیدن) و تفاوت های جمعیت شناختی (اثربخشی بالاتر در زنان و جوامع مدیترانه ای) بود. با وجود پروفایل ایمنی مطلوب (تنها ۸% عوارض خفیف)، نیاز به استانداردسازی پروتکل های مصرف و مطالعات طولانی مدت برای بررسی پایداری اثرات حس می شود. این پژوهش استفاده از دمنوش اسطوخودوس را به عنوان یک مداخله کم هزینه و کم عارضه در مدیریت اضطراب خفیف تا متوسط پیشنهاد می کند و ادغام آن در پروتکل های طب مکمل، به ویژه برای جمعیت های حساس، را ضروری می داند.
مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
31 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عشق، بخشی جدایی ناپذیر تجربه انسانی است. ظرافت ها و پیچیدگی های عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتاب های خودیاری و پژوهش های دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفته اند. حضور یا فقدان عشق می تواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا می کند، اطلاعات چندانی راجع به برداشت های فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربه رابطه رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های باز و نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از کدگداری داده ها، یافته ها در پنج مقوله اصلی (میل به تجربه های نو، جذابیت جسمی و روانی، دم غنیمت شماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقوله فرعی به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیده عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.
برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی برای دانش آموزان: طراحی و بررسی اثربخشی مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
217 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت کارکرد های اجرایی یکی از اهداف آموزشی رویکرد های مختلف آموزشی و درمانی است. پژوهش حاضر به طراحی برنامه آموزش کارکرد های اجرایی و بررسی اثربخشی آن در دانش آموزان می پردازد. روش: بسته آموزشی برای تقویت راهبرد های اجرایی نوجوانان با استفاده از روش نقشه نگاری مداخله، طراحی و به صورت پایلوت اجرا شد. طرح پژوهش حاضر پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مقطع متوسطه اول شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد ۳۲ نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. بسته آموزشی به مدت ۱۰ جلسه ی یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. تمامی شرکت کنندگان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با آزمون های فراخنای ارقام، ردیابی، توجه پایدار و کشیش و آدمخوار مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، میزان تغییرات نمره های دو گروه از پیش آزمون تا پس آزمون، محاسبه و با استفاده از آزمون تی مستقل مقایسه شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی راهبرد های شناختی تأثیر معناداری در بهبود توجه پایدار و حل مسأله در دانش آموزان با تحول طبیعی داشته است (۰۵/۰ > p) اما این معناداری در آزمون های فراخنای ارقام و ردیابی دیده نشد (۰۵/۰ < p). نتیجه گیری: می تواند مورد توجه قرار گیرد و مطالعات گسترده تری برای تعمیم نتایح پیشنهاد می شود.. برنامه آموزشی تقویت راهبرد های اجرایی می تواند موجب بهبود کارکرد های شناختی پایه و سطح عالی، از جمله کارکرد های توجهی و برنامه ریزی در دانش آموزان شود.
پیش بینی مهارت های حل مسأله براساس تفکرانتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
10 - 20
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف از تحقیق حاضر پیش بینی مهارت های حل مسأله بر اساس تفکر انتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر بود.مواد و روش ها: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر ملایر در سال تحصیلی 1403-1402 با جمعیتی برابر با 5350 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 356 نفر برآورد گردیده و نمونه های آماری به شیوه خوشه ای- تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های حل مسأله کسیدی و لانگ (1996)، تفکر انتقادی ریکتس (2003) و خودنظم بخشی اسوالند و کارین (2006) استفاده شد.تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون و با بکارگیری نرم افزار SPSS نسخه 28 انجام شد.یافته ها: نتایج بدست آمده از سنجش فرضیه های تحقیق نشان داد که در یک مدل رگرسیونی هر دو متغیر تفکر انتقادی و خودنظم بخشی بر مهارت های حل مسأله دانش آموزان دختر اثرگذاری داشته اند و هر دو عامل پیش بین مثبت و در حد متوسط بوده است(05/0>P). اما در بررسی ارتباط منفرد هر یک از دو متغیر پیش بین با متغیر مهارت های حل مسأله نیز مشخص گردید که هم تفکر انتقادی و هم خودنظم بخشی به طور جداگانه ارتباطی قوی با مهارت های حل مسأله دارند (05/0>P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، برای افزایش مهارت های حل مسأله دانش آموزان، بکارگیری راه های تقویت تفکر انتقادی و خودنظم بخشی آنان، مفید به نظر می رسد.
The Effect of Marital Relationships on the Tendency Toward Infidelity Based on Attachment Behavior in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine the effect of marital relationships on the tendency toward infidelity based on attachment behavior in married women. Methods: This study employed a descriptive-correlational design. The statistical population consisted of all married female students at the Islamic Azad University, Central Tehran Branch, during the 2023–2024 academic year. The sampling method was multi-stage cluster random sampling, and a sample of 200 individuals was selected. Data were collected using the Attitudes Toward Infidelity Scale (ATIS) (Whatley, 2008) and the Adult Attachment Style Questionnaire by Collins and Read (1990). Data analysis was conducted using descriptive statistics (mean, median, measures of dispersion including standard deviation, skewness, and kurtosis) and correlation tests. Findings: The results indicated that attachment behavior in marital relationships predicts the tendency toward infidelity in married women. Marital relationships have a direct effect on the tendency toward infidelity based on attachment behavior. Conclusion: This study confirms that marital relationship stability influences attachment behaviors, which in turn affect the tendency toward infidelity. Secure attachment reduces infidelity risk, while avoidant and ambivalent/anxious attachment increase it, highlighting attachment’s critical role.
ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آموزش ذﻫﻦ آﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮدک ﻣﺤﻮﺭ ﺑﺮ ﺷﺎیﺴﺘﮕﯽ هیجانی و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺍﻧﺶ آﻣﻮزﺍﻥ پسر ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼل یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
93 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر شایستگی هیجانی و اجتماعی دانش آموزان پسر با اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش وپرورش شهرستان آران و بیدگل در سال 1403-1402 بود. 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه شایستگی هیجانی و اجتماعی (SECQ) زو و جی (2012) بود. گروه آزمایش در10جلسه 50 دقیقه ای هفته ای دو بار جلسات آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل ها نشان داد آموزش ذهن آگاهی کودک محور باعث افزایش شایستگی هیجانی و اجتماعی(671/14F= ، 001/0P<) و مؤلفه های آن در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شده است. بنابراین آموزش ذهن آگاهی کودک محور را می توان در مدارس برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مورداستفاده قرارداد.
نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
53 - 62
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این تحقیق متشکل از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1403 بود که تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015)، مقیاس ذهن آگاهی (MAAS؛ ریان و براون، 2003) و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شاور، 1987) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج اثرات مستقیم نشان داد که سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت مثبت و معنادار و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر داشتند (05/0>P). همچنین ذهن آگاهی به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج دیگر گویای این بود که دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی به طور منفی و دلبستگی ایمن به طور مثبت بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اضطرابی، اجتنابی و ایمن به طور معنادار با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر غیر مستقیم داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر دارند.
From Rest to Cognitive Engagement: EEG Markers of Tetris Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: Video games like Tetris engage distinct cognitive processes, yet the neural mechanisms underlying gameplay remain incompletely understood. This study investigates how Tetris modulates brain activity patterns compared to resting state, focusing on oscillatory dynamics and their behavioral relevance. Methods: We recorded 32-channel EEG in 32 participants during rest and Tetris gameplay. Spectral analysis identified power differences in key frequency bands (theta: 4-6Hz; alpha2: 10-11.5Hz; beta3: 28-29Hz). Cluster-based permutation tests (p<0.03, FDR-corrected) localized significant changes, while Spearman correlations and regression analyses examined performance relationships. Results: Three main findings emerged: (1) Gameplay increased frontal theta (cognitive control) and occipital beta3 (visual processing) while decreasing parietal alpha2 (attention reallocation); (2) Regional band power correlations showed a shift in co-modulation patterns from stronger frontoparietal theta covariance (rest) to enhanced parieto-occipital synchrony (gameplay), reflecting task-specific regional engagement; (3) Frontal theta modulation predicted performance (R²=0.322, p=0.004), with stronger theta increases correlating with better scores (r=+0.57, p<0.01). Conclusion: Tetris induces rapid changes, with frontal theta emerging as a key marker of cognitive adaptability. These findings demonstrate the utility of Tetris for studying neuroplasticity and suggest its potential as a paradigm for cognitive training interventions. Future research should explore longitudinal changes in these neural patterns with extended practice.
طراحی مدل مفهومی شکل گیری فابینگ در کودکان با تحلیل تجارب زیسته مادران: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مفهومی شکل گیری فابینگ در کودکان پیش از دبستان با تحلیل تجارب زیسته مادران آنها به روش کیفی داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش کلیه والدین عضو انجمن اتیسم شهر تهران بودند. نمونه پژوهش شامل 13 نفر مادر که دارای کودک فابینگ بوده و با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به صورت گفتگوی تلفنی و مجازی در بازه زمانی شهریور و مهر سال 1403 با تعیین وقت قبلی انجام شد. هر جلسه مصاحبه بین 30 الی40 دقیقه و در بعضی موارد که والدین وقت و یا تمایل به ادامه مصاحبه در یک جلسه را نداشتند؛ به جلسه دوم مصاحبه موکول می شد. روش تحلیل این پژوهش، کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود و طراحی مدل با استفاده از10 مقوله انتخابی حاصل از کدگذاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد که فابینگ علائمی مشابه اختلال اتیسم داشته اما متفاوت با آن است و تمایز این دو آسیب در روند شناسایی و درمان مهم است. کودکان مادران شرکت کننده در این پژوهش، با توجه به بررسی اسناد موجود از جمله: پرونده مشاوره ای و تشخیص متخصصان مراکز اتیسم، مبتلا به اتیسم نبودند و با پیگیری پژوهشگران، مطابق با گزارشات مادران و مصاحبه های تشخیصی متخصصان بهبودی این کودکان با راهکارهای قطع ابزار دیجیتال، برقراری تعامل مادر با کودک و رژیم رسانه ای سالم مورد تأیید قرار گرفت.
تأثیر ساختارهای مختلف پاداش و جنسیت بر میزان عدم صداقت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
129 - 142
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عدم صداقت بهعنوان تحریف عمدی واقعیت برای کسب منافع شخصی یا گروهی، یکی از چالشهای مهم در روابط انسانی و سازمانی است. شواهد نشان میدهد که عوامل مختلفی مانند جنسیت و ساختارهای پاداش میتوانند در شکلگیری این رفتار مؤثر باشند، اما یافتههای پیشین در این زمینه متناقض بوده و روشن نیست که این عوامل چگونه با یکدیگر تعامل میکنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جنسیت و ساختارهای مختلف پاداش در بروز رفتارهای غیرصادقانه انجام شد.
روش: این پژوهش با طراحی آزمایشی عاملی مختلط انجام شد. متغیر درونگروهی شامل ۶ ساختار پاداش مختلف (خط مبنا، به نفع خود – به ضرر دیگری، به نفع خود - به نفع دیگری، به ضرر خود - به نفع دیگری، به نفع خود، به نفع دیگری) و متغیر بینگروهی شامل جنسیت (31 زن و 31 مرد) بود. برای سنجش دروغگویی از تکلیف تشدید به عدم صداقت (گرت، 2016) استفاده شد. دادهها با مدل خطی مختلط و آزمون بونفرونی تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد ساختار پاداش تأثیر معناداری بر میزان دروغگویی افراد داشت (001/0>p، 70/8 =F)؛ جنسیت بهتنهایی اثر معناداری نداشت (07/0=p)، اما تعامل جنسیت و ساختار پاداش معنادار بود(001/0>p، 30/16=F). مردان در ساختارهای خودخدمتگرانه بیشتر دروغ گفتند، اما این تفاوت در ساختارهای جامعهپسند کاهش یافت.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند، نوع ساختار پاداش بیش از جنسیت بر رفتار غیرصادقانه اثرگذار است. طراحی پاداشهای اخلاقمحور میتواند؛ راهبردی کاربردی برای کاهش دروغگویی در محیطهای آموزشی و سازمانی باشد.
