فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
7 - 36
حوزههای تخصصی:
شمال شرق ایران و به خصوص دشت جاجرم در خراسان شمالی ازنظر جغرافیایی به صورت دالان و مسیر های ارتباطی بین حاشیه دشت کویر، بخش شرقی رشته کوه البرز و فلات ایران با مناطق آسیای مرکزی قرار دارند و از این نظر همیشه در مسیر تبادلات تجاری و فرهنگی جوامع انسانی از گذشته تا به امروز بوده اند؛ از این رو نتایج کاوش های تپه پهلوان به لحاظ شناخت تبادلات و سنت های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای در طول دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی (چشمه علی) می توان حائز اهمیت ویژه ای باشد. در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی به توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی مجموعه سفال های تپه پهلوان و به طور کل مقایسه آن در بستر محلی و منطقه ای پرداخته می شود تا بخشی از چگونگی سنت سفالگری این محوطه را در بستر دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی در شمال شرق ایران مشخص کند و به پرسش هایی هم چون سنت سفالگری تپه پهلوان تحت تأثیر کدام سنت یا سنت های فرهنگی منطقه است؟ و چگونگی رابطه آن با چارچوب گاهنگاری منطقه ای است پاسخ بگوید. مجموعه سفال های این محوطه نشان از هم بستگی آن با سنت سفالگری طبقات 1 و 2 سنگ چخماق شرقی و محوطه های حوزه شاهرود در بازه زمانی 5800-5300پ.م. و دوره نوسنگی جدید دارد. سفال این دوره شامل انواع: کاسه، خمره، سینی و سبو ساده و منقوش است. بعد از ظهور تغییرات گسترده ای در جنبه های مختلف مواد فرهنگی محوطه های نوسنگی جدید چخماق/جیتونی در شمال شرق ایران درنهایت شاهد حضور سنت فرهنگی چشمه علی در توالی استقراری محوطه های این دوره در منطقه، ازجمله در تپه پهلوان هستیم. سفال این دوره در تپه پهلوان توأمان دارای ویژگی های فنی مشترک سفالگری با محوطه های فلات مرکزی ایران و از جنبه فرم و نقش مایه از تنوع کمتری نسبت به آن ها در طی بازه زمانی 4800-5200پ.م. است؛ به طورکلی، براساس سنت سفالگری، محوطه پهلوان نشان از تعاملات فرهنگی منطقه ای در دوره نوسنگی و فرامنطقه ای در مرحله اول دوره مس وسنگ انتقالی شمال شرق ایران با فلات مرکزی و نواحی شمالی کوپه داغ دارد.
تأثیرات تغییرات دیرین اقلیم بر شکوفایی و افول سلسله های حاکم بر ایران و فرهنگ های باستانی جنوب شرق ایران از هزاره دوم پیش ازمیلاد، تا دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
59 - 80
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری بالقوه جوامع اولیه در برابر بلایای طبیعی مانند خشک سالی، سیل و قحطی ناشی از تغییرات آب و هوایی موضوع مهمی است که نیاز به مطالعات دقیقی دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات احتمالی تغییرات دیرینه محیطی و اقلیمی بر سکونتگاه های عصرمفرغ در جنوب شرق ایران و سلسله های اصلی حاکم بر ایران براساس شواهد باستان شناسی و تاریخی مرزهای سرزمینی، رونق اقتصادی و سیاسی است. تطبیق تغییرات اقلیمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران می تواند اطلاعات بسیار گران قیمتی را در اختیار محققین قرار دهد. در این راستا، پژوهش پیشِ رو سعی دارد پاسخ های مناسبی به این پرسش ارائه نماید که آیا تغییرات اقلیم بر جوامع باستانی جیرفت تأثیر گذاشته است یا خیر؟ و در نگاهی کلان تر تغییر اقلیم تا چه اندازه بر رونق اقتصادی و نفوذ سیاسی سلسلههای حاکم بر ایران تأثیر گذاشته است؟ در مطالعه حاضر با استفاده از ترکیبی از شاخص های ژئوشیمیایی و گرده شناسی، تغییرات دیرینه اقلیمی جنوب شرق فلات ایران درطول 4000سال گذشته بررسی خواهد شد. فعالیت های کشاورزی قابل توجه، بین 3900 تا 3700 سال پیش از حاضر هم زمان با شرایط اقلیمی معتدل در جنوب شرق ایران وجود داشته اشت. شرایط خشک همراه با افزایش گرد و غبار از 3300 تا 2900 سال پیش از حاضر بر منطقه حکم فرما بوده است. شرایط مرطوب در جنوب شرق ایران از حدود 2900 تا 2300 سال پیش از حاضر، هم زمان با شکوفایی حکومت های منطقه ای مانند مادها، اورارتوها، مانناها در نیمه غربی ایران و پس از آن شاهنشاهی هخامنشی در سراسر ایران بزرگ، کشاورزی گسترده را تسهیل نموده است. افول شاهنشاهی هخامنشی هم زمان با آغاز یک دوره خشک بوده است که برای نزدیک به 200سال، کشاورزی در جیرفت را کم رونق نموده است. جنوب شرق ایران بار دیگر بین 1550 و 1300سال پیش از حاضر شرایط مرطوبی را تجربه کرده است، که با رونق اقتصادی اواسط تا اواخر شاهنشاهی ساسانی هم پوشانی زمانی دارد.
تاملی در روایت تاریخی بابایی ابن لطف یهودی بر افول قدرت محمدبیگ (وزیر شاه عباس دوم صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
85 - 103
حوزههای تخصصی:
وزارت به عنوان یکی از مهم ترین ارکان دیوانسالاری ایران در عصر صفویه از زمان شاه عباس اول و مقابله شاه با جریان های مخالف درون حکومتی قدرت بیشتری گرفت. محمد بیگ وزیر اعظم شاه عباس دوم ،یک ارمنی مسلمان بود که از سال ( 1064 تا 1071ق) این مقام را بر عهده داشت.کتاب بابایی بن لطف از منابع یهودی دوره صفویه است که دلیل برکناری محمد بیگ را تعصبات دینی و عدم تسامح وزیر نسبت به یهودیان می داند و بالحنی اغراق آمیز و حماسه گونه از افول این وزیر سخن می گوید. برخی از منابع دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند. اما به نظر می رسد که خود شاه علاقه چندانی به این رویکرد نداشته ، بلکه اقدامات خودسرانه و عاری از مصلحت اندیشی محمدبیگ باعث سقوط وی در دوره سلطنت شاه عباس دوم شد. مقاله با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای مطالعه تطبیقی منابع تاریخی دوره صفویه، عملکرد محمدبیگ در دوران وزارتش از یک سو و نگرش منابع دوره صفوی به موازات منبع یهودی فوق را مورد بررسی قرار می دهد. مقاله به طرح این سوال پرداخته که عوامل افول قدرت محمد بیگ از وزارت شاه عباس دوم چیست ؟ فرض اصلی پژوهش آن است که براساس دیدگاه این منبع یهودی که بیشتر منابع غیرفارسی دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند تدابیر متعصبانه دینی محمدبیگ در آزار یهودیان ، عامل افول قدرت وی بوده. اما به نظر می رسد اعتماد و آزادی عمل فراوان شاه عباس دوم به محمد بیگ در اداره امور مملکت و اقدامات اقتدارگرایانه محمدبیگ علیه رقبای سیاسی ،زمینه های افول و برکناری او را از وزارت فراهم نمود.
درآمدی بر مفهوم اندیشه تاریخی با روش تعریف مُعجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
27 - 50
حوزههای تخصصی:
فقدان تعریف قابلِ توّجه برای اندیشه تاریخی، همچون بسیاری از واژگان دانش تاریخ، سبب ابهام و خطاهایی برای پویندگان این علم شده است. این مقاله با انتخاب روش تعریف مُعجمی که از ظریفیّت گردآوری تعریف های پیشین و ارائه تعریفی نزدیک با آنها برخوردار است، به این پرسش پاسخ داده که با روش منتخب چه تعریفی را می توان برای شناخت مفهوم اندیشه تاریخی از میان تعریف های موجود ارائه کرد؟ با ایجاد میدان معناشناسی از واژگان با معانی نزدیک به هم و استفاده از روش کتابخانه ای، پژوهش های پیرامون این معانی گردآمده و تعریف «گرایش اندیشه ای فرد و یا مکتب صاحب نظر در برخی از شاخه ها و یا تمامی ساحت های نظری تاریخ» برای اندیشه تاریخی پیشنهاد و به آن استدلال شد. در نهایت برای مشخص شدن مرز تعریف پیشنهادی با مفاهیم هم عرض به تفاوت های میان آن با (تاریخ نگاری، تاریخ نگری و ...) پرداخته شد.
بررسی اوضاع اقتصادی خراسان بزرگ در دوره حکومت شاه اسماعیل اول بر مبنای تغییرات وزن سکه ها (مطالعه موردی: سکه های موزه آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه سکه ها به عنوان وسیله ای برای تبادلات تجاری و اقتصادی در دسترس عموم قرار دارند، تحلیل و مقایسه آن ها می تواند به ما در درک بهتری از برخی ابهامات تاریخی در دوره حکومت شاه اسماعیل و نقش خراسان بزرگ به عنوان یکی از ایالت های مهم با پراکنش بالای ضراب خانه ها کمک کند. ضراب خانه ها که نمایانگر قدرت اقتصادی حکومت بودند، در شهرهایی با اهمیت اقتصادی، سیاسی، نظامی و راه های ارتباطی تأسیس می شدند و تغییرات سیاسی تأثیر مستقیمی در تعیین وزن سکه ها در یک ضراب خانه داشت. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه وزن و قطر سکه ها و بررسی وضعیت اقتصادی در خراسان بزرگ است، چرا که میزان و مقدار سکه ها از نظر وزنی یکی از زمینه های ارزشمند مباحث اجتماعی اقتصادی است. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش تاریخی و مطالعه سکه شناسی و بررسی ضراب خانه های خراسان، سعی در پاسخ به این سؤال را دارد که چه عواملی در تغییرات شدید وزن سکه ها در بازه زمانی 916-928 ق (1510-1522 م) دخیل بودند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که رویدادهای سیاسی و اقتصادی بر ضرب سکه تأثیرگذار بود و دولت با کاهش و افزایش وزن سکه ها، از تورم جلوگیری و توازن اقتصادی در امور تجاری برقرار می کرد.
بوختارِ زندِ بهمن یسن: سیاوشِ بامی یا پِشوتن؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
1 - 37
حوزههای تخصصی:
زمینه/ هدف: اشکانیان برخلافِ ساسانیان، گویا زردشتی نبودند و کیشِ مهری داشتند؛ از این روی، ساسانیانِ بزرگ دارنده دینِ زردشتی کوشیدند اندیشه مهریِ روزگارِ اشکانی و مظاهرِ آن را از متنِ بهمن یسن (متنی متعلّق به دوره اشکانی) محو کنند که گویا یکی از این مظاهر، سیاوشِ بامی بوده است و به جایِ آن شخصیتی در پیوندِ کامل با دینِ زردشتی و از سرتبارانِ خودشان، یعنی پِشوتن فرزندِ گُشتاسپ را قرار دهند.روش/ رویکرد: در این پژوهش که به روشِ توصیفی تحلیلی انجام گرفته، درباره چرایی و چگونگیِ این موضوع سخن گفته شده است.یافته ها/ نتایج: از آن جا که سیاوش بنا بر برخی روایت ها، سرتبارِ اشکانیان معرفی شده و میانِ او با ایزدِ مهر و یکی از شخصیت هایِ مهری، یعنی جم، همسانی های بسیار وجود دارد، می توان بر آن شد که او منجیِ آخِرِ زمان در متنِ اشکانیِ بهمن یسن بوده است. در این متن، در کنارِ اسکندر که اشکانیان دشمنِ جانشینانِ او بودند، از افراسیاب یاد شده که طبیعی است در تقابل با این شخصیت هم، سیاوش را به یاد آوریم. همچنین، در همین متن، از یک سو لقبِ «بامیِ» سیاوش به پِشوتن سپرده شده و از سویِ دیگر، کَنْگ دِژِ سیاوش که آن را رونوشتی از ورِ جم کرد و همسان با جایگاهِ مهر و جم دانسته اند، جایگاهِ خیزشِ پِشوتن در پایانِ جهان می بینیم. در این متن، مظاهرِ مهری (نامِ جم، قربانیِ گاوِ هَدَیوش به دستِ سوشیانت که رونوشتی از قربانیِ گاو به وسیله مهر و جم تلقی شده و...) هم محو شده که آن نشانی است بر دست برد در این متن؛ از این روی، می توان بر آن شد سیاوش که آمیزه ای است از مهر و جم، بوختارِ متنِ بهمن یسن بوده که به واسطه اغراضِ سیاسی و دینی، به دستِ ساسانیان پس زده شده و پِشوتن که در متن هایِ تحریف ناشده، برجستگیِ چندانی ندارد، به جایِ او در این متنِ آخرالزمانی نهاده شده است.
Review and Analysis of Iran's scent-bottles in Different Historical Periods(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
67 - 76
حوزههای تخصصی:
The art of glassmaking in Iran, with a glorious historical background, visual richness and unparalleled beauty reached its peak of prosperity in different historical periods. Safavid and the Qajar era are among the brilliant periods of Iranian art, which in many fields, was the continuation of the Timurid golden age. These works include the most outstanding examples of court objects, they include the most mundane objects and household utensils produced in workshops, which in each of these two groups, depending on the social class of their patrons and creators, have unique features. One of the unique glassmaking in that era was the production of scent-bottle. The root of the word "perfume" is derived from the Latin word "perfume" and means "passing smell". Scent-Bottles were containers that kept all kinds of perfumes (oily liquid, perfumes, and even pharmaceuticals) in it. Iran is one of the most important centers for the production of glass perfume bottles; however, no research has been done in this field. In this research, while taking a brief look at the historical background of glass production and its manufacturing technique, the form and motifs of Iran's glass perfume bottles have been examined and their manufacturing technique, shape, size and decorative motifs have been studied. The research method is historical-analytical and the purpose is to examine the differences and similarities of perfume bottles in different historical periods, and finally the results proved that there are fundamental differences between perfume bottles through different historical periods in Iran.
Investigating the History of Making Islamic Glass in the 5th and 6th Centuries of the Islamic Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
In the 5th and 6th centuries A.H., glassmaking in the Islamic era reached its peak of growth and prosperity in Islamic lands and was accompanied by innovations in the field of construction and decoration, which became the inspiration for glassmaking in the world after this period. This article aims to introduce and categorize innovations in the methods of producing and decorating glass products from the fifth and sixth centuries of Hijra. This research is descriptive-analytical with a library method. The results show in the 5th and 6th centuries of Hijri, Islamic glassmaking underwent significant transformation and innovation, evident in four key areas: color and raw materials, form and manufacturing methods, decorations, and applications. Islamic glassmaking in Iran, Iraq, Syria, and Egypt exhibited distinct technical features compared to the preceding era, which in Iran ceased with the Mongol invasion in the 7th century AH, subsequently shifting to the glassmaking centers of Iraq, Syria, and Egypt.
مؤلفه ها و مسائل نظم و امنیت ایالت کرمان از جنگ جهانی اول تا استقرار دولت پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت جغرافیایی، ساختار سیاسی و ویژگی های اجتماعی باعث شده که امنیت به مسئله ای مهم و تاریخی در جامعه ایرانی تبدیل شود. نظم و امنیت ایالت کرمان در برهه تاریخی جنگ جهانی اول تا برآمدن دولت پهلوی، تحت تأثیر عوامل متعدد داخلی و خارجی، دارای وضعیتی بحرانی و شکننده بود. این پژوهش با توجه به عوامل متعدد تأثیرگذار بر امن و ناامنی این ایالت بر آن است تا به روش تحلیل تاریخی به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه های اساسی تأثیرگذار بر نظم و امنیت ایالت کرمان در برهه تاریخی جنگ جهانی اول تا برآمدن دولت پهلوی کدام بودند؟ و ایالت کرمان از منظر نظم و امنیت در مقطع زمانی مذکور چه شرایطی داشت؟ یافته های پژوهش با بررسی منابع تاریخی و تحلیل متون به دست آمده نشان دهنده آن است که نظم و امنیت ایالت کرمان تابعی از نظم و امنیت کشور در این مقطع زمانی بوده است. با این حال برخی عوامل خاص این ایالت همچون موقعیت جغرافیایی، تأثیر حضور و فعالیت نیروهای نظامی و سیاسی کشورهای درگیر در جنگ جهانی، ضعف مفرط دولت مرکزی و ایالتی و ناکارآمدی نهادهای برآمده از دولت های مشروطه، وضعیت بحرانی را برای نظم و امنیت ایالت پیش آورده بود. این شرایط تا برآمدن نظم آهنین و اقتدارگرای دولت پهلوی کماکان برقرار بود.
زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
35 - 65
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی، گنجینه اندیشه های کهن ایرانی درباره جهان و بنیادهای زندگی است. اندیشه هایی که در ساخت هویت ایرانیان، ایجاد نهادهای اجتماعی و ساختارهای مهم سیاسی، و ساخت شهرها و خانه ها مؤثر بوده اند. در گذشته همیشه جنبه های قدسی در ساختن شهرها و خانه ها اهمیت داشته است. شهر چونان نمونه زمینی بهشت باید زیبا و منظم و استوار ساخته می شد. در این مقاله کوشیدیم نخست معیارهای کلی زیبایی شناسی ایرانیان کهن را بشناسیم سپس معیارهای زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای مانند «کنگ دژ» و «سیاوش گرد» و «ورجمکرد» را بشناسیم و در گام بعدی با ذکر نمونه هایی از ساختار شهرهای کهن، نقش زیبایی و اهمیت تناظر با بهشت آسمانی را در ساخت این شهرها نشان دهیم. خلاصه دست آوردهای پژوهش از این قرار است: دین مزدایی سرچشمه اصول زیبایی شناسی ایرانیان است که بر اساس آن، هرمزد مبدأ زیبایی است و زیبایی به معنی مانند شدن به هرمزد است و اصول زیبایی عبارت اند از: 1. کروی بودن؛ 2. روشن بودن؛ 3. مرکزگرایی؛ 4. و شباهت جزء به کل. ساختمان شهرها و خانه ها، دارای تقارن، تناسب و روشنی بود، و هدف غایی در ساخت شهر و خانه، فراهم کردن پناهگاهی استوار، خوش آب وهوا و بهشت گونه برای مردمان بود تا آفریدگان هرمزد ایمن و شاد زندگی کنند و با آبادانی جهان، اهریمن را شکست دهند.
تحلیل نقادانه مرمت کتیبه معرق سنگ و کاشی خدایخانه مسجد عتیق شیراز با تأکید بر اصالت فرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۲۸۷-۲۵۷
حوزههای تخصصی:
مسجد عتیق شیراز از مساجد تاریخی ایران است و دارای تزئینات منحصربه فردی ازجمله کتیبه معرق سنگ و کاشی خدایخانه است که توسط «پیر یحیی صوفی» از خوشنویسان به نام قرن هشتم هجری قمری نوشته شده است. این کتیبه با توجه به منابع تاریخی، بارها بازسازی شده، اما در این کتیبه برخی از موارد با مرمت هایی مواجه هستند که بدون رعایت اسلوب نگارش کتیبه اصلی، کتیبه موردنظر بازسازی شده است که باعث خدشه وارد کردن به اصالت اثر تاریخی و منجر به بروز اشتباه شده است؛ برای این اساس، پرسش های پژوهش عبارتنداز: در بازسازی های انجام شده برروی کتیبه معرق سنگ و کاشی خدایخانه مسجد عتیق شیراز تا چه میزان به موضوع اصالت و ممانعت از جعل کتیبه توجه شده است؟ در بازسازی کتیبه معرق سنگ و کاشی خدایخانه مسجد عتیق شیراز مرمتگر تا چه میزان اصول کتیبه نویسی پیر یحیی صوفی را رعایت کرده است؟ در راستای پاسخ به پرسش های مطرح شده در این پژوهش، به بررسی بخش های بازسازی شده کتیبه معرق خدایخانه پرداخته شده است. بخش های مرمتی بازبینی شدند و با دیگر آثار پیریحیی صوفی مقایسه گردید. روش پژوهش، از نوع پژوهش های کیفی، گردآوری مبتنی بر مطالعات کتابخانه ایی و میدانی و روش مطالعه داده ها تطبیقی و تحلیلی است. نتایج یافته ها، نشان دهنده این موضوع است که در بازسازی کتیبه معرق برخی بخش ها ، تفاوت هایی با خط پیر یحیی صوفی وجود دارد؛ این مسئله نشان دهنده عدم شناخت کتیبه از نظر ساختاری و یا رویکرد سلیقه ای در مرمت کتیبه و مداخله افراطی در مرمت کتیبه ها که باعث خدشه وارد نمودن به اصالت اثر موردنظر است.
تبیین مبانی نظری اهمیت خوانایی در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۳۶۳-۳۳۷
حوزههای تخصصی:
دیوارنگاره های خلق شده در گذشته جنبه های ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ دوره خود را به تصویر می کشند که درواقع نوعی بازنمایی از تفکرات و عقاید موجود در زمانه خود هستند. نقاشی ها در طول زمان و به واسطه عوامل مختلف در معرض آسیب، فرسایش و تخریب قرار می گیرند. در این میان حفاظتگران و مرمتگران به منظور جلوگیری از پیشرفت فرسودگی ها اقداماتی را جهت حفاظت از این گونه آثار انجام می دهند. این پژوهش قصد دارد تا با جست وجو در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان و به پشتوانه بازشناخت سابقه فرهنگ و هنر ایرانی در این نقاشی ها به تبیین مفهوم و جایگاه خوانایی در این آثار بپردازد. افزون بر این، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که، رویکردهای هنرمندان و مرمتگران سنتی تا چه میزان برمبنای توجه به سابقه فرهنگ و هنر ایرانی استوار بوده است؛ و با عنایت به این موضوع، مفهوم خوانایی در نقاشی های دیواری کاخ چهل ستون را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ روش پژوهش در این جستار توصیفی-تحلیلی است؛ بنابراین تلاش دارد با بررسی تفکرات و نظریات اندیشمندان حوزه حفاظت و مرمت و نیز اندیشمندان ایرانی-اسلامی از باب تأثیر سابقه فرهنگ ایرانی-اسلامی و بررسی رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در این آثار، به چگونگی ادراک و جایگاه اصل خوانایی در دوره مرمتی ذکرشده بپردازد. تحلیل های صورت گرفته نشان می دهند که رویکردهای هنرمندان-مرمتگران سنتی مبتنی بر توجه به سابقه فرهنگ و هنر ایرانی و سبک های هنری دوره خود بوده و بدین ترتیب با تکیه بر محاکات و بازنگاری نقاشی ها و عنایت به انتقال محتوا و معنای درونی اثر ازطریق حفاظت از قالب روایی نقاشی های دیواری در چهل ستون، خوانایی بیشتری از این آثار را در اختیار مخاطب قرار داده اند.
قحطی های پنج گانه در قلمرو آل مظفر؛ علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر فترتِ یعنی دوره مابین سقوط ایلخانان تا برآمدن تیموریان، به واسطه نبود حکومت مرکزی و پیدایی چندین سلسله محلی، پیآمدهای زیانباری برای ایران زمین و زندگی ایرانیان داشت. تاوان این اوضاع سیاسی آشفته و تکیه سلسله های محلی به شمشیر برای تثبیت قدرت و توسعه قلمرو را عمدتاً مردم عادی پرداختند که مجبور به تحمل جنگ، کشتار، غارت، ویرانی، قحطی و گرسنگی در این دهه های پرآشوب بودند. در این شرایط، نواحی مرکزی و جنوبی ایران که تحت حکمرانی آل مظفر(795- 718ق) قرار داشت، پنج قحطی را از سرگذراند. پرسش اصلی این تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به ویژه تواریخ محلی به انجام رسیده، این است که این قحطی ها به چه علل پدید آمدند؟ و چه پیآمدهایی برجای گذاشتند؟ یافته های این پژوهش، گویای آن است که برخی از علل طبیعی چون خشکسالی یا بارش سنگین نزولات جوی، و برخی علل غیرطبیعی یا انسانی مانند جنگ ها و لشکرکشی های پیاپی، محاصره مکرّر و طولانی شهرها، بی کفایتی زمامداران و فقدان احساس مسئولیت آنان، از عوامل عمده پیدایی و بسط و تشدید قحطی های پنج گانه در گستره جغرافیایی حکومت آل مظفر است. همچنین، تضعیف فاحش اسباب معیشت مردم، کاهش جمعیت، تشدید مرگ و میر، مهاجرت، فقر و گرسنگی، سوء تغذیه و تنزل اخلاق، از پیآمدهای این قحطی ها بوده است.
خاندان های علمی در ایرانِ عصرِ سلجوقی (590 431ق) و منبع قدرت آنان: سرمایه فرهنگی 1(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ ایران در دوره میانه اسلامی همواره خاندان هایی وجود داشتند که به امور مختلف دیوانی، شرعی و علمی می پرداختند. خاندان های علمی در عصر سلجوقی نقش های بسیاری در عرصه ها یا میدان های گوناگون اجتماعی بازی می کردند. این خاندان ها می توانستند برای چند نسل، علم اندوزی را در خاندان خود تداوم بخشند و این گونه خاندانی علمی را تشکیل دهند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی بیان تعریفی دقیق تر از خاندان های علمی در عصر سلجوقی، چگونگی پراکندگی آنان در سرزمین ایران و یافتن منبع قدرت این خاندان های علمی در میدان های اجتماعی است؛ ازاین رو به نظر می رسد ازآنجایی که مهم ترین سرمایه این خاندان ها، سرمایه فرهنگی آنان است؛ در نتیجه با تلاش برای حفظ این سرمایه درون خاندان و ایجاد تمایز میان خاندان های علمی با سایرین، آنان می توانستند در سه میدان آموزشی، قضایی و ریاست به قدرت برسند. این قدرت همواره به معنی سلطه و یا قدرت سیاسی نبود؛ بلکه زمانی است که یک خاندان از بیشترین توان سرمایه فرهنگی خود استفاده می کند و می تواند آن را به سرمایه فرهنگی نهادینه شده ای تبدیل کند. برخی از افراد این خاندان ها، به ویژه آنان که به منصب ریاست بر شهرها می رسیدند، به دخالت در امور سیاسی تمایل داشتند؛ اما فعالیت سیاسی این خاندان ها می توانست گاهی برای آنان پیامدهای خون باری به همراه داشته باشد و چه بسا موجب کاهش سرمایه فرهنگی ایشان شود.
روایت زنانه بومیان خارگ از نسبت سنت و مدرنیته در جریان توسعه صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
131 - 169
حوزههای تخصصی:
کشف و صادرات نفت در دهه های اخیر به صنعتی شدن جزیره خارگ انجامید و سبب تحمیل تحولاتی عظیم بر زندگی جامعه بومی آن شد. این پژوهش، با اذعان به نادیده گرفتن سازگاری بومیان با این دگرگونی ها و به ویژه تأثیر آن بر زنان، هدف اصلی خود را بررسی تأثیر صنعت نفت بر گذار کل جامعه بومی خارگ از سنت به مدرنیته قرار می دهد. برای دستیابی به این فهم عمیق، با رویکرد توصیفی-تحلیلی از روش تاریخ شفاهی مبتنی بر مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با هفت زن کهنسال بومی بهره گرفته شده است؛ چرا که روایت آنان به مثابه صدای فرودستان و با رهیافت وام گرفته از مطالعات جنسیتی جوآن اسکات، بینشی جامع از دگرگونی های کل جامعه را بازتاب می دهد و ابعاد پنهان این تحولات را آشکار می سازد. نتایج نشان می دهند استقرار صنعت نفت به فضای بازتر اجتماعی، تغییر در سبک زندگی (شامل غذا و پوشش) و ورود فناوری در بعد فرهنگی، و تحول بنیادین کسب وکار و افزایش ثروت اقتصادی انجامید؛ این تحقیق همچنین بر تفاوت تأثیر صنعتی شدن بر مردان و زنان و تباین وضعیت آنان در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی نیز توجهی ویژه دارد.
چهره بستن شاه طهماسب اول در ذهنیت عامه بر اساس قصه ای از مردم خراسان:(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه دربردارنده نوعی تجربه، تخیل، آگاهی، آرزوها،ناکامی ها و دردها و به طور کلی ذهنیتی است که در بین عامه راجع به گذشته، اکنون و آینده وجود داشته است. چنین بستری برای پژوهشگرانی که در پی فهم عمیق تر کنش عامه در تاریخ و برداشت آنها از عناصر و مقولات تاریخند، بسیار مهم می نمایاند. در اینجا بر اساس منابع مختلف تاریخی و با محوریت قصه ای عامیانه از مردم خراسان برهم کنش زمینه تاریخی و متن قصه مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش پیش رو بر پایه توصیف و تحلیل تاریخی و بازشناسی عناصر گفتمانی عصر شاه طهماسب از منابع این دوره و از دل قصه منتخب استوار شده است و کار بر پایه کنکاش راجع به بهره گیری از جنبه های برجسته چهره این شاه صفوی در جهت پدیداری یک روایت فرهنگی گسترده یا گفتمان سازی پیش می رود. در این قصه که متعلق به مردم خراسان است شاه طهماسب با جریانی شگرف و جادویی در لباس درویشی از شاهی به مسکنت و فقر می رسد و برخوردار از حمایت خدا و ائمه شیعه است، او سپس به لباس بازرگانی درمی آید و سرانجام به پادشاهی بازمی گردد. آنچه در این قصه راجع به او ذکر شده درکنار پاره ای از اعتقادات و باورهای مذهبی و غیر آن تا حدود بسیاری در راستای همان تصویری است که در واقعیت تاریخی شاه طهماسب تلاش بر آن داشته که از چهره اش ترسیم شود و این قصه به طرزی کامیابی نسبی شاه را در این زمینه بیان می کند.
موزه ها و سیاست حافظه در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موزه ششم بهمن در بهمن ماه سال ۱۳۵۵ در محل مجموعه شهیاد (آزادی کنونی) افتتاح شد. این موزه از جمله تلاش های حکومت پهلوی در کنار دیگر ابزار همانند انتشارات، جشن ها و یادبودها برای تبلیغ انقلاب سفید شاه بود. این پژوهش با نگاهی به تلاش های حکومت پهلوی در راستای اشاعه اصول انقلاب سفید به چگونگی شکل گیری این موزه و اهداف ساخت آنها می پردازد و با بررسی طراحی موزه ها، رابطه آنها را با سیاست های حافظه ای حکومت پهلوی مورد مطالعه قرار می دهد. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی است و داده های تحقیق از اسناد و مدارک دست اول از جمله نامه های رسمی، قراردادها و عکس، و منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ایجاد موزه هایی مانند موزه ششم بهمن در دوران حکومت پهلوی به منظور ایجاد تاریخی رسمی برای مشروعیت بخشی به حکومت، تبلیغ ایدئولوژی و اصول مورد نظر آنها و شکل دهی به حافظه جمعی بود. در موزه ششم بهمن، حکومت با به کارگیری پیشرفته ترین روش های سمعی و بصری و جدیدترین روش های نمایش در صدد بود تا میان گذشته شکوهمند ایران و «تمدن بزرگ» پهلوی ارتباط برقرار کند و روایاتی گزینشی و در خدمت تبلیغات خود را اشاعه دهد.
جام حسن لو ی دشت سولدوز و رب النوعها ی سومر ی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به آثار کشف شده از تپه حسنلوی دشت سولدوز خصوصا جام طلایی حسنلو پرداخته شده و نقش های مندرج در آن بحث می گردد. سپس این نقوش با خدایان سومر ی و از جمله بیلقمیش مقایسه و توضیح داده میشود.
انواع باشلیق ها یا کلاه های مردانه در آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵
207 - 224
حوزههای تخصصی:
از زمانهای قدیم پوشش سر یا کلاه در اغلب نقاط دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از اجزای اصلی لباس مردان را تشکیل می داده است. در خطه آذربایجان نیز فرهنگ استفاده از کلاه در ادوار مختلف تاریخی بصورت جدی رواج داشت و تا نیمه قرن بیستم، جزء جدایی ناپذیر از لباس مردان را شکل می داد تا آنجا که نداشتن کلاه نوعی برهنگی تلقی شده و برداشتن کلاه از سر افراد نیز توهین بزرگی محسوب می گردید. بی شک بررسی جایگاه اجتماعی و فولکلوریک کلاه در ادوار مختلف تاریخی در آذربایجان می تواند موضوع تحقیقات مفصلی باشد که در این راستا قصد داریم به تنوع کلاههای مردانه در آذربایجان بپردازیم و انواع رایج و معروف آن را معرفی نماییم.شایان ذکر است؛ کلاه و پوشش سر در زبان ترکی آذربایجانی، باشلیق (Başlıq) نامیده می شود که انواع باشلیقهای مردانه را می توان در چهار دسته کلی بؤرک (Börk)، آراخچین (Araxçın)، ساریق (Sarıq) و پاپاق (Papaq) تقسیم بندی نمود.
نحوه مواجهه فرصت الدوله شیرازی با مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرصت الدوله شیرازی(1271-1339ق.) چهره ای آشنا در میان نخبگان فارس در دوره مشروطیت بود. آثار قلمی متعدد و از جمله روزنامه نگاری و حضور در عرصه مدیریت نهادهای نوپایی چون معارف و عدلیه فارس، امکان بازشناسی نظام اندیشه ای او را فراهم می کند. دو مولفه مهم نظام اندیشه ای فرصت، سنت(tradition) و مدرنیته(modernity) است. در اینجا سنت بمفهوم روش ها و شیوه های عامه پذیر تکراری مد نظر است که نهادینه شده و مدرنیته ناظر به رهیافتها و دستاوردهای تمدن بورژوازی غرب است که با مشروطیت در عرصه های گوناگون مستقر می شود. از آنجا که ایجاد توازن یا گزینش یکی از این دو مورد، اختلاف شدید جامعه نخبگان بوده است، این پژوهش در صدد است که چگونگی آن را در اندیشه های فرصت شیرازی بررسی نماید. بدین منظور مفهوم شناسی این دو مقوله و نسبت این دو در اندیشه و عمل فرصت در خلال نوشتار پیگیریی می شود. یافته ها حکایت از شیوه ای متعادل در رویکرد فرصت به این دو حوزه است. در اندیشه و عمل همراهی با مدرنیته را ضرورت تاریخی می داند؛ اما این رویکرد راه به ستیز با سنت نمی گشاید؛ ساختار سیاسی قاجار پس از مشروطه را می پذیرد و نقش دین را بعنوان مهمترین عنصر دوره سنت در حیات شخصی خود تا پایان زندگی حفظ می کند .