ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۶۴۱.

چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی برای روزنامه نگاری تحلیل تماتیک دیدگاه روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: بررسی پیامدهای مثبت و فرصت ها و پیامدهای منفی و چالش های احتمالی کاربرد هوش مصنوعی در روزنامه نگاری از منظر روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات هدف این پژوهش است. روش پژوهش: در این پژوهش اطلاعات (عبارات معنایی) پیرامون موضوع پژوهش از طریق مصاحبه کیفی با 10 نفر از روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات گردآوری شده است و با روش تحلیل تماتیک(مضمونی) مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استخراج و در قالب جداول ارائه شده است. یافته ها: در این پژوهش عبارات معنایی از متن مصاحبه های صورت گرفته با مشارکت کنندگان استخراج شد و از آن عبارات معنایی 40 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای مثبت و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری و 43 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای منفی و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری شناسایی و در قالب جداول مضامین ارائه شده است. نتایج: از جمله نتایج پژوهش حاکی از این است که استفاده از هوش مصنوعی می تواند تاثیرات دوگانه ای در روزنامه نگاری داشته باشد از طرفی در تولید و توزیع و مدیرت محتوا عملکرد رسانه و روزنامه نگاران را افزایش دهد و نیز موجب توسعه روزنامه نگاری شود و از طرف دیگر اثرات استفاده سوء از هوش مصنوعی می تواند موجب تضعیف جایگاه روزنامه نگاران و برخی عملکرد رسانه ها مانند تقویت انحصارگرایی و تولید و انتشار محتوای محتوای مغرضانه شود.
۶۴۲.

از خیال تا زیست: تحلیل بسترهای تغییر معنای مادری در مادران تک فرزند لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
معنای مادری در جهان امروز، تجربه ای پویا، ناهمگون و گاه متناقض است و به همین دلیل، بسیاری از زنان جوان به بازاندیشی در مفهوم مادری پرداخته اند. هدف این پژوهش، تحلیل بسترهای تغییر معنای مادری در میان مادران تک فرزند 20 تا 35 ساله است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد در نمونه ای 24 نفره از مادران تک فرزند 20 تا 35 ساله شهر لاهیجان انجام شد. این مادران با روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند و تکنیک جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. پدیده محوری این پژوهش، «بی کرانگی مادری: تجربه ای چندوجهی، برگشت ناپذیر و سیال میان رنج ها و لذت ها» شناسایی شد. شرایط علّی شامل احساس کامل بودگی زنان، وابستگی افراطی مادر- کودک، مادری به مثابه مسئول تمام عیار فرزند و ایجاد فاصله از همسر است. یافته ها نشان می دهد که معنای مادری، ترکیبی پیچیده از احساسات، نقش ها و انتظارات است؛ تجربه ای که در بستر تعاملات اجتماعی شکل می گیرد و سیال است. نهادهای دولتی باید به بهبود کیفیت تجربه مادری، توجه لازم داشته باشند، زیرا در غیر این صورت اجرای هرگونه سیاست های جمعیتی در نهایت با مقاومت های معنادار مادران مواجه خواهد شد.
۶۴۳.

تبیین فضایی اثرگذاری شاخص های رؤیت پذیری در نظام باغ های ایرانی(نمونه مطالعاتی: باغ های دوره صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
باغ ترکیبی از جماد و نبات است؛ پس اثری زنده و نمایانگر فرهنگ هر قوم و شرایط اقلیمی زادگاهش است. باغ ایرانی در طول عمر تجربی ا ش تمام ویژگی های یک پدیده را داراست : دگرگونی می پذیرد؛ تحول می پذیرد؛ از درون خود تجربه می زاید؛ و جز اینها بر محیط و محیط جامع انسانی اثرگذاری می کند. باغ ایرانی به عنوان یکی از مظاهر باغسازی جهان در عین داشتن الگویی مشخص، دارای تنوع بسیاری در اجزای خود است. این تنوع با سادگی فرم و الگوی باغ ایرانی، سبب بروز مفاهیم پیچیده و عملکردهای متفاوتی شده است. از سوی دیگر اشرافیت از مهمترین مفاهیم و شاخصه های معماری ایرانی- اسلامی همواره مورد توجه محققان و طراحان بوده است. موضوع نهی اشرافیت بر مصون ماندن فضای داخلی از دید و اشراف بیگانگان تاکید دارد و با ابزارهای " کنترل دید" و " فاصله" قابل بررسی است. برهمین اساس هدف اصلی پژوهش تبیین فضایی اثرگذاری نظام کالبدی باغ صفوی با تاکید بر اشرافیت فضای داخلی باغ بر رفتار فضای انسانی تعریف شده است. بدین منظور پژوهش حاضر در گام اول با جمع آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و ادبیات نظری و در نهایت تدوین مدل سنجشی و در گام دوم علاوه بر معرفی ابزارهای سنجش، تحلیل فضایی و تفسیر مدلسازی براساس سوال اصلی پژوهش صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد شاخص های خوانایی، جهت یابی و پیکره بندی فضایی به عنوان اصلی ترین شاخص های اثرگذار بر میزان اشرافیت شناسایی شده است که سنجه ها و زیرشاخص های مرتبط با آنها به کمک نرم افزار Depth map بصورت کمی مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته است.
۶۴۴.

واکاوی ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش بر پیامدهای خاص فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری متمرکز است. یکی از پیامدهای آن، افزایش تولید و توزیع اخبار جعلی است که فرایند آگاه سازی و اعتماد عمومی را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آسیب های فراوانی به پایه های حکمرانی و دموکراسی وارد کرده است. برای مواجهه مناسب با این مسئله، تکیه بر ابعاد جدید معرفتی روزنامه نگاری ضروری است. هدف از این تحقیق، شناخت ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال است. به همین منظور، از روش فراترکیب بر روی کلیه تحقیقات انجام شده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. در پایان، در قالب چهار مقوله "پیام"، "وسیله"، "مخاطب" و "فضا"، مؤلفه های داده به عنوان یک فرم دانش؛ بحران اخبار جعلی، دانش شبکه ای، روزنامه نگاری دیجیتال به عنوان علم چندرشته ای؛ خبرنویسی زنده، روزنامه نگاری موبایلی به عنوان یک فرم دانش؛ تجمیع خبری به عنوان یک شیوه معرفت شناختی؛ شیوه های خبری الگوریتمی، رسانه اجتماعی به عنوان یک پلتفرم خبری؛ جریان خبری شتابان، هنجارهای راستی آزمایی، مشارکت، کامنت های کاربران، اقتدار کاربر، عصر پساحقیقت و روزنامه نگاری مستقل از زمان تحت عنوان "ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال" شناسایی شدند که می توان آن ها را پیامدهای فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری به شمار آورد.
۶۴۵.

تحلیل بازنمایی تصویری زنان در عکس های اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
حضور گسترده زنان معاصر ایران در عکس های ساخته و پرداخته شده اینستاگرام، نوعی از زیست رسانه ای را برای اکنون آنان رقم زده و پای مفهوم دگرمکان یا هتروتوپیای فوکو را به پژوهش باز کرده است. بازنمایی تصویری زنان، از سویی تحت قدرت انضباطی موجود در ساختار مکان مند رسانه قرار گرفته و ازسوی دیگر، با حرکت در میان انبوهی از تصاویر بی پایان، به آشکارگی هرچه تمامِ خود نزدیک شده و پژوهش را به حادواقعیت بودریار رسانده است. به این ترتیب، امر بازنمایی تصویری زنان در خوانشی هم زمان فوکویی-بودریاری پیش برده شده است. این مقاله با هدف روشن ساختن تصویر معاصر و رسانه ای زنان و در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که بر ارتباط ساختار فناورانه هتروتوپیای رسانه ای اینستاگرام ذیل اصل اول هتروتوپیا (هتروتوپیای انحرافی) با تصویر زنان معاصر ایران در حادواقعیت رسانه ای قرار گرفته است، به مشاهده عکس هایی از آنان در بازه زمانی دی ماه ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۲ در میان صفحات کاربری عمومی این شبکه پرداخته و از راه بهره مندی از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۰ داده را که در سطحی از افراط یا شدت تطابق با چارچوب نظری پژوهش قرار گرفته اند، انتخاب کرده و آن ها را ذیل پارادایم تفسیری - برساختی به روش تحلیل محتوای کیفی سپرده است. نتایج حاصله روشن می کند که قدرت جاری در ساختار انضباطی و گفتمان های رسانه ای هتروتوپیای انحرافی اینستاگرام، بدن-ابژه هایی حادواقعی و منقاد شده از زنان را به همراه داشته است که در قالب بدن هایی منفعل بازنمایی شده اند.
۶۴۶.

