فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۲۱ تا ۷٬۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
روانشناسی تربیتی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۸
169 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر سرسختی روانشناختی و روابط والد _ فرزندی نوجوانان پسر مقطع دوم متوسطه سالِ 1397 بود. روش پژوهش ، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، نوجوانان پسر مقطع دوم متوسطه شهرستان جعفریه قم بودند. با استفاده از روش نمونه-گیری در دسترس،24 دانش آموز داوطلب که نمرات پایینی در پرسشنامه ها کسب کرده بودند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه آموزشی در هشت جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه گواه، در این مدت، آموزشی را دریافت نکردند. ابزار پژوهش، مقیاس سرسختی روانشناختی اهواز (AHI) و ارزیابی رابطه والد _ فرزند (PCRS) بود. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)، نقش معناداری در افزایش سرسختی روانشناختی نوجوانان دارد. همچنین این برنامه، بر بهبود روابط والد _ فرزندی (پدر) بجز خرده مقیاس خشم و بهبود روابط والد _ فرزندی (مادر) ، بجزخرده مقیاس تعیین هویت، موٌثر بوده است (p <0/05).
سنتز پژوهی عامل ها و ملاک های برندسازی آموزش عالی: ارائه یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، سنتز پژوهی عامل ها و ملاک های برندسازی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی می باشد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی؛ رویکرد پژوهش، کیفی از نوع سنتز پژوهی و راهبرد مورد استفاده بر اساس فراترکیب چارچوب های نظری و پژوهش های مرتبط پیشین می باشد. جامعه پژوهش شامل اطلاعات برندسازی آموزش عالی کشورهای در دسترس می باشد. نمونه پژوهش شامل 160 پژوهش در سطح خارج از کشور و 29 پژوهش در سطح داخل کشور می باشد. برای فرایند تحلیل داده های سنتز پژوهی، از روش کدگذاری مورد استفاده در تحلیل محتوای استقرایی استفاده شده است. پژوهش پس از بررسی پیرامون موضوع برندسازی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی، مهمترین عامل ها و ملاک های برندسازی را از پژوهش های انتخاب شده، شناسایی و استخراج کرده است. پژوهش در مرحله بعد، بر اساس مبانی نظری و پیشینه پژوهشی، تمامی عامل ها و ملاک های ارائه شده را در مفاهیم و مقولات رویکرد برندسازی لنکستر و کرت ریل جایگذاری کرده است. مدل برندسازی لنکستر و کرت ریل، دارای سه مفهوم هویت، هدف و پاسخ بوده که هر کدام شامل سه مقوله اصلی یا هسته، واقعی و ارزش افزوده می باشد. بر این اساس، یافته های تحقیق نشان می دهد که، برندسازی دانشگاه در قالب دو مرحله برنامه ریزی خلق ارزش ویژه برند (مفاهیم هویت و هدف) و سنجش ارزش ویژه برند (مفهوم پاسخ) صورت می گیرد. مرحله برنامه ریزی خلق ارزش ویژه برند شامل متغیرهای نامگذاری، مکانیابی، لوگو، ماموریت های آموزشی، پژوهشی، سیاستگذاری، بین المللی سازی، امور مالی و زیرساخت ها، امور کارکنان و پرسنلی، محصولات و خدمات، دانشجویان، بازاریابی و فارغ التحصیلان می باشد. در ادامه، تحقیق استراتژی های هر کدام از متغیرهای مذکور را پیشنهاد داده است. همچنین، یافته های مرحله سنجش ارزش ویژه برند دانشگاه شامل دو بخش بیرونی و درونی می باشد. مهمترین استراتژی های سنجش ارزش برند بیرونی شامل اعتبار علمی دانشگاه، شهرت دانشگاه احساس و عاطفه دانشجویان نسبت به دانشگاه ، وفاداری برند و آگاهی برند و مهمترین استراتژی های سنجش ارزش برند درونی شامل امور فارغ التحصیلان، خدمات دانشجویی، توانمند سازی دانشجو، زیرساخت ها و ابعاد مالی دانشگاه است. در ادامه، مهمترین شاخص ها برای سنجش ارزش ویژه برند دانشگاه در دو بعد درونی و بیرونی ارائه داده شده است. در نهایت باید در نظر داشت که، موفقیت در اجرای برندسازی دانشگاه و اثربخشی آن مستلزم فراهم سازی زیرساخت های مناسب، آمادگی کافی در سطوح دانش، مهارت و نگرش در میان اساتید و دانشجویان و طراحی مناسب براساس نیازسنجی دقیق در جامعه ی هدف است.
اثربخشی مداخله والد محور مبتنی بر فلسفه فرا هیجانی گاتمن بر تنظیم شناختی هیجان کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله والد محور مبتنی بر فلسفه فرا هیجانی گاتمن بر تنظیم شناختی هیجان کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و شیوه انجام آن نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل تمام کودکان 7-10 سال با مشکلات رفتاری برونی شده شهر اصفهان بود. نمونه استفاده شده در این پژوهش شامل 30 دانش آموز با مشکلات رفتاری برونی شده بود که به صورت روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان به دو گروه (آزمایش و کنترل) تقسیم شدند. والدین کودکان گروه آزمایش 6 جلسه در مداخله شرکت کردند. ابزار های این پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان بود. یافته ها: میانگین پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش با یکدیگر تفاوت معنا داری داشت (05/0 p< ) که این امر نشان از تأثیر مثبت مداخله والد محور می باشد. میزان این تأثیر در متغیر های تمرکز مجدد بر برنامه ریزی 56 درصد، ارزیابی مجدد مثبت 69 درصد، دیدگاه پذیری 69 درصد، ملامت خویش 18 درصد، پذیرش 54 درصد، نشخوارگری 54 درصد، تمرکز مجدد مثبت 56 درصد، فاجعه سازی 31 درصد و ملامت دیگران 25 درصد بود. نتیجه گیری: این مطالعه نقش و اهمیت دیدگاه فراهیجانی والدین را روشن ساخت و نشان داد که مداخله والدمحور مبتنی بر فلسفه فرا هیجانی باعث بهبود تنظیم شناختی هیجان کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده می شود. استفاده از این بسته آموزشی به عنوان بخشی از برنامه آموزشی مهارت افزایی والدین، از پیشنهاد های کاربردی این پژوهش محسوب می شود.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و سرسختی روانشناختی دختران بی سرپرست 12 تا 18 سال شهرستان گرگان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و سرسختی روانشناختی دختران بی سرپرست 12 تا 18 سال شهرستان گرگان می باشد. روش تحقیق در این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دختران بی سرپرست 12تا 18 سال بود که در مراکز شبانه روزی نگهداری دختران بی سرپرست سازمان بهزیستی شهرستان گرگان نگهداری می شوند. نمونه آماری در این پژوهش شامل 30 نفر از دختران بی سرپرست 12 تا 18 سال بود که به صورت روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش ذهن آگاهی شرکت کردند ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در گروه آزمایشی و گروه کنترل قبل و بعد از مداخلات پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL- BREF) و پرسشنامه سرسختی کوباسا را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش ذهن آگاهی بر متغیرهای کیفیت زندگی و سرسختی روانشناختی تاثیر مثبتی گذاشته است. به طوری که در همه ابعاد کیفیت زندگی و سرسختی روانشناختی تفاوت معناداری ایجاد شده است.
مدل یابی مدیریت مشارکتی بر مدیریت تعارض با نقش میانجی همدلی بیانی در مدیران: از دیدگاه آموزگاران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۵
101 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی مدل مدیریت مشارکتی بر مدیریت تعارض با نقش میانجی همدلی بیانی در مدیران: از دیدگاه آموزگاران بود. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش آموزگاران مرد و زن ناحیه 1 و 2 شهر ارومیه در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 2967 نفر بودند. بر اساس فرمول کوکران تعداد 343 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای بر اساس ناحیه محل خدمت به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مدیریت مشارکتی (فیضی و همکاران، 1388) و مدیریت تعارض (توماس و کیلمن، 1974) و خرده مقیاس همدلی بیانی در مقیاس همدلی هیجانی (مهرابیان و اپستاین، 1972) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-19 و Smart PLS-3 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که از دیدگاه آموزگاران مدیریت مشارکتی بر همدلی بیانی و مدیریت تعارض تاثیر مستقیم و معنادار و همدلی بیانی بر مدیریت تعارض تاثیر مستقیم و معنادار داشت. همچنین، مدیریت مشارکتی با نقش میانجی همدلی بیانی بر مدیریت تعارض تاثیر غیرمستقیم و معنادار داشت (05/0>P). بر اساس شاخص های برازندگی مدل مدیریت مشارکتی بر مدیریت تعارض با نقش میانجی همدلی بیانی در مدیران برازش مناسبی داشت. طبق نتایج برای بهبود مدیریت تعارض مدیران می توان برنامه های برای بهبود مدیریت مشارکتی و همدلی بیانی طراحی و از طریق کارگاه های آموزشی اجرا کرد.
فضاسازی شاعرانه در دو مجموعه شعر موسوی گرمارودی (تا محراب آن دو ابرو و برآشفتن گیسوی تاک)
حوزههای تخصصی:
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات سیاسی و اجتماعی آن بر جامعه، در زمینه ی شعر و ادب نیز تغییرات و تحولاتی شکل گرفت و جریان انقلاب و حادثه بزرگ بعد از آن یعنی دفاع مقدس، حال و هوای تازه ای را در شعر به وجود آوردند. شاعران انقلابی متناسب با فضاهای جامعه و مضامین، موضوعات و حوادثی که پیش آمده اند، شعر خود را در فضایی خاص و متناسب با این حال و هوا می سرایند. هدف این مقاله بررسی فضاسازی در شعر موسوی گرمارودی، از شاعران شاخص انقلاب است که برای این مقصود مجموعه های او بر اساس سیر فضاهای شعری و مؤلفه هایی که باعث شکل گیری فضا در شعر او شده، مورد بررسی واقع شده و نشان داده از مهم ترین دلایل طراوت و پویایی و اثرگذاری اشعار او فضاهای متنوع آن است؛ به گونه ای که گرمارودی در برخی دفترهای خود که به یک موضوع مانند اشعار آیینی پرداخته، تنوع فضا مانع یکنواختی اشعار وی شده است. او برای خلق فضای شعر خود از عناصری مانند توصیف، تناسب معنایی و لفظی واژگان، تلمیحات و نماد بهره برده و توانسته است به خصوص در اشعار آزاد از تلفیق این عناصر فضاهای منسجمی بر شعر خویش بگستراند که در نهایت این فضاسازی موجب تجسم عینی تجربه و افزایش نیرو در القای عاطفه و معنا در مخاطب شده است.
Effectiveness of Emotional and Cognitive Processing Strategies on Academic Adjustment and Academic Engagement of High School Students of Kerman(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to evaluate the effectiveness of emotional and cognitive processing strategies on students' academic adjustment and academic engagement. This study was applied and in terms of research method was quasi-experimental with pre-test-post-test design and control group. The statistical population of this study consisted of male high school students in region 2 of Kerman. They were selected through cluster sampling method and randomly assigned to the experimental and control groups. Then the experimental group was trained and intervened for 8 sessions (90 minutes per session) and the control group did not receive any training. After the training sessions, the post-test was taken. The instruments used in this study included Sina Wesing (1993) adjustment questionnaire and Zarang academic engagement questionnaire (2012).To analyze the data, multivariate analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of variance (MANCOVA)were performed using SPSS-22 software. The results of analysis of covariance showed that the intervention of strategies based on emotional and cognitive processing is effective in increasing academic adjustment and academic engagement of students. The results also showed that the effectiveness of emotional and cognitive processing strategies separately with academic engagement and students' academic adjustment was significantly related at the level of (p<0.05).Based on the research findings, it can be concluded that teaching intervention strategies of cognitive processing and emotional processing is effective in the process of increasing academic adjustment and students' academic engagement.
تحلیل تطبیقی ساختار بیانیه ی فلسفه ی تدریس دانشگاه فرهنگیان با دانشگاههای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بررسی تحلیلی عناصر موجود در کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان آن را با دو دانشکده علوم تربیتی دانشگاه های منتخب مورد مطالعه تطبیقی قرار داده است. هدف تحلیل ساختار مفهومی کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان و مقایسه ی آن با دانشگاه های منتخب جهت بررسی نقاط قوت و ضعف می باشد. این پژوهش بر اساس روش جرج ال بردی مورد توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه قرار گرفت و تفاوت ها و تشابهات این بیانیه ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه این که ساختار بنیادی و کلی کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان از جمله اهداف آموزشی ، تدریس و ارزشیابی و همچنین ارزیابی مداوم بیانیه ی فلسفه ی تدریس جهت یادگیری مستمر و مداوم، تفاوت های اساسی را نشان می دهند پیشنهاد این مقاله بازنگری ساختار این کارنما در هدف، آموزش، کاربرد و تدوین راهنمای جامع برای دانشجویان برای اجرای بهتر و دقیق تر کارنمای معلمی می باشد.
مروری بر تعریف، توصیف و ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی بر اساس ویرایش پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی(DSM5)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مروری بر تعریف، توصیف و ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی بر اساس ویرایش پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی(DSM5) می باشد. به همین منظور، ابتدا تعریف و توصیفی از افسردگی ارائه شده است. این راهنما دو نوع کلی اختلال های خلق را مشخص کرده است. اختلال هایی که فقط شامل علایم افسردگی اند و اختلال هایی که علایم شیدایی را نیز در بر می گیرند. اختلال های خلقی در این ویرایش شامل اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی مقاوم (افسرده خویی)، اختلال ملال پیش از قاعدگی ، اختلال بی نظمی های خلقی آشفته ساز ، اختلال دوقطبیI ، اختلال دو قطبی II ، ادواری خویی است. بطورکلی چهار دسته نشانه برای افسردگی درنظر گرفته می شود: نشانه های خلقی، شناختی، انگیزشی و جسمانی. ویژگی های افسردگی عبارتند از : روحیه ی افسرده، کاهش علاقه و لذت، تغییر در اشتها یا وزن ، اختلال خواب، تغییرات روانی حرکتی، کاهش انرژی و خستگی، احساس بی ارزشی یا گناه، اختلال در تفکر و تمرکز، فکر مرگ و خودکشی، عدم توجیه با وضعیت پزشکی. برای در نظر گرفتن تشخیص افسردگی وجود پنج یا تعداد بیشتری از نشانه ها در طول مدت دو هفته ضروری است، بطوری که موجب تغییر در عملکرد گذشته فرد شود. این نشانه ها باید شامل خلق افسرده یا نبود علاقه و لذت نیز باشد. نرخ شیوع 12 ماهه افسردگی اساسی حدود 7 درصد است. در ادامه مقاله نرخ شیوع افسردگی در ایران، همبودی، پیامدهای افسردگی، تفاوت های جنسیتی و تشخیص افتراقی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی تطبیقی نظام آموزش عالی ایران و آلمان
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
41 - 52
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش عالی به عنوان نهاد پرورش دهنده نیروی انسانی متخصص از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است. یکی از عوامل مهم تاثیرگذار در کیفیت خروجی های نظام آموزش عالی سیاست های آموزشی _ درسی دانشگاه های آن نظام می باشد و بهره گیری از تجارب کشورهای توسعه یافته و مطالعات تطبیقی در این زمینه می تواند یکی از منابع اطلاعاتی قابل اعتماد برای تدوین سیاست های آموزشی_ درسی و افزایش کیفیت آموزشی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باشد. کشور ما ایران نیز که امروز جزو کشورهای در حال توسعه به شمار می رود، جهت موفقیت در برنامه های تحصیلی و افزایش کیفیت آموزشی خود نیازمند آشنایی با سایر نظام های آموزشی و مطالعات تطبیقی در این حوزه است. بنابراین با توجه به اهمیت و ضرورت این موضوع، پژوهش حاضر در یک مطالعه تطبیقی به مقایسه نظام آموزش عالی ایران و آلمان پرداخته و در صدد بررسی چگونگی ارائه خدمات آموزشی، شباهتها و تفاوتهای نظام آموزش عالی کشور و شناخت چگونگی دلایل کسب رتبه های برتر علمی از سوی دانشگاه های آلمان در جهان می باشد.
واکاوی تجربه زیست شده استادان دانشگاه از ارزشیابی بازده های یادگیری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن 21، اهمیت نظام آموزش عالی در هر جامعه ای به جایی رسیده است که به گفته ی مالکلم گیلیس امروز بیش از گذشته ثروتمند و فقیر شدن ملل به کیفیت آموزش عالی وابسته است. اما رویکرد شتابناک کمیت گرایانه سبب شد تنها درحد بخشنامه ها و قوانین باقی بماند و ابعاد کیفی آموزش کمتر مورد توجه قرار گیرد. در این میان توجه به Outputs که معادل پیامد، نتایج و خروجی است و ارزشیابی، اهمیت بیشتری پیدا کرد چرا که ارزشیابی بخشی از فرایند یادگیری است و سه جریان آموزش، یادگیری و ارزشیابی در کنار هم معنی پیدا می کنند. در این راستا نظریه آموزشی که مبتنی بر اصول شناختی است را رابرت گانیه در 1985 فرمول بندی نمود. که شامل شرایط یادگیری یا اوضاع و احوالی است که یادگیری صورت می گیرد. در کاربرد این نظریه دوگام حیاتی است: گام نخست، مشخص کردن نوع بازده یادگیری است. که گانیه 5 بازده اصلی را مشخص کرده است. گام دوم، تعیین رویدادهای یادگیری یا عاملی است که در آموزش تفاوت ایجاد می کنند.در نظام های آموزشی ناسالم، اصولاً معیار قضاوت رفتار قابل مشاهده و امتحانات کلاسی در مقیاس وسیع با استفاده از آزمون های پیشرفت تحصیلی می باشد و هدف گذراندن ترم و فارغ التحصیلی است و یادگیری صورت نمی گیرد. در نتیجه وقتی ارزشیابی در خدمت یادگیری است که فراگیر درک عمیقی از عملکرد خود داشته و یادگیریش را مداوم ارزشیابی کند و تلاشش را عامل موفقیتش بداند نه عوامل تصادفی یا خارجی.محقق های زیادی این موضوع را بررسی نمودند و به اهمیت آن پرداختند بعنوان مثال: (کلین و همکاران، 2018)، (ملگوزو و همکاران، 2017)، (سامبل، 2016)، (هاونس و همکاران، 2016)، (کلیموا، 2014)، (ناصری، 1396) که با بررسی یافته های آنها و با توجه به مشکلات، موانع و امکانات موجود در دانشگاه ها، از جمله نداشتن ابزار مناسب و متفاوت در ارزشیابی بازده های یادگیری دانشجویان بخصوص در حیطه علوم انسانی که جنبه نظری، نمره و برگه امتحان ملاک است این سؤال برای پژوهشگر ایجاد شد که: ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های ارزشیابی بازده های یادگیری دانشجویان کدام اند؟ روش پژوهش:پژوهش حاضر به بررسی «واکاوی تجربه زیست شده اساتید دانشگاه از ارزشیابی بازده های یادگیری دانشجویان» پرداخته است . از نظر هدف کاربردی است میدان پژوهش شامل کلیه اساتید رشته علوم تربیتی دانشگاه های استان تهران می باشد. درمرحله کیفی از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد همچنین با مقایسه مداوم داده ها تا رسیدن به اشباع نظری، با 10 نفر از اساتید مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. در مرحله کمی از بین جامعه 387 نفری اساتید مذکور، به وسیله فرمول کوکران، از 193 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده نظرسنجی شد.ابزار جمع آوری اطلاعات در مرحله کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته، مطالعات میدانی و کتابخانه ای است و در مرحله کمی به منظور بررسی داده های بخش کیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای براساس طیف پنج گزینه ای لیکرت، طراحی شد.جهت بررسی روایی محتوایی از روشهای: مثلث سازی منابع داده ها و نظرسنجی از اساتیدی که با آنها مصاحبه شد. همچنین اساتید راهنما و مشاور بهره گرفته شد و برای سنجش پایایی از نظر سایر اساتید به کمک ابزار پرسشنامه که با ابزار آلفای کرونباخ اندازه گیری شد، استفاده گردید. از نظر نحوه اجراء، پژوهش روش آمیخته (اکتشافی) است. در مرحله کیفی روش پدیدارشناسی مبتنی بر الگوی هفت مرحله ای ون منن و در مرحلهکمی به منظور اعتباریابی الگو از تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نرمال بودن داده ها از طریق آزمون K-S و سنجش مؤلفه ها از راه آزمون T تک نمونه بررسی گردید. تجزیه و تحلیل های آماری نیز توسط نرم افزارهای Spss و Lisrel انجام شد و الگوی نهایی استخراج گردید.یافته های پژوهش:در اینجا به سؤال های پژوهش در دو مرحله کیفی و کمی پاسخ داده می شود.سؤال های کلی: ابعاد، مولفه ها و شاخص های ارزشیابی بازده های یادگیری دانشجویان کدامند؟ابتدا مجموع متن 10 مصاحبه و سندکاوی بین سالهای (2020-2012) برای تحلیل به 1405کد اولیه تقسیم بندی شدند و پس از چندبار غربالگری و مقایسه مداوم 320 کد باز ثبت شد. برای طی کردن مسیر استقرایی، کدهای اولیه به تعداد 87 مقوله فرعی و17 مقوله اصلی (بُعد) دسته بندی شدند و زیر مجموعه 5 سازه قرار گرفتند.سؤال 1-الگوی ارزشیابی بازده های یادگیری چه ویژگی هایی دارد؟سازه ها، ابعاد، مقوله ها و شاخص ها پس از بررسی توسط اساتید به صورت ذیل دسته بندی شدند.سؤال 2- الگوی ارزشیابی بازده های یادگیری کدام است؟از نتایج بخش کیفی الگویی استخراج شد که ارزشیابی بازده های یادگیری در احاطه 5سازه قرار گرفته و هر سازه به تعدادی بُعد، مقوله و شاخص متصل شده است.سؤال 3- الگوی مذکور تا چه حد از اعتبار لازم برخوردار است؟در مرحله کمی برای سنجش اعتبار الگوی استخراج شده در بخش کیفی، ابتدا با استفاده از شاخص های مرکزی، پراکندگی متغیرها توصیف شدند نرمال بودن داده ها بررسی و ماتریس همبستگی 5 سازه به عنوان ورودی برای نرم افزار Lisrel تعریف شد. آزمون تحلیل عاملی بر روی (مؤلفه های) هر سازه انجام شد. در نتیجه برآوردهای پارامتر استاندارد، شاخص های خی-دو و Rmsea نشان داد که خروجی شاخص های برازش الگو از لحاظ آماری در هر سازه معنادار هستند و همه بارهای عاملی چون در سطح بالایی قرار دارند پذیرفته و اولویت بندی شدند. مقدار کای اسکوئر بر درجه آزادی مدل ها و مقادیر آزمون T تک نمونه بین عوامل نشان داد که روابط مستقیم وجود دارد. بنابراین فرض صفر با 95 درصد اطمینان برای این مؤلفه ها رد و فرض پژوهش تأیید شد.نتیجه گیری:در نهایت با توجه به شرایط حاکم بر نظام آموزش عالی کشورمان و تجربه زیست شده اساتید دانشگاه، سعی در طراحی الگویی شد که نشان می دهد ارزشیابی بازده های یادگیری در احاطه 5 سازه، 17 بُعد، 87 مقوله و320 شاخص است که همه با هم ارتباط دارند. از نظر اساتید نیز توجه به همه آنها در ارزشیابی بازده های یادگیری تأثیر مثبت خواهد گذاشت زیرا در فرایند ارزشیابی؛ نقش دانشجو، استاد و برنامه درسی مؤثر است و در نظر نگرفتن هر کدام می تواند نتیجه را تغییر دهد. این یافته ها با نتایج مطالعات: (کلین و همکاران، 2018)، (ملگوزو و همکاران، 2017)، (کواتز، 2016)، (پائولینی، 2015)، (الکوران، 2012)، (صوفی زاده، 1394) همسو می باشد. بنابراین امیدواریم با بهره گیری از نتایج این پژوهش و سایر تحقیق های مرتبط، شاهد ارتقاء کیفیت و اثربخشی نظام آموزش عالی کشور باشیم.واژگان کلیدی: تجربه زیست شده، یادگیری، ارزشیابی بازده های یادگیری، آموزش عالی
رابطه بین ادراک از محیط کلاس و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش واسطه ای ادراک خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۹
109-125
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گری ادراک خود (ادراک کنترل و همانندسازی با مدرسه) در رابطه بین ادراک از محیط کلاس و تحصیل گریزی (بیزاری از تحصیل و مدرسه گریزی) دانش آموزان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان کلاس دهم شهر تهران است. مشارکت کنندگان شامل 661 دانش آموز کلاس دهم دبیرستان ها و هنرستان های شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه ادراک از محیط کلاس (فراسر و همکاران، 1996) مقیاس ادراک خود (فال و روبرتز، 2012) و مقیاس تحصیل گریزی (خرمایی، 1393) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد ادراک از محیط کلاس بر ادراک خود (همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل) دانش آموزان به صورت مثبت و معنی دار اثرگذار است و بر تحصیل گریزی (بیزاری از تحصیل و مدرسه گریزی) نیز به صورت منفی و معنی دار اثر دارد. ادراک از محیط کلاس همچنین با واسطه گری همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل توانست به طور غیرمستقیم تحصیل گریزی را پیش بینی کند. همچنین نتایج نشان داد افزایش ادراک از محیط کلاس در دانش آموزان از طریق همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل، موجبات کاهش تحصیل گریزی دانش آموزان می شود. بنابراین طراحی فضاهای آموزشی مناسب و تعلیم کادر آموزشی در جهت رشد ادارک خود دانش آموزان به منظور پیشگیری از پیامدهای منفی تحصیلی امری ضروری به نظر می رسد.
تبیین طرح واره الگوی فرهنگ امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر « تبیین طرح واره الگوی فرهنگ امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور » است. این پژوهش با روش تحقیق آمیخته با رویکرد متوالی اکتشاقی انجام گرفته و متناسب با ماهیت پژوهش از ابزارهای گردآوری اطلاعات استفاده شده و از حیث معیار وسعت، پهنانگر ملاحظه گردیده است.جامعه آماری این پژوهش، 212 نفر از کارشناسان آموزشی شاغل در اداره آموزش و پرورش استان بوشهر و نمونه طبقه ای تحقیق، 52 نفرکارشناس خبره ی منتخب از میان این مجموعه بود. در بخش کمی، ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته با روایی وپایایی معتبر ودر بخش کیفی، از روش مصاحبه نیمه باز استفاده گردیده است. تلفیق داده ها در هر دومرحله ی کمی و کیفی با استفاده از نرم افزارهای آماریspss و تکنیک تحلیل عاملی صورت گرفت و در نهایت یافته ها نشان داد که درصورت طراحی و اعتبار بخشی مناسب الگوی امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور،می توان به نقش بی بدیل اعانات و احسان داوطلبانه عمومی درپیشبرد نظام آموزش رسمی کشور به مراتب بیش از سایر مولفه ها در تقویت و کارآمدی نظام آموزشی پی برد.
شناسایی و اولویت بندی راهبردهای کارآفرینی سازمانی تاثیرگذاربر خلاقیت و ادراک توانمندی های هنرجویان شهرستان ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۴ تابستان ۱۳۹۹ ویژه نامه
399 - 417
حوزههای تخصصی:
درجامعه امروزی،گرایش کارآفرینان وراهبردهای کارآفرینی می توانددرخلاقیت وادراک توانمندی های دانش آموختگان وهنرجویان جامعه تأثیرگذار باشد.به طورکلی،این پژوهش ازمحدودمطالعاتی است که برروی تأثیرگذاری راهبردهای کارآفرینی سازمانی برخلاقیت وhدراک توانمندی ها ]صورت گرفته است هدف پژوهش حاضر ]شناسایی واولویت بندی راهبردهای کارآفرینی سازمانی تأثیرگذار برخلاقیت و ادراک توانمندی های هنرستان های هنرجویان فنی وحرفه ای شهرستان ایرانشهر بود.این پژوهش ازنظر هدف کاربردی وازنظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است.جامعه آماری موردمطالعه د این پژوهش شامل مدیران ومتخصصان کارآفرینی هنرستان های فنی وحرفه ای شهرستان ایرانشهر بودندکه باتوجه به محدودبودن جامعه بااستفاده ازروش سرشماری، تعداد 25 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی مورداستفاده در این تحقیق برای گردآوری داده ها مصاحبه عمیق و ساختاریافته بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش تصمیم گیری سلسله مراتبی(AHP) با استفاده از نرم افزار Expert Choice استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داد راهبردهای حمایتی-تشویقی در اولویت اول تأثیرگذاری بر خلاقیت و ادراک توانمندی قرار دارند. راهبردهای حمایتی در این اولویت بندی شامل قوانین حمایتی مناسب و کافی برای پشتیبانی از هنرجویان کارآفرین و روان سازی و تسهیل قوانین و مقررات ناظر و تأثیرگذار بر فضای کسب وکار می شود همچنین راهبرد فرهنگی-اجتماعی در رده دوم اولویت های تأثیرگذار بر خلاقیت و ادراک توانمندی قرار دارد که از طریق ایجاد فرهنگ و روحیه کارآفرینی در جامعه کارآفرینان سازمانی می تواند ایفای نقش نماید و راهبردهای مدیریتی-سیستمی، راهبرد آموزشی-مهارتی، راهبرد فردی و راهبرد محیطی در اولویت های بعدی تأثیرگذار بر خلاقیت و ادراک توانمندی قرار دارند بنابراین آنچه در بررسی راهبردهای کارآفرینی سازمانی، بسیار اهمیت دارد، وجود معیارهای صریح و روشن عملکرد است، که توسط آن بتوان تلاش ها را هدایت نمود و نتایج به دست آمده را ارزیابی کرد.
تدوین و اعتباریابی الگوی مطلوب محبت و مهرورزی در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۴ تابستان ۱۳۹۹ ویژه نامه
525 - 546
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین مبانی محبت و مهرورزی در تعلیم و تربیت، ارائه الگوی مطلوب و اعتبار سنجی آن است. جامعه ی پژوهش شامل 30 نفر از خبرگان و اساتید حوزه تعلیم و تربیت، در دانشگاه های استان خوزستان، و کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان به تعداد 440 نفر بودند و با توجه به استفاده از جدول کرجسی- مورگان حجم نمونه، به تعداد 210 نفر تعیین گردید. در این پژوهش از مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته که روایی صوری و محتوایی آن مورد تائید قرارگرفته، استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی با رویکرد تأییدی استفاده گردید. بر اساس یافته های پژوهش مؤلفه های الگوی مطلوب در ابعاد هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی، ارزش شناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی و دینی ارائه گردید. بر اساس این ابعاد 60 مؤلفه اصلی استخراج گردید. الگوی مطلوب طراحی و اعتبارسنجی شد. می توان گفت یکی از بهترین شیوه ها در تعلیم و تربیت استفاده از محبت است. پیشنهاد می شود دست اندرکاران حوزه تعلیم و تربیت از این الگو نهایت استفاده را ببرند.
مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی برمهارت های سازمان دهی و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر روابط والد-کودک و علائم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی برمهارت های سازماندهی و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر روابط والد-کودک و علائم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 8-10 سال با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی هستند که در سال 1397-1398در مدارس عادی شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند در این پژوهش 45 دانش آموز پسر با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی که بر اساس نظر روانپزشک کودکان و چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون - نولان و پلهام(SNAP-IV)، مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تشخیص داده شدند به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. یک گروه آزمایش 11 جلسه آموزش فرزندپروری مبتنی بر مهارت های سازماندهی وگروه آزمایش دیگر 8 جلسه فرزندپروری ذهن آگاهانه دریافت کردند. در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون - نولان و پلهام(SNAP-IV) ومقیاس رابطه والد- کودک (CPRS) بر روی آن ها اجرا گردید. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج پژوهش نشان داد که فرزندپروری ذهن آگاهانه در مقایسه با فرزندپروری مبتنی برمهارت های سازماندهی بر روابط والد-کودک در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است واین تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است(05/0P≤). همچنین فرزندپروری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر نارسایی توجه و نیز نارسایی توجه/ بیش فعالی کل در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است واین تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است(05/0P≤). اما فرزندپروری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر روی علائم بیش فعالی/تکانشگری تاثیر معناداری نداشته است(05/0P≥). این مطالعه با آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه و فرزندپروری مبتنی بر مهارت های سازماندهی به عنوان یک مداخله، نتایج امیدوارکننده ای بر بهبود روابط والد-کودک و کاهش علائم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی ارائه می دهد.
واکاوی راهبردهای موثر بر تغییر برنامه های درسی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی(مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کاوش راهبردهای موثر بر تغییر برنامه های درسی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با استفاده از روش پژوهش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دانشگاهی(روسا و معاونین دانشگاه ها، روسا و معاونین دانشکده ها و مدیران گروه ها)، متخصصین برنامه ریزی درسی و سیاست گذاران در سطح کلان دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی بودکه بر مبنای نمونه گیری نظری، با 16 نفر در سه گروه فوق مصاحبه به عمل آمد و داده ها از مصاحبه ها استخراج شد. به منظور تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش کیفی گرانهیم و لوندمن استفاده شده است. نتایج تحلیل داده ها طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و انتخابی ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان داد چهار راهبرد در تغییر برنامه های درسی در دانشگاه ها تأثیرگذار است. راهبرد اول، فرهنگی بود که شامل مولفه های پذیرش و باور، فرهنگ مشارکتی، کنش گری اعضای هیأت علمی و ایجاد دانش برنامه درسی است. دومین راهبرد موثر بر تغییر برنامه های درسی راهبرد قانونی شامل ابعاد قوانین و مقررات، امکانات و منابع، ساختار سازمانی و استقلال دانشگاهی بود. سومین راهبرد، مدیریتی بود که در برگیرنده مولفه های پاسخگویی، تفویض اختیار، آموزش ذی نفعان و سیاستگذاری کلان است. چهارمین راهبرد موثر بر تغییر برنامه های درسی، راهبرد محیطی شامل نقش دولت، عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل اقتصادی بود. در مجموع می توان نتیجه گرفت دانشگاه ها ناگزیر به پاسخگویی به چالش های حاصل از تغییرات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیرامون خود هستند و برای تحقق این موضوع باید برنامه های درسی کارآمد و بروزی داشته باشند. بنابراین ضروری است به تغییر و اصلاح برنامه های درسی فعلی بپردازند. تغییر برنامه های درسی نیز بدون در نظر گرفتن راهبردهای فرهنگی، قانونی، مدیریتی و محیطی عملاً فعالیتی فاقد کارایی و اثربخشی لازم خواهد بود.
بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خود پنداره تحصیلی، خود ناتوان سازی تحصیلی و تفکر تاملی دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خود پنداره تحصیلی، خود ناتوان سازی تحصیلی و تفکر تاملی دانش آموزان دوره اول متوسطه بود. پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 98-1397 شهرستان آذرشهر بودند که تعداد آنها براساس گزارش اداره آموزش و پرورش 1568 هستند. از جامعه حاضر تعداد 50 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و در دو گروه مداخله و کنترل (25 نفر برای هر گروه) قرار گرفتند. گروه مداخله در معرض آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی قرار گرفتند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودپنداره تحصیلی یی سن چن، خودناتوان سازی تحصیلی برگاس و جونز و تفکر تأملی کمبر و لیونگ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خودپنداره تحصیلی، خودناتوان سازی و تفکر تأملی دانش آموزان تأثیر دارد و باعث افزایش خودپنداره تحصیلی و تفکر تأملی و کاهش خودناتوان سازی تحصیلی می شود. بنابراین توجه به آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی نقش مهمی در خودپنداره تحصیلی، خودناتوان سازی و تفکر تأملی دانش آموزان دارد.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی و طرحواره درمانی بر روی ذهنیت کودک آسیب پذیر در کودکان دارای اختلالات یادگیری
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی و طرحواره درمانی بر روی ذهنیت کودک آسیب پذیر در کودکان دارای اختلالات یادگیری بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل با آرایش تصادفی در آزمودنی ها بود. جامعه آماری شامل کودکان 7 الی 11 سال دارای اختلال یادگیری مراجعه کننده به کلینیک نوید مهر در فاصله ی زمانی دی ماه 1398 الی خرداد ماه 1399 بود که از میان آنها با توجه به لزوم انجام مداخله، 21 نفر به عنوان نمونه با روش در دسترس انتخاب شده و در سه گروه (7 نفر گروه بازی درمانی، 7 نفر گروه طرحواره درمانی و 7 نفر گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه اول تحت 8 جلسه بازی درمانی، گروه دوم تحت 8 جلسه طرحواره درمانی قرار گرفتند و گروه سوم هیچ آموزشی دریافت ننمودند. جهت بررسی از پرسشنامه ذهنیت های طرحواره ای استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد هم بازی درمانی و هم طرحواره درمانی در کاهش ذهنیت کودک آسیب پذیر در کودکان دارای اختلال یادگیری اثربخش می باشد.
ساخت و اعتباریابی آزمون شایستگی های فناورانه ی معلمان دوره ی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۷ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
241 - 262
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی آزمون شایستگی های فناورانه برای معلمان دوره ی ابتدایی ابتدایی بود. بدین منظور پرسشنامه ای حاوی 69 ماده تهیه شد و بر روی 414 معلم دوره ی ابتدایی شهر اهواز که به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله-ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. سپس داده های جمع آوری شده تحلیل عاملی شدند و بدین وسیله آزمون شایستگی های فناورانه ی معلمان مشتمل بر 3 عامل و 47 ماده استخراج گردید که نزدیک به 60 درصد از واریانس سازه را تبیین می کرد. در این آزمون 20 ماده روی عامل اول (شایستگی های تلفیق فناوری در آموزش)، 17 ماده روی عامل دوم (شایستگی های شناسایی، انتخاب و کاربست ابزارهای فناورانه) و 10 ماده روی عامل سوم (گرایش به کاربرد فناوری) قرار داشت. نتایج بررسی پایایی آزمون شایستگی های فناورانه ی معلمان به روش آلفای کرونباخ برای عوامل 3 گانه آزمون به ترتیب 91/0، 95/0، و 97/0 محاسبه گردید. نتایج کلی نشان داد که اکثر سوالات پرسشنامه، شایستگی های فناورانه ی معلمان را می سنجد و از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و عوامل بدست آمده از تحلیل عاملی می تواند شایستگی های فناورانه ی معلمان را به گونه ای مناسب اندازه گیری کند.