فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۸۱ تا ۷٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
342 - 352
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش صلح بر سرمایه های روان شناختی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول انجام شد.روش شناسی: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه و در نظر گرفتن دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه منطقه 3 شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398، تشکیل دادند. 30 نفر نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سرمایه های روان شناختی لوتانز(PCQ) بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 120 دقیقه ای در 4 هفته مداوم، تحت آموزش صلح قرار گرفته و گروه کنترل، نیز هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-22 استفاده شدیافته ها: نتایج نشان داد که اجرای آموزش صلح در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل مؤلفه های چهارگانه سرمایه روان شناختی را در دانش آموزان پسر به صورت معنادار تحت تاثیر قرار داده است . همچنین نتایج فوق در مرحله پیگیری در مقایسه با مرحله پس آزمون تفاوت چندانی نشان نداشت و براین اساس چنین نتیجه گیری شد که آموزش صلح به دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول، سرمایه های روان شناختی را در آنان به صورت پایدار افزایش می دهد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مثبت آموزش صلح بر افزایش سرمایه های روانشناختی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول، پیشنهاد می شود، این آموزش ها در برنامه درسی یا فوق برنامه دانش آموزان در پایه ها و دوره های مختلف تحصیلی گنجانده شود و نیز معلمان و اولیای مدرسه با شرکت در کارگاه های آموزشی، با این مفاهیم و اهمیت و ضرورت پرداختن به آنها در محیط مدرسه و کلاس های درس آشنا شوند.
بررسی عوامل محیطی مرتبط با اقتصاد آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
277 - 288
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل محیطی مرتبط با اقتصاد آموزش وپرورش انجام شد.روش شناسی: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل مدیران و کارشناسان سازمان آموزش وپرورش استان سمنان در سال تحصیلی 99- 1398 و به تعداد 384 بوده است که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 192 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس سطح شهرستان ها افراد انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته با 78 سوال بود. روایی محتوایی پرسش نامه توسط متخصصان و مدیران ارشد آموزش و پروش تایید شد. پایایی کل پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرانباخ 71/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.یافته ها: یافته های روش تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که عوامل محیطی مرتبط با اقتصاد آموزش وپرورش به ترتیب در قالب هفت بعد عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانشناختی، عوامل قانونی و عوامل فناورانه که در مجموع 19/92 درصد از کل واریانس پرسش نامه را تببین کردند. بر اساس یافته های آزمون همبستگی، عوامل محیطی اقتصاد آموزش وپرورش رابطه مثبت و معناداری داشتند ویافته های رگرسیون نشان داد که عوامل محیطی به میزان 8/35 درصد، متغیر اقتصاد آموزش وپرورش را تبیین کردند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانشناختی، عوامل قانونی و عوامل فناورانه موجب بهبود اقتصاد آموزش وپرورش و در نهایت تعلیم و تربیت مناسب نیروی انسانی و عامل اثربخش و انگیزشی در حوزه آموزش می شوند.
ارائه مدل روابط بین ادراک جو کلاس، خودتنظیمی، دانش اموزشی و اضطراب ریاضی در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
320 - 333
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در پی آن است که با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری به آزمون مدل پژوهش حاضر پرداخته و روابط بین ادراک جو کلاس، خودتنظیمی، دانش اموزشی و اضطراب ریاضی را بررسی کند.روش شناسی: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانش آموزان دوره ی دوم متوسطه دبیرستان های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400تشکیل دادند که تعداد آن ها بنابر گزارش آموزش و پرورش استان تهران در سال تحصیلی مذکور برابر 36858 نفر بود. حجم نمونه برابر 150 نفر (18 نفر برای هر 8 متغیر) برای هر یک از گروه ها(دختر و پسر) و در کل 300 نفر برای تأمین معناداری همبستگی پیشنهاد شد. در پژوهش حاضر برای جمع آوری اطلاعات از 4 پرسشنامه ادراک از جو کلاس، پرسشنامه دانش و مهارت اموزشی، پرسشنامه خودتنظیمی در یادگیری و پرسشنامه سنجش اضطراب ریاضی استفاده شد. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش دردو بخش مدل اندازه گیری و مدل ساختاری با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری با روش کوواریانس محور و به کارگیری نرم افزار LISREL ارزیابی قرار گرفته شدند.یافته ها: با استفاده از آزمونهای مدل ساختاری نشان داده شد که ادراک جو کلاس با مقدار 9768/2 تاثیر مثبت و معناداری بر خودتنظیمی در سطح 99% دارد. دانش آموزشی با مقدار9597/2 تاثیر مثبت و معناداری بر خودتنظیمی در سطح 99% دارد. ادراک جو کلاس با مقدار 1596/2 تاثیر منفی و معناداری بر اضطراب ریاضی در سطح99% دارد. دانش آموزشی با مقدار9697/1- تاثیر منفی و معناداری بر اضطراب ریاضی در سطح 95% دارد. خودتنظیمی با مقدار9674/1 تاثیر منفی و معناداری بر اضطراب ریاضی در سطح 95% دارد.بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده ادراک جو کلاس بر خودتنظیمی تاثیر مثبت و معنادار دارد، دانش آموزشی بر خودتنظیمی تاثیر مثبت و معنادار دارد، ادراک جو کلاس بر اضطراب ریاضی تاثیر مثبت و معنادار دارد، دانش آموزشی بر اضطراب ریاضی تاثیر مثبت و معنادار دارد خودتنظیمی بر اضطراب ریاضی تاثیر مثبت و معنادار دارد
آسیب شناسی قصه دینی از منظر سبک زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل با تحولات سریع فرهنگی، اجتماعی و تغییر در الگوها به ویژه در حوزه هنر و از آن جمله قصه پردازی، یکی از چالش های ادیان الهی است. در این راستا دفاع از حریم جاذبیت و جاودانگی اسلام در گرو چگونگی باز تولید دین در گذر از جامعه سنتی به جامعه نوین و اطلاع از ویژگی های "سبک زندگی اسلامی" در است. پرسش پژوهش آن است که هنر " قصه دینی" در " سبک زندگی اسلامی" از چه آسیب هایی رنج می برد و چگونه باید خود را از آلایش های« قصه پردازی نو گرای غربی» برهاند. دستاورد پژوهش که به روش کتابخانه ای، توصیفی و تحلیلی نگارش یافته، به شرح ذیل است: الف : "نگرش سازی" نسبت به آسیب های قصه دینی، به معنای آسیب شناسی از قصه های اسلامی- بومی در راستای استحکام پیام رسانی علمی و تامین اهداف الهی، انسانی، تربیتی « قصه دینی» و اجتناب از آفات « قصه پردازی نو گرای غربی». ب : "راهبرد سازی" در جهت « آسیب زدایی از قصه دینی» و کنکاش از آسیب ها و آفاتی که طی قرون اولیه اسلامی تا حال حاضر، چه در حوزه مفهومی و چه ساختاری، گریبان گیر« قصه دینی» شده است. ج : " راهکارسازی" بمعنای چگونگی فعالیت های اجرایی در ایصال به این هدف و استنباط 22 مورد آسیب قصه دینی و ارایه آن به هنرمندان حوزه ادبیات داستانی اسلامی- بومی و قرآن پژوهان
ارائه الگوی مبارزه با قاچاق انسان با استفاده از رویکرد سیستم نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
63 - 86
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : قاچاق انسان یکی از سهمگین ترین و خطرناک ترین جنایاتی است که بشر در طول تاریخ بر هم نوع خود روا می دارد، در حقیقت رفتاری مخالف کرامت انسانی بوده و ارتکاب آن نقض حقوق بشر است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی مبارزه با قاچاق انسان با استفاده از رویکرد سیستم نرم است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث ماهیت، توصیفی - تحلیلی است و از نظر روش، کیفی است. مشارکت کنندگان حاضر در پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی هستند که با توجه به اصل کفایت نظری و نمونه گیری هدفمند، چهارده نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از ضریب CVR و کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت. از طرفی برای تحلیل داده های به دست آمده از رویکرد سیستم نرم بهره گرفته شده است. یافته ها : یافته ها حکایت از آن دارد که با استفاده از رویکرد سیستم نرم، ضمن ارائه تعاریف ریشه ای از پدیده قاچاق انسان، الگوی مفهومی آن نیز تشریح شد. همچنین نتایج نشان می دهد که «تجدیدنظر و بازنگری در قوانین و مقررات، هوشمندسازی پلیس، نهادها و سازمان های ذی ربط» جزو راهبردهای مهم در مبارزه با قاچاق انسان است. نتیجه گیری : قاچاق انسان یکی از خطرناک ترین جنایاتی است که بشر بر هم نوع خود روا می دارد؛ بنابراین، ریشه یابی آن، تدوین الگوی مناسب و همچنین ارائه راهکارهای مطلوب می تواند گامی مهم و مؤثر درزمینه کاهش این معضل اجتماعی باشد.
بررسی نقش هیئت های مذهبی در تقویت جامعه مدنی (مطالعه موردی: بررسی دیدگاه فعالان هیئت های مذهبی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۴
209 - 239
حوزههای تخصصی:
هرچند هیئت های مذهبی در جامعه سنتی ایران دارای کارکردهای دینی و اجتماعی مشخص و تثبیت شده ای بودند، اما با تحولات گسترده در جامعه ایران و مدرن شدن روزافزون آن، نسبت این هیئت ها با ویژگی های جامعه جدید «مسئله دار» شده است. بدان معنا که هرچند از یکسو، همه هیئت های مذهبی به عنوان «نهادهای واسطی» که فرصت تعامل و تشریک مساعی مردم را فراهم می کنند، نقش مؤثری در تقویت ویژگی های جامعه مدنی دارند، اما از سوی دیگر، به جهت ترویج ویژگی های متناسب با جامعه مدنی، همه هیئت های مذهبی به یک شیوه عمل نمی کنند. در این تحقیق سه «گونه آرمانی» هیئت مذهبی یعنی گونه هویت اندیش، گونه بازاندیش و گونه مکتب اندیش از هم تفکیک و نسبت آن ها با برخی مؤلفه های جامعه مدنی بررسی شد. گونه بازاندیش با اهتمام ورزیدن به «تربیت مدنی» افراد جامعه و انتشار پیام های مدنی، در راستای تقویت جامعه مدنی حرکت می کند. گونه هویت اندیش با محوریت بخشیدن به تقویت «هویت شیعی»، بیشتر به سوی آفرینش «جامعه ای سنت گرا» حرکت می کند و گونه مکتب اندیش با محوریت دادن به تقویت «تشکیلات جهادی»، در پی آرمان «جامعه ولایی» است.
هویت ملی در جامعه ایران و چالش ها و مشکلات آن: مرور نظام مند مقاله های علمی-پژوهشی کمّی (1377- 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
177 - 199
حوزههای تخصصی:
محققان و پژوهشگران ایرانی در حوزه مطالعات کمی با رویکردهای تحلیلی گوناگونی به تحلیل هویت ملی در جامعه ایران و چالش ها و مشکلات آن پرداخته اند. پژوهش حاضر در تلاش است با استفاده از روش مرور نظام مند به واکاوی ویژگی های توصیفی، روش شناختی و تحلیلی و ارزیابی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی مبتنی بر روش کمّی با موضوع هویت ملی در جامعه ایران در بازه زمانی 1377 تا 1398 بپردازد و تصویر کامل و جامعی از عوامل و متغیرهای مؤثر بر هویت ملی در جامعه ایران و چالش ها و مشکلات آن در مقالات علمی-پژوهشی مبتنی بر روش کمی ارائه نماید و کمبودها و کاستی های آن ها را موردبررسی قرار دهد. روش پژوهش حاضر، مرور نظام مند می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد مقالات انتخاب شده باوجود نتایج و دستاوردهای قابل ملاحظه و قابل کاربرد با خلأ ها و کاستی های عدیده ای در حوزه روش شناختی چون: تقلیل گرایی و دشواری مقایسه پذیری و در حوزه تحلیلی چون: کلی نگری در مقابل جزئی نگری، تقلیل گرایی در مقابل جامع گرایی، کاهش گرایی تحلیلی چالش ها و مشکلات ابعاد مختلف هویت ملی، کاهش گرایی تحلیلی چالش ها و مشکلات رابطه هویت ملی و هویت های جمعی مواجه می باشند.
واکاوی الزام های اجرایی دوره های برخط آزاد انبوه در دانشگاه پیام نور از منظر اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
۱۳۴-۹۶
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزام های اجرایی دوره های برخط آزاد انبوه(موک) در دانشگاه پیام نور از منظر اقتصادی انجام گرفت. روش مورد استفاده در این پژوهش، کاربردی و نحوه گردآوری اطلاعات، کیفی بود. مؤلفه های مورد استفاده بر اساس بررسی اسناد و مدارک و ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند شناسایی شدند. به منظور بررسی اسناد و مدارک و تحلیل یافته های مصاحبه از روش تحلیل محتوای استقرایی در سه سطح باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای شناسایی جامع مؤلفه های اصلی و زیرمؤلفه های الزام های اجرایی دوره های موک در دانشگاه پیام نور از منظر اقتصادی، علاوه بر بررسی مطالعه های انجام شده در این زمینه، مصاحبه ای نیمه ساختارمند با 15 نفر از خبرگان حوزه در دوره های موک صورت گرفت. نتایج نشان داد که الزام های اجرایی دوره های موک در دانشگاه پیام نور از منظر اقتصادی شامل یازده مؤلفه اصلی: تشکیل تیم اقتصادی، تعیین اهداف اقتصادی از راه اندازی و ارائه دوره های موک، عرضه وتقاضا، هزینه و درآمدها، منابع، سرمایه گذاران، استراتژی قیمت گذاری، مدل کسب و کار، تهیه و نوشتن یک طرح و ارائه مدل اقتصادی، بازاریابی و مباحث مالی و حقوقی و 37 زیرمؤلفه است.
تحلیل پراکندگی رشته ها و شرایط پذیرش پذیرفته شدگان دوره دکتری آموزش عالی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
۴۳-۲۴
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های ایران از ابتدای تعریف دوره دکتری آموزش عالی، تعداد دانشجویانی با رشته های مختلف در مقاطع قبلی پذیرفته اند. هدف از این پژوهش، تحلیل وضع موجود رشته آموزش عالی در ایران از نظر تعداد پذیرفته شدگان در دانشگاه های مختلف و همچنین تحلیل پراکندگی رشته مقاطع قبلی پذیرفته شدگان آموزش عالی است. همچنین پیشنهادهایی به عنوان پیش شرط یا شرایط پذیرش در دوره دکتری آموزش عالی با توجه به تجربه های بین المللی ارائه می گردد. پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به روش تحلیل مضامین و انباشت نگاشتی از طریق سند کاوی و استفاده از طرح پژوهش غیرآزمایشی تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه پذیرفته شدگان دانشگاه های سراسری دوره دکتری آموزش عالی از سال 90 تا 98 بودند. جهت پیشنهاد پیش شرط یا شرایط پذیرش در دوره دکتری آموزش عالی از روش پژوهش مطالعه تطبیقی استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش تعداد پذیرفته شدگان دوره دکتری آموزش عالی از سال 90 تا 94 روندی افزایشی داشته و از سال 95 روند افزایشی آن متوقف و تقریباً ثابت مانده است و از سال 97 همگام با روند کلی کاهش ظرفیت پذیرش دوره دکتری، کاهش یافته است. دانشگاه شهید بهشتی و علامه طباطبایی (46% از کل پذیرفته شدگان) بیشترین و دانشگاه اصفهان کمترین سهم (2%) را در پذیرش دانشجوی دکتری این دوره داشته اند. گروه علوم تربیتی و دبیری و آموزش، زبان های خارجی، مهندسی، علوم پزشکی و مدیریت و علوم اقتصادی بیشترین و رشته های علوم اجتماعی، روانشناسی، هنر و معارف نیز کمترین سهم را در رشته مقاطع قبلی پذیرفته شدگان دارند. تعریف حوزه پژوهشی مرتبط با حوزه تخصصی مقاطع قبلی پذیرفته شدگان، 3 تا 5 سال تجربه فعالیت حرفه ای، پژوهشی، تدریس، ارزشیابی یا مدیریت در حوزه آموزش عالی، توصیه نامه از اعضای هیئت علمی و ... به عنوان شرایط و پیش نیازهای پذیرش در دوره دکتری پیشنهاد شدند.
شناخت هویت های معاصر و فرزند ناخواهی در میان زوجین جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۷
125 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه نگرش به پدیده فرزند در دنیای کنونی می باشد. در دنیای کنونی، شاهد تحول و تغییر در همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی هستیم. دگرگونی هایی که ناگزیر و لازمه جهانی ست که ما را در بر گرفته است. از این رو بسیاری از نقش های جنسیتی و منابع هویتی از قبل موجود، اولویت خود را برای انسان مدرن امروزی از دست داده و امکان های جدیدتری را برای عرضه خود و احساس ارزشمندی در اختیار او قرار داده است. نگرش زوجین به فرزند، به همان اندازه که یک تصمیم و انتخاب فردی و یا زناشویی است، می تواند یک برآمده از تغییر هویت زوجین در عصر جدید می باشد که در هر دو صورت (خواستن یا نخواستن فرزند )، پیامدهای متفاوت تری بر زوجین دهه اخیر نسبت به زوجین نسل های قبل را در بر خواهد داشت. روش این نظریه داده بنیاد می باشد. داده های مورد نیاز این پژوهش حاصل مصاحبه نیمه ساخت یافته با 18 نفر از زوجین جوان می باشد. شیوه انتخاب مشارکت کنندگان، هدفمند و در دسترس و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به مرحله اشباع، تعیین گردیده است. بر اساس نتایج پژوهش، دو پدیده محوری " توافق ناپایدار یک طرفه" و " تقدم رهابودگی به تقیّد"، به عنوان پدیده های محوری و پدیده انتخابی " سیّالیت هویت" به عنوان پارادایم اصلی انتخاب گردید. از علل این پدیده، هویت بازاندیشی شده و خودآگاهی فرآیندی می باشد که در پیامد آن پذیرش اجتماعی فرزند نا خواهی در جامعه می باشد.
واکاوی مشکلات اجتماعی زنان دارای تجربه ازدواج موقت ساکن شهر قم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۰
۴۳-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ازدواج موقت علی رغم مشروعیت دینی و قانونی آن به عنوان یکی از مسائل چالش برانگیز در جامعه مطرح است. در این میان تعدادی از زنان به دلیل شرایط خاص و مختلفی که به آن مواجه هستند اقدام به ازدواج موقت می کنند. علی رغم اینکه زنان دارای تجربه ازدواج موقت و کودکان آنان در زندگی با مشکلات متعددی روبه رو می شوند، اطلاعات برنامه ریزان و سیاست گذاران جامعه درباره این قشر اندک است؛ بنابراین ضروری است تجربه زیسته زندگی این دسته از زنان موردمطالعه قرار گیرد. هدف این مطالعه واکاوی تجارب زنان دارای سابقه ازدواج موقت در شهر قم است. روش: این مطالعه با استفاده از روش کیفی و بر اساس رویکرد تحلیل محتوی عرفی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با پانزده نفر از زنان دارای تجربه ازدواج موقت و چهار نفر از مددکاران اجتماعی مرتبط با این گروه از زنان جمع آوری شده است. روش نمونه گیری پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند است و جمع آوری داده ها تا زمان اشباع ادامه یافت. جوانب مربوط به صحت داده ها مدنظر قرار گرفت و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری و طبقه بندی کدها انجام گرفت. یافته ها: در این مطالعه پس از چندین مرحله تحلیل و ادغام کدهای مشابه درنهایت ۷۲۸ کد استخراج شد. کدهای اصلی در چهارده زیر طبقه و زیر طبقات در چهار طبقه نهایی طبقه بندی شدند که عبارت اند از ۱. «مؤلفه های فردی»، ۲. «عوامل خانوادگی» ۳. «محیط اجتماعی آسیب زا» و ۴. «آسیب های چندگانه». درون مایه اصلی این پژوهش شامل «حریم ناامن» از طبقات ذکرشده استخراج شد. بحث: زنان دارای تجربه ازدواج موقت یکی از گروه های هدف پنهان و سخت در دسترس مرتبط با حوزه مددکاری اجتماعی هستند که با مشکلات مختلفی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی مواجه هستند. لزوم توجه به کاهش مشکلات مختلف این گروه از زنان و افزایش کیفیت زندگی آنان در سطوح مختلف، به ویژه از سوی مددکاران اجتماعی ضروری است.
تغییرات فرهنگی و تحول خانواده معاصر با تاکید بر ازدواج و فرزند آوری
منبع:
رهپویه ارتباطات و فرهنگ دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
7 - 22
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر نهاد خانواده در ایران ، با تغییرات مهمی،. مانند: تغییر در شکل گیری ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش سن ازدواج، کاهش میزان ازدواج، افزایش تجرد قطعی، تغییر در دایره همسر گزینی ، تغییر در معیارهای همسر گزینی و تغییر در ایستارهای فرزند آوری روبرو بوده است. بسیاری از صاحبنظران، تغییرات نهاد خانواده را تنها نتیجه تغییر در وضعیت اقتصادی و ساختار نهادی جامعه ندانسته ، بلکه معتقدند، این تحولات از تغییرات فرهنگی و دگرگونی در روند ارزشها و سنت ها سر چشمه می گیرند. مبنای نظری این پژوهش متکی بر نظریات ایده ای و نگرشی است. که بر اساس نظریه تحول فرهنگی و ارزشی اینگلهارت و نظریه وندوکا و لستاق در چارچوب نظریه گذار جمعیتی دوم، دو جنبه از تغییرات ارزشی و نگرشی در کشور شامل فردگرایی و ارزشهای خانوادگی و تاثیر آنها بر دگرگونی در معیارهای و شیوه های همسر گزینی، نگرش به سن مناسب ازدواج و تعداد فرزند مطلوب، مد نظر قرار گرفته است. داده های مورد نیاز بر گرفته از یافته های دو پیمایش ملی خانواده( 1398) و موج سوم ارزشها و نگرشهای ایرانیان ( 1394) است که به روش تحلیل ثانوی، مورد ارزیابی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان داد که میزان فرزند آوری در ایران طی چهار دهه اخیر از میزان باروری در حد طبیعی ( 1/7 فرزند)، به باروری ارادی و به زیر سطح جانشینی ( ۱.۷ فرزند) رسیده و میانگین سن ازدواج پسران و دختران با حدود 5 سال افزایش همراه بوده است. ارزشها و نگرش ها در مورد ازدواج و فرزند آوری و میزان فردگرایی در سه نسل جوان، میانسال و مسن تفاوت داشته است. از طرف دیگر نگرش به فرزند دلخواه و سن مناسب ازدواج ، با میزان فردگرایی همبستگی معنی دار دارند. لذا می توان تاثیر عوامل فرهنگی بر تغییرات ازدواج و فرزند آوری در ایران را مورد تأیید قرار داد. و می بایست جهت تجدید نظر در سیاستهای جمعیتی بر عوامل فرهنگی بیشتر تأکید شود.
بررسی مؤلفه های هویتی در تصویر زنان در نقاشی انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر آثار کاظم چلیپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر در موضوعات و رویدادهای پیچیده ای مانند انقلاب ها، جایگاهی مهم و اساسی پیدا می کند. انقلاب اسلامی تغییرات گسترده ای را در دیدگاه اقشار مختلف جامعه نسبت به موضوع های مختلف به وجود آورد و آثاری که در دوران انقلاب اسلامی توسط هنرمندان نقاش به نقش درآمده اند، نشان دهنده تأثیر فضای حاکم آن دوران بر هنرمندان است. هنرمندان بسیاری با موضوعاتی همچون شهید، شهادت، فداکاری، زن و... آثاری را در زمانه انقلاب اسلامی خلق کرده اند، اما به صورت خاص، حضور و مشارکت حقیقی زن در جامعه یکی از مهمترین مسائلی بود که با ظهور انقلاب اسلامی رخ داد و این تغییر به خوبی در آثار هنرمندان آن دوران انعکاس یافته است. در مقاله حاضر سعی شده است مؤلفه های هویتی در تصویر زنان در آثار نقاشی هنرمندان انقلاب اسلامی با تأکید بر آثار کاظم چلیپا به عنوان یکی از نقاشان دوران انقلاب اسلامی ایران که شخصیت زن محوریت اصلی را در آثارش دارد، مورد بررسی قرار گیرد. در این مسیر ضمن تحلیل و بررسی آثار، به واکاوی شیوه تجلی هویت با محوریت نقش زن، در قالب نمادها و نشانه های به کار رفته در آثار مورد نظر پرداخته شده است. این پژوهش نتیجه می گیرد که در آثار نقاشان انقلاب اسلامی که زنان در آن ها حضور دارند، هنرمندان تلاش کرده اند با استفاده از عناصر مضمونی، زیبایی شناختی و بصری، شاخص های اصلی هویتی که از گفتمان و دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی استخراج می شود را به نمایش بگذارند و در این کار توفیق نسبی یافته اند. داده های این پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری و پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
سنّت گرایان و مسئله علم در تمدن اسلامی ( مطالعه موردی آرای علم شناختی دکتر سید حسین نصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنّت گرایی جریانی فکری در نقد تجدد است که توسط رنه گنون اندیشمند فرانسوی (1951 1886) بنیادگذاری شد و توسط کوماراسوامی (1947 1877) صورتبندی مفهومی خود را یافت و با مطالعات فریتیوف شووان، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، و دکتر سید حسین نصر به عنوان یک جریان فکری معاصر مطرح شد .موضوع این مقاله ، طرح و تحلیل و نقد آرای « علم شناختی » سنت گرایان در باب مقوله « علم» در تمدن اسلامی با تاکید بر آثار دکتر سید حسین نصر به عنوان پرکارترین متفکر سنت گرا در زمینه فلسفه و تاریخ علم است.هدف ما ، تحلیل مبانی و لوازم آرای علم شناختی دکتر نصر و تحلیل دستاورد وی در زمینه مواجهه با علم جدید و استلزامات تمدنی آن می باشد. بدین منظور با اتخاذ تلفیقی از روش های کیفی1-هرمنوتیکی ( هرمنوتیک روش شناختی و نه هرمنوتیک فلسفیِ نسبیت گرا) و 2- تحلیلی ، ضمن تلاش برای فهم نظریات دکتر نصر از طریق بازخوانی آثار مکتوب وی ، به تحلیل مبانی و لوازم این نظریات می پردازیم . دستاورد و نتیجه این مقاله هم رویکردی انتقادی به ارتباط وثیق میان تجدد شناسی و فلسفه شناسی دکتر نصر از سویی و تلقی وی از مناسبات علم و دین در تمدن اسلامی و ارائه تقریری جدید از نظریه علم شناختیِ نصر ذیل عنوان« هرمنوتیکِ دینیِ طبیعت» می باشد
مقایسه تطبیقی پوشش خبری بحران کرونا در شبکه خبر و بی بی سی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۷
133 - 162
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کووید 19 و ضرورت اطلاع رسانی دقیق درباره شرایط بیماری و آگاهی بخشی به مردم، اهمیت رسانه ها، به ویژه رسانه های جمعی را در مدیریت این بحران نوپدید بیش از پیش نشان داد. این مطالعه با هدف شناخت شیوه پوشش خبری شیوع کووید 19 در شبکه خبر صدا و سیما و شبکه بی بی سی فارسی، به راهبردهای رسانه های خبری در مواجهه اولیه با این بحران دنیاگیر پرداخته است. به این منظور با تکیه بر نظریه های برجسته سازی و چارچوب سازی، اخبار مرتبط با کرونا در دو بخش مهم خبری (ساعت ۱۳ شبکه خبر و ساعت ۱۸ شبکه بی بی سی فارسی) به روش طبقه بندی انتخاب و در بازه زمانی اول اسفند ماه ۱۳۹۸ تا ۳۱ شهریور ۱۳۹۹ تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس یافته های پژوهش، شبکه خبر چهار راهبرد «آرام سازی جامعه»، «مطالبه گری»، «اطلاع رسانی» و «توجه به ارتباطات سلامت» را برای مواجهه اولیه با بحران کرونا مدنظر قرار داده است. در سوی دیگر، بی بی سی فارسی در پوشش خبری شیوع ویروس کرونا در ایران با تکیه بر راهبرد «اطلاع رسانی»، رویکرد «ابهام افکنی» و «اعتماد زدایی عمومی» درخصوص حاکمیت جمهوری اسلامی را در پیش گرفته است. «ایجاد تردید در صحت آمار روزانه اعلامی وزارت بهداشت ایران» و «القای ناتوانی در مدیریت» ازجمله مؤلفه های این اعتمادزدایی در مواجهه با بحران است. شبکه خبر علاوه بر انتشار آمار روزانه مبتلایان به کرونا، با پیگیری مطالبات مردمی و همچنین به منظور آرام سازی جامعه، به مسائل و مشکلات مرتبط با ویروس کرونا در حوزه های مختلف به ویژه حوزه اقتصادی پرداخته و بررسی مستمر مشکلات موجود و اقدامات انجام شده را در اولویت پوشش خبری خود قرار داده است.
مطالعه فرایند برساخت الگوی تعاملی فرد- خانواده- جامعه و گرایش به مواد مخدر صنعتی در شهر سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: این تحقیق، از منظر افراد بومی درگیر با پدیده، در پی فهم این مطلب است که چه بسترهایی در محیط زیستی فرد، او را به سمت اعتیاد سوق می دهد، چه عوامل، شرایط و تعاملاتی در این بستر وجود دارد و پیامدهایی که ناگزیر پس از اعتیاد گریبان گیر آنها خواهد شد چیست. روش مطالعه : مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی انجام شد، مشارکت کنندگان 17 مرد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند؛ اطلاعات، با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری شده و با روش تحلیل محتوی کیفی نظریه داده بنیاد رویکرد اشتراوس و کوربین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: «بهنجارسازی و تابو شکنی از مصرف مواد»، «مشکلات و اختلافات خانوادگی و زیست محیطی»، «انفعال خانواده و ضعف در نظارت»، «عدم ایفای نقش حمایتی و کنترلی جامعه، «ابهام اهداف و چشم اندازهای آینده»، «جاذبه های مصرف»»، «چالش های فردی و شخصیتی»، 7 کد محوری مذکور هستند. نتیجه گیری: مقوله هسته این تحقیق «انکسار الگوی تعاملی سازنده فرد- خانواده- جامعه» است که بقیه مقوله ها را در بر می گیرد. نظریه زمینه ای تحقیق، در قالب مدل پارادایمی شامل شش بعد شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، پدیده، تعامل و پیامدها بیان شده است.
بررسی وضعیت شاخص های توسعه اجتماعی در استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
227 - 258
حوزههای تخصصی:
با توجه به پس ماندگی امر اجتماعی و فرهنگی موجود در استان مرکزی ناشی از توسعه نامتوازن و غیرپایدار آن ، پرداختن به توسعه اجتماعی ضروری است. توسعه اجتماعی به مثابه ارتقاء ظرفیت جامعه از درون فرایند چندوجهی برنامه ریزی شده که ضمن پاسخگویی به نیاز افراد در بستری امن و عادلانه از امکانات و خدمات، آنها را قادر می سازد تا با استفاده از ارزش ها و مهارت های خود کیفیت زندگی شان را ارتقاء دهند. در این راستا این مقاله تلاش دارد به بررسی ابعاد و شاخص های توسعه اجتماعی در چارچوب روش شناسی تحلیل ثانویه بپردازد، که پس از رفع چالش های متدولوژیک و دستیابی به 107 شاخص، رتبه بندی آنها بر مبنای میانگین کشوری در استان مرکزی انجام شده است. نتایج نشان داد، رتبه استان مرکزی در کیفیت زندگی 9، عدالت اجتماعی 23، امنیت اجتماعی 17 و سرمایه اجتماعی 31 می باشد و میانگین توسعه اجتماعی در استان مرکزی با رتبه 21 در بین 31 استان کشور پایین تر از میانگین کشوری است. همچنین وضعیت توسعه اجتماعی در در وجه ذهنی(رضایتمندی، احساس امنیت، اعتماد، مشارکت و اخلاق توسعه) در استان در مقایسه با وجه عینی(جمعیتی، آموزش و تحصیلات، کار و اشتغال، بهداشت و سلامت، بیمه و تامین اجتماعی، فعالیت فرهنگی، مسکن و خدمات زیرساختی، دسترسی به خدمات بهداشتی، دسترسی به خدمات فرهنگی، دسترسی به خدمات آموزشی و امنیت عینی)، نامطلوب تر است.
رابطه مؤلفه های هوش معنوی با وحدت اسلامی دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اهمیت و ضرورت حفظ وحدت اسلامی در جامعه ما به ویژه در برهه کنونی بر کسی پوشیده نیست. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر سنجش رابطه مؤلفه های هوش معنوی با وحدت اسلامی است. روش تحقیق توصیفی−همبستگی از نوع کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی در سال 1397 با 5000 دانشجوست. ابزار سنجش متغیرها، پرسشنامه است. از آزمون چولگی و کشیدگی جهت تشخیص نرمال بودن داده ها و از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون برای آزمون پپ ها استفاده شده است. یافته ها، رابطه مثبت و معنادار بین مؤلفه های هوش معنوی با وحدت اسلامی دانشجویان را تأیید می کند. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد مؤلفه های تفکر وجودی انتقادی، تولید معنای شخصی، آگاهی متعالی و گسترش خودآگاهی، به ترتیب 5/6، 22، 11 و 9/2 درصد از تغییرات در وحدت اسلامی را تبیین می کنند. براساس یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت که با تقویت مؤلفه های هوش معنوی، وحدت و انسجام اسلامی دانشجویان افزایش می یابد.
A Comparative Study of University' Social Responsibility Patterns: Strategies for Iranian Universities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present research was conducted with the aim of comparative study of university' social responsibility patterns to provide strategies for Iranian universities. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative. The research population was all articles and books related to social responsibility and university' social responsibility patterns in the 1990 to 2021 years. Out of 23 resources related to university social response patterns number of 14 resources based on the inclusion criteria were selected as a sample by purposive sampling method. Data were collected by documentary method and take noting from them and were analyzed by content analysis method. Findings: Findings showed that the university' social responsibility patterns mainly emphasized on 10 components of environmental conditions (economic, political, cultural and social), law, ethics, humanitarian, stakeholders, philosophy and goals of the pattern, theoretical foundations, perceptual framework, implementation stages and evaluation and engineering system. Also, a comparative study of university' social responsibility patterns indicated that these patterns were more similar from each other in terms of four components of environmental conditions, stakeholders, implementation stages and evaluation and engineering system and were more different from each other in terms of six components of law, ethics, humanitarian, philosophy and goals of the pattern, theoretical foundations and perceptual framework. Conclusion: The results of this research can have practical implications for university specialists and planners. They can with the help of identified components take an effective step towards promoting social responsibility in universities
تحلیل تطبیقی تأثیر پیکربندی نهادی-عاملیتی بر خلقیات و توسعه با رویکرد جبر بولی (مورد مطالعه لرستان پیشکوه و پشتکوه از دورۀ صفویه تا پایان پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
28 - 54
حوزههای تخصصی:
مطالعات جامعه شناسی تاریخی جامعه ایرانی، به علت غفت از اجتماعات محلی، با ارائه تصویری یکدست از جامعه، مانع فراهم شدن فهمی تاریخی و فرایندی از مسائل اجتماعات محلی در جامعه ایران شده است. در این مقاله سعی بر آن است که با لحاظ نمودن فرض کثرت و تنوع جامعه ایرانی و از سویی دگر تمرکز بر نهادها و نیروهای متکثر اجتماعی که در حیات اجتماع محلی موثر بوده اند، به تبییی متمایز از موضوع مورد مطالعه بپردازد. این مقاله با روش تاریخی تفسیری و تبیینی با استفاده از جبر بولی، براساس رویکرد نهادگرایی تاریخی، تحلیلی متفاوت از وضعیت خلقیات و توسعه در لرستان پیشکوه و پشتکوه( لرستان و ایلام)از دوره صفویه تا پایان پهلوی ارائه می کند که در آن بر نقش شرایط جهانی، نهادها و عاملیت های متعدد اجتماعی تأکید می شود. در این روایت، پیکربندی نهادی لرستان پشتکوه و پیشکوه بازه زمانی موردمطالعه با عنایت به میراث به جای مانده از دوره صفوی با وصف «غیاب نهادی و نیرویی»، مبتنی بر شبکه نسبتا پیچیده ای از روابط متقابل بین نهاد های در تعامل با شرایط جهانی، مورد تحلیل قرار می گیرد. استدلال این است که وضعیت نهادی ریشه در دوره های قبلی داشته با تداوم خود توانسته است بر شکل گیری خلقیات و توسعه این منطقه تأثیرگذار باشد. بنابراین می توان این گونه استلال نمود که " خلقیات" و" توسعه نیافتگی" لرستان، برآیندهای علی ترکیبی زمانمند است.