ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۶۱ تا ۹٬۷۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۹۷۶۱.

نیمرخ های انگیزشی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر: تحلیل مبتنی بر شخص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۴۷۴
پژوهش حاضر باهدف تعیین نیمرخ انگیزشی دانش آموزان با استفاده از تحلیل مبتنی بر شخص و مقایسه سه مؤلفه اهمال کاری تحصیلی باتوجه به این نیمرخ ها انجام گرفته است. این پژوهش، توصیفی و ازنوع علّی-مقایسه ای است. براساس جدول مورگان تعداد 199 نفر دانش آموز مقطع متوسطه دوره اول پایه هشتم و نهم آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر قم به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند که مقیاس جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001) و اهمال کاری تحصیلی سواری (1390) را تکمیل کرده اند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل خوشه ای و تحلیل واریانس چندمتغیره بهره گرفته شد. براساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، چهار خوشه انگیزش برای دانش آموزان به دست آمد: 1/14 درصد در خوشه عملکردگریزی، 6/22 درصد در خوشه تبحرگرا-عملکرد گرا، 1/25 درصد در خوشه بی انگیزشی و 2/38 درصد خوشه انگیزش چندگانه قرار گرفتند. اهمال کاری تحصیلی خوشه بی انگیزشی و عملکردگریزی بیشتر از سایر خوشه ها بود (001/0P<). یافته های به دست آمده به مسئولان حوزه آموزش کمک خواهد کرد تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا یا حفظ انگیزش دانش آموزان، در طول سال های تحصیلی اقدامات مؤثری را انجام دهند.
۹۷۶۲.

تأثیر سبک های دلبستگی در سرعت پردازش اطلاعات دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۵۵۲
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سبک های دلبستگی در سرعت پردازش اطلاعات بوده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و علّی - مقایسه ای انجام گرفته است. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان نجف آباد بودند که براساس جدول کرِجسی و مورگان، 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. دانش آموزان انتخاب شده، پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید (1990) را تکمیل کردند. در مرحله بعد، براساس ملاک های ورود و نمرات نهایی توزیع پرسشنامه سبک دلبستگی سه گروه 15 نفری (اضطرابی دوسوگرا، اجتنابی و ایمن) انتخاب شدند و با آزمون های سرعت پردازش زاهلن/ وربیندونگز اسؤالد و روس (1978)، و رمزگردانی کی دی تی سیتزول (1995) ارزیابی شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون های تعقیبی بون فرنی نشان داد مدت زمان پردازش اطلاعات در دانش آموزان دارای سبک دلبستگی اضطرابی دوسوگرا بیشتر از دانش آموزان دارای سبک دلبستگی اجتنابی و ایمن است. همچنین، نتایج نشان داد عملکرد دانش آموزان دارای سبک دلبستگی ایمن بهتر از عملکرد دانش آموزان دارای سبک دلبستگی اضطرابی دوسوگرا و اجتنابی بوده است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت سبک های دلبستگی در فرایندهای شناختی نقش محوری دارد. مهم ترین کاربست عملی این پژوهش اصلاح سبک زندگی و آموزش شیوه شکل گیری دلبستگی ایمن و روش های صحیح برقراری ارتباط با فرزندان است.
۹۷۶۳.

شناسایی عوامل مؤثر در ﻧﻈﺎم رتبه بندی ﻣﺪارس ﻣﺘﻮسطه دوره دوم؛ و طراحی مدلی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در ﻧﻈﺎم رتبه بندی ﻣﺪارس ﻣﺘﻮسطه دوره دوم و طراحی مدلی برای آن است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر روش آمیخته است. جامعه پژوهش در بخش کیفی، 12 نفر از متخصصان حوزه مدیریت آموزشی بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند، و در بخش کمّی، 406 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم شهر تهران بود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 198 نفر در نظر گرفته شد که به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای انجام دادن پژوهش، نخست از طریق مطالعه مبانی نظری و مصاحبه با صاحب نظران، عوامل و مؤلفه های مؤثر در نظام رتبه بندی مدارس متوسطه شناسایی شد. سپس، با به کارگیری مؤلفه های استخراج شده، پرسشنامه طراحی شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی با بهره گیری از نرم افزار کیفی NVivo کدگذاری و تحلیل شد و در بخش کمّی، تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد عوامل مؤثر در نظام رتبه بندی مدارس شامل هشت مؤلفه «امور پرورشی» در جایگاه نخست، «امور آموزشی» در جایگاه دوم، «امور حرفه ای» در جایگاه سوم، «امور خدماتی» در جایگاه چهارم، «امور رهبری» در جایگاه پنجم، «امور ارزشیابی» در جایگاه ششم، «امور پژوهشی» در جایگاه هفتم و «امور سرمایه ای» در جایگاه هشتم قرار دارد که در نظام رتبه بندی مدارس 143/69 درصد واریانس را تبیین می کنند. در نهایت، براساس عوامل شناسایی شده مدل نهایی پژوهش با به کارگیری تحلیل عاملی تأییدی تدوین شده است.
۹۷۶۴.

طراحی مدل عوامل مؤثر در شکل گیری دانش دبیران در تلفیق فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰ تعداد دانلود : ۴۹۳
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل مؤثر در شکل گیری دانش ضروری برای دبیران در تلفیق فناوری است. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دبیران مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 93 -94 است که تعداد آن ها 5824 نفر (زن و مرد) بود. براساس فرمول کوکران، 255 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های ساهین (2011)، چای و همکاران (2011)، نیدرهاوزر و پرکمن (2008)، و چنن- موران و ولفولک هوی (2001) بود. برای آزمون فرضیه های پژوهش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها نشان داد بین همه حوزه های دانش محتوایی تربیتی فناوری همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و دانش محتوا، دانش تربیتی، دانش محتوای فناوری، دانش تربیتی فناوری، دانش محتوای تربیتی بر دانش محتوایی تربیتی فناوری (دانش ضروریِ معلم) اثر مستقیم دارند. علاوه بر این، دانش فناوری، دانش محتوا و دانش تربیتی به طریق غیرمستقیم بر دانش محتوایی تربیتی فناوری تأثیر دارند و بیشترین اثر کل مربوط به دانش محتواست.
۹۷۶۵.

تحلیل عاملی تأییدی و همسانی درونی نسخه فارسی پرسشنامه تعامل معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۵۴۷
پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی نسخه فارسی پرسشنامه تعامل معلم (QTI؛ لارداسمی و کنی، 2001) در گروهی از معلمان ایرانی انجام شد. در مطالعه همبستگی حاضر، 200 معلم (100 مرد و 100 زن) به نسخه کوتاه پرسشنامه تعامل معلم پاسخ دادند. در این مطالعه، به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه تعامل معلم به ترتیب از روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه تعامل معلم بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه معلمان ایرانی ساختار هشت عاملی پرسشنامه تعامل معلم مشتمل بر رهبری، رفتار کمک کننده/دوستانه، درک کردن، مسئولیت پذیری/آزادی فراگیر، نامطمئن بودن، ناراضی بودن، تنبیه کردن و سختگیر بودن با داده ها برازش قابل قبولی داشت. ضرایب همسانی درونی مقیاس های چندگانه پرسشنامه تعامل معلم بین 55/0 تا 70/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه تعامل معلم برای سنجش مدل رفتار رابطه بین فردی در نمونه معلمان ایرانی، ابزاری روا و پایا است.
۹۷۶۶.

ارائه چارچوب ادراکی برای نهادینه کردن شایسته گزینی مدیران در بانک ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۶ تعداد دانلود : ۶۰۷
هدف این پژوهش ارائه چارچوب ادراکی برای نهادینه کردن شایسته گزینی مدیران در بانک ملی ایران بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده آمیخته (کیفی و کمی) از نوع اکتشافی؛ برحسب روش گرداوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش شامل نخبگان و متخصصان مرتبط با امور بانکی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع 10 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. گروه دوم از جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مدیران بانک ملی ایران در کشور به تعداد 3766 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و انتخاب حجم نمونه در مدلسازی معادلات ساختاری 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساختار یافته (بخش کیفی) و پرسشنامه محقق ساخته (بخش کمی) استفاده شد. به منظور بررسی روایی پرسشنامه نیز از روایی صوری، محتوا و سازه استفاده شد و به منظور محاسبه پایایی آن نیز از ضریب آلفای کرونباخ (دانش (0.862)، مهارت (812)، عامل فردی و ادراکی (858) و عامل سازمانی (0.812)) و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش از روش تحلیل محتوا (کد گذاری) استفاده شد. در بخش کمّی نیز از روش های آمار توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی اکتشافی) و با استفاده از نرم افزارهای Spss-V22، Lisrel-V8.8 و Smart PLS-2 استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های مؤثر بر شایسته گزینی مدیران بانک ملی عبارت اند از دانش، مهارت، عوامل فردی و ادراکی و عوامل سازمانی؛ با توجه به مؤلفه های پژوهش مدلی ارائه شد که برازش مطلوبی داشتند؛ اولویت بندی عوامل مؤثر بر شایسته گزینی مدیران بانک ملی نشان داد به ترتیب دانش مدیران (0.498)، عوامل فردی و ادراکی (شخصیتی) (0.332)؛ عوامل سازمانی (0.253) و مهارت مدیران بانک ملی (0.169) اولویت اول تا چهارم را به خود اختصاص دادند.
۹۷۶۷.

تدوین مدل هویت حرفه ای اعضای هیات علمی (مورد مطالعه: اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۵ تعداد دانلود : ۵۶۹
پژوهش حاضر از نظر طرح، جزء پژوهش های ترکیبی (کمّی و کیفی) است. مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش، اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور در حوزه ی علوم تربیتی و آموزش عالی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند صاحب نظران کلیدی و در ادامه تکنیک اشباع نظری، 12 تن از اعضای هیات علمی دانشگاه های شیراز، تربیت مدرس، رازی کرمانشاه، یزد و علوم تحقیقات تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو ابزار"بررسی اسناد" و "مصاحبه نیمه ساختار یافته" استفاده گردید. با روش همسو سازی، اعتبارپذیری داده ها تایید شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پس از آن اقدام به کدگذاری داد ه ها برای شناخت عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگو گردید. سرانجام یافته ی اصلی پژوهش، طراحی مدل هویت حرف های اعضای هیات علمی با 5 مضمون فراگیر 1)زمینه ای 2) شخصی 3) فرهنگی اجتماعی 4) حرفه ای و 5) سیاسی اقتصادی بود. بر اساس مدل مستخرجه از شبکه مضامین، پرسشنامه سنجش هویت حرفه ای اعضای هیات علمی تدوین شده و جهت تعیین روایی و پایایی در اختیار 30 نفر از اعضای هیات علمی قرار گرفت. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل گویه با ضریب 86/0 – 69/0 و پایایی آن نیز با آلفای کرانباخ و ضریب 76/0 به تایید رسید. در بخش کمّی پژوهش، پرسشنامه تدوین شده در اختیار 331 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس که به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند قرار گرفت. نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که از نظر اعضای هیات علمی، عوامل حرفه ای، شخصی، فرهنگی اجتماعی، زمینه ای و سیاسی اقتصادی به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان تاثیر را بر رشد هویت حرفه ای آنان دارا می باشند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نیز نشان داد که بین هویت حرفه ای اعضای هیأت علمی دارای مرتبه های علمی مختلف، تفاوت معناداری وجود ندارد.
۹۷۶۸.

شناسایی عوامل توسعه دهنده فرهنگ کارامدی جمعی معلمان شهر تهران از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۱ تعداد دانلود : ۴۲۲
معلمان، آینده سازان و مهم ترین نیروی محرک توسعه هر کشور هستند. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر رشد و توسعه فرهنگ کارامدی جمعی معلمان در مدارس شهر تهران بود. این مطالعه با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناختی انجام شد. برای شناسایی عوامل توسعه دهنده کارامدی جمعی معلمان از سه نظریه پرداز بین المللی و بیست و یک کارشناس داخلی که در حوزه تعلیم و تربیت صاحب نظر بودند، مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفت که بطور هدفمند انتخاب شده بودند. داده های لازم براساس اشباع نظری جمع آوری گردید؛ چرا که بعد از 24 مصاحبه به اشباع نظری رسیدیم. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار NVivo 10 استفاده گردید. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که 8 عامل بیشترین نقش را در رشد و توسعه فرهنگ کارامدی جمعی معلمان در مدارس ایفا می نمایند. این عوامل عبارتند از: «کیفیت زندگی معلمان» دارای بیشترین امتیاز و در جایگاه اول، «توانمندسازی معلمان» در جایگاه دوم، «ویژگی های انگیزشی» در جایگاه سوم، «ساختار توانمندساز» در جایگاه چهارم، «ویژگی های شخصیتی» در جایگاه پنجم، «نظارت و راهنمایی» در جایگاه ششم، «برنامه ریزی هدفمند» در جایگاه هفتم و «سیاستگذاری های آموزشی» در جایگاه هشتم قرار گرفتند. در نهایت بر اساس عوامل هشت گانه مدلی ارائه گردید که می تواند منشور راهنمای برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی کشور قرار گیرد. از طرفی، فرهنگ کارامدی جمعی معلمان در مدارس زمانی رشد و توسعه پیدا می کند که عوامل مطروحه و راهکارهای ارائه شده مورد توجه قرار گیرند.
۹۷۶۹.

تأثیر کاربردهای پداگوژیکی فناوری اطلاعات و ارتباطات بر خودتنظیم گری دانشجویان تحصیلات تکمیلی با نقش میانجی خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۴۵۸
این پژوهش به بررسی کاربردهای پداگوژیکی فناوری اطلاعات و ارتباطات بر خودتنظیم گری با نقش میانجی خودکارآمدی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان می پردازد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش همبستگی استفاده شده و در جامعه ای حدود 3000 نفراز دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال 1397و  با نمونه 248 نفری مطابق با جدول مورگان به صورت روش تصادفی ساده، اجراشده است. ابزار تحقیق سه پرسشنامه کاربرد پداگوژیکی فناوری اطلاعات و ارتباطات کارلس و ایسیفو (2015)، خودکارآمدی و خودتنظیمی فناوری سنکبیل و ایهمی (2017) می باشد که روایی تأییدی و پایایی هر سه ابزار مناسب گزارش شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها  از نرم افزار لیزرل و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاکی از اثر مستقیم و غیرمستقیم کاربرد پداگوژیکی فناوری اطلاعات و ارتباطات بر خودکارآمدی و خودتنظیمی است. همچنین خودکارآمدی بر خودتنظیمی تأثیر مستقیم دارد؛ بنابراین، کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش سازنده ای در یاددهی و یادگیری از طریق خودتنظیمی و خودکارآمدی دارد و خودکارآمدی منجر به خودتنظیمی فناوری در یادگیرندگان خواهد شد.
۹۷۷۰.

پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس بهزیستی مدرسه: نقش واسطه ای سبک های خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۸ تعداد دانلود : ۶۸۷
پژوهش حاضر در راستای تعیین نقش واسطه ای سبک های خودتنظیمی هیجان ( شامل سبک های پنهان کار، تحمل و سازگار) در رابطه بین بهزیستی مدرسه (شامل شرایط مدرسه، روابط اجتماعی در مدرسه و راه های خودکامروایی) و نشاط ذهنی دانش آموزان انجام گرفته و برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش همبستگی استفاده شده است. شرکت کنندگان پژوهش 284 دانش آموز (138 دختر و 146 پسر) دوره متوسطه اول شهرستان جهرم بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه بهزیستی مدرسه (کانیو و ریمپلا، 2002)، پرسشنامه سبک های عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) و مقیاس نشاط ذهنی (ریان و فردریک، 1997) به کار گرفته شد. داده ها با روش آماری تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOS تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش نشانگر آن بود که روابط اجتماعی در مدرسه ، هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم ( از طریق افزایش سبک سازگار خودتنظیمی هیجان) نشاط ذهن ی دانش آموزان را افزایش می ده د. راه های خودکامروای ی از طریق کاهش سبک پنهان ک ار خودتنظیمی هیجان، منجر به افزایش نشاط ذهنی دانش آموزان می شود. شرایط مدرسه اثر مستقیم و مثبت بر نشاط ذهنی دانش آموزان داشت. به طورکلی، نتایج پژوهش حاضر شواهدی را برای نقش واسطه ای سبک های خودتنظیمی هیجان در رابطه بین بهزیستی مدرسه و نشاط ذهنی دانش آموزان فراهم آورد
۹۷۷۱.

ارائه الگوی بومی نظارت آموزشی معلم-محور در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۸۴۷
پژوهش حاضر باهدف ارائه الگوی بومی نظارت آموزشی معلم محور در مدارس ابتدایی انجام گرفت. روش پژوهش آمیخته اکتشافی بود. در مرحله کیفی روش پژوهش روایت پژوهی و مشارکت کنندگان بالقوه شامل معلمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی بودند که با رویکرد هدفمند و با روش نمونه گیری موارد مطلوب تا رسیدن به نقطه اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساختمند جمع آوری گردید. محاسبه اﻋﺘﺒﺎر و رواﯾﯽ داده ها با استفاده از دو روش ﺑﺎزﺑﯿﻨﯽ مشارکت کنندگان و ﻣﺮور ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻏﯿ ﺮ شرکت کننده در ﭘﮋوﻫﺶ انجام گرفت. با تحلیل مضمون، 5 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون پایه درباره الگوی نظارت معلم محور کشف گردید. در بخش کمی روش تحقیق توصیفی پیمایشی بود و جامعه آماری شامل معلمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی بودند که برای اعتباریابی الگو، با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران ، 200 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. ابزار مورداستفاده در بخش کمی، مقیاس محقق ساخته بر اساس شبکه مضامین بخش کیفی بود. تحلیل بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی برای تعیین اعتبار الگو انجام شد. نتایج بخش کمی با استفاده از تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم نشان داد که الگوی بومی نظارت معلم محور دارای روایی سازه است.
۹۷۷۲.

طراحی برنامه درسی مبتنی بر توسعه سواد اطلاعاتی در دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۳ تعداد دانلود : ۴۶۷
در جوامع یاد گیرنده محور، افراد به طور پیوسته در حال یادگیری هستند. آنها بدلیل برخورداری از برنامه های درسی که مولفه های سواداطلاعاتی در ساختار و محتوای آن برنامه ها، در تمام سطوح تحصیلی از دبستان تا دانشگاه تلفیق شده است، تبدیل به یادگیرنده مادام العمر شده اند، بطوریکه قابلیتهای سواد اطلاعاتی در رفتار و نگرش آنان نهادینه شده است. دور ه متوسطه دوم به دلیل داشتن ماهیت انتقالی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است .هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر توسعه سواد اطلاعاتی در دوره متوسطه دوم است. بدین منظور به روش مطالعه مروری، کتب و مقالات مربوط، مطالعه و بررسی شد. وسپس با تعیین مولفه های سواد اطلاعاتی و عناصر اساسی برنامه درسی (اهداف، محتوا، فعالیتهای یادگیری، نقش معلم، ارزشیابی) و با عنایت به توصیه اساتید صاحب نظردر این حوزه الگوی پیشنهادی برنامه درسی تدوین و در قالب جدول ارائه شد .در طراحی این برنامه مولفه های سواد اطلاعاتی در عناصر برنامه درسی طوری تلفیق شده اند که در نهایت یادگیرنده مادام العمر تربیت نماید.
۹۷۷۳.

تدوین مدلی برای بهبود کیفیت آموزش حسابداری از طریق تحلیل روش های تدریس با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۱ تعداد دانلود : ۶۱۵
یکی از مهم ترین دغدغه های دانشگاه ها، تربیت حسابداران لایق است که نیازهای سازمان ها را برطرف سازند. در سال های اخیر مسئله کیفیت آموزش و تدریس از مباحث مهم در نظام های آموزشی دیده شده است، از مهم ترین مؤلفه هایی که در بحث کیفیت دانشگاه ها مدنظر قرار گرفته است، روش های تدریس است. هدف این پژوهش بهبود کیفیت آموزش حسابداری از طریق تحلیل روش هایتدریساست که به شیوه کیفی و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و بکارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه هایی نیمه ساختار یافته با 21 نفر از  اساتید و خبرگان حسابداری انجام شده است، برای بدست آوردن اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل داده در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیو دی ای 2018 به مفاهیم مجزا تفکیک شدند و 18 مقوله کلی به دست آمد. این مقاله یافته های مطالعه را در چارچوب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (5 مقوله)، پدیده محوری (بهبود کیفیت آموزش حسابداری به عنوان یک رویکرد کلی در تدریس)، راهبردها (2 مقوله)، زمینه (3 مقوله)، شرایط مداخله گر (3 مقوله) و پیامدها (4 مقوله) تحلیل کرده است. یافته ها به طور کلی نشان دادند که به کارگیری مناسب مؤلفه های روش های تدریس تضمین کننده یادگیری است و کیفیت تدریس و در نهایت کیفیت آموزش حسابداری را بهبود می بخشد.
۹۷۷۴.

تحلیل محتوای کتابهای جدیدالتالیف ریاضی و راهنمای معلم سال دهم رشته انسانی (با تاکید بر رویکرد زمینه محور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۵ تعداد دانلود : ۶۵۱
پژوهش حاضر کتابهای ریاضی و آمار(1) و راهنمای معلم پایه دهم رشته انسانی با تاکید بر رویکرد زمینه محور به روش تحلیل محتوای کمی و کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری کتابهای درسی و راهنمای معلم ریاضی دهم انسانی سال تحصیلی 96-1395 است. ابزار پژوهش، فرم تحلیل محتوا با توجه به رویکرد ریاضیات زمینه محور است. از روش تحلیل آنتروپی شانون به منظور محاسبه میزان اهمیتی که در طراحی کتاب های درسی و راهنمای معلم ریاضی پایه دهم انسانی به چهار مؤلفه رویکرد زمینه محور شامل دارا بودن موقعیت عملی، واقعی بودن، مرتبط بودن با تجارب زندگی روزمره دانش آموزان و باز بودن داده شده، استفاده گردید. نتایج حاصل حاکی از این است که میزان توجه و درگیری با چهار مولفه ریاضیات زمینه محور و مقدار ضریب اهمیت هر یک از این مولفه ها کم بوده و محتوای درسی کتاب مذکور بر اصول ریاضیات زمینه محور منطبق نیست.
۹۷۷۵.

تحلیل تطبیقی رویکردهای آموزش وپرورش در عصر جهانی شدن : انگاره های تربیتی و الگوهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۵ تعداد دانلود : ۷۷۴
جهانی شدن با سرعت روزافزون خود در حال فراگیری ابعاد مختلف جوامع از جمله آموزش و پرورش است. در همین راستا تا کنون الگوهای جهانی و انگاره های تربیتی متعددی در گستره ی جهانی رویارویی با یکدیگر را تجربه می کنند. آنچه بیش از همه مورد توجه است، چگونگی این رویارویی و پیامدهای ناشی از آن است. هدف از مقاله حاضر تبیین الگوها و نظام های آموزش وپرورش موجود در عصر جهانی شدن می-باشد؛ ناظر بر این هدف، مطالعه حاضر به روش تحلیلی-تطبیقی به شناسایی الگوهای آموزش وپرورش در عصر جهانی پرداخته و با بررسی انگاره های تربیتی هر یک، اصول، اهداف و روش های تربیتی آنها را ارائه نموده و به مقایسه و تحلیل انتقادی آنها پرداخته است. الگوی سرمایه انسانی بر پایه اصول نئولیبرالیسم آموزشی، دستیابی به هدف کارآمدی اقتصادی را به واسطه الگوی آموزش مادام العمر و روشهای تجرّب دنبال نموده است. الگوی پیشرفت گرا با هدف حل مسائل فردی و اجتماعی، روش مبتنی بر مسئله و روش علمی را به عنوان مبنای توسعه آموزشهای جهانی برگزیده است. الگوی آموزش انتقادی با هدف برقراری عدالت اجتماعی روش گفتگوی انتقادی را به کار می گیرد، الگوی آموزش وپرورش دینی با تأکید بر معنویت، تربیت انسان دین مدار را دنبال می کند و الگوی آموزش وپرورش بومی با تعهد به زبان و فرهنگ بومی به انتقال دانش انباشته شده فرهنگی و تاریخی خود می پردازد.
۹۷۷۶.

تعیین اثربخشی الگوی یادگیری مشارکتی بر یادگیری خودراهبر (خودمدیریتی، رغبت برای یادگیری و خودکنترلی) دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۵۳۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی الگوی یادگیری مشارکتی بر یادگیری خودراهبر (خودمدیریتی، رغبت برای یادگیری و خودکنترلی) دانش آموزان دختر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهر ماکو در سال تحصیلی 97-96 به تعداد 458 نفر بودند. از این جامعه، نمونه ای به حجم 60 نفر (30 نفر برای هر گروه) به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب و به تصادف در دو گروه یادگیری مشارکتی و روش سنتی جایگزین شدند. شرکت کنندگان دو گروه در مراحل پیش و پس آزمون مقیاس یادگیری خودراهبر (SDL) را تکمیل و در این اثناء آزمودنی های گروه آزمایش طی 24 جلسه 45 دقیقه ای با استفاده از الگوی یادگیری مشارکتی به روش جیگساو تحت آموزش قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در برنامه SPSS انجام گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که استفاده از الگوی یادگیری مشارکتی منجر به تفاوت معنی دار بین گروه ها در نمره کل یادگیری خودراهبر به میزان 77 درصد، و در مؤلفه خودکنترلی به میزان 55 درصد، خودمدیریتی به میزان 64 درصد و رغبت برای یادگیری به میزان 43 درصد شده است. با توجه به نتایج بدست آمده می توان مطرح کرد که الگوی یادگیری مشارکتی بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان مؤثر بوده و منجر به افزایش نمرات یادگیری خودراهبر و مؤلفه های آن شامل خودکنترلی، خودمدیریتی و رغبت برای یادگیری در گروه آزمایش شده است
۹۷۷۷.

Effect of Observational Expert and Beginner Model on Learning of Basketball Free Throw: The Role of Imagination Capability(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۴۲۵
The purpose of the present study was to examine the effect of observational expert and beginner model on learning basketball free throw skill in those with different levels of imagination capability. For this purpose, 30 students with high imagination capability and 30 students with low imagination capability were selected among volunteered students and divided into 6 groups. The free throw accuracy and model were measured with 10 throws at the pre and post-test stages. At the exercise stage, the participants also performed 240 throws based on the specific protocol of the group. The experimental groups watched the video of the Expert or beginner model at the beginning of each exercise block while the control group did not watch any kind of video. The results of multivariate covariance analysis showed that the accuracy and the model of throws in different groups were significantly different. Those with high imagination capability benefit more from observational learning and learned better than those with low imagination capability. Also, those with high imagination capability significantly benefit from Expert model observation. The results of this research show that in addition to the characteristics of the observed model, which can have a great impact on observational learning, the observers’ characteristics are also very influential in this. One of these effective characteristics was the individual's imagination ability; people with lower abilities were more likely to encounter problems with the use of observational learning. Therefore, developing of individual's imagination ability is necessary for this type of learning.
۹۷۷۸.

The Effectiveness of Metacognitive Strategies Training on Cognitive Failure in Patients with Generalized Anxiety Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۴۹۴
The purpose of the present research was to examine the effectiveness of meta-cognitive strategies training on the cognitive failure in patients with general anxiety disorder (GAD). This quasi-experimental design consisted of two groups, with pre-test/ posttest and the control group. Considering the experimental nature of the research and also, with regards to the drop in the number of 30 people (15 in each group), patients with generalized anxiety disorder (DSM-5) were selected according to the available criteria and were randomly assigned to the experimental and control groups according to entry requirements. In both groups, the scale of Broadbent et al. Cognitive Failures Questionnaire (CFQ) was carried out. Then, the experimental group underwent metacognitive strategies in 10 sessions of 90 minutes and the control group did not receive any training. At the end, the same questionnaire was administered in both groups. The results of the two groups were evaluated in two stages using relevant statistical tests. Multivariate covariance analysis showed that meta-cognitive strategies training significantly reduces cognitive failure and its subscales (distraction, memory defects and inadvertent errors) in patients with general anxiety disorder (P<0/05); there was no significant difference between meta-cognitive strategies training with the subscale of not remembering names (P>0/05). Despite the differences in the scores of cognitive failures in the group studied, it is recommended to use metacognitive strategies to reduce the symptoms of cognitive impairment in patients with generalized anxiety disorder.
۹۷۷۹.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش بازسازی شناختی بر خودکارآمدی اجتماعی و عاطفی دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۰ تعداد دانلود : ۵۹۶
فارسی هدف پژوهش، مقایسه تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش بازسازی شناختی بر خودکارآمدی اجتماعی و عاطفی دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری می باشد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر تهران بود. نمونه گیری به صورت در دسترس، از مدرسه کوشش واقع در منطقه 1 تهران صورت گرفت. بدین منظور تعداد 45 نفر از دانش آموزانی که ب الاترین نم ره را در مشکلات یادگیری کلورادو داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل گمارده شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های خودکارآمدی اجتماعی اسمیت و بتز (2000) و مقیاس خودکارآمدی عاطفی بورلی و همکاران (2008) پاسخ دادند. آزمودنی های گروه آزمایش اول به مدت 20 جلسه تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه دوم به مدت 20 جلسه تحت آموزش بازسازی شناختی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که هر دو روش مداخله ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و بازسازی شناختی موجب افزایش خودکارآمدی اجتماعی و خودکارآمدی عاطفی می شود. آموزش ذهن آگاهی و بازسازی شناختی به دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری، مداخله ای مؤثر برای افزایش خودکارآمدی اجتماعی و عاطفی در آنان می باشد. بر مبنای نتایج این پژوهش می توان به معلمان، مشاوران و روان شناسان آموزشگاهی پیشنهاد نمود که با استفاده از این روش درمانی در بهبود مهارت های فردی و یادگیری دانش آموزان بکوشند.
۹۷۸۰.

بررسی رابطه برنامه درسی زبان آموزی با مؤلفه های هوش اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۴۹۸
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه برنامه درسی زبان آموزی با مؤلفه های هوش اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر، شهرکرد بود. پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق، ترکیبی به هم تنیده است. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس محقق ساخته استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق نظرات متخصصان و کارشناسان، بررسی و پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزار PLS و روش پایایی مرکب 85/0 و مقدار روایی همگرا 83/0 برآورد گردید. جامعه آماری در بخش کمی، مشتمل بر 13682 نفر دانش آموز دختر و پسر دوره ابتدایی شهر شهرکرد است. با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان 375 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. بخش کیفی به روش پدیدارشناسی، با حضور 40 مشارکت کننده از میان معلمان به روش نمونه گیری هدفمند و با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شد. عمده ترین نتایج پژوهش در بخش کمی نشان داد بین برنامه درسی زبان آموزی و مؤلفه های هوش اجتماعی دانش آموزان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین نتایج بخش کیفی حاکی از آن بود که ازنظر معلمان بالاترین اولویت اثر مربوط به «برنامه درسی زبان آموزی باعث افزایش مهارت های خودآگاهی، دوست یابی و تصمیم گیری می شود».

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان