فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۸۱ تا ۸٬۵۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۵۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان دانش عصب شناختی، سبک های تفکر و ترجیح سبک تدریس معلمان ابتدایی مدارس شهرستان آمل در سال 98-1397 انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی معلمان دوره ابتدایی شهرستان آمل در سال تحصیلی 98-1397، تشکیل داد. تعداد 98 نفر به عنوان نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پس از انتخاب نمونه های موردنظر، از معلمان خواسته شد تا به مقیاس دانش عصب شناختی معلمان هرکولانو-هوزل (2002)، پرسشنامه سبک های تفکر استرنبرگ و واگنر (1992) و پرسشنامه ترجیح سبک تدریس موسی پور (1998) پاسخ دهند. یافته ها نشان داد معلمان به طور معناداری به سبک تدریس فعال (01/9-t= ، 0001> p) گرایش دارند. همچنین نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد کلیه معلمان مورد بررسی با توجه به میانگین نمرات کسب شده از پرسشنامه ها ، از نظر دانش عصب شناختی (73/14-t= ، 005> p) در طبقه متوسط قرار گرفتند، و بیشتر از سبک تفکر قانونی (43/13t= ، 0001> p) و سبک تفکر آزاداندیش (19/12t= ، 0001> p) برخوردار بودند و از سبک تفکر محافظه کار (40/3-t= ، 001/0> p) کمتر و از سبک تفکر اجرایی (88/2t= ، 0001> p) و سبک تفکر قضایی (41/9t= ، 0001> p) بیشتر از حد متوسط استفاده می کردند.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه حس عاملیت در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲
105 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه حس عاملیت دانشجویان در آموزش به شیوه مجازی انجام شده است. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 بود (16500 نفر). بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای برابر با 367 نفر بر اساس روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حس عاملیت تاپال و همکاران (2017) و شکفتگی دینر و بیسواس (2008) بود. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. در بخش یافته ها، پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ برای مقیاس کلی و ابعاد آن تأیید گردید. روایی محتوایی پرسشنامه بر اساس دیدگاه متخصصان روان شناسی و روایی ملاکی آن بر اساس میزان همبستگی برابر با 0 /62با شکفتگی مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس تحلیل عاملی تأییدی، گویه های پرسشنامه حس عاملیت بار عاملی مناسب و معنادار داشت و حس عاملیت از دو عامل حس مثبت و حس منفی تشکیل شده است. شاخص های برازش نشان داد که مدل اندازه گیری پرسشنامه حس عاملیت از برازش مناسب برخوردار است. روی هم رفته، نتایج گویای این بود که پرسشنامه حس عاملیت تاپال و همکاران (2017) با اندازه گیری دو بعد مثبت و منفی، ابزاری معتبر برای تعیین میزان برخورداری افراد از این ویژگی توانمندساز است و به همین سبب، به راحتی مورد استفاده پژوهشگران و متخصصان در عرصه روشان شناسی و علوم اجتماعی قرار گیرد.
طراحی الگوی توسعه آموزش های فنی و حرفه ای متناسب با نیاز بازار کار و ظرفیت های منطقه ای: مطالعه موردی، صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
۱۰۲-۸۱
حوزههای تخصصی:
چکیده : در بازار رقابتی امروز ضرورت دارد که سازمانها همواره باید یک گام جلوتر از رقبا باشند لذا سازمان ها تلاش می کنند که همواره مزیت رقابتی خود را حفظ نمایند. فشارهای فزایند محیطی و تحولات فراگیر ، سازمانها را با چالشهای گوناگونی مواجه ساخته است و ناکارآمدی نگرشها، سیستمها و ابزارهای مدیریتی قدیمی کاملا آشکار شده است چرا که با رویکردهای سنتی نمی توان در بازاری که تمامی قواعد حاکم بر آن عوض شده است به رقابت پرداخت. سازمان آموزش فنی و حرفه ای نیز بعنوان یک سازمان پیشرو و تاثیر گذار در امر اشتغال و مهارت ورزی در این روزگار پر شتاب سعی نموده رسالت خود را با امر استاندارد سازی مشاغل پررنگتر نموده و این بار در صنعت بیمه نقش خود را بصورت تاثیر گذاری نمایان کرده است. لذا در این پژوهش سعی بر این گردید با پرداختن به اهمیت و ماهیت این دو ، سازمان فنی و حرفه ای و صنعت بیمه نسبت طراحی نقشه راه آموزش حرف و مشاغل در صنعت بیمه در دو سطح مدیران و نمایندگی ها اقدام گردد . در این راستا پس از مصاحبه با خبرگان و تعیین استانداردهای کاری دو گروه تا رسیدن به سطح اشباع مولفه ها و دانش و مهارت مربوطه استخراج گردید . و بعد از آن نسبت به تعیین شاخص های مراحل کاری و مولفه های شایستگی و شاخص های اصلی عملکرد و تدوین استانداردهااقدام گردید . در آخر نیز پیشنهاداتی در راستای نتایج اخذ شده ارایه گردید .
پیش بینی مسئولیت پذیری تحصیلی براساس بافت اجتماعی کلاس با واسطه گری ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف پیش بینی مسئولیت پذیری تحصیلی براساس بافت اجتماعی کلاس با واسطه گری ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و اشتیاق تحصیلی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه نهم متوسطه اول شهرستان سنندج در سال تحصیلی 98-1397 بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 390 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. پرسش نامه مسئولیت پذیری کردلو، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران، مقیاس نیازهای اساسی روان شناختی دسی و رایان ، خرده مقیاس حمایت خودمختارانه بلک برن، خرده مقیاس حمایت هیجانی همسالان پاتریک، رایان و کاپلان و خرده مقیاس حمایت عاطفی معلم ساکیزبه عنوان ابزارهای سنجش استفاده شدند. یافته ها بیانگر این بود که به طور کلی داده ها با مدل برازش دارد، و نتایج نشان داد بافت اجتماعی کلاس بر مسئولیت پذیری تحصیلی، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و اشتیاق تحصیلی اثر مستقیم دارد. همچنین، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و اشتیاق تحصیلی بر مسئولیت پذیری تحصیلی اثر مستقیم دارند. همین طور، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی بر اشتیاق تحصیلی اثر مستقیم دارد. درنهایت، بافت اجتماعی کلاس از طریق متغیرهای میانجی بر مسئولیت پذیری تحصیلی اثر غیرمستقیم دارد. بنابراین، به منظور افزایش مسئولیت پذیری تحصیلی دانش آموزان باید به بافت اجتماعی کلاس، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان توجه شود.
رابطه مهارت مدیریت زمان با استرس شغلی معلمان مدارس دخترانه شهر اردبیل
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال پنجم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
87 - 102
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر باهدف بررسی رابطه مهارت مدیریت زمان با استرس شغلی معلمان مقطع متوسطه مدارس دخترانه انجام گردید. روش تحقیق حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری معلمان زن شهر اردبیل به تعداد 530 نفر بود که از این جامعه آماری براساس جدول نمونه گیری مورگان با روش تصادفی طبقه ای، نمونه ای به تعداد 216 نفر انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده های تحقیق، پرسشنامه استرس شغلی بردبار و پرسشنامه مدیریت زمان کوئین بود. روایی صوری و محتوایی هر دو پرسشنامه با استفاده ازنظر متخصصان و پایایی با روش آلفای کرونباخ که برای استرس شغلی مقدار 87/0 و مدیریت زمان مقدار 76/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمونt تک گروهی، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس تحلیل گردید. یافته های تحقیق نشان داد بین مهارت مدیریت زمان و استرس شغلی دبیران رابطه معکوس معنی داری وجود دارد؛ وضعیت موجود مهارت مدیریت زمان معلمان در وضع مطلوبی قرار دارد، ولی استرس شغلی معلمان بالاتر از میانگین است؛ معلمان باسابقه کاری بیشتر دارای بیشترین میزان مهارت مدیریت زمان بودند و معلمان با سنین کمتر دارای استرس شغلی بیشتری نسبت به معلمان با سن بالاتر بودند.
ارائه الگوی توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی مبتنی بر مؤلفه های مهارت های نرم
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی مبتنی بر مؤلفه های مهارت های نرم در دانشگاه ها است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی است که با استفاده از روش تحلیل مضمون و به شیوه استقرائی، مؤلفه های توسعه حرفه ای مبتنی بر مهارت های نرم، شناسایی و استخراج شدند. جامعه آماری پژوهش، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه های فرهنگیان، خلیج فارس، پیام نور و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا مرز اشباع ادامه یافت. در نهایت شبکه مضامین با استفاده از روش آتریاد -استرلینگ کدگذاری، تحلیل و ترسیم شد. روایی پژوهش با استفاده از تکنی ک ممیزی کردن از سوی داور مورد تأیید قرار گرفت. برای محاسبه پایایی، کدگذاری با مطالعه سطر به سطر مصاحبه ها به صورت دستی در دو مرحله انجام گرفت و بعد از اتمام کدگذاری، نتایج این دو کدگذاری با یکدیگر با استفاده از روش هولستی مقایسه شد. پس از کدگذاری و تحلیل داده های مصاحبه، تعداد 107 مضمون پایه استخراج شد. از این مضامین پایه تعداد 15 مضمون سازمان دهنده و در نهایت 5 مضمون فراگیر شامل؛ «مهارت های رهبری و مدیریتی»، «مهارت های توسعه فردی و حرفه ای»، «مهارت های خلاقیت و نوآوری»، «مهارت های اخلاق حرفه ای» و «مهارت های ارتباطی و تشریک مساعی» که شکل دهنده مدل توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی مبتنی بر مهارت های نرم بودند شناسایی و استخراج شدند.
تأثیر شایسته سالاری بر نوآوری سازمانی در پردیس دانشگاه های استان البرز
حوزههای تخصصی:
امروزه نیروی انسانی متخصص و شایسته به ویژه به دلیل اهمیت یافتن عامل فناوری، انقلاب اطلاعاتی و شتاب یافتن تغییرات محیطی، نقش پررنگ تری پیداکرده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر شایسته سالاری بر نوآوری سازمانی در مجتمع تحقیقاتی جهاد دانشگاهی است. جامعه آماری شامل 719 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بود. نمونه موردمطالعه 255 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده که در مطالعه شرکت کردند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه استاندارد شایسته سالاری مصلحی (1391) و همچنین پرسشنامه استاندارد نوآوری سازمانی هوانگ و همکاران (2011) استفاده شد. یافته های کمی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که با توجه به ضریب همبستگی بین دو متغیر بالا برابر با 852/0، ضریب تعیین برابر با 725/0 و ضریب تعیین تعدیل یافته برابر با 718/0 به دست آمده که بنابراین 5/72 درصد از تبیین واریانس مربوط به نوآوری سازمانی به تغییرات شایسته سالاری مربوط می شود. رعایت شایسته سالاری در انتصابات و محیط کاری سالم و مناسب جهت پرورش خلاقیت در اداره سازمان ها توصیه می شود.
ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران کرونا: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۵۵
179 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر بررسی شیوه های ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران کرونا: چالش ها و راهکارها با تاکید بر عدالت ارزشیابی بود. به منظور نیل به هدف پژوهش از روش تحقیق کیفی و به منظور تحلیل اطلاعات گردآوری شده از تحلیل محتوا استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش را "صاحبنظران" تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. علاوه بر آن به منظور جمع آوری اطلاعات از سایر منابع، نظرات دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری با استفاده از نمونه گیری در دسترس و از طریق پرسشنامه باز پاسخ مورد بررسی قرار گرفت. در کل نظرات 14 صاحبنظر و 66 دانشجو مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد مهمترین شیوه های ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران شیوع ویروس کرونا (آموزش مجازی) عبارتند از امتحان حضوری (در صورت مجوز مبادی ذیربط)، امتحان کتبی مجازی، امتحان شفاهی مجازی، پرسش و پاسخ شفاهی، ارائه های مجازی، کارپوشه الکترونیکی و ارزشیابی چندگانه (تلفیقی). در این مقاله چالش ها و مزایای هر کدام از روش های ذکر شده بررسی و راهکارهای لازم برای کاهش پیامدهای منفی هر کدام از روش ها ارائه شد. با توجه به نظرات پاسخگویان، بسنده کردن به یک روش ارزشیابی، اعتبار ارزشیابی را کاهش می دهد و لذا لازم است متناسب با محتوا و اهداف از روش های چندگانه (تلفیقی) برای ارزشیابی آموخته های فراگیران استفاده کرد.
واکاوی ماهیت عناصر الگوی برنامه درسی جامعه محور در نظام آموزش عالی بر اساس رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی ماهیت عناصر الگوی برنامه درسی جامعه محور در نظام آموزش عالی است. در این راستا، از روش فراترکیب (سنتز پژوهی) و گام های هفت گانه سندلوسکی و باروس (2006) بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل مبانی نظری و پژوهشی داخلی و خارجی (بدون بازه زمانی) بود که با کلیدواژه های مرتبط و با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی جستجو و بازیابی شدند. پس از گرداوری مبانی، با استفاده از معیارهای پذیرش و عدم پذیرش مبانی نامرتبط حذف و در نهایت 70 مبانی (53 مقاله و 17 کتاب) از طریق برنامه ی مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) به عنوان نمونه نهایی انتخاب و با استفاده از فرم چک لیست محقق ساخته و روش تحلیل محتوای مضمونی (TCA) تحلیل شدند. همچنین جهت بررسی قابلیت اعتبار یافته ها از معیارهای خود بازبینی محقق و به منظور بررسی قابلیت اعتماد یافته ها از روش مرور همتا بهره گرفته شد که نتیجه ضریب پایایی ارزیابی ها (84/.) اعتبار یافته ها را تایید کرد. طبق یافته های پژوهش، مفاهیم برنامه درسی جامعه محور در نظام آموزش عالی را می توان در هشت طبقه کلی دسته بندی نمود که در ادامه این مفاهیم و کدهای نهایی مستخرج از مبانی، ماهیت عناصر الگوی برنامه درسی را نمایان کرد.
به کار بردن راهبردهای تئوری انتخاب بر کیفیت یادگیری دانش-آموزان کلاس
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز با رشد سریع علم و تولید روزافزون دانش و با تغییرات اجتماعی و معرفتی انسان ها باید از ایده ها و روش های تربیتی سابق فراتر برویم. دیگر نمی توان آموزش را از پرورش جدا کرد و انسان ها را بر اساس تسلط بر موضوعات درسی ارزش گذاری کرد. امروز دیگر نمی توانیم آموزش یکسان برای همه و تأکید بر محفوظات را بپذیریم. در نظام آموزشی جدید در مدارس سعی می گردد محیط یادگیری بر اساس تفاوت های فردی دانش آموزان فراهم گردد. در مقاله ی مذکور جامعه ی آماری یک مجتمع آموزشی در منطقه ی پنج تهران بوده؛ که با به کارگیری روش های نظریه ی تئوری انتخاب مشکلات آموزشی و رفتاری تعدادی از دانش آموزان پایه ی اول و دوم دبستان این مجتمع مورد مشاهده و بررسی قرار گرفته است. نتایج آماری بدست آمده از این بررسی ها روند مثبتی را در جهت بهبود شرایط یادگیری دانش آموزان این دو دوره چه از نظر آموزشی و چه از نظر رفتاری را نشان داده است.
اثربخشی داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال طیف اُتیسم، اختلال عصبی تحولی است که با نقص در تعاملات اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای کلیشه ای شناخته می شود. افزایش نرخ شیوع این اختلال، لزوم پژوهش در مورد ویژگی ها و روش های درمانی را بیشتر کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر مهارت های ارتباطی کودکان با اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: ای ن پژوه ش از ن وع شبه آزمایش ی ب ا ط رح پیش آزم ون - پس آزم ون و گ روه گواه ب ود. جامعه آماری مطالعه حاضر، شامل تمام دانش آموزان پسر با اختلال طیف اُتیسم 7 تا 14 ساله شهر رشت در سال 1398 بود و 20 نفر از افراد داوطلب واجد شرایط که به تصادف به دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 10 نفر) اختصاص یافتند درحکم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه نیم رخ مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم (2007) استفاده شد. در این پژوهش، برنامه اجرایی، ترکیبی از داستان های اجتماعی و الگودهی ویدئویی بود که توسط پژوهشگر تألیف و به مدت 12 جلسه به صورت مجازی برای کودکان با اختلال طیف اُتیسم گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون t استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش نشان داد داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی بر بهبود مهارت های ارتباطی (مؤلفه مشارکت اجتماعی) تأثیرگذار است (05/0> p). نتیجه گیری: بنا به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت داستان های اجتماعی با روش الگودهی ویدئویی روشی مناسب برای آموزش مهارت های ارتباطی به صورت مجازی و توسط والد است.
واکاوی عناصرالگوی برنامه درسی تربیت زیبایی شناسی در دوره ابتدایی بر مبنای آموزه ها و اعجاز قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف «واکاوی عناصر الگوی برنامه درسی تربیت زیبایی شناسی در دوره ابتدایی بر مبنای آموزه ها و اعجاز قرآن کریم» انجام شده است. روش پژوهش،کیفی و از نوع داده بنیاد، جامعه آماری تحقیق شامل آیات قرآن کریم و خبرگان متخصص در حوزه علوم قرآنی بود. نمونه مورد نظر، به صورت مطلوب از نوع هدفمند از میان منابع در دسترس محقق انتخاب شده است. داده ها در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدکه در قالب مدل اولیه و مدل نهایی شامل ضرورت و اهداف تربیت زیبایی شناسی، محتوا، روش های یاددهی یادگیری، تربیت معلم، ارزشیابی، آموزش غیر مستقیم، مواد ومنابع، مدرسه، خانواده، فواید الگو شکل گرفت. بنابراین، در تحقیق حاضر مبانی از آموزه های زیبایی شناسی قرآن کریم استخراج شد و بر اساس آن الگوی برنامه درسی تربیت زیبایی شناسی ارائه گردید. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. در پایان بر مبنای یافته ها و نتایج به دست آمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائه شده است.
اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
49 - 67
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش فرسودگی تحصیلی در دانش-آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری نشاط شهر ماکو از دی ماه تا اسفند سال 1397 به تعداد 180 نفر بود. از این جامعه، نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند با استفاده از مقیاس ارزیابی ناتوانی یادگیری و مصاحبه بالینی و تشخیصی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو، سالانوا و شافلی (2007) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در برنامه SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به تفاوت معنی دار بین گروه ها در فرسودگی تحصیلی به میزان 62 درصد و در ابعاد خستگی به میزان 20 درصد، بدبینی 33 درصد، و ناکارآمدی 39 درصد شده است. با توجه به نتایج بدست آمده می توان مطرح نمود مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر معنی-داری بر کاهش فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص دارد.
نقش سواد اطلاعاتی در یادگیری مادام العمر معلمان مدارس هوشمند منطقه پنج شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
117 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش سواد اطلاعاتی در یادگیری مادام العمر معلمان بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان مدارس هوشمند منطقه پنج شهر تهران به تعداد 635 معلم که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه ای به حجم 240 نفر انتخاب گردید. روش پژوهش کمی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 24 گویه ای سواد اطلاعاتی بر مبنای مدل چانگ (2012) و پرسشنامه محقق ساخته 21 گویه ای یادگیری مادام العمر بر مبنای مدل گای و همکارانش (2014) استفاده شد. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار از تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی استفاده و نتایج بیانگر پایایی و روایی مطلوب ابزاربود. جهت تحلیل داده ها از تکنیک های توصیفی( شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی( آزمون های تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره خطی) با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج بیانگر آنند که: وضعیت سواد اطلاعاتی و یادگیری مادام العمر در معلمان نامطلوب بود. همچنین سواد اطلاعاتی رابطه مثبت و معنادار با یادگیری مادام العمر و ابعاد آن در معلمان در سطح آلفای 05/0 دارد.
بررسی تحولات رشته مدیریت آموزشی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
458 - 439
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تحولات رشته مدیریت آموزشی بود. میدان تحقیق اعضای هیات علمی رشته مدیریت آموزشیست که پس از مصاحبه با 10 نفر اشباع نظری حاصل گردید. روش تحقیق کیفی و از نوع پدیدار شناسی و ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون می باشد. حاصل آن شناسایی 227 مفهوم اولیه، 45 مضمون و 25 کد اصلی است. یافته های تحقیق در حوزه ضعف ها و چالش ها بر نبود سند چشم انداز و بیانیه ماموریت جامع و یکپارچه رشته مدیریت آموزشی در آموزش عالی ، ضعف در ساختار، محتوا و روشهای این رشته، آینده شغلی نامعلوم دانش آموختگان در حوزه آموزش و پرورش، رشته های جدید و مشابه به عنوان رقیب و نبود تعامل و مشارکت فعالانه بین وزارت علوم و آموزش و پرورش و وزارت علوم برای بهره گیری از ظرفیتهای رشته مدیریت آموزشی اشاره دارد. نقاط قوت و فرصتها نیز بر ماهیت میان رشته ای ،کاربردی بودن و جامعیت این رشته و فرصتهای کار آفرینی و مطالعاتی فراوان در این حوزه دلالت می نماید. لذا تعداد 18 راهبرد شامل راهبرد های SO (تهاجمی) راهبردهای WO ( انطباقی)، راهبردهای ST (اقتضایی) و راهبردهای WT(دفاعی) تعیین گردید .
تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت در دانشگاه ها: رویکردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاه ها است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. به این منظور، تعداد 27 نفر از صاحب نظران، تصمیم گیرندگان و مجریان کیفیت در نظام دانشگاهی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها مورد تحلیل مضمون و با روش نظریه داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفته است. به منظور اعتبار بخشی نتایج از رویکردهای بازبینی توسط اعضاء، خود بازبینی محقق و پایایی بین دو کدگذار استفاده شده و نتایج طی چندین مرحله تعدیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که دو اقدام راهبردی کلیدی جهت الزام اولیه در استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاهی وجود دارد که عبارتند از: تلاش در بین المللی سازی دانشگاه ها و تقویت ارتباط متقابل و موثر دانشگاه ها و صنعت.
بررسی نقش برنامه درسی پنهان بر یادگیری مهارت های زندگی
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی انواعی دارد که باید هر کدام در جایگاه خود مورد مطالعه قرار بگیرد. برنامه درسی پنهان یک نوع برنامه درسی است که که پژوهشگران را به مشاهده تعليم و تربيت، تدریس وآموزش مدرسه به منزله متنی که باید تفسير یا معانی پنهان آشکار گردد، فرا می خواند. برنامه درسی پنهان نه درجایی نوشته شده و نه هيچ معلمی آن را درس مي دهد. بلکه محيط آموزشی مدرسه، با تمام خصوصياتش، آن را آموزش مي دهد. مقاله حاضر از نوع مروری – کتابخانه ای است که با توجه به نظرات اندیشمندان و صاحب نظران نگاشته شده است. هدف از نگاشتن این مقاله بررسی نقش برنامه درسی پنهان بر یادگیری مهارت های زندگی است که نتایج این پژوهش نشان می دهد که برنامه درسی پنهان نقش موثری در یادگیری مهارت های زندگی دارد.
تجارب زیسته دانشجویان دوره کارشناسی مهندسی عمران از توجه برنامه درسی به حوزه عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تجربه زیسته دانشجویان دوره کارشناسی رشته مهندسی عمران از توجه برنامه درسی به حوزه عاطفی است تا زوایا و ابعاد آن مشخص شود. رویکرد پژوهش حاضر، کیفی و روش پژوهش از نوع پدیدارشناسی است که به همین منظور از بین 85 دانشجوی سال چهارم دوره کارشناسی رشته مهندسی عمران دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 96-95 تا رسیدن به حد اشباع اطلاعات، 15 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با جلب رضایت ایشان با استفاده از پروتکل مصاحبه تأییدشده توسط متخصصان مورد مصاحبه قرار گرفتند. جهت حصول اطمینان از قابلیت اعتمادپذیری داده های پژوهش از روش مکرر، مقایسه مستمر داده ها، خلاصه سازی و دسته بندی اطلاعات بدون اینکه داده ها آسیبی ببینند، استفاده شد. پس از ضبط مصاحبه ها جهت تحلیل اطلاعات جمع آوری شده روش اسمیت استفاده شد و نتایج نشان داد برخی عناصر برنامه درسی رشته تحصیلی مهندسی عمران در دوره کارشناسی چون اهداف شناختی، محتوای غیررسمی، استفاده از روش های نوین تدریس، استفاده از مواد و وسایل آموزشی مناسب، تعاملات استاد و دانشجو، استفاده از اساتید جوان در تدریس، استفاده از معیار مناسب در ارزشیابی و درنظرگرفتن فعالیت های جانبی توانسته است به عواطف و احساسات دانشجویان توجه نماید و برخی دیگر ازجمله اهداف مهارتی، محتوای رسمی، زمان ارائه و اعتبار علمی محتوا، رعایت عدالت و انصاف در ارزشیابی و ضریب دشواری سؤالات در ارزشیابی در دستیابی به این هدف موفق نبوده اند.
Multisensory Teaching and Beta and SMR Oscillatory Activities in Foreign Language Vocabulary Retention: A Neurolinguistic Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Retention and learning are neurolinguistic and psycholinguistic processes. The brain electrical response to the cognitive processes that happen in the cortices is inescapable. During neuronal activities, created waves can be recorded and displayed by quantitative electroencephalogram (QEEG) in a non-invasive form. Beta waves are created by thinking, learning, computations, reasoning, attention, and problem-solving activities. This study's primary goal is to objectively investigate the variables impacts of multisensory and non-multisensory methods of instruction on vocabulary retention concerning beta and beta1 waves frequency changes. To meet the purpose, some pre-school novice male and female foreign language learners (age: 5-6 years) participated in this study voluntarily and were assigned into two experimental groups: The Multisensory (three girls and four boys) and Non-multisensory (one girl and six boys) teaching groups. The analyses of the collected data on pre- and post-brain QEEG records of beta and beta1/SMR waves' variations indicated no significant difference between the two groups in the brain oscillatory changes. However, the case study analyses specified the supremacy of beta1 frequency ranges in the Multisensory post-records. The comparative findings of pre- and post-Expressive One Word-Picture-Matching Test (EWPMT) showed that the Multisensory group outperformed the Non-multisensory one; besides, a significant positive relationship was found between beta wave frequency changes on Fp1 and mean score of EWPM post-test in the Multisensory group. The study concluded that the multisensory approach could be a promising method to improve retention at the pre-school level.
تاثیر درمان شناختی - رفتاری به واسطه اینترنت بر کاهش اضطراب کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان شناختی- رفتاری به واسطه اینترنت بر کاهش اضطراب کرونا در کارکنان مراقبت های بهداشتی و درمانی می باشد. طرح پژوهش، طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل: تمامی کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی شهری و روستایی و هم چنین کارکنان بیمارستان های شهرستان پارس آباد در فروردین ماه 1399 بود (851N=). 20 نفر با نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش، درمان شناختی - رفتاری را در 6 جلسه به مدت 90 دقیقه و به واسطه اینترنت دریافت کردند ولی گروه کنترل هیچ مداخل های را دریافت نکرد. قبل و بعد از درمان، پرسش نامه اضطراب کرونا از طریق ایمیل برای اعضای دو گروه اجرا شد. برای تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه، آزمون تحلیل کواریانس و نرم افزار 20-SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، تفاوت معناداری وجود دارد و درمان شناختی - رفتاری به واسطه اینترنت ، موجب کاهش اضطراب کرونا در کارکنان مراقبت های بهداشتی و درمانی شده است (05/0>P) بنابراین پژوهش حاضر نشان می دهد که درمان شناختی -رفتاری به واسطه اینترنت، در بهبود علائم اضطراب کرونا مؤثر می باشد.