ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۲۱.

بررسی تطبیقی تکنیک های شخصیت پردازی در دو رمان «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی و «تنگسیر» صادق چوبک براساس نظریه لئونارد بیشاپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
داستان، شخصیت در کنش است. هرچه شخصیت ها قوام بیش تری می یابند، نشانه های تازه تری از ویژگی های آن ها آشکار گشته، و همین امر باعث بروز واکنش هایی از آن ها نسبت به یکد یگر می شود که با آن چه پیش تر در ذهن وجود داشته کاملا متفاوت است. لذا شخصیت برآیند دو تکانه است. تکانه فردیت بخشی و تکانه نوعی یا تیپ سازی. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا و صادق چوبک در رمان تنگسیر از شیوه های مشترک و گوناگونی در شخصیت پردازی رمان خود استفاده کرده اند که عبارتند از ارائه شخصیت های باورکردنی، کاربرد اندک نام ها در فصل آغازین داستان، اشخاص با انگیزه نامشخص، توصیف فیزکی و روانی شخصیت، دادن اطلاعات از طریق شخصیت های فرعی، بیان سابقه روانی شخصیت، شخصیت پردازی مختصر و مفید، شخصیت های تصادفی، شخصیت های واسطه، ویژگی های همیشگی شخصیت. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیت پردازی در دو رمان پیر مرد و دریا و تنگسیر صادق چوبک است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان تکنیک های مختلف، حقیقت مانندی و باورپذیری شخصیت، توصیف شخصیت، آوردن اشخاص با انگیزه نامشخص بسامد بالایی در این دو رمان دارند.
۴۲۲.

تحلیل تطبیقی عالم خیال منفصل در اندیشه مولانا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
بحث عالم خیال منفصل برای عرفا و همچنین فلاسفه بسیار مهم بوده است و هرکدام نظرات متفاوتی در باب این عالم داشته اند. از بین عرفا، مولانا در مثنوی به صورت غیرمستقیم اشاراتی به این عالم کرده است. ملاصدرا هم در اسفار اربعه، بخشی از کتاب را به این بحث اختصاص داده است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل آراء مولانا و ملاصدرا در خصوص عالم خیال از دو منظر هستی شناسی و معرفت شناسی انجام شده است که در ذیل آن، تفاوت ها و شباهت های نظریات آن ها بیان گردیده است. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و شواهد و نمونه ها از منابع کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان داد که در آراء مولوی و ملاصدرا در خصوص حقیقتِ قوه خیال متصل و وجود عالم خیال منفصل و عملکردشان اختلاف چندانی مشاهده نمی شود. هر دو به وجود عالم خیال منفصل معترفند. ضمن اینکه هر دو عالم خیال را باطن عالم ماده می دانند. ولیکن به دلیل اینکه نگاه مولانا به عالم خیال بیشترعرفانی و نگاه ملاصدرا هم بیشتر فلسفی است، درنتیجه در بازخورد با عالم خیال تفاوت هایی بین این دو اندیشمند وجود دارد.
۴۲۳.

مقایسه استعاره های عرفانی و استعاره های بلاغی بر اساس نظریه «استعاره کلی» در دیدگاه های هانس بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۶
بلومنبرگ تفاوت استعاره های حقیقت و دیگر استعاره ها را با توجه به تفاوت مفاهیم موجود در آن ها، ذیل مفهومی به نام استعاره کلی بررسی می کند. استعاره هایی که به شرح مفاهیمی می پردازند که به نحو نظری- مفهومی قابل بیان نیستند. این استعاره ها عبارت اند از ایده هایی که تحت دسته بندی یک ایده اصلی تجمیع یافته و در ساحتِ شناخت، به موقعیت «اعتقاد» می رسند و تثبیت می شوند. قدرت روایتگری موجود در استعاره های کلی موجب می شود جایگزین مفاهیم وجودی شوند و این اولین و مهم ترین تفاوت این استعاره ها و استعاره های بلاغی است. تا سال 1936؛ یعنی تا پیش از آنکه آی.ا.ریچاردز اصطلاحات tenor و vehicle را به عنوان اجزای استعاره معرفی کند (موضوع و محمول در استعاره). مبنای شناخت استعاره ها، همان دیدگاه سنتی مبتنی بر شباهت؛ یعنی دیدگاه ارسطو بود؛ اما در دیدگاه های مدرن و خصوصاً نظریه هانس بلومنبرگ استعاره را به نحو دیگری تقسیم بندی می کنند. بلومنبرگ بر اساس وجود استعاره هایی که بداهت و کلیت آنها دیدگاه های سنتی را نقض می کرد، به رویکردی در استعاره شناسی دست یافت که بر اساس آن، ساختار استعاره ها در ارتباط با محتوای آنها تعریف می شود. وی در مقاله «نور به عنوان استعاره ای برای حقیقت» از استعاره های حقیقت نام می برد و با در نظر گرفتن تاریخچه ای برای آن، ویژگی های حقیقت را به ویژگی استعاره های حقیقت تعمیم می دهد. در این پژوهش کوشیده ایم با بررسی تاریخچه یا سابقه استعاره های حقیقت در اندیشه های هانس بلومنبرگ و مقایسه آن با استعاره های کلی مطرح شده در عرفان، به ساختاری دست یابیم که بتواند قالب مناسبی برای بررسی استعاره در متون عرفانی باشد. روش ما در این بررسی مقایسه نمونه های استعاره در بلاغت سنتی (قصاید خاقانی، غزل های حافظ) با استعاره های کلی در متون عرفانی (تذکره الاولیاء عطار) و کارکرد متفاوت هریک از آنها در متن است. در بررسی استعاره ها به ویژگی هایی از جمله خودکاری، بافت معنایی، بحث شباهت و تجانس، تاریخچه مفهوم و بُعد طبیعی و متافیزیکی پرداخته شده است.
۴۲۴.

بررسی فناء، بقاء و قرب در منظومه ی فکری محمد بن جعفر مکی حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۶
لازمه تقرب به قاف وحدت ذات حق، گذشتن از مسیر صعب فقر و فناست. فطرت انسان پیوسته در پی راهی برای دست یافتن به وجود لایزالی خداوند است چرا که دریای متلاطم وجود انسان، تنها از این طریق می تواند بیارمد. عارفان فنا و نیستی از خود را چاره رسیدن به خدا آگاهی دانسته و برآنند که هرگاه غبار هستی از وجود فانی آدمی زدوده شود، از پس حجاب های تعلقات، حق چنانکه هست رخ می نماید. بی شک آغاز این راه دشوار بدون معرفت و عشق ممکن نیست. «محمد بن جعفر مکی حسینی»، عارف صاحب سبک طریقه چشتیه، نیز از کسانی است که یه این مفهوم پایبند و علاوه بر آن معتقد است که آدمی تا از فناء فی الله و بقاء بالله عبور نکند، نمی تواند نور وجود خویش را به نور النور، متصل کند. در نظرگاه او وصول به حق با آنچه اهل ظاهر و شریعت می پندارند متفاوت است. وی قرب را نه در جنت که در رؤیت حق نیز نمی داند و بر آن است که این ها چیزی جز حجاب بر سر راه سالک نیستند. وی قرب حقیقی را در سه مرتبه قرب بالذات، قرب لِلذات و قرب فی الذات طبقه بندی کرده و بر آن است که تنها ولی کل الهی می تواند این مراتب را طی کرده و حق را چنان که هست ببیند و در آینه وجود خویش بنمایاند. در پژوهش پیش رو نگارنده با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مکتوبات مکی پرداخته و مفاهیم مذکور را در مکاتیب او تحلیل کرده است.
۴۲۵.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۴۲۶.

فراگفتمان تبادلی (گزاره ها و چارچوب سازه ها) در مجله الحسینی الصغیر بر اساس انگاره هایلند(2005)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
فراگفتمان یکی از مباحث مطرح شده در حوزه تحلیل گفتمان می باشد. فراگفتمان، اصطلاحی برای نامیدن امکانات فرازبانی برای برقراری تعامل در گفتمان است. انگاره هایلند با دو بعد تعاملی و تبادلی یکی از کامل ترین الگوهای فراگفتمان است. فراگفتمان تبادلی به منظور سازمان دهی اطلاعات گزاره ای به کار می رود. مجلات، یکی از مهم ترین رسانه هایی هستند که مقوله فراگفتمان در آن نقش بسزایی دارد. مجلات با ویژگی بروز بودن و تداوم انتشار آن ها از جمله منابعی هستند که کودکان می توانند از طریق آن-ها، علوم و فنون و اطلاعات بسیاری را فراگیرند. مجله کودکانه "الحسینی الصغیر" از بروزترین مجلاتی است که گروه سنی کودک و نوجوان را مخاطب قرار داده است. از آنجا که در حوزه رسانه کودک و نوجوان و در راستای اهداف تربیتی و آموزشی، ارتباط میان نویسنده/خالق اثر ادبی یا هنری و مخاطب، اصلی ترین هدف تلقی می شود، بررسی ابعاد فراگفتمانی مجلات تخصصی کودک و نوجوان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی_تحلیلی به بررسی نشانگرهای گزاره ها و چارچوب سازه های فراگفتمان تبادلی بر اساس انگاره هایلند در 40 شماره از مجله الحسینی الصغیر پرداخته شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نویسندگان/هنرمندان این مجله، در حوزه فراگفتمان تبادلی، به همه نشانگرهای گزاره ها و چارچوب سازه ها توجه داشته اند. از میان گزاره ها و چارچوب سازه های فراگفتمان تبادلی، گزاره های اضافه ای با بیشترین بسامد جهت انسجام در متن برای درک بهتر خوانندگان از موضوع و هدایت آن ها به تفسیر مدنظر نویسندگان به کار برده شده اند.
۴۲۷.

اخوان ثالث و رجعت رمانتیک؛ ملاحظاتی درباره ی مبانی نظری باستان گرایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۱
اخوان ثالث به زعم بسیاری از پژوهشگران، از دل سپردگان به سنت در عصر جدید به شمار می آید؛ بررسی ها نشان می دهد که این نظریه که عموماً بر اساس قراین متنی برآمده از روی ساخت شعر اخوان صورت بندی شده است، در پژوهش های معاصر به صورت یک کلان روایت پذیرفته شده درآمده است. اینک پرسش مهم و کلیدی اینجاست که آیا گرایش به سنت که از آن تحت عناوینی از قبیل باستان گرایی یا ایران گرایی یاد می شود، در معنای اصیل و مصطلح خود یعنی یک نوع گفتمان پویا ناظر بر بازآفرینی نظم جدید در ساحت ها و ابعاد مختلف جامعه، در منظومه فکری و متعاقباً در ژرف ساخت شعر اخوان نیز حضور و جریان دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا ایران گرایی مهدی اخوان ثالث، با رسالت ها و آرمان های معین ایران گرایی در نهضت مشروطه و در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران پسامشروطه همسو است یا خیر؟ به منظور دستیابی به پاسخ این پرسش، اشعار اخوان ثالث مورد مطالعه و تحلیل محتوایی فراتر از محور افقی شعر قرار گرفته است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می دهد که اخوان ثالث اگرچه به صورت گسترده به گفتمان ایران باستان و مشخصا اسطوره ها و نمادهای آن ارجاع داده است، در سطح روی ساخت شعر، اما سویه ی فلسفی و نظری این گفتمان را در دستگاه فکری خود ترجمه و منتقل نساخته است. از این چشم انداز، شعر اخوان با مؤلفه های بنیادین مندرج در گفتمان ایران باستان از قبیل امیدواری، پیروزی نور بر تاریکی، حضور امر قدسی در مناسبات اجتماعی و زیست فردی، فرجام شناسی و غلبه ی خیر بر شر، در فاصله ی کاملا معناداری قرار دارد. درست به همین دلیل، سنت گرایی اخوان، به مثابه ی رجعتی صرفاً رمانتیک، علیه اصالت و رسالت خویش، یعنی خلق پراکتیس و عاملیت، شورش کرده است.
۴۲۸.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۲
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.
۴۲۹.

بررسی اشکالات تصحیح خالقی مطلق در برخی بیت های شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۷
شاهنامه فردوسی به عنوان بزرگترین حماسه ملی ما ایرانیان چنان در قله رفیع ادب فارسی چشم را می نوازد که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت. ازاین رو در طول سالیان دراز پس از سرایش این اثر پُر ارج، دستنویس های بسیاری از آن کتابت شده است. در قرن اخیر نیز تصحیح های گوناگونی از این اثر ارزشمند با رویکردهای مختلف صورت گرفته است که هریک محاسن و معایبی دارد. مسلماً بهترین تصحیح علمی انتقادی که تا کنون از شاهنامه انجام گرفته، تصحیح جلال خالقی مطلق است که حاصل سال ها تلاش خستگی ناپذیر وی است. بااین حال، این تصحیح نیز - چه در ویرایش نخست و چه در ویرایش دوم- اشکالاتی نسخه/معناشناسانه دارد که ضرورت تصحیح مجدد برخی بیت های دارای اشکال در این تصحیح را ایجاب می کند. در این پژوهش، اشکالات تصحیح خالقی مطلق با بررسی بیت های دیباچه و پادشاهی کیومرث مورد بحث قرارگرفته و به چند دسته تقسیم شده اند و برای هریک نمونه هایی آورده شده است. پس از آن، پیشنهادهایی با توجه به نکات نسخه شناسانه و معناشناسانه برای هر بیت آمده است. این پژوهش نشان می دهد که خالقی مطلق با همه دقت ها و ریزبینی هایش، گاهی شاخصه های نسخه شناسی، زبانی، معنایی، تاریخی و درون متنی را به درستی در نظر نگرفته است و ایرادهایی در برخی ابیات که توسط وی تصحیح شده به چشم می خورد. اشکالاتی ازجمله قرائت اشتباه، تصحیح قیاسی نادرست، اعتبار دادنِ بیش ازحد به یک دستنویس و اشتباه در ضبط نسخه بدل ها و خوانش متن دستنویس ها. نتیجه پژوهش حاضر حکایت از آن دارد که کار تصحیح شاهنامه را هیچ گاه نمی توان تمام شده تلقی کرد و با روش های علمی و نسخه شناسانه می توان برای برخی بیت ها به ضبط های بهتر و درست تری نسبت به تصحیح خالقی مطلق دست یافت.
۴۳۰.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۴۳۱.

خرد، تدبیر و رأی نزد زنان شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
شاهنامه به عنوان یک شاهکار ادبی، نه تنها عرصه بازتاب روح دلاوری، شرح جنگ ها و حماسه های بی بدیل است، بلکه آوردگاه اندیشه و خردمندی و میدان تضارب آرا و تجربه های گران سنگ نیاکان ما نیز به شمار می رود که به صورت خصایص مدنی و فرهنگی برای ما به یادگار مانده است. حضور درخشان بانوان در اغلب داستان های شاهنامه، همپا و همپایه مردان، ستودنی است. این درخشش و نقش آفرینی در عرصه های گوناگون از جمله بحران های پیچیده اجتماعی- سیاسی همراه با هوشمندی و پاکدامنی، خیره کننده است. هرچند درباره مسئله زن در شاهنامه فردوسی، پژوهش های قابل تقدیری درباب مباحث داستانی، عاطفی و برخی جنبه های دیگر انجام شده، تاکنون تحقیقی مستقل در زمینه خردورزی و رایزنی زنان در حماسه ملی ایران تحریر نشده است و این ضرورت تدوین چنین پژوهشی را بایستگی می بخشد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای تدوین شده است. چشم انداز نتایج تحقیق نشان می دهد که فردوسی در خلال شاهنامه درصدد است تا هم نقش دلاوری و دلاویزی بانوان را در صحنه های مخاطره آمیز و هیجان انگیز رزم و بزم دوره های اساطیری و تاریخی شاهنامه نشان دهد و هم عیار کاردانی، چاره گری و هوشمندی آنان را در کمال نجابت و شایستگی به تصویر کشد.
۴۳۲.

تحلیل آدلریِ مکانیسم های جبران در شخصیت اصلی رمانِ نوجوان کاکاکرمکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۰
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل شخصیت اصلی رمان کاکاکرمکی پسری که پدرش درآمد بر اساس نظریه روانشناسی شخصیت آلفرد آدلر و مفاهیم وابسته آن است. آدلر، یکی از بنیان گذار مکتب روانشناسی فردی، معتقد بود که علاقه اجتماعی در ذات همه انسان ها وجود دارد و آن را از طریق خانواده و مدرسه یاد می گیرند، اما اگر شخص نتواند حس تعلق و ارزشمندی را در خانواده خود درک کند، احساس علاقه اجتماعی او کامل نشده و احتمال این که به شخص نامطلوب اجتماعی تبدیل شود زیاد است. در رمان موردبررسی، مرور دوران کودکی و نوجوانی شخصیت اصلی، یعنی کاکا، انگیزه بروز اعمال و رفتار فرد و شرایطی که باعث شده بذر کارهای خشونت بار در وجود او کاشته شود، بیان می شود و خود او به عقده های شخصیتی اش اعتراف می کند. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی، به واکاوی شواهد درون متنی، روند شکل گیری احساس حقارت، عقده حقارت و مکانیزم-های جبران در شخصیت اصلی پرداخته شده است و یافته ها حکایت از آن دارد که سبک زندگی اشتباه کاکا او را به برتری جویی و دیده شدن به هر قیمتی سوق داده است.
۴۳۳.

بلاغتِ «تعلیق» در داستان رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش های فنی و تخصصی اروپاییان در ادبیات داستانی، راه بردنشان به شگردهای گوناگون داستان نویسی و شناسایی عناصر داستان به شکلی اندام وار و استوار، هم فراهم آورنده زمینه واکاوی سنّت قصه گویی و قصه نویسی ایرانی برای یافتن ایده ها و آرا پیرامون این مسائل بوده است و هم فراهم آورنده زمینه ارزیابی متون منظوم و منثور داستانی مان از نگرگاه هنر داستان نویسی و شکل کارکرد عناصر داستان در آنها. در این راستا جستار پیشِ رو که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به سرانجام رسیده است، به قدر خود دریچه ای دیگر بر عنصر داستانی «تعلیق» (Suspense) و کارکرد آن در یکی از نام بُردارترین داستان های شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (329-416ق) -به مثابه قدکشیده ترین کوهموج داستان پردازی منظوم رزمی در ادب پارسی- گشوده است. پس از شناساندن عنصر داستانی «تعلیق» (هول و ولا یا حالت انتظار)، توجه های نظری بدان در سنّت قصه گویی و قصه نویسی اسلامی-ایرانی ریشه یابی و بازخوانی شده است. سپس ازآنجاکه داستان «رستم و سهراب» از نگرگاهِ بهره گیری از توانش این عنصر داستانی بسیار قوی و غنی ظاهر شده و در اندازه خود، بخشی از ابعاد وسعت و عظمت هنر داستان پردازی فردوسی را آینگی نموده است، به گونه ای فنی چگونگی بازتاب تعلیق در این داستان واکاوی و نشان داده شده است که فردوسی چگونه در پی رنگی استوار با ایجاد زنجیره ای از تعلیق ها و هول و ولاها، خواننده را تا پایان داستان درگیر با «بعد چه می شود؟» و در بی قراری پی گرفتن رویدادها و گشوده شدن معمای کنش ها نگاه داشته است. در ابتدا و انتهای تنه اصلی جستار نیز، «براعت استهلال» داستان رستم و سهراب و نیز «معمای زندرزم»، هردو از نگرگاه تعلیق آفرینی شان در خواننده داستان، بررسی شده است.
۴۳۴.

تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۳
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
۴۳۵.

L’exotisme dans une optique contemporaine Cas d’étude: Les Grandes Blondes de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۶
Cette étude examine la manière dont l’idéologie de l’exotisme est présentée dans un contexte postmoderne. Pour ce faire, nous avons choisi Les Grandes Blondes (1995) de Jean Echenoz, dans lequel l’idée du voyage et de l’exotisme joue un rôle fondamental et incarne au mieux les caractéristiques du monde postmoderne. A travers une approche sociocritique inspirée de Georg Lukács et des théories de Marc Augé sur la surmodernité et l’excès d’espace, nous analyserons les spécificités de la représentation de l’exotisme chez Echenoz par comparaison aux récits de voyage traditionnel et les raisons de son choix d’un cadre exotique pour son roman. Nos analyses montrent que le décalage entre la représentation de l’exotisme chez Echenoz et celle des écrivains des siècles précédents réside dans l’écart entre les conditions de vie de la société postmoderne et celles des sociétés antérieures. Par une représentation chronologiquement décalée de l’exotisme, Echenoz cherche à établir une relation de conformité entre la société contemporaine et la littérature.
۴۳۶.

L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.
۴۳۷.

L’espace federmanien : la réalité ou la fictionnalité?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
Du fait que le concept de réalité occupe une place primordiale dans le genre de la surfiction, l’espace, en tant qu’un des éléments principaux du texte, n’échappe pas à cette logique. L’étude de la notion d’espace chez Federman soulève deux questions essentielles : s’agit-il d’un espace réel ou fictif dans ses récits de vie ? Et s’il s’agit de faits réels, pourquoi recourt-il à la fictionnalisation de l’espace ? Enfin, quel est le rôle de l’espace scripturaire dans le déroulement de ses histoires ? Pour aborder l’espace chez le surfictionneur, nous avons choisi trois de ses ouvrages : Chut (2008), La Voix dans le débarras (2008) et Quitte ou Double (2004). Afin de mieux étudier la notion d’espace chez l’écrivain, nous nous appuierons sur La Poétique de l’espace (1974) de Gaston Bachelard, car celui-ci et Federman partagent une conception similaire (une conception intime) de l’espace et que pour tous deux, la maison natale joue un rôle essentiel dans la vie.
۴۳۸.

Évaluation de la compétence rédactionnelle chez les apprenants de niveau B1 en contexte universitaire(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
La production écrite en français constitue un défi majeur pour les apprenants persanophones de niveau B1, en raison de la complexité morphosyntaxique et de la richesse lexicale du français. Cette recherche exploratoire a pour objectif d’observer l’évolution naturelle des compétences rédactionnelles dans un contexte d’enseignement ordinaire, sans intervention pédagogique spécifique. Un corpus de 18 étudiants de licence en français a été recueilli : chacun a rédigé deux textes (pré-test et un post-test), évalués selon les dix critères de la grille officielle du DELF B1. Les résultats révèlent une progression limitée mais significative. Des améliorations apparaissent notamment dans la structuration des phrases, l’usage des temps verbaux et, dans une moindre mesure, la cohérence textuelle. En revanche, le lexique et l’orthographe grammaticale demeurent des domaines problématiques, aucun étudiant n’atteignant le niveau «très bon». Ces constats soulignent les limites de l’acquisition spontanée: certaines compétences peuvent s’affiner avec la pratique, mais d’autres(en particulier le vocabulaire et la morphosyntaxe) exigent un enseignement explicite et des interventions pédagogiques ciblées. Sur le plan didactique, il paraît essentiel de renforcer les ateliers lexicaux, d’intégrer des activités guidées sur la morphosyntaxe, et de recourir aux outils numériques pour accompagner l’apprentissage de l’écriture en FLE.
۴۴۰.

خود بودگی زمان و مکان در شعر سهراب سپهری بر اساس آرای ژرژ پوله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۶
ژرژ پوله از جمله اندیشمندان پدیدارشناس مکتب ژنو و یکی از بنیانگذاران نقد مضمونی است. وی با ایجاد روش تلفیقی فلسفی، روانشناختی با تأکید بر تولید اثر به عنوان کنشی ذهنی تلاش کرد خواننده را به هسته مرکزی زمان آفرینش اثر نزدیک کند. خود بودگی مورد نظر این پژوهش، مفهومی هایدگری است که در آرای پدیدارشناسان به چشم می خورد. این اصطلاح در ظاهر فهمی اگزیستانسیالیستی را ارائه می دهد، اما پوله از آن به «حضور ذهنی» و «تجربه زیسته» یاد می کند. سپهری در جای جای دفترهای هشت کتاب، مخاطب را به ساحت بازآفرینی زمان درونی خاص برای خلق اثر دعوت می کند. زمان درونی مورد نظر سپهری آمیزه ای از زمان اسطوره ای و تجسد زمانی دیگر است که متعلق به گوینده نیست و به خواننده اجازه می دهد، زمان خویش را در ساحت زبان پدید آورد. این پژوهش به روش توصیفی -تحلیلی و از منظر آرای ژرژ پوله و با استفاده از داده های اشعار سهراب سپهری در هشت کتاب صورت گرفته است. هدف از پژوهش خوانشی جدید از اشعار سپهری و بررسی خودبودگی به عنوان شکلی از «حضور ذهنی»، «تجربه زیسته» و« من وجودی» است. مجموعه آرای پوله در سیزده زیرعنوان آمده است. برای هر یک نیز شاهد مثال هایی ذکر شد. نتایج نشان می دهد: پوله به «هسته مرکزی» اثر ادبی معتقد است، اما سپهری گاه با ابهام عمدی(مثلاً در «من نمی دانم...») از هرگونه هسته ثابت فرار می کند. سپهری با «ایده فضاسازی زمان» و تلفیق اسطوره و زمان تجربی، ضمن ایجاد فضایی سیال، زمینه را برای خلق گذشته در ذهن مخاطب فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان