ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۲۲۱.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۲۲۲.

مشکله هویت دیاسپورای ایرانی در حاشیه جنوبی خلیج فارس؛ نمونه پژوهی دیاسپورای لارستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: این مقاله به بررسی مسئله هویت در میان دیاسپورای ایرانی ساکن حاشیه جنوبی خلیج فارس می پردازد و تمرکز ویژه ای بر جامعه لارستانی به عنوان یکی از کهن ترین و گسترده ترین گروه های مهاجر ایرانی در این منطقه دارد. دیاسپورای لارستانی با سابقه ای چندسده ای از مهاجرت، نمونه ای برجسته از تداوم و بازسازی فرهنگی در بسترهای اجتماعی و سیاسی گوناگون است. مسئله اصلی پژوهش، فهم چگونگی بازتعریف هویت فردی و جمعی در مواجهه با ساختارهای چندلایه جامعه میزبان و نیز بررسی راهبردهای فرهنگی مهاجران در حفظ یا بازآفرینی پیوندهایشان با جامعه مبدأ است. این مطالعه بر آن است تا نشان دهد که مفهوم هویت در میان مهاجران لارستانی نه امری ثابت و ایستا، بلکه پدیده ای فرایندی، چندبعدی و در حال دگرگونی است که در پیوندی پویا با زمینه های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی معنا می یابد. روش شناسی : پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم تفسیری و با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مردم نگاری انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و روایتی با مهاجران ایرانی لارستانی ساکن در کشورهای جنوب خلیج فارس گردآوری شده است. این مصاحبه ها امکان دسترسی به روایت های زیسته و بازنمایی های ذهنی مهاجران را درباره تعلق، تفاوت، بازگشت و انطباق فراهم کرده اند. استفاده از مردم نگاری چندمیدانی، به پژوهشگر اجازه داده است تا ضمن مقایسه بسترهای مبدأ و مقصد، جریان و چرخش معنا را در میان موقعیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی دنبال کند. تحلیل داده ها بر اساس الگوی تفسیر درون مایه ای انجام گرفته و هدف آن، استخراج معانی نهفته در روایت های شخصی و جمعی بوده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان می دهد که هویت دیاسپورایی لارستانیان به صورت شبکه ای از لایه های فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی شکل گرفته است. در این میان، زبان، دین، روابط خانوادگی، و مناسبات اقتصادی میان دو سوی خلیج فارس نقشی تعیین کننده در بازتولید احساس تعلق و مرزبندی اجتماعی ایفا می کنند. هویت آنان در فرایند تعامل مستمر با جامعه میزبان، میان ارزش های سنتی مبدأ و فشارهای همسان ساز مدرن در نوسان است و از این رو، ماهیتی سیال، چندپاره و درعین حال خلاق دارد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجربه دیاسپورایی لارستانیان، بازتابی از چالش های گسترده تر مهاجرت ایرانی در سطح منطقه ای است؛ چالش هایی که میان خاطره جمعی، سیاست های هویتی و منطق بقا در جامعه میزبان تداوم می یابد. در نهایت، پژوهش حاضر بر ضرورت بازخوانی مفاهیم هویت، تعلق و بازنمایی در مطالعات دیاسپورایی ایران تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که برای فهم واقعیت های زیسته مهاجران ایرانی، باید از رهگذر دیدگاه های تفسیری و مردم نگارانه، به لایه های معنایی و بین ذهنی تجربه مهاجرت توجه بیشتری شود
۲۲۳.

مطالعه تصویر «استاد دانشگاه» در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از نگارش این مقاله، مطالعه و طبقه بندی اشکال مختلف حضور اساتید دانشگاه در اینستاگرام است؛ پلتفرمی که برای کاربران خود ازجمله اساتید دانشگاه این امکان را فراهم می کند که خود و قاب هایی از سبک زندگی شان را در این عرصه به نمایش درآورند. این مطالعه که در قدم اول با رویکردی اکتشافی آغاز شد با روش مردم نگاری دیجیتال به انجام رسید. پس از مطالعه بیست حساب کاربری در سه رشته علوم انسانی، هنر و فنی مهندسی این نتیجه حاصل شد که می توان حضور اساتید دانشگاه در اینستاگرام را با چهار شکل از اجرا ازجمله اجرای آکادمیک، مناسبتی، روزمره و اجرای واکنشی طبقه بندی کرد. داده های این پژوهش نشان می دهد که سازوکار اینستاگرام و قواعد حضور در آن با از میان برداشتن حجاب اطلاعاتی میان اساتید و دنبال کنندگانشان می تواند به معمولی شدن هویت استادی و نهایتاً تغییر رابطه سنتی استاد- شاگردی در این فضا منجر شود.
۲۲۴.

بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۹
در سال های اخیر مسئله ی حضور مهاجران افغانستانی در ایران تشدید شده و شبکه اجتماعی ایکس به یکی از اصلی ترین بسترهای بازنمایی و بازتولید دیدگاه ها درباره مهاجران تبدیل شده است، به گونه ای که بازتاب های آن، با تقویت کلیشه های منفی و مثبت، نقش مهمی در شکل دهی افکار عمومی نسبت به مهاجران افغانستانی ایفا کرده است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس و تحلیل مقولاتی است که در این بستر درزمینه هویت، جایگاه و مسائل پیرامونی مهاجران شکل گرفته اند. این مطالعه، ذیل رهیافت کیفی با روش تحلیل مضمون و با گردآوری نمونه از توییت های کاربران فارسی زبان در بازه ی زمانی مشخص براساس هشتگ های گرایه شده (ترندشده) انجام شده است. تمرکز تحلیل بر استخراج مضامین معنایی مسلط در روایت ها، واکنش ها و برچسب زنی های مربوط به مهاجران افغانستانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس حول شش مضمون اصلی شکل گرفته است. نخست، مهاجران به عنوان تهدیدی چندبعدی برای امنیت، اقتصاد و فرهنگ کشور تصویر می شوند. دوم، آنان در موقعیتی مطرود، تحقیرشده و بیگانه بازنمایی می گردند که اغلب با زبان توهین آمیز همراه است. سوم، مهاجرستیزی به مثابه پروژه ای سیاسی تلقی می شود. در کنار این گفتمان های منفی، برخی روایت ها به مهاجران به عنوان محرک هایی برای همدلی انسانی و همبستگی اجتماعی می نگرند. مضمون دیگر، نقد مهاجرستیزی از منظر اخلاقی و فرهنگی است که آن را در تضاد با ارزش های دینی و انسانی می داند. در نهایت، برخی کاربران مهاجران را سوژه هایی نیازمند بازشناسی هویتی و تنظیم حقوقی می دانند.
۲۲۵.

در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیسته قربانیان تجاوز جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۹
خشونت به مثابه رفتاری که به نحو مؤثری در عرصه اجتماع خودنمایی می کند، از منظر جامعه شناختی قابل تحلیل است. پدیده خشونت به خصوص خشونت جنسی پدیده ای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکل های مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزه دیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعه حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع به دست آمده است.با توجه به پاسخ ها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیب های جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بی قدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفته مادری. مقوله مرکزی در این پژوهش، چرخه بحران مادری، گسست نقش و زخم های بازتولید است.یافته ها نشان می دهد این مادران نقش مهمی در قربانی شدن دخترانشان داشته اند. نهایت امر اینکه مطابق یافته ها، بحران مادری یک چرخه خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بوده اند، در بازتولید آسیب ها در نسل بعدی نقش مهمی داشته اند. این چرخه محصول درهم تنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستم های حمایتی)، و بین فردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.
۲۲۶.

دینداری و مصرف رسانه های جمعی (مورد مطالعه: افراد بالای هجده سال شهر گرگان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: این پژوهش بر آن بوده تا با تحقیق در مورد دین داری افراد بالای هجده سال گرگانی و نوع و میزان مصرف رسانه ای آنها، پرده از تعامل بین این دو مقوله بردارد.روش شناسی پژوهش: در این تحقیق، به روش پیمایش کمّی و نوع نمونه گیری سهمیه ای (متناسب با جمعیت ساکن در مناطق مختلف شهری)، 300 نفر مورد پرسش قرار گرفتند.یافته ها: نتایج آماری حاصل از همبستگی پیرسون، نشان داد که استفاده از رسانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با دین داری (سنجش شده در چارچوب مدل گلاک و استارک با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 8/.) رابطه مثبت دارد، (به میزان 37/.) ولی با استفاده از ماهواره (به میزان 21/.-) و شبکه های اجتماعی خارجی (واتساپ، تلگرام و اینستاگرام) رابطه ای منفی نشان داد (تقریبا به میزان 24/.-). ارتباط معناداری بین دین داری و استفاده از رسانه های مکتوب (کتب غیر درسی، روزنامه ها و مجلات) مشاهده نشد. بنابراین، می توان ادعا کرد با توجه به وجه غالب محتواسازی و نظارت بر آن در انواع رسانه و فعّال و گزینشگر بودن مخاطبان، رسانه و مخاطب یکدیگر را پیدا و تقویت می نمایند.بحث و نتیجه گیری: مصرف کنندگان رسانه در گرگان را می توان مخاطبان فعّالی در نظر گرفت که بر اساس نیازها و با هدف رضامندی بیشینه خود، رسانه های مختلف را انتخاب می کنند.
۲۲۷.

تحولات مفهومی آرمان شهر در جامعه شناسی معاصر با تأکید بر رویکرد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۳۰۱
اندیشه ورزی پیرامون جامعه مطلوب سابقه طولانی در تاریخ تفکر بشری داراست و در بیشترصورتبندی های اجتماعی وجود داشته است. جامعه شناسی معاصر علیرغم تفاوت هایی که با اندیشه ها ی نظریه پردازان کلاسیک دارد غالباً شامل نوعی تصور صریح یا ضمنی از جامعه مطلوب بوده است. در دهه های اخیر تلاش های فکری جامعه شنا سان در باب وضعیت مطلوب جامعه، عمدتاً حول گفتمان های نظری و در قالب اصطلاحات و مفاهیم جدید دنبال می شود که نوشتار حاضر تلاش می کند با روش مروری تحلیلی به این سؤال بپردازد که در دهه های اخیر چه تغییراتی در مفهوم آرمان شهر نسبت به دیدگاه های کلاسیک جامعه شنا سی به وجود آمده است؟ در پاسخ می توان، توجه به رویکردهای نهادی در کنار پیچیدگی های فزاینده جامعه جدید را به عنوان فرضیه مطرح کرد. برای این منظور ادبیات نظری و مفهومی حاکم بر موضوع و ویژگی های نظم اجتماعی و جامعه مطلوب را در جامعه شنا سی کنونی مورد بحث قرارداد که حاصل آن ظهور مفاهیم جدید همچون جامعه خوب، جامعه مدنی، جامعه سالم، جامعه شایسته و بالاخره جامعه خلاق است. نقطه مشترک همه این مفاهیم علاوه بر نقد وضعیت های جاری ترسیم وضعیتی بهتر برای ارتقای شکوفایی انسان و رفاه اجتماعی است. آن ها همچنین به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی در شکل دادن به جامعه مطلوب پرداخته اند که تا قبل از آن مورد توجه نبوده است.
۲۲۸.

اصول بایسته برای بازتولید امت معیار در اندیشه سید جمال الدین اسدآبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
سید جمال الدین اسدآبادی، از اندیشه وران سدیه معاصر، در روزگاری می زیست که بیگانگان بر کشورهای اسلامی تسلط یافته بودند و شرایط اجتماعی مسلمانان آشفته بود. اندیشه های او در باب فهم و تفسیر قرآن، هم سرآغاز رویکرد و گرایش اجتماعی است که از آن با نام گرایش عصری، هدایتی و تربیتی نیز یاد می شود و هم جریان ساز بوده و تأثیری شگرف بر مفسران پس از خود دارد. مسئلیه اصلی این پژوهش، بازیابی و تحلیل مستندات و داده های قرآنی در آثار سید جمال است تا اندیشیه قرآنی او را درباریه اصول تعالی امت ها و مصادیق امت تکامل یافته بازسازی کند. یافته های پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی انجام گرفت، نشان می دهد سید جمال امت نخستین اسلام را امتی باشکوه و تعالی یافته می داند و درصدد است با بازخوانی آیات قرآن و دستیابی به اسباب تعالی امت ها، امت نخستین را بازسازی کند. دستاورد این پژوهش بازسازی پانزده اصل دستیابی به امت معیار در دو حیطیه نظری و رفتاری است. از اصول مهم در اندیشیه سید جمال، جایگاه عالمان و مفسران قرآن است که بایستی افزون بر حکمت، خبرگی و احاطیه علمی در مسائل نظری، در حیطیه اجرا نیز وارد شوند. عالمان نخست باید از چالش های اجتماعی آگاهی یابند و درصدد رفع آن در ساحت های گوناگون سیاسی، تربیتی و اجتماعی برآیند.
۲۲۹.

بازطراحی فرایند آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۲
منابع انسانی، اصلی ترین عنصر سازمان های خلاق را تشکیل می دهند و به تبع آن، آموزش کارکنان در اینگونه سازمان ها از اولویت و اهمیت بسیاری برخوردار است. خبرگزاری صداوسیما بعنوان سازمانی خلاق در دوره جدید مدیریت، درحال تجربه تغییرات عمده است و موفقیت این تغییر و تحول نیز بسته به آموزش درست و کامل همه ی کارکنان است. براین اساس هدف اصلی پژوهش پیش رو طراحی فرایندی مطلوب برای آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیما است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش تحلیل داده ها به روش نظریه ی زمینه ای ساختارمند انجام شده است. برای جمع آوری داده ها در این تحقیق از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، فرایند آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران شامل پنج عنصر یاد شده در مدل پارادایمی نهایی است. مراحل پیشنهادی فرایند آموزش کارکنان در نتیجه این تحقیق عبارت اند از: نخبه گزینی و آموزش پایه(سطح اول)، گذار از آموزش تئوری به آموزش خبر مکتوب(سطح متوسط)، بکارگیری در جایگاه اصلی شغلی، و مهارت افزایی و ارزیابی فرایند(سطح پیشرفته). این مراحل باید با در نظر گرفتن شرایط علی فرایند اجرا شوند. سطح بندی این مراحل جهت ساماندهی کارکنانی است که در مرحله ی بکارگیری در جایگاه اصلی شغلی موفقیت لازم را بدست نمی آورند و با توجه به نیاز برای آموزش به سطح مقتضی برمی گردند.
۲۳۰.

جنگ تحمیلی 12روزه؛ واکاوی نقش رسانه های برون مرزی صدا و سیما در مدیریت افکار عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش با هدف واکاوی نقش رسانه های بین المللی صداوسیما در مدیریت افکار عمومی فراملی طی جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که این رسانه ها چگونه توانسته اند در شرایط جنگ شناختی، افکار عمومی فراملی را تحت تأثیر قرار دهند و چه نقاط قوت و ضعفی در این مسیر داشته اند. روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد برای گردآوری و تحلیل داده ها به کار گرفته شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان رسانه ای و تحلیل محتوای اسناد و نشست های تخصصی گردآوری شد و سپس طی فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل گردید. یافته ها نشان می دهد رسانه های برون مرزی صداوسیما توانسته اند با روایت سازی مقاومت، بازتاب انسجام ملی و افشای جنایات رژیم صهیونیستی، در تثبیت گفتمان مقاومت و امیدآفرینی در سطح منطقه ای و جهانی موفق عمل کنند. در عین حال، ضعف هایی همچون غلبه لحن تبلیغاتی، کمبود روایت های انسانی و اقناعی، تحلیل های سطحی، نبود هماهنگی روایت ها، کمبود نیروی متخصص چندزبانه، محدودیت های فنی و بودجه ای و ضعف در بهره گیری از ظرفیت رسانه های نوین موجب شد روایت ایرانی نتواند به طور کامل در سطح بین المللی مسلط شود. بر اساس نظریه برآمده از داده ها، رسانه های بین المللی صداوسیما در جایگاه بازیگران فعال جنگ روایت ها قرار دارند، اما برای تبدیل شدن به الگوی بومی موفق در جنگ های ترکیبی آینده، نیازمند بازنگری راهبردی، ارتقای زیرساخت ها و توانمندسازی نیروی انسانی هستند.
۲۳۱.

