فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۲۱ تا ۹٬۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
213 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش معلمان با هدف افزایش کیفیت تدریس و بالا بردن سطح آموزش حائز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه هوش موفق بر سبک تدریس، افزایش احساس کارآمدی و نظریه های ضمنی هوش در معلمان مدارس دخترانه و پسرانه مقطع ابتدایی است. روش: با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ی سه مرحله ای، 60 نفر از معلمان مدراس دخترانه و 60 نفر از معلمان مدارس پسرانه در شهر یزد در به عنوان نمونه انتخاب گردیدند و پرسشنامه «بررسی ماهیت هوش» ، «پرسشنامه سبک تدریس بر اساس هوش موفق استرنبرگ» و «مقیاس احساس کارآمدی معلمان» در اختیار نمونه ها قرار گرفت. پس از ارزیابی اولیه، 40 نفر از مربیان مدارس دخترانه و 44 نفر از مربیان مدارس پسرانه معتقد به نظریه ذاتی هوش به گونه تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به این ترتیب برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه هوش موفق در گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و تحلیل کوواریانس چند متغیری بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برنامه آموزشی بر سبک تدریس با ضریب اتا 78/0، افزایش احساس کارآمدی با ضریب اتا 67/0 و تغییر نظریه های ضمنی هوش با ضریب اتا 71/0 در معلمان مدارس دخترانه و برنامه آموزشی بر سبک تدریس با ضریب اتا 72/0، افزایش احساس کارآمدی با ضریب اتا 78/0 و تغییر نظریه های ضمنی هوش با ضریب اتا 65/0 در معلمان مدارس پسرانه موثر بوده است.
الگوی چرخه حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه و توانمندی های مورد نیاز آنان در هر مرحله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
179 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین چرخه حرفه ای اعضای هیات علمی، ویژگی ها، چالش ها و دغدغه هایی است که با مراحل حرفه ای مرتبط است. روش مورد استفاده کیفی اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش 26 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بودند. نوع انتخاب نمونه هدفمند بوده است و انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. داده ها نیزاز طریق مصاحبه نیمه سازمان یافته جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل ساختاری و تفسیری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد اعضای هیات علمی از زمان ورود به حرفه تا زمان بازنشستگی و خروج از حرفه سه مرحله را طی می کنند. در مرحله اول در پی تثبیت جایگاه حرفه ای هستند. در این مرحله اعضای هیات علمی برای تدریس و آموزش اهمیت زیادی قائلند. در مرحله دوم درصدد ارتقاء رتبه علمی و رسیدن به مرتبه استاد تمام هستند. در این مرحله، علیرغم دستیابی اعضای هیات علمی به ثبات شغلی، مسئله ارتقاء به مرتبه استادی، محرک آنان برای انجام موثر فعالیت های حرفه ای است. در مرحله سوم و پس از کسب مرتبه استادی، ممکن است شور و علاقه نسبت به فعالیتهای حرفه ای ارتقاء یابد و یا اعضای هیات علمی دچار رکودعلمی شوند .
تحلیل محتوای کتابهای جدیدالتالیف ریاضی و راهنمای معلم سال دهم رشته انسانی (با تاکید بر رویکرد زمینه محور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کتابهای ریاضی و آمار(1) و راهنمای معلم پایه دهم رشته انسانی با تاکید بر رویکرد زمینه محور به روش تحلیل محتوای کمی و کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری کتابهای درسی و راهنمای معلم ریاضی دهم انسانی سال تحصیلی 96-1395 است. ابزار پژوهش، فرم تحلیل محتوا با توجه به رویکرد ریاضیات زمینه محور است. از روش تحلیل آنتروپی شانون به منظور محاسبه میزان اهمیتی که در طراحی کتاب های درسی و راهنمای معلم ریاضی پایه دهم انسانی به چهار مؤلفه رویکرد زمینه محور شامل دارا بودن موقعیت عملی، واقعی بودن، مرتبط بودن با تجارب زندگی روزمره دانش آموزان و باز بودن داده شده، استفاده گردید. نتایج حاصل حاکی از این است که میزان توجه و درگیری با چهار مولفه ریاضیات زمینه محور و مقدار ضریب اهمیت هر یک از این مولفه ها کم بوده و محتوای درسی کتاب مذکور بر اصول ریاضیات زمینه محور منطبق نیست.
تغییر نقش معلم مبتنی بر نظریه پیچیدگی: از بازنمایی به تسهیل نوپدیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، بازاندیشی درباره نقش معلم در فرایند یاددهی/یادگیری مبتنی بر نظریه پیچیدگی است. برای این منظور نقش معلم در بینش سنتی کمنیوس و نیز بینش منتقدانه دیوئی مطرح شده و از نقش معلم در نظریه پیچیدگی دفاع شده است به گونه ای که مطالعه حاضر انگاره تسهیلگر نوپدیدی را به جای انگاره معلم بازنمایاننده پیشنهاد می کند. چنین است که نقش تسهیلگری مطابق با نظریه پیچیدگی، فراهم کردن بستر مناسب برای مشارکت همراه با درگیری و توجه، گوش فرادادن هرمنوتیکی، بکار آمدن نیروی تخیل و فی البداهگی، و نوپدیداری تفسیرهای گوناگون و پدیداری دانش و آگاهی نوپدید زمانی، غیرخطی، پیش بینی ناپذیر، خودسازمان و مشترک است. با چنین بینشی تسهیلگری و یادگیری همچون دو امر همزمان و پیوسته، که هیچ یک به معلم یا فراگیران نیز محدود نمی شوند، بسترساز نوپدیدآیی دانش زمانی و مشترک در سطح کلاس است.
تاثیر روش تدریس اکتشافی هدایت شده بر خلاقیت دانش آموزان دختر پایه هشتم در درس علوم تجربی
حوزههای تخصصی:
امروزه فعالیت در مدرسه و گرفتن دانستنی ها، مهارت ها و نگرش بخش عظیمی از زندگی انسان شده است و دیگر نمی توان با طرز تلقی گذشته تدریس را به معنای انتقال معلومات از ذهن معلم به ذهن شاگرد دانست زیرا این امر باعث می شود که ذهن شاگرد انباشته از مطالب شود که با نیاز و فکرشان متناسب نیست و آن ها آنچه را که آموخته اند طوطی وار تکرار کنند و به تدریج از یادگیری احساس کسالت کنند و چنین یادگیری نه تنها در سازندگی آن ها نقش مؤثری ایفا نمی کند بلکه زمینه رکورد علمی و دل زدگی از فعالیت های علمی را فراهم می کند. تحول، به بستر و فضایی اثربخش نیاز دارد که بتواند در دانش، روش، منش و نگرش افراد تغییر ایجاد کند بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس اکتشافی هدایت شده بر خلاقیت دانش آموزان دختر پایه هشتم در درس علوم تجربی انجام شد. روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره اول متوسطه شهرستان خمین به تعداد572 نفر بود از میان مجموعه مدارس اول متوسطه شهرستان خمین، یک مدرسه انتخاب شد و سپس از میان مجموعه کلاس های هشتم آن مدرسه به طور تصادفی یک کلاس به عنوان گروه گواه (26 نفر) و کلاس دیگر به عنوان گروه آزمایش (26 نفر) انتخاب گردید. در این مطالعه، جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه خلاقیت عابدی که دارای خرده مقیاس های (سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف پذیری) بود، استفاده شد به منظور تحلیل استنباطی داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده گردید.یافته های پژوهش نشان داد روش تدریس اکتشافی هدایت شده به طور کلی منجر به افزایش خلاقیت دانش آموزان شده است.
رهبری تأملی در مدارس و نقش آن در بهبود باورهای خودکارآمدی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
این پژوهش توصیفی - همبستگی با مشارکت ۳۲۷ نفر از معلمان دوره اول متوسطه شهر اصفهان از طریق نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته رهبری تأملی مدیران مدارس بر اساس الگوی یکپارچه رهبری تأملی (Castelli,2016) و پرسشنامه خودکارآمدی معلم (Tschannen-Moran & Hoy,2001) گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها تعیین گردید و پایایی پرسشنامه های رهبری تأملی مدیران و خودکارآمدی معلمان با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب ۹۶/۰ و ۹۲/۰ بدست آمد. از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های تحلیل رگرسیون، آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس یکراهه، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون توکی جهت تجزیه و تحلیل داده ها بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین رهبری تأملی مدیران مدارس با خودکارآمدی معلمان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین از بین مولفه های رهبری تأملی مدیران، مولفه های هدف و معناداری بهترین پیش بینی کننده خودکارآمدی معلمان بود. ضمناً ابعاد رهبری تأملی مدیران می تواند ۷۴ درصد تغییرات خودکارآمدی معلمان را پیش بینی کند. رهبری تأملی عاملی اساسی در جهت تغییر پارادایم آموزشی در مدارس است که از طریق پیوند دانش و تجربه می تواند باور به خودکارآمدی را در معلمان تقویت کند.
بررسی انگیزه پیشرفت دانشجویان بر اساس عوامل تبیین کننده کیفیت آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
75 - 96
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی انگیزه پیشرفت دانشجویان بر اساس عوامل تبیین کننده کیفیت آموزش عالی به انجام رسیده است. پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان شاغل به تحصیل در دوره کارشناسی دانشکده های کشاورزی دانشگاه های تهران، بوعلی سینا همدان، ایلام، شهید باهنر کرمان و شیراز تشکیل دادند که تعداد ایشان 6958 نفر بود. براساس فرمول کوکران، تعداد نمونه مناسب، 273 نفر به دست آمد. نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب صورت گرفت. برای بررسی انگیزه پیشرفت از مقیاس استراتژی های انگیزشی پینتریچ و همکاران و برای بررسی عوامل تبیین کننده کیفیت از ابزار محقق ساخته استفاده شد. ابزار تحقیق از لحاظ روایی براساس نظر تعدادی از اساتید صاحبنظر در این زمینه تایید شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه نیز پس از مطالعه راهنما، آلفای کرونباخ محاسبه شده (برای مقیاس انگیزه پیشرفت برابر 86/0 و برای مقیاس عوامل تبیین کننده کیفیت برابر 91/0) مبین اعتبار مناسب برای گردآوری داده ها بود. یافته های تحقیق حاکی از رابطه مثبت و معنی دار بین ابعاد تبیین کننده کیفیت (شامل: کیفیت فرایند، کیفیت تعاملات، کیفیت محیط آموزش، کیفیت هدف، و کیفیت زیرساخت ها) با انگیزه پیشرفت بود. افزون بر این، نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که در کل جامعه مورد بررسی، 51 درصد از واریانس نمره تشخیصی توسط مدل 3 متغیری شامل میزان رضایت نسبت به کیفیت فرایند، میزان رضایت نسبت به کیفیت محیط آموزش، و میزان رضایت نسبت به کیفیت تعاملات قابل تبیین بوده است. در نتیجه، لازم است تا به این موارد بطور ویژه توجه شود.
نقش تشخیصی هوش اخلاقی، ذهن آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه در احتمال خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
203 - 222
حوزههای تخصصی:
خودکشی، عملی عمدی است که باعث مرگ فرد می شود. پژوهش حاضر با هدف متمایز ساختن دانشجویان با احتمال بالا و پایین خودکشی از یکدیگر، بر اساس مؤلفه های هوش اخلاقی، ذهن آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه انجام شد. روش پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 492 نفر از آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل، پنج عاملی ذهن آگاهی بائر و همکاران، اعتیاد به تلفن همراه سواری و مقیاس احتمال خودکشی کال و گیل استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 22-spss و آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تجزیه تابع تشخیص، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق این تابع مؤلفه عمل با آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه دارای بالاترین توان تمایز بودند. مؤلفه های بعدی متمایزکننده گروه ها به ترتیب مؤلفه های درستکاری، عدم قضاوت، بخشش، توصیف، دلسوزی و مشاهده بودند. همچنین نتایج تجزیه تابع تشخیص نشان داد که اکثر دانشجویان با احتمال خودکشی بالا با بالاترین درصد تشخیص (5/81 درصد) به درستی از دیگر دانشجویان متمایز شده بودند و 6/80 درصد از افراد دو گروه طبق تابع به دست آمده به طور صحیح مجدداً طبقه بندی شده بودند. نتایج این طبقه بندی مجدد نشانگر توان متغیرهای مذکور در تمایز میان دانشجویان دارای سطوح مختلف احتمال خودکشی بود.
تحلیلی بر پیامدهای تغییر ساختاری در آموزش ابتدایی(3-3-6) از منظر خودپنداره، اخلاق مداری، اعتماد و انسجام اجتماعی، و نگرش مثبت به مدرسه در دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
121 - 144
حوزههای تخصصی:
بر اساس ساختار جدید 3-3-6 در نظام آموزشی، پایه ششم در مقطع ابتدایی تلفیق شده و هم اکنون در اکثر شهرها دو دسته از مدارس ابتدایی تک دوره و دودوره وجود دارد. هدف این تحقیق بررسی وضعیت اعتماد اجتماعی، نگرش به مدرسه، خودپنداره، خشونت و خودپنداره دانش آموزان پایه ششم در ساختار جدید آموزش ابتدایی (مدارس تک دوره و دودوره) است. داده های این پژوهش از مدارس دولتی در شهرستان کاشان گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها «مقیاس دانش آموزان مدرسه» بود که در آن نُه مولفه اصلی برای واکاوی رفتارها و نگرش های دانش آموزان وجود دارد. تحلیل ها نشان داد دو عامل ترکیب مدرسه و ساختار مدرسه تأثیر چندمتغیره معناداری بر متغیرهای وابسته دارند. در مدارس پسرانه شش پایه، میزان رفتارهای خشونت آمیز به طور معناداری بیش از مدارس پسرانه تک دوره است. همچنین، نمرات اخلاق مداری ششمی ها در مدارس دووره به طور معناداری کمتر از مدارس تک دوره است. از طرف دیگر، نمرات خودپنداره پسران پایه ششم در مدارس دودوره به طور معناداری بیش از همتایان ایشان در مدارس تک دوره است. به همین ترتیب، نمرات دخترانِ مدارس شش پایه در مؤلفه های اعتماد و انسجام اجتماعی، نگرش مثبت به مدرسه، خودپنداره، و اخلاق مداری، نسبت به همتایان ایشان در مدارس تک دوره بیشتر است و البته، به طور معناداری، بیشتر قربانی رفتارهای خشونت آمیز شده اند. در تحلیل نهایی، به نظر می رسد تغییر به ساختار 3-3-6 در مدارس دخترانه با پیامدهای منفی کمتری همراه بوده است.
پیش بینی باورهای اساسی بر اساس شایستگی تحصیلی با میانجیگری هیجان های تحصیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۱
173 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر باورهای اساسی بر شایستگی تحصیلی با میانجیگری هیجان های تحصیلی در دانش آموزان شهر تهران بود. روش پژوهش بر حسب هدف، کاربردی، بر حسب روش گردآوری داده ها توصیفی-همبستگی و همین طور از نظر نوع داده کمّی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1396 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 449 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های باورهای اساسی کاتلین و اپستاین (1992)، پرسشنامه شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (2000) و پرسشنامه هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2005) استفاده شد. داده ها با روش مدل یابی معادله های ساختاری تحلیل شدند. شاخص های برازش، برازندگی مطلوب مدل با داده های گردآوری شده را نشان دادند. یافته ها نشان دادند که اثر غیر مستقیم باورهای اساسی بر شایستگی تحصیلی و هیجان های تحصیلی تاثیرگذار است (01/0>p). بنابراین باورهای اساسی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی می تواند بر شایستگی تحصیلی دانش آموزان تأثیر داشته باشد.
شناخت ترجیح بصری کودکان جهت ارتقاء خلاقیت با استفاده از روش کارت سورتینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت ترجیح بصری کودکان جهت ارتقاء خلاقیت با استفاده از روش کارت سورتینگ انجام گردیده است. برای نیل به این مقصود، از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوایی و جهت تجزیه، تحلیل و آنالیز اطلاعات از نرم افزار Optimal Sort استفاده شد. جامعه پژوهش، کودکان سنین ۴ تا ۱۰ سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و براساس پژوهش های تولیس و وود (2004)، در مجموع ۳۰ نفر از آن ها به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه و آزمون مرتب سازی کارت باز بود. نتایج یافته های تحقیق، حاکی از آن است که که محیط های طبیعی با داشتن ویژگی های ساختاری چون ایجاد کنجکاوی و حس اکتشاف، تعامل و انعطاف پذیری، انسجام و در عین حال پیچیدگی و رمز و راز که بر روان و ذهن کودک موثر است می توانند بستر مناسبی را در جهت بهبود خلاقیت و ارتقاء حوزه های یادگیری کودک (شناختی، عاطفی، حرکتی) فراهم آورند. همچنین ارزیابی های متعدد و کیفی، بیان میکنند که با درگیر کردن فضاهای آموزشی با طبیعت و استفاده از ویژگی های محیطی، می توان خلاقیت و نوآوری در کودکان را بهبود بخشید و با استفاده از این ویژگی ها می توان راهکارهایی را به عنوان الگو در طراحی محیط های ساخته شده کودکان در جهت پرورش خلاقیت آن ها ارائه داد.
مقایسه میزان فلات زدگی شغلی و عوامل مرتبط با آن در بین اعضاء هیئت علمی گروه علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
148 - 175
حوزههای تخصصی:
فلات زدگی، ایستایی و رکود شخصی است. یعنی فرد نه می آموزد و نه شایستگی های خود را گسترش می دهد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت فلات زدگی شغلی در بین اعضاء هیأت علمی است. این مطالعه به صورت پیمایش در سال 1397 در تهران، اهواز و یاسوج با نمونه ای بالغ بر 497 نفر از اعضاء هیئت علمی انجام شده است. ملاک تعیین دانشگاه های نمونه نظام رتبه بندی و سطح بندی دو سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (1395) می باشد. برطبق نمودارهای عنکوبتی و آزمون فریدمن جامعه پذیری علمی، فرهنگ سازمانی، فلات زدگی محتوایی، فلات ساختاری ذهنی و عدالت سازمانی در سه دانشگاه و در بین دو گروه علوم پایه و علوم انسانی از عوامل تأثیرگذار در فلات زدگی شغلی می باشد. مدل معادله ساختاری تدوین شده نیز شاخص های برازش مطلوبی را کسب کرد. با توجه به شاخص های برازش، تمامی فرضیات با مدل تجربی تحقیق هماهنگ بوده و واقعیات موجود در جامعه آماری مدل نظری را مورد تأیید قرار می دهد. از نظر میزان فلات زدگی شغلی(فلات زدگی محتوایی و ذهنی) اعضای دو گروه علوم پایه و علوم انسانی با هم تفاوت دارند بنابراین توجه به تنوعات درون و برون گروه های آموزشی امری لازم است. هر چند فضای آکادمیک، وضعیت تدریس و دغدغه ارتقاء در دانشگاه ها اعضاء هیأت علمی را با چالش های متعددی مواجه نموده که استمرار آن می تواند زمینه کاهش بهره وری و شادکامی ذهنی اعضاء هیأت علمی را در محیط آکادمیک فراهم سازد.
ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
177 - 202
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هداف شناسایی و ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز تدوین شده است. با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته (طرح توصیفی متوالی) و روش جمع آوری داده های مثلثی یعنی تحلیل اسناد شرکت ها، پرسشنامه و مصاحبه نیمه باز این مطالعه اجرا شده است. در بخش کمی با بهره گیری از دو پرسشنامه «نوآوری کارآفرینانه» و «یاددهی و یادگیری سازمانی (آموزش)» و در بخش کیفی با روش داده بنیاد الگوی پارادایمی توسعه منابع انسانی در شرکت های شیمیایی استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان داده که میانگین نوآوری کارآفرینانه 3 از 5 و میانگین توسعه یاددهی یادگیری سازمانی (آموزش) نیز 3 از 5 بوده است. همچنین عوامل علّی (میل به توسعه طلبی فردی شاغلین)، شرایط زمینه ای (وضعیت اقتصادی و تورمی اقتصاد و شرایط مالی و هزینه ای شرکت ها)، شرایط مداخله گر (توانمندی و مهارتهای کارکنان)، راهبردهای توسعه منابع انسانی (طراحی نظام راهبردی توسعه منابع انسانی شرکت) و پیامدها (انطباق نیروی کار با نیازهای روز فناوری) شناسایی شدند.
نقش کیفیت آموزش های ضمن خدمت در رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 13
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر کیفیت آموزش های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی معلمان شهرستان تنکابن انجام گرفت. این مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود و جامعه آن را همه معلمان مقطع متوسطه دخترانه و پسرانه شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 97-1398 تشکیل می دادند. نمونهموردنظر با توجه به جدول مورگان 207 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کیفیت آموزش های ضمن خدمت و رفتار شهروندی سازمانی بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد، تفاوت بین کیفیت آموزش ضمن خدمت 31-45 با 76- 91 در سطح 01/0 ≥P و همچنین، 46-60 با 76-91 در سطح 05/0 ≥ Pمعنی دار است و کیفیت آموزش های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان تنکابن تأثیر دارد.
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه بود. حجم نمونه 40 نفر بود که از جامعه مذکور، به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند.20 نفر به گروه آزمایش و 20 نفر به گروه کنترل به صورت تصادفی تخصیص یافتند. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار های پژوهشی مورد استفاده انگیزش پیشرفت هرمنس (2000) و خوداثربخشی تحصیلی مورگان-جینکز(1999) بود. گروه آزمایش در طول هشت جلسه ، هرجلسه به مدت 90 دقیقه گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره و یک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر موجب افزایش خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان پسر شده است.
رابطه الگو های دلبستگی و خصوصیات شخصیتی با قلدری در دانش آموزان مقطع متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر رابطه الگو های دلبستگی و خصوصیات شخصیتی با قلدری در دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر کرمانشاه بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر کرمانشاه هستند که در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه آماری این پژوهش مشتمل بر 200 نفر از دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شده است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس دلبستگی هازن، پنج عاملی شخصیت نئو و مقیاس قلدری می باشد. یافته ها با استفاده ار روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که بین الگو دلبستگی ایمن با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری وجود دارد بین الگو دلبستگی ناایمن دوسوگرا با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد بین الگو دلبستگی ناایمن اجتنابی با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی روان رنجوری با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی برون گرایی با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی گشاده ذهنی با قلدری در دانش آموزان رابطه ای مشاهده نمی شود. بین ویژگی شخصیتی توافق پذیری با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری مشاهده می شود. همچنین بین ویژگی شخصیتی وجدانی بودن با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. متغیرهای الگو دلبستگی ناایمن اجتنابی و الگو دلبستگی ناایمن دوسوگرا به ترتیب پیش بینی کننده قلدری در دانش آموزان می باشند.
روابط ساختاری اعتماد سازمانی، اخلاق حرفه ای و ساختار سازمانی با اثربخشی مدرسه با نقش میانجی ارزشیابی عملکرد معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷
93 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین روابط ساختاری اعتماد سازمانی، اخلاق حرفه ای و ساختار سازمانی با اثر بخشی مدرسه با نقش میانجی ارزشیابی عملکرد معلمان می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری اطلاعات، همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دوره دوم نظری شهر ارومیه در سال تحصیلی 98-1397 می باشد که از بین آنها به روش تصادفی طبقه ای نسبی و با بهره گیری از جدول کرجسی مورگان، 306 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ارزشیابی عملکرد معلمان، پرسشنامه استاندارد ساختار سازمانی، اخلاق حرفه ای، اعتماد و پرسشنامه تلخیص شده اثر بخشی مدرسه می باشد. روایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی ابزارها باروش آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22و AMOS 22 استفاده شد. ضرایب استاندارد مسیرهای ساختار به اثربخشی 47/0=β و اعتماد به اثربخشی 35/0=β و اخلاق حرفه ای به اثربخشی 08/0=β و ارزشیابی عملکرد به اثربخشی 16/0=β معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد مسیرهای غیرمستقیم ساختار و اعتماد و اخلاق حرفه ای به اثر بخشی از طریق ارزشیابی عملکرد معنی دار می باشد. با توجه به نتایج، ارزشیابی عملکرد می تواند رابطه بین ساختار و اعتماد و اخلاق حرفه ای با اثر بخشی را تحت تأثیر قرار دهد.
مشخصه های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی (ESCQ؛ فاریا و همکاران، 2006) در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. در مطالعه همبستگی حاضر، 300 دانشجوی کارشناسی (150 پسر و 150 دختر) به پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی از روش های آماری تحلیل عامل تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی آن از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه دانشجویان ایرانی ساختار چندبُعدی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی شامل درک و فهم هیجان، بیانگری و برچسب زنی هیجان و مدیریت و نظم بخشی هیجان با داده ها برازش مطلوبی داشت. مقادیر ضرایب همسانی درونی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی برای مولفه های درک و فهم هیجان، بیانگری و برچسب زنی هیجان و مدیریت و نظم بخشی هیجان به ترتیب برابر با 85/0، 82/0 و 79/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ESCQ برای سنجش سازه چندبُعدی «<em>هوش هیجانی صفتی » و «<em>هوش هیجانی ادراک شده» در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی رشته های کاردانش با رویکرد کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۴
117 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی رشته های کاردانش با رویکرد کارآفرینی بود. برای تحقق اهداف تحقیق، تلفیقی از روش های تحلیل محتوای اسنادی و دلفی استفاده شد. نمونه های آماری انتخاب شده شامل 24منبع در ارتباط با برنامه درسی و آموزش کارآفرینی و همچنین تعداد 17 نفر از کارآفرینان برتر و 17 نفر از متخصصان برنامه درسی است که بصورت هدفمند انتخاب شده بودند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان کارآفرینی و تحلیل کیفی متون بود. یافته های این پژوهش، در فعالیت اول و دوم استخراج مولفه های اصلی کارآفرینی (خلاقیت، نوآوری، کارگروهی، پشتکار، ریسک پذیری و رهبری) بود و در فعالیت سوم الگوی برنامه درسی بر اساس هریک از مولفه های برگزیده در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تدوین گردید. در بخش چهارم الگوی طراحی شده توسط 30 نفر از صاحبنظران برنامه ریزی درسی اعتبار بخشی شد، که نتیجه ی اعتباربخشی گویای مطلوبیت بالای الگوی برنامه درسی طراحی شده بود.
شناسایی مولفه های آموزش ضمن خدمت و تعیین رابطه آنها با بهبود عملکرد کارکنان (مورد: سازمان پزشکی قانونی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهیافتی نو در مدیریت آموزشی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
311 - 334
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی مولفه های آموزش ضمن خدمت و تعیین رابطه آنها با بهبود عملکرد کارکنان (مورد:سازمان پزشکی قانونی کشور) است. مطالعه حاضر، مقطعی و از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری، 2800 نفر از کارکنان شاغل در 31 اداره کل پزشکی قانونی کشور در سال 1396 می باشد که از میان آنان و بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 338 نفر بعنوان نمونه آماری پژوهش از میان 15 استان، انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخت موسوم به آموزش ضمن خدمت و بهبود عملکرد(1396) استفاده شد. روایی صوری و سازه ای پرسشنامه ها توسط صاحب نظران و خبرگان امر، تایید و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب برابر (89/0=α) و (87/0=α) محاسبه گردیدند. ضریب همبستگی بین مولفه های آموزش ضمن خدمت(9 مولفه شناسایی شده) با بهبود عملکرد(3 مولفه)، 77/0 بود که فن آوری و عملکرد فردی به ترتیب، 92/0 و 96/0 بالاترین ضریب را تبیین و نشان دادند. یافته های تحقیق نشان می داد که بین مولفه های آموزش ضمن خدمت(نیازسنجی، اهداف و اولویت ها، محتوا، برنامه ریزی و اجراء، شیوه ارزشیابی، مدیریت اجرایی، تجهیزات و امکانات، فن آوری و دانش پذیران) با بهبود عملکرد کارکنان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد که بهترین پیش بین برای بهبود عملکرد کارکنان با توجه به آموزش ضمن خدمت، نقش فن آوری نوین می باشد.