فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۸۱ تا ۹٬۹۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت ترجیح بصری کودکان جهت ارتقاء خلاقیت با استفاده از روش کارت سورتینگ انجام گردیده است. برای نیل به این مقصود، از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوایی و جهت تجزیه، تحلیل و آنالیز اطلاعات از نرم افزار Optimal Sort استفاده شد. جامعه پژوهش، کودکان سنین ۴ تا ۱۰ سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و براساس پژوهش های تولیس و وود (2004)، در مجموع ۳۰ نفر از آن ها به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه و آزمون مرتب سازی کارت باز بود. نتایج یافته های تحقیق، حاکی از آن است که که محیط های طبیعی با داشتن ویژگی های ساختاری چون ایجاد کنجکاوی و حس اکتشاف، تعامل و انعطاف پذیری، انسجام و در عین حال پیچیدگی و رمز و راز که بر روان و ذهن کودک موثر است می توانند بستر مناسبی را در جهت بهبود خلاقیت و ارتقاء حوزه های یادگیری کودک (شناختی، عاطفی، حرکتی) فراهم آورند. همچنین ارزیابی های متعدد و کیفی، بیان میکنند که با درگیر کردن فضاهای آموزشی با طبیعت و استفاده از ویژگی های محیطی، می توان خلاقیت و نوآوری در کودکان را بهبود بخشید و با استفاده از این ویژگی ها می توان راهکارهایی را به عنوان الگو در طراحی محیط های ساخته شده کودکان در جهت پرورش خلاقیت آن ها ارائه داد.
مقایسه میزان فلات زدگی شغلی و عوامل مرتبط با آن در بین اعضاء هیئت علمی گروه علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
148 - 175
حوزههای تخصصی:
فلات زدگی، ایستایی و رکود شخصی است. یعنی فرد نه می آموزد و نه شایستگی های خود را گسترش می دهد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت فلات زدگی شغلی در بین اعضاء هیأت علمی است. این مطالعه به صورت پیمایش در سال 1397 در تهران، اهواز و یاسوج با نمونه ای بالغ بر 497 نفر از اعضاء هیئت علمی انجام شده است. ملاک تعیین دانشگاه های نمونه نظام رتبه بندی و سطح بندی دو سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (1395) می باشد. برطبق نمودارهای عنکوبتی و آزمون فریدمن جامعه پذیری علمی، فرهنگ سازمانی، فلات زدگی محتوایی، فلات ساختاری ذهنی و عدالت سازمانی در سه دانشگاه و در بین دو گروه علوم پایه و علوم انسانی از عوامل تأثیرگذار در فلات زدگی شغلی می باشد. مدل معادله ساختاری تدوین شده نیز شاخص های برازش مطلوبی را کسب کرد. با توجه به شاخص های برازش، تمامی فرضیات با مدل تجربی تحقیق هماهنگ بوده و واقعیات موجود در جامعه آماری مدل نظری را مورد تأیید قرار می دهد. از نظر میزان فلات زدگی شغلی(فلات زدگی محتوایی و ذهنی) اعضای دو گروه علوم پایه و علوم انسانی با هم تفاوت دارند بنابراین توجه به تنوعات درون و برون گروه های آموزشی امری لازم است. هر چند فضای آکادمیک، وضعیت تدریس و دغدغه ارتقاء در دانشگاه ها اعضاء هیأت علمی را با چالش های متعددی مواجه نموده که استمرار آن می تواند زمینه کاهش بهره وری و شادکامی ذهنی اعضاء هیأت علمی را در محیط آکادمیک فراهم سازد.
ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
177 - 202
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هداف شناسایی و ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز تدوین شده است. با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته (طرح توصیفی متوالی) و روش جمع آوری داده های مثلثی یعنی تحلیل اسناد شرکت ها، پرسشنامه و مصاحبه نیمه باز این مطالعه اجرا شده است. در بخش کمی با بهره گیری از دو پرسشنامه «نوآوری کارآفرینانه» و «یاددهی و یادگیری سازمانی (آموزش)» و در بخش کیفی با روش داده بنیاد الگوی پارادایمی توسعه منابع انسانی در شرکت های شیمیایی استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان داده که میانگین نوآوری کارآفرینانه 3 از 5 و میانگین توسعه یاددهی یادگیری سازمانی (آموزش) نیز 3 از 5 بوده است. همچنین عوامل علّی (میل به توسعه طلبی فردی شاغلین)، شرایط زمینه ای (وضعیت اقتصادی و تورمی اقتصاد و شرایط مالی و هزینه ای شرکت ها)، شرایط مداخله گر (توانمندی و مهارتهای کارکنان)، راهبردهای توسعه منابع انسانی (طراحی نظام راهبردی توسعه منابع انسانی شرکت) و پیامدها (انطباق نیروی کار با نیازهای روز فناوری) شناسایی شدند.
ارزیابی کیفیت برون داد و دستاوردهای پژوهش دانشگاهی: تأمّلی بر مطالعات موجود و دیدگاه های کنشگران تولید دانش در نظام دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کاوشی بر ارزیابی کیفیت برون داد و دستاوردهای پژوهش دانشگاهی از منظر کنشگران تولید دانش در یکی از دانشگاه های دولتی بزرگ کشور اجرا شد. رویکرد پژوهش، کیفی و روش مطالعه موردی با تکنیک همسوسازی بود. بدین منظور، در مرحله اول به بررسی و مداقه در پیشینه نظری و پژوهشی مبحث ارزیابی کیفیت برون داد و دستاورد و دستاوردهای پژوهشی و در مرحله دوم، مصاحبه های عمیق با اعضای هیئت علمی دانشگاه شیراز اقدام شد. جامعه آماری این پژوهش در مرحله دوم، استادان دانشگاه شیراز مشتمل بر 610 نفر بود. بر اساس روش نمونه گیری ملاکی و تکنیک اشباع نظری، تعداد 24 نفر از استادان گروه های آموزشی فنی- مهندسی، کشاورزی، انسانی و علوم پایه که حداقل درجه دانشیاری در حوزه تخصصی خویش را داشته و در پنج سال اخیر به عنوان پژوهشگر برگزیده استانی و یا کشوری تعیین شده اند، برحسب مورد مطالعه، انتخاب شدند و با آنان مصاحبه عمیق به عمل آمد. مجموع یافته های به دست آمده از این پژوهش، کیفیت برون داد و دستاورد پژوهش دانشگاهی را در دو مؤلفه «کیفیت انتشارات حاصل» و «کیفیت ارائه و جایگاه پژوهش» و به ترتیب در پنج شاخص «کیفیت نشریه»، «هم راستایی با شاخص های علم سنجی»، «اعتبار پژوهش»، «نوآوری و کارآمدی» و «کاربردی و اصیل بودن» مجموعاً در 32 نشانگر شناسایی کرد.
نقش کیفیت آموزش های ضمن خدمت در رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 13
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر کیفیت آموزش های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی معلمان شهرستان تنکابن انجام گرفت. این مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود و جامعه آن را همه معلمان مقطع متوسطه دخترانه و پسرانه شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 97-1398 تشکیل می دادند. نمونهموردنظر با توجه به جدول مورگان 207 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کیفیت آموزش های ضمن خدمت و رفتار شهروندی سازمانی بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد، تفاوت بین کیفیت آموزش ضمن خدمت 31-45 با 76- 91 در سطح 01/0 ≥P و همچنین، 46-60 با 76-91 در سطح 05/0 ≥ Pمعنی دار است و کیفیت آموزش های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان تنکابن تأثیر دارد.
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه بود. حجم نمونه 40 نفر بود که از جامعه مذکور، به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند.20 نفر به گروه آزمایش و 20 نفر به گروه کنترل به صورت تصادفی تخصیص یافتند. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار های پژوهشی مورد استفاده انگیزش پیشرفت هرمنس (2000) و خوداثربخشی تحصیلی مورگان-جینکز(1999) بود. گروه آزمایش در طول هشت جلسه ، هرجلسه به مدت 90 دقیقه گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره و یک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد گروه درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر موجب افزایش خوداثربخشی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان پسر شده است.
رابطه الگو های دلبستگی و خصوصیات شخصیتی با قلدری در دانش آموزان مقطع متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر رابطه الگو های دلبستگی و خصوصیات شخصیتی با قلدری در دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر کرمانشاه بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر کرمانشاه هستند که در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه آماری این پژوهش مشتمل بر 200 نفر از دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شده است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس دلبستگی هازن، پنج عاملی شخصیت نئو و مقیاس قلدری می باشد. یافته ها با استفاده ار روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که بین الگو دلبستگی ایمن با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری وجود دارد بین الگو دلبستگی ناایمن دوسوگرا با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد بین الگو دلبستگی ناایمن اجتنابی با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی روان رنجوری با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی برون گرایی با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی گشاده ذهنی با قلدری در دانش آموزان رابطه ای مشاهده نمی شود. بین ویژگی شخصیتی توافق پذیری با قلدری در دانش آموزان رابطه منفی معنی داری مشاهده می شود. همچنین بین ویژگی شخصیتی وجدانی بودن با قلدری در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. متغیرهای الگو دلبستگی ناایمن اجتنابی و الگو دلبستگی ناایمن دوسوگرا به ترتیب پیش بینی کننده قلدری در دانش آموزان می باشند.
روابط ساختاری اعتماد سازمانی، اخلاق حرفه ای و ساختار سازمانی با اثربخشی مدرسه با نقش میانجی ارزشیابی عملکرد معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷
93 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین روابط ساختاری اعتماد سازمانی، اخلاق حرفه ای و ساختار سازمانی با اثر بخشی مدرسه با نقش میانجی ارزشیابی عملکرد معلمان می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری اطلاعات، همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دوره دوم نظری شهر ارومیه در سال تحصیلی 98-1397 می باشد که از بین آنها به روش تصادفی طبقه ای نسبی و با بهره گیری از جدول کرجسی مورگان، 306 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ارزشیابی عملکرد معلمان، پرسشنامه استاندارد ساختار سازمانی، اخلاق حرفه ای، اعتماد و پرسشنامه تلخیص شده اثر بخشی مدرسه می باشد. روایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی ابزارها باروش آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22و AMOS 22 استفاده شد. ضرایب استاندارد مسیرهای ساختار به اثربخشی 47/0=β و اعتماد به اثربخشی 35/0=β و اخلاق حرفه ای به اثربخشی 08/0=β و ارزشیابی عملکرد به اثربخشی 16/0=β معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد مسیرهای غیرمستقیم ساختار و اعتماد و اخلاق حرفه ای به اثر بخشی از طریق ارزشیابی عملکرد معنی دار می باشد. با توجه به نتایج، ارزشیابی عملکرد می تواند رابطه بین ساختار و اعتماد و اخلاق حرفه ای با اثر بخشی را تحت تأثیر قرار دهد.
معرفت شناسی سواد رسانه ای در نظام های آموزشی کانادا و ژاپن به منظور الگوی بومی سازی سواد رسانه ای در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف معرفت شناسی سواد رسانه ای در نظام آموزشی کانادا و ژاپن به منظور ارائه ی الگوی بومی سازی سواد رسانه ای در ایران انجام گرفته بود. روش پژوهش، زمینه ای و از نوع کاربردی. جامعه ی آماری پژوهش نخست متخصصان سواد رسانه ای، برنامه ریزان آموزشی و معلمان سواد رسانه ای که از آن ها برای تعیین عناصر جهت طراحی الگوی مطلوب، مصاحبه به عمل آمد. دوم کارشناسان سواد رسانه که برای اعتبار الگوی بومی سازی شده استفاده شد. حجم نمونه برای مصاحبه 25و برای اعتبار سنجی الگو 35 نفر بود. روش تجزیه وتحلیل شامل سه مرحله ی کدگذاری باز، محوری وانتخابی انجام و به شیوه تحلیل مضمون یافته در قالب شبکه ی مضامین پایه، سازمان دهی شده. یافته های پژوهش نشان می دهد برنامه ی درسی مدنظر شامل یک مضمون فراگیر،7 مضمون سازمان دهنده است. همچنین مطالعات نشان داد نظام آموزشی کانادا و ژاپن، حکایت از روش معقول و سیستماتیک می کند اما در ایران هنوز اجرای الگوی مطلوب جای تأمل و بازنگری دارد.
مشخصه های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی (ESCQ؛ فاریا و همکاران، 2006) در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. در مطالعه همبستگی حاضر، 300 دانشجوی کارشناسی (150 پسر و 150 دختر) به پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی از روش های آماری تحلیل عامل تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی آن از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه دانشجویان ایرانی ساختار چندبُعدی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی شامل درک و فهم هیجان، بیانگری و برچسب زنی هیجان و مدیریت و نظم بخشی هیجان با داده ها برازش مطلوبی داشت. مقادیر ضرایب همسانی درونی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی برای مولفه های درک و فهم هیجان، بیانگری و برچسب زنی هیجان و مدیریت و نظم بخشی هیجان به ترتیب برابر با 85/0، 82/0 و 79/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ESCQ برای سنجش سازه چندبُعدی «<em>هوش هیجانی صفتی » و «<em>هوش هیجانی ادراک شده» در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی رشته های کاردانش با رویکرد کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۴
117 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی رشته های کاردانش با رویکرد کارآفرینی بود. برای تحقق اهداف تحقیق، تلفیقی از روش های تحلیل محتوای اسنادی و دلفی استفاده شد. نمونه های آماری انتخاب شده شامل 24منبع در ارتباط با برنامه درسی و آموزش کارآفرینی و همچنین تعداد 17 نفر از کارآفرینان برتر و 17 نفر از متخصصان برنامه درسی است که بصورت هدفمند انتخاب شده بودند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان کارآفرینی و تحلیل کیفی متون بود. یافته های این پژوهش، در فعالیت اول و دوم استخراج مولفه های اصلی کارآفرینی (خلاقیت، نوآوری، کارگروهی، پشتکار، ریسک پذیری و رهبری) بود و در فعالیت سوم الگوی برنامه درسی بر اساس هریک از مولفه های برگزیده در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تدوین گردید. در بخش چهارم الگوی طراحی شده توسط 30 نفر از صاحبنظران برنامه ریزی درسی اعتبار بخشی شد، که نتیجه ی اعتباربخشی گویای مطلوبیت بالای الگوی برنامه درسی طراحی شده بود.
طراحی و اعتباربخشی الگوی بومی برنامه درسی سواد انتقادی در دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی بومی برنامه درسی سواد انتقادی در دوره دوم متوسطه انجام شد. نمونه آماری در بخش کیفی 17 نفر از اساتید مطالعات برنامه درسی و متخصصان علوم اجتماعی و سیاسی و در بخش کمی 207 نفر از اساتید، دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد مطالعات برنامه درسی بودند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته الکترونیکی بود. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از کدگذاری سه گانه اشتراوس و کوربین (1990) و در بخش کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی در قالب نرم افزارهای SPSS و AMOs استفاده شد. نتایج نشان داد که هفت عامل یادگیری اخلاق گرا، یادگیری خودراهبر، یادگیری تأملی، ادراک مسأله، راهبردهای یاددهی یادگیری تعاملی، محتوای تعاملی چندوجه نمای رسانه ای و رویکرد ارزشیابی ساختن گرا، تبیین کننده ویژگی های الگوی بومی برنامه درسی سواد انتقادی دوره دوم متوسطه بودند که در صورت کاربست می توانند موجب تقویت بینش، نگرش و مهارت نقادانه دانش آموزان شده و اعمال فرهنگی، اجتماعی، سیاسی آنان را سامان دهند.
شناسایی مولفه های آموزش ضمن خدمت و تعیین رابطه آنها با بهبود عملکرد کارکنان (مورد: سازمان پزشکی قانونی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهیافتی نو در مدیریت آموزشی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
311 - 334
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی مولفه های آموزش ضمن خدمت و تعیین رابطه آنها با بهبود عملکرد کارکنان (مورد:سازمان پزشکی قانونی کشور) است. مطالعه حاضر، مقطعی و از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری، 2800 نفر از کارکنان شاغل در 31 اداره کل پزشکی قانونی کشور در سال 1396 می باشد که از میان آنان و بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 338 نفر بعنوان نمونه آماری پژوهش از میان 15 استان، انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخت موسوم به آموزش ضمن خدمت و بهبود عملکرد(1396) استفاده شد. روایی صوری و سازه ای پرسشنامه ها توسط صاحب نظران و خبرگان امر، تایید و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب برابر (89/0=α) و (87/0=α) محاسبه گردیدند. ضریب همبستگی بین مولفه های آموزش ضمن خدمت(9 مولفه شناسایی شده) با بهبود عملکرد(3 مولفه)، 77/0 بود که فن آوری و عملکرد فردی به ترتیب، 92/0 و 96/0 بالاترین ضریب را تبیین و نشان دادند. یافته های تحقیق نشان می داد که بین مولفه های آموزش ضمن خدمت(نیازسنجی، اهداف و اولویت ها، محتوا، برنامه ریزی و اجراء، شیوه ارزشیابی، مدیریت اجرایی، تجهیزات و امکانات، فن آوری و دانش پذیران) با بهبود عملکرد کارکنان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد که بهترین پیش بین برای بهبود عملکرد کارکنان با توجه به آموزش ضمن خدمت، نقش فن آوری نوین می باشد.
تاثیر کلاس جورچین معکوس بر عملکرد تحصیلی و اضطراب آمار دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
133 - 153
حوزههای تخصصی:
کلاس جورچین معکوس، یکی از تکنیک های یادگیری مشارکتی است که بر اساس پویایی گروه و تعاملات اجتماعی قرار دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش جیگ ساو معکوس بر عملکرد تحصیلی و اضطراب آمار دانشجویان در درس آمار بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل و شرکت کنندگان پژوهش 43 نفر از دانشجویان کارشناسی بودند. دانشجویان یک کلاس درس آمار را به روش جیگ ساو معکوس (20 نفر) و دانشجویان کلاس دیگر این درس را به روش تدریس معلم محور سخنرانی (23 نفر) آموزش دیدند. داده های پژوهش با مقیاس اضطراب آمار (رکابدار و سلیمانی، 1387) و آزمون عملکرد تحصیلی گردآوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره یک راهه استفاده شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل در عملکرد تحصیلی و اضطراب آمار دانشجویان وجود دارد (001/0>p). نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که میانگین گروه آزمایش در عملکرد تحصیلی به صورت معنی داری بیشتر از میانگین گروه کنترل است. در اضطراب آمار نیز میانگین گروه آزمایش به صورت معنی داری کمتر از میانگین گروه کنترل است. به طورکلی یافته های پژوهش نشان دادند که روش جیگ ساو معکوس اثر مثبتی بر برون دادهای تحصیلی دانشجویان مانند اضطراب و عملکرد دارد. به عبارت دیگر استفاده از این روش باعث افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش اضطراب آمار این دانشجویان می شود.
تحلیل تطبیقی رویکردهای آموزش وپرورش در عصر جهانی شدن : انگاره های تربیتی و الگوهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
53 - 90
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن با سرعت روزافزون خود در حال فراگیری ابعاد مختلف جوامع از جمله آموزش و پرورش است. در همین راستا تا کنون الگوهای جهانی و انگاره های تربیتی متعددی در گستره ی جهانی رویارویی با یکدیگر را تجربه می کنند. آنچه بیش از همه مورد توجه است، چگونگی این رویارویی و پیامدهای ناشی از آن است. هدف از مقاله حاضر تبیین الگوها و نظام های آموزش وپرورش موجود در عصر جهانی شدن می-باشد؛ ناظر بر این هدف، مطالعه حاضر به روش تحلیلی-تطبیقی به شناسایی الگوهای آموزش وپرورش در عصر جهانی پرداخته و با بررسی انگاره های تربیتی هر یک، اصول، اهداف و روش های تربیتی آنها را ارائه نموده و به مقایسه و تحلیل انتقادی آنها پرداخته است. الگوی سرمایه انسانی بر پایه اصول نئولیبرالیسم آموزشی، دستیابی به هدف کارآمدی اقتصادی را به واسطه الگوی آموزش مادام العمر و روشهای تجرّب دنبال نموده است. الگوی پیشرفت گرا با هدف حل مسائل فردی و اجتماعی، روش مبتنی بر مسئله و روش علمی را به عنوان مبنای توسعه آموزشهای جهانی برگزیده است. الگوی آموزش انتقادی با هدف برقراری عدالت اجتماعی روش گفتگوی انتقادی را به کار می گیرد، الگوی آموزش وپرورش دینی با تأکید بر معنویت، تربیت انسان دین مدار را دنبال می کند و الگوی آموزش وپرورش بومی با تعهد به زبان و فرهنگ بومی به انتقال دانش انباشته شده فرهنگی و تاریخی خود می پردازد.
فهم دانش شخصی عملی ؛ حرکت از آنچه معلمان باید بدانند به آنچه می دانند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم دانش شخصی عملی معلمان بوده و به روش کیفی انجام شده است. فهم دانش شخصی عملی به ما در درک چرایی عملکرد معلمان و پس از آن به بازاندیشی روایت های شخصی و حرفه ای آن ها به منظور بهبود عمل معلم همراه خود او کمک می کند. این مطالعه در یکی از مدارس ابتدایی غیرانتفاعی پسرانه شهر تهران انجام شده است. نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد شرکت کنندگان از دانش غنی در زمینه عوامل موثر بر موفقیت در حرفه معلمی برخوردارند. با این حال داده های به دست آمده از مشاهدات، نشان از تفاوت بین آنچه معلم به عنوان ویژگی یک معلم موفق و تدریس موثر بیان می کند و آنچه در عمل اتفاق می افتد، دارند. ماهیت پویا و وابسته به موقعیت دانشِ عملی معلم، معانی و تفسیرهای متفاوت افراد مختلف از تجربیات و رویدادهای مشابه و عدم وجود بازاندیشی از عواملی هستند که باعث وجود این تفاوت ها می شوند.
رابطه ی کمال گرایی با اهمال کاری تحصیلی: نقش واسطه ای متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خودناتوان سازی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
207 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین کمال گرایی و اهمال کاری تحصیلی با واسطه گری متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خود -ناتوان سازی تحصیلی است. تعداد افراد جامعه ی مورد مطالعه 393 نفر و تعداد افرادنمونه ی آماری شامل 235 دانش آموز دختر و پسر سال سوم دبیرستان شهر بابلسر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش، هر یک از شرکت-کنندگان پرسشنامه های کمال گرایی فراست، خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینک، عزت نفس روزنبرگ، خودناتوان سازی تحصیلی شوینگر و استینسمر و اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده، شاخص های نیکویی برازش برای مدل ارائه شده، برازش بسیار مناسبی را نشان دادند. یافته های حاصل از پژوهش نشان دادند که بین کمال گرایی منفی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه ی خودکارآمدی و خودناتوان سازی، رابطه ی غیر مستقیم معناداری وجود دارد، اما رابطه ی مستقیم و غیر مستقیم کمال گرایی مثبت و اهمال کاری تحصیلی معنادار نیست. همچنین کمال گرایی مثبت به طور مستقیم با خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خود ناتوان سازی تحصیلی رابطه دارد و رابطه ی مستقیم خودکارآمدی تحصیلی با عزت نفس و خودناتوان سازی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی و همچنین رابطه ی مستقیم خودناتوان سازی تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی معنادار است ولی رابطه ی مستقیم عزت نفس با متغیرهای اهمال کاری تحصیلی و خودناتوان سازی معنادار نیست.
نقش تفکر خلاق، تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۸
140 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تعیین سهم تفکر خلاق، تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی در پیش بینی تغییرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه بود. پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 1681دانش آموز دوره متوسطه شاخه تحصیلی نظری در شهر سنقر در سال 1395بود. نمونه پژوهش 530 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و با استفاده از جدول تعیین حجم کرجسی و مورگان (1970) انتخاب شدند. ابزارهای بکار رفته شامل مقیاس سنجش تفکر انتقادی ریکتس (2003) و مقیاس سنجش تفکر خلاق و تفکر تحلیلی پیتر هانی ترجمه یوسفی و همکاران (1384) بودند. روایی محتوایی مقیاسها با نظر خبرگان و پایایی آنها با آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده ها از طریق همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون t نمونه های مستقل تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد: رابطه مثبت و معناداری بین تفکر انتقادی و تفکر خلاق با پیشرفت تحصیلی، و رابطه منفی و معناداری بین تفکر تحلیلی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. تفکر انتقادی و تفکر خلاق به ترتیب با 531/0= و 272/0= پیش بینی کننده مثبت و معنادار پیشرفت تحصیلی بودند. بین تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تفکر تحلیلی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معنادار آماری وجود داشت.
خود شرح حال نویسی مشارکتی: الگویی نوین و منطبق با برنامه ی درسی کارورزی در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این بود که در دانشگاه فرهنگیان به طراحی و اجرای برنامه ی درسی کارورزی بر اساس الگوی خودشرح حال نویسی مشارکتی بپردازد و تجربه دانشجومعلمان از این الگو را مورد تحلیل و بازنمایی قرار دهد. این مطالعه از حیث هدف توسعه ای- کاربردی، از نظر نوع پژوهش کیفی و در طیف روش های کیفی بر کُنش پژوهی رهایی بخش مبتنی است. در این پژوهش به تناسب از روش های تحلیل اسناد، مصاحبه غیرساختارمند و پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است و داده ها با استفاده از روش های تحلیل مضمون و تی تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفته است. جامعه پژوهش دانشجومعلمان پردیس شهید باهنر اصفهان را دربر می گیرد و نمونه پژوهش یک کلاس متشکل از هجده دانشجوی پسر ورودی سال 92-1391 بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1395-1394 در ترم هشت رشته دبیری علوم اجتماعی مشغول به تحصیل بودند. این مشارکت کننده ها به شیوه نمونه گیری ملاک محور انتخاب شدند و طی پانزده جلسه در طول یک ترم تحصیلی، کارورزی خویش را انجام دادند. ساختار الگوی پیشنهادی در قالب عناصر برنامه درسی کارورزی تدوین گردید که اعتبار و روایی آن به تأیید متخصصان برنامه درسی و استادان دانشگاه فرهنگیان رسیده بود. همچنین برای ارزیابی مقبولیت و اعتبار نتایج از زاویه بندی روش شناختی و اعتباریابی دموکراتیک استفاده شد. یافته ها نشان داد، الگوی کارورزی مبتنی بر خودشرح حال نویسی مشارکتی، می تواند اهداف و راهبردهای مستتر در واحدهای درسی کارورزی در دانشگاه فرهنگیان را محقق نماید. چنان که تحلیل سرفصل واحدهای درسی کارورزی نشان داد، برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان حول چهار مضمون شامل: تمرین معلمی، پژوهش روایی، کُنش های مشارکتی و گروهی و تبیین برنامه درسی کارورزی شکل گرفته است که این مضامین با تجارب دانشجومعلمان از الگوی پیشنهادی، هم سو و هم خوان می باشند. همچنین یافته ها نشان داد دانشجومعلمان توانسته بودند طیف اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری و روش های ارزشیابی ارائه شده در الگوی پیشنهادی را بالاتر از سطح میانگین تجربه نمایند. بنابراین طبق این نتایج می توان اذعان داشت که الگوی خودشرح حال نویسی مشارکتی با اهداف برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان منطبق است و می تواند به مثابه یک الگوی کارورزی در برنامه درسی کارورزی این دانشگاه مورد کاربست قرار گیرد.
ارزیابی سواد زیست محیطی دانش آموزان و چالش های اجرایی آموزش محیط زیست در مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر به عنوان یک مطالعه توصیفی-پیمایشی ارزیابی سواد زیست محیطی دانش آموزان مقطع متوسطه و بررسی مشکلات اجرایی آموزش محیط زیست از دیدگاه دبیران بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی و هنرستانی در منطقه لنجان استان اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 برابر با 8920 نفر و نیز دبیران مدارس متوسطه برابر 615 نفر بود. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران انجام شد. حجم نمونه آماری دانش آموزان 1067 و حجم نمونه دبیران برابر با 147 نفر محاسبه گردید. برای نمونه گیری از روش خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. جهت گردآوری داده ها از یک پرسش نامه محقق ساخته ویژه دانش آموزان و نیز یک پرسشنامه محقق ساخته ویژه دبیران و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل های عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز آزمون مقایسه ای تک نمونه ای، مقایسه گروه های مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافته های حاصل از این تحقیق نشان داد که دانش آموزان مقطع متوسطه اگرچه در بعد عاطفی سواد زیست محیطی دارای وضعیت مناسبی هستند ولی به لحاظ شناخت زیست محیطی و نیز مهارت ها و عملکردهای مربوط به آن از شرایط و شاخص های لازم برخوردار نیستند. به علاوه، این پژوهش نشان داد که مهم ترین مشکلات اجرایی مدارس متوسطه در حوزه آموزش محیط زیست فقدان تجهیزات لازم، کمبود زمان و عدم وجود ارتباط و تعامل مراکز آموزشی با نهادها و مراکز زیست محیطی جامعه می باشد.