ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۴۴۱ تا ۵۳٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۴۴۱.

تمثیل مرگ اختیاری در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۸
بحث مرگ یکی از مهم ترین بنیان های فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شده است. او سعادت انسان ها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی می داند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیت هایی همچون پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) را بهترین الگو برای طریق موت ارادی می داند و نه تنها مرگ اختیاری را منافی نابودی دانسته بلکه به تبیین تکاملی آن به عنوان سنگ محک، ابزار تحول و غنیمت الهی پرداخته با عناوینی مانند: آب حیات، دریای اسرار الهی، عشق، نور، آزادی، گنج، هدیه ی الهی، جاودانگی، تولد دوم، مرگ بی مرگی، برگ بی برگی، منادی وحدت، فقر و فنای فی الله و ... از آن یاد کرده مراتب کمال آن در انا الحق حلاج دیده است. این مقاله به شیوه ی تحلیلی- توصیفی، نکات ظریف و عالمانه و نگرش تمثیلی مولانا به مرگ اختیاری که خاص عارفان و واصلان است، بررسی کرده است. جامعه ی آماری پژوهش کتاب مثنوی مولوی و نمونه های آماری بخش هایی از کتاب مذکور است که به مرگ اختیاری اشاره کرده است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتاب خانه ای است. یاسخ پرسش این تحقیق، رسیدن به مصادیق تمثیلی مرگ اختیاری در مثنوی است.
۵۳۴۴۲.

بررسی تطبیقی حضور بلبل در منطق الطیر عطار با اشعار بومی مازندران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۸
بلبل با ویژگی های خوش آوازی و عشق ظاهری با نمادهای گوناگون در متون تعلیمی، عرفانی و تمثیلی در ادبیات فارسی و گاه ادب بومی حضوری چشمگیر دارد. منطق الطیر، مهم ترین مثنوی سمبولیک عطار برای رسیدن به حقیقت مطلق است. در سروده های بومی، می توان با آداب و رسوم، عقاید، افسانه ها، باورها، داستان ها، انگاره ها و چگونه زیستن مردم در ادوار مختلف آشنا شد. این ترانه های ارزشمند به دلیل پاسداری از هویت فرهنگی - ملی و انتقال احساسات و عقاید گذشتگان، بخش مهمی از ادبیات شفاهی ما محسوب می شود. این جستار با روش کتابخانه ای و میدانی قصد دارد تا جایگاه بلبل را در منطق الطیر عطار و ادب بومی مازندران  بررسی نماید. در این پژوهش اشعار مربوط به حضور بلبل در منطق الطیر عطار و همچنین  بیش از 2000 دوبیتی از اشعار مازندرانی بررسی شده است که در این میان، 235 نمونه شعری به بلبل اختصاص داشت که بیشترین بسامد را در میان پرندگان داراست. از جمله مفاهیم مشترک بین منطق الطیر عطار و ادبیات بومی مازندران عبارتند از: حضور بلبل و جلوه گری گل در فصل بهار؛ بلبل غرق تماشای گل؛ شور و سر مستی بلبل؛ خوش آوازی بلبل؛  هر لحظه آوازی نو خواندن بلبل؛ کم طاقتی بلبل در برابر غم عشق و اینکه عاشق با خواندن بلبل به یاد معشوق خود می افتد.
۵۳۴۴۳.

فن خطابه در مثنوی از دیدگاه استدراجات بر حسب مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۱
سخن گفتن به مقتضای حال مخاطب، از اساسی ترین عناصر تعریف هایی است که برای علم معانی و در معنای گسترده تر آن، بلاغت، به دست داده اند. این عملکرد، ریشه در آموزه های فن خطابه دارد و هدف از این مقدار توجه به مخاطب، اقناع است. حالات، خصوصیات و ویژگی های مخاطب و تأثیر متقابل خطیب و مخاطب بر هم که در فن خطابه «استدراجات بر حسب مخاطب» نامیده می شود، در مثنوی به بهترین شکل مورد توجه بوده است. از جمله مواردی که به اثبات این مدعا یاری می رساند و در مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث قرار گرفته اند، عبارتند از: نقش مخاطب از جهت ایجاد انگیزه در خطیب، توجه به مخاطب خاص، استفاده از بیان عاطفی، درگیر کردن مخاطب با مباحث خطابه، بیان تعالیم به ساده ترین شکل، عناوین اصلی و فرعی در خدمت خطابه، سکوت و رازداری در مقابل مخاطب نااهل و نامحرم، پاسخ به اشکالات مقدّر مخاطب، رفع ملال و خستگی از مخاطب و اشاره گذرا به داستان یا بحثی که مفصل آن در جایی دیگر از مثنوی آمده است. این مقاله پس از بحث درباره موضوعات بالا، سرانجام نتیجه می گیرد که خالق مثنوی، آشنایی و درک وسیعی از نقش مخاطب در گیرایی و مقبولیت سخنان خطیب داشته است و همراه با شور و حال شاعرانه، از این شگرد خطابی در جهت جذب و جلب مخاطب استفاده کرده است و یکی از اصلی ترین رموز مانایی و جاودانگی این اثر در کنار شاعرانگی و مهارت مولوی برای بیان انشائی، به مخاطب محوری وی بازمی گردد.
۵۳۴۴۴.

L’influence de la pièce Une maison de poupée d’Ibsen sur la pièce de théâtre Mort à l’Automne d’Akbar Radi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
Résumé— Cet article explore l'influence d'Henrik Ibsen sur la pièce Mort à l’Automne d'Akbar Radi, un dramaturge clé du théâtre contemporain iranien. Inspiré par l’œuvre Une maison de poupée, Radi a intégré plusieurs éléments du style d'Ibsen, tels que la structure en trois actes, une analyse sociale et psychologique détaillée, ainsi qu'un réalisme symbolique. L'article met en lumière les thématiques communes aux deux auteurs, telles que les crises morales et sociales, les inégalités de classe, la condition des femmes et l'isolement social. La pièce illustre aussi le conflit entre tradition et modernité, incarné par le personnage de Mashdi, qui, à l'instar des héros ibséniens, est accablé par une société rigide. L'article souligne également l'usage du symbolisme dans les œuvres des deux dramaturges. L'étude démontre que Radi a habilement adapté l'héritage d'Ibsen à la réalité iranienne, fusionnant critique sociale et complexité psychologique, ce qui fait de Mort à l’Automne une œuvre à la fois locale et universelle. L'article souligne aussi les similitudes stylistiques entre les deux dramaturges, notamment dans leur usage du dialogue et de la tension dramatique pour exposer les conflits sous-jacents.
۵۳۴۴۵.

مضمون سازی با عناصر بیانی و بدیعی در غزلیات نظیری نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
از اواخر قرن دهم هجری، حرکتی عظیم در شعر فارسی به وجود آمد و مضمون آفرینی در جایگاه وجه غالب شعر شاعران سبک هندی تحولاتی چشمگیر در ادبیات فارسی ایجاد کرد. سخنوران این سبک، با دقت و ژرف نگری در عناصر استفاده شده شاعران دوره های قبل، روابطی تازه و بدیع میان پدیده ها ایجاد کردند. این روابط تازه را در ابعاد و اسلوب های گوناگون می توان بررسی کرد که یکی از آنها بهره گیری از عناصر بیانی و بدیعی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های مضمون آفرینی در غزلیات نظیری نیشابوری بر اساس عناصر بیانی و بدیعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، نظیری نیشابوری یکی از پیشگامان این سبک ادبی، در آفرینش مضامین نو، نقشی برجسته ایفا کرده است. او در ساختن مضامین تازه در چهارچوب آرایه های بیانی و بدیعی، دست به ابتکاراتی زده که حاصل آن، آفرینش تصاویر شگفت انگیز و نوینی بوده است. شعر او، ضمن داشتن ویژگی های سبک عراقی و مکتب وقوع، پذیرای مختصات تازه ای است که بعدها این شگردها، دست مایه شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی شده است. در غزلیات او، از میان عناصر بیانی، تشبیه و تشخیص و در میان عناصر بدیعی، اسلوب معادله، تمثیل، پارادوکس، حُسن تعلیل و اغراق، بیشترین بسامدها را در ساخت مضامین تازه شعری دارد و از منظر سبکی، متفاوت و برجسته تر از بسیاری از شاعران هم عصر او بوده است.
۵۳۴۴۶.

نگاهی تحلیلی به حرف اضافهه «به» و کاربردها و معانی آن در مرزبان نامه سعدالدین وراوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
    چنین به نظر می رسد، حروف اضافه  از این جهت که تکواژهای تهی وغیرقاموسی اند و مفهوم و دلالتی ثابت دارند، کمتر دستخوش تحول می شوند؛ اما دقت و تأمل در این مقوله زبان نشان می دهد که این نوعِ دستوری، کمتر از دیگر مقوله ها، تحول و تطور نمی پذیرد وگذشت زمان، ریخت، صورت، معنا و حوزه دلالت آن ها را تغییر می دهد. حروف، با گذشت زمان در دلالت ضعیف می شوند و باید دوباره آن ها را تقویت کرد. حروف اضافه فارسی در قرون شکل گیری وتکوین زبان فارسی، دلالت های متعدد و مختلف داشته اند که به مرور زمان به ویژه در زمان حاضر، معنا و دلالت آن ها، منحصر وگاه خاص شده است؛ البته برخی نظریه های زبان شناسی برآنند که قضیه برعکس است. خلاصه اینکه حروف اضافه، با گذشت زمان، به خصوص دوره حاضر، معانی متعدد و متنوعی را به خود گرفته اند. در این مقاله به بررسی کاربرد حرف اضافه «به» در مرزبان نامه سعدالدین وراوینی پرداخته شده و دلالت ها و معانی مختلف آن همراه با ذکر شواهد مطرح شده است. حرف اضافه «به» بیش از هزار و سیصد بار، در مرزبان نامه با معانی و مفاهیم متعدد به کار رفته و حوزه دلالت آن بیشتر از دلالت های امروزین آن در زبان فارسی است. به طور کلی معانی و کاربردهای این حرف از قرن هفتم تا به امروز به سمت تخصیص و کاهش حرکت کرده است.
۵۳۴۴۷.

متن شناسی حماسه منثور ذوفنون نامه و معرّفی دست نویس های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۱
حماسه یکی از انواع ادبی کهن و دوران ساز ادب فارسی است و متون ارزشمندی از آن در دو گونه منثور و منظوم به عنوان میراث مکتوب بر جای مانده که به برخی از آن ها علی رغم نسخ خطّی پرشمار و قدمتی قابل ملاحظه کمتر توجّه شده است. ذوفنون نامه حماسه منثوری است که به جهت برجستگی کردارها و میدان داری بیشتر ذوفنون در رویدادهای آن، پهلوان بانونامه ای را ماند که هدف شاه دخت جنگاورش تلاش برای دفع کافران، وصال به عاشق و رهایی او از بند رقیب مادینه پری است؛ موضوعی که تا کنون جز بانوگشسپ نامه، شاید کمتر طرح کلّی یک متن حماسی مستقل را به خود اختصاص داده باشد. از آن جایی که پیشینه گونه منظوم ذوفنون نامه به سده هشتم هجری بازمی گردد، معرّفی روشمند گونه منثور ذوفنون نامه و نسخ خطّی آن ضرورتی دوچندان می یابد. نظر به فقر پژوهشی در این باره، تحقیق بنیادی حاضر به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و برآیندهای آن به شیوه استقرایی در دو بخش عرضه شده است. در بخش نخست، پس از مطالعه کهن ترین دست نویس شناخته ذوفنون نامه و عرضه چکیده مشروح رویدادهای آن، ابتدا گزارشی از وجوه متن شناختی روایت در هفت پاره وجه تسمیه، راوی، زمان و محلّ تألیف، منشاء پیدایش، ساختارو زبان ارایه شده است، آن گاه با توجّه به برآیندهای حاصله، در بحث نسخه شناسی سه دست نویس ذوفنون نامه از سه مکتب داستان پردازی ایران، ماوراءالنّهر و شبه قارّه ارائه شده است.
۵۳۴۴۸.

بررسی کارکرد و تحول حماسه در رمان های تاریخی از 1284 تا 1332 شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۸
داستان ها و اندیشه های حماسی ظرفیت هایی دارد که بخشی از آن جنبش های مقاومت انقلابی و رهایی بخش را تغذیه می کند و پاره ای دیگر در خدمت نظام های ضدبشری و دیکتاتوری و انواع بنیادگرایی درمی آید. ظرفیت حماسی داستان های ایرانی، به اقتضای هردوره، گاه درقالب منظومه های حماسی، گاه در لابه لای صفحات آثار تاریخی و گاه درقالب رمان ها و داستان های تاریخی ظهور یافته است. رمان تاریخی، به مثابه یکی از انواع ادبی نو ظهور در دوره قاجار، پیوستگی عمیقی با روایات و اندیشه های حماسی دارد و نویسندگان با اهداف و شیوه های گوناگون از آن بهره برده اند؛ بنابراین، انجام پژوهشی با هدف بررسی اهداف نویسندگان، چگونگی کاربرد و حتی تحولات راه یافته به حماسه و اندیشه های حماسی در این آثار ضروری است. یافته های پژوهش حاضر، که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و مقایسه ای به دست آمد، به این شرح است: 1. در رمان های تاریخی دوره نخست (1300-1284)، با توجه به خطر نابودی هویت ایرانی دربرابر بیگانگان، نویسندگان با نگاهی آموزشی درپی ترویج اندیشه های حماسی برای ایجاد روحیه مقاومت، اتحاد و دفاع از سرزمین بوده اند؛ 2. در آثار دوره دوم (1320-1300)، عنصر حماسه چون ابزاری در خدمت دربار و بیان اندیشه های ملی گرایانه پهلوی اول قرار دارد؛ 3. دوره سوم (1332-1320)، تحت تأثیر ورود متفقین به ایران و تزلزل دربار، اندیشه های حماسی دچار رکود می شود و داستان ها و قهرمانان عیار جای اندیشه های حماسی و پهلوانان حماسی را می گیرند.
۵۳۴۴۹.

بررسی اخلاق وظیفه گرا در رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی از منظر فکری امانوئل کانت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۵
خوانش متون ادبی با رویکرد نقد اخلاقی یکی از راه های شناخت بهتر متن و شخصیت های داستان برای مخاطب و افزودن به گستره دید و دانش اوست. نظریهاخلاقی وظیفه گرا که توسط امانوئل کانت فیلسوف شهیر آلمانی مطرح شد انقلابی شگرف در حوزه اخلاق پدید آورد.کانت برای نخستین بار در تعریف کار نیک، از نیت و قصد انسان سخن گفت بی آنکه نتیجه عمل در تعیین ارزش آن تأثیرگذار باشد.بسط این قانون اخلاقی در جامعه همواره با چالش های گوناگون همراه بوده است خاصه آنکه بخواهیم چنین مبحث اخلاقی پیچیده ای را در یک اثر داستانی مورد تحلیل قرار دهیم.رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی تصویر دقیقی از سرخوردگی یک نسل پس از کودتای28 مرداد در ایران ترسیم می کند.شخصیت محوری این داستان(علی) انسانی آرمان گرا و اخلاق مدار است که می تواند نمونه بسیار خوبی برای چنین پژوهشی باشد.مقاله پیش رو به روش تحلیلی-توصیفی شخصیت علی را به لحاظ اخلاق کانتی مورد مطالعه قرار داده و بر این اساس برایند کار نشان می دهد اگر چه علی در این داستان انسانی باورمند به نیک رفتاری و فضائل پسندیده است اما در برخی بزنگاه های اخلاقی مطابق آموزه های کانت وظیفه ای که در قبال عمل خیر اخلاقی دارد با وظیفه او در قبال حفظ خانواده در تعارض قرار می گیرد. تمایز میان عواقب یک عمل و نیت پشت آن از نظر کانت مضمونی مهم است که شخصیت اصلی این داستان را به چالش می کشد.
۵۳۴۵۰.

نگاهی بر ماجرا در عرفان و تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۰
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیین ها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاه ها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی می باشد. یکی از این آیین ها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا درویش دیگر از او سر زده و او در حضور پیر باید خطای خود بپذیرد و عذرخواهی کند. با توجه به اینکه ماجرا و ماجرا گویی به صورت پراکنده در اشعار شاعران و همچنین برخی کتب صوفیه دیده می شود و تنها منابع معتبر که به طور مفصل تر به این آیین پرداخته، کتاب «اورادالاحباب و فصوص الآداب ابوالمفاخر باخرزی» و «انسان کامل عزیز الدین نسفی» است، نویسندگان در این جستار با تکیه بر این متون و دیگر متون عرفانی به بررسی و تحلیل آداب و قوانین «ماجرا گفتن» پرداخته اند که می توان به این موارد اشاره کرد: کینه به دل نگرفتن و آشکارا سخن گفتن سالک رنجیده، ماجرا گفتن در حضور پیر و جمع درویشان، پاکیزه و خالی بودن مکان ماجرا از اغیار، استغفار کردن مرید خطاکار، پرداختن غرامت و مجازاتی همچون ایستادن در صف النعال، دستار انداختن و سر و پای برهنه کردن توسط درویش خطاکار، برپا کردن جشن برای کدورت رفع شده.
۵۳۴۵۱.

تحلیل مناسبت ها. گونه ها و ساخت تلمیح در نو غزل های قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۹
تلمیح را اشاره به داستان، قصه، مثل، شعر، آیه یا حدیثی، بدون تفصیل و تصریح دانسته اند؛ که سبب غنای معنوی و عاطفی و نیز خیال انگیزی و اثرگذاری سخن می شود. رویکرد شاعران به تلمیح، چه از نظر موضوع، چه از حیث منبع و چه ازجهت نوع پردازش و طرح آن یکسان نیست. بررسی نوع نگاه شاعران و نویسندگان به تلمیح، بویژه واکاوی گونه های تلمیح و شیوه ها و شگردهای توسعه معنایی و ساختاری تلمیحات در آثار آنان، نکات ارزنده ای را در سبک، ساختار و محتوای آثارشان روشن می کند. قیصر امین پور یکی از شاعران موفق نوغزل پرداز است که در تلمیحاتش -هرچند مشترکات و مشابهت هایی با دیگران دارد- ویژگی های تازه ای دیده می شود. در مقاله حاضر، ضمن پرداختن به تلمیحات مندرج در نوغزل های قیصر، با روش تحلیلی-توصیفی، شیوه ها و شگردهای آشنایی زدایی از تلمیحات و ساخت آنها نیز بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که در نوغزل های قیصر، با اینکه به نظر می رسد عمده تلمیحات در محور افقی متوقف مانده اند، امّا بسیاری از آنها در محور عمودی متحول شده و حتی در مواردی، به سطح تلمیح ساختاری رسیده اند. در این موارد، تلمیح در سراسر سروده یا دست کم تا چند بیت گسترش یافته است. امین پور بیشتر ترجیح می دهد با استفاده از تناسب های ایهام زا و ابهام آفرین، ساختی محکم و درخور بیافریند. از نظر محتوایی، تلمیحات دینی غیر ایرانی بیش از دیگر گونه های تلمیح، ذهن و روان او را درگیر کرده است و پس از آن، تلمیحات ادبی بسامد بیشتری دارند. در نوغزل های امین پور از گونه غیر ایرانیِ تلمیحات اسطوره ای، تاریخی و عرفانی استفاده نشده است.
۵۳۴۵۲.

مقایسه انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۲
استعاره «انسان انگاری» از دیدگاه لیکاف و جانسون، به معنای اختصاص دادن برخی از جنبه های وجودی انسان (حوزه مقصد) به مفاهیم ذهنی و اشیا بی جان (حوزه مبدا) است.اهمیت این نوع استعاره، در این است که انسان، می تواند با قالبی انسانی بخشیدن به مفاهیم انتزاعی، به درک و پذیرش بهتر آنها کمک کند.هدف دراین پژوهش نیز بررسی مقایسه ای انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقهومثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد انسان انگاری مرگ در این دو اثر،در قالب استعاره کلی «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل اجتماعی» به تصویر کشیده شده که این استعاره، خود دارای دو زیر مجموعه «مرگ به مثابه انسانی با رابطه و تعامل تقابلی» و «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل مودت آمیز» است.نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در اندیشه سنایی، مرگ در رابطه و تعامل «تقابلی»، در جایگاه سرهنگ، جنگجو و قاتلی است که در پی اعمال قدرت، به سویه فرودست است و دررابطه و تعامل «مودت آمیز»،در قالب چوپان، پیر و مهمان، به «همکاری» با سایر انسا ن ها می پردازد.دراندیشه مولانا انسان انگاری مرگ، بیشتراز نوع «تقابلی» است که در آن، مرگ به مثابه قاضی و جنگجو درتقابل با انسان هایی چون مجرم، محکوم و آگاهی گیرنده است.در نتیجه مرگ،دراندیشه سنایی،انسانی «یاریگر» و «تنبیه کننده»به مخاطب معرفی می شود؛در حالی که از دید مولانا،مرگ انسانی اصلاح کننده و عادل است.در واقع مولانا بر اساس فضایی نظامی و خشن، رابطه بین انسان و مرگ را ترسیم کرده است.اما، سنایی در کنار چنین توصیفاتی، بر رابطه و تعامل از نوع صلح، همبستگی وآرامش نیز توجه داشته است.
۵۳۴۵۳.

«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.  
۵۳۴۵۴.

معانی نمادهای دو رؤیای رمان «جزیره سرگردانی» سیمین دانشور بر اساس آرای کلاریسا پینکولا استس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
این مقاله به تحلیل رؤیاهای رمان «جزیره سرگردانی» اثر سیمین دانشور بر پایه نظریات کلاریسا پینکولا استس، روانکاو پسایونگی، اختصاص دارد. خواب و رؤیا به مثابه پدیده ای پر رمز و  راز از دیرباز موضوع تعمق بشر بوده است. با ظهور علم روانشناسی نوین دوران جدیدی از بحث درباره معانی رؤیاها و چگونگی بروز تصاویر آن ها در خواب مفتوح شد. یونگ و شاگردانش با تأکید بر اهمیت رؤیاها باعث گسترش بی سابقه علاقه به این موضوع شدند و پیوند محکمی با حوزه نقد آثار ادبی یافتند. ادبیات یکصد سال گذشته جهان از این تحولات تأثیر پذیرفتند، و ادبیات معاصر ایران نیز از این تحولات برکنار نبوده و شاهد ورود رؤیاها به انواع داستان ها بوده است. یکی از نویسندگانی که برای نمایش اندیشه و احساس شخصیت ها به شگرد رؤیا متوسل شده، سیمین دانشور است. با وجود نقدهای بسیاری که درباره آثار دانشور صورت گرفته و به رغم بسامد بالای رؤیاهای داستان هایش، بررسی آنها انگشت شمار بوده و هیچ تحلیل مجزایی مطابق آرای پسایونگی ها و استس از این رؤیاها در دست نیست و از این نظر این جستار کاملاً نوست. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با هدف دستیابی به درک ژرف تر این رمان کوشیده رمز نمادهای دو رؤیای اصلی آن را بگشاید و اهمیت آن ها را در خط کلی داستان نشان دهد. در پایان نتیجه گرفته شد که این رؤیاهای کهن الگویی بخش ناگسستنی داستان بوده و نکات مهمی را در رابطه با شخصیت های داستان به دست داده اند و همین وجود آنها را ضروری ساخته است.
۵۳۴۵۵.

استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۵
استعاره مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن می توان از راهبرد و تجربه موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشه های پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب این قواعد را برای بیان اندیشه ها و تجربه های خود تنگ می بیند و از ابزار استعاره بهره می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایه های پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیله این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهوم سازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بی خودی، گذرا بودن عشق، بی قراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشه مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقوله عرفانی نمایان ساخته است.
۵۳۴۵۶.

بررسی مقایسه ای و تحلیل عناصر داستان در غزل_ روایت های عطّار و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
شعر فارسی، به ویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی  به کار می رفت،  بعد از قرن ششم  و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی  از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از تحولات مهم آن، بهره گیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» می نامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین که از برجسته ترین چهره های این جریان ادبی هستند، در غزل های روایت محور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداخته اند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل- روایت های این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا به صورت جامع مورد واکاوی قرار گرفته است. مبنای انتخاب این غزل-روایت ها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا  ضمن بررسی شباهت ها، تفاوت های به کارگیری عناصر داستانی در غزل های منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویه دید و پایان بندی در آن ها، و نیز نحوه به کارگیری این عناصر، در روایت پردازی ها بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عطار، به عنوان پیشرو در روایت پردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمق بخشیِ غزل های مولانا فراهم کرده است. مولانا نیز با بهره گیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شده است.
۵۳۴۵۷.

کارکردهای زیبایی شناسانه جملات معترضه در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۳
زمینه: عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا، تنها درپی روایت تاریخ نیست و اغلب بیان کوتاه، ساده و مستقیمی را که در گزارش های تاریخی رایج است، فرونهاده و از ترفندها و آرایه های ادبی که از زبان آشنایی زدایی می کنند، بهره می جوید تا علاوه بر لذّت آفرینی، به القای غیرمستقیم برخی از حقایق بپردازد. یکی از ابزارهای مهم او در این امر، استفاده از جملات معترضه است که به عنوان شگردی زبانی در ساخت نثر تاریخ جهانگشا و انتقال بهتر مفاهیم و برخی از ظرایف زیبایی شناختی متن، نقشی ویژه دارد و البتّه نویسندگان نثر فنّی، جملات معترضه را برای ابراز هنر در فنّ نویسندگی و به منظور تبیین مفاهیم، بیان دیدگاه ها و تزیین عبارات به کارگرفته اند. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین کارکردهای زیبایی شناسانه این جملات در بلاغت و صنعت پردازی، تقویت موسیقی کلام و حمایت از معنا در تاریخ جهانگشا و همچنین شناخت مناسبات این کارکردها با موضوعات متنی پرداخته است.  یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی از آن است که جملات معترضه از منظر زیبایی شناسی در آفرینش و تقویت تصاویر و عملکرد آن ها در متن، ایجاد موسیقی کلام و انتقال بهتر احساس و عاطفه، نقش مهمّی دارند و بستر مناسبی را برای توصیفات مؤلّف و آمیختگی و آراستگی متن با آیات، روایات، عبارات عربی و دیگر ترفند های بیانی و بدیعی فراهم کرده اند . به علاوه بیشتر واژگان موجود در این جملات نیز به منظور شکل گیری تناسب و تجانس لفظی و معنوی با سایر عبارات جهانگشا انتخاب شده اند.
۵۳۴۵۸.

بررسی عاطفه «غم» در پنج گنج نظامی با رویکرد استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۱
غم یکی از عواطف اصلی است که گاه به دلیل شدت تأثیراتی که بر رفتار و روان آدمی می گذارد مشکلات جدی ایجاد می کند. غم نه تنها در حوزه روان شناسی، بلکه در حوزه زبان شناسی نیز حائز اهمیت است، تاجایی که لیکاف و جانسون آن را در نظریه استعاره مفهومی خود به منزله حوزه هدف به کار گرفته اند. شعر نظامی منعکس کننده عواطف و احساسات انسانی است که به زبان استعاری پیچیده و مبهم بیان شده است و رمزگشایی و فهم آن می تواند در تفکرات و ارتباطات روزمره مخاطبان تأثیر داشته باشد؛ زیرا مطابق نظر لیکاف و جانسون، بخش مهمی از ارتباط کلامی ما را همین استعاره ها تشکیل می دهند. در پژوهش حاضر، با رو ش توصیفی تحلیلی مبتنی بر رویکرد شناختی، به بررسی چگونگی مفهوم سازی عاطفه غم در پنج گنج نظامی از منظر استعاره مفهومی پرداخته شده است تا روشن شود نظامی با چه شگردی مفهوم انتزاعی غم را به تصویر کشیده است. یافته ها نشان داد که عاطفه غم جلوه خاصی به اشعار نظامی داده است؛ به گونه ای که بسامد آن در برخی اشعار او مثل خسرووشیرین و لیلی ومجنون بالا است. او برای مفهوم سازی غم هایی که بیشتر مربوط به ازدست دادن امر ارزشمندی مثل عشق و مرگ عزیزان است، از حوزه های مبدأ مختلفی ازقبیل انسان، گیاه، حیوان، بلایای طبیعی و... بهره برده است.
۵۳۴۵۹.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۵۳۴۶۰.

مقایسه مفهوم دیگری نامتناهی در فلسفه لویناس با خداوند در «تمهیدات» عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۶
مهم ترین دستاورد عرفان عملی، زیستِ با اخلاق است. اساسِ مناسبات اخلاقی بر دیگرخواهی و مسئولیت در برابر غیر استوار شده است که با نفی خودمحوری و گریز از خویشتن معنا می یابد. به زعم امانوئل لویناس، در تعاملات با عالم هستی، هرجا سوژه با غیری مواجه شود که تحت سلطه «من» قرار نگیرد و خودبسندگی اش زیر سؤال برود، آنجا بستری است که اخلاق می بالد. تجربه مواجهه با غیر، در هیئت «دیگری» به اوج می رسد که لویناس غیریت او را با اصطلاح «نامتناهی» توصیف می کند. با ورود تصور نامتناهی به جهان سوژه، آگاهی او دچار «شکافت» می شود که لویناس از این وضعیت تعبیر به اخلاق می کند. او مواجهه چهره به چهره با «دیگری» را با مسئولیت نامتناهی برابر می داند. در جهان هستی، نامتناهیتِ مطلقی هست که هرگز نمی تواند عطش کنجکاوی آدمی را به تمام وکمال فروبنشاند و آن خداوند است. در سنت عرفان عاشقانه، عارف بنابر پیمانی ازلی، خود را در مقابل عشق خداوند مسئول می داند و رسالت خود را عشق ورزی خالصانه به او، بی چشمداشتی، می انگارد؛ ازاین رو جهد می ورزد تا با فنای صفات نفسانی، اسباب قرب به حق را فراهم آورد. در این طریق، عارف با فانی کردنِ صفات خویشتن، به صفات «دیگریِ» نامتناهی باقی می گردد؛ به عبارتی، هویتِ حقیقی و اصیلِ سوژه در این مواجهه شکل می گیرد. رساله تمهیدات، نوشته عین القضات همدانی، یکی از آثار منثور عرفانی است که در آن رابطه میان عارف و خداوند، جلوه ای ویژه دارد. این پژوهش بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی، این رابطه عاشقانه را با فلسفه اخلاقِ لویناس و رابطه سوژه و «دیگریِ» نامتناهی تطبیق دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان