فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۲۱ تا ۸٬۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۵۶ مورد.
منبع:
مطالعات کارورزی در تربیت معلم سال اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۲
85 - 98
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی محتوا و نحوه یادگیری درس کارورزی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی اردبیل از دیدگاه دانشجو معلمان و اساتید پرداخته است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. نمونه ی آماری دانشجویان به تعداد 103 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و نمونه ی آماری اساتید به روش تصادفی ساده و به تعداد 11 نفر انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روش آماری مورداستفاده در این پژوهش آزمون تی است. نتایج آماری نشان می دهد که بین عناصر محتوا و نحوه یادگیری درس کارورزی از دیدگاه اساتید و دانشجویان تفاوت معناداری وجود دارد. لذا با 095/0 اطمینان می توان گفت بین میانگین نمرات دو گروه دانشجویان با اساتید تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین با توجه به نمرات تفاوت میانگین ها، در کل امتیاز کل اساتید از دانشجویان بیشتر است.
اثربخشی آموزش مهارت های تنظیم هیجانی بر کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با علایم اهمال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۹
37-63
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های تنظیم هیجانی بر کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با علایم اهمال کاری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی (نیمه تجربی) و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری تحقیق کلیه دانش آموزان دختر مشغول تحصیل در پایه یازدهم مدارس دوره دوم متوسطه شهر ماکو به تعداد 480 نفر در سال تحصیلی 98-97 بودند که از بین آنها 15 نفر برای گروه آزمایش و 15 نفر هم برای گروه کنترل به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی (PAS) و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. گروه آزمایش طی 10 جلسه تحت آموزش مهارت های تنظیم هیجان قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده ها از طریق آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره در نرم افزار spss تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش مهارت های تنظیم هیجانی منجر به کاهش میانگین نمرات گروه آزمایش در کارکردهای اجرایی و ابعاد آن شامل خطای در جاماندگی و خطای کل نسبت به گروه کنترل شده است (01/0>P). با توجه به نتایج می توان مطرح کرد که آموزش مهارت های تنظیم هیجانی بر بهبود کارکردهای اجرایی و ابعاد آن در بین دانش آموزان اثر مثبت دارد. در مجموع نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از اهمیت بالای آموزش مهارت های تنظیم هیجان در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای علائم اهمال کاری تحصیلی می باشد
تبیین الگوی علی سبک های یادگیری مرجح دانشجویان، یادگیری غیررسمی دیجیتال و عملکرد تحصیلی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش بررسی روابط سبک یادگیری مرجح و عملکرد تحصیلی با نقش واسطه ای یادگیری غیررسمی دیجیتال در میان دانشجویان دانشگاه شیراز بود. روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 320 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، انتخاب شدند. ابزار های مورد استفاده این پژوهش، شامل مقیاس های سنجش سبک یادگیری مرجح دانشجویان (دمار-کسکین، ازاتا، بانارا و ریلی، 2015)، یادگیری های غیررسمی دیجیتال (هی و لی، 2019)، عملکرد تحصیلی (یو، تیان، وگل و کوک، 2010) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آنها با استفاده از مدل های معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ترجیح بیشتر دانشجویان به یادگیری بصری ارتباط مثبت و معناداری با افزایش تمایل به یادگیری غیررسمی دیجیتال دارد (32/0=β, 0001/0 = p). همچنین، بین ترجیح بیشتر دانشجویان به سبک یادگیری وابستگی با افزایش تمایل به یادگیری غیررسمی دیجیتال ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (27/0=β, 02/0 = p). افزون بر این، یافته ها حاکی از ارتباط مثبت و معنادار افزایش تمایل به یادگیری غیررسمی دیجیتال با بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان است (38/0=β, 0001/0 = p). از سوی دیگر، یافته ها نشان داد که افزایش تمایل دانشجویان به یادگیری به صورت وابسته با افزایش عملکرد تحصیلی آنان ارتباط مثبت و معناداری دارد (27/0=β, 01/0 = p)؛ بنابراین یادگیری های غیر رسمی دیجیتال با نقش واسطه گری خود بین سبک یادگیری مرجح و عملکرد تحصیلی تاثیر مثبت داشته است و می تواند موجب افزایش یا کاهش بهره وری عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان شود.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در دوره دبستان بر اساس مفروضه های نظام سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت دوره ابتدایی ایران است از آنجا که تلاش جهت شکوفایی قابلیت های آموزش بهداشت دانش آموزان از جمله کارکردهای آموزش و پرورش است، تدوین الگوی مطلوب برنامه درسی آموزش بهداشت می تواند مختصات این کارکرد را محقق سازد. به این منظور، سه پرسش اساسی مورد بررسی قرار گرفت: وضعیت برنامه درسی موجود آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در دوره دبستان چگونه است؟ الگوی بهینه برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت از بعد منطق، اهداف، محتوا، فعالیت های یادگیری، نقش استاد، مواد و منابع، گروهبندی دانش آموزان، مکان، زمان و و ارزشیابی در دوره دبستان چه ویژگی ها و مختصاتی دارد؟ اعتبار الگوی بهینه برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در دوره دبستان به چه میزان است؟ برای بررسی سوالات ذکرشده از روش ترکیبی (کمی و کیفی) استفاده شد.
استخراج ویژگی های عناصر اساسی برنامه درسی الگوی اشتاینر (یک مطالعه ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
12 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش استخراج ویژگی های عناصر اساسی برنامه درسی بر مبنای الگوی اشتاینر بود. روش: روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمّی) بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی تعداد40نفر از متخصصان رشته برنامه ریزی درسی و فلسفه تعلیم و تربیت بودند .با استفاده از روش نمونه گیری ملاک محور و بر اساس قاعده اشباع نظری تعداد مشارکت کنندگان تعداد 10 نفر متخصص بودند. جامعه ی آماری در بخش کمی 220 نفر از مربیان مراکز پیش دبستانی شهر همدان در سال تحصیلی 99-1398 بودند که از میان آنها تعداد 135 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. شیوه تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری بود و تحلیل با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. برای تحلیل داده های کمی، از آزمون آماری تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. برای بررسی روایی سازه پرسشنامه، از برآورد کفایت نمونه برداری (KMO) و آزمون کرویت بارتلت، استفاده شد. یافته ها: با توجه به تحلیل مصاحبه ها تعداد 78 کد باز، 4 کد محوری و یک کد انتخابی استخراج شد.از ویزگی های استخراج شده تعداد 10 ویژگی عنصر هدف ، تعداد 8 ویژگی عنصر محتوی ، تعداد 7 ویژگی عنصر روش و تعداد 5 ویژگی عنصر ارزشیابی از تناسب و اعتبار لازم برخو ردار بودند و این تعداد مؤلفه ها روی هم 084/55 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین کردند. نتایج این پژوهش می تواند چارچوب و راهنمای عمل نظام مند در زمینه تدوین اهداف، تولید محتوی، روش های آموزش و شیوه ارزشیابی فعالیت های یادگیری مراکز پیش دبستان فراهم سازد.
نگاهی به اهمیت سبک زندگی در آموزش مطالعات اجتماعی
حوزههای تخصصی:
با ارتقای سطح دانش و گسترش وسایل ارتباطی جدید و فناوری های نوین، شاهد شکل گیری تغییرات عینی در سبک زندگی جوان امروز هستیم که نه از آن گریزی است و نه می توان آن را به حال خود رها کرد. نهاد آموزش و پرورش با استفاده از اهرم های آموزشی و بازدارنده خود می تواند متناسب با شرایط مذهبی و سنتی و بومی جامعه، این تغییرات را هدایت کند و بر آن نظارت داشته باشد. در این مقاله با روش کتابخانه ای و اسنادی به دنبال بررسی و تحلیل اهمیت سبک زندگی و مطالعات اجتماعی در نظریه های جامعه شناسی و روانشناسی هستیم. نتایج و بررسی های نظری در این موضوع نشان می دهد که دروس مطالعات اجتماعی در هر جامعه می تواند تأثیرات بنیادی بر سبک زندگی جوانان و هویت ملی جامعه داشته باشد. به ویژه زمانی که محتوای کتاب ها بر اساس فرهنگ و ارزش های بومی و ملی تنظیم گردد، در این صورت می توان سلامت شخصیت جوان و جامعه را انتظار داشت که در نهایت توسعه اجتماعی و علمی را به دنبال خواهد داشت.
بازتولید قلمرو: گفتمان پارادکسیکال اصلاحات در نظام تربیتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه که تاکنون علیرغم اصلاحات گسترده در نظام تعلیم و تربیت ایران ، موجب شده است تا نظام تربیتی ایران همچنان ناکارآمد باشد، غلبه نوعی گفتمان بر اقدامات اصلاحی است که بیشتر به بازتولید قلمروهایی منجر شده اند که خود مانع ظهور اصلاحات واقعی در نظام تربیتی به حساب می آیند. وجه پارادکسیکال گفتمان حاکم بر این اقدامات این است که از یک سو هدف از اقدامات اصلاحی را ایجاد تحول و بهبود در نظام تربیتی می داند و از سوی دیگر با باز تولید قلمروهای جدید، موانع جدیدی بر سر راه اصلاحات حقیقی بوجود می آورد. تجربه چهار دهه سیاستگذاری در نظام تربیتی ایران را می توان مصداق بارز چنین فرآیندی دانست. این گفتار با پرداختن به سه مفهوم مهم قلمرو سازی، قلمرو زدایی و باز تولید قلمرو، در پی تبیین ماهیت و کارکرد حاکمیت «گفتمان باز تولید قلمرو» در سه حوزه ساختاری، مبانی و نظریه پردازی تربیتی و وجوه پارادکسیکال آن از یک سو ، و همچنین ارایه راهکاری برای برون رفت ازآن به منظور تحقق یک نظام تربیتی کارآمد و خود سامان بخش از سوی دیگر است. تحلیل گفتمان انتقادی، تحلیل مفهوم و نوپردازی مفهومی مبنای روشی تدوین این مقاله است.یافته ها نشان می دهد که تا زمانی که بازتولید قلمرو به عنوان گفتمان اصلاحات در نظام تربیتی ایران در نظر گرفته شود، بدلیل ماهیت پارادکسیکال و ضد اصلاحی این گفتمان، امکان تحقق اصلاحات واقعی در نظام تربیتی وجود نخواهد داشت.
رویکرد جلال آل احمد در «مدیر مدرسه»: روایتی از برنامه درسی واقع نگر و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
137-157
حوزههای تخصصی:
جلال آل احمد از منظر یک مدیر به مسائل تربیتی مدرسه و اجتماع توأم با هم نظر افکنده و به دنبال آن بوده تا مشکلات اجتماع و مدرسه را در ارتباط با یکدیگر و از درون مدرسه حل کند. مقاله در صدد است به کاوش در افکار او در داستان مدیر مدرسه در حل مسائل اجتماع از درون مدرسه بپردازد. به این منظور از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شد. نتایج نشان داد در حوزه تفکر، عناصر خدا باوری، آخرت گرایی و روحیات مذهبی، سبک مدیریت آل احمد در مدرسه را متاثر ساخته است. معرفت شناسی جلال آل احمد در نگاهش به مسائل عینی و واقعی مدرسه و اجتماع پیرامون آن، یادآور رئالیسم اجتماعی است که با چاشنی رویکرد انتقادی وی در می آمیزد. نگاه او به انسان از دو منظر انسان موجود و انسان مطلوب قابل تبیین است. انسان موجود دچار بی هدفی شده و یا در مسیر هدفی که دنبال می کند، هویت اصیل خود را از دست داده و نیازمند اصلاح است. انسان مطلوب از نظر او کوشا، خواهان تغییر و معطوف به کشف خود همراه با تمایل به احیاء سنت های بومی است. مولفه های ارزشی شامل گرایش به وجدان، مسئولیت پذیری، منزه طلبی و سنت گرایی است که در اداره مدرسه تبلور می یابد. در سایه طرز فکرهای یاد شده، هدف کلی او برقراری رابطه میان سنت و تجدد و اصلاح اجتماع از طریق اجتماع کوچک مدرسه است. برای رسیدن به هدف یاد شده، وی بر محتواهای درسی برانگیزاننده و مبتنی بر رفع مسائل و نیازهای اجتماع و روش های تدریس کاربردی از جمله استفاده از روش کاردستی، نمایش فیلم، برگزاری نمایش و انجام ورزش تاکید می کند که در آن ارزشیابی آموزشی به صورت مستمر و خارج از چهارچوب مقطعی انجام می شود.
بررسی جایگاه تربیت عقلانی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم بیش از 300 آیه وجود دارد که مردم را به تفکر ،تذکر و تعقل دعوت کرده است .اهمیت تربیت عقلانی به قدری است که برخی آن را شرط توفیق تربیت در سایر جنبه ها انسانی مانند بعد عاطفی ،اخلاقی ،اجتماعی و... دانسته اند.در مقاله حاضر سعی شده است تا جایگاه تعقل و تربیت عقلانی در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران با محوریت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مشخص شود.علیهذا محققین با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای ،ابتدا بسترها و نشانه ها تعقل را تبیین نموده ونیز به ذکر برخی از موانع اخلاقی وعاطفی رشدعقل پرداخته اند و سپس با رویکردی تطبیقی در جستجوی مصادیق آن ها در سند تحول بنیادین به عنوان یکی از اسناد بالادستی تعلیم و تربیت کشور،برآمده اند .نهایتا این نتیجه بدست آمد که در جای جای سند تحول ،به قاطبه بسترها و نشانه ها تعقل به طورمستقیم پرداخته شده ودر موارد دیگر،دست کم،قرابت مضمونی و مفهومی نزدیکی احساس می شود نیز درمواردی مخاطبین سندمذکور،نسبت به موانع رشد عقل انذار شده اند که این امر نمایانگر اهمیت تعقل وتربیت عقلانی در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران می باشد.
شناسایی قابلیت های اشتغال پذیری دانش آموختگان تربیت بدنی با استفاده از رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی و شناسایی قابلیت های اشتغال پذیری دانش آموختگان تربیت بدنی است. روش پژوهش برخاسته از نظریه داده بنیاد برای تبیین و تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه های اکتشافی بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش اعضای هیأت علمی، دانشجویان و دانش آموختگان کارشناسی ارشد و دکتری و کارافرینان ورزشی که در این زمینه صاحبنظر بودند. روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی بود. ابزار گردآوری یافته ها از طریق مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. در تحلیل یافته ها از تحلیل محتوا و احصاء مضامین در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. با استناد به ادبیات پژوهش و یافته های اکتشافی قابلیت های اشتغال پذیری دانش آموختگان تربیت بدنی به عنوان پدیده محوری بود. بر اساس بررسی به عمل آمده اشتغال پذیری سازه ای چند بخشی است که متاثر از مجموعه ای از عوامل زمینه ای، شرایط مداخله گر، خصوصیات و قابلیت ها، شرایط علی، راهبرد و پیامدهایی است و در دنیای کنونی در صورتی که دانش آموختگان به این مهارت مجهز نشوند، موفّق به یافتن شغل نخواهند شد. بنابر این بهسازی منابع انسانی دانشگاه، بازبینی کتب درسی، تقویت کارآفرینی، آموزش های مهارتی متناسب با نیاز بازار کار ، ارتق ای توانمندی های مهارت های شغلی و حرف ه ای دانش آموختگان و ارتق ای کمی و کیفی رویدادهای مرتبط ب ا اشتغال می توانند در اشتغال پذیری دانش آموختگان تربیت بدنی و علوم ورزشی کمک کننده باشد.
تجارب مدیران مدارس و دبیران شهر سنندج از برنامه تعالی مدیریت مدرسه: تحلیلی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
275 - 238
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف واکاوی ادراکات و تجارب مدیران و دبیران مدارس متوسطه شهر سنندج از برنامه تعالی مدیریت مدرسه انجام شد. با عنایت به ضرورت اطلاع عمیق از نحوه برداشت و تجارب زیسته مشارکت کنندگان از ماهیت برنامه تعالی مدیریت مدرسه، سازوکارهای اجرایی، آثار و نتایج و همچنین آسیب های احتمالی آن، از روش پدیدارشناسی برای انجام پژوهش حاضر بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان در این مطالعه 29 نفر از مدیران و دبیران مدارس دوره اول متوسطه در شهر سنندج بودند که به صورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه صورت گرفت و یافته های حاصل با استفاده روش تحلیل داده های کیفی کلایزی تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که درک و برداشت مشارکت کنندگان از ماهیت و کم و کیف برنامه تعالی بسته به رویکرد انتقادی و یا محافظه کارانه و بعضاً ستایشگرانه آنها متفاوت است که نهایت در یک مفهوم فراگیر، سه مضمون سازمان دهنده سطح دو و سیزده مضمون سازمان دهنده سطح یک صورتبندی گردید. براین اساس باوجود اینکه از نظر آنان برنامه تعالی مدیریت مدرسه از نظر ماهیت و ساختار دارای اشکالاتی است اما آثار و نتایجی مثبت و آسیبها و پیامدهایی نیز بر آن مترتب می باشد. این یافته نشان داد که علیرغم مزایایی چون نظم پذیری و فراهم کردن بستری اجرای یکنواخت دستورالعمل طرح تعالی در مدارس، به دلیل ماهیت خطی و تبعیت اجرای چنین برنامه ای از رویکردی تمرکزگرایانه، اجرای آن به شکل فعلی در مدارس بروز آسیب هایی را در نظام آموزش و پرورش اجتناب ناپذیر خواهد کرد.
الزامات ارزشیابی از عملکرد معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، شناسایی الزام های ارزشیابی مطلوب از عملکرد معلمان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش؛ پژوهش نظریه ای و منابع گردآوری داده ها شامل اسناد فرادست، نظرات متخصصان موضوعی، تجارب جهانی و نظرات معلمان ذی نفع بود. برای پاسخ به پرسش های پژوهش، از تحلیل مضمون و تحلیل اسناد استفاده شد. در این مطالعه، الزام های نه گانه ارزشیابی معلمان، استخراج شد. سپس مؤلفه ها و محورهای اصلی ارزشیابی مطلوب از عملکرد معلمان دوره ابتدایی در چهار محور ارتباط با دانش آموز، توسعه حرفه ای، ویژگی های شخصیتی و تعامل اجتماعی شناسایی شد. بر اساس همسویی داده های گردآوری شده از طریق منابع مختلف و اجماع کلی صاحب نظران، اعتبار کلی فرایند پژوهش و چارچوب الزام های ارزشیابی، مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس یافته های این مطالعه می توان استنتاج کرد که افزایش کیفیت ارزشیابی از معلمان، مستلزم تغییر نگاه سیاست گذاران آموزشی به ارزشیابی معلمان و مؤلفه های ارزشیابی است و باید از منابع و ذی نفعان متنوعی مشتمل بر همکاران، اولیا و دانش آموزان بهره گیری کرد. همچنین نیاز است که در زمینه شکل دهی انتظارات واقعی از معلمان توسط جامعه عمومی و ذی نفعان، فرهنگ سازی شده و از ابزارها و کاربرگ های ارزشیابی متنوعی بهره گیری شود. چنانچه رویه موجود در ارزشیابی معلمان تداوم یابد و به الزامات آن کم توجهی شود؛ بالندگی نظام آموزشی با مانع مواجه خواهد شد.
طراحی و تبیین مدل اثربخشی مدیریت دانش بر اثربخشی سازمان های خدماتی: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: موفقیت های مختلف سازمان ها بر حسب توانایی آنها در ارائه خدمات با مدیریت دانش ارتباط دارد. به همین دلیل بررسی رابطه مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. نتایج پژوهش ها نشان داده است که در کل مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی رابطه مثبت معناداری دارد، ولی میزان این رابطه براساس پژوهش های مختلف متفاوت است. هدف این پژوهش تعیین مؤلفه های مدیریت دانش و بررسی میزان تأثیر آنها بر اثربخشی سازمانی است.روش شناسی: برای این منظور از روش شناسی آمیخته استفاده شد. در مرحله کیفی ابتدا براساس پیشینه نظری و تجربی، مولفه های مدیریت دانش مشخص و سپس به کمک 11 ارزیاب خبره با اجرای سه مرحله پانل دلفی، میزان توافق آنها در خصوص مولفه ها با ضریب کندال (W) مشخص شد. در مرحله کمی، براساس نتایج بخش کیفی یک پرسشنامه مدیریت دانش تهیه و همراه با پرسشنامه اثربخشی سازمانی بین 293 نفر که به روش در دسترس انتخاب شده بودند توزیع و داده ها جمع آوری گردید. روایی سازه هر دو پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. در هر دو پرسشنامه برازش مدل با داده ها قابل قبول بود.یافته ها: آلفای کرانباخ هر یک از پرسشنامه های مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در حالت کلی به ترتیب 96/0 و 93/0 به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر استفاده شد. نشانگرهای سازه مدیریت دانش به ترتیب میزان تأثیر این سازه برآنها عبارتند از: بکارگیری دانش، درونی سازی دانش، بیرونی سازی دانش، تسهیم دانش، ایجاد دانش و حفظ دانش. نشانگرهای سازه اثربخشی سازمانی به ترتیب میزان تأثیر این سازه بر آنها عبارتند از: عملکرد کارکنان، کارآیی عملیاتی، تصویر ذهنی ارباب رجوع، نوآوری، سودآوری و توسعه خدمات. . نتایج نشان داد که مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارد، به طوری که 6/7 درصد از واریانس اثربخشی سازمانی توسط مدیریت دانش تبیین می شود که جزو اندازه اثرهای متوسط محسوب می شود. در بین مؤلفه های مدیریت دانش، فقط مؤلفه های ایجاد، حفظ و بکارگیری دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارند. براساس نتایج تحلیل مسیر در بین مؤلفه های مدیریت دانش فقط ایجاد دانش و حفظ دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی (یعنی نمره کل اثربخشی سازمانی) تأثیر مثبت دارند (05/0>P)، در حضور این دو متغیر سایر مؤلفه ها تأثیر معناداری بر نمره کل اثربخشی ندارد (05/0>P). این دو متغیر با هم در حدود 20 درصد از واریانس اثربخش را تبیین کرده اند (جدول 10). نتایج تحلیل مسیر در خصوص تأثیر مؤلفه های مختلف مدیریت دانش بر مؤلفه های مختلف اثربخشی سازمانی نشان داد که فقط سه مؤلفه توسعه خدمات، سودآوری و نوآوری اثربخشی سازمانی با مؤلفه های مختلف مدیریت دانش رابطه دارند. در مؤلفه توسعه خدمات فقط ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش تأثیر مثبت و معنادار بر آن دارند، به طوری که در حدود 41 درصد از واریانس مؤلفه توسعه خدمات (متغیر وابسته) توسط مؤلفه های ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش (متغیرهای مستقل) تبیین شده است. در مؤلفه سوآوری فقط تأثیر مؤلفه های ایجاد دانش و بکارگیری دانش معنادار است به طوری که در حدود 32 درصد از واریانس مؤلفه سودآوری تبیین شده است. در مؤلفه نوآوری فقط تأثیر مؤلفه های ایجاد دانش و حفظ دانش معنادار است به طوری که در حدود 18 درصد از واریانس مؤلفه نوآوری تبیین شده است. وجود رابطه معنادار بین اثربخشی مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در پژوهش های مختلف مشخص شده استبحث و نتیجه گیری: براین اساس لزوم توجه به مؤلفه های ایجاد، حفظ و بکارگیری به منظور دستیابی به اثربخشی سازمانی مورد تأکید قرار می گیرد. برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای خلق دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه های اثربخشی کارکردهای ذخیره دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه های اثربخشی کارکردهای تسهیم دانش؛ برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بکارگیری دانش؛ برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای درونی سازی دانش و برنامه ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بیرونی سازی دانش مواردی هستند که باید بر آنها تاکید شود.
اثربخشی بازی درمانی بر کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی کودکان دارای اختلال حسی حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی بر کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی کودکان دارای اختلال حسی- حرکتی مقطع ابتدایی شهر اراک بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری 2 ماهه می باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کودکان دارای اختلالات حسی و حرکتی 8 تا 11 ساله شهر اراک که در سال تحصیلی 98-1397 خدمات آموزشی و توانبخشی دریافت می کردند، تشکیل می دهند (150= N ). برای نمونه گیری 26 نفر از دانش آموزان دارای اختلالات حسی و حرکتی که به روش نمونه گیری تصادفی ساده با توجه به ملاک های ورود و خروج به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگذاری شدند. گروه آزمایش تحت مداخله هشت جلسه ای بازی درمانی به شیوه جلسه های گروهی 70 دقیقه ای هفتگی قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب اجتماعی واتسون و فرند و پرسشنامه هوش هیجانی شیرینگ استفاده شد. برای انجام تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بازی درمانی می تواند موجب کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی کودکان دارای اختلال حسی- حرکتی شود (001/0 ≥ P ). نتیجه گیری: این نتایج، کاربردهای بالینی مستقیم و ضمنی مهمی در زمینه پیشگیری و بهبود هوش هیجانی و کاهش اضطراب اجتماعی کودکان کم توان جسمی - حرکتی دارد.
ارزشیابی برنامه درسی به مثابه یک پدیده پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است با توجیه و مفروض انگاشتن برنامه درسی به عنوان یک پدیده پیچیده، مدلی برای ارزشیابی آن ارائه گردد که به کمک آن تصویری جامع تر از ابعاد مختلف برنامه درسی در گزارش های ارزشیابی ارائه نمود. در این مدل ابعاد و لایه های مختلف برنامه درسی (مکتوب، اجراشده، تجربه شده، آزمون شده) بر اساس سه معیار (آرمان های قصدشده، ابعاد پنهان، و عناصر مغفول) ارزیابی شده و نهایتاً یک ماتریس 15 سلولی را به وجود می آورند. به عقیده نگارنده ارزیابی جامع برنامه درسی به عنوان یک پدیده پیچیده مستلزم پاسخگویی به سوالات تمامی این سلول ها می باشد. این پژوهش را می توان از نوع "پژوهش نظریه ای" دانست که هدف آن تولید یک مدل تجویزی در حوزه مطالعات برنامه درسی می باشد.
تنگناهای تربیتی شبکه های اجتماعی مجازی بر کودکان و نوجوانان و راه کارهای پیشگیرانه با تأکید بر آموزه های تربیتی قرآن و احادیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
118-136
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش اینترنت و رسانه های اجتماعی، محیط های تربیتی جدیدی به نام شبکه های اجتماعی ظهور و گسترش یافته اند که به دلیل امکانات و قابلیت های منحصربفردشان، کودکان و نوجوانان را مجذوب خود کرده اند. به دلیل خنثی نبودن فناوری، کودکان و نوجوانان با فرصت ها و تنگناهای تربیتی متعددی از طریق شبکه های اجتماعی مواجهه هستند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تنگناهای تربیتی شبکه های اجتماعی بر کودکان و نوجوانان و ارائه راه کارهای پیشگیرانه با تأکید تأکید بر آموزه های تربیتی قرآن و احادیث. روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع توصیفی- تحلیلی (تحلیل محتوای کیفی) و استنباط قیاس عملی است. یافته های پژوهش نشان داد؛ مهمترین تنگناهای تربیتی شبکه های اجتماعی بر تربیت کودکان و نوجوانان شامل هنجارشکنی (نظیر قانون شکنی، خشونت و پرخاشگری، آزادی جنسی و ترویج محتوای مبتذل، ترویج و عادی سازی روابط نامشروع دختران و پسران، ترویج تجمل گرایی و مصرف گرایی افراطی، نقض برخی از فضیلت های اخلاقی و دینی، روزمرگی و کلیشه گرایی)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دوری از خداوند و تجاوز به حریم خصوصی است. همچنین فرهنگ سازی، ارتقای نظارت آگاهانه والدین، صیانت از حریم خصوصی، پر کردن اوقات فراغت و تأکید بر اهمیت عزت نفس و پرورش مهارت های آن از جمله راه کارهای پیشنهادی است که بررسی قرآن و احادیث جهت کاهش تأثیرات منفی تربیتی شبکه های اجتماعی ما را بدان رهنمون می کند.
برنامه ریزی استراتژیک دوره های مهارتی ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی به روش SWOT در شهرستان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
۱۳۸-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر برنامه ریزی استراتژیک دوره های مهارتی ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی با مطالعه موردی در حوزه آموزش های فنی و حرفه ای در شهرستان سمنان بر اساس چهارچوب جامع تدوین استراتژی با استفاده از الگوی تجزیه و تحلیل SWOTو تصمیم گیری بر اساس مدلQSPM می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی می باشد. در این پژوهش اطلاعات از طریق پرسشنامه از 24 نفر به عنوان خبرگان جمع آوری گردید. پس از نشست ها و بهره گیری از کمک و نظر خبرگان، پاسخ های لازم تهیه و در گزاره های استراتژیک سازمان گنجانده شد .بر این اساس و با توجه به فلسفه مدیریتی و ارکان استراتژی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور در کلیات فرآیند برنامه ریزی استراتژیک با استفاده از روش تحلیل ماتریس SWOT به ارزیابی نقاط ضعف و قوت (درون سازمانی) و فرصت ها و تهدید ها (برون سازمانی) پرداخته شد سپس از نظر درجه اهمیت و اولویت رتبه بندی صورت گرفت و نهایتاً با روش QSPM استراتژی های برتر معرفی گردید. نتایج نشان داد سه راهبرد سازمانی شامل، استراتژی بازنگری استانداردهای آموزش مهارتی به منظور بهبود آموزش های مهارتی کاربردی و استراتژی مشارکت با دانشگاه ها و نهادهای آموزشی در اجرای دوره های مهارتی به منظور رضایت تأمین کنندگان آموزش حرفه ای و افزایش سطح مهارت در جامعه و تغییر جهت دانشگاه ها به سمت آموزش های مهارت محور با هدف تولید علم و فناوری از طریق انجام پژوهش های بنیادی، کاربردی و توسعه ای دارای اهمیت می باشد.
نقش رویکرد یادگیری و تجربه دوره آموزشی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره پیشرفت تحصیلی دانشجویان در دانشگاه ها مسئله بسیار برجسته ای بوده است که مطالعات بسیاری را به خود اختصاص داده است. در این بین، رویکرد یادگیری و تجربه دوره آموزشی می توانند بر پیشرفت تحصیلی موثر واقع شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رویکرد یادگیری و تجربه دوره آموزشی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی با روش همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1398-1397 بود. 230 شرکت کننده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به سنجه ویرایش شده رویکردهای یادگیری (واق، 1999)، پرسشنامه تجربه دوره آموزشی (رامسدن، 1991) و سنجه پیشرفت تحصیلی پاسخ دادند. در انتها تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان انجام گرفت. بر طبق نتایج بدست آمده، رویکردهای یادگیری و تجربه دوره آموزشی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان همبسته هستند (001/0> P ) و می توانند 6/57 درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کنند (001/0> P ). با توجه به اهمیت رویکرد تحصیلی و تجربه دوره آموزشی در ارتباط با پیشرفت تحصیلی، ارائه مداخلاتی برای استفاده بیشتر از رویکردهای یادگیری کارآمدتر در دانشجویان و همچنین بهبود کیفیت دوره های آموزشی در موقعیت های آموزشی توصیه می شود.
تأثیر ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی مبتنی بر وب بر مهارت روخوانی قرآن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی مبتنی بر وب بر مهارت روخوانی قرآن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی انجام شده است. پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی انجام گرفته است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی مبتنی بر وب از منابع و پژوهش های مربوطه استخراج و در قالب یک الگو به تأیید متخصصان رسید. سپس به منظور بررسی تأثیر این ویژگی ها بر یادگیری دانش آموزان، از روش شبه آزمایشی با سه گروه (گروه آزمایش: 36 نفر، گروه کنترل 1: 34 و گروه کنترل 2: 35 نفر) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر تهران تشکیل می دادند که از میان آنان 105 دانش آموز از 4 مدرسه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار و مواد پژوهش شامل چندرسانه ای های آموزشی روخوانی قرآن کریم با محتوای یکسان اما با الگوی متفاوتی از عوامل آموزشی و نیز سؤالات آزمون یادگیری بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس انجام گرفت. نتایج پژوهش حاکی از میانگین نمرات بیشتر گروه آزمایش نسبت به گروه های کنترل و نیز یادگیری بیشتر گروه کنترل 1 نسبت به گروه کنترل 2 بود (05/0>p)؛ بنابراین، استفاده از عوامل آموزشی دارای ویژگی های درونی(روش های آموزشی، نقش عامل آموزشی) و بیرونی (کلامی، دیداری) در محتوای چندرسانه ای آموزشی مبتنی بر وب باعث افزایش یادگیری می شود.
رابطه بین جهت گیری های هدف پیشرفت، فرایندهای ارزیابی شناختی و هیجانات پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر: یک تحلیل میانجی گیری تعدیل شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجی گر فرایندهای ارزیابی شناختی در رابطه جهت گیری های هدف و هیجانات پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. 340 دانشجوی مقطع کارشناسی (170 پسر و 170 دختر) به نسخه تجدید نظر شده پرسش نامه هدف پیشرفت (AGQ-R)، نسخه تجدیدنظر شده مقیاس ارزیابی تنیدگی (SAM-R) و نسخه کوتاه پرسش نامه هیجان های پیشرفت (AEQ-R ) پاسخ دادند. در مطالعه همبستگی حاضر، به منظور آزمون روابط ساختاری در دو جنس در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری چندگروهی استفاده شد. نتایج نشان داد که فرایندهای ارزیابی شناختی، در رابطه بین جهت گیری های هدف و هیجانات پیشرفت در دانشجویان هم در گروه نمونه کل و هم گروه دختر و پسر، نقش واسطه گریِ نسبی دارد، و مدل مفروض با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط ساختاری بین متغیرهای چندگانه حاکی از آن است که روابط بین جهت گیری های هدف، ارزیابی های شناختی و هیجانات پیشرفت در دو گروه دانشجویان دختر و پسر، هم ارز بودند. در نهایت، یافته ها نشان داد که در مدل های مفروض چندگانه، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنی دار بودند. علاوه بر این، بخشی از پراکندگی مشترک بین دوایر مفهومی جهت گیری های هدف و هیجانات پیشرفت مثبت و منفی از طریق فرایندهای ارزیابی شناختی تبیین پذیر است.