فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۹۶۱ تا ۸٬۹۸۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حاکمان خراسان و گسترش اسلام درعهد اموی
حوزههای تخصصی:
توسعه اسلام در ایالت خراسان عهد اموی به عوامل متعددی بستگی داشت غازیان، مجاهدان، فقیهان، عارفان، متکلمان و زاهدان هرکدام به نوعی در گروش بومیان به دین جدید موثر بودند. حاکمان خراسان هم در این ارتباط هم تاثیر مثبت و هم تاثیر منفی داشتند برخی حاکمان عرب خراسان زمانی که به فکر تثبیت حکومت خویش بودند به فکر همدل شدن با بومیان و مسلمان نمودن اشراف و توسعه نفوذ خویش در بین رعایایِ نجبا بودند تا از این طریق هم متدینین را از خود راضی نمایند و خویشتن را طرفدار گسترش اسلام نشان دهند و هم ثغور قلمرو خویش را در برابر تهاجم ترکان بهتر حفظ نمایند و بر شورش های احتمالی داخلی نیز بتوانند غلبه کنند از طرفی در مواردی نیز حاکمان منفعت طلب به جهت حس زیاده خواهی و ارجحیت درآمدهای اقتصادی بر رشد اسلام به اجبار از نومسلمانان جزیه می گرفتند و اصرار بر اهل ذمه بودن آنان داشتند و در این راستا بهانه هایی می آوردند که باعث ارتداد بسیاری از نومسلمانان شدند و عملا تاثیر منفی در رشد اسلام داشتند
تاریخ خوارزم محمودبن محمد خوارزمی:تاریخ محلی با رویکردی فرهنگی- دینی
حوزههای تخصصی:
تاریخ های محلی نایافته ی ایرانی فراوان است، هر چند که مطالعات درباره ی تاریخ نگاری در ایران بر تاریخ های محلی موجود و نیز اقسام آن متمرکز بوده است.پژوهش حاضر به مطالعه ی تاریخ خوارزم اثر مفقود محمودبن محمد خوارزم (د568 ق) به زبان عربی اختصاص دارد که افزون بر مستخرجات، خلاصه ای مخطوط هم از آن در دست است.این مقاله که ویراسته ی خلاصه ی مذکور را نیز شامل می شود، نشان می دهد علاوه بر اقسام شناخته شده ی دینی و غیردینیِ تاریخ محلی، گونه ی دیگری به عنوان تاریخ محلی فرهنگی- دینی نیز قابل شناسایی است.نوع اخیر که تاریخ خوارزم نمونه ی خوبی برای آن است، برخلاف تاریخ های محلی صرفاً دینی، ترجمه های دانشمندان علوم غیرحدیث را نیز در برمی گیرد.به سبب همین ویژگی، محمودبن خوارزمی می تواند در زمره ی مورخان محلی پیشتاز ایران در سده های میانه به شمار آید.یافته ها همچنین آشکار می کند که الگوی ذکر حدیث و دیگر روایت های اسلامی در تاریخ های محلی ایرانی برای ستودن محلی خاص، لزوماً به معنی پذیرش آن منقولات از سوی خوانندگان نیست.
تعیین حدود مغستان، خاستگاه ملوک هرموز
حوزههای تخصصی:
تعیین حدود مناطق جغرافیایی در ادوار مختلف تاریخی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرزبندی های سیاسی – جغرافیایی گاه بر اتفاقات تاریخی اثر گذارده است. از این رو تعیین حدود یک ایالت یا منطقه، رسالتی بر تاریخ نگاران و مورخان است. مغستان از جمله نواحی خاص جغرافیایی است که حدود آن در منابع به طور دقیق مشخص نگشته است. غالب منابع و تحقیقات جدید، مغستان را تنها حاشیه ساحلی می دانند. این مقاله در صدد است تا ضمن بررسی وجه تسمیه مغستان، حدود و موقعیت دقیق جغرافیایی این ناحیه را تبیین کرده، پاره ای از وقایع سیاسی – اجتماعی ناحیت را بررسی کند.
کشاکش دولت و نیروهای مذهبی در مورد قوانین و جایگاه زنان در دوره پهلوی دوم (مطالعه موردی مجله"" زن روز""در دهه های 40و .5 ش )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که بنیان های ایدئولوژیک دولت پهلوی را عناصری چون سکولاریسم، غرب گرایی و ناسیونالیسم شاهنشاهی تشکیل می داد، سیاست نوسازی دولت پهلوی متاثر از دیدگاهی بود که نوسازی فرهنگی را ملازم و حتی مقدمه هرگونه نوسازی اقتصادی و اجتماعی می دانست، به تبع آن سیاست های فرهنگی حکومت پهلوی هم در نظر داشت، الگوهای فرهنگی جدید غربی را جایگزین الگوهای فرهنگی سنتی و مذهبی جامعه ایرانی نماید. برای رسیدن به این منظور دستگاه های ایدئولوژیک دولت پهلوی به تبلیغ و ترویج این الگوها در بین اقشار مختلف مبادرت می کردند. رسانه ها و بویژه مطبوعات در این میان نقش برجسته ای در این جایگزینی فرهنگی بر عهده داشتند. مطبوعات ایران در این دهه ها به ارایه الگوهایی پرداختند که عمدتاً برآمده از فرهنگ غربی بود. یکی از پیشروترین این گونه نشریات مربوط به بانوان در دهه های 40 و 50 که در ارایه الگوهای مورد پسند رژیم فعال بود، هفته نامه «زن روز» بود. پرسش اصلی این پژوهش این است که سیاست های فرهنگی دولت پهلوی در مورد زنان و خانواده بر چه اصولی استوار بوده است؟ در این بررسی که با استفاده از روش تاریخی- تحلیلی صورت گرفته است،از حدود بیست شماره که به صورت تصادفی انتخاب شده است، به نتایجی رسیده است که. مهم ترین این یافته ها عبارتند از: الگوسازی از فرهنگ و ارزش های غربی برای زنان ایرانی در کنار تشویق آنها به کنار گذاشتن فرهنگ خودی جامعه به عنوان عوامل واپس ماندگی زن ایرانی، تلاش و تشویق زنان و موسسات مدنی و قانون گذاری برای تغییر قوانین مربوط به زنان و خانواده و جایگزینی قوانین سکولار غربی به جای آنها، تلاش برای حضور هرچه بیشتر زنان در عرصه عمومی و شکستن قیود مذهبی و سنتی در این باره، ترویج ارتباطات آزاد و بی ملاحظه دختر و پسر ،تبلیغ و ترویج هرچه بیشتر آخرین مدل های آرایش و لباس اروپایی برای زنان و دختران ایرانی،معرفی خانواده سلطنتی به عنوان الگوهای نمونه زن ایرانی و تلاش در راستای ایدئولوژی شاهنشاهی.
تاریخ در پایگاه های خبری
حوزههای تخصصی:
تأثیر روایات ملی ایران در تاریخ نگاری گرجستان (هشتم تا نهم میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین منبع تاریخی گرجستان، یعنی کارتلیس تسخوربا، را چندین مورخ گرجی در میان قرن های هشتم تا چهاردهم میلادی در سیزده بخش مجزا به رشتة تحریر درآوردند. سه بخش نخست این کتاب، «تاریخ شاهان گرجستان»، «زندگی نینوی مقدس»، و «زندگی واختانگ گرگاسالی»، مطالب مهمی را دربارة تاریخ ایران باستان دربر دارند. در این میان، اثر نخست، یعنی تاریخ شاهان گرجستان، را لئونتی مِرُولی نوشته است. نویسندة این اثر با آگاهی از ادبیات حماسی و روایات ملی ایران دست به قلم برده است. در این مقاله، منابع مربوط به تاریخ ایران، که لئونتی مرولی از آن ها بهره جسته است و شیوة بهره گیریِ او از این منابع را بررسی خواهیم کرد.
بررسی ریشه های تاریخی چهارضربِ قلندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه آثار بر جا مانده از فرهنگ ایران قبل از اسلام و پس از آن، گویای این واقعیت است که داشتن موی سر و صورت در فرهنگ ایرانیان نکته منفی محسوب نمی شده است. چهره بزرگان و مردم عوام ، پادشاهان هخامنشی و پادشاهان و روحانیان ساسانی نشان می دهد که در ایران قبل از اسلام تراشیدن موهای سر و صورت، بجز موارد معدود، تقریبا ناشناخته بوده است. در قرون اولیه پس از اسلام نیز با توجه به گزارش های مربوط به توصیف سیمای پیامبر اکرم (ص) و نیز تأثیرپذیری ایرانیان از این سنت، پذیرش رواج رسم چهارضرب در میان ایرانیان تازه مسلمان ممکن نیست. اما با ظهور قلندران، با افرادی روبرو می شویم که موهای سر، صورت و ابروان خود را تراشیده و در اصطلاح چهارضرب می کردند. دلایل متعددی همچون حضور بوداییان در شرق ایران در قرون اولیه اسلامی و پای بندی ایشان به چهارضرب، شناخت ایرانیان مسلمان و قلندریه از ایشان، نیت تقریبا مشابه هر دو گروه از عمل چهارضرب و حمل سنگ و استره توسط هر دو گروه نشان می دهد که به احتمال قوی چهارضرب قلندریه تحت تأثیر دین بودایی و راهبان آن بوده است.
در جست و جوی طرحی نو برای کتاب های تاریخ
حوزههای تخصصی:
بررسی اسلوب نگارگری مانوی در قطعه MIK III 134(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با پیدا شدن دست نویس های مانوی از واحه تورفان چین، کشف رمز و خوانش آن ها آغاز شد و پس از گذشت یک قرن،این تلاش بی وقفه ادامه دارد.اما پرداختن به بعد هنری این دست نویس های ارزشمند اهمیت ویژه ای دارد؛زیرا هنر مانوی در فرهنگ ایران نیرویی پویا و زنده بوده و این پویایی از آنجا نشات می گیرد که در این هنر،ایمان مذهبی عمیقی نهفته است.از سویی دیگر،مانویت ارتباط نزدیکی با سایر فرهنگ ها پیدا کرده بود و همین تاثیر پایا،اهمیت خاصی به هنرهای مانوی در تاریخ هنر ایران بخشید.در مقاله حاضر یکی از نگاره های جدید و منتشر نشده مانوی مورد بررسی قرار گرفته است.این نگاره یکی از قطعات مانوی متعلق به مجموعه متون تورفان در برلین است.نگارنده تلاش کرده است تا ضمن معرفی این قطعه جدید،اسلوب نگارگری به کار رفته در آن را تحلیل کند و آن را با دیگر نگاره های مانوی که سالمتر مانده اند،مورد مقایسه قرار دهد.
کارکردهای اجتماعی طریقت نوربخشیه از آغاز تا عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار اجتماعی ایرانِ عصر صفوی، با تأثیرپذیری از سیاست های پادشاهان صفوی، دیگر پذیرای تحرکات سیاسی ـ اجتماعی طرایق صوفیانه نبود. طریقت نوربخشیه با مشاهدة حرکت صوفیان صفوی از محراب به جانب تخت سلطنت، تداوم محبوبیت و آزادی عمل اجتماعی خویش را در خطر دید. مرشدان نوربخشی تقریباً هم زمان با صفویان، به منزلة یک طریقت صوفیانة شیعه مذهب، در قلمرو تیموریان اعلام موجودیت سیاسی کردند، اما درادامه نتوانستند هم چون صفویان به قدرت سیاسی دست یابند. بنابراین در برابر تشیع سیاسی و عوام پسند صفویان ناگزیر شدند رویکردهای مختلفی را در زمینه های اجتماعی اتخاذ کنند. تا بدین وسیله سلسلة مذهبی خویش را حفظ کرده و با چشم امید به آینده مترصد فرصتی برای تبدیل طریقت خود به سلطنت باشند.
تحقیق حاضر با بهره گیری از شیوة پژوهش کتاب خانه ای و تحلیلی درصدد بررسی ابعاد گوناگون زمینه های حضور مرشدان نوربخشی در جامعة عصر صفوی و نیز کارکردهای اجتماعی آنان در این دوران است. به نظر می رسد پس از تشکیل حکومت صفویه، پادشاهان این سلسله دیگر نمی توانستند فعالیت سیاسی، اجتماعی، و مذهبی طرایق صوفیانه را ببینند. لذا از هر فرصتی برای سرکوب سلسله های مذهبی حاضر در قلمرو خود بهره می بردند. درمقابل، طریقت نوربخشیه، بسان دیگر سلسله های مذهبی، به سبب ناتوانی نظامی و مالی نسبت به شاهان صفوی با استفاده از توانایی های گوناگون اجتماعی خود نظیر اعتقاد به تشیع به منزلة مذهب رسمی کشور، ادعای داشتن کرامات، فراگیری دانش طب و بهره گیری از آن برای حضور پررنگ تر در جامعه، سرودن اشعار در زمینه های گوناگون، و ... در تداوم حیات اجتماعی و سیاسی طریقت خود، به امید دست یابی به شرایط بهتر، می کوشیدند.
ایران گرایی در اخبار الطِّوال ابوحنیفه دینوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین منابع تاریخی دوره اسلامی که آگاهی های ارزنده ای درباره تاریخ ایران باستان، به ویژه دوره ساسانیان، و البته تاریخ اسلام تا مرگ خلیفه المُعتَصم بالله (218 - 227 ق) به دست می دهد، اخبار الطِّوال ابوحنیفه احمد بن داود بن ونند دینوری است. پاره ای پژوهندگان هم داستان اند که دینوری با گرایش و چشم انداز ایرانی و ملی گرایانه اخبار الطِّوال را به نگارش درآورده است، چنان که می کوشد رخدادهای تاریخ پیش از اسلام، تاریخ پیغامبران از آدم به بعد، تاریخ پادشاهان ایرانی، تاریخ یمن و تاریخ عربستان، را از چشم انداز تاریخ شاهنشاهی ایران گزارش دهد و حتی در گزارش تاریخ دوره اسلامی، علاقه خود را به رخدادهای دنیای ایرانی کاملاً نشان می دهد. با وجود این، تاکنون پژوهش جداگانه ای درباره این شیوه نگاه دینوری، که می توان آن را «ایران گرایی» ابوحنیفه دینوری نامید، انجام نگرفته است. در این جُستار کوشش خواهد شد نشانه ها و بازتاب های ایران گرایی دینوری در اخبار الطِّوال بررسی شود.
جستاری بر تاریخ نگاری رسمی زنان در دوره ی پهلوی اول
حوزههای تخصصی:
در آغاز حکومت پهلوی، یکی از شعارها، تغییر شرایط و ارتقای وضعیت زنان برای خروج از زندگی سنتی بود.در همین راستا اقداماتی انجام شد که پرسروصداترین آن ها امریه ی کشف حجاب است.تحصیل دختران و بانوان از مقطع ابتدایی تا سطوح عالی، ایجاد شرایط اشتغال آن ها در خارج از خانه و حضور در اجتماع از دیگر اقداماتی بودند که به اشکال گوناگون از سوی رسانه های دولتی تشویق و تبلیغ می شدند.اهل قلم نیز بیکار ننشستند و در انعکاس ایدئولوژی و سیاست های دولت و در رأس آن، شخص رضاشاه، به نگارش تاریخ نگاری رسمی دوران پهلوی اول خوانده می شوند، برآیند عملکرد دولت و دیدگاه مورخان رسمی حکومت در رویارویی با مسائل زنان و توجه به حوزه های زنانه به شمار می روند؛ از این رو در این مقاله به شیوه ی توضیحی تحلیلی در پی یافتن پاسخ مناسبی برای این سئوال هستیم که زن در آثار تاریخ نگاری رسمی چه جایگاهی دارد؟
مسیحیت درحجاز و غرب جزیره العرب مقارن ظهوراسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سه دین اسلام، مسیحیت و یهود از یک خانواده بوده و به عنوان آیین های سامی خوانده شده اند، ولی در متون اسلامی تأکید شده است که دین اسلام کامل کننده دو دین پیش از خود است. از این رو بررسی موقعیت مسیحیت و دامنه نفوذ آن در جزیره العرب به ویژه بخش غربی آن و حجاز مقارن ظهور اسلام ازاهمیت خاصی برخوردار است. زیرا آگاهی از آن به درک بهتر بسیاری از حوادث صدر اسلام، خاصه تعامل مسیحیان با پیامبراکرم(ص) و مسیحیت شناسی قرآن کریم کمک می کند. ازاین رو نگارنده دراین مقاله بر آن است تا اطلاعاتی از نحوه نفوذ مسیحیت و موقعیت آن در حجاز به دست دهد. هرچند برای گسترش مسیحیت در حجاز راه های متعددی وجود داشته، اما دراین مقاله به ورود مسیحیت به حجاز از نواحی شمال غربی (بصری)، غرب (حبشه) و جنوب غربی (نجران) پرداخته شده و ثابت شده است که مسیحیت در سده ششم میلادی و مقارن ظهوراسلام در حجاز حضوری به نسبت قوی داشته است.
فرمانروایی امام قلی خان در فارس و نقش وی در اخراج پرتغالیها
حوزههای تخصصی:
یکی از مردان بزرگ و ارزنده تاریخ ایران امام قلی خان، فرزند الله وردی خان، در سال 1022 ق / 1613 م، به جای پدر، امیرالامرای کل فارس شد.اوابتدادر لاروسپس به جای پدرفارس فرمانداری کرد، چنانکه سراسر خاک فارس و کهگیلویه و لارستان و بنادر جنوب، از بندر جاسک تا شط العرب و تمام جزیره های خلیج فارس در قلمرو حکومت او قرار گرفت.شاه عباس اول به امام قلی خان به اندازه ای بود که در تمام دوران حکمرانی خود، هرگز به فارس نرفت و امام قلی خان همواره در نهایت اقتدار در قلمرو تحت حکومت خود فرمانروایی می کرد.حضور درخشان وی در تاریخ به لحاظ فتح جزیره هرمز و اخراج پرتغالیها در سال 1031 ق / 1622 م، از سواحل جنوب ایران می باشد، که خصمانه در مقابل بیگانگان و عوامل آنها با همه قدرت و سیاستشان قد علم نمود. سپهسالار نامی ایران، امام قلی خان در عمران و آبادی و آثار نیکو و بناهای بسیار در قلمرو حکمرانی خود خصوصاً شیراز، که پاره ای از آنها هنوز باقی است کوشا بود.
تحلیلی بر نقش عبدالرحمان پاشابابان در روابط ایران و عثمانی در دوره فتحعلی شاه (1228-1212ق /1814-1798م)
حوزههای تخصصی:
پس از روابط پر فراز و نشیب ایران با عثمانی در عصر حکومت های صفوی و افشار، این ارتباط در دوره قاجاریه هم تداوم داشت و در این میان، عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور، از ابتدای تشکیل دولت صفوی تا انقراض قاجار، کم و بیش شبیه به یکدیگر بودند:1) اهمیت عتبات عالیات2)زوار و 3) کردها که در پاره ای از متون با عنوان عشایر سرحدی از آنان نام برده شده است، از مهم ترین این عوامل هستند. در منطقه کردنشین عراق امروزی، امارت بابان قرار داشت و در ابتدای دوره قاجاریه، عبدالرحمان پاشا امیر آن بود. وی در طول نزدیک به سه دهه، به عنوان امیری عثمانی اما با رویکرد ایرانی خواهی و ایران گرایی، بر یکی از مهم ترین نقاط بین دو کشور، حکم می راند. در طول حکمرانی بارها به ایران پناهنده شد و از طرف ایران و با حمایت فتحعلی شاه دوباره به امارت نشست. مکاتبات صورت گرفته بین رجال طراز اول ایرانی و عثمانی به حمایت از او، لشکرکشی ها و جنگ های درگرفته به نفع یا بر ضدش و نیز احترام شایسته ای که در ایران از وی به عمل می آمده است، همگی مؤیّد اهمیت جایگاه و اعتبار او در ایران بوده است. علاقه مندی عبدالرحمان پاشا به ایران از یک سو و حمایت این کشور از وی از سوی دیگر از آن جهت حائز اهمّیت است که وی بر بخشی از قلمروی عثمانی حکم می راند و بابان به عنوان منطقه ای سرحدی، فقط در مدتی کوتاه به ایران مالیات می پرداخت بنابراین ایرانی-خواهی او از نظرعثمانی ها عملی ناصواب و غیرقابل بخشش بود. به همین جهت در روابط بین دو کشور، اطاعت یا عدم اطاعت پاشای بابان، مسأله ای مهم تلقی می شد.