ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۲۹٬۰۰۸ مورد.
۱۳۶۱.

مطالعات باستان شناختی حوضه سد کانی شینکا، شهرستان پیرانشهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۰۵
مطالعات باستان شناختی حوضه سد کانی شینکا در شهرستان پیرانشهر تاکنون، طی دو مرحله شامل؛ بررسی های باستان شناختی حوضه آبگیر سد در پاییز سال ۱۳۹۶ و همچنین کاوش به منظور گمانه زنی و خوانش وضعیت لایه های تاریخی - فرهنگی محوطه های شناسایی شده تابستان سال ۱۳۹۹ هجری شمسی انجام گرفته است. در بررسی های باستان شناختی حوضه سد کانی شینکا تعداد ۲۷ محوطه شامل غار، استقرارگاه، قبرستان و قلعه مورد شناسایی قرار گرفت که باتوجه به محدوده حوضه آبگیر سد و همچنین میزان مخاطرات ناشی از احداث و آبگیری سد، در نهایت تعداد ۵ محوطه جهت گمانه زنی و خوانش لایه های تاریخی - فرهنگی انتخاب شدند. مطالعات باستان شناختی حوضه سد کانی شینکا، نشانگر استقرارهایی از دوران پیش از تاریخ (مس - سنگی، مفرغ و آهن)، دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) و دوران اسلامی است. هدف اصلی این نوشتار معرفی و مطالعه محوطه های تاریخی حوضه سد کانی شینکا است تا ضمن معرفی این محوطه ها به مهم ترین عوامل شکل گیری و نحوه پراکنش محوطه ها پرداخته شود. مهم ترین محوطه استقراری حوضه آبگیر سد، به لحاظ میزان گستردگی و همچنین حجم لایه های تاریخی - فرهنگی محوطه گرد شیطان است که دارای شواهدی از دوران مس - سنگی (دالما)، مفرغ و دوران تاریخی است و محوطه گرد موروان با یک برجستگی کوچک دارای شواهدی از دوران مفرغ قدیم است. بخش عمده ای از گستره و لایه های محوطه باوله در اثر فعالیت های کشاورزی در طی سالیان اخیر نابود شده و هم اکنون شواهدی به صورت ضعیف از دوران تاریخی از آن برجای مانده است. محوطه های قلات شختان و قلات مره نیز دارای شواهدی از دوران تاریخی و اسلامی هستند. سایر محوطه ها به صورت تک دوره ای و با حجم کم یافته های فرهنگی قابل مستندنگاری و مطالعه هستند. وضعیت زمین سیمای منطقه و همچنین محل قرارگیری ساختمان و حوضه آبگیر سد کانی شینکا، از جمله مهم ترین دلایل کمییت، کیفیت و همچنین نوع پراکنش محوطه ها به شمار می روند.
۱۳۶۲.

استودان (تاقچه های سنگ تراش): دو سنگ نوشته نویافته پهلوی در محوطه نقش رستم مرودشت Nrs1 و Nrs2(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۴ تعداد دانلود : ۶۹۶
شواهد باستان شناسی نشان می دهد که پیش از آموزه های دین زرتشتی، ایرانیان کُهن رسم داشتند مُردگان خود را درون خاک دفن نمایند. اما با فراگیری آیین زرتشتی، شیوه های تدفین در برخی نواحی فلات ایران دچار دگرگونی بنیادین گردید، به طوری که در وندیداد و مینوی خرد، مُرده سوزی و خاک سپاری گناه نابخشودنی شمُرده شد و به همین دلیل، پیروان دین بهی می بایست برای نیالودن عناصر مقدّس همچون آب، خاک و گیاه، کالبد درگذشتگان (نَسو که پلید و تهی از روان بود) را از این عناصر مقدس دور نمایند. از سوی دیگر به باور دیانت زرتشتی، چون دنیای درون خاک، دنیایی خاموش، تاریک و راکد بود و همه این افعال ریشه در باورهای اهریمنی داشت، بهدینان سعی وافر داشتند که هر چه سریعتر روان درگُذشته را از کالبد آن آزاد نمایند و به سوی عالم بالا و روشنایی رهنمون سازند. بر این اساس، گذاشتن اجساد در درون دخمه های آفتاب (صعود گذروار روان بوسیله پرتوهای خورشید)، تهی کردن استخوان از گوشت بوسیله پرندگان لاشه خوار و مراسم خورشید نِگرشن (پاک نمودن استخوان ها بوسیله تابش خورشید)، پیش درآمدی برای گذاشتن استخوان های پاک شده مُردگان در شیوه های تدفینی نوینی بود که با معاد جسمانی دیانت زرتشتی مطابقت ایده آلی داشت. یکی از این شیوه های نوین، استودان بود که اغلب به فضاهایی تاقچه ای شکل گفته می شود که در دل صخره ها ایجاد گردیده و در کنار برخی از آنها سنگ نوشته هایی به خط پهلوی به نگارش در آمده است. هدف پژوهش حاضر نیز که به شیوه توصیفی- تحلیلی ارائه گردیده، نگرشی بر ساختار استودان ها و معرفی دو سنگ نوشته نویافتهِ تدفینی، یکی در شش سطر و دیگری در پنج سطر به خط پهلوی کتابی است که در اواخر دوره ساسانی در دیواره صخره های نقش رستم برای استودان های به دینان زرتشتی به نگارش در آمده اند.
۱۳۶۳.

