فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی تجارب زیست شده برنامه درسی کارورزی در دانشگاه فرهنگیان پرداخته است تا در سایه چنین تلاشی به تدوین الگویی مفهومی دست یابد. این پژوهش رویکردی کیفی و پدیدارشناسانه دارد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته ای بود که داده های آن بر اساس تحلیل محتوا و الگوی کلایزری در میان 24 نفر دانشجو معلمان، 15 نفر استاد راهنما و 18 نفر معلم راهنما از گروه های مختلف آموزشی استخراج شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که مسائل برنامه درسی کارورزی در شبکه ای از مقولات قرار می گیرند، در بخش اساتید راهنمای کارورزی درمجموع 4 مقوله شناختی، نگرشی، سازمانی و تعاملاتی، در بخش معلمان راهنما 3 مقوله سازمانی، نگرشی و تعاملاتی، در بخش کارورزان 5 مقوله شناختی، عاطفی، نگرشی، رفتاری، تعاملاتی و مقوله سایر مسائل تدوین گردیده است. در انتها نکاتی جهت بهبود کیفیت برنامه درسی کارورزی پیشنهاد شده است.
تدوین یک مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی بر پایه ویژگی های روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی بین متغیرهایی است که بیشترین تاثیر گذاری را بر روی پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان شهر تهران در سال تحصیلی 93 دارند. جامعه آماری مورد نظر همه دانشجویان شهر تهران بود که از بین آنان تعداد 400 نفر به عنوان نمونه در رشته های مختلف و به روش دردسترس انتخاب شدند. این پژوهش به روش تحلیل مسیرانجام شد و ابزارهای پژوهش شامل آزمون منبع کنترل راتر،آزمون خلاقیت عابدی ،آزمون خودپنداره دلاور و آزمون انگیزش پیشرفت هرمنس بود.یافته های به دست آمده حاکی از برازش الگو با داده ها بود . تما می متغیرها بر روی پیشرفت تحصیلی اثرات مستقیم معناداری داشتند و اثرات غیر مستقیم خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی نیز معنادار بدست آمد. انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی و همچنین منبع کنترل از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی می باشند. با افزایش انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی میزان پیشرفت تحصیلی افزایش می یابد و منبع کنترل درونی منجر به پیشرفت تحصیلی بالاتر می شود.
آسیب شناسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی دوره ی کارورزی دانشگاه فرهنگیان به منظور ارائه ی الگوی مطلوب بوده است. نوع پژوهش آمیخته و روش آن متوالی تبیینی بوده است. جامعه آماری شامل مدرسان، معلمان راهنما و کارورزان دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری بوده است. در فاز کمی، مدرسان به روش سرشماری و دو گروه دیگر به روش تصادفی نمونه گیری شدند. در فاز کیفی از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در فاز کمی و کیفی به ترتیب اطلاعات با پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری گردید.طبق نتایج، ازبین مؤلفه های اهداف، فعالیت های یادگیری، زمان، فضای آموزشی مدارس و ارزشیابی؛ مدرسان مؤلفه زمان و دو گروه دیگر زمان، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی را نامطلوب دانستند. در فاز کیفی نیز 7 مضمون فرصت، 17 چالش و 14 الزام استخراج شد. باتوجه به یافته ها و نظر کارشناسان، الگوی پیشنهادی با 14 مؤلفه در سه حوزه سیاستگذاری، اجرا و پشتیبانی ارائه گردیده است.
پایایی و روایی مقدماتی مقیاس سبک یادگیری بر مبنای مدل سیلور، هانسن و استرانگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش، برآورد پایایی و روایی مقیاس سبک یادگیری بر مبنای مدل سیلور، هانسن و استرانگ است. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز در سال تحصیلی 93-92 بودند که از این جامعه تعداد 377 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مقیاس سبک یادگیری با 32 گویه با طیف لیکرتی چهار درجه ای بر مبنای مقیاس سبک یادگیری مدل سیلور، هانسن و استرانگ است که مدل سبک یادگیری سیلور، هانسن و استرانگ (1980) دارای 25 ردیف افقی و 4 ردیف عمودی بود که در هر ردیف افقی، چهار توصیف کننده رفتار ذکر شده است که باید توسط پاسخگر بر حسب اولویت ها مرتب می شد. برای بررسی روایی عاملی مقیاس از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. شاخص های نیکویی برازش در این پژوهش عبارتند از 556/72= X² 09/0RMESA= 90/0= GFI 86/0=AGFI.این نتایج مو ید آن است که ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد و همه شاخص های نیکویی برازش مدل را تایید کرده، بر برازندگی مطلوب آن دلالت دارد. پایایی مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی گردید. پایایی این ابزار 74/0 به دست آمد. با در نظر گرفتن نتایج این پژوهش، می توان گفت مقیاس سبک یادگیری تدوین شده، می تواند ابزار پایا و معتبری در ارزیابی سبک های یادگیری باشد.
تدوین برنامه درسی صلح در آموزش عالی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: برقراری عدالت و عدم تبعیض از راه تعلیم و ترویج مفاهیمِ صلح آمیز می تواند نویدبخش استفاده از این آموزه ها در زندگی آینده افرادباشد. به همین سبب هدف پژوهش پیش رو تدوین برنامهدرسی صلح در آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران بوده است. روش بررسی: براساس طرح کیفی و روش مطالعهموردی، به منظور تعیین عناصر لازم برای تدوین برنامهدرسی صلح، با استفاده از پرسشنامه باز پاسخ و نیمه ساختارمند با نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، نظر استادان و متخصصان گروه حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه های شهید بهشتی، اصفهان، شیراز و کرمان به دست آمد. آنگاه داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار Nvivo نسخه 11 از طریق فن تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد و یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتباریابی داده های کیفی، از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکهمضامین و تحلیل اسناد استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، برنامهدرسی صلح (مضمون فراگیر) دارای ابعادی چون محتوا، منطق، اهداف، روش ها و محیط یادگیری به عنوان مضامین سازمان دهنده است و هر کدام از این مضامین نیز دارای سطوح و مضامین پایه متنوعی هستند که می توانند برای تدوین برنامه درسی صلح به کار آیند. نتیجه گیری: آموزش صلح می تواند به دانشجویان کمک کند تا دانش و مهارت های لازم را برای یک زندگی صلح آمیز بیاموزند و این دانش و مهارت را در خانواده، تعاملات اجتماعی و در سطوح ملی و بین المللی به کار گیرند. بنابراین لازم است که برای آموزش و ترویج صلح نه تنها به عنوان یک مفهوم وسیع، بلکه به عنوان یک واقعیت ملموس، از همه منابع و امکانات استفاده شود.
شناسایی و تبیین برنامه درسی پنهان در رشته معماری (مطالعه موردی: دانشکده معماری دانشگاه ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی پنهان، مجموعه ای از یادگیری های نهادینه شده در فرهنگ مؤسسات آموزشی است، که فراگیران، در قالب مجموعه ای از هنجارها و ارزش ها تجربه می کنند. در این میان، دانشجویان رشته معماری، به دلیل برخورداری از ماهیت ویژه دروس عملی و تعامل تنگاتنگ اساتید و دانشجویان با هم، دارای اثرپذیری بیشتری در زمینه برنامه درسی پنهان هستند. از این رو این پژوهش، با هدف مطالعه و بررسی برنامه درسی پنهان رشته معماری شکل گرفت. بدین منظور با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، تجربه زیسته بیست و یک نفر از دانشجویان کارشناسی مهندسی معماری در دانشگاه ایلام، با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته ارزیابی شد. واحد ثبت پژوهش، مضمون بوده و پایایی پژوهش برمبنای توافق بین کدگزاران 83/0 به دست آمد. بر اساس یافته های به دست آمده، بیست و دو مؤلفه برنامه درسی پنهان، شناسایی شد و با استفاده از تحلیل شبکه مضامین، نظریه «سودای سود» شکل گرفت که مبین واقعیات موجود در تعامل افراد با یکدیگر در بافت دانشکده معماری است. نتایج این پژوهش، به شناسایی عوامل شکل دهنده برنامه درسی پنهان رشته معماری تحت عناوین«دانش»، «بینش»، «کنش» و «پایش» منجر شد.
دسته بندی شاخص های سنجش کیفیت محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش دسته بندی معیارها و شاخص های سنجش کیفیت کتاب های درسی به منظور ساخت ابزاری برای سنجش کیفیت کتاب های درسی دوره ابتدایی بوده است. روش تحقیق کیفی و جامعه آماری آن شامل تمامی منابع چاپی و الکترونیکی (فارسی و انگلیسی) منتشر شده در حوزه معیارهای تدوین محتوا بین سال های 1379 تا 1394 و نیز تمامی آموزگاران ابتدایی شهرستان ملایر به تعداد 3150 نفر می شده است که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تدریس بوده اند. از بین جامعه آماری آموزگاران تعداد 380 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در مطالعه شرکت داده شدند. برای جمع آوری بخشی از داده ها، بر اساس معیارهای شش گانه استخراج شده از منابع موجود در رشته برنامه ریزی درسی، مقیاسی تحت عنوان «پرسشنامه سنجش کیفیت کتاب های درسی» تهیه و پس از معتبر سازی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که ابزار معرفی شده از روایی صوری و محتوایی و نیز پایایی کافی برخوردار است و می توان از آن در سنجش کیفیت کتاب های درسی دوره ابتدایی استفاده کرد. همچنین معلوم شد که کیفیت کتاب های درسی پایه سوم دوره ابتدایی بر اساس مقیاس مورد استفاده، در کل و نیز در رابطه با تک تک معیارهای شش گانه، در وضع مناسبی است. ضمناً مشخص شد که از نظر آزمودنی ها معیارهای مربوط به مؤلفه تناسب محتوا با نگرش های مذهبی، بیش از سایر معیارها در کتاب های درسی پایه سوم رعایت شده است
طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ در درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 96-95 بود. پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته بوده که از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی بوده و بخش دوم، اعتباریابی الگو با اثربخشی بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی است. در بخش کیفی از روش سنتزپژوهی (پژوهش تلفیقی) استفاده شد. در بخش کمی که هدف آزمایش تأثیر الگوی طراحی شده بر درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی است؛ با استفاد از یک طرح آزمایشی از بین دانش آموزان پایه ششم شهرستان ایذه (50 نفر پسر) شامل 2 کلاس به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، قرارگرفتند. درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی در هردو گروه و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با ابزار آزمون تفکر انتقادی کرنل برای سنجش تفکر انتقادی و آزمون سنجش درک مفاهیم علمی برای درس مطالعات اجتماعی مورد مقایسه قرار گرفتند. با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس داده های جمع آوری شده تجزیه و تحلیل شد. در بخش کیفی نتایج تحقیق منجر به طراحی الگویی شد که شامل هفت بُعد (مبانی، اصول، فنون و راهبردها، مراحل، انواع پرسش، اهداف و ارزشیابی) است، نتایج در بخش کمی تحقیق نشان داد که الگوی طراحی شده موجب افزایش تفکر انتقادی و درک مفاهیم در گروه آزمایش شده است.
بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶
71 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع کیفی و پدیدار شناختی است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی می باشد. نمونه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شده است. تعداد افراد نمونه جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و تشکل گروه های کانونی استفاده شد. بدین صورت که 3 گروه 5 نفری از 6کلاس موجود انتخاب شد و با آنها مصاحبه گردید و دانش آموزان نظرات خود را در خصوص برنامه درسی تجربه شده، برنامه درسی تصوری، برنامه درسی نهفته، برنامه درسی تعاملی، روابط والدینی، برنامه درسی مستور شده و خود فکوری مطرح کردند. دانش آموزان اظهار کردند مطالب درس علوم پایه چهارم تکرار و بسط درس علوم پایه ی سوم بوده در حالیکه قبل از ورود انتظار داشتند که مطالب پیشرفته تر و سخت تر باشد و مطالب جدیدی اضافه شود، دانش آموزان فکر می کردند بیشتر به اختراعات و اکتشافات علمی بپردازد درحالی که ساده تر از پایه ی سوم بوده است. نتایج حاکی از دیدگاه دانش آموزان، برنامه درسی تجربه شده درس علوم در راستای برنامه قصد شده است. همچنین بیشتر به جنبه ی زیست شناسی درس پرداخته شده و آزمایشات انجام یافته آن باعث شده بیشتر به نسبت به اطرافشان دقیق تر باشند.
بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دیدگاه متخصصان برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
109 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تعلیم و تربیت، بایستی تربیت انسان های متفکر و خلاق باشد. تفکر انتقادی به عنوان یکی از الگوهای نوین در نظام تربیتی می باشد. هدف مقاله حاضر بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دید متخصصان برنامه درسی با می باشد. گرایش مورد نظر در پژوهش کیفی نظریه زمینه ای (Gt) و جامعه مورد بررسی در بخش کیفی متخصصان برنامه درسی شاغل در آموزش و پرورش که بر دوره متوسطه اشراف دارند، می باشند که از این جامعه با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع 18متخصص برنامه درسی به عنوان موردهای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق بودند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند.
تدوین ابزار سنجش درک مفهومی علوم پایه هشتم و تعیین رابطه آن با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، طراحی آزمونی پایا و معتبر برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه هشتم و بررسی رابطه درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی بود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان پایه هشتم مدارس متوسطه دوره اول شهر داراب در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند.\nبا استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، 376 نفر از دانش آموزان شامل 189 دانش آموز دختر و 187 دانش آموز پسر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، ابزاری به نام آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم با همکاری دبیران علوم تجربی ساخته شد. این ابزار دربرگیرنده 15 سوال چهار گزینه ای است که با توجه به محتوای کتاب علوم پایه هشتم تهیه شده است. به منظور ارزیابی سوال های آزمون، ضریب دشواری و ضریب تمیز سوالات محاسبه شد. و برای بررسی روایی آزمون از روایی محتوایی، روش لاشه (59/0 = CVR) و روش تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد. یافته ها نشان داد آزمون از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین پایایی آزمون نیز با استفاده از روش همسانی درونی، ضریب کودر ریچارسون 20، 86/0 و روش تنصیف برابر با 83/0بدست آمد. نتایج نشان داد که \آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم\ برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم تجربی مناسب بوده و از روایی و پایایی لازم برخوردار است. در نتیجه می توان درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم را نسبت به درس علوم تجربی به طور غیرمستقیم و از طریق سنجش توانایی آن ها در کاربرد و استفاده از آموخته ها مورد بررسی قرار داد. علاوه بر این، نتیجه دیگر پژوهش نشان داد که بین عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی و درک مفهومی علوم رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. وقتی دانش آموزان مطالب را به صورت مفهومی یاد می گیرند، می توانند آن ها را در موقعیت های جدید بکار گیرند و به سوالات مختلف و متفاوت پاسخ مناسب دهند.\nهدف از این پژوهش، طراحی آزمونی پایا و معتبر برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه هشتم و بررسی رابطه درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی بود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان پایه هشتم مدارس متوسطه دوره اول شهر داراب در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند.\nبا استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، 376 نفر از دانش آموزان شامل 189 دانش آموز دختر و 187 دانش آموز پسر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، ابزاری به نام آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم با همکاری دبیران علوم تجربی ساخته شد. این ابزار دربرگیرنده 15 سوال چهار گزینه ای است که با توجه به محتوای کتاب علوم پایه هشتم تهیه شده است. به منظور ارزیابی سوال های آزمون، ضریب دشواری و ضریب تمیز سوالات محاسبه شد. و برای بررسی روایی آزمون از روایی محتوایی، روش لاشه (59/0 = CVR) و روش تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد. یافته ها نشان داد آزمون از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین پایایی آزمون نیز با استفاده از روش همسانی درونی، ضریب کودر ریچارسون 20، 86/0 و روش تنصیف برابر با 83/0بدست آمد. نتایج نشان داد که \آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم\ برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم تجربی مناسب بوده و از روایی و پایایی لازم برخوردار است. در نتیجه می توان درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم را نسبت به درس علوم تجربی به طور غیرمستقیم و از طریق سنجش توانایی آن ها در کاربرد و استفاده از آموخته ها مورد بررسی قرار داد. علاوه بر این، نتیجه دیگر پژوهش نشان داد که بین عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی و درک مفهومی علوم رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. وقتی دانش آموزان مطالب را به صورت مفهومی یاد می گیرند، می توانند آن ها را در موقعیت های جدید بکار گیرند و به سوالات مختلف و متفاوت پاسخ مناسب دهند.
مقایسه اهمیت و قابلیت اجرایی دروس دوره ی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه های منتخب داخلی و خارجی از دیدگاه اعضای هیأت علمی و دانشجویان: ارائه ی برنامه ی درسی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، مقایسه ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس دوره ی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاههای منتخب داخلی و خارجی جهت ارائه ی برنامه درسی پیشنهادی بود. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی و دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ی مدیریت آموزشی بود که با روش نمونه گیری در دسترس، 21 نفر از اعضای هیأت علمی و 48 نفر از دانشجویان سال آخر انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مقیاس محقق ساخته ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس بود که با استفاده از روش تحلیل گویه و آلفای کرونباخ، روایی و پایایی آن محاسبه گردید و پس از تأیید، بین نمونه ها توزیع و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: 1- در پنج درس بین استادان و دانشجویان اتفاق نظر وجود دارد. 2- در اهمیت سیزده درس تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 3- در قابلیت اجرایی ده درس، تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 4- بین اهمیت دو درس از دیدگاه اعضای هیأت علمی بر حسب سابقه خدمت آنان تفاوت معناداری وجود دارد. 5- بین قابلیت اجرایی دروس از دیدگاه اعضای هیأت علمی مرتبه های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. 6- با مقایسه اهمیت و اولویت دروس مختلف در رئوس محتوایی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی، دوازده عنوان درس در رشته ی مدیریت آموزشی پیشنهاد شد.
نقش فرهنگ معلمی در مواجهه با تغییرات برنامه درسی ریاضیات پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد کشف نقش فرهنگ معلمی در نوع مواجهه معلمان نسبت به اصلاحات برنامه درسی ریاضی دوره متوسطه اول در شهرستان قائمشهر می باشد . یافته های پژوهش کیفی با روش پژوهش پدیدارشناسی نشان داد که باورهای معلمان نسبت به تغییرات کتاب درسی ریاضی پایه هفتم به دو دسته؛ نگاه مثبت به تغییرات کتاب درسی ریاضی پایه هفتم و نگاه منتقدانه ارزیابی شده است. همچنین آن ها دو طیف از رفتار را در مواجهه با تغییرات کتاب درسی ریاضیات پایه هفتم به نمایش گذارده اند: پذیرش کامل، مقاومت و عدم پذیرش. نتایج پژوهش نشان داد، درک فرهنگ معلمی عاملی ضروری برای آغاز هرگونه اصلاح است که با بهبود نگرش به تغییر تمایلات معلّمان نسبت به پیشبرد برنامه های درسی جدید مثبت تر می شود
رهبری معلم در اجرای برنامه درسی؛ چالش ها و فرصت ها
حوزههای تخصصی:
برای سالیان بسیاری بحث در خصوص نقش معلم در اجرای برنامه درسی از جنبه های مختلفی در مباحث مدیریت آموزشی، نظارت و راهنمایی تعلیماتی و تأکید بر نقش وی در راهنماهای معلم مطرح بوده است. با این وجود توجه به نقش معلم در قالب عنوان«رهبری معلم» با محوریت اجرای برنامه درسی در ادبیات پژوهشی داخل موضوعی مغفول و ناشناخته می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل رهبری معلم در برنامه درسی به ویژگی ها، مزایا و معایب آن پرداخته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین رهبری معلم و رهبری توزیع یافته در مدرسه رابطه وجود داشته و رهبری در مدرسه می تواند در میان معلمان «توزیع» گردد که این امر می تواند اثربخشی معلمان در اجرای برنامه درسی را در پی داشته باشد. در نهایت این مطالعه نتیجه می گیرد که رهبری معلم امری شدنی است که اقتضاء و امکان برای مؤفقیت کامل در این نقش به انجام پژوهش های بیشتر، وجود شرایط مناسب در مدارس و البته خود معلمان بستگی دارد.
ارائه مدلی جهت ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (مورد مطالعه؛ دبیران مدارس متوسطه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۱
153 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارائه مدل توسعه تدریس کامیاب ادراک شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیرانمدارس متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-1393 (3476 نفر) تشکیل داده اند. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بود که نهایتاً تعداد 380 نفر از دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان به طور تصادفی برای تحقیق انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه: 1-پرسشنامه عوامل چهارگانه اثرگذار (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب) بر تدریس کامیاب ادراک شده (93/0=α ) 2- پرسشنامه درگیری تحصیلی (87/0=α ) و 3 - پرسشنامه توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (94/0=α ) است. به طورکلی نتایج نشان داد، بهره گیری از عوامل چهارگانه (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب)، بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده به میزان قابل توجهی اثرگذار بوده است. کمترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه طراحی تدریس (089/0) و بیشترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه ارزشیابی تدریس (139/0)، بدست آمد.
دلالت های تربیتی مفهوم دانش قدرتمند برای نظریه برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی همواره جایگاهی تعیین کننده در یک نظریه برنامه درسی دارد. پرداختن به دانش و مفهوم پردازی آن را می توان نقطه اثر هر پارادایم معرفت شناسی در صورت بندی یک نظریه برنامه درسی دانست. این نوشتار می کوشد تا با ارجاع به مفهوم دانش قدرتمند از مایکل یانگ، در پی واکاوی ریشه های فلسفی واقع گرایی انتقادی پشتیبان این مفهوم، به گردآوری دلالت های تربیتی آن برای یک نظریه برنامه درسی دست یابد. برای این منظور، با اشاره به دوگانه معرفت شناسی اثبات گرا-تفسیری، و ارجاع به دلالت های جزمی-نسبیتی پذیرش این دوگانه درباره دانش، دیدگاه واقع گرایان اجتماعی برای احصای دلالت ها مدنظر قرار گرفته است. همچنین دانش از منظر جامعه شناختی موضوع توجه این نوشتار است تا از افتادن به ورطه ثنویت پذیرفته شده معرفتی در امان بماند.
تعیین سهم پیش پراکندگی رویکردهای برنامه درسی در گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت گرایش به تفکر نقادانه در حوزة علوم انسانی، پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم رویکردهای برنامة درسی دانشجویان علوم انسانی در میزان تمایل آنان به تفکر انتقادی صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعة آماری، تمامی دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 92-91 بوده اند. تعداد 366 نفر از این دانشجویان طبق جدول کرجسی و مورگان و به شیوة نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و پرسش نامه های گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) و رویکردهای برنامة درسی ارنشتاین و هانکینز (2009) را تکمیل کردند. داده های حاصل نیز با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. از بین رویکردهای شش گانه، رویکردهای رفتاری، سیستمی، مدیریتی و علمی قادر به پیش بینی تفکر انتقادی دانشجویان نبوده اند (05/0p>)؛ درحالی که دو رویکرد دیگر، یعنی رویکرد انسان گرایی و نومفهوم گرایی قادر به پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان علوم انسانی بوده و رویکرد نومفهوم گرایی، بیشترین میزان پیش بینی کنندگی را به خود اختصاص داده است (000/0p= ، 54/14=(1،364)F). با عنایت به نقش رویکردهای انسان گرایی و نومفهوم گرایی در توسعة گرایش به تفکر انتقادی، حرکت علوم انسانی به سمت رویکردهای غیر فنی در جهت تحول برنامه های درسی این حوزه پیشنهاد می گردد.
ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش انجام شد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و رویکرد آن نیز کاربردی است. از میان همه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شاهد (1300 نفر) 297 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده های حاصل نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد وضعیت محتوای برنامه درسی (14/3) در حد متوسط، شیوه های تدریس (61/3) و روش های ارزشیابی (28/3) کمتر از حد متوسط است. از این رو توجه به راهکارهایی مانند 1- بازنگری و به روز کردن محتوا. 2- برقراری ارتباط عمودی و افقی بین محتوا. 3- استفاده اساتید از شیوه های جدید تدریس. 4- بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی. 5- استفاده از روش خود ارزشیابی. 6- ترغیب دانشجویان به انجام کارهای پژوهشی، می تواند کیفیت بخش برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی باشد.
تحلیل مقایسه ای هژمونی فرهنگی در برنامه درسی پنهان متون بین المللی آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقایسه ای متون آموزش زبان انگلیسی در مؤسسات آموزشی که عموماً توسط ناشران امریکایی و اروپایی در جهان به چاپ می رسد، هدف اصلی این مقاله است. زیرا متون آموزشی یکی از اثر بخش ترین عناصر تربیتی اثرگذار بر نگرش های دانش آموزان نسبت به سایر کشورها است که لازم است از نظر تأثیر و تأثر آنها مورد بررسی قرار گیرد. یکی از مفاهیمی که می تواند مبنای چنین تحلیلی قرار گیرد مفهوم هژمونی فرهنگی است که در آن یک گفتمان سعی می کند با طرد و حذف سایر گفتمان های رغیب بر آنها چیره شود. بر این مبنا ابتدا با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای ریزمؤلفه های هژمونی فرهنگی، جهت تحلیل در متون آموزشی بر اساس نظر صاحب نظران استخراج گردید و سپس محتوای کتاب های پر کاربرد آمورش زبان انگلیسی در آموزشگاه ها از نظر مؤلفه های هژمونی فرهنگی مورد تحلیل قرار گرفت. مطالعه اسناد پیرامون هژمونی فرهنگی و داده های حاصل از تحلیل محتوای متون این کتاب ها حاکی از آن بود که برخی کتاب های آموزش زبان انگلیسی رایج در مؤسسات آموزش زبان انگلیسی، مانند کتاب های سری امریکن فایل اینگلیش نسبت به سایر کتاب ها به شدت هژمونیک بوده و مجموعه کتاب های آموزشی اکتیو اسکیلز اگر چه در تحلیل هژمونیک بودند، اما بار هژمونیک کمتری داشتند.
مطالعه تجربی تأثیر برنامه درسی صلح محور بر مدیریت خشم کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۲
53 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر برنامه درسی صلح محور بر مدیریت خشم کودکان پیش دبستانی بود. راهبرد پژوهش کمی و روش پژوهش نیمه تجربی و طرح مورد استفاده تک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستانی خورشید (ناحیه یک شیراز) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 39 کودک از دو کلاس (انویوگبوز و همکاران ،2004) انتخاب شدند. ابزار پژوهش فرم های استاندارد برنامه درسی صلح محور (سیموندز، 2003) که در طی 12 جلسه توسط مربیان آموزش دیده بر روی کودکان اجرا و داده های گردآوری شده با استفاده از روش آماری خی دو، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 1- تفاوت معناداری بین فراوانی رفتارهای همراه با خشم کودکان پیش دبستانی، پیش و پس از اجرای برنامه درسی صلح محور وجود دارد. 2- تفاوت معناداری بین فراوانی واکنش های همراه با خشم کودکان پیش دبستانی، پیش و پس از اجرای برنامه درسی صلح محور وجود دارد.