نوجوانان، سرمایه ی اصلی هر جامعه ای محسوب می شوند که در پویایی و تداوم حیات نظام اجتماعی و رشد و توسعه ی همه جانبه ی آن، نقش بسزایی دارند؛ از طرفی، مسأله ی بزهکاری این قشر می تواند یک مانع جدی در راه شکوفایی استعدادهای فردی و توسعه و ترقی قلمداد شود. بنابراین مطالعه ی حاضر با هدف شناخت سهم عوامل ساختاری یادگیری اجتماعی در تبیین بزهکاری نوجوانان مناطق حاشیه نشین شهر تبریز نگاشته شده است.روش تحقیق مورد استفاده در پژوهش حاضر پیمایش است و جامعه ی آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر 14- 19 سال به تعداد 53866 نفر شهر تبریز بوده که از این تعداد 320 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه ی نهایی انتخاب شده اند. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی متغیر بزهکاری نوجوانان با متغیرهای مستقل ساختاری یعنی آنومی اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی، سن، پایگاه اجتماعی و اقتصادی و ساختار خانواده معنادار نبوده است؛ اما با ابعاد یادگیری اجتماعی یعنی تعاریف مثبت از مذهب(18/0-= R)، تعاریف مثبت از قانون(17/0-= R) و شانس دستیابی به اهداف مثبت (18/0-= R) معکوس؛ ولی با تعاریف خنثی از عمل بزهکارانه (301/0r=)، بزهکاری دوستان (636/0= R)، افسردگی (14/0= R)، روابطی منفی با والدین (209/0= R) مثبت بوده است. نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیونی بزهکاری نشان داد که از بین ابعاد یادگیری اجتماعی، بُعد بزهکاری دوستان بیشترین تأثیر را بر بزهکاری نوجوانان داشته است و تمام متغیرهای باقی مانده در این مدل، 32 درصد از واریانس این متغیر را تبیین نموده اند؛ همچنین در مدل معادلات ساختاری، متغیرهای ساختاری نظری (آنومی اجتماعی و بی سازمانی اجتماعی) به عنوان علل دور، سبب فضاسازی بر روی یادگیری اجتماعی بزهکاری می شوند و فضای یادگیری اجتماعی نیز به عنوان علل نزدیک بزهکاری و کجروی تولید می کند
دیوید بلور و برنو لاتور هر دو ساخت گرای اجتماعی هستند ولی آنها براساس معنایی که از «اجتماعی» و «ساخت» می کنند و همچنین، تفاوت در امری که قرار است به لحاظ «اجتماعی» ساخته شود؛ رویکردشان در مقابل هم قرار می گیرد. برای بلور «اجتماعی» به معنای باورها و مفاهیم نهادینه شده در جامعه علمی است و «ساخت» به معنای «علت چیزی بودن» یا «به وجود آوردن چیزی» است، اما برای لاتور «اجتماعی» اختصاص به جامعه انسانی ندارد و برای او به معنای کالتیو (اجتماع) ی از کنشگران انسانی و غیرانسانی است و «ساخت» به معنای تغییر و تبدیل است. همچنین، بلور «معرفت علمی» را ساختی اجتماعی و لاتور ساخت معرفت علمی را مبتنی و متأخر بر ساخت «فکت های علمی» می داند.
«کیفیت» در رادیو و تلویزیون چیست؟ «کیفیت بالا» به چه معناست؟ دراین مقاله به تعریف این مفاهیم میپردازیم. این مفاهیم بر مبنای استاندارد ارزشی انتخاب میشوند و تغییر میکنند. آنگونه که گرین برگ مینویسد، کیفیت تاحدودی قراردادی است و معیارهای آن برحسب عصر و یا فرهنگ مورد بررسی، میتواند تغییر کند؛ اما اگر مبنای بحثمان را به جامعه دموکراتیک امروزی محدود کنیم، میتوانیم عوامل تعیین کننده مشترک برای انواع خاصی از معیارهای ارزشی را مشخص کنیم. این امر با درنظرگرفتن نقشهایی که رادیو و تلویزیون باید در جامعهای دموکراتیک ایفا کند، امکانپذیراست.
پژوهش حاضر به بررسی کاهش جمعیت بخش کشاورزی به عنوان زیر بنای توسعه اقتصادی می پردازد . در این مقاله رابطه بین توسعه اقتصادی و سهم نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی و نیز عواملی که بر میزان این سهم موثر می باشند مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج حاصله نشان می دهد که در مراحل اولیه توسعه سهم نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی بیشتر و با افزایش درجه ی توسعه یافتگی این سهم نیز کاهش یافته است . ایران در طی بیش از چهار دهه گذشته با دوپدیده مرتبط یعنی کاهش جمعیت روستایی و رشد شهر نشینی مواجه بوده است .
تا پیش از تبدیل کشتارگاه تهران به فرهنگسرای بهمن، جهت فرهنگی تهران از جنوب و حومه به سوی مرکز و شمال بود. با ایجاد فرهنگسرا، شاهد حرکت هایی جدی در جهت عکس هستیم. در این نوشته از سویی به نقش فرهنگسرای بهمن در تغییرات جغرافیای فرهنگی و تثبیت گرایش های اجتماعی – فرهنگی جدید توجه خواهیم کرد و ار سوی ذیگر سهم زنان و جوانان را در این تغییرات نشان خواهیم داد.
وجهه، خود انگاره عمومی است که هر فرد برای خود قائل است. وجهه، عبارت است از احترامی که هر فرد برای خود و آبروی خود قائل است. از طرفی، ادب توجه به وجهه طرف گفت وگو در طول مکالمه و در مقابل، بی ادبی تهدید وجهه است. کالپپر (2011) در نظریه گفتمان خود به راهکارهای اعمال بی ادبی براساس سه نوع وجهه فردی، رابطه ای، اجتماعی و دو نوع حقوق اجتماعی تساوی و وابستگی و ارتباط این مفاهیم اشاره می کند. این رویکرد بر عواملی چون بافت، هنجارهای اجتماعی و احساسات متمرکز و دارای ویژگی جمع مداری وجهه است. از این رو با چنین رویکردی می توان پدیده بی ادبی کلامی را در سریال های خانوادگی ایرانی بررسی کرد. این پژوهش در چارچوب این نظریه به این سؤال پاسخ می دهد که نظریه گفتمان کالپپر در سریال «مادرانه» از چه زوایایی قابل بحث و این سریال حاوی کدام یک از الگوهای بی ادبی کلامی است. به این منظور تعداد 30 نمونه از گفت و گوهای حاوی ارتباط میان انواع وجهه و حقوق اجتماعی به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و از روش توصیفی تحلیلی برای تحلیل آنهااستفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که همه الگوهای بی ادبی کلامی شامل تهدید وجهه فردی، رابطه ای و اجتماعی با توجه به حقوق اجتماعی با جلوه های مختلف در این سریال بکار رفته که در این بین الگوی تهدید وجهه رابطه ای به میزان 6/86 درصد دارای بالاترین میزان وقوع است.
برنامه های توسعه، به منظور تأثیرگذاری و ایجاد تغییر و بهبود در زندگی مردم که متضمن ارتقای منابع، فرصت ها و توانمندی آحاد افراد جامعه و نیز بهبود در استانداردها و کیفیت زندگی است، نوشته می شوند. آن ها مبتنی بر سیاست هایی هستند که در قالب های انضمامی تر اهداف معین و مواد قانون برنامه که مبنای برنامه ها و طرح های اجرایی هستند، بروز می یابند. در همین زمینه، برنامه ریزی به مثابه سازوکاری است که امکان تغییر و بهبود مورد نظر برنامه را ممکن می سازد. پویایی برنامه های توسعه، ریشه در عوامل و شرایط گوناگونی دارد. پویایی شناسی برنامه های توسعه، نه تنها ما را از پویایی های درونی هر برنامه آگاه می سازد، بلکه امکان فهم شرایط و عواملی را نیز که موجد این پویایی ها در محیط بیرونی برنامه ها هستند، در پی دارد. در این نوشته، در پی بررسی و بیان روند و پویایی هستیم که برنامه های توسعه در ایران بعد از انقلاب اسلامی تجربه کرده اند. موضوع مقاله، با بررسی مسائلی مانند صورت بندی پویایی های برنامه ها و چگونگی روند این پویایی ها در قالب پنج برنامه بعد از انقلاب اسلامی دنبال شده است. این پویایی در قالب تفاوت در نامگذاری برنامه هاست که معمولاً از جانب دولت های وقت مطرح شده و ناشی از مواجهه متفاوت دولت ها با قانون اساسی به عنوان قانون پایه است. پویایی زمانی برنامه ها در ایران بعد از انقلاب اسلامی، به لحاظ دو دوره زمانی دهة بدون برنامه و سال های برنامه، پویایی برنامه ها و دورة زمانی دولت ها (ناهم ترازی زمانی و فکری)، پویایی رویکردها و راهبردهای اختیارشده که نشان از ناهمسانی جهت گیری و راهبرد برنامه های توسعه در بعد از انقلاب اسلامی دارد، پویایی اهداف و اقدام های برنامه ها و درنهایت، پویایی دوره و شرایط زمانی دوره بعد از انقلاب، جنگ، سازندگی، اصلاحات و نقد اصلاحات بررسی می شود. تجربه نشان می دهد که معمولاً ناقدان برنامه های توسعه درمورد نبود شناخت لازم از پویایی شناسی برنامه ها نام می برند، اما کمتر به این موضوع که چرا چنین امری واقعیت پیدا نکرده، وارد شده اند. به نظر می رسد ریشه این نقیصه را باید در واقعیت هایی مانند نبود بحث های نظری و روشمند درباره درک درست شرایط اجتماعی- تاریخی و داشته ها و نداشته های جامعه ایرانی دانست. نبود تعاطف فکری، جزیره ای و قبیله ای اندیشیدن هم در این وضعیت سهم ویژه ای دارد. روشن است که به میزانی که در تدوین برنامه های توسعه، به ویژه در مقام امکان پذیری و اجرا، نیازمند درک و تحلیل درست شرایط جامعه ایرانی هستیم، به همان میزان و چه بسا بیشتر، محتاج تحلیل درست و سازگاری با شرایط خارجی و بین المللی هستیم. امری که همواره یا مورد غفلت بوده است، یا اینکه به قدر کافی مورد اعتنا و اهتمام نبوده و این خود عنصری مؤثر در ایجاد انحراف و تغییر مسیرهایی است که ناکارایی برنامه ها را در پی داشته است.
یکی از اصول مهم زیستِ متکی بر قرآن کریم و روایات معصومین:، «خدامحوری» است که در آموزه های اسلامی بر آن تأکید شده است. بر اساس این اصل، کل نظام هستی از یک هستی محض و یکتا منشعب شده که ضرورت وجود او از ناحیه خود اوست. اگر مبنای زندگی فردی و اجتماعی بر اساس توحیدباوری و تقواپیشگی باشد، بسیاری از مشکلات اجتماعی و خانوادگی از میان برمی خیزد؛ به این ترتیب که زندگی فرد تحت مدیریت و اراده خدا قرار می گیرد و در نتیجه تمسک به آن در حوزه فردی، خود فراموشی و خودخواهی از میان می رود و خوف از خدا، آرامش درونی، پایداری در مقابل گناه و فهم دین و بینش شریعت، جای آن را می گیرد. هم چنین در حوزه اجتماعی می توان کنترل رفتارهای جمعی، تعدیل حُبّ و بغض های اجتماعی، مردم دوستی و مهرورزی و بسط روحیه گذشت در حریم خانواده را از مهم ترین آثار اجتماعی آن برشمرد.
"جهانی شدن کسب و کار و دسترسی گسترده به رسانهها به واسطه فناوریهای جدید، وضعیت سازمانها را بیش از پیش شفاف کرده است. با توجه به اینکه آشنا نبودن سازمانها با نحوه مدیریت رسانهها در زمان بحران ممکن است خسارت ناشی از آن را افزایش دهد، آگاهی از نحوه ارتباط با رسانهها در همه اوقات برای سازمانها امری ضروری است. بنابراین هدف این مقاله دستیابی به درکی عمیقتر از نحوه ارتباط سازمان با رسانهها در زمانهای بحرانی است که در این خصوص سعی شده است از تمامی نظریات مربوط به این امر برای ارائه یک مدل پیشنهادی اقتضایی کمک گرفته شود. بدین منظور پس از بررسی و تجزیه تحلیل نظریات چندین صاحبنظر، استراتژیهای ارتباط با رسانهها در طول بحران در قالب مدل پیشنهادی ارائه شده است. از نکات قابل توجهی که در این مقاله میتوان به آن اشاره کرد، ضرورت حفظ ارتباط با رسانهها در طول بحران است که باید تلاش کرد همواره حفظ شده و ادامه یابد. لزوم تدوین برنامه ارتباطی بحران و تعیین یک شخص سخنگو برای برقرار کردن ارتباط با رسانهها، مشخص کردن مخاطبان هدف و در نهایت علاقهمندی مدیران و کارکنان سازمان به حل بحران در مرحله پس آن از دیگر نکات نکات مورد توجه در این مقاله است.
" "استراتژی ارتباطی، رسانههای ارتباطی، مدیریت بحران، ارتباط بحرانی و برنامه ارتباطی
"
"نویسنده در این مقاله به ترسیم تحول تصویر زن در آثار هنری اروپا و ایران میپردازد و در مسیر این تحول، پنج مرحله یا نوع نگرش را تشخیص میدهد که عبارتند از: نگاه اسطورهای به زن، زن در شمایل مقدس، نقشمایة مادر، سیمای عرفانی زن در قالب عشق معنوی و در نهایت تصویر جنسی از زن.
وی با تحلیل نظری آثار نقاشی، شمایلها، ادبیات داستانی و محصولات سینمایی به این نتیجه میرسد که نگاه هنرمندان به زن از نگاه اثیری و اسطورهای آغاز و با ایجاد جریان مذهبزدایی در جوامع، تحت تأثیر رنسانس اروپا و احاطة تفکر سکولاریسم بر اذهان هنرمندان، به نگاهی جنسیتگرا تبدیل میشود که فقط به سوء استفاده از جذابیتهای زن برای فروش بهترِ آنچه قابل فروش است، میاندیشد.
"
ماهیت مکانهای پرتجمع عموما اقتضا می کند که افراد زیادی از مشاغل متحرک و پراکنده و سازمان نیافته مانند انواع دستفروشیها و بیکارها و پرسه زنها در آن مکان ها گرد هم آیند. در این شرایط از نظر اجتماعی، امنیت، ثبات و موازین اخلاقی مورد تهاجم واقع شده و مامن مناسبی برای بروز انواع آسیبها و خلافکاریهای اجتماعی پدید می آید.در میدان آزادی که نمونه چنین فضایی است، وجود انواع خلافکاریها و آسیبهای اجتماعی ماهیت فضایی آن را که می توانست به واسطه وجود برج و مجموعه فرهنگی آزادی یک فضای فرهنگی و نمادین باشد دچار اختلال نموده و در پی آن، فضای بوجود آمده خود عامل موثر در رشد و تقویت رفتارهای نابهنجار اجتماعی شده است. مهمترین نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی موجود در میدان به دلیل حضور مداوم جمعیت ناپایداری است که به واسطه اصلی ترین نقش میدان یعنی نقش ترافیکی از آن گذر می کنند. عبور حجم بالای جمعیت ناپایدار در طول شبانه روز بدون ایجاد ارتباط موثر و سازنده امکان مناسبی را برای مخفی شدن و بروز رفتارهای نابهنجار پدید آورده است. انواع دستفروشیهای سازمان نایافته و ناپایدار و گاه مشکوک، جیب بری و کیف زنی، خرید و فروش و مصرف مواد مخدر، ولگردی، بیکاری، تکدی و فحشا، مواردی از آسیبهای اجتماعی میدان و محدوده پیرامون آن هستند که در فضاهای غیرشفاف و کور میدان امکان بروز و ظهور می یابند. این آسیبنهای اجتماعی البته جدای از موارد دیگر ناهنجاری های اجتماعی همچون سروصدا و فریاد و رفتارهای خشن، ناشادابی و کدورت و کسالت، تنه زدن و تنه خوردن، آلودگی و میکروب و زباله، بی اعتنایی به محیط زیست و به کار بردن الفاظ رکیک و درگیریهاست که در جای جای میدان به سادگی قابل مشاهده هستند...
میزگرد بازاریابی خدمات بانکی در ایران؛ راهکارها و توصیه ها"" در ترکیبی از استادان دانشگاه و کارشناسانی از بانکهای کشور در دفتر ""توسعه مهندسی بازار"" برگزار شد.
دکتر رئوف رابطی، دکتر رضا اکبری اصل، پریسا سپهری، حجت الله فرهنگیان، دکتر امیر خانلری، و پرویز درگی حاضران این میزگرد بودند که افزون بر تعریف بازاریابی خدمات بانکی، آسیب شناسی نظام بازاریابی خدمات بانکی را به صورت چالشی مورد بحث و بررسی قرار دادند. ویژگی این آسیب شناسی نظام بازاریابی خدمات بانکی در آن بود که بخوبی راهکارها و توصیه های علمی برای نظام بانکی از آن استنباط شد و حاضران به فراخور فرصت بر آن تأکید کردند.