The Effectiveness of Positive Parenting Programs on Parenting Stress and Parenting Self-Efficacy of Women as Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Family risk factors such as ineffective parenting by parents, especially mothers, can affect emotional and behavioral problems in adolescents and increase psychological problems of parents such as stress and parenting self-efficacy. The purpose of this research was to investigate the effectiveness of the positive parenting program on parenting stress and parenting self-efficacy of female heads of households with teenage children. Methods: The current research was Pre-test - post-test with a control group. The research population consisted of all female heads of households under the support of the Yazd Relief Committee in 2020 who had teenage children. The research sample consisted of 20 females as heads of households, who were selected in an available manner and were randomly assigned to two experimental and control groups. In order to measure the research variables, Domka et al.'s parenting self-efficacy questionnaire (1996) and Abdin's parental stress questionnaire (1967) were used. The interventions were conducted during 8 weekly sessions for 90 minutes, and the covariance method was used for data analysis. Results: The findings showed that positive parenting education has an effect on reducing parenting stress and improving parenting self-efficacy of females as heads of households with teenage children (P<0.05). Conclusion: According to the results, mental health professionals can use a positive parenting program to improve females' psychological health and parenting self-efficacy.
Effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in Women with Veteran Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The purpose of this study was to the investigate effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in women with veteran spouses. Method: The method of this study was quasi-experimental with a pretest-posttest design along with a control and experimental group. The statistical population of the research includes all women with veteran spouses Noorabad Mamasani city (Fars Province) in year of 2023. Using convenience sampling, 30 women with veteran spouses participated in this study and were randomly assigned to the control group (n=15), and experimental group (n=15). Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) and Satisfaction with Life Scale (SWLS) were used to collect data. The experimental group received 10 sessions positive psychotherapy training (PPT) and untreated groups underwent no interventions, respectively. Data were analyzed using a multivariate analysis of covariance. Finding: the findings showed positive professionals and counselors’ special attention to intervention based on positive psychotherapy for women with veteran spouses. Psychotherapy training (PPT) effects subjective well-being (p˂0.05). Conclusion: It can be concluded that positive psychotherapy training (PPT) can be considered as a method to improve the subjective well-being in women with veteran spouses. The findings of this study have potentially important implication for
مدل پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۳۲۳-۳۰۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: سبک های دلبستگی و ذهنی سازی از جمله عوامل روانشناختی هستند که با مهارت های تنظیم هیجانی مرتبط هستند استفاده از توانایی ذهنی سازی با توانایی ایگو در افراد مرتبط است. بنابراین بررسی مسیر تحول ذهنی سازی از طریق سبک های دلبستگی به توانمندی ایگو یک ضرورت اساسی است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد قم در سال 1403-1402 می باشد. نمونه پژوهش 335 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت آنلاین به پرسشنامه های عملکرد بازتابی (فوناگی و همکاران، 2016)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید، 1990) و مقیاس توانمندی ایگو (مارکستروم و همکاران، 1997) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و Amos نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو بر اطمینان و عدم اطمینان اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا، سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی بر توانمندی ایگو اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین نتایج نشان داد که 60 درصد از واریانس توانمندی ایگو توسط سبک های دلبستگی تبیین می شود؛ 23 درصد از واریانس اطمینان و 46 درصد از واریانس عدم اطمینان توسط سبک های دلبستگی و توانمندی ایگو تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو به عنوان عوامل مؤثر بر ذهنی سازی می توانند ما را به درک عمیق تری از ذهنی سازی برسانند و با آموزش شکل گیری سبک های گوناگون دلبستگی و ساختار ایگو به دانشجویان می توان ذهنی سازی را در آنان تقویت کرد.
پیش بینی خشم پنهان بر اساس تنطیم هیجان رفتاری و خودانگاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تنظیم هیجان رفتاری و خودانگاره در پیش بینی خشم پنهان در نوجوانان بود. مواد و روش: مطالعه حاضر از نوع همبستگی-توصیفی بود. جامعه آماری شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ سال ساکن شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی، تعداد ۴۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خشم درون ریزی شده، پرسشنامه تنظیم هیجان رفتاری، و پرسشنامه خودانگاره بک بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: بین خشم پنهان و تنظیم هیجان رفتاری رابطه منفی و معناداری مشاهده شد (r = -0.48, p < 0.01). همچنین، خشم پنهان با خودانگاره نیز همبستگی منفی و معنادار داشت (r = -0.41, p < 0.01). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که تنظیم هیجان رفتاری (β = -0.34, p < 0.01) و خودانگاره (β = -0.31, p < 0.01) به صورت معناداری توانستند ۲۹ درصد از واریانس خشم پنهان را تبیین کنند (R² = 0.29, F = 82.46, p < 0.01). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که تنظیم هیجان رفتاری و خودانگاره نقش معناداری در پیش بینی خشم پنهان نوجوانان دارند. تقویت مهارت های تنظیم هیجان و بهبود تصویر ذهنی از خود می تواند از راهبردهای مؤثر در کاهش خشم پنهان و پیامدهای روانی آن در نوجوانان باشد.
مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر خود مراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر خودمراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش شناسی: در یک مطالعه نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون، 45زن مبتلا به دیابت نوع دو که از خرداد تا تیر ماه 1403 مراجعه کننده به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد شهر تهران بودند با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس آزمودنیها به طور تصادفی و از طریق نرم افزار اکسل آفیس در دو گروه آزمایش(گروه آزمایش اول تحت درمان درمان مثبت نگر (n=15)؛ گروه آزمایش دوم تحت درمان مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود (n=15) و یک گروه کنترل (n=15) تحت درمان های روتین بیمارستان قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ی مقیاس خودمراقبتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 وارد و با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین سه گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت که حاکی از همگن بودن سه گروه و مقایسه پس آزمون ها در سه گروه حاکی از وجود تفاوت معنی دار است که این مساله نشان دهنده اثربخشی گروه درمان مثبت نگر و گروه توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت بوده است. همچنین مقایسه پیگیری در سه گروه آزمایش نیز حاکی از وجود تفاوت معنی دار است که این مساله نشان دهنده پایداری اثربخشی در دو گروه آزمایش می باشد. جهت بررسی اثربخشی درمان مثبت نگر بر ابعاد خودمراقبتی و هموگلوبین گیلکوزیله از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری استفاده شد (001/0 < P). همچنین مشخص شد که بین دو گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری نیز تفاوت معنی داری وجود دارد و مقایسه میانگین ها حاکی از اثربخشی گروه توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود در برابر درمان مثبت نگر بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود می تواند در بهبود خود مراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع II موثر باشد.
امکان سنجی طراحی شبکه ارتباطی توسعه حرفه ای مدیریت مسائل و چالش های شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
143 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر امکان سنجی طراحی یک شبکه ارتباطی آنلاین جهت بهبود کیفیت مدیریت مدارس بود. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و توسعه ای بود و روش جمع آوری داده ها به صورت روش ترکیبی بود. در این راستا مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید هیئت علمی علوم تربیتی دانشگاه های دولتی و مدیران مدارس متوسطه 10 نفر که به روش هدفمند انتخاب شدند مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمی تحقیق بر اساس مضامین استخراج شده از مصاحبه ها و اهداف پژوهشی پرسشنامه 28 گویه ای طراحی شد و بین 116 نفر از مدیران که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند توزیع شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مدیران مدارس متوسطه اهمیت و ضرورت وجود شبکه های توسعه حرفه ای را با میانگین 3.83 درک می کنند و منابع انسانی با میانگین 4.33، فنی 4.33، مالی 4.11 و قانونی 4.27 مطرح شده را با میانگین بالاتر از متوسط جامعه (3) لازم می دانند؛ ولی درعین حال چالش ها و موانع به خصوص موانع سازمانی و بروکراتیک را تأثیرگذار می دانند
آسیب شناسی تأمین نیازهای معنوی همسران در چارچوب سلامت معنوی قرآن بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
33 - 54
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : نیازهای معنوی از جمله نیازهایی هستند که در منظومه سلامت معنوی خانواده جایگاه ویژه ای دارند، به ویژه آنکه به تازگی سازمان جهانی بهداشت، بُعد معنوی را در کنار ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی سلامت قرار داده است که این امر نشان از تأثیر انکارناپذیر نیازهای معنوی در چارچوب بخشی به سلامت معنوی می باشد. تشکیل خانواده از دیدگاه اسلام می تواند فضای مناسبی را برای تأمین نیازهای معنوی همسران فراهم کند. بااین وجود، بیشتر همسران نسبت به نیازهای معنوی خود آگاهی لازم نداشته، و درنتیجه انگیزه و برنامه ای هدفمند برای تحقق آنها را هم ندارند. برخی مطالعات داخلی ثابت می کنند عدم تأمین نیازهای معنوی همسران زمینه آسیب به امنیت روانی آنان را فراهم می کند و خانواده از کارکرد حقیقی خود دور می شود. با این وصف، تاکنون پژوهشی به شناسایی نیازهای معنوی و مکانیسم اثرگذاری آنها بر سلامت معنوی خانواده و ثبات آن نپرداخته است. سلامت معنوی قرآن بنیاد، رویکردی نوین در مطالعات سلامت معنوی است که با ابتناء بر آیات قرآن در قالب مصادیقی مانند تزکیه، حیات طیبه، تقوا و سلام تجلی یافته است و گستره آن تا عالم آخرت و عوالم غیب و شهود و نیز روح، عقل، قلب و سرّ انسان را دربرمی گیرد. یکی از الزامات تحقق این رویکرد، توجه به تأمین نیازهای معنوی همسران و آسیب شناسی موانع پیش روی آن است. هدف از این پژوهش، بررسی آسیب شناسانه تأمین نیازهای معنوی همسران در بستر رویکرد سلامت معنوی قرآن بنیاد است. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از روش پژوهش مروری و تحلیلی و از جهت شیوه گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای صورت گرفت. پژوهش مروری نوعی از تحقیقات است که هدف آن، مطالعه مستقل و روشمند پیشینه پژوهش برای اکتشاف، توصیف، تلفیق، تبیین و یا نقد الگوها، روابط و روند های قابل مشاهده در پیکره دانش می باشد که با انجام پژوهش ها و منابع مرتبه اول، به راحتی امکان بررسی آن وجود ندارد. ابتدا با مرور پیشینه پژوهش های داخلی انجام شده در این زمینه، عوامل مؤثر بر تأمین نیازهای معنوی همسران استخراج و دسته بندی شد و در مرحله بعد، شواهد و مصادیق قرآنی مرتبط با هر یک از عوامل، ارائه و آسیب شناسی شدند. نتایج: بررسی پیشینه مرتبط و آیات قرآنی متناظر به دسته بندی سه گانه از عوامل مؤثر بر تأمین نیازهای معنوی همسران انجامید که عدم تأمین هر یک می تواند آسیبی در حوزه سلامت معنوی همسران به شمار رود و خانواده را دچار بی ثباتی کند. این عوامل عبارت اند از: کاستی های اعتقادی، کاستی های حوزه اخلاق و ارزش ها، و کاستی ها در زمینه فرهنگ و مناسبات اجتماعی. ضعف بینشی همسران از راه مکانیسم تأثیرگزاری بر سه حوزه مبدأ ادراک شده، معادباوری، و ضعف ادراک خود و دیگران به عدم تأمین نیاز اعتقادی همسران می انجامد. قرآن کریم همواره می کوشد تصاویری از رحمت، حکمت و عدالت الهی را در ذهن انسان ها تقویت کند. با شکل گیری این تصور در ذهن، دلهره و نگرانی از انسان زدوده می شود و انسان با مجهز شدن به امیدواری، به کار و کوشش بیشتر در زندگی تشویق می شود. همچنین آیات قرآن با اصلاح باورهای یقینی درباره معناداری مرگ، زندگی پس از مرگ و رسیدگی به اعمال انسان در حیاتی دیگر می توانند زمینه تعادل و اعتلای معنوی فرد را فراهم کنند. در حوزه ارزش ها، کاستی های اخلاقی، عیب جویی متقابل، ناآگاهی از حق و یاری گری معنوی و ضعف پنداره های ذهنی از ارزش های جنسیتی به عنوان موانعی در برابر تحقق نیازهای معنوی همسران و درنتیجه سلامت معنوی خانواده دانسته می شوند. ضعف تربیت دینی فراگیر (رسمی و غیررسمی)، عدم اشاعه فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، ضعف حیثیت اجتماعی، عدم تنظیم سطح عواطف و احساسات درون خانوادگی و ضعف ارتباط معنوی نیایش محور، آسیب های اجتماعی فرهنگی هستند که موجب بروز کشمکش های معنوی در همسران می شوند و برآورده شدن نیازهای معنوی همسران را با اختلال یا توقف روبه رو می کنند. قرآن کریم با بیان نمونه هایی از استکبار انسان بر وی زمین و فریب شیطان و ایجاد حسد در دل مومنان، تاکید می کند نعمت های مادی دنیا زودگذر و فانی هستند و به جای تمرکز همسران بر مواهب ناچیز دنیوی و افتادن در دام مقایسه های بی جا، باید به رزق خداوند چشم دوخت که برای انسان بسیار بهتر و پاینده تر است. عیب جویی، ناسپساسی، خشم و قهر، بدبینی و تهمت از جلمه کاستی های اخلاقی هستند که موجب عدم تأمین نیازهای معنوی یکدیگر و درنتیجه بی ثباتی خانواده می شوند. معارف قرآن کریم با توصیف همسران به عنوان لباس برای یکدیگر، ضمن فراهم کردن زمینه برای بخشش و ایجاد فضای صمیمی، از بروز بسیاری آسیب های اخلاقی دیگر در محیط خانه جلوگیری می کنند. همسران با بهره گیری از ارتباط معنوی مبتنی بر نیایش و دعا، می توانند در یاری دیکدیگر برای اشاعه دین الهی سهیم باشند و با رغبت به فرزندآوری، از یک سو دین الهی را گشترش دهند و از سویی دیگر حیثیت اجتماعی خویش را بهبود بخشند. بحث و نتیجه گیری : یافته های نظری این پژوهش با برخی یافته های مبتنی بر کارآزمایی بالینی بعد از مداخله معنوی همسویی دارند. پژوهش های اخیر در این زمینه مؤید اهمیت آموزش معنویت به زوجین و اثرات مثبت آن بر سلامت معنوی و ثبات زندگی زناشویی بوده اند. این تحقیقات حاکی از آن هستند که آموزش معنویت و توجه به نیازهای معنوی در زندگی زناشویی نه تنها بر سلامت روانی و روحی زوجین تأثیرگذار است، بلکه نقش مؤثری در تثبیت و تقویت بنیاد خانواده نیز ایفا می کند. این تحقیقات همچنین نشان می دهند که توجه به معنویت می تواند از عوامل اصلی در کاهش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی در زوجین باشد. به طور خاص، مطالعات نشان داده اند مداخلات معنوی و تمرکز بر ارزش های مشترک مذهبی و معنوی، باعث افزایش همدلی، درک و حمایت متقابل بین همسران می شود که از عوامل مهم در پایداری رابطه زناشویی هستند. بخش مهمی از ثبات خانواده منوط به تلاش برای جلوگیری از بازگشت آسیب هایی است که در حوزه نیازهای معنوی همسران، سلامت معنوی خانواده را با اختلال روبه رو می سازد. با توجه به اینکه پیشگیری همواره مقدم بر درمان است، برنامه های پیشگیرانه و مراقبتی سلامت معنوی خانواده باید از سال ها قبل از تشکیل خانواده با جدیت پیگیری شوند؛ چنانچه آمادگی های لازم در جوانان برای تشکیل خانواده و سپس فرزندآوری تأمین شود، اما از مسئله مهم معنویت و توانمندی معنوی غفلت شود، منظومه سلامت انسان، ناقص و حرکت خانواده در مسیر هدایت الهی با اختلال روبه رو خواهد شد. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تضاد منافعی مرتبط با تحقیق حاضر ندارند.