بازسازی ساختاریِ روایی در نثر فلسفی عربی: تحلیلِ روایت شناختی الإمتاع والمؤانسه ابوحیان توحیدی بر اساس نظریه گریماس و پرینس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و با هدف تبیین فرایند بازسازی ساختاری در نثر کلاسیک به واکاوی روایت شناختی کتاب الإمتاع والمؤانسه اثر ابوحیان توحیدی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش بر این پرسش استوار است که توحیدی چگونه ساختارِ قاب بندی شده روایات عامیانه (الگوی هزار و یک شب ) را به ابزاری برای گفتمان پیچیده فلسفی - منطقی بدل کرده است؟ چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از مدل کنش گرای گریماس برای تحلیل سطوح معنایی و مفاهیم روایت شنو و مکث روایی جرالد پرینس برای تبیین زمانمندی و تعاملات متنی است. فرضیه بنیادین مقاله که در طول تحلیل اثبات شده، براین اساس است که توحیدی با بازتعریف کارکرد عناصر روایی آن ها را از ساحت سرگرمی و بقا به ساحت تعقل و تربیت منتقل کرده است. یافته های حاصل از تحلیل مجالس علمی نشان می دهد که توحیدی از تکنیک مکث روایی بهره جسته است؛ اما برخلاف شهرزاد که برای تعلیق مرگ سکوت می کند توحیدی با عبارت «و نِمنا حتّی الصّباح» نوعی سکوت معرفتی ایجاد کرده تا فرصت هضم براهین فلسفی را به روایت شنو (وزیر ابن سعدان) بدهد. نتایج نشان می دهد که توحیدی با بازسازی ساختاری پیوندی میان ادبیات روایی و برهان های منطقی ایجاد کرده و فرمی نوین در نثر کلاسیک عربی ابداع نموده است که در آن روایت نه یک آرایه بلکه خود فرایند استدلال است.
۱۳۶۴.

شمایل نگاری نقش مایه دوشیزه روشنی و دو بانوی گزیده در هنر مانوی ابریشم نگاره MIK III 6251 محفوظ در موزه هنر آسیایی برلین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۳۷۵
هدف این پژوهش بررسی یکی از ابریشم نگاره های مانوی از مجموعه تورفان در موزه هنرهای آسیایی برلین با نقشی از ایزدبانویی-احتمالاً، دوشیزه روشنی است که رهنمایِ پاره های نور به سرچشمه هستی خویش «بهشت روشنی» است. او سبب رستاخیز روشنی ها (آزادسازی پاره های نور) محبوس در گیاهان و دیگر رستنی هاست. از این رو، مقاله حاضر می کوشد خویشکاری های او را در تناظر با ایزدبانو اَناهیتای زردشتی و ایشتار بابلی ببیند. فرضیه این پژوهش، که برای نخستین بار در این جا مطرح می شود، بر این مبنا پی ریزی شده است. ما در این جا می کوشیم با استفاده از روش ِ توصیفی-تحلیلی و با بهره وری از منابع کتابخانه ای به کندوکاو در نقش مایه انسانیِ مرکزیِ «ابریشم نگاره دوشیزه روشنی و دو بانوی گزیده» پرداخته، همانندی های این سه ایزدبانو را در سنجش هم قرار دهیم و نشان دهیم که مانیِ بابلی و ایرانی تا چه اندازه می توانسته از اسطوره های سرزمینش الهام گرفته باشد.
۱۳۶۵.

مشروعیت بخشی به شاهان عثمانی در شاهنامه های تاریخی (بر اساس منظومه تاریخ سلطان سلیمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۸۳
یکی از اهداف سرایش شاهنامه های تاریخی در عصر عثمانی مشروعیت بخشیدن به خاندان عثمانی و ثبت تصویری مطلوب از فرمانروایی ایشان بوده است. منظومه حماسی تاریخی تاریخ سلطان سلیمان نخستین اثر سید لقمان اورموی، سومین شاهنامه چی دربار عثمانی، است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی وندایک، تلاش لقمان برای خلق تصویری ستوده از سلطان سلیمان و خاندان عثمانی و مشروعیت بخشی به ایشان در تاریخ سلطان سلیمان بررسی شده است تا نقش شاهنامه نویسان در تثبیت حکومت عثمانی بهتر آشکار گردد. بنا بر نتایج این بررسی، لقمان از صفات، القاب و تشبیهات بسیار مثبتی در توصیف قطب خودی (شاهان عثمانی، سلطان سلیمان، سپاهیان و سرداران وی) استفاده کرده و بارها کشورگشایی و نبردهای ایشان را به شکلی مبالغه آمیز وصف کرده است. در مقابل، قطب غیرخودی، یعنی دشمنان عثمانی، با صفات بسیار نکوهیده توصیف شده اند و حتی دلاوری و مقاومت دشمن به حیله گری یا خیره سری آنها نسبت داده شده است. شاعر بیش از همه از گفتمان مذهبی در جهت مشروعیت بخشی به قطب خودی بهره برده و تمام نبردهای سلیمان و سپاهیانش را غزا در راه حق، با هدف تحکیم و نشر اسلام و نابودی کفار، نشان داده است. در مقابل، دشمنان عثمانی با صفات ضدّدینی (مانند کافر و شیطان) وصف شده اند و شکستشان نتیجه دشمنی با خداوند بیان شده است. لقمان از گفتمان شاهنامه نیز در خلق تصاویر مورد نظر خود بهره برده است. درمجموع، شاعر از انواع ابزارهای زبانی و بلاغی استفاده کرده است تا تصویر دلخواه ممدوحان خود را ترسیم کند و به شاهان عثمانی مشروعیت بخشد.
۱۳۶۶.

A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۰۶
Bardak-e Siāh is one of the important archaeological sites in Bushehr province. Recently, archaeological researches about the Achaemenid site of Bardak-e Siāh in Bushehr, under the supervision of Ismail Yaghmai, have been published. This article reviews the book entitled A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village.
۱۳۶۷.

بررسی پیشینه و جایگاه موستَک/موسیقار (پان فلوت) در پهنه فرهنگی ایران براساس یافته های باستان شناسی و منابع نوشتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۴۵۱
مقاله حاضر به بررسی جایگاه ساز موسیقار (پان فلوت) در پهنه فرهنگی ایران می پردازد و سعی در بررسی برآمدگاه، سازوکار و حیات این ساز با استفاده از شواهد باستان شناختی و منابع نوشتاری دارد. شواهد باستان شناختی موجود نشان می دهند که این ساز حداقل از دوره سلوکی-اشکانی در پهنه فرهنگی ایران حضور داشته و در دوره های بعدی به ویژه دوران اسلامی در کنار سایر سازهای ایرانی نقش بارزی ایفا کرده است. یکی از قدیم ترین شواهد موجود از این ساز در ایران مربوط به پیکرک یک نوازنده از مجموعه یافته های باستان شناختی محوطه باستانی شوش است که در حال حاضر در مخزن موزه ملی ایران نگهداری می شود و پژوهش حاضر به منظور معرفی آن شکل گرفته است. هدف از این مقاله، معرفی این پیکرک فراموش شده و سپس ارائه سرگذشتی از ورود و حضور ساز پان فلوت به پهنه فرهنگی ایران است. با توجه به شواهد ارائه شده در این مقاله می توان دریافت که این ساز از دیرباز در حوزه وسیعی از جهان، از یونان باستان و اروپا گرفته تا خاورمیانه و حتی شرق دور محبوبیت داشته و در جشن ها و آیین های مختلف مورداستفاده قرار می گرفته است. شواهد باستان شناسی فراوانی نیز بر این گفته مهر تأیید می نهند. پرسش اصلی در این پژوهش متوجه منشاء ورود این ساز به پهنه فرهنگی ایران است و با توجه به مدارک اشاره شده در مقاله، فرضیه نگارندگان بر این است که این ساز به احتمال در دوره هلنی به ایران آورده شده است. بااین حال با توجه به محدود بودن مدارک باستان شناختی هنوز هم نمی توان با قطعیت گفت که منشأ ورود این ساز به ایران از کدام منطقه بوده است.
۱۳۶۸.

سکه شناسی و جایگاه آن در پژوهش ها و مطالعات تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
سکه فارغ از این که به عنوان یک وسیله مبادلاتی می تواند نقش مهمی در اقتصاد و بازرگانی دولت ها داشته باشد، نقش و نوشته های منقور بر روی آن نیز می تواند نشان دهنده تغییر و تبدلات سرزمینی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی یک کشور در طول تاریخ باشد. به همین خاطر است که شناخت سکه ها و به تبع آن بهره بردن از فن و دانش سکه شناسی امروزه می تواند کمک شایانی به اساتید، پژوهشگران و محققان در حوزه های مختلف مطالعات تاریخی حتی با وجود داشتن تخصص در یک دوره خاص از دانش تاریخ، جهت بررسی وتدقیق بیشتر تحولات تاریخ سیاسی و دودمانی، تاریخ اقتصادی، تاریخ فرهنگی و مذهبی و هم چنین جغرافیای تاریخی سلسله ها و دولت ها در ادوار مختلف بنماید. این پژوهش برآنست تا با روشی توصیفی - تحلیلی به چگونگی استفاده از فن سکه شناسی در پژوهش ها و مطالعات تاریخی برای پرده برداشتن از برخی ابهامات و زوایای تاریک پیشاروی پژوهشگران و محققان در مواجهه با بزنگاه های مهم تاریخ بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که سکه شناسی می تواند بسته به نحوه و چگونگی ضرب سکه ها در دوره های مختلف تاریخی در سال شماری دقیق سال های سلطنت پادشاهان، شناسایی مدعیان و معارضان احتمالی قدرت و شورشیان بر علیه حکومت مرکزی، گستره تاریخی و مرزهای سیاسی جغرافیاییِ قلمرو سلسله های حکومت گر، آگاهی از مدت زمان رواج انواع خط نوشتاری و زبان های رایج در دوره های مختلف تاریخی، شناسایی آداب و رسوم و آئین ها و تشریفات مذهبی در هر دوره تاریخی، چگونگی و علل رقابت های اقتصادی دولت های هم جوار و رقیب و هم چنین گستره اقتصادی سکه های آن ها و...کمک های شایان توجهی به مورخان و محققان برای انجام درست و دقیق پژوهش های شان بنماید.
۱۳۶۹.

مواضع و مناسبات محمدابراهیم خان علم (شوکت الملک دوم) نسبت به حضور بریتانیایی ها در ولایت قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
در دوران قاجار شرق ایران با موقعیت استراتژیک خاص خود به دلیل خودمختاری خاندان های حکومت گر آن و ضعف حکومت مرکزی در روابط بین الملل عرصه ای مهم برای حضور مستقیم بیگانگان بوده است. در اواخر این عصر «شوکت الملک دوم» (1259-1322ه .ش) از مؤثرترین چهره های این منطقه بود، که مشهور به همکاری با سیاست های بریتانیا می باشد. وی در دوران حکمرانی خود گسترده ترین مناسبات را با انگلیسی ها برقرار ساخت. نگرش و عملکرد «محمد ابراهیم خان عَلَم»، نسبت به حضور انگلیسی ها در ولایت قاینات باعث اتخاذ مواضع سیاسی خاصی از سوی وی گردید که در رخدادهای سیاسی آن دوران تأثیراتی عمیق برجای نهاد. با توجه به این امر پژوهش حاضر سعی دارد ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه ای با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تاریخی ماهیت این روابط و مواضع را مورد واکاوی قراردهد. یافته های پژوهش با طرح این سوال که «مناسبات شوکت الملک علم با بریتانیایی ها در ولایت قاینات چگونه بود و این مناسبات چه تأثیراتی در این منطقه برجای نهاده است». بر این مبنا استوار است: شوکت الملک در دوران حکمرانیش با بریتانیایی ها مناسبات دوستانه ای برقرار نمود. وی با آگاهی از ضعف قاجارها برای حفظ رهبری و تثبیت موقعیت خویش به اتخاذ این سیاست روی آورد و شرق کشور را پایگاه مطمئنی برای آن ها قرارداد. لکن این امر برای منطقه حاصلی جز ضعف و زوال در امور مختلف خصوصا امور اقتصادی و گسترش نارضایتی ها اجتماعی درپی نداشت.
۱۳۷۰.

پاسخ به نقد کتاب: هخامنشیان در مصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۹
مقاله ای با عنوان «هخامنشیان در مصر» را آقای دکتر هوشنگ رستمی در شماره 5 سال 2 و صفحات 101 تا 107 نشریه وزین پژوهشنامه ایران باستان چاپ کرده که نقدی است بر کتاب اینجانب که بیش از 10 سال پیش به چاپ رسیده است. در باب پاسخگویی به این نقد چند سطری نگاشته شده است که خواهشمند است در شماره بعدی آن نشریه درج شود. در این مجال به چند مورد که در آن نقد به شکلی مبهم بیان شده بود، اشاره ای شده است.
۱۳۷۱.

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
نام های جغرافیایی بازگوکننده هویت فرهنگی و طبیعی ملل روی زمینند که اغلب به دور از امیال سیاسی و اجتماعی پدید آمده و در حقیقت زاییده فطرت انسان ها می باشند. نام های جغرافیایی ریشه در فرهنگ و زبان ملل ساکن در واحدهای مختلف جغرافیایی دارند و به منزله سند هویت و شناسنامه اقوام مختلف محسوب می شوند. رضاشاه بعد از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی به قدری در محو و نابودی نام و آثار باقی مانده از سلسله قاجاریه و سایر آثار باقی مانده از گذشتگان افراط به خرج داد که حتی اعتراض یحیی دولت آبادی را نیز که خود در روی کار آمدن سلسله پهلوی نقش داشت برانگیخت. زیرا طبق نقشه و طرح تئوریسین های رضاشاه قرار بود نام آثار تاریخی، کاخ ها، شهرها، دهات، کوه ها، رودخانه ها، جنگل ها و سایره را که نام غیرفارسی داشتند، دوباره نامگذاری کنند. تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان از سال 1316 لغایت 1385 هجری شمسی را به نقل از کتاب های: «سرگذشت تقسیمات کشوری ایران»(5) و «فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجان شرقی» و «واژه های برابر فرهنگستان ایران» (6) نقل می کنیم.
۱۳۷۲.

حکم وقف و تقسیم سهام آب قنات فرهادآباد شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۶۳
فرهادمیرزا معتمدالدوله در مدت حکومت بر فارس (1293-1298ق) به عمران و آبادانی شیراز توجه ویژه ای کرد؛ ازجمله به لای روبی و اصلاح قنات های کریم خانی پرداخت که در خلال این اقدام، بنیاد قنات تازه ای گذاشته شد و «فرهادآباد» نام گرفت. فرهادمیرزا بخشی از آب این قنات را وقف و بخشی را میان بزرگان فارس تقسیم کرد. از قنات فرهادآباد شیراز اطلاع چندانی در دست نیست و تنها در برخی منابع محلی به اختصار از آن یاد شده است؛ ازاین رو، هدف از این پژوهش شناخت ابعاد تاریخی، شروط وقف و تقسیم سهام آب قنات فرهادآباد شیراز بر پایه خوانش حکم فرهادمیرزا معتمدالدوله در این خصوص است. این مقاله با روش تحقیق تاریخی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد آرشیوی و منابع دست اول تاریخی نوشته شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که قنات فرهادآباد در نزدیکی چشمه جوشک، در صحرای قصر قمشه قرار داشت. این قنات در اوایل شعبان 1295ق، هنگام بازدید فرهادمیرزا معتمدالدوله از قنات های کریم خانی کشف شد، اما بهره برداری از آن تا حدود یک سال بعد به طول انجامید. حجم آب قنات فرهادآباد در حدود یک تا یک ونیم سنگ بود. این آب از طریق نهر اعظم به سمت شیراز می آمد و در مقسّم اعلای این نهر در دو بند رودخانه و مقرّب می افتاد و به مصرف می رسید. آب قنات فرهادآباد به چهارده سهم تقسیم شده بود: چهار سهم بر مدرسه خان شیراز و آب انبار مجاور آن وقف بود و مابقی به ده تن از علما و رجال متنفذ فارس، به ازای هر نفر یک سهم اختصاص داشت. به احتمال، فرهادمیرزا پیش از وداع با حکومت فارس (ربیع الثانی 1298ق)، موضوع مصرف بخشی از سهام وقفی این قنات را به نفع تکیه (مقبره) عصمت السلطنه، همسر فرزند خود عبدالعلی میرزا در حافظیه تغییر داده است. او ثواب خیرات قنات فرهادآباد را به روح پدر و مادر خود و پدر و مادر ناصرالدین شاه قاجار تقدیم کرده است. آثار خیر این اقدام بیشتر به نفع معدودی از رجال شیراز تمام شده است.
۱۳۷۳.

The Study of Jahangir Dome and Guriye Stucco Decorations: With an Emphasis on Applied Geometry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۳۷۵
This paper tries to survey the use of geometric patterns in stucco decorations as an important identity and cultural element in the Sasanian era building designs. Seven frieze patterns were used in order to understand the practical geometry in Sasanian stucco. The studied stuccoes were found during archaeological excavations conducted between 2015 and 2017 at e Jahangir Dome and Guriye Stuccos in Eivan, Ilam province. In this article, the discovered stuccoes have been examined, results of which indicate that stuccoes can be divided into three categories based on their features and applications: geometric patterns, vegetal patterns, and animal patterns. Comparing these stuccoes with those found elsewhere such as Qale Yazdegerd, and Ctesiphon shows that the buildings of Jahangir Dome and Guriye were noble houses in the Sasanian period, with their vegetal motifs and mythological animals being e formed under the influence of religious and ritual elements. The survey of motifs on the base with seven frieze patterns shows artists’ adherence to the principle of symmetry and repetition.
۱۳۷۴.

تبیین عوامل مؤثر بر مناسبات سیاسی سلجوقیان عراق و اتابکان سَلغُری فارس (543 – 590 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
ساختار حکومت سلجوقی تلفیقی از سنت های سیاسی – اجتماعی ترکان و الگوی ملکداری ایرانی – اسلامی بود. حاکمیت توامان این دو اندیشه در نظام حکومتی این دودمان موجب شد که همزمان با حکومت مرکزی سلجوقی، دودمان های اتابکی متعددی نیز در گستره قلمرو این خاندان شکل بگیرد. سلغریان (543 – 668 ق) ازجمله مهم ترین این دودمان ها بودند که در سال 543 ق توسط سنقر بن مودود در ایالت فارس اعلام موجودیت کردند. در دوره 47 ساله همزمانی میان این خاندان با سلجوقیان عراق (513 – 590 ق)، مناسباتی میان طرفین برقرار شد. نوشتار حاضر تلاش دارد با استفاده از روش تاریخی، عوامل مؤثر بر شکل گیری این مناسبات و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر روابط طرفین را مورد بررسی قرار دهد. یافته ها بیانگر آن است که تلاش سلغریان برای انتصاب شاهزاده مدنظر خویش به مقام سلطنت، نهاد خلافت عباسی، منازعات جانشینی سلغریان و تحولات سیاسی حکومت سلجوقیان کرمان، چهار عاملی بوده اند که موجب شکل گیری مناسبات میان سلغریان و سلجوقیان عراق شده اند. این عوامل متناسب با ماهیتشان یا موجب ایجاد همگرایی در مناسبات دو حکومت شده اند، یا اینکه واگرایی در مناسبات آن ها را رقم زده اند.
۱۳۷۵.

جلوه های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۳
         شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسله صفوی، با ایجاد تحولی بنیادین در تاریخ آذربایجان، نه تنها قدرت سیاسی را در این منطقه به دست گرفت، بلکه به عنوان یک رهبر صوفی، مسیر زندگی اجتماعی آن را نیز شکل داد. وی با تأکید بر فلسفه تصوف، مذهب شیعه اثنی عشری را به عنوان مذهب رسمی در آذربایجان تثبیت کرد و رهبری معنوی جامعه را بر عهده گرفت. این رهبری معنوی، نتیجه تحولی بود که از زمان شیخ صفی الدین اردبیلی، بنیانگذار طریقت صفوی، آغاز شده و ادامه یافته بود. ارزش های تصوفی مانند زهد، تقوا، راز، اطاعت و تسلیم، شاه اسماعیل را قادر ساخت تا هم سلسله ای قدرتمند تأسیس کند و هم مریدان خود را گرد هم آورد. ابعاد معنوی و فلسفی تصوف نیز در رهبری شاه اسماعیل به وضوح دیده می شد. این مقاله قصد دارد برخی از جنبه های کارویژه های معنوی تصوف در دوره شاه اسماعیل و برخی از اصطلاحات رایج در گفتمان های صوفیانه آن دوره را بررسی کند. هدف ما در این مقاله، پرداختن به عمق و ماهیت تصوف نیست، بلکه تلاش داریم تا ابعاد سیاسی، اجتماعی و معنوی پیوند عاطفی شاه اسماعیل با مریدانش را از طریق نمادها و مفاهیم عرفانی تصوف تبیین کرده و فرآیندهای تاریخی مرتبط با آن را بهتر درک کنیم
۱۳۷۶.

انواع باشلیق ها یا کلاه های مردانه در آذربایجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
از زمانهای قدیم پوشش سر یا کلاه در اغلب نقاط دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از اجزای اصلی لباس مردان را تشکیل می داده است. در خطه آذربایجان نیز فرهنگ استفاده از کلاه در ادوار مختلف تاریخی بصورت جدی رواج داشت و تا نیمه قرن بیستم، جزء جدایی ناپذیر از لباس مردان را شکل می داد تا آنجا که نداشتن کلاه نوعی برهنگی تلقی شده و برداشتن کلاه از سر افراد نیز توهین بزرگی محسوب می گردید. بی شک بررسی جایگاه اجتماعی و فولکلوریک کلاه در ادوار مختلف تاریخی در آذربایجان می تواند موضوع تحقیقات مفصلی باشد که در این راستا قصد داریم به تنوع کلاههای مردانه در آذربایجان بپردازیم و انواع رایج و معروف آن را معرفی نماییم.شایان ذکر است؛ کلاه و پوشش سر در زبان ترکی آذربایجانی، باشلیق (Başlıq) نامیده می شود که انواع باشلیقهای مردانه را می توان در چهار دسته کلی بؤرک (Börk)، آراخچین (Araxçın)، ساریق (Sarıq) و پاپاق (Papaq) تقسیم بندی نمود. 
۱۳۷۸.

تأملی بر وضعیت موقوفات و چالش های نهاد اوقاف خمسه (زنجان) در دوره رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
  فرهنگ وقف از دیرباز اهمیت بالایی در میان طبقات مختلف ایرانی داشته، اما اراضی و املاک وقفی برخی مواقع مورد سوء استفاده و سودجویی گروه های مختلف قرار گرفته است. در ولایت خمسه (زنجان) تا اواخر دوره قاجاریه میزان وقف و وضعیت موقوفات مشخص نبود. در عصر مشروطه با تأسیس وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، موضوع بررسی و نظارت بر موقوفات آغاز شد، اما در مناطق مختلف از جمله خمسه، اعتراضاتی از سوی موقوفه داران صورت گرفت. این رویه در دوره رضا شاه نیز استمرار یافت. سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که با توجه به وضعیت موقوفات منطقه خمسه، نهاد اوقاف خمسه با چه چالش ها و تنگناهایی روبرو شد؟ بر اساس یافته های اولیه، بخشی از موقوفات زنجان در عصر قاجار با سوء استفاده مواجه شد. در دوره رضا شاه، با ریاست اعتضاد رازانی ، روند بررسی پرونده ها آغاز شد. اداره با وجود فراز و نشیب های نخستین و برخی کاستی ها نظیر کمبود منابع مالی و انسانی ، با پشتیبانی وزارتخانه و ممارست مأموران، تاحدودی به وضعیت موقوفات سامان داد و تعدادی از پرونده های مهم را به پایان رساند. با این حال، اقدامات دولت در جایگاه نهاد وقف و کارکردهای آن ایجاد تزلزل نمود. این اقدامات گرچه در اصلاح برخی فرایندها و سامان دهی به امور مرتبط با اوقاف، موثر واقع شد ولی در حقیقت، تولیت بخش زیادی از املاک وقفی با عناوین مجهول التولیه یا به بهانه عدم تمکین متولیان، در اختیار دولت قرار گرفت؛ اقدامی که در تعارض با نیات واقفان بود. پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مقاله ها، با تکیه بر اسناد سازمان های مختلف و خاندان ها، با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تبیینی به موضوع پرداخته است.
۱۳۷۹.

بررسی علل قیام ابن اشعث بر حکومت اموی و نقش سیستانیان در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهره های سرشناس سیاسی و نظامی دوره خلافت بنی امیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورش ها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاج بن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم و عصبانیت حجاج از این کار، موضع سیاسی خود را نسبت به امویان تغییر داد و به سلک مخالفان آن ها درآمد. در این پژوهش که با روش تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای صورت گرفته، به بررسی و تحلیل علل و پیامدهای همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان پرداخته شده و سعی گردیده به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که مهم ترین علل همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان چه بوده و چه آثار و پیامدهایی داشته است؟ به نظر می رسد که ظلم و ستم حاکمان اموی نسبت به مردم سیستان، زیر پا نهادن ارزش های اسلامی، تبعیض نژادی و تحقیر مردم، مخالفت علما و شیعیان با خلافت اموی و تحمیل هزینه های هنگفت مالی و جانی در آن منطقه از جمله مهم ترین علل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که مردم سیستان را علیه امویان برانگیخت. این مبارزات هرچند به ظاهر به شکست انجامید، اما ماهیت ضد اسلامی فرمانروایی امویان را هرچه بیشتر آشکار نموده و ضربه مهلکی بر پیکر حکومت آنان وارد ساخت. البته پس از آن با برقراری صلح در مرزهای شرقی سیستان، از هزینه های مالی و جانی مردم منطقه کاسته شد.
۱۳۸۰.

نقدی بر تصحیح متون تاریخ نگارانه فاطمیان (بررسی موردی روایت ولادیمیر ایوانف و حسام خضور از رساله سیرة الحاجب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۸
از نخستین دهه های قرن بیستم میلادی کسانی چون ولادیمیر ایوانف از طریق انتشار اولیه متن بسیاری از نسخ خطی اسماعیلی، درهای تازه ای را پیش روی محققان این حوزه گشودند. با این حال، انتشار وسیع و عجولانه بسیاری از این متون بدون تصحیح انتقادی و دقت در محتوای آنها، سبب شده است شاهد وجود خطاهای مکرر در محتوای برخی از این متون باشیم. نخستین پیامد جدی این مسئله، بروز خطاهای مکرر در بازسازی تاریخ اسماعیلیان یا حتی قضاوتی نادرست در تحلیل محتوای تاریخی این متون است. در این مقاله، انتشار اولیه رساله «سیره الحاجب» توسط ولادیمیر ایوانف در جلد چهارم مجله کلیه الآداب مصر (1936م)، روایت حسام خضور از متن این رساله در سال 2007م. در سوریه براساس تنها نسخه باقیمانده از این رساله تاریخی و نیز منقولات باقیمانده از آن در دیگر آثار اسماعیلی متقدم، مورد نقد علمی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بیانگر وجود سه سنخ خطاهای تاریخی، زبان شناختی و زمینه ای در نشر این دو محقق است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. روش تحقیق در این مقاله به شیوه قیاسی و گردآوری داده ها مبتنی بر جست وجوی کتابخانه ای است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان