فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهینه سازی زمان بندی و کاهش هزینه ها در سیستم آموزش مجازی( آموزش از دور ) انجام شد. یکی از متدها و روشهای موفق زمانبندی و بهینه سازی هزینه ها در پروژه ها و نظام های خدماتی، مدیریت ارزش کسب شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، و از نظر شیوه اجرای یک پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش، مطالعه جامعی روی سیستم آموزش مجازی(آموزش از دور) دانشگاه پیام نور انجام گردید. لذا از روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای و تدوین پرسشنامه جهت کسب اطلاعات مورد نظر از مدیران و مسئولین این دانشگاه استفاده شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل523 نفر از مدیران، اساتید و دست اندرکاران انفورماتیک و شبکه های مجازی دانشگاه پیام نور بوده که بر اساس فرمول کوکران، تعداد 221 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شد که شامل پرسشنامه های محقق ساخته مدیریت ارزش کسب شده (به منظور بررسی متغیر های مستقل)، و پرسشنامه موفّقیت دوره های آموزش از دور(به منظور بررسی متغیر های وابسته) استفاده گردید. در این پژوهش با کمک روش تحلیل عاملی به بررسی مدل ریاضی پژوهش پرداخته و اجزای مدل که از طریق مقایسات زوجی برای هر متغیر فرعی و سپس متغیر اصلی اولویت بندی شده بودند، شناسایی شد. در ادامه ساختار مدل بر مبنای ارزش های کسب شده توسط هر جزء فرعی مدل، تبیین گردید. نتایج تجزیه و تحلیل فرضیه اول نشان داد که در همه وضعیت های مورد بررسی، با احتمال مقدار کمتر از 5% ، و در یک وضعیت کمتر از 10% می باشد. با توجه به ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون (β) نیز می توان به رابطه بین متغیر مستقل و وابسته پی برد. نتایج فرضیه دوم نشان داد در تمامی وضعیت ها فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزشی از دور درجه یک، پذیرفته می شود. همچنین، در تمامی موقعیت ها ضریب همبستگی منفی است. بنابراین رابطه معکوس تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده، در موفقیت دوره های آموزش مجازی (آموزش از دور) درجه یک، در تمامی وضعیت ها، با احتمال 95 درصد مورد پذیرش واقع گردیده، نشان داده شد که بین متغیر های مربوط به تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزشی از دور درجه یک، ارتباط همبسته ای وجود دارد. نتایج فرضیه سوم نشان داد که فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مراکز فعالیت ها، در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزش از دور پذیرفته می شود. با توجه به ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون نیز می توان به رابطه بین متغیر مستقل و وابسته پی برد. نتایج فرضیه چهارم ثابت نمود که فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مشکلات عملکردی، در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های (آموزش مجازی) آموزش از دور پذیرفته می شود. در انتها مدل جامع الگوی بهینه سازی زمان بندی و کاهش هزینه ها در سیستم آموزش مجازی ارائه گردید.
پیش بینی هوشمندی رقابتی مدیران آموزشی بر اساس دینداری و هوش سیاسی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش رقابتی مدیران آموزشی بر اساس ایمان و هوش سیاسی در مدارس دخترانه منطقه 14 تهران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مطالعاتی مدیران و معاونان مدارس منطقه 14 شهر تهران که 158 مدیر و معاون آموزشی بود. با توجه به جامعه آماری، حجم نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 120 نفر تعیین شد. این تعداد نمونه از میان جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه دین داری در کار لین[1] (۲۰۰۸)، هوش رقابتی ماهانی (۱۳۹۱) و هوش سیاسی دوستار و همکاران (۱۳۹5) استفاده شد. داده ها به روش توصیفی و روش های همبستگی و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین متغیرهای ایمان و هوش رقابتی، ایمان و هوش سیاسی و هوش رقابتی و هوش سیاسی روابط مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین متغیرهای ایمان و هوش سیاسی، هوش رقابتی را به طور مثبت پیش بینی کردند. نتیجه گیری می شود که هر چه میزان باورها و اعتقادات مذهبی و التزام و عمل به وظایف دینی در مدیران آموزشی مدارس بیشتر بوده و از هوش سیاسی بالاتری برخوردار باشند، هوش رقابتی آن ها بیشتر می باشد. مدیران با استفاده از اطلاعات م ربوط ب ه منابع، امکانات محیطی و رقبا و با در نظر گرفتن فرصت ها و تهدیدات محیط بیرونی، می توانند در جهت منافع سازمان آموزشی خود تصمیمات مناسب تری اتخاذ کنند. [1] .Lynn
مفهوم سازی مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین مفهوم "مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه " بود. چارچوب روش شناختی مورد استفاده، رویکرد کیفی از نوع نظریه مبنایی با نگاه سیستمی بود. برای جمع آوری داده از اطلاع رسان ها، مصاحبه های عمیق غیررسمی و تحلیل اسناد استفاده شد. همچنین برمبنای اشباع نظری، 15 تن از حکمای معاصر و فیلسوفان تعلیم و تربیت و علوم اجتماعی در سطح جهانی برای مشارکت در این پژوهش دعوت شدند. 5 سند نیز به عنوان اطلاع رسان مورد استناد قرار گرفت. تحلیل داده ها در ۳ مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. نظریه نهایی نیز حول مقوله محوری "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " صورت بندی شد. باور پذیری نظریه تولید شده از طریق راهبردهای بازبینی اعضاء، تحلیل موارد منفی و چند سویه سازی منابع مورد تعدیل قرار گرفت. فرایند تحلیل داده ها تا حد شکل گیری نظریه نیز جهت تامین معیار اعتمادپذیری پژوهش، تا حد ممکن توصیف شد. نتایج نشان داد، "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " با اتکا به عوامل نگرشی، نظری و سازمانی قابل بازشناسی است. همچنین این سازه تحت تأثیر شرایط مداخله گر محیطی و سیاست های کلان و شرایط زمینه ای (قابلیت های عملی، قابلیت های فرهنگی، قابلیت های معنوی، قابلیت های نظری) قابل توسعه است. در واقع به کارگیری راهبرد رهبری حکیمانه، موجب توسعه حکمت در مدارس، بالندگی فرهنگی و تحقق اهداف نافع مدرسه خواهد شد.
همکاری بین معلمان مدرسه و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی _ یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
193 - 179
حوزههای تخصصی:
فرهنگ همکاری در مدرسه فرصت ها را برای توسعه و پیشرفت حرفه ای، افزایش داده و راهبردهای آموزشی را بهبود می بخشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر همکاری بین معلمان مدرسه در ارتقای کیفیت فرایند یاددهی و یادگیری به انجام رسید. از نظر نوع هدف، کاربردی و از نظر نوع تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری معلمان دوره دوم ابتدایی شهر تهران(تعداد 6000 نفر) بودند و نمونه آماری(361 نفر) با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها برای متغیر همکاری، پرسشنامه استاندارد رشد حرفه ای همکارانه صفری(1396) بود و برای متغیر کیفیت فرآیند یاددهی _ یادگیری از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی هر دو پرسشنامه از طریق روایی صوری و پایایی ابعاد آن ها، با استفاده از روش همسانی درونی آلفای کرانباخ تایید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاکی از وجود همبستگی معنادار بین همکاری بین معلمان و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری است و ابعاد تسهیم تجارب، وابستگی متقابل، مسئولیت پذیری و تصمیم گیری و کنترل همکارانه، تبیین معناداری از کیفیت فرایند یاددهی و یادگیری داشته اند و می توانند تغییرات کیفیت یاددهی و یادگیری(مهارت های طراحی تدریس، مهارت های ارائه درس، کیفیت علمی معلم، مهارت های ارزشیابی یادگیری و مهارت های ارتباطی) را تبیین کنند. همچنین بعد تسهیم تجارب، بیشترین و بعد مسئولیت پذیری کمترین تبیین را به خود اختصاص داده اند. یافته های این پژوهش اهمیت تقویت خرده مقیاس های همکاری بین معلمان را در محیط آموزشی برای ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری دانش آموزان مورد تأکید قرار می دهد.
تأثیر رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده (موردمطالعه: دانشگاه های علمی– کاربردی غرب استان مازندران)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
31 - 43
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و پویای کنونی، سازمان ها در صورتی می توانند مزایای رقابتی خود را حفظ کنند که به صورت موجودیتی واحد و یکپارچه بتوانند یادگیری سریع تری نسبت به رقبا داشته باشند.هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران بود.جامعه آماری پژوهش شامل 220 نفر از کارکنان دانشگاه های علمی – کاربردی استان مازندران است. نمونه مورد مطالعه 136 نفر از این افراد بود که بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ابعاد سازمانی یادگیرنده واتکینز و مارسیک (1996) و پرسشنامه رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (2000) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج نشان داد ترغیب ذهنی، نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش و ملاحظات فردی بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران تأثیر مثبت دارند. همچنین سبک رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران تأثیر مثبت دارد.
طراحی و روان سنجی پرسشنامه مدرسه اثربخش با معیارهای فرهنگی جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ای متناسب با معیارهای فرهنگی جامعه ایرانی، سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی برای مدارس اثر بخش انجام شده است. این مطالعه یک پژوهش روش شناختی است که جامعه آماری آن شامل استادان گروه علوم تربیتی شمال غرب کشور از چهار استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان است. در مرحله اول این پژوهش با استفاده از مبانی نظری و تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور ابعاد و مولفه های مدارس اثربخش استخراج شده و در مرحله دوم گویه های پرسشنامه با توجه به مولفه های مستخرج تدوین گردید. در مرحله سوم ویژگی های روان سنجی پرسشنامه با بهره گیری از روایی صوری، روایی محتوا، همسانی درونی و ثبات، مورد بررسی قرارگرفت. بر اساس نتایج حاصل از مرحله اول و دوم ، پرسشنامه اولیه در اختیار اعضا گروه پانل قرار داده شده و روایی صوری و محتوایی به صورت کمی و کیفی بررسی شد که مقادیر CVR و CVI ، 65/0 و 84/0 به دست آمد و بعد از اصلاحات این مقادیر به 75/0 و91/0 افزایش یافت. همسانی درونی سوالات (آلفای کرونباخ 982/0) و ثبات آزمون با استفاده از ضریب همبستگی درون طبقه ای به روش آزمون-بازآزمون از طریق پاسخگویی 60 نفر از گروه هدف به پرسشنامه 931/0 به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامه طراحی شده از روایی وپایایی لازم برخوردار بوده و می تواند ابزار مناسبی برای سنجش اثربخشی مدارس یا تدوین الگو برا ی مدارس اثربخش باشد.
ارائه الگوی تلفیقی جوامع یادگیرنده حرفه ای ناب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
147 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف آموزش کمک به پیروزی افراد است و نظام آموزشی که در تحقق این امر کارایی لازم را نداشته باشد، نیازمند بازبینی و اصلاح است. هدف این پژوهش، بهره گیری از اصول تفکّر ناب برای شناسایی و حذف موانعی است که تبدیل نظام آموزشی ایران به اجتماع یادگیرنده حرفه ای را به چالش می کشاند. در این پژوهش کیفی، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند در قالب کاربردی سیستماتیک از روش پژوهشی داده بنیاد، داده های حاصل از 13 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان ، مشاهده 10 منطقه آموزشی استان تهران و تحلیل محتوای 45 سند مرتبط، با کدگزاری در نرم افزار MAXQDA 12 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. 1370 کد استخراج شده، در قالب 239 مفهوم، 19 مقوله و 6 مؤلفه دسته بندی شده اند. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، آموزش بر اساس نیازهای فراگیران، معلّمان و سایر ذی نفعان عامل اصلی لزوم شکل گیری اجتماع یادگیرنده حرفه ای است که فرایندها و تعاملات شکل دهنده آن مثل همکاری، به اشتراک گذاشتن، ارزیابی و شناسایی، تحت تأثیر عوامل زمینه ای تسهیل گر (فرهنگ و رهبری) و عوامل بازدارنده (ضعف ها و اتلاف ها) قرار می گیرند. شدت و ضعف این دو دسته از عوامل، می تواند موجب بروز تغییراتی مثبت یا منفی در پیامدهای مورد انتظار این جوامع گردد.
رابطه بین رهبری تحولی و چابکی سازمانی با نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
212 - 235
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دبیران مدارس دوره اول متوسطه(200 نفر) و دوره دوم متوسطه(300 نفر) شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1395 به تعداد 500 نفر تشکیل داد. نمونه آماری 217 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران و به روش طبقه ای با حجم متناسب انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رهبری تحولی(2000) Bass & Avolio با آلفای(93/0)، چابکی سازمانی (1999) Sharifi & Zhangبا آلفای(64/0) و تسهیم دانش(2005) Bock, Zmud, Kim & Lee با آلفای(86/0) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحولی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر چابکی سازمانی تأثیرگذار است. رهبری تحولی به صورت مستقیم بر تسهیم دانش تأثیرگذار است. همچنین تسهیم دانش به صورت مستقیم بر چابکی سازمانی تأثیرگذاراست. در این رابطه زمانی که تسهیم دانش به عنوان متغیر میانجی وارد معادله می شود، دارای قدرت بیشتری است. به عبارت دیگر، می توان گفت که رهبری تحولی با نقش میانجی تسهیم دانش موجب افزایش چابکی سازمانی در میان دبیران می شود.
ارائه مدلی برای توسعه ی مدارس طبیعت در ایران: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
123 - 103
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازنظر هدف "کاربردی" و ازنظر نوع داده ها، "کیفی" و ازنظر شیوه اجرا "نظریه داده بنیاد" (نسخه سیستماتیک) می باشد. داده های این پژوهش حاصل مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با 15 تن از مدیران و تسهیل گران مدارس طبیعت و مطالعه اسناد و آثار مکتوب و غیر مکتوب 2 تن از مطلعین و متخصصین موضوعی بوده که به شیوه نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. داده های حاصل از مصاحبه در 3 مرحله ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده است. یافته های پژوهش ابتدا در 78 مقوله عمده و سپس در ۲3 مقوله اصلی تقسیم و سپس در شش مؤلّفه مدل پارادایمی پیشنهادی Strauss & Corbin جای گرفته اند. پدیده اصلی "تعیین جایگاه حقوقی و قانونی"به عنوان محور توسعه مدارس طبیعت در ایران است. برخی از مؤلفه و مقوله ها عبارت اند از موجبات علی که شامل: "بستر فرهنگی و اجتماعی"، "تغییر نگاه جامعه و سیاست گذاران نسبت به کودکان "هستند و شرایط زمینه ای: "مبانی دینی و فرهنگی"، "نظام اداری مانع آفرین" همچنین عوامل مداخله ای شامل: "امکانات و منابع مالی"، " زیرساخت ها و فضای فیزیکی"؛ راهبردها: "تحقیق و توسعه"، "همراهی رسانه ها"، و پیامدها شامل : "پیامد فردی"، "پیامدهای اجتماعی و اقتصادی" می باشد.
طراحی مدل اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
262 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اعتبارسنجی به منظور تضمین کیفیت آموزش در مدارس متوسطه نظری بود. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی-استنتاجی بود. برای دسترسی به داده های غنی پس از تحلیل اسناد (7 سند داخلی و 17 سند خارجی مرتبط با کلید واژه های منتخب)، از مصاحبه با صاحبنظران استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش بر اساس رویکردی هدفمند و با استفاده از روش موارد مطلوب، از بین خبرگان تعلیم و تربیت، متخصصین اعتبارسنجی و مسئولان اجرایی آموزش و پرورش برگزیده شدند. اشباع نظری به عنوان شاخص کفایت داده ها پس از مصاحبه عمیق با 35 نفر از مشارکت کنندگان، حاصل شد. برای گردآوری داده ها از تحلیل اسناد، مصاحبه عمیق و با رویکرد نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. برای اطمینان از صحت و استحکام داده ها ضمن انجام دقیق مصاحبه ها توسط پژوهشگر، فایل متنی مصاحبه ها تهیه و توسط مشارکت کنندگان، تایید شد. همچنین کدهای استخراج شده، مقوله بندی ها و نام گذاری آنها توسط مشارکت کنندگان و همتایان مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری دارای 7 عامل (ساختار سازمانی، ساختارفیزیکی، عوامل فردی معلم (کادر اداری و آموزشی)، عوامل فردی دانش آموزی، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی و هسته فنی تدریس و یادگیری) می باشد و 60 ملاک و 266 نشانگر متناسب با ویژگی های مدارس متوسطه نظری برای عوامل هفتگانه فوق شناسایی شد و نهایتاً مدل پیشنهادی اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری معرفی گردید. واژگان کلیدی: اعتبارسنجی، تضمین کیفیت، مدارس متوسطه، تحلیل محتوا، فرهنگ
ارائه مدل آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان می باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع، توصیفی- پیمایشی است. پس از بررسی سوابق تحقیقات انجام شده در خصوص مبحث آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان، مؤلفه ها و عناصر الگو استخراج و بر مبنای آنها، الگوی آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان تدوین گردید. 8 مؤلفه شناسایی و در قالب یک پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شد. پس از تعیین روایی پرسشنامه توسط متخصصان، ضریب پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 94/0 بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه متخصصان و کارشناسان (حوزه برنامه ریزی آموزشی، مدیریت آموزشی، تحقیقات آموزشی، اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی و حسابداری) می باشد که از این تعداد 500 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به دلیل پراکندگی جامعه و محدود بودن تعداد افراد از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی و شاخص های معادلات ساختاری و نقش عوامل اصلی و از همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان با 8 عامل قابل مدل سازی است که عبارتند از: مهارت زندگی، تبیین عوامل اجتماعی، آموزش مفاهیم اقتصادی، رویکرد اقتصادی جامعه، محتوای آموزشی مناسب برای درک بهتر مفاهیم اقتصادی، محیط آموزشی، آموزش خانواده، تبیین عوامل فردی و مهارت زندگی. که عامل "مهارت زندگی" بیشترین نقش را در تبیین آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان دارد.
طراحی مدل ساختارمندی تفکر استراتژیک مدیران آموزش عالی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی تفکر استراتژیک مدیران آموزش عالی مبتنی بر ساختارمندی است. ساختار هر سازمان در حفظ نظم و نیل به اهداف، نقش مهمی ایفا می کند. روش پژوهش ترکیبی اکتشافی بود و در سال تحصیلی 1398 انجام شد. ابتدا مضامین تفکر استراتژیک مدیران آموزش عالی مبتنی بر ساختارمندی با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و بر اساس کل حوزه-ی پژوهش که شامل مقولات مندرج در پایگاه های داده و کتب مرتبط با تفکر استراتژیک بود، شناسایی گردید. جهت بدست آوردن پایایی از روش هولستی استفاده گردید. در ادامه با استفاده از تکنیک بردی مضامین شناسایی شده، مورد همجواری و مقایسه قرار گرفتند و درنهایت مضمون فراگیر ساختارمندی دارای مضامین سازمان دهنده ی 1- تصمیم گیری 2- اولویت بندی 3- ارزیابی 4- فرایندمحور بود. در ادامه با توجه به مضامین شناسایی شده پرسشنامه ای جهت اعتبار یابی مدل با 18 گویه طراحی گردید که با استفاده از آلفای کرونباخ پایانی آن 952/0 بدست آمد. جامعه پژوهش در بخش کمی، مدیران آموزش عالی با تعداد 2816 بود. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بود که تعداد 338 نفر نمونه تعیین گردید. جهت اعتبار یابی مدل پژوهش از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. همه مضامین با بار عاملی بالا مورد تایید قرار گرفتند که نشان از اعتبار بالای مدل بود.
مدل سازی نقش رهبری آموزشی مدیران از طریق فرهنگ مدرسه در اشتیاق شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مدل سازی نقش رهبری آموزشی مدیران از طریق فرهنگ مدرسه در اشتیاق شغلی معلمان بود. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بوده و بدین منظور سه ابزار پژوهش تحت عنوان مقیاس رهبری آموزشی هالینگر و وانگ (2015) با ضریب آلفای 97/0، پرسشنامه فرهنگ مدرسه گرونرت (1998) با ضریب آلفای 98/0 و پرسشنامه اشتیاق شغلی شافلی و بیکر (2003) با ضریب آلفای 89/0 جهت گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری این مطالعه را 1568 نفر از معلمان ابتدایی تشکیل می داد. حجم نمونه برای 1600 نفر با استفاده از جدول مورگان با آلفای 0.05 تعداد310 نفر تعیین شد. برای تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل علی مفروض از برازش مناسبی برخودار بوده است و مدل تدوین شده قابلیت تعمیم به جامعه پژوهش را دارد. همچنین رهبری آموزشی به واسطه فرهنگ مدرسه با اشتیاق شغلی معلمان ارتباط غیر مستقیم مثبت و معنادار دارد که تاکیدی بر لزوم تمرکز بر تغییر فرهنگ قبل از هرگونه بهسازی مدارس می باشد. با این حال تاثیر مستقیم رهبری آموزشی بر اشتیاق شغلی معنادار نبود.
تاثیر آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان انجام شد. روش این پژوهش علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دادند. روش نمونه گیری از نوع هدفمند بود که تعداد 100 دانش آموز در دو گروه هنرجوی موسیقی و عادی جای گرفتند. ابزار سنجش در این پژوهش، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) بود. نتایج این مطالعه نشان داد میانگین رتبه های بهزیستی روانشناختی هنرجویان برابر 16/71 و برای غیرهنرجویان برابر 84/29 می باشد و مقدار آزمون Z برابر 123/7 در سطح 01/0 معنی دار است. بنابراین، آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان تاثیر داشته است (01/0>P). می توان با گنجاندن برنامه های آموزش موسیقی به عنوان یک برنامه درسی مستقل، در جهت افزایش شاخص های سلامت روان دانش آموزان گام برداشت.
مطالعه تطبیقی نهادهای مسئول و نظام ارزیابی شایستگی حرفه ای مدیران مدارس در ایران، مالزی و امریکا: آموزه هایی برای نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
234 - 213
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نهادهای مسئول و نظام ارزیابی شایستگی های حرفه ای مدیران مدارس ایران، مالزی و ایالت کالیفرنیا امریکا به منظور فراهم شدن زمینه نقد و مسئله گشایی از برنامه های توسعه شایستگی های حرفه ای مدیران در ایران با بهره گیری از تجارب و آموزه های کشور مالزی و ایالت کالیفرنیا که در حوزه مطالعات و اصلاحات مدیریت آموزشی پیشرو می باشند به انجام رسید. روشی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت، روش جرج. زی. اف. بردی در مطالعات آموزش و پرورش تطبیقی مشتمل بر مراحل توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه بود. برای جمع آوری اطلاعات و داده ها از شیوه مطالعه منابع کتابخانه ای شامل اسناد، گزارش ها، مطالعات تطبیقی انجام گرفته پیرامون موضوع استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد ایده ها و انگاره های نابی در حوزه موضوع مورد پژوهش در کشور مالزی و ایالت کالیفرنیا وجود دارد که می تواند در اصلاح و بهبود نظام توسعه شایستگی های حرفه ای مدیران مدارس در ایران راه گشا باشد. بر اساس یافته ها بازنگری در وظایف و کارکردهای نهادهای متولی توصیف، توسعه و ارزیابی شایستگی های حرفه ای مدیران مدارس و هم چنین نظام ارزیابی شایستگی های حرفه ای مدیران مدارس در کشور به عنوان امر ضروری مشخص شد. در پایان بر مبنای آموزه های برگرفته از این مطالعه پیشنهادهایی جهت اصلاح و یادگیری خط مشی های مربوطه در ایران ارائه گردید.
بررسی علّت افزایش چاپ مقالات در نشریات جعلی و بی کیفیت با نگاه ویژه به رشته ی آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه های دولتی ایران در معرض تهدید ناشران جعلی و بی کیفیت قرار گرفته اند. به دلیل افزایش فشار برخی استادان و دانشجویان برای انتشارمقاله در نشریات ملّی و بین المللی، دانشجویان و استادان سریع ترین راه ممکن را برای انتشار مقالات خود -که نشریات جعلی هستند- انتخاب می کنند. چون زبان انگلیسی زبان بین المللی و آموزش زبان انگلیسی به عنوان یک رشته تحصیلی در همه کشورها فراگیر است، بنابراین، هدف از این مقاله بررسی دلایل افزایش انتشار مقالات دانشجویان تحصیلات تکمیلی به خصوص در رشته ی آموزش زبان انگلیسی در این گونه نشریات و همچنین ضعف و ناکارآمدی دانشگاه ها در ایران است؛ گفتنی است که این پژوهش به مطالعه ی چهار دانشگاه دولتی با سطوح متفاوت در ایران پرداخته است. برای این که مشخص شود چگونه تسلّط و خشونت در آموزش عالی دانشجویان تحصیلات تکمیلی را وادار به چاپ در نشریات بی کیفیت کرده است، پژوهشگران از مفهوم خشونت نمادین بوردیو (1991) و همچنین انگلیسی انتقادی برای مقاصد علمی(CEAP) استفاده کرده اند. در این مقاله که به روش کمی-کیفی و بر پایه ی منابع میدانی و کتابخانه ای انجام گرفته است برای دریافت نظرات دانشجویان در مورد انتشار در نشریات جعلی، پرسشنامه ای سازما ن یافته توسط پژوهشگران طراحی و به 52 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی داده شد. از آمار توصیفی و آزمون t مستقل برای تحلیل کمی پاسخ های دانشجویان استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان داد که دلیل انتشار در این گونه نشریات ناشی از خشونت نمادینی است که دانشگاه ها و استادان به دانشجویان تحمیل می کنند و حقوق دانشجویان نادیده گرفته می شود. برآیند این مطالعه شامل دموکراتیزه کردن مؤسسات آموزش عالی و ایجاد مشارکت معنوی و واقعی دانشجویان در فرایند انتشار مقاله است.
ارائه الگوی مطلوب فرهنگ سازمانی مدارس با رویکرد تبادلات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
108 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارائه ی الگوی مطلوب فرهنگ سازمانی آموزش وپرورش با رویکرد تبادلات اجتماعی انجام شد. این تحقیق یک راهبرد ترکیبی از نوع متوالی اکتشافی است که به صورت مطالعه موردی در شهر فیروزآباد انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان رسمی آموزش وپرورش با بیش از 15 سال سابقه کار بود که با استفاده از روش نمونه گیری موازی برای بخش های کیفی و کمّی نمونه گیری صورت گرفت. نمونه گیری بخش کیفی به روش گلوله برفی انجام شد و با 9 نفر از معلمان تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام و از یافته های آن، چهار نوع فرهنگ سازمانی کمال گرایی، تعامل گرایی، توسعه گرایی و مأموریت گرایی استخراج گردید. نمونه گیری بخش کمّی به روش تصادفی ساده انجام و 30 نفر از خبرگان آموزش وپرورش انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در این بخش، پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس ویژگی ها و شاخص های فرهنگ سازمانی مطلوب آموزش وپرورش در بخش کیفی با 48 گویه و مقیاس هفت گانه لیکرت تنظیم گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن انجام شد. نتایج نشان می دهد که از نظر خبرگان، فرهنگ کمال گرایی و مأموریت گرایی در جایگاه بالاتری قرار دارد و از 24 شاخص فرهنگ ها، شاخص منزلت اجتماعی و تخصصی بالاترین میانگین و شاخص خطرپذیری از پایین ترین میانگین برخوردار هستند.
رابطه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
393 - 376
حوزههای تخصصی:
در دنیای درحال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمان هایی است که بین منابع کمیاب، قابلیتهای مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار کنند. به همین منظور تحقیق حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی انجام شد. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن کلیه مدیران مدرسه ابتدایی شهر اصفهان در سال 98-1397 به تعداد 180 نفر بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرسشنامه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه "کردنائیج و همکاران" و پرسشنامه تمایل به کارآفرینی "لامپکین و دس" استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط استاد راهنما و چند نفر از صاحبنظران موضوعی و روایی صوری نیز توسط چند تن از افراد جامعه آماری تایید شد. همچنین پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای پرسشنامه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه 857/0، پرسشنامه تمایل به کارآفرینی 802/0 محاسبه شد. نتایج نشان داد بین ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی رابطه وجود دارد و همچنین رابطه ریسک پذیری متعادل، کانون کنترل درونی، نیاز به موفقیت، سلامت فکری، عملگرایی، تحمل ابهام، رویا پردازی و چالش طلبی با تمایل به کار آفرینی مثبت و معنادار بود.
ارزیابی عملکرد سرمایه فکری در مراکز آموزشی عالی با استفاده از روش AHP (مطالعه موردی: دانشگاه های پیام نور استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اواخر قرن بیستم با توجه به تغییر مزیت رقابتی از سرمایه های مشهود به دارائی های دانشی و فرآورده های دانش محور، دانشگاه ها و آموزش عالی از جهت تولید دانش، مورد توجه قرار گرفتند. دانشگاه های ایران و البته دانشگاه های پیام نور نیز از این قاعده مستثنی نمی باشند. از این رو پژوهش حاضر با هدف، ارزیابی عملکرد سرمایه فکری در مراکز آموزشی با استفاده از روش AHP در دانشگاه های پیام نور استان گیلان انجام گرفته است .روش تحقیق کاربردی و توصیفی-پیمایشی محسوب می شود. جامعه ی مورد بررسی در این پژوهش شامل کارکنان دانشگاه های پیام نور استان گیلان به تعداد 365 نفر می باشد که 187 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و از طریق پرسشنامه مقایسات زوجی اطلاعات لازم در راستای پاسخ گویی به سوالات پژوهش جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، در دانشگاه های پیام نور استان گیلان سرمایه انسانی با ضریب ارجحیت 0.62 دارای اولویت اول، مولفه نوآوری با ضریب ارجحیت 0.76 دارای تقدم بر تعهد با ضریب ارجحیت 0.16 و دارای تقدم بر رضایت کارکنان با ضریب ارجحیت 0.07 می باشد. همچنین فرهنگ سازمانی با ضریب ارجحیت 0.53 دارای تقدم بر انتقال تکنولوژی با ضریب ارجحیت 0.29 و دارای تقدم بر سیستم اطلاعات با ضریب ارجحیت 0.16 است. مولفه ارزش برند با ضریب ارجحیت 0.62 دارای تقدم بر وفاداری مشتری با ضریب ارجحیت 0.23 و دارای تقدم بر رضایت مشتری با ضریب ارجحیت 0.13 است. در نهایت واحد دانشگاهی رشت با ضریب ارجحیت 0.33 دارای تقدم بر سایر واحدهای دانشگاهی دارد.
مدیریت کلاس های چند پایه مدارس ابتدایی شهرستان گرمی؛ آسیب ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف آسیب شناسی مدیریت کلاس های چند پایه مدارس ابتدایی شهرستان گرمی، در دو مرحله به روش پیمایشی و دلفی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر را در هر دو مرحله معلمین دارای سابقه تدریس حداقل یک سال در کلاس های چند پایه تشکیل می دادند در مرحله اول تعداد 201 نفر بر اساس جدول مورگان برای مصاحبه انتخاب گردید، در مرحله دوم نیز تعداد 30 نفر در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می دادند. و روش نمونه گیری در مرحله اول تصادفی طبقه ای و در مرحله دوم نمونه گیری غیر تصادفی قضاوتی بود. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله اول مصاحبه عمیق و مرحله دوم پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در مرحله اول از روش هماهنگی بین پاسخ دهنده ها و در مرحله دوم از روش دلفی دو دوری استفاده گردید. برای تعیین روایی از روش ضریب نسبی روایی محتوا و تحلیل عاملی تاییدی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. پایایی پرسشنامه برابر با 0.95 محاسبه گردید. یافته های تحقیق در مرحله اول تعداد 69 آسیب و 165 راهکار بودند و برازش مدل مورد تایید قرار گرفت و نشان داد که سازه ها در سطح رضایت بخش روایی قرار دارند و نهایتاً آسیب ها و راهکارهای مدیریت کلاس های چند پایه شناسایی شدند و در مرحله دوم در نهایت بر اساس روش اتفاق نظر و در دو دور تعداد 10 آسیب و 10 راهکار به عنوان مدل نهایی معرفی شدند.