تحلیل تاریخی گفتمان و رویکرد ملانصرالدین به مسأله کودک همسری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
کودک همسری موضوع مهمی است که در دهه های اخیر در جوامع اسلامی به ویژه ایران مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد تاریخی به این مسئله نشان می دهد که تحت تاثیر مدرنیته دگرگونی هایی در حوزه های مختلف به ویژه جنسیت و نقش های جنسی در جوامع اسلامی ایجاد و به هنجارشکنی ازدواج دختران در سنین کودکی، دست کم در حوزه نظر منجر شد. این نوشتار با استفاده از منابع اصیل و با اتکا به روش توصیفی- تبیینی به بررسی دیدگاههای نشریه ملانصرالدین درباره علل رواج  ازدواج دختران خردسال و پیامد های آن اختصاص دارد. حاصل این پژوهش آن است که ملانصرالدین به عنوان نشریه ای پیشرو در طرح مسئله زنان در جوامع اسلامی، ضمن ارائه تصویر تاریخی از کودک همسری به انتقاد گسترده از آن پرداخت و آشکارا چنین ازدواج های را عملی مجرمانه و تعدی به کودکان دانست و خواستار حمایت های قانونی از آنان شد. بر این اساس تنها ازدواج هایی مشروعیت پیدا می کردند که مبتنی بر رضایت و انتخاب دختران و در سنین بزرگسالی (نوزده-بیست سال به بالا) بودند. امری که مستلزم تغییر نگرش ها و  فرایندهای مرتبط با آن بود. به زعم ملانصرالدین سنت های اجتماعی و مذهبی و مسائل اقتصادی در ترویج هرچه بیشتر این پدیده بسیار موثر بوده و محرومیت از حق انتخاب،آموزش، افزایش خشونت علیه زنان و تزلزل نظام خانواده را از جمله پیامد های آن می دانست.
۶۴۷.

بررسی پدیدارشناختی جنسیت در میانه سنتِ فرهنگیِ ورزا جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
مردم بومی شمال، سامان دهی نبرد خونین دو گاو نر را ورزاجنگ می نامند و تحت عناوینی مثل پاسداشت بازی محلی، سنت، حفظ فرهنگ و صیانت از هویت بر تداوم آن اصرار دارند. طی چند سدیه اخیر این فرهنگ نامتعارف با دگرگونیِ ساختارهای اجتماعی، دچار تغییرات شگرف شد اما هستیه اصلی آن یعنی «جنگیدن دو گاو نر» همچنان باقی مانده است. برخی از محققان دانشگاهی نیز در حمایت از ابعاد اقتصادی، بر توسعیه آن به منظور جذب سود و عواید مالی برای میزبان، جاذبیه گردشگری و توریسم و انسجام اجتماعی تأکید می نمایند. هرچند از گذشته تاکنون در ایران بسیاری از سیاحان و تاریخ نگاران، این پدیده را یک بازی نامیده اند اما آرمانِ حضور خرد در زندگی فردی و اجتماعی، ما را بر آن می دارد، بازی ای را زیبا تلقی کنیم که در کارکردهایِ خود، هماهنگ با زندگی باشند. این نمایش که جنسی از تأمین معاش نامتعارف را در خود دارد نیمی از کنشگرانِ خود (زنان) را انکار می کند. قصد ما از پرداختن به این موضوع، نه تلاش برای وارد کردن زنان به این کارزار، بلکه آسیب شناسی انتقادی آن می باشد . از این رو، پرسش محوری این است که فقدان حضور زنان در این مراسم گویای چه نوع مناسباتی است؟ بنابراین، با زیست تجربی میان کنشگران موصوف و اتخاذ استراتژی موستاکاس در پدیدارشناسی به مثابه روش، سعی نمود برای پرسش های فوق پاسخی درخور بیابد؛ نتیجیه کار این شد که پدیدیه ورزاجنگ در استمرار سنت فرهنگی گذشته و در امتداد برجسته سازی سنت های جاری در جامعه ، به رغم تحولاتی که داشته، به آستانه یک بازی اجتماعیِ انسجام ساز نزدیک نشده است.
۶۴۸.

شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
امروزه در نظام آموزش عالی ایران با یک پارادوکس مواجه هستیم؛ به طوری که باوجود رشد سریع نظام آموزش عالی و فراگیرشدن نهاد دانشگاهی در ایران، نگرانی ها درخصوص ناکارآمدی نظام دانشگاهی در ایران وجود دارد. به نظر می رسد که دانشگاه در ایران از کارکردهای نهادی خود منحرف و دچار آنومی و بی هنجاری شده است و به قول مرتن (1938) دچار نوعی مناسک گرایی شده است؛ ازهمین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که در آن از روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی(کیفی-کمی)  استفاده شد. در مرحله کیفی با روش نمونه گیری هدفمند (صاحب نظران کلیدی) و معیار اشباع نظری با 17 نفر عضو هیئت علمی مصاحبه بدون ساختار انجام شد و به همراه 12 سخنرانی از صاحب نظران و دانشگاهیان ایرانی با رویکرد تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شد. در مرحلیه کمی نیز 271 نفر عضو هیئت علمی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسش نامیه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمی با بهره گیری از دو نرم افزار Smart-PLS و SPSS23 انجام گرفت؛ درنهایت طبق نتایج بخش کیفی نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی ایران در پنج حوزه پژوهش (کمیت گرایی، مدگرایی علمی، فراورده محوری، سلطیه آمار و روش بر هدف پژوهش، ISIسالاری، دوریه تحقیقاتی پست داک، جلسات دفاع از پایان نامه، نقش اساتید راهنما و مشاور)، آموزش (مدرک گرایی، تأکید روی جنبه های فرمال تدریس)، سنجش و ارزیابی (ارزیابی و قضاوت کمی گرا، قداست نظام های رتبه بندی، کنکور، آزمون جامع)، توسعیه آموزش عالی (رشد قارچ گونیه مؤسسات آموزش عالی، کمیت گرایی در تعداد اساتید و دانشجو) و ارتباط با صنعت (دفاتر ارتباط با صنعت) سازمان دهی شدند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد الگوی مستخرج از بخش کیفی از برازش مطلوب برخوردار است؛ علاوه براین، یافته های کمی پژوهش نشان داد کلییه نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی در سطح بالا و نامطلوبی ارزیابی شدند. بدیهی است که یافته های این پژوهش امکان درک بهتر موضوع و اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای بهبود نظام آموزش عالی ایران را فراهم آورده است.
۶۴۹.

رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت در بین جوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
اهداف: امروزه اینترنت تأثیرات قاطعی بر آرزوهای جوانان که بیش از دیگر گروه ها از آن استفاده کرده و در این فضا قرار دارند، می گذارد. ازآنجاکه مسأله مهاجرت جوانان به خارج از ایران از اهمیت فراوانی برخوردار شده است، پژوهش حاضر رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت را در بین جوانان ساکن شیراز بررسی کرده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و حجم نمونه 400 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله در سال 1402 بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که 80/5 درصد از پاسخ گویان تمایل متوسط تا زیاد به مهاجرت داشته اند. در سطح تحلیل دو متغیره، متغیرهای مصرف اینترنت و مؤلفه های آن، تماس با دوستان و دیگران در فضای مجازی، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز، پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و برنامه های مهاجرتی، سال های استفاده از اینترنت، نوع منبع کسب اطلاعات رابطه معنی داری با متغیر وابسته داشته اند. در سطح تحلیل چند متغیره به ترتیب متغیرهای پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و ...، مطالعه کتاب ها، روزنامه ها و مجلات، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز و درنهایت مصرف اینترنت به طورکلی توانسته اند 49/9 درصد از تغییرات متغیر آرزوی مهاجرت را تبیین کنند. نتیجه گیری: خروج جوانان از کشور تأثیرات چندوجهی و چالش های عمده ای برای دولت می گذارد. ازآنجاکه بیش از 80 درصد از پاسخ گویان در آرزوی مهاجرت بوده اند، مطالعه رابطه این پدیده با اینترنت و فضای مجازی منجر به توسعه سیاست هایی در جهت مدیریت جریان های مهاجرت خواهد شد. با توجه به اینکه ما در عصر اینترنت به سر می بریم و با درنظرگرفتن اینکه این رسانه یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری های مهاجرت می باشد، به کارگیری نظریه یادگیری باندورا و نیز چارچوب جامعه شناختی دی هاس، می تواند ما را در شناخت بیشتر این پدیده یاری کنند.
۶۵۰.

ارتباط اعتیاد به گوشی هوشمند و افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
پژوهش حاضر، با هدف تدوین مدل ساختاری نقش اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان انجام گرفت. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی به شیوه معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در سال 1403 است که طبق آمار 20785 نفر بودند. حجم نمونه 200 نفر، براساس قواعد معادلات ساختاری که تعداد 10 الی 20 نفر برای هر مؤلفه است، به صورت نمونه گیری دردسترس با روش پرسشنامه برخط انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اعتیاد به گوشی هوشمند کوه هی (2009)، مقیاس سنجش افکار خودکشی بک (1961) و پرسشنامه نگرش های فرهنگی هافستد (1984) است. داده های گردآوری شده با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که اثر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی، (271/0)b، اثر غیر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند با میانجی گری نگرش های فرهنگی، (078/0)b و اثر کل، (349/0)b است و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم معنی دار است. همچنین، متغیرهای اعتیاد به گوشی هوشمند و نگرش های فرهنگی به طور هم زمان قادر به تبیین 7/23 درصد از واریانس افکار خودکشی هستند. بنابراین، مدل نظری نقش میانجی گری نگرش های فرهنگی در رابطه بین اعتیاد به گوشی هوشمند با افکار خودکشی در دانشجویان در سطح 05/0 و با احتمال 95% تأیید می گردد و شیوع افکار خودکشی قوی مورد بررسی بالینی در دانشگاه آزاد تبریز 5/19 درصد محاسبه شد.
۶۵۱.

رابطه شاخصهای منتخب اقتصادی و اجتماعی با مشارکت زنان در نیروی کار در کشورهای خاورمیانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: گسترش حضور و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، ریشه در انگیزه های متنوعی دارد. این روند نه تنها به پویایی و تقویت چرخه های اجتماعی و اقتصادی کمک می کند، بلکه فرصتی فراهم می کند تا بانوان با بهره گیری از تمامی توانمندیهای خود، قابلیتها و شایستگیهایشان را به جامعه نشان دهند. در این مسیر، زنان می کوشند با اثبات تواناییهای فردی و جمعی، توجه جامعه را به حقوق و جایگاههایی که کمتر موردتوجه قرار گرفته، جلب کنند. روش: پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل ثانویه داده های تابلویی 12 کشور منتخب خاورمیانه در بازه زمانی 2011 تا 2021 و با به کارگیری آزمونهای اقتصادسنجی (هاسمن، بروش- پاگان و...) و مدل اثرات ثابت در نرم افزار Eviews12 انجام شده است. متغیر وابسته میزان مشارکت زنان در نیروی کار و متغیرهای مستقل شامل دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت بوده اند. یافته ها: تمامی متغیرهای موردمطالعه اثر مثبت و معناداری بر میزان مشارکت زنان داشتند. در این میان، تولید ناخالص داخلی سرانه بیشترین تأثیر را بر مشارکت زنان داشته است. هم چنین حقوق مالکیت برای زنان، سهم ارزش افزوده صنعت، دسترسی به عدالت، دسترسی به دانش پایه و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات به ترتیب و به طور معنادار میزان مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش داده اند. بحث: میزان مشارکت زنان در نیروی کار از دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت تأثیرپذیری دارد و بنابراین برای مشارکت بیشتر زنان لازم است به این عوامل اجتماعی و اقتصادی کرد.
۶۵۲.

تحلیل مستندهای مادرکشی،کُربال از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: این تحقیق در صدد تحلیل مستندهای تلویزیونی از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست است.روش شناسی پژوهش : روش این تحقیق روش نشانه شناسی است و از داده های آرشیوی و اسناد رسانه ای استفاده شده و شیوه ی تحلیل نشانه شناسی هم شیوه ی پیرس است.یافته ها: در فیلم های مستند منتخب ارزش های اخلاقی و هنجارها از طریق سه عنصر نشانه شناسی (پیرس) نماد، نمایه و شمایلی به کار رفته است و از این راه سه عنصر مضامین بحران خشکسالی دریاچه ها و منابع زیرزمینی، قطع درختان و جنگل خواری، آلودگی هوا مورد تحلیل قرارگرفته است. طبق یافته های تحقیق سه موضوع بحران های محیط زیستی، لزوم مراقبت و همچنین احیای محیط زیست در دو فیلم "مادرکشی و کُربال" به تصویر کشیده شده است. این دو فیلم برای به تصویرکشیدن مسولیت اخلاقی بیشتر از نمایه ها استفاده کرده است.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با تحلیل و بررسی فیلم های منتخب به این نتایج رسیده است که عدم رعایت اخلاق زیست محیطی در سطح حاکمیتی، با تصمیمات غلط و بدون دانش کافی و در سطح دوم عدم آگاهی از نحوه ی مصرف منابع توسط مردم باعث بروز بحران ها در موضوع محیط زیست شده است. و نیز استفاده ی فیلم سازان از عناصر نشانه شناسی در فیلم ها برای انتقال مفاهیم به صورت تصویری که ماهیت فیلم می باشد بسیار کاربردی و مهم می باشد.
۶۵۳.

معلمان زن در مدار بی ثبات کاری؛ مطالعه ای کیفی در مدارس غیردولتی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
در سال های اخیر، خصوصی سازی آموزش عمومی و گسترش مدارس غیردولتی در ایران، ساختار اشتغال را دگرگون ساخته و اشکال متنوعی از بی ثبات کاری را به ویژه در میان معلمان زن پدید آورده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ویژگی ها، ابعاد و پیامدهای بی ثبات کاری از منظر معلمان زن در مدارس غیردولتی و خاص شهر تهران انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. داده ها از طریق ۱۹ مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته گردآوری و با چارچوب شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها در قالب مضمون فراگیر «تجربه درهم تنیده و چندلایه بی ثبات کاری» و سه مضمون اصلی سامان یافت: ۱) بی ثبات کاری به مثابه ابزار سلطه و بازتولید نابرابری؛ ۲) بی ثبات کاری و تعویق زندگی؛ و ۳) تجربه زنان معلم از بی ثبات کاری و طرد. نتایج نشان داد که معلمان زن در معرض قراردادهای موقت و شکننده، بیمه های ناقص، ناامنی شغلی و روابط قدرت ناعادلانه قرار دارند. این شرایط پیامدهایی چون فرسودگی، اضطراب، کاهش منزلت اجتماعی و ناتوانی در برنامه ریزی بلندمدت زندگی به همراه داشته است. علاوه بر این، تجربه بی ثبات کاری با ایدئولوژی جنسیتی مسلط گره خورده است؛ ایدئولوژی ای که از طریق گزینش های سخت گیرانه، محدودیت های پوششی، بازتولید نقش های سنتی زنانه و کنترل بر عاملیت زنان نمود یافته و موقعیت آن ها را بیش از پیش شکننده کرده است. یافته ها نشان می دهد بی ثباتی شغلی زنان معلم، صرفاً یک وضعیت اقتصادی گذرا نیست، بلکه پدیده ای ساختاری و چندلایه است که از تلاقی سیاست های کلان اقتصادی، ضعف در تنظیم گری دولت  و نظم جنسیتی مسلط ناشی می شود و در نهایت کیفیت آموزش عمومی و سرمایه فرهنگی جامعه را نیز تهدید می کند.
۶۵۴.

مرور نظام مند چارچوب ها و سازوکارهای حکمرانی راهبردی هوش مصنوعی در مطالعات سال های ۲۰۱۷-۲۰۲۵(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۴۷
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
۶۵۵.

مفهوم، موضوع، علل و سنخ های بیگانگی در آرا و آثار شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۹
غور در اندیشه شریعتی در باب بیگانگی و اکتشاف مفهوم، موضوع، علل و صور آن و وقوف به رویکرد و رهیافت نظری و دیدگاه او در باب راه های خروج از بیگانگی عمده ترین هدف های تحقیق حاضر بود. برای این منظور از دو شیوه تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمونی بهره گرفته شد. داده های مورد نیاز از آثار شریعتی جمع آوری شدند. پردازش داده ها از طریق تکنیک کدگذاری سه مرحله ای استراوس شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. چنین تکنیکی زمینه را برای آزادسازی مفاهیم حساس از دل منابع مرورشده، مقوله بندی و طبقه بندی آن ها و اکتشاف خرده مقوله ها همراه با ربط معقول و منطقی آن ها فراهم کرد. به این ترتیب هفت مضمون اصلی به مثابه طبقات و مقوله ها همراه با خرده مقوله ها به دست آمد. نتایج نشان داد شریعتی مفهوم بیگانگی را به مفهوم «ازخودبیگانگی» فرومی کاهد و با اتخاذ رویکرد روان شناختی اجتماعی، ازخودبیگانگی را به معنی «حلول جن در کالبد آدمی» تعریف می کند که در آن فرد خود را آن چنان که هست حس نمی کند و دیگری یا شیئی دیگر را به جای خود احساس می کند. او با تأکید بر سرشت فراگرد ازخودبیگانگی معتقد است فرد و جامعه در ارتباطی مداوم با یکدیگر در پیدایی آن نقش بازی می کنند. به زعم شریعتی، رابطه جدلی بین آسیمیلاسیون، آلیناسیون (ازخودبیگانگی)، تقلید و فساد وجود دارد و خروجی این رابطه بیداری، آگاهی و خودباوری است. کار و ابزار تولید، ماده گرایی، تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، استعمار، ماشین و بوروکراسی، پول، زهد، عشق، صوفی گری، ایدئولوژی و وابستگی حزبی و جناحی مفرط عواملی هستند که به وسیله آن ها آدمی ازخودبیگانه می شود. این عوامل درعین حال صور و اشکال بیگانگی را پدید می آورند. شریعتی خروج از بیگانگی را در خودیابی می داند. به زعم او اسیمیله که همان بومی خودباخته در برابر غربی است، وقتی شروع به حرف زدن می کند خودیاب می شود.
۶۵۶.

معیارها و حدود حق تعیین سرنوشت در جوامع چند فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این مطالعه معیارها و حدود حق تعیین سرنوشت را در جوامع چندفرهنگی بررسی می کند و بر اهمیت سنت های فرهنگی که ریشه در زبان، مذهب، ملیت، قومیت، تاریخ و جغرافیا دارد، تأکید می کند. انسان شناسی مدرن مفهوم مرزهای فرهنگی متمایز را به چالش می کشد و از برابری همه فرهنگ ها دفاع می کند. مسأله ای که به آن پرداخته می شود این است که چگونه می توان اقتدار دولتی را در جوامع چند فرهنگی برای دستیابی به عدالت و حاکمیت قانون شکل داد. سوال اصلی این است: شکل دولت ها برای تحقق عدالت و حاکمیت قانون در جوامع چندفرهنگی چگونه باید باشد تا حق تعیین سرنوشت برای تمامی فرهنگهای متنوع و متمایز محقق گردد؟. روش: روش شناسی این مطالعه مبتنی بر ترکیب نظام مند چهار لایه تحلیلی است: ابتدا با تحلیل فلسفی و نظری، مبانی هنجاری و توجیهات اخلاقی این حق در مکاتب فکری مختلف مانند حقوق طبیعی و قرارداد اجتماعی واکاوی می شود. سپس، در لایه بررسی جامعه شناختی و تاریخی، زمینه های عینی شکل گیری و تحول این حق، از جمله عوامل هویت ساز، ساختار دولت-ملت و پویایی های درون جامعه ای در بستر جوامع متکثر مورد مطالعه قرار می گیرد. در گام بعد، مرور انتقادی اسناد و چارچوب های حقوقی بین المللی، از منشور ملل متحد و میثاقین حقوق بشر تا آرای دیوان بین المللی دادگستری، سیر تکامل حقوقی این حق و ابهامات موجود در آن را ترسیم می کند. سرانجام، پژوهش با تحلیل تطبیقی و مطالعه موردی الگوهای حکمرانی مانند فدرالیسم، تمرکززدایی و خودگردانی، به ارزیابی کاربرد عملی و سازوکارهای اجرای حق تعیین سرنوشت در جوامع چندفرهنگی می پردازد. هدف نهایی این روشِ تلفیقی، فراتر رفتن از توصیف صرف حقوقی و ارائه درکی غنی و زمینه مند است که ظرفیت ها، محدودیت ها و تنش های اعمال این حق را در پیچیدگی جهان معاصر نمایان سازد. یافته ها: بر اساس تحلیل ارائه شده در مقاله، یافته های پژوهش را می توان در چند محور کلی خلاصه کرد: نخست، الگوهای حکمرانی غیرمتمرکز مانند فدرالیسم، خودگردانی و تمرکززدایی، به عنوان سازوکارهای عملی تحقق حق تعیین سرنوشت در جوامع چندفرهنگی شناسایی شده اند که می توانند ضمن احترام به تنوع فرهنگی، تمامیت ارضی کشورها را حفظ کنند. دوم، تعامل پیچیده و اغلب تنش آمیز بین حق تعیین سرنوشت (به ویژه در شکل خارجی آن مانند جدایی) با اصل تمامیت ارضی مورد تأکید قرار گرفته است؛ به طوری که حقوق بین الملل عموماً از ادعاهای تجزیه طلبانه در جوامع دارای حکومت های غیرتبعیض آمیز و نماینده حمایت نمی کند. سوم، معیارهای اعمال این حق_از جمله تعریف «مردم»، ارتباط سرزمینی و ضرورت مشروعیت دموکراتیک_مبهم و نیازمند زمینه سازی تشخیص داده شده اند. چهارم، چالش «اقلیت در درون اقلیت» نشان می دهد که هرگونه اعمال حق تعیین سرنوشت باید حقوق همه ساکنان قلمرو، از جمله گروه های فرعی و غیر عضو، را رعایت کند. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که حق تعیین سرنوشت داخلی (از طریق مشارکت، خودمختاری فرهنگی و الگوهای حکومت داری فراگیر) راه حلی مناسب تر و کم تنش تر برای جوامع چندفرهنگی در مقایسه با جدایی است، اما تحقق عادلانه آن مستلزم طراحی چارچوب های سیاسی و حقوقی منعطف و زمینه آگاه است. نتیجه: در نتیجه گیری تاکید می کند که تعیین سرنوشت یک حق اساسی بشر است که برای تحقق بسیاری از حقوق بنیادین بشر ضروری است. این مقاله این گونه استدلال می کند که ساختارهای حاکمیتی فراگیر به تنوع فرهنگی احترام می گذارد و مشارکت دموکراتیک را ترویج می کنند. معیارهای تعیین کننده در این راستا از مشارکت مستقیم و واقعی در تعیین سرنوشت داخلی شروع می شود و تا حق تعیین شرنوشت در بعد بین المللی آن می تواند پیش برود.
۶۵۷.

بررسی آثار ورشکستگی کسب و کارهای دارای مالکیت معنوی در ایران و راهکارهای اصلاح آن، ضمن قیاس با رویه مشابه در انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
در مقابل مالکیت مادی، مالکیت معنوی وجود داشته که به معنی تملک اموال غیرملموس است. در تمامی جهان، دولت ها دغدغه حمایت از خالقان آثار بدیع را داشته که نوعی مالکیت معنوی محسوب می شود. در کشور ما قانون گذار امتیاز بهره برداری انحصاری از اموال معنوی را در طول زمانی مشخص به مالک آن داده است. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده است. هدف پژوهش آن است که آثار ورشکستی بر اموال معنوی، در جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی بریتانیا بررسی شود. بررسی وجوه اشتراک و افتراق و همچنین شناسایی نقاط قوت و ضعف دو نظام حقوقی در خصوص آثار ورشکستگی بر مالکیت معنوی، دراین پژوهش انجام شده است. از دیدگاه حقوقی، امکان مصادره اموال معنوی در زمان ورشکستگی ممکن است، اما قانون گذار تنها در خصوص توقیف آثار ادبی همچون ترجمه و تألیف تصریح کرده و در رویه کنونی حقوق اداری، به سبب قدرت نقدشوندگی پائین این اموال، امکان توقیف آن وجود داشته و نظام قضائی عموماً سعی در مصادره منافع مادی حاصل از اموال معنوی را داشته و تاکنون رای قضائی در خصوص توقیف کامل اموال معنوی گزارش نشده است. رویه کامن لایی دولت انگلستان مصادره اموال معنوی در زمان ورشکستگی را پذیرفته که البته به عنوان آخرین راه حل تسویه دیون استفاده می شود. در حقوق اداری انگلستان امکان رهن گذاشتن اموال معنوی وجود داشته که موردانتقاد مدافعان آثار بدیع می باشد. رویه حقوقی ایران مورد تحسین است، لیکن می بایست در این خصوص صراحت به خرج داده شود.
۶۵۸.

چرخه معیوب ارتباط صنعت و دانشگاه: راهکارهایی برای نیل به سوی سرمایه سازی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانشگاه ها به عنوان تولیدکننده و انتقال دهندیه دانش، نقش مهمی در توسعیه اقتصادی نوآورانه و پایدار ایفا می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های شکل گیری رابطیه صنعت و دانشگاه انجام گرفت. بستر تحقیق استان خوزستان بود که براساس موضوع، روش تحقیق داده بنیاد انتخاب شد. در راستای اشباع نظری مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان متشکل از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و دانشگاه آزاد همچنین مدیران شرکت های دانش بنیان، 44 نفر بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبیه عمیق و نیمه ساختاریافته بود. شیویه تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها نشان داد که مقوله های شرایط علّی ارتباط صنعت و دانشگاه مشتمل بر تکمیل نشدن فرایند شکل گیری صنعت، واماندن از تغییرات فنی و محدودکردن محصولات تولیدی به بازارهای داخلی، غلبیه تفکر نظری محور بر رویکرد کاربردمحوری در دانشگاه، ناهمسویی صنعت و دانشگاه در ایران، گردش دانشگاه بر مدار آموزش های نظری، پژوهش ویترینی سازمان ها، عدم شفافیت نیازهای صنعت و واسپاری باز به شرکت های رقیب بود. همچنین مقوله های شرایط زمینه ای شامل چنبریه دولت بر صنایع و آسودگی مدیران از پشتیبانی دولت، پوشش ناکارآمدی ها با منابع درآمدی نفتی، عدم اولویت امور پژوهشی در سازمان ها، ارتزاق ناتمام دانشگاه از دولت و ضعف مراکز داخلی پژوهش و فناوری صنایع و محروم ماندن کشور از درآمدهای صنایع جانبی بود. به منظور تحقق نگاه علمی و حل چالش های فنی صنایع، بومی سازی محصولات و درنهایت رشد درآمدی صنایع، ارتباط صنعت و دانشگاه باید احیا شود.
۶۵۹.

آینده پژوهی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: وجود مسائل و مشکلات مختلف کالبدی، اجتماعی و غیره در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز این بافت را دچار آسیب پذیری کرده است. بنابراین پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی به بررسی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز پرداخته است. روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از متخصصان و کارشناسان فعال در حوزه های مدیرست شهری، بافت فرسوده و برنامه ریزی شهری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. یافته های پژوهش: براساس یافته ها از میان 30 زیرشاخص، 18 شاخص به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری در آینده تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز هستند و در بررسی تأثیر تاب آوری بر بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز ، توانمندسازی محلی، کاهش آسیب پذیری، بهبود کیفیت محیط زیست و کیفیت بناها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تاب آوری دارند.  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی (مانند مشارکت مردم و تعاملات اجتماعی) بیشترین نقش را در افزایش تاب آوری ایفا می کنند، در حالی که عوامل نهادی-سازمانی کمترین تأثیر را دارند و نیاز به تقویت دارند.
۶۶۰.

بررسی دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۵
این مقاله به بررسی دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم می پردازد. یکی از نهادهایی که در دوره پهلوی اول مورد توجه قرار گرفت و به اصلاح، نوسازی و گسترش آن اقدام شد نظام تربیت معلم بود. این پژوهش در پی پاسخ به این دو سئوال است: دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه بود؟  دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه عمل می کرد؟  ادعای این مقاله این است که سیاست دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم، ایدئولوژی ملی گرایانه با هدف تثبیت و تعمیق اندیشه شاه پرستی بود. روش پژوهش در این مقاله از نوع روش های تاریخی است. روش جمع آوری شواهد، روش اسنادی است و روش تحلیل شواهد، روش تحلیل تاریخی است. با بررسی اسناد تاریخی بر جای مانده از نظام تربیت معلم دوره پهلوی اول می توان ایدئولوژی ملی گرایانه مبتنی بر شاه پرستی را در نظام تربیت معلم نشان داد. دولت پهلوی اول از طریق سه راهبرد: برپایی تشکیلات پیش آهنگی، برنامه درسی دانشسراهای تربیت معلم و  تاسیس آموزشگاه پرورش افکار در پی تثبیت ایدئولوژی ملی گرایی مبتنی بر شاه پرستی در نظام تربیت معلم بود.    

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان