فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.
نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی با استفاده از روش های مدل یابی علّّی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مددجویان با ناتوانی های جسمی که در سال 1402 در اداره بهزیستی شهرستان های رشت و دامغان دارای پرونده بودند، تشکیل دادند. تعداد 225 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مقیاس عملکرد اجتماعی و انطباقی کودک و نوجوان پرایس و همکاران ) 2003 (، مقیاس انگ درونی بیماری روانی ریشر و همکاران ) 2003 (، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون ) 2003 ( و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر ) 1982 ( بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاب آوری در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش میانجیگری دارد p>0/001( (. همچنین خودکارآمدی رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش را میانجی می کند ) 001 / .)p>0 نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نوجوانان با ناتوانی های جسمی نقش میانجی گرانه ایفا می کنند؛ به طوری که استفاده از راهبردهای تاب آوری و خودکارآمدی منجر به کا هش راب طه ا نگ درونی شده و عمل کرد اجتما عی در نوجوا نان با ناتوانی های ج سمی می شود.
The Effect of Play Therapy on Sensory Processing and Distress Tolerance in Adolescents with Mild Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
27-35
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
مقایسه حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلالات یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
17 - 32
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلالات یادگیری خاص انجام شد. مواد و روش ها: روش انجام این پژوهش، توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص شهر تهران که در سال تحصیلی 1402-1401 به مراکز آموزشی و درمانی وابسته به آموزش و پرورش مراجعه کرده و تحت مداخلات آموزشی و توانبخشی قرار گرفته بودند، تشکیل می داد. از میان جامعه مذکور 100 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با 100 نفر از دانش آموزان عادی مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه فرم کوتاه مقیاس نیمرخ حسی(SSP)- فرم والدین و پرسشنامه عادات خواب کودک (CSHQ) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری(ANCOVA)، و نرم افزارSPSS-27 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین بین حساسیت پردازش حسی و مولفه های آن حساسیت شنیداری، حساسیت دیداری، حساسیت تعادلی، حس لمس، حس دهانی در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.05). این درحالی است که بین پردازش چند حسی در بین دو گروه تفاوت معناداریافت نشد، همچنین نتایج نشان داد بین کیفیت خواب و مولفه های آن شامل مقاومت در برابر خواب، تاخیر در شروع خواب، مدت زمان خواب، اضطراب خواب، بیداری های شبانه، پاراسومنیا (شبه خواب)، اختلالات تنفسی خواب در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت وجود دارد (P<0.05)، و در نهایت نمره کلی حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.05). نتیجه گیری: در نتیجه یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات درمانی و آموزشی برای کودکان با اختلال یادگیری خاص، به حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان توجه بیشتری شود.
اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی در عملکرد خواندن دانش آموزان ابتدایی با اختلال خواندن (مروری نظام دار بر مطالعات گذشته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها تأثیرگذار باشد. درواقع عملکرد خواندن در توانایی سلیس و روان خوان و درک مطالب کتاب اهمیت ویژه ای در دانش آموزان دارد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع بنیادی است که در آن به تحلیل کمی و کیفی پژوهش های گذشته ازنظر موضوعاتی همچون سهم موضوعی مقالات، روش های پژوهش، گویه های نگرشی و روند نگرش پرداخت شده است. در این پژوهش و با توجه به هدف آن، از روش نظام دار استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های داخلی و خارجی بود که با استفاده از واژه های کلیدی دانش آموزان با عملکرد ضعیف در خواندن و آ گاهی واجی در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مگیران، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور ایران و در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، ساینس دایرکت، اسپرینگ، ایرانداک و گوگل اسکلر مورد جستجو قرار گرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۱۰۳ پژوهش یافت شد و درنهایت ۲۵ مقاله ) ۸۰ درصد( و ۵ رساله ) 20 درصد( درمجموع 30 مقاله و رساله منطبق با هدف پژوهش و ملاک انت خاب و یافته های پژو هش ا ستخراج شدند. نتیجه گیری: نتایج حا کی از آن بود که آموزش آ گاهی واجی بر بهبود عملکرد خواندن در سرعت، دقت و درک مطلب دانش آموزان با اختلالات خواندن تأثیر بسیار زیادی دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود متخصصان امر از این مداخلات در جهت بهبود علائم این دانش آموزان استفاده نمایند.
ارایه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه بود. روش: این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مبنای فلسفی پژوهش، تفسیری و مبتنی بر رهیافت استقرایی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل متخصصان حوزه ورزش دانش آموزی، همگانی، معلولان و استثنایی نظیر متخصصان تربیت بدنی و تعلیم و تربیت با گرایش های مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی، مدیریت آموزشی و علوم تربیتی و آ گاه به موضوع پژوهش بودند، نمونه گیری براساس روش هدفمند و مبتنی بر رویکرد نظری بود. معیار کفایت نمونه گیری اشباع نظری داده ها بود و بر این اساس، تعداد 16 مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و اکتشافی انجام گرفت. جهت ممیزی پژوهش و قابلیت اعتماد از معیارهای مقبولیت، باورپذیری )روش اسکات(، انتقال پذیری و تأیید پذیری )روش تحلیل اعضای پژوهش( استفاده شد و برای اتکاپذیری از روش بازآزمون مصاحبه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در طی 3 مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تفکیک شدند و یافته های پژوهش در چارچوب مدل پارادایمی شامل مقوله های اصلی عوامل زمینه ای مانند اثربخش نمودن محتوای آموزشی-ورزشی کودکان معلول با نیازهای ویژه و توسعه سواد حرکتی آنان، شرایط علّّی مانند، تحول آفرینی در آموزش تربیت بدنی دانش آموز معلول با نیازهای ویژه و ترویج دیدگاه سلامت محور، عوامل مداخله گر مانند، هم افزایی با رویکرد بهبود عملکرد ورزش این کودکان و چالش های فراروی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی، راهبردهایی مانند، توسعه و طراحی فضاهای ورزشی و شهری معلولان، توان بخشی دانش آموزان با معلولیت با نیازهای ویژه و توسعه فوق برنامه های آموزشی-ورزشی توان یابان و در نهایت پیامدهایی نظیر توانمندسازی اجتماعی-ورزشی شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، مواردی نظیر احقاق حقوق شهروندی با حق بر سلامت، ورزش و آموزش دانش آموزان توان یاب، ایجاد حس ورزش خواهی در سبد فکری دانش آموزان و والدین، ترویج و آموزش فعالیت های ورزشی تلفیقی و فراگیر، توان بخشی این دانش آموزان با راه اندازی کانون های حرکات اصلاحی و کلوپ های حرکات درمانی، توسعه سواد حرکتی این دانش آموزان با ترویج مهارت های بنیادی در قالب بازی، جذب و توزیع عادلانه بودجه و اعتبارات لازم، طراحی و احداث اماکن و فضای شهری و ورزشی با در نظر گرفتن شرایط جسمانی و ذهنی دانش آموزان با نیازهای ویژه و توان یاب پیشنهاد می شود.
مدل یابی ساختاری رابطه ی سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در دانش آموزان نابینا و کم بینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعه ی چگونگی سازگاری روانی و اجتماعی در دانش آموزان نوجوان نابینا و کم بینا از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین ، در این مطالعه به پیش بینی سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا براساس تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی پرداخته شده است. روش : این مطالعه از نظر هدف از نوع کاربردی و به لحاظ شیوه های گردآوری اطلاعات ، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی )مدل یابی معادله ی ساختاری( قرار می گیرد . جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل ؛ تمامی دانش آموزان نابینا و کم بینای سنین 12 تا 18 سال مدارس استان تهران در سال تحصیلی 1404 - 1403 بودند که از بین آنها، 180 نفر به عنوان پاسخ گو و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . در این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از مقیاس سازگاری روانی-اجتماعی با بیماری دروگیتس ، پرسشنامه ی احساس انسجام فلسنبرگ، و همکاران، پرسشنامه ی سبک دلبستگی کولینز و رید ، مقیاس ادراک خودکارآمدی شرر و همکاران و پرسشنامه ی تفکر وجودی آلان و شرر استفاده شد . برای آزمون فرضیه ها نیز روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر به کار گرفته شد . همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS.16 و R ا ستفاده شد . یافته ها : نتایج تحلیل های آماری نشان داد که نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مثبت و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 همچنین این یافته نیز حاصل شد که همبستگی انسجام روان شناختی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مستقیم و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 نتیجه گیری : براساس نتایج تحلیل های آماری می توان گفت که مشاوران و روان درمانگران می توانند از بسته های آموزشی و درمانی مبتنی بر آموزش راهبرد های تنظیم هیجانی و رویکرد وجودی در جهت بهبود سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا استفاده کنند .
تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
217 - 249
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه: مطالعه مروری نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
285 - 319
حوزههای تخصصی:
نارسایی های یادگیری ویژه شامل اختلالی عصب-تحولی است که در سال های اخیر از منظر روان شناسی مثبت موردتوجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر ترسیم نقشه مفهومی سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه بود. طرح پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام مند بود. از طریق الگوی پریسما یافته های پژوهشی مرتبط با متغیرهای سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه موردبررسی قرار گرفت. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی سازه های روان شناسی مثبت و نارسایی های یادگیری ویژه (شامل اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال ریاضی)، به جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ازجمله Pubmed, Eric, Scopus, Sid, Irandoc,Noormags Ebsco,Science Direct,ProQuest, Springer پرداخته شد و مقالات و اطلاعات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که سازه های روان شناسی مثبت شامل متغیرهای بهزیستی روانی، تاب آوری، خوش بینی، سلامت روان، کیفیت زندگی، شادکامی، امید، رضایت از زندگی، سپاسگزاری و معنویت تأثیرگذارترین کلمات کلیدی در شبکه هم رخدادی هستند و پژوهش های روان شناسی مثبت محور بر سازه های ذکرشده تأکید دارند. شواهد پژوهشی بیانگر این است که تقویت و بهبود سازه های روان شناسی مثبت می تواند برای دانش آموزان با نارسایی های یادگیری ویژه بسیار مفید واقع شود. این مطالعه نشان دهنده ی اهمیت سازه های روان شناسی مثبت در حوزه ی اختلالات یادگیری ویژه بود، لذا برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه ادغام فعالیت های شواهدمحور و پژوهشی با فعالیت های بالینی و مداخله ای پیشنهاد می گردد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
معرفی فناوری های جدید آموزشی برای آموزش افراد با کم توانی ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در حال حاضر جهان با مشکل کمبود روش های آموزشی ویژه برای دانش آموزان کم توان ذهنی و تحولی مواجه است و به این دلیل که روش های سنتی فرصت های مناسبی را برای این گروه از دانش آموزان فراهم نمی کند، هدف پژوهش حاضر پیگیری امکانات آموزشی مختلف برای کمک به حل این مشکل و همچنین یافتن روش های بهبود آموزش به کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی است به نحوی که ناتوانی این افراد از یادگیری شان جلوگیری نکند، بلکه هر فرد آموزش منحصر بفرد و متناسب با نیازهایش را دریافت نماید. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری است. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله گوگل اسکولار، پاب مد، ساینس دایرکت، اشپرینگر، سمنتیک اسکولار، پروکوئست، کتابخانه دیجیتال یونسکو و آمازون با کمک کلیدواژه هایی از قبیل فناوری آموزشی و کودکان با نیازهای ویژه، روش های جدید آموزش کودکان با نیازهای ویژه، تکنولوژی و کودکان کم توان ذهنی و تحولی مابین سال های 2001 تا 2023 استفاده شد. در جستجوی اولیه، 93 مقاله انتخاب شد که از بین آنها، 3 مقاله به علت تکراری بودن، 10 مقاله به علت مروری بودن و 40 مقاله به علت غیرقابل استناد بودن و عدم تناسب با موضوع پژوهش حذف شدند. در پایان، با استفاده از آخرین ویرایش سیاهه ی استاندارد تلفیقی گزارش کارآزمایی ها ) کنسورت؛ 2017 (، 40 مقاله جهت بررسی انتخاب شد. یافته ها: با توجه به بررسی های انجام شده، روش جدید مورد استفاده در آموزش دانش آموزان با کم توانی ذهنی و تحولی شامل واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و مقایسه این دو، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، چت بات ها، ساعت هوشمند، نرم افزارهای آموزشی و برنامه های کاربردی تلفن همراه و رایانه می شود. نتیجه گیری: همانند همه انسان ها، افراد با کم توانی ذهنی و تحولی نیز برای کنارآمدن با خواسته های جامعه می بایست دانش و توانایی های مورد نیاز خود را کسب کنند. باید درنظر داشت که نیازهای آموزشی این افراد، متفاوت از سایرین است و اینکه آنها به سبب محدودیت های ذهنی و عملی که بر توانایی شان اثرگذار است، نیازهای آموزشی ویژه دارند. بنابراین دسترسی به مراتب آموزش رسمی بویژه از طریق فناوری های کمکی و برنامه های کاربردی آنلاین برای افراد با کم توانی ذهنی بسیار مفید و مطلوب است. زیرا آنها از این راه می آموزند تا در زندگی روزمره خود مستقل تر باشند و می توانند فعالیت های خود را بدون کمک مراقبان یا شخص دیگری انجام دهند. به علاوه، کاربران این ابزارهای فناورانه قادرند سرعت، مکان و زمان استفاده از نرم افزار کمکی را براساس نیاز خود تنظیم کنند. البته هنوز حجم زیادی کار در زمینه برنامه های کاربردی مبتنی بر وب با هدف بهبود عملکرد افراد کم توان ذهنی در یادگیری و زندگی روزمره مورد نیاز است.
اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
67 - 104
حوزههای تخصصی:
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 139
حوزههای تخصصی:
اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
Exploring the Psychological Impact of Virtual Learning on Students with Special Educational Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore the psychological impact of virtual learning on students with special educational needs (SEN). This qualitative study utilized semi-structured interviews with 24 students with SEN recruited through online platforms. Theoretical saturation was reached, and data were analyzed using NVivo software following a thematic analysis approach. The interviews explored students’ experiences with virtual learning, including emotional responses, cognitive struggles, and social adaptation. Themes were identified through an iterative coding process, ensuring reliability and depth in capturing the psychological effects of digital education on this population. The results indicate that virtual learning has led to heightened emotional distress, including anxiety, stress, and reduced motivation, largely due to isolation and the absence of structured classroom environments. Participants reported significant cognitive challenges, such as attention difficulties, cognitive overload from digital tools, and struggles with learning retention. Socially, students experienced decreased peer interaction, communication barriers, and difficulty adapting to digital learning norms. However, some students developed coping mechanisms such as parental support and self-regulation strategies. The findings align with previous research highlighting the adverse effects of digital learning on students with disabilities, emphasizing the need for targeted interventions. The psychological impact of virtual learning on students with SEN is profound, affecting their emotional well-being, cognitive engagement, and social adaptation. While some students benefit from digital learning’s flexibility, most require additional support to mitigate stress, cognitive overload, and social isolation. Educators and policymakers must prioritize inclusive digital education strategies, enhance accessibility, and provide structured support systems to improve learning experiences for students with SEN.
Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
251 - 284
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
نقش اعضای گروه توان بخشی افراد با آسیب شنوایی و آزمون های شنوایی رفتاری و عینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وظایف اعضای گروه توان بخشی افراد با آسیب شنوایی دارای اهمیت زیادی است. در این راستا، ضرورت دارد کودکان و نوجوانان با آسیب شنوایی، والدین آنها و معلمان به اطلاعات کافی در این زمینه دسترسی داشته باشند. علاوه براین، بهتر است آنها با آزمون های شنوایی رفتاری و عینی آشنا شوند. این پژوهش با هدف بررسی نقش اعضای گروه توان بخشی افراد با آسیب شنوایی و آزمون های شنوایی رفتاری و عینی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری بود. برای جمع آوری اطلاعات از 26 مقاله یا کتاب موجود در پایگاه های علمی معتبر در فاصله زمانی 2011 تا 2023 استفاده شد. نتیجه گیری: کودکان و نوجوانان با آسیب شنوایی و والدین آنها به اطلاعات تخصصی در حوزه توان بخشی و وظایف اعضای این گروه نیاز دارند و باید از اعضای گروه توان بخشی کمک بگیرند. توان بخشی و بازپروری بر یادگیری مهار ت های مختلف تأ کید دارند. البته توان بخشی بر یادگیری مهارت های جدید تأ کید می کند ولی بازپروری بر یادگیری مجدد مهارت های از دست رفته تمرکز دارد. به طور کلی، اعضای گروه توان بخشی شامل پزشکان و ارائه دهندگان خدمات پزشکی، متخصص مداخله زودهنگام، متخصص توان بخشی شفاهی، آسیب شناس گفتار و زبان، متخصص زبان اشاره، معلم ویژه، روان شناس، مشاور و شبکه های اجتماعی می شود. ضرورت دارد که اعضای این گروه با یکدیگر همکاری کنند تا نیازهای کودکان با آسیب شنوایی و خانواده های آنها را برآورده سازند. علاوه براین، آزمون های شنوایی به دو دسته عینی و رفتاری تقسیم می شوند که هر یک انواع مختلفی دارند. بنابراین، آ گاهی از نقش اعضای گروه توان بخشی افراد با آسیب شنوایی و آزمون های شنوایی رفتاری و عینی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
اثربخشی بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی انجام شد. روش کار: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی مقطع ابتدایی بودند. 30 شرکت کننده (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. جلسه های بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی به شیوه گروهی برای گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه 45 دقیقه ای، به صورت هفته ای دو جلسه برگزار شد. با استفاده از پرسشنامه رفتار جامعه پسند دوسچر (۱۹۸۶) داده ها جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند و ابعاد همکاری و سهیم شدن در دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی مؤثر است (P<0/05). در مرحله پیگیری نتایج نشان داد که این تفاوت با پیش آزمون نیز وجود دارد (P<0/05). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی اثربخشی مثبت دارد.
Impact of Sensory Processing Sensitivity on Emotional Dysregulation in Gifted Students: The Mediating Role of Anxiety Sensitivity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the impact of sensory processing sensitivity on emotional dysregulation in gifted students, examining the mediating role of anxiety sensitivity in this relationship. The research employed a descriptive correlational design, involving a sample of 390 gifted secondary school students from Isfahan city, selected based on Morgan and Krejcie’s sampling table. Participants completed three validated Likert-based instruments: the Highly Sensitive Person Scale (HSPS), the Anxiety Sensitivity Index-3 (ASI-3), and the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data analysis was conducted using SPSS-27 for descriptive statistics and Pearson correlation analysis, and AMOS-21 for structural equation modeling (SEM) to assess direct, indirect, and total effects among the variables. Model fit was evaluated using standard indices including RMSEA, CFI, TLI, and GFI. Pearson correlation coefficients indicated significant positive relationships between sensory processing sensitivity, anxiety sensitivity, and emotional dysregulation (r = .56 to .67, p < .001). The SEM results showed that sensory processing sensitivity had a significant direct effect on emotional dysregulation (β = .42, p < .001), and on anxiety sensitivity (β = .56, p < .001). Anxiety sensitivity also directly predicted emotional dysregulation (β = .49, p < .001). Importantly, anxiety sensitivity partially mediated the relationship between sensory processing sensitivity and emotional dysregulation, with a significant indirect effect (β = .28, p < .001). The model demonstrated excellent fit indices (CFI = .96, RMSEA = .052, χ²/df = 2.07). The findings underscore the importance of recognizing and addressing anxiety sensitivity as a key psychological mechanism linking sensory traits and emotional dysregulation in gifted youth. Interventions that integrate emotional regulation and sensitivity awareness may enhance educational and psychological outcomes for this population.