بازآفرینی آیین هندو در عصر پلتفرم های دیجیتال: مورد مطالعه : تحلیل دارشان دیجیتال در منطق شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۴۱
تحول آیین های هندو در عصر رسانه های جهانی، نمونه ای روشن از بازآفرینی دین در منطق شبکه ای است. این پژوهش با تمرکز بر پدیده ی «دارشان دیجیتال» به عنوان تجربه ای آیینی از دیدن و دیده شدن امر قدسی، می کوشد نشان دهد که چگونه ارتباطات شبکه ای قداست را از معابد سنتی به بسترهای دیجیتال منتقل کرده و ساختار آیینی را بازپیکربندی می کند. پژوهش حاضر با روش کیفی و در قالب مطالعه ی موردی، بر پایه ی تحلیل تفسیری داده های ثانویه از پژوهش های معتبر و نمونه های رسانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دارشان دیجیتال سه روند بنیادین را در خود ادغام کرده است: فردی سازی تجربه آیینی، کالایی شدن قداست و گسترش فضایی امر مقدس در شبکه های جهانی. در نتیجه، آیین نه تنها در قالب پلتفرم ها و اپلیکیشن ها بازتولید می شود، بلکه در منطق مشارکت کاربران و اقتصاد معنوی دیجیتال تداوم می یابد. این مطالعه نتیجه می گیرد که دارشان دیجیتال، شکل تازه ای از «دین شبکه ای» را نمایان می سازد که در آن آیین از حضور مکانی به مشارکت جهانی منتقل شده و قداست در جریان داده و تعامل بازتوزیع می شود.
۲۳۲.

عوامل و روند اجتماعی جذب و همنوایی اجتماعی بردگان سیاهِ زنگی در منطقه خلیج فارس (از آغاز تا معاهده منع برده داری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۴
بردگان سیاهی که در طول حدود دو هزاره گذشته در سواحل خلیج فارس ساکن شده اند، سرگذشت پیچیده ای را از سر گذارنده بودند. ورود ایشان به سواحل خلیج فارس روندی تدریجی و تاریخی بود که به علل گوناگون در هر دوره به شکلی خود را نشان داد. مقاله حاضر در پی بررسی روند و تحلیل عوامل مؤثر بر فرازو فرودها و موضع گیری های اجتماعی بردگان مذکور در برابر شرایط جامعه ساحل نشینان خلیج فارس است. بنا به مقتضیات موضوع روشی توصیفی-تحلیلی با رویکرد "جبرهای اجتماعی"ژرژ گورویچ در این تحقیق اتخاذ شده است. یافته های تحقیق مراحل متعدد و متنوعی از فرایند تاریخی جذب بردگان زنگی در جامعه مورد بحث را به تصویر می کشد که در طول این دوره دو هزار ساله از بی خبری، جنبش اجتماعی بردگان و برخورد فرهنگی تا تعامل و همنوایی تحول یافت.
۲۳۳.

تبیین فرایند ملّت سازی ناتمام در ایران با بهره گیری از عوامل اثرگذار کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
  بنابر تجربه تاریخی کهن، ایرانیان همواره یک ملت بوده اند. یکی از وجوه مدرنیته، ملت سازی به شیوه نوین و متفاوت با تجربه کهن ایرانیان بود. اما این تجربه جدید در ابتدا با جنگ روسیه علیه ایران در قفقاز در قامت یک "مدرنیته ای توپخانه ای" برای ایرانیان ظاهر شد.؛ بنابراین ملت شدن به مفهوم مدرن و اندوختن تجربه نوین بر تجربیات کهن ایرانی یک وضعیت حادث و تحمیلی بود؛ اما حدوث این وضعیت نوین با چالش ها و موانعی در ایران روبرو بود که ناتمامی پروژه ملت سازی مدرن ایرانی پی آمد آن بوده و موضوع اصلی این پژوهش است. این پژوهش به تبیین عوامل چالش برانگیز و اثرگذار کلان بر فرایند ملّت سازی در ایران می پردازد. روش تحقیق تبیین علّی با رویکرد کیفی است. هدف تحقیق تبیین موانع و چالش های فرایند ملّت سازی در ایران است. فرضیه تحقیق اینست که به نظر می رسد عوامل اثرگذار کلان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر ناتمامی فرایند ملّت سازی در ایران مؤثر بوده اند. روش گردآوری مطالب مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. نوآوری مهم تحقیق، پردازش مفهومی چالش های ملّت سازی ایرانی مبتنی بر عوامل اثرگذار کلان است. نقطه تقاطع عوامل اثرگذار کلان چهارگانه فرهنگی، اقتصادی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک، بر فرایند ملّت سازی در ایران پی آمد رشد وطن ستیزی را داشته است. این ابعاد چهارگانه مانع فرایند ملّت سازی پایدار در تحولات اجتماعی در ایران بوده است. یافته مهم پژوهش ایضاح چالش های کلان ملّت سازی در ایران و تقویت مبانی نظری جهت غلبه بر این چالش هاست. نتیجه پژوهش ارائه پیشنهادهای سیاستی جهت تأثیر بر فرایند ملّت سازی در ایران و ضروری بودن تداوم عناصر ملّت ساز نهادی در ایران است.
۲۳۴.

مطالعه پدیدارشناسانه تاثیر شبکه های اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: متولدین دهه 70)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۴۷۰
پژوهش پیش رو دارای رویکرد تفسیری و روش کیفی است که با بهره گیری از روش پدیدارشناسی انجام شده است. این پژوهش درصدد است، ضمن مطالعه عمیق تأثیرات شبکه های اجتماعی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، به ریشه یابی علل و عوامل شکل گیری تغییرات صورت گرفته در عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، در جامعه آماری پژوهش بپردازد. جامعه آماری پژوهش متولدین دهه 70 می باشد که با توجه به ماهیت پدیدارشناسی و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب حجم و نحوه توزیع نمونه ها از معیار اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع پس از انجام 27 مصاحبه حاصل گردید. ابزار گردآوری اطلاعات نیز، مصاحبه عمیق فردی با سؤالات نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز بر اساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی و دیکلمن انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ تأثیرات شبکه های اجتماعی مجازی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی کاملاً معنادار بوده است. به طوری که شبکه های اجتماعی، به رغم برخورداری از مزایا و محاسن فراوان در راستای تسهیل فرایندهای ارتباطی، آموزشی و اطلاع رسانی، در فضای اجتماعی مورد مطالعه به علت فراهم نبودن پیش نیازهای لازم، اغلب منجر به بروز آثار و پیامدهای منفی شده اند. با این وجود، شبکه های اجتماعی توانسته اند بسیاری از پیش نیازهای توسعه اجتماعی-سیاسی را به خوبی زمینه سازی نمایند که از مهم ترین آن می توان به عدالت اطلاعاتی، ترویج شفافیت در اطلاع رسانی و آشکار شدن پشت پرده سیاستگذاری های دولتی و حاکمیتی برای مردم را اشاره کرد.
۲۳۵.

نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف:  شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600  نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار  spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز  به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه  منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
۲۳۶.

بررسی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و روانی زلزله درمناطق زلزله زده (مطالعه موردی: زلزله زدگان سرپل ذهاب)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۲
کشور ایران از جمله کشورهایی است که در پهنه گسترده خود با گسل های پرشمار و بزرگی مواجه است. این پژوهش با رویکرد جامعه شناختی، با هدف بررسی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و روانی بازماندگان زلزله غرب کرمانشاه و با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری شامل تمامی افراد 18 سال به بالای شهرستان سرپل ذهاب می شود. برای تعیین نمونه آماری (600 نفر) از فرمول کوکران، و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از نرم آماریspss در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گردید. یافته ها نشان داد که وقوع زلزله بر تمامی متغیرهای تحقیق با (001/0sig=) در سطح آلفای 0.05 بر احساس امنیت اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی، انطباق پذیری شهروندان ، همبستگی اجتماعی با دیگران ، تقدیرگرایی، احساس امنیت اقتصادی ، تغییرات شغلی، سلامت روانی ، تاب آوری و تکلیف مداری برابر خدا تأثیردارد.
۲۳۷.

بازنمایی سیاست خارجی ج.ا.ا در دولت چهاردهم در شبکه های اجتماعی ایکس و ایتا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولت چهاردهم در شبکه های اجتماعی ایکس و ایتا انجام شد. چارچوب نظری تحقیق بر مبنای رویکرد «مدیاتیزاسیون سیاست» استوار گردید که بر نقش تعیین کننده رسانه ها در ساخت و انتقال پیام های سیاسی تأکید دارد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بود و داده ها با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA 2020 سازمان دهی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در شبکه ایکس مضامینی همچون «فرصت سوزی در سیاست خارجی»، «نبود استراتژی مشخص»، «وابستگی بیش از حد به شرق» و «پیوند سیاست خارجی با معیشت مردم» برجسته شده است. در مقابل، تحلیل محتوای ایتا نشان داد که این بستر بیشتر بر بازتولید روایت های رسمی تمرکز داشته و مضامینی مانند «نگاه به شرق»، «مقاومت در برابر غرب»، «دیپلماسی اقتصادی مقاومتی» و «تقویت جبهه مقاومت» در آن غالب بوده است. مقایسه این دو فضا آشکار ساخت که شکاف معناداری میان بازنمایی های جهانی و بومی سیاست خارجی دولت چهاردهم وجود دارد. نتایج پژوهش تأیید می کند که رسانه ها نه تنها بازتاب دهنده بلکه سازنده سیاست خارجی هستند و بی توجهی به منطق رسانه ای می تواند به فرصت سوزی در دیپلماسی منجر شود.
۲۳۸.

تشیع علوی و بازسازی معنا؛ تحلیل گفتمان اصلاح دینی شریعتی بر پایه نظریه لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
گفتمان های اصلاح دینی در جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم تاکنون را می توان محصولی از نزاع دیرپای سنت و تجدد دانست. این گفتمان ها که هم متأثر از تحولات داخلی جوامع اسلامی و هم تابعی از جریان های فکری غرب هستند، تنوع قابل توجهی یافته اند. در این میان، گفتمان اصلاح دینی علی شریعتی در ایران به دلیل اثرگذاری گسترده، جایگاه ویژه ای دارد. ویژگی شاخص این گفتمان در بازسازی هدفمند تشیع نهفته است؛ فرایندی که با عبور از بازخوانی صرف سنت و پرهیز از تفسیرهای فاقد مسئولیت پذیری اجتماعی، آن را به آرمانی انقلابی و پویا تبدیل می کند. این مقاله با بهره گیری از نظریه گفتمان لاکلا و موفه نشان می دهد که شریعتی از طریق بازسازی معنایی «امامت» به عنوان دال مرکزی و مفصل بندی دال های شناور چون عدالت، انتظار، ولایت و امت در زنجیره های هم ارزی، منظومه ای معنایی پدید آورد که در آن تشیع به هویتی معطوف به کنش اجتماعی، مسئولیت پذیری و مبارزه با ستم تبدیل می شود. او با منطق طرد، قرائت های رقیب را ذیل «تشیع صفوی» بازنمایی و به حاشیه می راند و در مقابل «تشیع علوی» را به مثابه بدیلی انقلابی و عدالت خواه تثبیت می کند. نتیجه این فرایند، بازسازی هویت شیعی در قالبی فعال، عدالت محور و معطوف به تغییر بود؛ هویتی که علاوه بر انسجام در سطح نظری، در عرصه اجتماعی و تاریخی نیز توان بسیج گری گسترده ای ایجاد کرد. در این گفتمان، دین به ابزار توانمندسازی توده ها، برانگیختن مسئولیت جمعی و ایجاد آمادگی برای تغییر ساختارهای نابرابر تبدیل شد. سازمان دهی تازه مفاهیم دینی و ایجاد شبکه ای از معانی و کنش ها باعث شد گفتمان شریعتی بتواند پیام های عدالت خواهانه و آزادی طلبانه را در قالبی آشنا برای مخاطبان منتقل کند و در شکل گیری حرکت های اعتراضی دهه ۱۳۵۰ و نهایتاً انقلاب اسلامی نقش مؤثر ایفا کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان اصلاح دینی شریعتی تحت عنوان تشیع علوی، با بازآرایی مفاهیم کلیدی تشیع و ایجاد انسجام گفتمانی حول محور امامت، از سطح یک پروژه نظری فراتر رفت و به یکی از نیروهای هژمونیک اثرگذار بر سپهر سیاسی–اجتماعی ایران تبدیل شد.
۲۳۹.

تصویر پلیس در رسانه ها و تأثیر آن بر اعتماد عمومی در مواجهه با آسیب های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۸
در سال های اخیر، تصویر نهاد پلیس در رسانه ها نقش مهمی در شکل گیری یا تضعیف اعتماد عمومی به کارآمدی و مشروعیت این نهاد داشته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازنمایی های رسانه ای پلیس بر اعتماد عمومی در زمینه آسیب های اجتماعی، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل شهروندان تهرانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. 24 نفر تا رسیدن به اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته بررسی شدند و داده ها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از روش های تطبیق داده ها، بازنگری شرکت کنندگان و شفاف سازی فرایند تحلیل استفاده شد. یافته ها نشان داد که تصویر پلیس در اذهان عمومی پدیده ای پویا و متأثر از عوامل تاریخی، عملکردی، رسانه ای و اجتماعی است. مدل پارادایمی پژوهش، «بازنمایی اجتماعی پلیس در ذهن شهروندان» را به عنوان پدیده محوری معرفی کرد که تحت تأثیر شرایط علی (تصویر نمادین-تاریخی و عملکرد پلیس)، شرایط زمینه ای (جنسیت، طبقه اجتماعی و محل سکونت) و شرایط مداخله گر (رسانه های نوین و سنتی) شکل می گیرد. رسانه های اجتماعی با تقویت بازنمایی های منفی و رسانه های رسمی با ارائه تصاویر تبلیغاتی یک سویه، ادراکات متناقضی ایجاد می کنند. نتیجه این فرآیند، نظریه «اعتماد عمومی شکننده در سایه بازنمایی متضاد» است که به کاهش مشروعیت نهادی و همکاری اجتماعی با پلیس منجر می شود. این پژوهش بر لزوم بازنگری راهبردهای رسانه ای، شفاف سازی عملکرد پلیس و ایجاد فضاهای گفت وگوی اجتماعی برای تقویت اعتماد عمومی تأکید دارد.
۲۴۰.

دکترین حقوقی دست های پاک و تأثیر رسانه های بین المللی در بازنمایی عدم پاک دستی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
دکترین «دست های پاک» به عنوان یکی از تفسیرهای قواعد بنیادین حقوق بین الملل، ملاکی برای مشروعیت طرح دعاوی در مراجع بین المللی است که دولت ها را ملزم می سازد تا برای بهره مندی از حمایت حقوقی از رفتارهای غیرقانونی پرهیز کنند. این دکترین به ویژه در ارزیابی مشروعیت طرح دعوی و درخواست های کشورهای مختلف در محاکم بین المللی کاربرد دارد. با این حال، در عرصه سیاست و رسانه های بین المللی، این دکترین به ابزاری تبدیل شده است که در قالب روایت های رسانه ای علیه کشورها از جمله ایران به کار گرفته تا تصویری از «عدم پاک دستی» و نقض قواعد بین المللی از سوی آن ترسیم و سبب تشدید تحریم ها ، خروج سرمایه گذاران خارجی و ... گردد. این مطالعه با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی پرونده های«داوری بانک های ملی و صادرات ایران علیه بانک مرکزی بحرین» ،«پرونده توقیف اموال بانک مرکزی ایران توسط آمریکا در ICJ»، و پرونده های غیر قضایی با رویکرد سیاسی اقتصادی مانند مذاکرات برجام ، FATF و... نشان می دهد که باوجود فشارهای رسانه ای و سیاسی، مراجع قضائی و غیر قضایی بین المللی در خصوص ادعای عدم پاک دستی ایران، پس از بررسی های لازم، چه آرایی صادر کرده اند یا چه تاثیراتی بر روند مذاکرات داشته اند. نتایج این پژوهش بر اهمیت درک متقابل و تعامل میان حقوق و رسانه در محیط بین المللی تأکید دارد و ضرورت تدوین راهبردهای هم افزا در دیپلماسی حقوقی و رسانه ای کشورها را برجسته می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان