فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۸۱ تا ۶٬۰۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
عباسیان پس از استقرار نظام خود کوشیدند تا از تجربه و مهارت اقوام مختلف قلمرو خویش بهره گیرند و اوضاع را به سمت روالمندی مدیریت کنند. در آن میان، شماری از اهل کتاب که با دولت اسلامی وارد پیمان شده بودند و به اهل ذمه شهرت داشتند، به حیث کاردانی و مهارت می توانستند در نظام اداری و دیوانی خلافت ایفای نقش کنند. دولت عباسی برای جذب و استخدام این عناصر با چه مانعی روبه رو بود و چگونه به حل آن مبادرت ورزید؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است، نشان می دهد که هر چند مخالفت فقیهان در به کارگیری ذمیان با نیاز عملی عباسیان در بهره برداری از تجارب این عناصر در تقابل بود، اما سرانجام خلفای عباسی با نادیده گرفتن آرای فقیهان، به جذب ذمیان در نظام اداری و دیوانی خود پرداختند تا هم از تجربه و کاردانی آنها بهره مند شوند و هم میدان را برای فقیهان در همه امور سیاسی باز نگذارند.
چگونگی گسترش نهضت اسلامی در شهرستان نائین (1340-1357)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیشِ رو به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که چه عواملی زمینه ساز شروع و گسترش تحولات انقلابی در شهرستان نائین بودند؟ مدعای پژوهش این است که ترکیبی از عوامل کارگزاری و عوامل ساختاری به آغاز و رشد اندیشه و عمل انقلابی در نائین انجامید. براساس یافته های تحقیق، تبعید برخی از نیروهای انقلابی به نائین و انارک زمینه ساز آشنایی مردم این منطقه با نهضت امام خمینی (ره) شد. حضور برادر امام (آیت الله پسندیده) و شخصیت هایی همچون آیت الله مکارم شیرازی، حجت الاسلام خسروشاهی و... در انارک و آیات عبائی و انصاری شیرازی در نائین، نقطه آغاز فعالیت انقلابیون نائین بود. این نیروها از قشرهایی مختلف همچون بازاریان، فرهنگیان، دانش آموزان، دانشجویان و زنان تشکیل شده بودند. تجمع و فعالیت انقلابیون نائین در اماکن مذهبی همچون مسجد امام سجاد (ع) و امامزاده سلطان سیدعلی و نقش این اماکن در نظم و نسق دادن به این فعالیت ها، ترکیب عوامل کارگزاری و عوامل ساختاری را در پیشبرد فعالیت های انقلابی در نائین نشان می دهد.<br /> روش پژوهش توصیفی است و بر مصاحبه شفاهی با فعالان انقلابی، و منابع کتابخانه ای متکی است
عاشورانگاری مورخان وهابی: بررسی تحلیلی ویژگی های روایات وهابی از واقعه کربلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش و جایگاه واقعه عاشورا در استمرار مذهب تشیع در ادوار مختلف تاریخی، موجب شده است تا تاریخ نگاران وهابی در تکاپوهای خود برای ردّ و انکار مبانی عقیدتی و تاریخی تشیع، در قالب آثاری عاشورانگارانه به بررسی تاریخی این قیام شیعی روی آورند. تاریخ نگری منبعث از جریان عقیدتی-سیاسی وهابیت به گونه ای در این آثار خودنمایی می کند که موجب شده است تا به جای به دست دادن تبیین های متفاوت علمی و واقع بینانه، تصویری باژگونه و عمدتاً غیرواقعی از قیام امام حسین (ع) ترسیم و ارائه شود. تلاش های مستمر برای فراگیر کردن این تصویر خاص و شاذّ از قیام عاشورا لازم می نماید تا عاشورا نگاری وهابیت، که می توان از آن با تعبیر روایتی وهابی از واقعه عاشورا یادکرد، موردبررسی تحلیلی و انتقادی قرار گیرد. در شرایطی که عاشورا نگاران وهابی تلاش دارند با انتخاب عناوین مشابه با تاریخ پژوهان شیعه درباره قیام امام حسین (ع)، جایگاهی را برای آثار عاشورا ستیزانه خود فراهم آورند، روایت آن ها از واقعه عاشورا از ویژگی های مشخصی برخوردار است که از آن جمله می توان به مشروع جلوه دادن خلافت یزید بن معاویه به قیمت عصیان و خروج نشان دادن قیام امام حسین (ع) ویاران آن حضرت، برجسته کردن برخی مسائل حاشیه ای برای زیر سؤال بردن مسائل اساسی مرتبط با قیام و نادیده انگاشتن اهداف اصلی این قیام و مسکوت گذاشته فلسفه آن اشاره کرد.
نقد و تحلیل رویکرد محققان در ادعای شکل گیری فرقه مؤمن شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از سقوط الموت و مرگ خورشاه، کار اسماعیلیان نزاری به پایان نرسید، بلکه فرزند او، شمس الدین محمد، به همراه پیروانش به آذربایجان رفت و از آن پس دوران ستر امامان نزاری آغاز شد. پس از آن به سبب شرایط خاص سیاسیِ پیروان این طریقت، شناسایی امامان آن ها از داعیان مشکل بود. فقدان منابع و اطلاعات کافی، این ذهنیت را برای پژوهشگران به وجود آورد که انشعابی با عنوان مؤمن شاهی و قاسم شاهی در این دوران شکل گرفته است. این که بر اساس کدام مبانی نظری، پژوهشگران به ایجاد چنین انشعابی در این فرقه معتقد شده اند و آیا این انشعاب فقط در سطح نام دو امام اسماعیلی است یا در مبانی و مبادی فکری و اعتقادی آن ها، موضوع اصلی این پژوهش است. این پژوهش برآن است تا با نگاهی عینی به وقایع و حوادث مستند تاریخی و اطلاعاتی که به صورت میدانی گردآوری شده است، به تبیین تاریخی موضوع بپردازد.
مؤلفه ها و شاخصه های تاریخ نگاری محلی آذربایجان از شکل گیری تا پایان عصر مظفری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر خلاف دیدگاه رایج، که ایالت آذربایجان را فاقد تاریخ نگاری محلی در قرون اولیه می داند و شروع آن را به ادوار متأخرتر نسبت می دهد، آغاز تاریخ نگاری محلی آذربایجان هم زمان با سایر مناطق روی داده است. در فهرست های موجود اشاره های گذرا و پراکنده ای به تواریخ محلی آذربایجان شده است. تاریخ نگاری محلی این ایالت از اخبار فتوحات شروع شده و طی قرون بعدی، با فراز و نشیب هایی تداوم یافته، ولی اکثر این آثار در حوادث ایام از بین رفته اند. در این میان، عوامل تأثیرگذار بر تکوین و تداوم تاریخ نگاری محلی آذربایجان در برخی مؤلفه ها؛ اشتراکات و افتراقاتی با سایر مناطق ایران دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، سیر تاریخ نگاری محلی آذربایجان، از ابتدای شکل گیری تا شروع تاریخ نگاری معاصر، را بررسی و ضمن شناسایی علل و زمینه های تأثیرگذار، تفاوت های آن با سایر مناطق را روشن کند و پاسخی برای این سؤال بیابد که تاریخ نگاری محلی در آذربایجان از چه زمانی آغاز شد و علل و زمینه های توجه به آن کدامند؟
مواجهة مجلس شورای ملی و ساختار کهن قدرت: تحلیلی از واکنش دربار و شاهزادگان به اصلاحات مالی مجلس اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشدید بحران مالیِ ایران در آستانة انقلاب مشروطیت و ضرورت ساماندهی نظام مالی، این امر را در صدر دغدغه های نخستین مجلس شورای ملی قرار داد. تشکیل کمیسیون مالیه و یکی از اقدامات آن یعنی تنظیم صورتِ دخل و خرج و کاستن از حقوق و مستمری ها به این منظور صورت گرفت. این اقدامات به نوبة خود، واکنش عناصر ذی نفع ساختار کهن را به دنبال داشت و آنها را در برابر ساختار جدید و در رأس آن، نهاد پارلمان قرار داد. در مقالة پیش رو تلاش شده است ابعاد این مواجهه در بستر سیاسی اش کاویده شود. پرسش محوری آن عبارت است از این که اقدام مجلس اول در کسر حقوق و مستمری ها چه تأثیری بر مواجهة مجلس و ساختار کهن قدرت داشت؟ نقطة کانونی این تحقیق که با تکیه بر مطالب مندرج در صورت مذاکرات مجلس و مبتنی بر یک الگوی توصیفی تحلیلی مشخص شده، واکنش رده های بالایی منظومة قدرت است. نتیجه نشان می دهد که اقدام مجلس در کسر حقوق و مستمری ها، واکنش دو سطح از هستة مرکزی قدرت و وابستگان آن شامل شاه و دستگاه سلطنتی و شاهزادگان را برانگیخت. این واکنش در قالب عریضه نویسی، تحصن در مجلس و اعتراض به این نهاد نوپا جلوه یافت.
چرایی حکومت فرهادمیرزا معتمدالدوله بر کردستان و پیامدهای آن (1284تا1291ق/1867تا1874م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان قدرت یابی خاندان اردلان، ایالت کردستان ایران تحت حاکمیت بنی اردلان اداره می شد و حکمرانان آن مناسبات خود را با دولت های مرکزی به نحوی تنظیم می کردند که استقلال خود را در جایگاه حکومتی محلی حفظ کنند. این خاندان تا زمان ناصرالدین شاه قاجار بر کردستان حکومت کرد؛ اما در این زمان و در راستای سیاست تمرکزگرایی ناصری و قاجاری کردن حکومت ایالات، شاهزاده فرهادمیرزا معتمدالدوله به حکومت کردستان تعیین شد و این گونه، به حیات سیاسی اردلان ها پایان داده شد. معتمدالدوله شورش های کردستان را سرکوب کرد و ناامنی را از بین برد و نظم و امنیت را در آنجا برقرار کرد. این شورش ها و ناامنی ها در اثر ناتوانی آخرین والی اردلان و خودسری های بزرگان اورامان و حملات عشایر جاف پدید آمده بود. او سپس در این ایالت، اقدامات عمرانی و اصلاحی انجام داد. در این پژوهش، دوران حکومت معتمدالدوله بر کردستان پس از برافتادن حکومت محلی اردلان و اقدامات وی در این ایالت برای تثبیت قدرت قاجارها، به شیوﮤ توصیفی تحلیلی، بررسی شده است. یاﻓﺘﮥ پژوهش نشان می دهد که تغییر سیاست قاجارها در مقابل خاندان اردلان، به سیاست تمرکز قدرت توسط دربار قاجار بستگی داشت و معتمدالدوله با مهار کانون های بحران و برقراری امنیت، در تثبیت قدرت قاجارها بر کردستان نقش مهمی ایفا کرد.
منبع شناسی مطالعات ایران ساسانی از منظر بیزانس
حوزههای تخصصی:
با همهٔ اهمیتی که دورهٔ ساسانی به عنوان نزدیک ترین دورهٔ باستانی به ما دارد، اوضاع پژوهش های مستقلِ این دوره اصلاً با چنین درجه ای از اهمیت تناسب ندارد. به گونه ای که ساسانیان نیمهٔ تاریکِ ماه (از نظر مطالعاتی) در عصر پسینْ باستان (باستانِ متأخر) بوده اند. نتیجه این شده که اکنون ساسانی پژوهی در پژوهش های جهانی چیزی نیست جز فرعی بر مطالعاتِ گسترده و ژرفِ پسین باستان. با این حال می توان منابع پسین باستان یا بیزانسی را نه با نگرشی فرعی و حاشیه ای به ایران که با صورت بندیِ تازه ای که در آن ساسانیان محور باشند مورد مطالعه قرار داد. هدف این مقاله، آشنایی با منابع اصلی و مهم امپراتوری بیزانس (و سرزمین های حائل میان دو قدرت) که در آنان اخبار و تصویرسازی هایی از ایرانِ ساسانی ارائه شده، است. این منابع عمدتاً به پنج زبان یونانی، سُریانی، ارمنی، گرجی و لاتین تدوین شده اند.
وضعیت دینور در عهد آل حسنویه (330- 406 ق)
حوزههای تخصصی:
حیات اجتماعی هر منطقه مبتنی بر حفظ و درونی کردن ارزش های فرهنگی در نسل های جدید است که باورها، آداب و رسوم، هویت و نوع نگرش مردم آن منطقه در حال و آینده را شکل می دهد. برای رسیدن به این امر مطالعه و شناخت هویت تاریخی آن منطقه امری ضروری است، چرا که ساختار جامعه امروزی در تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و... بر پایه رخداد ها و شرایط گذشته است که منجر به ساخت فرهنگ بومی آن منطقه می گردد. با این اوصاف مطالعه تاریخی دینور برای شناخت عمیق تر از پتانسیل ها و چالش های موجود در آن را باید از اهم فعالیت ها قرار داد. در این راستا مقاله فوق می کوشد با بررسی پیشینه تاریخی دینور بخصوص اوضاع سیاسی، اقتصادی و مذهبی آن در عهد آل حسنویه به عنوان اولین حکومت محلی شکل گرفته در غرب ایران، جدا از معرفی گوشه های از تاریخ این منطقه، تحلیلی بر رابطه دوسویه دینور و آل حسنویه و دست آورد های آن داشته باشد.
پیامبر و مشرکان: از چالش معرفت تا چالش هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۳
115-140
حوزههای تخصصی:
پیامبر اسلام از همان ابتدای رسالت خود مأموریت یافت تا خدایی را که به معرفت او دست یافته بود به ساکنان شرک زده ی مکه معرفی کند و آنها را به توحید و یکتاپرستی فراخواند. او می دانست که ساختار متصلب فکری و اجتماعی مکه انجام چنین مأموریتی را با دشواری هایی همراه خواهد کرد. به رغم موانع موجود، پیامبر چه شیوه ای را در مواجهه با مشرکان در پیش گرفت و چگونه توانست کارنامه ی کامیابی را برای خود رقم بزند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی است، نشان می دهد که نوع مواجهه ی پیامبر با مشرکان قریش در دوره مکی متفاوت از دوره مدنی بود. او در دوره ی مکی کوشید تا از موضع معرفتی، نظام فکری و اعتقادی آنها را به چالش کشد و با تکیه بر توحید اسلامی به نفی و طرد انگاره شرک روی آورد؛ اما در دوره ی مدنی، با عنایت به شکل گیری هویت نوین دینی سیاسی در دولت شهر مدینه، توانست هویت سیاسی و دینی مشرکان مکی را پس از نزول آیات جهاد به چالش بکشد و سرانجام با فتح مکه و غلبه ی گفتمان توحیدی، اندیشه ی یکتاپرستی را بر این شهر مستولی سازد و کارنامه درخشانی را برای خود رقم بزند.
بررسی تطبیقی رفتار خلفای عباسی با امام هادی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۶
47 - 66
حوزههای تخصصی:
دوران حیات امام هادی(ع)، با اواخر عصر اوّل و اوایل عصر دوم عباسی که هریک ویژگی خاصی دارند، هم زمان بود. معتصم و واثق در عصر نخست، و متوکل، منتصر، مستعین و معتز در عصر دوم عباسی از خلفای معاصر آن حضرت بودند. سیاست های هریک از آنان، بنا به تناسب و اقتضائات زمان متغیر بود؛ البته همه آنان به حضرت به دیده دشمن می نگریستند و از جایگاه وی هراس داشتند. با توجه به شهادت امام در عصر معتز و سیاست سخت گیرانه متوکل در برابر آن امام، این پرسش به نظر می رسد که خلفای قبل از آن دو، در قبال امام چه رفتاری در پیش گرفته بودند؟ آیا رفتار آنان با یکدیگر تشابه و تفاوت هایی داشته است؟ علل تنوع برخورد، ناشی از چه بوده است؟ پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و پس از بررسی تطبیقی، به این نتیجه دست یافت که تفاوت عمده ای میان سیاست های کلی عباسیان وجود نداشته است؛ اما متوکل و معتز، به دلایلی در برابر امام هادی(ع) سخت گیرانه تر عمل کردند و در نهایت، معتز به شهادت آن حضرت دست یازید.
درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمله عربها به ایران، واکنش های متفاوت گروه های قومی و دینی ساکن در قلمرو ساسانی را در پی داشت. یکی از اقلیت های مهم در ایران، مقارن با ورود عربها، مسیحیان بودند. این گروه نیز همانند پیروان سایر ادیان و نحله های رایج در ایران، تحت تأثیر فتوحات مسلمانان قرار گرفتند و واکنش هایی نسبت به آن داشتند. واکنش مسیحیان در برابر فتوحات، بسته به زمان و مکان فتوحات به دو شکل، تعامل و تقابل، ظهور و بروز کرد. مسیحیان در نواحی غربی ایران و کوره عراق به واسطه اشتراکات قومی و زبانی با فاتحان و رقابت با مسیحیان مناطق داخلی ایران، بیشتر به تعامل با فاتحان عرب روی آوردند. اما مسیحیان ساکن در مناطق شرقی به سبب قرار داشتن در اقلیت و نیز افتراق قومی و زبانی با فاتحان، به تقابل با آنان پرداختند. این مقاله واکنش تعاملی و تقابلی مسیحیان با عربها و علل و اسباب آن را در سده نخست هجری قمری بررسی کرده است.
آلفونس گابریل در دیدار از کویرهای ایران
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۲ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
56 - 65
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو دستاوردهای سفرهای آلفونس گابریل، ایران شناس اتریشی را به کویرهای ایران مورد بررسی قرار می دهد. گابریل در اوایل قرن بیستم، چندین بار بهمراه همسرش به کویرهای ایران مسافرت کرد. مهمترین تفاوت بارز وی از دیگر سیاحانی که از ایران گذر کرده اند، این است که او قبل از سفر به ایران، نقشه مسیر و آثار سیاحان، گیاه شناسان، نقشه برداران، جانورشناسان، باستان شناسان، مأموران دولتی، پزشکان، مستشاران و دیگر خارجیانی را که به ایران آمد ه بودند، مورد مطالعه و بررسی قرار داد. وی سپس به منظور کشف ناشناخته ها، کویرهای ایران را درنوردید. در نتایج سفرهای گابریل که توسط او به رشته تحریر درآمده است، نکات ارزشمندی درباره فرهنگ، مذهب و نژاد ایرانیان به چشم می خورد. پژوهش حاضر با اتخاذ روش مطالعات کتابخانه ای به بیان این نکات پرداخته است.
بررسی و نقد جایگاه دین و دولت در اندیشه ها ی سیاسی آیت الله بروجردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شروع تنازع جدّی علما بر سر مشروطه و مشروعه، قربانی شدن رهبران برجسته ی دینی نظیر شیخ فضل الله نوری و سید عبدالله بهبهانی، سرخوردگی علما و اقداماتی نظیر جمع آوری رساله های مهم سیاسی که برخی علما چون میرزای نایینی در له مشروطه نگاشته بودند، اجرایی نشدن خواسته های مذهبی- سیاسی روحانیون از جمله اصل دوم متمّم قانون اساسی مشروطه، تسلط تکنوکرات های سکولار را بر ارکان قدرت برآمده از مشروطه باعث گشت. دراین شرایط روحانیت در موضعی انفعالی قرار گرفتند. آیت الله بروجردی مدت کوتاهی پس از آیت الله حائری، به عنوان یکی از روحانیون برجسته مورد توجه شیعیان قرار گرفت. نگاهی به حیات سیاسی آیت الله بروجردی طی نشدن روندی ثابت،مشخص و مدوّن در اندیشه ی سیاسی ایشان را نشان می دهد. وی در آغاز از الگوی رایجی پیروی می کرد که برخی علما دوره ی صفویه و قاجار مدّ نظر داشتند و لذا در نسبت به امور عرفی و حیطه سلطنت دخالت کمتری می کرد و بیشتر در مسائلی که در حوزه ی شرع قرار می گرفت،مداخله نمود اما بعد از رویکردهای غرب-گرایانه ی رژیم پهلوی و خالی شدن سلطنت از کارویژه هایی که نظام فکری روحانیون شیعه از شاه اسلام پناه انتظار داشتند، ولایت عامه ی فقها را مطرح کرد. البته اندیشه سیاسی بروجردی،برخلاف آنچه مشهور است، جدای از اقدامات عملی و واکنش های وی نسبت به مسائل مختلف سیاسی نبود و بارقه هایی از این امر را در ارتباط با حیات عملی وی می توان ارزیابی نمود. این مقاله برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه ی منابع مکتوب و مصاحبه، رابطه ی دین و دولت در عصر غیبت را از منظر
بررسی تطبیقی فرهنگ مادی توسعه در ایران و اروپا در دوره صفویه (با تاکید بر تجارت)
حوزههای تخصصی:
مبحث توسعه همیشه نکته مورد توجه مردم به ویژه در تاریخ معاصر بوده است. نگاه تاریخی به مقوله توسعه یکی از رویکردهای صاحبان دغدغه در این خصوص بوده است. ما نیز در اینجا با این دغدغه و با این رویکرد و به روش توصیفی و تحلیلی بدان پرداخته و تلاش کرده ایم تا به گونه ای تطبیقی و مقایسه ای پاسخهائی برای سوالات مربوط به علل تاریخی توسعه نیافتگی در حوزه تجارت ارائه نمائیم. پیشرفت و توسعه در هرجائی ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ توسعه آنجا داشته است. صفویان همزمان باشروع توسعه در اروپا به قدرت رسیدند و تلاشهائی برای احیاء اقتدار کهن ایران از سوی آنها صورت گرفت. آنها به دلایل نظامی و سیاسی مَقدم اروپائیان را در ایران گرامی داشتند. اما هیچگاه آنها را در زمینه های مختلف توسعه به خصوص برخورداری از فرهنگ مادی توسعه مورد توجه قرار ندادند. ایرانیان در عرصه تجارت و لوازم آن نظیر راه های آبی و خشکی، پول، دریانوردی و آزادی تجاری و تشکیل شرکتهای بزرگ تجاری، اروپائیان را الگوی خود قرار ندادند. بی تردید ابتدا لازم بود فرهنگ توسعه از سوی حاکمیت صفوی مورد پذیرش قرار گیرد و سپس در جامعه ایجاد و تقویت گردد. اما این اتفاق هرگز نیفتاد و ایران صفوی هرگز گام در راه توسعه نگذاشت چراکه نه تنها این فرهنگ را در خود نداشت بلکه حتی علی رغم ارتباط گسترده ای که با اروپا و اروپائیان برقرار ساخته بود اقتباس صحیحی از آنها ننمود. در این مقاله سعی شده است تا فرهنگ مادی توسعه در اروپای معاصر صفویان بررسی و آن با وضعیت موجود در ایران عصر صفوی مقایسه گردد.
جاماسب و تأمّلی بر ادبیّات و اندیشه های مکاشفه ای و پیش گویانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جاماسب، وزیر شاه گشتاسب کیانی، به سبب دانایی و به ویژه پیشگویی هایش، جایگاه خاصی در میان برخی مورّخین و اندیشمندان ایران و جهان دارد و نام و اندیشه های او به همراه ویژگی هایش چون حکمت و خردمندی، در نوشته های تاریخی و ادبی پهلوی، فارسی، عربی و غربی بسیاری در دوران قدیم و جدید راه یافته و آثار متعدِّدی به او نسبت داده می شوند. بیشتر نوشته ها، روایت های نسبتاً مشابهی از وی بیان می دارند و به غیر از دانایی و خردمندی، او را یک پیشگو می خوانند که بسیاری از وقایع جهان را تا آینده های دور، پیش بینی نموده است. این مقاله ضمن بررسی اندیشه ها و جایگاه ادبی، تاریخی، سیاسی و مذهبی جاماسب، بیشتر در صدد پاسخ گویی به این پرسش می باشد که آیا وی آن چنان که بسیاری معتقدند، توانایی پیشگویی آینده را داشته است؟ و یا این که در این باره، به جای تاریخ نگاری، صرفاً نوعی تاریخ سازی مانند بسیاری از آثار و وقایع تاریخی دیگر صورت پذیرفته است؟
شیخیة کریم خانی و تحولات اقتصادی و اجتماعی کرمان در دورة قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ احمد احسایی(د. 1241 ق/1825 م) در دورة قاجار با استفاده از منابع معرفتی چهار جنبش فکری: صوفیه، فلسفه، اخباری و اصولی درصدد برآمد نحلة جدیدی تأسیس کند و بین اصول عقاید مکتب شیعه وحدت و همدلی ایجاد کند؛ اما این نحله که به شیخیه موسوم گردید بر دامنة اختلافات درونی شیعه افزود و حتی خود احسایی از سوی برخی از علمای شیعه تکفیر شد. پس از مرگ سید کاظم رشتی، یکی از شاگردان او، حاج محمد کریم خان،پسر حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله (حک:1218 1240ق/1803 1824م) با توضیح و تبیین یکی از اصول اعتقادی مکتب شیخیه یعنی رکن رابعموفق شد شاخة شیخیة کرمان را پدید آورد. این فرقه نوظهور به زودی پیروانی در کرمان و برخی توابع آن به دست آورد که تا پایان عمر قاجاریه در تحولات محلی مؤثر واقع شدند.ابراهیم خان ظهیرالدوله به سبب علاقة شدیدی که به افکار و اندیشه های شیخ احمد احساییداشت از مریدان وی گردید، سپس فرزندان و دیگر اعضای خاندان وی به این طریقه تمایل یافتند.ابراهیم خان ظهیرالدوله نخستین حاکمی بود که پس از قتل و غارت های آغا محمدخان منشأ خدمات عمرانی و رفاهی در کرمان و دیگر شهرهای این ایالت گردید. این خاندان با تصاحب اراضی کشاورزی و حفر کانال های آبرسانی و قنات تحول عمده ای را در عرصة مالکیت اراضی کشاورزی و تولید داشتند. مضافاَ آنکه برخی از افراد این خاندانِ شیخی مسلک به حکمرانی این ایالت منصوب شدند. تجار شیخی نیز با تأسیس برخی از مراکز تجاری و قیصریه نیز به نوبة خود سهم قابل توجهی در رونق بازار و حیات اقتصادیِ این ایالتداشتند. برخی از طبیبان ماهر و چیره دستِ کرمانی از خاندان شیخی مسلک ابراهیمی بودند. نیز برخی دیگر از افراد این خاندان برای اولین در کرمانمرکز بهداشتی و درمانیتأسیس نمودند که خوداز شاخصه های مهمرشد عمومی سلامت افراد جامعه به شمار می رود.از دیگر خدمات رفاهی که به وسیلة این خانداندر این شهر انجام گرفت می توان به اولین عکاس خانه و احداث خطوط تلگراف و راه های ارتباطی اشاره نمود.
نظام زمین داری و کشاورزی در عصر بنی امیه
حوزههای تخصصی:
کشاورزی به عنوان مهم ترین راه تامین نیاز غذایی بشر همواره مورد توجه جوامع و حکومت ها بوده است. امویان نیز با توجه به فواید فراوانی که از طریق کشاورزی نصیب آنان می شد به این مهم توجه داشتند و در ساختار اقتصادی آنان، کشاورزی نقش مهمی ایفا می کرد. آنان پس از تثبیت قدرت و جایگاه خویش به اقداماتی در نظام زمین داری و کشاورزی دست زدند. این نوشتار برآن است تا به این پرسش پاسخ دهد که سیاست امویان در زمینه کشاورزی و نظام زمین داری چه بوده است؟ برای پاسخ به این مهم انواع زمین داری و اقدامات امویان در این باره و برای گسترش کشاورزی در عراق و شام را بررسی کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد امویان بواسطه درآمد هنگفت مالیات از زمین ها و محصولات کشاورزی، گونه های مختلف زمین داری را در پیش گرفته، به فراهم ساختن مقدمات توسعه کشاورزی، همچون توسعه سدها، حفر نهرها و قنات و مساحی زمینها و اقطاعات آن روی آوردند.
تصوف و تشیع از واگرایی تا همگرایی
حوزههای تخصصی:
حد فاصل قرن هفتم تا دهم هجری یکی از دوره های تعیین کننده و سرنوشت ساز در حیات سیاسی و اجتماعی «تصوف» و «تشیع» به شمار می رود. دگرگونی های سیاسی، اجتماعی و اعتقادی که در پی سقوط خلافت عباسی جهان اسلام را فرا گرفت در حیات سیاسی و اجتماعی تصوف و تشیع نیز- به عنوان دو جریان پایا و دیر پا- موثر بود. در حد فاصل نابودی خلافت عباسی در بغداد تا روی کار آمدن پادشاهی مرشد- شاهان صفوی، تصوف و تشیع زمینه های رونق بیشتر و کارکردهای موثرتری پیدا کردند و در کنار کارکردهای سیاسی، دستاوردهای فرهنگی قابل توجهی را به دست دادند. از این جهت، کارکردهای سیاسی این دو جریان نیز برپایه مبانی فکری و مبادی معرفتی پیش ساخته ای انجام گرفت که جایگاه آن ها را از مقبولیت بیشتری برخوردار ساخت. دستور کار مقاله حاضر این است که با بررسی زمینه های همگرایی این دو جریان فکری- مذهبی به این سوال اساسی پاسخ دهد که: مبادی معرفتی مشترک و تلاش برای کسب قدرت، در همگرایی میان تشیع و تصوف چه تاثیری داشته است؟