ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۴۱.

آزمون مدل علی بهزیستی تحصیلی براساس ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا با میانجی گری خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر اردکان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل ۳۴۹۸ دانش آموز (۱۸۷۰ پسر و ۱۶۲۸ دختر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۴۶ نفر (۱۸۵ پسر و ۱۶۱ دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی و پرسشنامه خودکنترلی تانجی بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS تحلیل شد. نتایج نشان داد که ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق خودکنترلی) بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معناداری دارد. مقدار R² برای خودکنترلی 82/0 و برای بهزیستی تحصیلی 79/0 به دست آمد که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. آزمون سوبل نیز میانجی گری خودکنترلی را در رابطه بین ادراک از محیط سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی تأیید کرد (01/0>p). این نتایج بیانگر آن است که تقویت مهارت های خودکنترلی در بستر محیط های یادگیری سازنده گرا می تواند به بهبود بهزیستی تحصیلی دانش آموزان منجر شود. یافته ها بر اهمیت طراحی محیط های یادگیری مشارکتی و تعاملی تأکید دارند که علاوه بر ارتقای محتوای آموزشی، پرورش توانایی های خودتنظیمی دانش آموزان را نیز تسهیل می کنند.
۴۲.

پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
پیشینه و اهداف: ورزش دانش آموزی رویکردی کارآمد برای افزایش فعالیت جسمانی دانش آموزان از طریق برنامه ها، فعالیت ها و رویدادهای ورزشی در یک محیط حمایتی با زیرساخت ها و امکانات امن و راحت است. هدف از این پژوهش پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی بود. روش ها: روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. از میان جامعه آماری تعداد 240 دانش آموز پسر به شیوه نمونه-گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی 21/15 و انحراف معیار 68/1 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (1983)، مسئولیت پذیری اجتماعی کردلو (1393) و نیازهای بنیادی روان شناختی گاردیا و همکاران (2000) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰>P). همچنین نتایج حاصل از آزمون کلی مدل رگرسیون نشان داد نیازهای بنیادین روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی 21 درصد از واریانس انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان را تبیین نمایند (0۰1 /۰>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۴۳.

نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
هدف انجام این پژوهش مطالعه نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر کنکوری شهر اصفهان طی سال تحصیلی 1403- 1404 بوده است که از این جامعه با توجه به روش نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، پرسشنامه انگیزش تحصیلی و پرسشنامه هدف در زندگی استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها، جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بوده است که نقش میانجی متغیر هدف در زندگی در رابطه بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و بی انگیزگی تحصیلی، ارتباط بین سبک هویت هنجاری و بی انگیزگی تحصیلی و ارتباط بین سبک هویت سردرگم/اجتنابی و بی انگیزگی تحصیلی تأیید شده است. با توجه به این نتایج می توان استنباط کرد که سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی از طریق متغیر میانجی هدف در زندگی، به صورت غیرمستقیم بر بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری تأثیر داشته است بنابراین داشتن معنای روشن و هدفمند از زندگی می تواند پیامدهای منفی سبک های هویتی ناسازگار را کاهش دهد. در نتیجه، جهت دهی به هدف های فردی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در کاهش بی انگیزگی تحصیلی و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان کنکوری مورد توجه برنامه ریزان آموزشی و مشاوران تحصیلی قرار گیرد.
۴۴.

الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۵
هدف:   هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی بود. روش: این پژوهش به روش همبستگی (معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سبزوار در سال 1403 بود. از این جامعه 200 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب و به پرسشنامه های اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAQ؛ وانگ و همکاران، 2002)، ترومای کودکی – فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 1998)، خودگویی انگیزشی (MSTQ؛ ولترز و همکاران، 2000) و سازگاری اجتماعی (SAQ؛ سهرابی و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS.26  و Smart PLS.3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترومای کودکی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین دارد (001/0>p؛ 571/0=β)؛ درحالی که خودگویی انگیزشی (001/0>p؛ 64/0- =β) و سازگاری اجتماعی (01/0>p؛ 584/0-=β)، اثر مستقیم منفی و معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن بود که خودگویی انگیزشی (05/0>p؛ 26/0-=β) و ترومای کودکی (05/0>p؛ 24/0-=β) از طریق سازگاری اجتماعی به صورت غیرمستقیم بر اعتیاد به بازی های آنلاین اثر معنادار دارند. شاخص های برازش مدل نیز برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کردند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برای کاهش اعتیاد به بازی های آنلاین، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی آینده باید به ترومای کودکی، خودگویی انگیزشی و سازگاری اجتماعی توجه شود.
۴۵.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۴۶.

سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی: مرور نظام مند مطالعات کمّی در روان شناسی دین و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، تمرکز پژوهش های سازمانی از منابع مادی و ساختاری به سوی سرمایه های ناملموس و درونی انسان سوق یافته است. در این میان «سرمایه معنوی» به عنوان مفهومی میان رشته ای در تقاطع روان شناسی دین، مدیریت و مطالعات سازمانی، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. سرمایه معنوی ناظر به مجموعه ای از باورها، ارزش ها، معناها و جهت گیری های درونی است که می تواند کنش فردی و جمعی را در مسیر هدف مندی، تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری و پایداری سازمانی هدایت کند. در شرایطی که سازمان ها با چالش هایی چون فرسودگی شغلی، بحران معنا، کاهش تعهد و فشارهای فزاینده رقابتی مواجه اند، سرمایه معنوی به مثابه منبعی درونی و پایدار، ظرفیت آن را دارد که از راه معنا بخشی به کار و تقویت انگیزش درونی، عملکرد فردی و سازمانی را ارتقا دهد. با وجود رشد چشمگیر پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با چالش هایی اساسی روبه روست؛ از جمله ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، همپوشانی آن با مفاهیمی مانند معنویت در کار یا رهبری معنوی و پراکندگی یافته ها درباره سازوکارهای اثرگذاری آن بر عملکرد که به ویژه نقش متغیرهای میانجی و تعدیل کننده در این باره، اغلب به صورت جزیره ای بررسی می شود و فاقد جمع بندی نظام مند است. هدف پژوهش حاضر آن است که با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک مطالعات کمّی به تبیین منسجم رابطه سرمایه معنوی با عملکرد فردی و سازمانی پرداخته، مسیرهای اثرگذاری آن را شناسایی کند و تصویری یکپارچه از سازوکارهای روان شناختی، فرهنگی و ساختاری مرتبط را ارائه دهد. روش: پژوهش حاضر از روش مرور سیستماتیک برای شناسایی، ارزیابی و ترکیب شواهد تجربی کمّی درباره تأثیر سرمایه معنوی بر عملکرد سازمانی بهره گرفته است. در گام نخست، سؤال پژوهش به صورت مشخص تدوین شد: «سرمایه معنوی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی بر عملکرد سازمانی اثر می گذارد؟». بر این اساس جستجوی نظام مند مقالات در پایگاه های معتبر علمی شامل Scopus، Web of Science،Emerald Insight  و Google Scholar انجام گرفت. کلیدواژه های اصلی شامل Spiritual Capital، Workplace Spirituality، Organizational Performance  و Employee Performance بودند که با استفاده از عملگرهای منطقی AND و OR ترکیب شدند. بازه زمانی مطالعات به سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ محدود شد تا تمرکز پژوهش بر مطالعات معاصر و مبتنی بر سنجش های کمّی سرمایه معنوی باشد. معیارهای ورود شامل مقالات انگلیسی زبان، دارای داوری علمی با رویکرد کمّی و تمرکز صریح بر رابطه سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی بود. پژوهش های نظری یا کیفی فاقد داده های قابل سنجش از فرایند مرور حذف شدند. درنهایت از میان ۲۶۵ مقاله اولیه، پس از پالایش و ارزیابی کیفیت، هفت مقاله واجد شرایط نهایی انتخاب شد. برای ارزیابی کیفیت مطالعات از چک لیست PRISMA و دستورالعمل های Joanna Briggs Institute استفاده شد. هر مقاله براساس شفافیت روش شناسی، تحلیل داده ها و گزارش نتایج در مقیاس پنج درجه ای ارزیابی گردید. تمامی مقالات منتخب حداقل معیارهای لازم برای ورود به تحلیل نهایی را دارا بودند. نتایج: یافته های مرور سیستماتیک نشان داد که سرمایه معنوی در تمامی مطالعات بررسی شده، رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد فردی، تیمی یا سازمانی دارد؛ با این حال، تحلیل تطبیقی نتایج آشکار ساخت که این تأثیر به ندرت به صورت مستقیم گزارش و اغلب از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. مهم ترین میانجی های شناسایی شده شامل سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی)، انگیزش درونی، معنویت در محیط کار، نوآوری، فرایندهای مدیریتی و توانمندسازی دیجیتال بودند. مطالعات نشان می دهند که سرمایه معنوی با تقویت معنا و هدف در کار زمینه افزایش انگیزش درونی کارکنان را فراهم می کند و بدین شیوه رفتارهای نوآورانه، خودطراحی شغلی و بهره وری را ارتقا می دهد. همچنین در برخی پژوهش ها، سرمایه معنوی از مسیر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی اثرگذار بوده است؛ بدین معنا که ارزش ها و باورهای معنوی، نخست به منابع روانی تبدیل شده و سپس در قالب عملکرد قابل مشاهده بروز یافته اند. در کنار متغیرهای میانجی، نقش تعدیل کننده عواملی مانند تعهد سازمانی و تاب آوری سازمانی نیز در برخی مطالعات برجسته شده است. این یافته ها نشان می دهد که شدت اثر سرمایه معنوی بر عملکرد، وابسته به زمینه سازمانی و ظرفیت های حمایتی موجود است. درمجموع، نتایج مرور نشان می دهد که سرمایه معنوی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که در تعامل با عوامل روان شناختی، فرهنگی و ساختاری سازمان فعال شود. بحث و نتیجه گیری: تحلیل نظام مند شواهد نشان می دهد که سرمایه معنوی نه یک عامل مستقیم عملکرد، بلکه یک منبع عمیق هویتی و ارزشی است که با سازوکارهای واسط به پیامدهای عملکردی تبدیل می شود. این یافته، دیدگاه های ساده انگارانه درباره تأثیر مستقیم معنویت بر عملکرد را به چالش می کشد و بر ضرورت مدل سازی فرایندی و چندسطحی تأکید دارد. سرمایه معنوی زمانی به رفتارهای کاری، نوآوری یا بهره وری می انجامد که بتواند به منابع روان شناختی قابل بسیج و سازوکارهای سازمانی ترجمه شود. همچنین نتایج این مرور نشان می دهد که ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، یکی از چالش های اصلی ادبیات موجود است؛ با این حال، تحلیل تطبیقی مطالعات امکان دسته بندی ابعاد سرمایه معنوی در قالب مؤلفه هایی مانند معنا، هدف مندی، تعهد اخلاقی و هم راستایی ارزشی را فراهم می کند. از نظر کاربردی، یافته ها گویای آن است که سازمان ها برای بهره گیری مؤثر از سرمایه معنوی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که همزمان سطوح فردی، بین فردی و ساختاری را پوشش دهد. درنهایت پژوهش حاضر با ارائه تصویری منسجم از مسیرهای اثرگذاری سرمایه معنوی می تواند مبنایی نظری برای توسعه مدل های تلفیقی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست گذاری منابع انسانی و طراحی محیط های کاری معنابخش باشد. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند از پژوهشگران و صاحب نظرانی که آثار علمی آنان مبنای این مرور نظام مند قرار گرفته و به غنای ادبیات پژوهش کمک کرده اند، قدردانی کند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۴۷.

الگوی قرآنی سلامت روان با تأکید بر مفاهیم رضا، شکر و امید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
سلامت روان به عنوان یکی از ارکان کلیدی کیفیت زندگی تحت تأثیر عوامل معنوی و روان شناختی قرار دارد. قرآن کریم به عنوان منبع اصلی هدایت، مفاهیم مهمی مانند «رضا»، «شکر» و «امید» را معرفی می کند که اجزای بنیادین سلامت روان را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی عمیق این سه مفهوم در آیات قرآن و تطبیق آن ها با نظریه های روز روان شناسی، به ویژه روان شناسی مثبت نگر و معناگرا می پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی، داده ها از طریق نظرسنجی ها و تحلیل متون جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که پذیرش تقدیر الهی (رضا) می تواند به بهبود تاب آوری و کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. همچنین، قدردانی از نعمت ها (شکر) به افزایش احساسات مثبت و کاهش استرس منجر می شود و به عنوان مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شناخته می شود. داشتن نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده (امید) نیز به تقویت روحیه و افزایش تاب آوری افراد کمک می کند. این ارتباط میان مفاهیم دینی و نظریه های روان شناسی مدرن، چشم انداز جدیدی برای مشاوره و درمان های روان شناختی اسلامی ایجاد می کند و می تواند به عنوان راهکار مؤثری برای ارتقاء سلامت روان در جامعه مدرن مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، این مطالعه تأکید دارد که پیوند میان آموزه های دینی و رویکردهای علمی می تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان افراد کمک کند.
۴۸.

تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می دهد که در حالت کلی می توان گفتمان های موجود را در دو گروه گفتمان های تعادل بخش (با خرده گفتمان های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت های تعادلی، جبران) و گفتمان های انحرافی (با خرده گفتمان های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.
۴۹.

رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی؛ نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی در رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد مشهد در اردیبهشت 1403 که کمتر از 5 سال از زندگی مشترک آنان گذشته باشد، بود که 214 نفر به عنوان نمونه ی پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فردی-دموگرافیک، استحکام روان شناختی کلاف و همکاران (2002)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) و جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950) بود. تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت و در کلیه تجزیه و تحلیل های آماری این پژوهش از نرم افزارAmos22 و SPSS22 استفاده گردید. نتایج نشان داد که سن به صورت مستقیم با سازگاری زناشویی و به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق جهت گیری مذهبی با سازگاری زناشویی رابطه دارد (05/0› p-value)؛ باید اضافه نمود، سن به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق استحکام روان شناختی با سازگاری زناشویی رابطه نداشت (05/0< p-value). با استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در زنان یک رابطه خطی ساده نیست و جهت گیری مذهبی می تواند نقش میانجی گرانه ایفا کند.
۵۰.

تجربه زیسته زنان از میزبانی کودکان شیرخوارگاه در دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
کودکانی که از مراکز بهزیستی رشد میکنند، نسبت به کودکانی که در خانواده بزرگ می شوند، تعامل اجتماعی کمتری دریافت می کنند و بیشتر احتمال دارد که در طول رشد خود، مشکلات عاطفی و رفتاری پایدار را تجربه کنند؛ لذا در ایران چندین سال است که طرح میزبانی موقت از کودکان بی یا بدسرپرست ایجاد شده تا علاوه بر مراقبت جسمی، این کودکان نیازهای عاطفی خود را نیز تامین کنند. از آنجا که در تابستان ۱۴۰۴، جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم غاصب صهیونیستی رخ داد، برای تامین امنیت نوزادان، بهزیستی فرایند انتقال کودکان به خانهها برای میزبانی موقت را تسهیل بخشید که هم برای نهاد بهزیستی و هم برای والدین میزبان با چالشها و تجارب منحصربفردی همراه بود؛ لذا پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته مادران میزبان در این جنگ پرداخت. برای انجام این مطالعه کیفی، بااستفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۱ مادر مصاحبه شد و با روش کلایزی، اطلاعات تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع در تحلیل دادهها، ۶۷ کد باز، ۲۳ کد محوری و ۷ تم بدست آمد؛ تمها شامل: باورهای پسامیزبانی در جنگ، الگوهای هیجانی میزبانی در جنگ ، تحولات کنشی در فرایند میزبانی ، انگیزش میزبانی در جنگ ، چالشهای میزبانی در جنگ ، توسعه هویت مادری و میزبانی در جنگ و تدابیر تسهیلگر بهزیستی برای میزبانی در جنگ بود. درمجموع میتوان نتیجه گرفت تجربه میزبانی، یک فرایند وجودی، عمیقا تغییردهنده و پیچیده است که هم مراقبت های لازم را برای کودک مهیا می کند و هم مادر میزبان را نسبت به قبل، به زنی توانمندتر مبدل میسازد.
۵۱.

مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «داده بنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری مبتنی بر اشباع نظری داده ها تا 10 نفر شرکت کننده ادامه یافت. روش گردآوری داده ها «مصاحبه نیمه ساختاریافته» بود. داده ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار داده ها، از روش «سه سویه سازی» استفاده شد. نتایج نشان داد «عوامل علّی» شامل علل روان شناختی – بیولوژیک، اعتقادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی، هویت یابی نوجوانی، جامعه-شناختی و اقتصادی بود. «شرایط مداخله ای» شامل عوامل نهادی، عوامل نسلی و ارتباطی و «شرایط زمینه ای» شامل شرایط کلی، شرایط خانوادگی مستعد، شرایط انضباطی، شرایط بالینی و شرایط شناختی – ارتباطی بودند. «راهبردها» شامل راهبرد درمانی درون نهادی مؤثر، راهبرد ارتباطی راهبرد درون نهادی غیرمؤثر، راهبرد برون نهادی و راهبرد ترکیبی بودند. «پیامدها» شامل افزایش رفتارهای پرخطر، پیامدهای بالینی - روان شناختی، پیامدهای پرورشی و پیامدهای آسیب زا بود. پژوهش حاضر، مدل پارادایمی جامعی از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه اردکان درباره رفتارهای پرخطر دانش آموزان ارائه می دهد. این مدل، ضمن تأکید بر ماهیت سیستمی و پیچیده رفتارهای پرخطر، لزوم توجه هم زمان به عوامل فردی، خانوادگی، نهادی و محیطی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی را آشکار می سازد.
۵۲.

نقش طرحواره های ناسازگار حوزه بریدگی و طرد در پیش بینی صمیمیت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش طرحواره های بریدگی و طرد در پیش بینی صمیمیت زناشویی انجام شد. در یک طرح همبستگی تعداد 104 نفر از مراجعه کنندگان به یکی از مراکز مشاوره شهر مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با ف رم کوتاه پرسشنامه طرح واره (SQ-SF) و سیاهه صمیمیت زوجین (MIQ) انجام شد. نتایج نشان داد که بین طرحواره های بریدگی و طرد با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<0.05). تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که طرحواره های رهاشدگی (0.44- = β)، بی اعتمادی ( 0.32- = β) و محرومیت هیجانی ( 0.27- = β) سهم منفی و معناداری در پیش بینی صمیمت زناشویی داشته و 58 درصد تغییرات آن را تبیین می کنند. به نظر می رسد طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد سهم قابل توجهی در تبیین صمیمت زناشویی دارند و لازم است در مداخلات مرتبط با زوجین بر این طرحواره ها تمرکز بیشتری صورت گیرد.
۵۳.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدّت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به متخصص مغز و اعصاب شهر ارومیه به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی را به مدت یازده جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند و در گروه کنترل مداخله ای ارائه نشد. گردآوری داده ها با پرسشنامه های درد مک گیل (MPQ)، کنترل هیجانی (ECQ2) و سردرد میگرن اهواز (AMQ) استفاده شد. تحلیل کواریانس نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی بازداری هیجانی، نشخوار ذهنی، سردرد و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی را به طور معناداری کاهش می دهد (P<0.05). یافته های پژوهش حاضر گویای آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی رویکردی اثربخش برای بهبود کنترل هیجانی و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی بوده و می تواند در این گروه به طور کاربردی و موثری مورد استفاده قرار گیرد.
۵۴.

مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک با نقش میانجی گری استرس ادراک شده در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی و اضطرابی) با نقش میانجی استرس ادراک شده در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1403 بود. از بین جامعه آماری 338 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری پنهان رابطه ای (MCAQ)، پرسشنامه بخشش (FQ)، پرسشنامه تجربه روابط نزدیک (ECRQ) و پرسشنامه استرس ادراک شده (PSQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد. همچنین نتایج نشان داد ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین بخشش با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=-0/192) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=-0/19) منفی و معنادار بود. علاوه بر این ضریب مسیر بین استرس ادراک شده با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/326) مثبت و معنادار بود. یافته دیگر این بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/254) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/185) مثبت و معنادار است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اضطرابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/274) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/272) مثبت و معنادار است. در نهایت نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی معنادار بود. بر این اساس چنین نتیجه گیری شد که استرس ادراک شده به صورت معنادار رابطه بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی در زنان متاهل را میانجیگری می کند. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت استرس نقشی مخرب در ایجاد پرخاشگری پنهان زناشویی همچنین تخریب روابط زناشویی دارد. بر این اساس می توان با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب و با کاهش استرس ادراک شده زنان، از میزان آسیب های زناشویی آنان کاست. 
۵۵.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۴۰۸
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهداشت شهر ارومیه در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 32 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 16 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از مقیاس نشخوار فکری (RRS، نولن-هوکسما و مارو، ۱۹۹۱) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی کسلر (DTQ، 2002) جمع آوری شد. مداخله درمان شناختی رفتاری در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) در دو ماه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تفاوت معناداری بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون در متغیرهای نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی وجود دارد (05/0>p). همچنین بین مرحله پیش آزمون و پیگیری نیز تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>p). نتایج پژوهش نشان داد که مداخله درمان شناختی رفتاری به طور معنادار و پایدار موجب کاهش نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی شده است.
۵۶.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی انجام گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری، زوجین دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره زوج درمانی خانه تجربه شهر تهران در سال 1404 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 10 زوجی (دو آزمایش و یک گواه) جایگذاری شدند. از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010)، مقیاس سازگاری زناشویی (DAS، اسپاینر، 1976)، مقیاس کیفیت زندگی زناشویی (RDAS، باسبی و همکاران، 1995)، پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی آدلری و پروتکل 8 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی تلفیقی سیستمی برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که نمرات پیش آزمون انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (001/0p<). همچنین رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری نسبت به زوج درمانی آدلری داشت (001/0p<). بنابراین می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان مداخلات پایدار در انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی موثر هستند و رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری دارد.
۵۷.

بررسی نقش میانجی حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش والدینی و رضایت والدینی در مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش والدینی و رضایت والدینی مادران انجام شد. روش این مطالعه توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش مادران ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود و نمونه پژوهش شامل ۲۳۳ مادر بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل زیرمقیاس های حمایت از خودمختاری فرزندان (PBDQ، رید و همکاران، ۲۰۱۵)، پذیرش والدینی (PPF، برک و مور، ۲۰۱۵) و رضایت والدینی (PSOC-R، گیلمور و کاسکلی، ۲۰۲۴) بودند. داده های پژوهشی با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از برازش مدل بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که پذیرش والدینی اثر مستقیم و معناداری بر رضایت والدینی و حمایت از خودمختاری فرزندان دارد و حمایت از خودمختاری فرزندان نیز اثر مستقیم و معناداری بر رضایت والدینی دارد (۰۰۱/۰P<). همچنین، نتایج پژوهش حاضر نشان داد حمایت از خودمختاری فرزندان در رابطه بین پذیرش و رضایت والدینی نقش میانجی گر ایفا می کند (۰۰۱/۰P<). نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت تعامل والدینی مبتنی بر پذیرش و استقلال در بهبود تجربه فرزندپروری تأکید می نماید و می تواند در طراحی مداخلات آموزشی برای والدین مورداستفاده قرار گیرد.
۵۸.

بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۳۵۵
زمینه: اختلال یادگیری خواندن یکی از شایع ترین اختلالات یادگیری است که می تواند موجب مشکلات بسیاری در زمینه های دیگر یادگیری، اجتماعی، هیجانی و رفتاری شود. بنابراین مداخله زودهنگام در افراد دارای مشکلات خواندن از اولویت های آموزشی و درمانی است. برای مداخله به موقع، ارزیابی و تشخیص افراد دارای اختلال خواندن گام بسیار مهمی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان انجام شد. روش: پژوهش حاضر کاربردی از نوع آزمون سازی بود. جامعه آماری دانش آموزان دوره اول دبستان شهر تهران در سال 1403-1402 بود. نمونه 700 نفر از دانش آموزان دوره اول دبستان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و با آزمون خواندن جحش مورد ارزیابی قرار گرفتند. روایی محتوا با نظر ده متخصص با استفاده از شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی شد. جهت روایی تشخیصی با مقایسه بین گروهی آزمون خواندن با استفاده از آزمون t و جهت بررسی روایی سازه تحولی با مقایسه پایه های تحصیلی در آزمون خواندن با استفاده از آزمون F و پایایی با استفاده از ضریب کودر-ریچاردسون و بازآزمایی با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ارزیابی شد. یافته ها: نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن دوره اول دبستان بین دو گروه نرمال و دارای اختلال یادگیری نشان دهنده تفاوت های معنادار در تمام خرده آزمون ها است. این نتایج نشان می دهد که کودکان دارای اختلال یادگیری در تمام جنبه های مرتبط با مهارت های خواندن به طور قابل توجهی ضعیف تر از کودکان نرمال عمل کرده اند و آزمون خواندن توانسته است به خوبی این تفاوت ها را شناسایی کند. همچنین نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن در سه پایه تحصیلی اول، دوم و سوم دبستان نشان دهنده پیشرفت معنادار مهارت های خواندن با افزایش سن و پایه تحصیلی است. به طور کلی، در اکثر خرده آزمون ها، میانگین نمرات دانش آموزان پایه های بالاتر از پایه های پایین تر بیشتر است و تفاوت ها از نظر آماری معنادار هستند (001/0 >p). نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که آزمون خواندن جحش دارای روایی تشخیصی است و می توان برای تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان از این آزمون استفاده کرد.
۵۹.

بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روانشناسی تحلیلی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۳۸۷
زمینه: گلستان سعدی به عنوان یکی از شاهکارهای تعلیمی ادبیات فارسی، همواره از منظرهای گوناگون بررسی شده است. با این حال، علی رغم اهمیت کهن الگوها در روان شناسی تحلیلی یونگ برای درک لایه های عمیق متون ادبی، جایگاه و کارکرد کهن الگوی «آنیما» در حکایات منثور این اثر مغفول مانده است. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ تحقیقی و اثبات نوآوری در این حوزه انجام شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روان شناسی تحلیلی یونگ انجام گرفت. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای تحلیل محتوای کیفی به انجام رسیده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و با بررسی مستقیم حکایات منتخب از گلستان که در آن ها ردپای آنیما مشهود است، گردآوری و بر اساس مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ تحلیل شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که آنیما در گلستان صرفاً یک تصویر زنانه نیست، بلکه نیرویی روانی و پویا با دو چهره متضاد است: از یک سو، در وجه منفی خود به صورت نیرویی اغواگر و ویرانگر ظاهر می شود که شخصیت ها را به ورطه سقوط روانی می کشاند (آنیمای منفی)؛ و از سوی دیگر، در وجه مثبت خود به عنوان منبع الهام، ایثار و راهنمای رسیدن به تمامیت روانی و فردیّت عمل می کند (آنیمای مثبت). این پژوهش همچنین نشان داد که جدال میان این نیروی ناهشیار و ساختارهای خودآگاه (چون عقل و تقوی) یکی از محورهای اصلی روانشناختی در حکایات است و تجلی آنیما تنها به شخصیت های انسانی محدود نشده و در نمادهای طبیعت (مانند آب و باغ) نیز بازتاب یافته است. نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود که تحلیل گلستان از منظر کهن الگوی آنیما، بعدی نوین و روانشناختی به حکایات تعلیمی سعدی می افزاید. این رویکرد نشان می دهد که سعدی نه تنها یک حکیم و آموزگار اخلاق، بلکه یک روان شناس ژرف نگر بوده که به خوبی از تأثیر نیروهای ناهشیار بر سرنوشت انسان آگاهی داشته است. این پژوهش با آشکار ساختن این لایه پنهان در نثر سعدی، به درک عمیق تری از پیچیدگی های شخصیت پردازی در این شاهکار ادبی کمک می کند.
۶۰.

مقایسه اثربخشی آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر-فرزند در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۳۹۸
زمینه: مادران کودکان کم توان ذهنی به دلیل مشکلات ناشی از محدودیت های شناختی و رفتاری فرزند و نیاز به مراقبت های ویژه، با چالش هایی مانند استرس، کاهش تاب آوری و مشکلات در رابطه والد - فرزند روبه رو هستند. مداخلات روانشناختی مانند آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور به عنوان روش هایی برای کاهش استرس و افزایش تاب آوری معرفی شده اند. بااین حال، پژوهش های کمی به مقایسه اثربخشی این دو روش پرداخته اند. این مطالعه باهدف مقایسه تأثیر هر یک از این مداخلات انجام شده است. هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش مثبت اندیشی و درمان راه حل مدار بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک در مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۴۵ مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس تاب آوری توسط کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، مقیاس روابط والدین - کودک توسط پیانتا (1994) و مقیاس استرس درک شده کوهن و همکاران (1983) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله، آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار، استرس ادراک شده را به طور معناداری کاهش داده و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را بهبود می بخشد (01/0 >p) علاوه بر این، تفاوت معناداری در اثربخشی این دو رویکرد مشاهده نشد (01/0 p>). اثرات مثبت هر دو مداخله در طول دوره پیگیری ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار به طور مؤثری استرس را کاهش و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را در مادران کودکان کم توان ذهنی بهبود می بخشد؛ بنابراین این روش ها می تواند در برنامه های درمانی و مشاوره ای برای مادران کودکان کم توان ذهنی در مراکز روان شناسی و آموزشی مفید باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان