فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
61 - 82
حوزههای تخصصی:
نقش برجسته های تخت جمشید که درسرزمین پارس و در دوره هخامنشیان پدید آمده اند، به عنوان آثاری ارزشمند در هنر سنگ نگاری، بازتاب دهنده تأثیرات ژرف و الهام بخش از فرهنگ ها و تمدن های متنوعی همچون اقوام کهن پارسی، آشوری، اورارتویی، مادی، ایلامی و حتی مصری هستند. این آثار هنری که بر گستره سنگی این مکان تاریخی نقش بسته اند، با ظرافت و دقت اجرایی بالا، ترکیبی از زیباشناسی بومی و عناصر فرهنگی و هنری دیگر تمدن ها را به تصویر می کشند. نکته قابل توجه دیگر در این نقش برجسته ها وجود شباهت هایی میان نقش آنها و هندسه بَرخال با الگوهایی برگرفته از طبیعت است که در بازنمایی نقش های نوین در هنرهای باستانی ایران مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، شناخت الگوهای برخال و شناسایی ویژگی های آنها در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید است و قصد دارد به دو پرسش الگوهای برخال در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید چیستند؟ و گونه های متنوع نقش های بَرخال در نقش برجسته های سنگی تخت جمشید از چه ویژگی هایی برخوردارند؟ پاسخ دهد. در این راستا، داده های پژوهش با مطالعات کتابخانه ای (مقاله و کتاب) گردآوری شده و 13 نمونه مطالعاتی، به روش توصیفی-تحلیلی با دانش گونه شناسی خوانش و طبقه بندی می شوند. نتیجه چنین است که در نقش های نقش برجسته های سنگی تخت جمشید، سه الگوی «خودمتشابه»، «تکرارشونده» و «خردمقیاس» برخال قابل تشخیص است که از نوع «همسان، متشابه و منظم» بَرخال هستند. این نقش های به دلیل تکثیر، تکرار و تقلیل جزءنقش ها، سه گونه «نقش های بَرخال تقلیل درون گرا»، «نقش های بَرخال تکثیر برون گرا» و «نقش های برخال تکراریکسان» را با ماهیتی ساده و یا پیچ درپیچ، بر گستره نقش برجسته های سنگی هخامنشی با وجود محدودیت های اجرایی نمایش می دهند.
بررسی باستان شناختی سلاح های گرم و فرآیند تولید، به کارگیری، بهره وری از آن در بستر سیاسی و اقتصادی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۲۹۳-۲۶۵
حوزههای تخصصی:
براساس مطالعات باستان شناختی، انسان همواره در تلاش برای تولید و تکامل ابزارهای جنگی بوده و تسلیحات جنگی همواره نقشی مهم در کسب موفقیت های نظامی داشته است. به رغم افزایش چشمگیر مطالعات باستان شناسی دوره قاجار، نوع تسلیحات نظامی مورداستفاده در این دوره کمتر موردتوجه قرار گرفته است و پژوهش های انجام شده در حوزه نظامی دوره قاجار بیشتر به بررسی سلاح های سرد و ساختار نظامی قشون پس از رفت و آمد هیأت های نظامی خارجی و تأثیرات آن ها اختصاص دارد؛ درصورتی که نقش سلاح گرم در دوره قاجار و تحولات ناشی از آن کمتر در مطالعات باستان شناسی موردتوجه قرار گرفته است. تمرکز این پژوهش بررسی چگونگی واردات و ساخت سلاح گرم و انواع مورداستفاده آن در طول دوره قاجار است. هدف از این پژوهش، مطالعه باستان شناسانه این سلاح ها و بررسی رفتار فرهنگی هر دوره در چگونگی مواجه با تولید و واردات سلاح ها در راستای پاسخ به این پرسش ها است؛ روش های دستیابی به این سلاح و تولید داخلی آن ها به چه صورت بوده؟ و تفاوت آن ها در چه جزئیاتی قابل تبیین است؟ هم چنین بسترهای سیاسی و اقتصادی دوره قاجار چگونه در توسعه و به کارگیری سلاح گرم مؤثر بوده اند؟ روش پژوهش به صورت یک بررسی جامع و همه جانبه نگر موادفرهنگی مکتوب و غیرمکتوب طراحی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آ ن هستند که استفاده قشون از سلاح های گرم به عنوان جنگ افزار محوری قشون در آغاز دوره پیشا ناصری و با آغاز مناسبات منطقه ای و فرامنطقه ای ایران با دیگر کشورها آغاز شده و تلاش برای تولید داخلی آن نیز از همان ابتدا مدنظر قرار گرفته است؛ هم چنین سلاح های تولید داخل دارای طول بیشتر و تزئینات کمتری در مقایسه با نمونه های وارداتی هستند، ازجمله تزئینات مورداستفاده در نمونه های داخلی نقوش تناوبی هندسی است.
بسترهای اجتماعی، فرهنگی-مذهبی و سیاسی حضور ایرانیان در مقام روحانیان پرستشگاه آرتمیس در افسوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس روایات کلاسیک، از دوره اردشیر دوم هخامنشی تا یک قرن پس از سقوط هخامنشیان، خاندانی ایرانی، با نام مگابوزوس، تصدی مقام روحانیِ نئوکوروس را در پرستشگاه آرتمیس افسوس در اختیار داشته اند. مطالعه تطبیقی این روایات و شواهد باستان شناختی و کتیبه شناختی، اطلاعات مهمی درباره بسترهای اجتماعی، فرهنگی-مذهبی و سیاسی این رویداد و تأثیرات آن در آناتولی و حوزه دریای اژه، در اختیار ما می گذارد. مطابق فرضیه این پژوهش، پس از تسخیر آناتولی توسط هخامنشیان، در نتیجه تعاملات فرهنگی-مذهبی ایرانیان مهاجر و بومیان آناتولی، نظام های آیینی تلفیقی در آناتولی، بخصوص حول محور خدابانوی آرتمیس افسوس که ویژگی های مشترک فراوانی با خدابانوی ایرانی آناهیتا داشت، شکل گرفت. لذا از دوره اردشیر دوم، همزمان با ارتقاء جایگاه آناهیتا در دربار شاه، آرتمیس افسوس نیز در دربار ساتراپ هخامنشی در لودیه و کاریه، از جایگاهی ویژه برخوردار گردید. بر اساس روایت های تاریخی و شواهد کتیبه شناختی، همزمان با این تحولات، خاندان های ایرانی، در مقام نئوکوروس پرستشگاه های کلیدی آرتمیس در آناتولی و حوزه دریای اژه قرار گرفتند. حضور آنها در این مقام، از یک سو این فرصت را در اختیار شاهنشاهی هخامنشی قرار داد تا با جلب حمایت مذهبی بومیان آناتولی و حوزه دریای اژه، موقعیت سیاسی خود را در این قلمرو تثبیت کنند و از سوی دیگر به تغییراتی اساسی در نظام فرهنگی-مذهبی و باورهای آیینی این سرزمین انجامید.
تحول نظام مدیریتی روستای سرمشهد؛ از کدخدایی به شورایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستای سرمشهد از زمان پیدایش (مصادف اوایل دوران قاجار) تا اجرای قانون اصلاحات ارضی همواره تحت نظام ایلی (خان، کلانتر و کدخدا) اداره می شد. اما با اجرا شدن این قانون،مدیریت ایلی در سرمشهد بتدریج کنار رفت و مدیرییت دولتی جای آن را گرفت. بر این اساس پزوهش حاضر با روش تحقیق تاریخی و بهره گیری از مطالعات میدانی، مصاحبه و اسناد در صدد پاسخ گویی به این پرسش است، نظام مدیریت روستای سرمشهد- بعنوان مطالعه موردی- چگونه دچار تغییر و تحول شد؟ نتیجه مطالعات نشان می دهد، اجرای قانون اصلاحات ارضی در سرمشهد از سال 1349 ه ش، آغازگر تحولات مدیریتی در این روستا بود. در نتیجه آن بیشتر زمین های مالکان از اختیارشان خارج شد. این شرایط از قدرت و نفوذ نظام ایلی کاست و موجب به حاشیه رفتن آن گردید. با تضعیف این نظام در دوره گذر از مدیریت کدخدایی به مدیریت شورایی، ریش سفیدان، خانه انصاف، خیراندیشان و اداره تعاون و امور روستاها تا سال 1377 به امورات سرمشهد رسیدگی می کردند. و از اسفند سال 1377 ه. ش. برای اداره روستای سرمشهد نخستین دوره انتخابات شورا همزمان با سایر روستاهای ایران برگزار گردید و سال 1381 هش. اولین دهیار سرمشهد انتخاب شد.
مطالعه تطبیقی هنر خوش نویسی بر روی ابریق های فلزی در دوره سلجوقی و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
479 - 504
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: یکی از موضوعات شایان توجه در مطالعه هنر فلزکاری، جایگاه حکّاکی خطوط روی ظروف فلزی است. کاربرد خط و حکّاکی با خط کوفی و تبدیل آن به اشکال تزیینی پیچیده همراه با مرصّع کاری روی ظروف فلزی در دوره سلجوقی جنبه تزیینی پیدا کرد. در دوره صفوی این جنبه هنری با تغییر نوع خط تشدید شد و به شکوفایی رسید. آثار فلزی مورد مطالعه در این مقاله، شامل تعداد (20) عدد ظرف فلزی از دو دوره سلجوقی و صفوی از موزه های (ملی ایران، متروپولیتن، ویکتوریا و آلبرت، بریتانیا، بوستون، آرمیتاژ) هستند. خوش نویسی روی این ظروف بیانگر تاریخ ساخت، نام سازنده، سفارش دهنده و مبیّن وقایع مهم در آن دوره و مضامین دعایی، عناوین و القاب صاحب اثر بوده است. پرسش اصلی این پژوهش به این صورت تبیین می شود: هنر حکاکی خطوط، روی ظروف فلزی در طول دو دوره سلجوقی و صفوی با توجه به آنالیز خطوط چه تغییراتی کرده است؟ هدف از این پژوهش، مقایسه هنر حکاکی خطوط در دو دوره سلجوقی و صفوی روی ابریق های فلزی، موجود در موزه های ذکر شده، به لحاظ کتیبه نگاری و نوع خط است.
روش/رویکرد: روش تحقیق حاضر تاریخی- تحلیلی و از نوع کیفی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.
یافته ها/نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد کتیبه نگاری روی ظروف فلزی در دوره سلجوقی بیشتر به خط کوفی تزیینی، گل و برگ دار و گاهی تزیین با نقش چهره و سر انسان حکاکی شده، که جنبه بصری و زیبا شناختی آن تشدید شده است. در دوره صفوی خطوط کتیبه با خط فارسی از انواع (ثلث، نسخ، رقاع و شکسته نستعلیق) و ظرافت بیشتر به صورت اشعاری زیبا محاط در نقش ترنج، بر بخش فلزی ظرف حکاکی شده است. هنر خوش نویسی علاوه بر خط، به عنوان نقش تزیینی و حتی معنایی فراتر از آن جنبه عرفانی و عاشقانه یافته، که جنبه معنوی آن افزایش یافته است.
ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی قرن 5 هجری قمری متعلق به کتابخانه و موزه ملی ملک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
225 - 242
حوزههای تخصصی:
نخستین کاغذهای تاریخی در ابتدایی ترین شکل، اطلاعات ارزشمندی را از فنّاوری ساخت خود حاصل می آورند و همچنان مورد تحقیق و بررسی اند. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی اولیه متعلق به قرن 5 ه.ق است. برای این منظور مطالعات کتابخانه ای، اطلاعات توصیفی پیرامون کاغذهای تاریخی را فراهم آورد و از طریق آزمون های میکروسکوپی نوری و پلاریزان، میکروشیمیایی و دستگاهی SEM_EDX ماهیت وجودی مواد آلی و معدنی تعیین گشت. ویژگی بصری و ظاهری کاغذها با استفاده از دستگاه های رنگ سنجی و صفحات نوری بررسی شد. نتایج نشان می دهند که الیاف گیاهان کتان و شاهدانه الیاف پایه ای و سلول های همراه آنان فیبرهای جانبی ماده سازنده در کاغذهای این نسخ خطی هستند. وجود سلول های همراه گیاهی همچون آوندها و پارانشیم ها در این کاغذها مؤید استفاده از خود گیاه در تهیه کاغذهای این نسخ خطی است. مواد معدنی در تصاویر SEM و در تطبیق با داده های EDX وجود کربنات کلسیم (آهک) و احتمالاً گل سفید و یا ماده قلیایی شُخار را نشان می دهند که ساختاری متفاوت از شکل کریستال های گیاهی ستاره ای اگزالات کلسیم شاهدانه دارند. پراکندگی غیریکنواخت الیاف در خمیر کاغذهای این دو نسخه خطی، عدم وجود خطوط زنجیره ای و حضور خطوط موازی ناشی از اثر خطوط قالب کاغذسازی که از راستای مستقیم منحرف شده اند و با فاصله زیاد از یکدیگر قرار گرفته اند مبیّن اولین قالب های کاغذسازی هستند. ضخامت کاغذها در مقطع عرضی نسبتاً زیاد است و پوشش سطحی هر دو کاغذ از آهار نشاسته گندم و برنج برخوردار است. کاغذ نسخه خطی 5922 تیره تر از نسخه خود رنگ 345 است و دارای لکه های آهن دار است و از میزان کم آهار نشاسته برنج بهره مند شده است.
گفتمان سکولاریسم و لاییسیته نزد جبهه ملی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
149 - 174
حوزههای تخصصی:
سکولاریسم و لاییسیته دو مفهوم در علوم سیاسی هستند که معمولاً به جای یکدیگر به کار می روند. اما این دو مفهوم به رغم شباهت هایشان، دارای وجوه افتراق بسیاری هستند. سکولاریسم نوعی جهان بینی فلسفی ناظر بر مادی نگریستن و تبیین این جهانی امور و پدیده های طبیعی، سیاسی و اجتماعی است که البته خود به شاخه هایی تقسیم می گردد، ولی لاییسیته یک نوع حکومت است که در آن نهاد دین و دولت از یکدیگر تفکیک می شوند و دولت در مسائل مربوط به مذهب و امور اعتقادی بی طرف است. با توجه به این امر، مقاله حاضر به منظور فهم نسبت جبهه ملی چهارم با این دو گفتمان، به تحلیل و تفسیر مواضع این جریان سیاسی می پردازد تا بدین طریق، راهی به تبیین چگونگی همراهی آن با جریان روحانی مذهبی در آستانه انقلاب اسلامی بیاید و به این سؤال پاسخ دهد که چرا جبهه ملی به رغم مشی سکولار و لاییسیته اش، به برخی از مؤلفه های دین گرایانه جمهوری اسلامی تن داد. نتایج مقاله نشان می دهند جبهه ملی چهارم همانند اسلاف خود، یعنی جبهه های موسوم به اول تا سوم، قرابتی با گفتمان سکولاریسم نداشت و به رغم استثناهایی، در مجموع به لاییسیته پایبندی کلی داشت. این جریان چه پیش و چه پس از انقلاب، به رغم اتکا به مذهب در تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی، با پیوند مستقیم نهاد دین و دولت یا همان حکومت روحانیون مخالف بود. با این حال، همین نزدیکی حداقلی به مذهب از یک سو و عدم پافشاری رهبر مذهبی جنبش بر حکومت روحانیون در مقطع انقلاب از سوی دیگر، زمینه همکاری دو جریان را در آن عصر فراهم کرد.
چگونگی انعکاس قیام زنگیان (255- 270ه. ق) در تاریخ طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیام زنگیان یکی از مهم ترین حرکت هایی است که در نیمه قرن سوم هجری در محدوده قلمرو خلافت عباسی به وقوع پیوست. این قیام به لحاظ سیاسی و اقتصادی اهمیت بیشتری یافت و در مدت زمان زیادی تلاش دستگاه خلافت بر مهار آن متمرکز شد. تاریخ طبری منبع اصلی و نخستین در بیان اخبار و رخدادهای مربوط به قیام زنگیان است. سلسله مباحث مربوط به تحولات قیام و نحوه بازتاب آن در تاریخ الرسل والملوک با توجه به روش تاریخ نگاری طبری، قابلیت تبدیل شدن به موضوع پژوهشی دارد. براساس این، سوال بررسی شده در این مقاله به چگونگی بازتاب قیام مزبور در تاریخ طبری اختصاص یافته که با روش توصیف و تحلیل تاریخی ارزیابی شده است. با بررسی صورت گرفته این نتیجه حاصل شد که اندیشه طبری بر محور «دفاع از خلافت، ضرورت حفظ جایگاه آن و رد هرگونه حرکت اعتراضی و جنبشی» شکل گرفته است. چگونگی بازتاب قیام و تحولات آن در تاریخ طبری نیز از همین موضوع متأثر است که در قالب سه نمونه متجلی شده است: نخست، در گزارش های طبری به ابعاد، زمینه ها و جوانب احتمالی دیگری از شکل گیری و یا ماهیت قیام پرداخته نشده است. دوم، به صراحت درباره قیام و رهبران آن قضاوت شده است. سوم، کلیه اقدامات و فعالیت های زنگیان، ذیل غارتگری شهرها، ویرانی آبادی ها و کشتار گسترده مردم بیان شده است.
بازشناسی و مکان یابی قشلاق ایلخانی «سیاهکوه» و حوزه رود «جغتو»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاهکوه یکی از نواحی ساحل رود جغتو است که نام آن از دوره سلجوقیان تا زمان قاجار در منابع تاریخی آمده است. بااهمیت ترین دوره این ناحیه، دوره حکومت ایلخانان مغول بوده است. موقعیت مکانی سیاهکوه، در نزدیکی رود جغتو و به عنوان یکی از قشلاق های دوره ایلخانی از ظرفیت های مطالعاتی متنوعی برخوردار است. این ناحیه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود که شامل قرار گرفتن بر سر راه شهرها، نواحی و ایالات مختلف و وجود آب وهوای مناسب و حاصل خیز بوده، موردتوجه حکومت های وقت قرار گرفته است. سیاهکوه و حوزه رود جغتو در گذشته، ویژگی های لازم جهت یک ناحیه قشلاقی و اسکان فصلی را دارا بوده و همین عامل باعث شده که ایلخانان مغول که عادت به چنین رسمی داشته اند به آن توجه ویژه ای بنمایند. درباره سیاهکوه هیچ تحقیقی تاکنون صورت نگرفته و این پژوهش اولین پژوهش مستقل در این باره است. این مقاله بر آن است که با روش تحقیق تاریخی و به شیوه فیش برداری و با تکیه بر اسناد و داده های تاریخی و جغرافیایی، به شناساندن موقعیت جغرافیایی و تاریخی سیاهکوه و مکان یابی امروزی آن و نیز جنبه های تاریخی رود جغتو بپردازد، نتایجی که می تواند ارائه دهنده اطلاعات متنوع و احیاناً دستاوردهای علمی تازه ، درباره یکی از اسکان های موقتی حکومت های مرکزی و دولت های محلی و یکی از راه های بین ایالتی باشد.
توپخانه فراموش شده: بررسی عملکرد تاکتیکی قپس و شناسایی ماهیت این سلاح ناشناخته طی مقایسه آن با هویتزر در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
30 - 44
حوزههای تخصصی:
حداقل از اوایل قرن نوزدهم میلادی توپخانه از اجزای اصلی سپاهیان ملت های دنیا بوده است. به دلیل تحولات سریع و تنوع بالای عناصر نظامی عهد قاجار اصطلاحات و تجهیزات بسیاری در این مقطع وارد زبان فارسی و ادبیات جنگ شد. یکی از این تجهیزات قپس، یکی از انواع سلاح های تشکیل دهنده توپخانه است. با اینکه همواره تحقیقات مختلف و توصیفات مکرر مشابه ای در رابطه با قپس -با استناد به روایات تاریخی- مطرح شده، هرگز چیستی قپس معلوم نگشته است. بنابراین پرسش پژوهش حاضر آن است که قپس چیست؛ و چطور و تا چه زمانی از آن استفاده می شده است؟ روش انجام مقاله حاضر رویکرد تاریخی متن محور و روش مقایسه است که داده های آن از طریق فعالیت کتابخانه ای و میدانی کسب شده اند. یافته ها نشان می دهد که قپس معادل فارسی برای هویتزرهای اواخر قرن هیجدهم-میانه قرن نوزدهم غرب است. در سلاح مورد نظر از مهمات ماسوره دار استفاده می شد که یا گلوله آن منفجر می گردید یا باز شده و از آن ساچمه فرو می ریخت. معمولاً به دلیل وزن کمتری که قپس به نسبت توپ داشت، استفاده از آن در کوه و دره معمول تر بوده است. سرانجام بر اساس تصمیم وزارت جنگ و در عملی سیستماتیک تا آغاز قرن بیستم میلادی، قپس از قشون ایران کنار گذاشته و در نتیجه فراموش شد.
تحلیل نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در فعال سازی، هم افزایی و گسترش ظرفیت های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه (1374ش-۱۳۹۸ش) (با تکیه بر اسناد سازمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۴)
64 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در ترکیه.روش و رویکرد: کتاب خانه ای، توصیفی و تحلیلی (کمی و کیفی) با تکیه بر اسناد سازمان و الگوی نظری دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم.یافته ها و نتیجه گیری: واکاوی و تحلیل اسناد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از بازه زمانی (1374ش-1398ش) نشان می دهد که باوجودِ تلاش های انجام شده توسط متولیان فرهنگی، ظرفیت های فراوانی در گسترش دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ترکیه مغفول مانده و کمتر به آن توجه شده است. 25 شاخص اصلی و 137 زیرشاخص تحلیلی مستخرج از این پژوهش به خوبی وضعیت فعالیت های سازمان را به تصویر می کشد و می تواند به عنوان الگوی برنامه ریزی و سنجش معتبر برای سنجش عملکرد سازمان و هم چنین گسترش ظرفیت های دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم در ترکیه و دیگر کشورها استفاده شود.
عوامل مؤثر بر همگرایی ترکمانان صوفی آناتولی با صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
57 - 84
حوزههای تخصصی:
تصوف عامیانه یا غیرشهری به عنوان یکی از جریان های صوفیانه مهم در آناتولی دوره عثمانی، از آغاز شکل گیری حکومت عثمانی در جامعه و دولت عثمانی حضور پررنگی داشت. از حدود نیمه قرن نهم هجری به تدریج، مشروعیت حاکمیت عثمانی ها در میان پیروان تصوف عامیانه کم رنگ شد. اگرچه سیاست های عثمانی نسبت به ترکمانان کوچ نشین و نیمه کوچ نشین آناتولی که پیرو این جریان صوفیانه بودند، در واگرایی آن ها از عثمانی ها نقش مهمی ایفا کرد، اما جذابیت های موجود در نهضت صفویان نیز، در گرایش آن ها تأثیرگذار بود. اینکه مهم ترین عوامل تاریخی مؤثر در همگرایی ترکمانان صوفی مسلک آناتولی با صفویان چه بوده اند، یافته ها حاکی از آن است که گرایشِ ترکمانان مذکور به دعوت صفویان ریشه در وابستگی معنوی ایشان به طریقت صفویه و عوامل ایجابی موجود در نهضت صفوی داشت. در واقع، طریقت صفوی در دوره رهبری خواجه علی، وجهه عامیانه و عامه پسند به خود گرفت. این تحول از عوامل مهمِ گرایش عمده پیروان تصوف عامیانه به صفویان بود. با تبلیغات خلفای صفویان در آناتولی، ترکمانان زیادی بنابر عوامل ایجابی موجود در دعوت آن ها مانند غزا و جهاد، سیادت صفویان، توجه و احترام آن ها به هویت و زبان ترکی جذب شده و درنهایت یاریگر مرشدشان اسماعیل میرزا در تشکیل حکومت صفویه شدند. شواهد مختلف نشان می دهد حروفیه که پیش از انتشار در آناتولی، با صفویان پیوند خورده بودند با ارتباطی که در قرن نهم هجری با بکتاشیان یافتند زمینه ساز اتصال آن ها به صفویان شده اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی عوامل مؤثر بر این همگرایی خواهد بود.
تأثیر سیاست های مذهبیِ دولت عثمانی بر روابط شهابیان با شیعیان شام (مطالعه موردیِ خاندان های شیعیِ جَبَل عامِل، جَبَلِ لُبنان، بَعلبَک و بِقاع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره عثمانی اقدامات حکومت های محلّی دست نشانده شان بر ضد خاندان های شیعی شام اوج گرفت. از جمله این حکومت ها شهابیان بوده اند که تحت حمایت عثمانیان سیاست های ضد شیعیِ گسترده ای را در پیش گرفتند. این پژوهش ضمن بررسی تأثیر سیاست های مذهبی عثمانیان بر روابط شهابیان با خاندان های شیعی جبل عامل، جبلِ لبنان، بعلبک و بقاع بدین نتیجه دست یافت که:عثمانی ها شیعیانِ شام را خطری سیاسی- دینی پنداشته و برای حفظ سلطه شان بر مناطق شیعی نشینِ مذکور، خاندان های غیر شیعی کاملاً مطیعی را بر آنجا گماشتند؛ انتصابِ خاندان شهابی دروزی در فاصله سال-های 1108- 1257 ق از آن جمله بود. ازاین رو، شیعیان با سه شیوه، نخست: جنگ رویارو، دوم: اتّحاد با دروزیان و سوم: تشکیل دسته های چریکی «طِیاح» مقابله با شهابیان و عثمانیان را در رأس امور قرار داده و در دل عثمانی ها هراس افکندند. در پی اتحاد شیعیان با دروزیان، دولت عثمانی از شهابیانِ دروزی روی گردانده و حکومت را به شهابیانِ مارونی و مناصب مهم را به مارونیان واگذار کرد. به علاوه، شمار زیادی مارونی را باهدف اختلاف افکنی میان شیعیان و دروزیان به سکونت گاه های شیعیان و دروزیان کوچانیدند.تحقیقات نشان داد، سیاست های تفرقه افکنانه عثمانی ها سلطه شان را بر خاندان های شیعی مناطق مذکور تثبیت نکرد و به سرنگونی شهابیان، جنگ داخلی میان شیعیان، دروزیان و مارونیان، تقسیم جَبَل عامِل و جَبَلِ لُبنان به دو بخش شمالی و جنوبی و سرانجام، اشغال آنجا توسّط فرانسه در 1287ق انجامید.
گورتپه، میراث مشترک اوراسیا: کاوش در گورتپه قیه بوینو
منبع:
Caspian, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
35 - 54
حوزههای تخصصی:
تدفین بخشی از فرهنگ معنوی و مادی انسان ها بوده که در هر منطقه و هر دوره ویژگی های متفاوت داشته است اما برخی از شیوه های تدفینی فراتر از یک منطقه و یا یک دوره مورد استفاده بوده است. ازآنجاکه نحوه خاک سپاری برخاسته از تفکرات، عقاید و فرهنگ جامعه است، با بررسی آنها می توان به بازسازی روند تکامل فرهنگی جوامع باستان پرداخت. گورتپه که ترجمه کورگان است، یکی از شیوه های تدفینی فراگیری بوده که در منطقه وسیعی از چین تا اروپا رایج بوده و از آن می توان به عنوان میراثی مشترک در منطقه اوراسیا نام برد. طی بررسی ها و کاوش های باستان شناسی صورت گرفته در ایران مشخص شده که در مناطقی از شمال غرب ایران نیز در هزاره دوم پ م این شیوه تدفینی رایج بوده است. در پی احداث سد احمدبیگلو در شهرستان مشگین شهر چندین گورتپه شناسایی شد که گورتپه قیه بوینو یکی از آنهاست. کاوش نجات بخشی این محوطه در سال 1399 به نگارنده اول این مقاله سپرده شد. هدف از کاوش نجات بخشی آثار و مستندنگاری بود که درنتیجه یک قبر کلان سنگی و بقایای پنج تدفین در کنار آن شناسایی شد. در این مقاله سعی برآن است تا براساس یافته های به دست آمده از کاوش با شاخصه های فرهنگی این منطقه در هزاره دوم پ م پرداخته شود. این گورتپه شامل یک تدفین اصلی با ساختار کلان سنگی بوده که در اطراف آن چندین تدفین به صورت ساده چاله ای دفن شده است. با مقایسه نسبی سفال های به دست آمده می توان اواسط هزاره دوم پ م را برای تاریخگذاری این گورستان پیشنهاد داد.
بررسی تکاپوهای اصلاح گرایانه در دوره دوم خلافت عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره دوم خلفای عباسی (232-322 ق) با بروز عوامل متعدد که برخی از آنها ریشه در اعمال سیاست فرمانروایان دوره نخست عباسی داشت، منزلت و تمرکز همراه با اقتدار نهاد خلافت با چالش جدی و زوال آفرین مواجه گردید. دستگاه خلافت بازیچه ای در دست قدرت طلبان استیلاء یافته بر امور حاکمیتی بود. معدودی از خلفای دوره موردِبحث در جهت احیاء جایگاه پیشین نهاد مزبور و به باور خود با شناسایی آسیب های ساختاری، جلب رضایت عوام و خواص جامعه و احیاء جایگاه اساسی خلافت تکاپوهای اصلاح گرایانه ای را در ارکان مختلف آغاز و پیگیری نمودند. در پژوهش حاضر سعی شده تا باتکیه بر مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی مجموعه اقدامات خلفای اصلاح گر مورد بررسی قرار گیرد. یافته های پژوهش ناظر به این معنا است که تلاش های اصلاحی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و علمی-آموزشی کمابیش جلوه گر بوده؛ لیکن دستاوردهای حاصله در اصلاح ساختار و استمرار آن تأثیر اساسی برجای نگذاشته است.
ادوات و ساختار ارتش ایران از ابتدای حکومت ساسانیان تا پایان حکومت علویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
15 - 32
حوزههای تخصصی:
وجود دستگاه نظام و نظامی گری در همه دولت ها و حکومت ها از اهمیت فراوانی برخوردار است. ازاین رو، بیشتر حکومت ها، وجود نیروهای نظامی را برای بقای ملی خود ضروری می دانند. داشتن آمادگی نظامی هر حکومتی که در سایه وجود یک نظام قدرتمند به وجود می آید، از عناصر اصلی استحکام ملی و استواری و تداوم آن نظام است. حکومت های ایرانی از ساسانیان تا پایان علویان به جهت شرایط جغرافیایی و سیاسی، نیاز به یک دستگاه نظامی قوی داشتند. تاریخ ارتش ایران در این دوران شاخصه هایی از تحولات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی را نشان می دهد که در مواجهه با چالش های مختلف، نیروهای نظامی ایران تطور یافته اند. این نوشتار به دنبال پاسخ به این سؤال است که وضعیت ساختار و ادوات ارتش ایران از ساسانیان تا پایان علویان چگونه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد باتوجه به تداوم و استمرار روش نظامی از ساسانیان به دوره اسلامی ارتش ایران در طول این دوره به یک نهاد مؤثر و تطابق یافته تبدیل شده و نقش بارزی در امور نظامی و حفظ امنیت داشته است. باتوجه به ماهیت بنیادی موضوع این پژوهش در مطالعات تاریخی و نیز تحلیلی – توصیفی بودن نوع پژوهش حاضر و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است.
A Note on the Location of Raxā/Rakkan(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۶, January ۲۰۲۴
17 - 31
حوزههای تخصصی:
A number of candidates in the Kor River Basin, Fars, Iran, have previously been proposed for the location of the ancient Raxā/Rakkan a town mentioned in the Bisotūn Inscription and in the Persepolis Fortification Tablets. None of these suggestions, however, is convincing. Based on textual evidence, archaeological observations, and the local environmental conditions, the present study suggests that ancient Rakkan should be identified with the archaeological site of Kal Abdi in the southern part of the Baizā Plain.
بررسی نقش سنت های جاهلی در جنگ های دوران امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمان حکومت امام علی(ع)، نگاه و رویکرد اکثریت مردم نسبت به دین و دنیا با دوران رسول الله(ص) متفاوت شده بود. امام علی(ع) تلاش می کرد با اقدامات و اصلاحات حکومتی خود جامعه را به سنت های عصر رسول الله (ص) بازگرداند اما ریشه های عمیق جاهلیت در باورهای مردم، او را از دستیابی به اهداف اسلامی و انسانی منع کرد. در تحقیق پیش رو با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی تلاش شده است به این سوال پاسخ داده شود که چگونه جامعه اسلامی پس از پیامبر به سنت های جاهلی بازگشت و این موضوع چه تأثیراتی بر جنگ های دوران حکومت امام علی(ع) گذاشت. در پاسخ باید گفت سنت های جاهلی، که در جامعه اسلامی پس از دوران پیامبر باقی مانده بودند، باعث شدند که جامعه به دوران جاهلیت بازگردد. این بازگشت، به ویژه در دوران حکومت خلفای سه گانه، با احیای برخی از معیارهای رجعتی، به صورت چشمگیری افزایش یافت. در زمان حکومت امام علی(ع)، این سنت ها باعث شدند که نگاه و رویکرد اکثریت مردم نسبت به دین و دنیا، با فلسفه و انگیزه های ایشان هماهنگ نباشد. این اختلاف نگاه، باعث شد که امام علی(ع) در دستیابی به اهداف اسلامی و انسانی خود موفق نگردد.
یادبود، محمدرضا ریاضی
حوزههای تخصصی:
محمدرضا ریاضی، در سال ۱۳۲۸ در روستای کشه دهستان طرق رود شهرستان نظنز استان اصفهان زاده شد. او دانش نامه کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته جغرافیا دریافت کرد و سپس تر در دهه ۷۰ خورشیدی به آموختن رشته باستان شناسی در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران پرداخت. ریاضی در سال ۱۳۵۳ به استخدام رسمی وزارت فرهنگ و هنر در دوره پهلوی درآمد و در اداره مالی-اداری مرکز باستان شناسی به فعالیت پرداخت. او سپس از سال ۱۳۵۸ به کتابخانه موزه ملی ایران منتقل شد و سال ها رئیس این کتابخانه بود. قلب محمدرضا ریاضی سرانجام در ۲۶ خردادماه ۱۴۰۳ در تورنتو کانادا از تپش افتاد. یادش گرامی باد.
عملکرد اقتصادی-اجتماعی سازمان زنان ایران در قبال زنان کارگر از سال 1342-1355ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدرضاشاه پهلوی بعد از کودتای 28 مرداد سال 1332ش پس از سرکوب احزاب چپ، اتحادیه های کارگری را کاملاً وابسته به دولت کرد که از سوی ساواک کنترل می شد. علاوه بر استفاده از ساواک، با اعطای امتیازات رفاهی به کارگران عملا تبلیغات گروه های چپ را خنثی کرد. کارگران به خصوص زنان کارگر حتی در صورت مطالبه قانونی سرکوب و یا اخراج می شدند. سازمان زنان ایران که با شعار آگاه سازی اجتماعی و اقتصادی زنان شکل گرفت انتظار می رفت در زمینه کمک به زنان کارگر گام های مؤثری بردارد؛ اما به دلیل وابستگی به دولت استقلالی نداشت. پژوهش حاضر درصدد تبیین عملکرد سازمان زنان ایران در قبال زنان کارگر از سال 1342 تا 1355ش است؛ بنابراین سئوال اصلی پژوهش حاضر به این ترتیب است: نقش و اقدامات سازمان زنان ایران در جهت بهبود شرایط زنان کارگر چگونه قابل تحلیل و ارزیابی است؟ مدعای مطروحه نیز این است که سازمان زنان ایران با وجود اقدمات اولیه در جهت کمک به آشناسازی زنان کارگر به حقوق خود و کمک به رفاه ایشان، چون در راستای سیاست گذاری دولت پهلوی تحت نظارت و کنترل قرار گرفته بود در عمل نتوانست در بهبود شرایط آنها مثمر ثمر واقع شود. رویکرد پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده ها به روش اسنادی و برپایه منابع کتابخانه ای گردآوری شده است