ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۲۸۱ تا ۳۷٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۷۲۸۱.

راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
بدرفتاری اقتصادی، یکی از معضلات مهم مبتنی بر جنسیت و از اشکال خشونت خانگی است که به صورت پنهان و نامرئی علیه زنان رخ می دهد و بر کیفیت زندگی آنان، تأثیرات منفی دارد. در حال حاضر با توجه به وضعیت اقتصادی، این نوع خشونت رو به افزایش است. هدف پژوهش حاضر، بررسی راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی است. طرح پژوهش حاضر، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه دار قربانی خشونت اقتصادی شهر بندرعباس بود که ۲۷ نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و مقیاس خشونت اقتصادی (SEA2) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش کلاریزی تحلیل شدند. در بررسی راهبردهای مقابله ای زنان با بدرفتاری اقتصادی همسر، کُدگذاری، در نهایت ۶ مقوله شناسایی شد. مضامین فرعی از نظر مفهومی در کنار هم قرار گرفتند و ۲ مضمون اصلی شناسایی شد. نتایج نشان داد که راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی شامل دو راهبرد کلی سازگار (راهبردهای تاب آورانه، مشارکتی و برنامه ریزی) و ناسازگار (راهبردهای اجتنابی، تسلیمی و رویارویی) است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که زنان قربانی ممکن است از راهبردهای مختلفی در برابر خشونت اقتصادی استفاده کنند. راهبردهای ناسازگار به تسکین موقت آشفتگی و راهبردهای سازگار به کاهش تنش و بهبود شرایط منجر می شود.
۳۷۲۸۲.

کاوش فرایندهای دفع کنشگری مطالبه گرایانه (یک مطالعۀۀ کیفی از زنان مطالبه گر یزدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۰
مطالبه گری به عنوان یکی از مهم ترین کنش های بشر در عصر مدرن به منظور تحقق حقوق، به ویژه حقوق شهروندی، محسوب می شود. ولی این مهم اغلب برای شهروندان ناآشنا به نظر می رسد و در مقام عمل نیز مطالبه گری به ویژه از نوع اثربخش در پرانتز قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناخت شرایط دفع کنشگری مطالبه گرانه در شهر یزد انجام شده است. به منظور نیل به این هدف، از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیق از ۱۳ زن یزدی گردآوری و همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. فرایند گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، ۲۰ مقوله اصلی برساخت شد. یافته ها، پدیده مرکزی «ارزش زدایی از مطالبه گری» را به معنای بی فایده دانستن مطالبه گری در تحقق مطالبات نشان دادند. براساس نتایج می توان گفت مجموعه ای از شرایط و عوامل فردی، ساختاری و مبتنی بر تجربیات منفی مستقیم و غیرمستقیم از مطالبه گری/پاسخگویی، منجر به ارزش زدایی از مطالبه گری شده است. در مواجهه با پدیده مرکزی، اغلب سه راهبرد اصلی شامل مطالبه گری محتاطانه-بازاندیشانه، تحریم مطالبه گری و تکاپو برای مطالبه گری، از سوی کنش گران استفاده شده است. درنهایت پیامدهای چنین راهبردهایی، عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و روانی را دربرگرفته و به بازتولید ناکامی در مطالبه گری اثربخش و کاهش مطالبه گری دامن زده است.
۳۷۲۸۳.

آینده پژوهی مدیریت کیفیت خدمات با رویکرد سناریونگاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از این پژوهش ارائه مدل پارادایمی مدیریت کیفیت خدمات با رویکرد آینده پژوهی در صنایع فعال استان خوزستان است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش آمیخته اکتشافی است که به روش سناریونویسی در شرکت های فعال استان خوزستان انجام شده است. در مرحله اول، پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام فرآیند کدگذاری سه مرحله ای اقدام به کدگذاری و شناسایی مؤلفه های کیفیت خدمات با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافه شد. پایایی مصاحبه ها از طریق پایایی بازآزمون 90 درصد و پایایی بین دوکدگذار 86 درصد تأیید شد. تأیید روایی مصاحبه نیز در هر یک از مراحل هفت گانه (انتخاب موضوع، طراحی، مصاحبه، نسخه برداری، تحلیل، تأیید و گزارشگری) انجام گرفت. در مرحله دوم، برای تحلیل تأثیرات متقابل مؤلفه ها، پرسشنامه مخصوص سناریونگاری مورد استفاده قرار گرفت و داده های این ماتریس وارد نرم افزار سناریو ویزارد شد. در مرحله سوم، بعد از استخراج سناریوهای ممکن، به منظور تدوین سناریوهای خوش بینانه، محتمل ترین و بدبینانه ترین از روش مصاحبه گروه متمرکز استفاده شد. یافته ها نشان داد که بر اساس تجزیه و تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه و کدگذاری متن مصاحبه ها، 103 کد باز و 20 مقوله شناسایی شد. همچنین با استفاده از ماتریس تحلیل تاثیرات متقابل هشت سناریو برای آینده تدوین گردید که از میان آن ها سه سناریو قابل قبول (خوش بینانه، محتمل و بدبینانه) انتخاب شد و متناسب با هر سناریو پیشنهادات مناسب در جهت رشد و توسعه کیفیت خدمات مرتبط با صنعت و آینده ای مطلوب ارائه شد.
۳۷۲۸۴.

تحلیل جامعه شناختی توسعه علوم انسانی در ایران (مورد مطالعه شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
یکی از شاخص های توسعه، توجه به جنبه انسانی آن است. توسعه علوم انسانی می توانند متأثر از مجموعه ای از عوامل باشد که در این راستا، نقش علوم انسانی بسیار مؤثر است بر همین اساس هدف پژوهشگر بررسی و تحلیل جامعه شناختی علوم انسانی، چگونگی و شناخت عوامل مؤثر بر توسعه علوم انسانی در ایران است که با روش پیمایشی و تکنیک دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری، تحصیل کردگان حوزه های مختلف علوم انسانی بویژه علوم اجتماعی و جامعه شناسی بوده که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS Sample Power تعداد 420 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که رابطه متغیرهای، عدم سیاست زدگی علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./536)، اشتغال فارغ التحصیلان علوم انسانی در مناصب اداری با توسعه علوم انسانی (./523)، بومی بودن علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./521)، بازدهی اقتصادی علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./479)، وجود نظریه پرداز و نیروی کارآمد علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./451)، سرانه مطالعه علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./416) رابطه ای معنادار است. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه ، بازدهی اقتصادی علوم انسانی (R2=0/451)، وجود نظریه پرداز و نیروهای کارآمد علوم انسانی (R2=0/445)، عدم سیاست زدگی علوم انسانی (R2=0/381)، بومی بودن علوم انسانی (R2=0/374) و اشتغال فارغ التحصیلان علوم انسانی در مناصب اداری (R2=0/301)، میزان تغییرات درونی متغیر وابسته را نشان میدهد.
۳۷۲۸۵.

تأمل فقهی در رفتار بلاگران غذا در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
فضای مجازی به‌عنوان یکی از ابعاد نوین زندگی انسان، تأثیر عمیقی بر جنبه‌های مختلف زیست فردی و اجتماعی گذاشته است. یکی از پدیده‌های برجسته در این زمینه، «بلاگری غذا» است. رشد روزافزون پدیده بلاگری غذا در شبکه‌های اجتماعی، با پیامدهایی نظیر تبلیغ مصرف‌گرایی و اسراف، ضرورت بررسی این رفتار از منظر فقهی را نمایان می‌سازد. صفحات بلاگران غذا با تولید و انتشار گسترده محتواهای تصویری و ویدیویی (مانند موکبانگ، آموزش آشپزی، بررسی رستوران‌ها و...) دنبال‌کنندگان زیادی را جذب نموده است. در این راستا، با هدف بررسی ابعاد فقهی این فعالیت‌ها، ابتدا به تحلیل ساختار و فرایند تولید محتوای بلاگران غذا پرداخته و سپس با استناد به ادله نقلی و عقلی، تلاش کرده‌ایم حکم فقهی این پدیده را روشن کنیم. روش تحقیق شامل تحلیل محتوای صفحات بلاگران، بررسی متون فقهی و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی است. براساس نتایج، برخی از اشکال بلاگری غذا همچون موکبانگ با استناد به ادله عقلی و نقلی دارای حکم حرمت بوده و اشکال دیگر آن ممکن است مشمول کراهت باشند. همچنین وظایف ویژۀ حکومت اسلامی در زمینۀ نظارت و سامان‌دهی محتواهای تولیدشده در این حوزه و حمایت از تولید محتوای سالم و مفید، بررسی شده است.
۳۷۲۸۶.

سیر تاریخی و تکاملی نظریه گذار جمعیتی: مطالعه ای برمبنای طیف سنجی سال انتشار مآخذ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۷
یکی از نظریه های بنیادی در جمعیت شناسی، نظریه گذار جمعیتی است که تغییرات جمعیتی را توصیف و تبیین می کند. در این مقاله با بهره گیری از روش طیف سنجی سال انتشار مآخذ (RPYS)، سیر تکاملی و تاریخی پژوهش های حوزه نظریه گذار جمعیتی بررسی شده است و همچنین آثار و چهره های تأثیرگذار در روند تکامل این نظریه مطالعه شده اند. داده های اولیه پژوهش، به روش علم سنجی از پایگاه استنادی وب آو ساینس(Web Of Science) استخراج شده است که 3359 مقاله را دربردارد. پس از استخراج کلیه منابع به کاررفته در این مقالات، داده ها با استفاده از نرم افزار مختص RPYS با عنوان  CRExplorer تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که پر ارجاع ترین آثار در بازه زمانی 1750 تا 2000، به ترتیب، کتاب «رساله جمعیت» مالتوس (1798)، مقاله «جمعیت» نوتشتاین (1945) و مقاله «گذار جمعیتی دوم اروپا» ون دکا (1987) بوده است؛ اما در مجموع، حوزه نظریه گذار جمعیتی، چهارده جهش تاریخی در سال های مختلف دارد. سال های 1986، 1987 و 2000 اوج جهش نظریه گذار جمعیتی بوده است؛ ازاین رو، داده های استنادی اطلاعات شایان توجهی درباره بافت تاریخی علم و اهمیت پژوهش های پیشین و تأثیر آن ها بر پژوهش های بعدی ارائه می دهند.
۳۷۲۸۷.

مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
۳۷۲۸۸.

تحلیل مفهوم بیگانگی در نگاه شریعتی از دو منظر ایدئالیستی و ماتریالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۲
مفهوم بیگانگی علی رغم چارچوب معنایی منسجم و مشترکی که متفکران مختلف در تبیین آن به کار برده اند، از منظر هستی شناختی دارای تکثر و تنوع فراوان است و در باب چیستی آن دارای اختلاف نظرند. بااین همه، این متفکران از این مفهوم در نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب استفاده می کنند. اینکه وضعیت مورد نقد، ناشی از یک تضاد ماتریالیستی میان دو طبقه یا گروه باشد یا به یک گفتمان محدود شود، مشخص کننده مبنای ایدئالیستی یا ماتریالیستی بیگانگی خواهد بود. در یک تقسیم بندی کلی می توان سورن کیرکگارد، هگل، لودویگ فوئرباخ و ماکس اشتیرنر و نیز متفکران نیهیلیست (مانند نیچه و نیز اشتیرنر) و اگزیستانسیالیست (مانند سارتر) را از کسانی دانست که به تبیین بیگانگی در بعد ایدئالیستی آن پرداخته اند. در مقابل اما مارکس و فرانتس فانون از این مفهوم در ساحت ماتریالیستی استفاده کرده اند. در میان متفکران انقلابی نیز شریعتی از مفهوم بیگانگی استفاده فراوان کرده است. بااین حال، راقم این سطور معتقد است در آرای شریعتی هم بعد ماتریالیستی و هم ایدئالیستی تعریف بیگانگی به کار گرفته شده است. این امر بعضاً با ابهامات روش شناختی شریعتی، موجب نافهمی این مفهوم یا دست کم عدم انسجام نظری تعاریف او از این مفهوم شده است. بعد ماتریالیستی مفهوم بیگانگی در آرای شریعتی، به بیگانگی فرهنگی و مسئله هضم در فرهنگ بیگانه مرتبط می شود. علت احتمالی این امر، مشهودبودن مرزهای تخاصم مادی میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است. غلبه گفتمان وابستگی و خودبسندگی و در شق ایرانی خود، مضمون بازگشت به خویشتن، نشانه ای از آشکاربودن این مرزها است. در مقابل اما مرزهای تخاصمات طبقاتی و مادی در بطن جامعه ایران به دلیل قوام نیافته بودن نظام طبقاتی و جامعه مدنی در ایران معاصر با شریعتی، مبهم است و در همین بعد است که نظرات شریعتی در باب بیگانگی شکلی ایدئالیستی به خود می گیرد.
۳۷۲۸۹.

برساخت دیالکتیک سوژه معلم در فضاهای رسمی (مطالعه موردی معلمان مرد شهر خشکبیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
در مقاله حاضر به چگونگی برساخت هویت سوژه در فضاهای اجتماعی با استفاده از نظریات میشل فوکو پرداخته شده است، هدف، بررسی تاثیر مدرسه به مثابه یکی از نهادهای مدرن در شکل دهی به هویت سوژه معلم می باشد. میدان مطالعه، معلمان مرد شهر خشکبیجار می باشد؛ داده های تحقیق بر پایه مشاهده مشارکتی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق فردی، جمع آوری شده است؛ نمونه گیری با روش حداکثر تنوع برای نشان دادن شدت و تفاوت هر کدام از آراء انجام گرفته و انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. . این تحقیق بیانگر این ملاحظه نظری است که هویت سوژه مدرن تابعی از مواجه دائمی او با نهادهای مدرن همچون مدرسه، پادگان، کارخانه و... است. اما درعین حال باید توجه داشت چنانکه فوکو در سراسر پروژه قدرت خود بر آن تاکید می کند، سوژه در این مدار قدرت منفعل نیست و با رویه هایی همچون تقابل با کلیشه ها، تقابل با امر سراسربین، تقابل با شرح وظایف و بخشنامه ها این جریان غالب قدرت را در هم می شکند و تا حدی به هویت خویش شکل می دهد.
۳۷۲۹۰.

ناعقلانیت واقعیت، بازسازی مفهومی و مسئله ضرورت در علوم فرهنگی: مورد خاص ریکرت و وبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
این مقاله با تکیه بر رویکردهای نوکانتی استدلال می کند چون واقعیت تاریخی-فرهنگی، نامتناهی و فاقد صورت عقلانی پیشین است، شرط امکان شناخت آن بازسازی روشمند به میانجی مفاهیم است. اگر وحدت و کلیت در واقعیت فی نفسه نیست، ضرورت و عینیت علمی علوم فرهنگی از کجا می آید؟ پاسخ بر دو محور پیش می رود: یکم اصل انتخاب و تعیین هدف و علایق شناختی برای مرزبندی حوزه پژوهش؛ دوم صورت بندی مفهوم و ابژه برای یکپارچه کردن عناصر برگزیده در نظم مفهومی. بر این مبنا ریکرت با ایده ربط ارزشی نشان می دهد چگونه فرد تاریخی ساخته می شود و چگونه ارزش ها، معیارهای بیناذهنی هدایتِ انتخاب و نظم بخشی را ممکن می کنند، به گونه ای که ضرورت از سطح امر انضمامی و «وجودی» به سطح «اعتباری» منتقل می شود. وبر در امتداد و نقد ریکرت، ایدئال تایپ ها را به کار می گیرد تا عینیت را نتیجه سنجش فاصله واقعیت با آن نشان دهد؛ امر انضمامی پس از مقایسه و سنجش بسندگی علّی و معنایی از راه قواعد تجربی استقرایی شناخت پذیر می شود. جمع بندی این است که ضرورت در علوم فرهنگی نوکانتی از واقعیت فی نفسه برنمی خیزد، بلکه از ترکیب اصل انتخاب و صورت بندی مفهومی پدید می آید و خصلت هنجار- مفهومی دارد، نه متافیزیکی.
۳۷۲۹۱.

آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
۳۷۲۹۲.

نقش واسطه ای احساس تنهایی در رابطه بین مدت زمان استفاده از گوشی هوشمند و اعتیاد به آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه: امروزه گوشی‌های هوشمند به ابزاری جدایی‌ناپذیر در زندگی افراد، به ویژه نوجوانان دانش‌آموز، تبدیل شده‌اند. این دستگاه‌ها با قابلیت‌های پیشرفته رایانه‌ای، امکان دسترسی به سرگرمی، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، منابع علمی و ارتباط با همکلاسی‌ها را فراهم می‌کنند. علی‌رغم مزایای فراوان در تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، نگرانی‌های جدی درباره استفاده افراطی و پتانسیل اعتیادآور آنها پدید آمده است که لزوم مدیریت صحیح و آگاهانه را ضروری می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی بین مدت زمان استفاده و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند با نقش واسطه‌ای احساس تنهایی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تلفن همراه داشتند و 282 نفر به عنوان نمونه تعیین و بر اساس پیشنهاد کلاین و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه‌ی اعتیاد به تلفن همراه، مقیاس احساس تنهایی عاطفی و اجتماعی بزرگسالان، و پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت جمع‌آوری گردید. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته­ ها: یافته ها نشان داد، 11 درصد از واریانس اعتیاد به گوشی‌های هوشمند توسط مدت زمان استفاده از این دستگاه‌ها و احساس تنهایی تبیین می‌شود. مدل برازش شده نشان داد، مدت زمان استفاده از اینترنت تاثیر مستقیم و مثبت بر اعتیاد به تلفن همراه(17/0=β) و احساس تنهایی (29/0=β) دارد. همچنین احساس تنهایی تاثیر معناداری بر اعتیاد به تلفن همراه (23/0=β) داشته و اثر غیرمستقیم مدت زمان استفاده از اینترنت بر اعتیاد به تلفن همراه از طریق احساس تنهایی (07/0=β) است که معنا­دار و قابل توجه است. نتیجه‌گیری: نوجوانانی که از تعاملات اجتماعی واقعی فاصله گرفته و احساس انزوا و تنهایی را تجربه می‌کنند، اغلب به فضای مجازی و تلفن همراه روی می‌آورند تا از احساسات منفی و موقعیت‌های ناخوشایند بگریزند. این امر می‌تواند به افزایش خطر اعتیاد به این دستگاه‌ها منجر شود. بنابراین، توجه به ابعاد روانشناختی و تنظیم زمان استفاده از تلفن همراه برای پیشگیری مؤثر از اعتیاد در این گروه سنی ضرورت دارد. همچنین، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت حمایت‌های اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی و به تبع آن کاهش گرایش به اعتیاد تلفن همراه ایفا کند.
۳۷۲۹۳.

تبیین نقش امر به معروف و نهی از منکر در مدیریت سبک زندگی اسلامی:(یک مدل علّی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش با هدف بررسی نقش امر به معروف و نهی از منکر در مدیریت سبک زندگی اسلامی در قالب یک مدل علّی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد به تعداد 5100 نفر بودندکه تعداد 321 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای در این پژوهش شرکت کردند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه محقق ساخته امر به معروف و نهی از منکر و آزمون سبک زندگی اسلامی استفاده شد. بعد از تایید روایی، پایایی پرسشنامه های مذکوربه ترتیب 89/0 و 95/0 به دست آمد.. داده ها به کمک نرم افزار spss نسخه 24 و بررسی نتایج از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار AMOS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد امر به معروف و نهی از منکر در هر یک از مولفه های مدیریت سبک زندگی اسلامی سبک اجتماعی ، سبک اعتقادی ، سبک فداکاری ، سبک اخلاقی ، سبک مالی ، سبک خانوادگی ، سبک امنیتی ، سبک سلامتی و سبک زمانی) دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد تاثیردارد.
۳۷۲۹۴.

تبیین جامعه شناختی نگاه اقلیت ها به تضاد بین قومی (مورد مطالعه: قوم بلوچ در سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر می کوشد به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی بر تشدید تضاد بین قومی از نگاه بلوچ ها به عنوان یک گروه اقلیت دخیل هستند؟ بدین منظور، برای پاسخ به این سوال مدل تبیینی ای ارائه شده است که با تأسی از چارچوب نظری پژوهش حاضر، تأثیر متغیرهای ارزیابی از سیاست های قومی دولت، احساس تبعیض، کنش قوم مدارانه نخبگان قومی و هویت های ملی، قومی و مذهبی را تبیین کند. برای جمع آوری داده ها از تکنیک پیمایش با ابزار پرسشنامه ساختمند استفاده شد. این داده ها از میان نمونه ای به حجم 250 نفر از قوم بلوچ با انتخاب از طریق روش نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم به دست آمدند. داده های گردآوری شده با به کارگیری مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از نگاه بلوچ ها، عامل ارزیابی از سیاست های قومی دولت(0.63**)، ارزیابی از کنش قوم-مدارانه نخبگان قومی(0.38**)، احساس تبعیض(0.27**)، هویت ملی(0.52-**)، هویت مذهبی(0.41**) و هویت قومی(0.34**) اثر معناداری بر تضاد بین قومی دارند. علاوه بر این، از میان کلیه متغیرهای معنادار، متغیر ارزیابی از سیاست های قومی دولت بیشترین تاثیر و متغیر احساس تبعیض کمترین اثر را بر تضاد بین قومی از نگاه بلوچ ها داشته اند.
۳۷۲۹۵.

بررسی مسئولیت حمایت جمهوری اسلامی ایران از گروه های فلسطینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۴
معمولاً کشورها حسب منافع خود نسبت به حمایت از گروه های مختلف اقدام می نمایند. جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس حمایت تمام قد خود از حرکات ضد رژیم صهیونیستی را اعلام کرده است. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی درصدد بررسی این حمایت می باشد. سؤال پژوهش اینکه ماهیت اقدام مذکور از حیث فقهی، حقوقی و سیاسی چیست؟ چنین نتیجه شد که ازنظر فقهی لزوم حمایت از مظلومین مسلمان، ازنظر حقوقی حمایت از حق دفاع مشروع و همچنین عملیات پیشگیرانه، و در عرصه سیاسی مقابله با گسترش اشغالگری صهیونیست ها، مبنای این حمایت محسوب می گردد. باتوجه به وجود خصومت بین جمهوری اسلامی ایران و صهیونیست ها، با اقدامات حمایتی می توان رژیم صهیونیستی را به مشکلات مرزی محدود نمود تا فکر تجاوز به دیگر کشورها به ذهن خطور ننماید. از طرف دیگر مرزهای مجازی کشورمان توسعه یافته که می تواند برای امنیت کشور مفید ارزیابی گردد. درنهایت این که باتوجه به اولویت امنیت و اثر کلان و قابل توجه آن بر دیگر پارامترها، ضرورت حقوقی و سیاسی چنین ایجاب کرده که ضمن حمایت از گروه های ضداسرائیلی، بخشی از منابع مالی را به این مهم اختصاص داد.
۳۷۲۹۶.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۳۷۲۹۷.

شناسایی مؤلفه های توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: چرخه معیوب فقر و معلولیت یکی از موانع مشارکت اجتماعی تمام عیار و تلفیق اجتماعی افرادی است که دارای معلولیت هستند. برای غلبه بر این چرخه توانمندسازی اقتصادی ضرورتی غیر قابل انکار است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه های توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت انجام شد. روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول با مرور منابع مواردی که به عنوان عامل مرتبط و یا مؤلفه توانمندسازی اقتصادی نام برده شده بود گردآوری شدند. در مرحله دوم از چهارده نفر از خبرگان مدیریت، توانبخشی، توانمندسازی افراد دارای معلولیت که برای عضویت در تیم دلفی رضایت خود را اعلام کردند، خواسته شد نظر خود را درباره اهمیت هر یک از عوامل مذکور بیان نموده و اگر عوامل دیگری را در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت موثر می شناسند نام ببرند. با استفاده از شیوه دلفی با تحلیل فازی، طی سه دور دلفی عواملی که در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت نقش دارند شناسائی شده بر اساس اهمیت رتبه بندی شده در قالب مولفه ها و محورهایی سازماندهی شدند. یافته ها: در مجموع 48 عامل مرتبط برای توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت شناسایی و در 12 مولفه و 3 محور «فرد دارای معلولیت»، « بافتار و محیط توانمندساز» و «پی آمدهای اقتصادی» سازماندهی شدند. در محور فرد دارای معلولیت، مولفه های «سلامت»، «دانش»، «مهارت»، «نگرش» و «استعداد» جای گرفتند، محور بافتار و محیط توانمندساز مولفه های «محیط فیزیکی»، «محیط اجتماعی»، «محیط شغلی» و «منابع در دسترس» را شامل شد و محور پیامدها مولفه های «اشتغال»، «پیامدهای اجتماعی» و «پیامدهای اقتصادی» را در خود جای داد. بحث: توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت فرآیندی است که طی آن سه محور «فرد دارای معلولیت»، «محیط توانمندساز» و «پیامدها ی اقتصادی» به گونه ای ارتقاء می یابد که توانمندی اقتصادی حاصل شده و افراد دارای معلولیت قادر می شوند در چرخه اقتصادی جامعه خود نقش پررنگ تری ایفاء نمایند.
۳۷۲۹۸.

مطالعه تطبیقی ریخت شناسی قصه های پریان فارسی بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۵
  ولادیمیر پراپ معتقد بود در طبقه بندی قصه ها باید آن ها را از طریق استخراج عناصر محوری شان مطالعه کرد، نه این که از بیرون چیزی بر این متون تحمیل نمود. در مطالعه قصه ها همچنین باید از دیگر روش های علوم تجربی، که قابلیت تکرار و کاربردی دقیق دارند، استفاده کرد. پژوهش حاضر با تأکید بر نظریه ساخت گرایی پراپ، به دنبال تحلیل ساختار روایی کلی در گزیده ای از قصه های پریان به زبان فارسی و توضیح کارآمدی یا ناکارآمدیِ نظریه پراپ در تبیین ساختارهای روایی این قصه ها و میزان انطباق آنها با الگوی ریخت شناسی مذکور است. در این پژوهش سه قصه مربوط به پریان بختیاری به زبان فارسی، بر اساس الگوی ساختاری قصه های پریان پراپ بررسی می شوند و خویشکاری های هر قصه مشخص می گردد. یافته های به دست آمده نشانگر آن است که الگوهای حاکم بر این قصه ها در برخی موارد با الگوی قصه های پریان روسی متفاوت است؛ الگوی پراپ برآمده از بررسی قصه های روسی است و با الگوی حاکم بر قصه های ملل دیگر، از جمله قصه های بختیاری در بخش هایی متفاوت است .  بسیاری از خویشکاری های موجود در قصه های پریان روسی در قصه های بختیاری، و متقابلاً برخی از خویشکاری های موجود در قصه های پریان بختیاری از جمله توجه به معنویات، خرافات و اساطیر در الگوی پراپ جایگاهی ندارند.
۳۷۲۹۹.

آسیب شناسی نظام رقابت در ساختار رسانه های مجازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۷
رسانه های مجازی، برنامه های کاربردی مبتنی بر اینترنت هستند که به کاربران اجازه ایجاد و تبادل تولید محتوا را می دهد. دسترسی آزادانه و سهل به این رسانه ها سبب شده است، رقابت جدی برای جلب نظر مخاطبان و کسب درآمد بالا شکل گیرد. این پژوهش با هدف آسیب شناسی نظام رقابت در ساختار رسانه های مجازی ایران به انجام رسیده که از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ رویکرد، اکتشافی و از لحاظ نحوه تجزیه و تحلیل داده ها، کیفی می باشد. به منظور طراحی مدل بر اساس روش نظریه داده بنیاد، گروهی از خبرگان رسانه، اساتید دانشگاه، مدیران اجرایی و مشاوران انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. روش نمونه گیری، هدفمند بود که این فرایند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و ۱۵ مصاحبه انجام پذیرفت. نتایج تحقیق منجر به طراحی مدل فرایندی آسیب های مرتبط با نظام رقابتی در ساختار رسانه های مجازی ایران شد و روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل، آسیب های مرتبط با نظام رقابتی در ساختار رسانه های مجازی ایران عبارتند از موانع قانونی (پایدار نبودن قوانین و سیاست ها و مشکلات تنظیم گری)، مشکلات زیرساختی، فیلترینگ، تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری، نقص مدل های موجود کسب وکار و مقاومت در برابر پذیرش دیجیتالی شدن . این پژوهش با توجه به ماهیت جهانی رقابت رسانه ای، تلاش می کند تا ضمن شناسایی آسیب های بومی، به درک عمیق تر پدیده های رقابتی در زمینه رسانه های مجازی در بستری ملی و در مقایسه با تجربیات بین المللی کمک کند و از این رو، به سیاست گذاران و فعالان این حوزه، بینش های نوآورانه و جامع تری ارائه دهد.
۳۷۳۰۰.

تغییر ترجیحات ارزشی جوانان و بازاندیشی در نظام معنایی ازدواج: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: یکی از مسائل و چالش های پیش رو در ایران پس از انقلاب، مسأله دگرگونی ارزشی، گسست فرهنگی و اختلافات نسلی و به ویژه فرآیند انتقال فرهنگی است. در این دگرگونی، ترجیحات ارزشی جوانان با تغییرات زیادی مواجه شده است. پژوهش حاضر در همین راستا و به واکاوی نظام معنایی جوانان از پدیده ازدواج می پردازد.   روش و داده ها : داده ها به کمک مصاحبه به دست آمد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه هرمزگان در سال 1403 بودند که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند و به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک یا شبکه مضمونی استفاده شد.   یافته ها: در فرایند شش مرحله ای تحلیل داده ها، یک شبکه تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکه مضمونی 37 مضمون اولیه به هفت مضمون سازمان دهنده «ازدواج رسمی و غیررسمی: دو مسیر و سرنوشت های متضاد»، «ازدواج: از قرارداد اجتماعی تا پیوند وجودی»، «آزادی و تعهد: دو روی یک سکه؟»، «ازدواج و خوشبختی: اسطوره ای سنتی یا واقعیتی مدرن؟»، «عشق: نیروی پیشران یا توهمی گذرا؟»، «شرایط اقتصادی و پیوند ناگسستنی در تصمیم گیری برای ازدواج» و «اعتماد: ستون نامرئی یا سست بنیاد؟» و  یک مضمون فراگیر «بازاندیشی و تردید در معنای سنتی ازدواج و برداشت سیال از آن» تقلیل یافتند.   بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که مشارکت کنندگان، ازدواج را نه به عنوان یک نهاد ثابت سنتی، بلکه به مثابه پدیده ای سیال و بازاندیشانه می فهمند که در تقاطع عوامل عاطفی (عشق)، اقتصادی (امکانات مادی) و اجتماعی (اعتماد) معناسازی می شود. در جمع بندی می توان گفت که این تغییرات نشان دهنده یک دگرگونی عمیق در نظام معنایی ازدواج است که از یک مفهوم ثابت و قطعی به یک مفهوم منعطف و پویا تبدیل شده است.   پیام اصلی: درک مشارکت کنندگان از ازدواج دیگر محدود به تعاریف سنتی آن نیست؛ بلکه امروزه شاهد یک بازاندیشی عمیق در معنای ازدواج و تردید در ارزش های پیشین آن هستیم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دختران دانشگاه هرمزگان ازدواج را نه به عنوان یک الزام اجتماعی، بلکه به مثابه یک انتخاب فردی و انعطاف پذیر تلقی می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان