ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۰۱ تا ۹٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۹۷۰۱.

بررسی سبک شناسی و جامعه شناختی«چراغ ها را من خاموش می کنم» با تأکید بر رویکرد لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۱ تعداد دانلود : ۷۸۴
جامعه شناسی ادبیات شاخه ای از جامعه شناسی است که به رغم سنت دیرینه ادبی و آثار ادبی فراوان در تاریخ ایران، چندان که باید و شاید در میان خانواده علوم اجتماعی گسترش نیافته است. این عدم گسترش، هم در حوزه نظری (توریک) به چشم می خورد، هم در حوزه تحقیقات تجربی. در حوزه نظری با حدود و ثغور رشته جامعه شناسی گونه-های ادبی و رویکردهای نظری جامعه شناختی به آثار ادبی چندان روشن نیست.در عرصه پژوهش تجربی نیز تحقیقات، عمدتاً تنها به گونه (ژانر) ادبی داستان بلند (و با اندک تسامحی رمان) محدود شده و دیگر گونه های ادبی عموماً مورد غفلت قرار گرفته اند. مدعای اصلی مقاله حاضر این است که صرف نظر از رویکرد نظری ما در سبک شناسی و جامعه-شناسی ادبیات، هر گونه ی ادبی ویژگی هایی دارد که باید هنگام تحلیل مورد توجّه سبک شناسان و جامعه شناسان قرار گیرد.در این مقاله، به بررسی اجتماعی سیاسی و سبکیآثار زویا پیرزاد، نویسنده معاصر ارمنی تبار، با توجّه به روش ساختگرایی گلدمن می پردازیم. در این شیوه، محتوای اثر ادبی و رابطه آن با جامعه ای بررسی می شود که اثر در آن خلق شده است و به جای توصیف محتوای اثر ادبی، به بررسی محتوا و رابطه آن با جهان نگری در یک دوران خاص پرداخته شده است . لذا در این رمان به اختصار به روحیات و شرایط زندگی مردم وتبیین پدیده ها، رفتارها، ساخت ها و فرازونشیب های اجتماعی سیاسی زندگی شخصیّت های رمان اشاره شده است
۹۷۰۲.

روزگار دوزخی آقای ایاز از منظر زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۹۵
رضا براهنی، نویسنده معاصر، در قالب رمان روزگار دوزخی آقای ایاز ، به نقد ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه روزگار خود پرداخته است. با توجه به اینکه تلقی نظریه زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت از هنر و مشخصاً ادبیات، عدم تأیید وضع موجود است و ادبیات را ابزاری جهت اصلاح تضادهای درونی جامعه می داند، کوشیده ایم اثر پیش گفته را با توجه به نظریات هربرت مارکوزه و تئودور آدورنو مطالعه کنیم و نشان دهیم که براهنی با برشمردن معضلات جامعه، نظم موجود را به پرسش کشیده است. مهم ترین مؤلفه این نظریه این است که هنرِ خودآیین و انقلابی، به دلیل فاصله ای که از واقعیت موجود می یابد، قدرت انتقاد از واقعیات اجتماعی را به بهترین شکل از طریق صورت و محتوا نشان می دهد. دستاورد پژوهش ناظر بر این است که روزگار دوزخی آقای ایاز از نظر صورت و محتوا انقلابی و خودآیین است . محتوای این اثر کل تاریخ حاکمیت های ایرانی را تا آن روزگار هدف بازخواست و انتقاد قرار داده است. براهنی ریشه همه مشکلات را استبداد حاکمان و تأیید و سکوت بسیاری از مردم می داند. از نظر صورت، این داستان جزء اولین آثاری است که به استقبال نظریه های جدید رفته و در قالب مدرن نوشته شده است.
۹۷۰۳.

التوظیف الفنی للشعر فی الأدب القصصی؛ رساله الغفران نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۸۲
کان الشکل القصصی موجوداً عند العرب من بعید العهد وتَحَقُقُ هذا التواجد بشکلٍ طبیعیٍ مستمدٌ من الأحداث الیومیه وبما أنَ الشعر کان عند العرب جزءاً من هذا الواقع، کان من الطبیعیِ أن نجدَ الأشکالَ الخبریهَ القدیمهَ یتخلَلها هذا الشعرُ حیثُ کان ورود الشعر فی قصص العرب تزید جمالا للقصه. وهذا التداخل بین الشعر والقصه یهدفُ إلی إحداثِ نتیجهٍ مزدوجهٍ تتمثَلُ فی: استکمال المتعه السماعیه وحفظ روح الحدث. ومن بین الناثرین العرب القدامی کان أبو العلاء المعرِی مهتمَاً بهذا التداخل بین القصه والشعر فی کتابه رساله الغفران. یَتِمُ الحدثُ فی رساله الغفران عبر مشروعیه التفاعل بین القصه والشعر فی معظم الأحیان. من هنا هذه المقاله تحاول من خلال المنهج الوصفی - التحلیلی عبر دراسه أسالیب التداخل بین القصه والشعر أن تلقی ضوءاً کاشفاً علی أهم الأغراض عند أبی العلاء المعری فی توظیفه الشعر فی رساله الغفران. تدلُ النتائج علی أنَ المعرِی قد استخدم الشعر فی بنیه القصص بدافع فنیٍ ومن هنا یظهر شعره صریحاً فی هیکل القصه لیؤدی دوره فی إکمال الحدث وهذا النوع من الصراحه إما یکون تصاعدیاً أو تنازلیاً أو غیرهما. وفی بعض الأحیان یکون شعره خارجاً عن نسیج القصه حیث حذفه لا یخلُ المعنی، لکن هذا النوع من العلاقه قلیل بالنسبه إلی الشعر الداخل فی نسیج القصه.
۹۷۰۴.

عناصر تراژیک در داستان های سیاوش و فرودِ شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۸ تعداد دانلود : ۸۵۱
تراژدی در شکل اصیل یونانی خود، به صورت نمایش روی صحنه اجرا می شد. ارسطو از نخستین کسانی بود که درباره ی تراژدی در کتاب "فن شعر" بحث کرد و آن را از انواع شعر دانست به شکلی که تقلید کردارهای مردم باشد و آن ها را از آنچه هستند برتر نشان بدهد؛ همچنین ارسطو درباره ی ویژگی های صحنه و بازیگران تراژدی، توضیحات کاملی را ارائه داد. در روم باستان تراژدی هایی خلق شد که صرفا برای اجرا روی صحنه نوشته نشده بود. در دوران قرون وسطی و رنسانس، عنصر نمایشی بودن، به عنوان اصلی ترین عنصر در بررسی آثار تراژیک به حساب نمی آمد. تا جایی که در دوران معاصر ویژگی های تراژدی در رمان ها و منظومه های شعر نیز قابل بررسی است. شاهنامه ی فردوسی به عنوان یک اثر منظوم حماسی دارای داستان هایی است که می توان تحت عنوان تراژدی از آن ها یاد کرد. داستان هایی که قهرمانانی دارد، به فاجعه ختم می شود، ذهن انسان را درگیر موضوع فلسفه ی زندگی می کند، رقت قلب می آورد و باعث پالایش روح می شود. مولفان برآنند تا به جستجوی عناصر کلیدی تراژدی یونانی در دو داستان تراژیک شاهنامه ی فردوسی، سیاوش و فرود، بپردازند. نتایج تحقیق نشان می دهد که این دو داستان نمی توانند مصداق کامل تراژدی یونانی باشند و در این راستا مهم ترین وجه افتراق، شکل روایی شاهنامه است که با شکل نمایشی تراژدی یونانی هماهنگ نیست، اما به لحاظ ویژگی های محتوایی، این دو داستان در بسیاری از موارد با عناصر کلیدی تراژدی، در نوع یونانی خود، همپوشانی دارند؛از این رو میتوان این دو داستان را تراژدی دانست. واژه های کلیدی:شاهنامه فردوسی،ادبیات تطبیقی
۹۷۰۵.

متناقض نمایی در شعر حزین لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۵۱۹
متناقض نمایی یکی از شگردهای ادبی پرکاربرد در شعر شاعران عصر صفوی است. حزین لاهیجی، همچون بسیاری از شاعران این دوره، در جست وجو و عرضه «معنی بیگانه» از این ترفند هنری بهره می  برد. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی و رویکردی فرمالیستی، متناقض نمایی را در دیوان حزین لاهیجی کاویده و نشان داده ایم شاعر به قصد آشنایی  زدایی و آفریدن مضامین تازه و نکته سنجی  های دقیق و باریک  اندیشانه  و نیز برای بیان مفاهیم عارفانه، عاشقانه، اندیشه های قلندرانه و مباحث اخلاقی اجتماعی، از این صنعت ادبی استفاده می  کند. همین طور، مضامین متناقض نما و انواع متناقض نما را اعم از لفظی و معنوی، ترکیبات وصفی و اضافی، ویژگی های متناقض نما و کارکردهای آن را در دیوان کاویدیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که «حس آمیزی» به مثابه گونه ای متناقض نما در شعر حزین درخور توجه است.
۹۷۰۶.

نقش ارتباط های غیرکلامی شعر اخوان ثالث در القای اندیشه یأس و ناامیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۳ تعداد دانلود : ۹۶۵
برقراری ارتباط شامل تمام راه هایی است که بشر برای تأثیرگذاری بر دیگران به کار می بندد، این عمل نه تنها شامل سخن گفتن یا نوشتن، بلکه شامل تمام رفتارهای انسان در حالت های مختلف می شود، بنابراین، دو دسته از نشانه های ارتباطی وجود دارد که بشر در برقراری ارتباط از آنها استفاده می کند: نشانه های کلامی و نشانه های غیرکلامی. در علم ارتباطات به چگونگی تأثیرگذاری نشانه های غیرکلامی در انتقال پیام توجه ویژه شده است. تحقیقات نشان داده است بخش بزرگی از پیام ها از طریق نشانه های غیر کلامی به دیگران منتقل می شود. در شعر نیز هنرمند از نشانه های کلامی و غیرکلامی بهره می برد تا در ارتباط با مخاطب تأثیرگذارتر باشد، اما اغلب در تحلیل شعر تمرکز بر نشانه های کلامی است. مهدی اخوان ثالث یکی از شاخص ترین شاعران روایی معاصر است که ویژگی خاص روایی شعرش بستری مناسب برای استفاده از نشانه های غیرکلامی فراهم می آورد. در این پژوهش به چگونگی استفاده اخوان ثالث از نشانه های ارتباط غیر کلامی در شعر در جهت پاسخ به این پرسش ها پرداخته شده است: اخوان ثالث در تصاویر شعری اش از کدام نشانه های ارتباط غیرکلامی استفاده کرده است؟ نشانه های ارتباط غیرکلامی در شعر اخوان ثالث چه معانی ای را به مخاطب القا می کنند؟ آیا بین نشانه های ارتباط غیرکلامی و اندیشه غالب اخوان ثالث در شعرش ارتباط معناداری وجود دارد؟ این پژوهش نشان داد اخوان ثالث در شعرش برخی از مفاهیم و پیام ها را با تصویرکردن نشانه های غیر کلامی مربوط به چشم، دست، پا، سر و گردن، لب و دهان و... منتقل کرده است. بسامد استفاده از این نشانه ها در شعرهایی که ویژگی داستانی و روایی دارند بیشتر است. پیام های منتقل شده از این نشانه ها اغلب حزن، اندوه، ترس، نگرانی، اضطراب، عدم اطمینان و ناامیدی است. بسامد بالای لبخندهای دروغین و استفاده مکرر از پیام های آوایی آه و سکوت نشان می دهد تزویرها، دورویی ها و ناراستی ها فضای فکری اخوان ثالث را، در بیشتر شعرهایش، آکنده از اندوه و ناامیدی کرده اند. استفاده از این نشانه ها به شاعر این امتیاز را داده است که به جای توضیح و تفسیر یک احساس یا تلاش برای انتقال یک پیام، در کلامی موجز، شعری پویا و تأثیرگذار به مخاطبان ارائه دهد.
۹۷۰۷.

زمان اساطیری در شعر فروغ فرّخزاد و غاده السّمّان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۳ تعداد دانلود : ۸۶۴
فروغ فرّخزاد و غاده السّمّان دو شاعرِ زنِ معاصر هستند. این دو برخلاف سنّت ادبی گذشته سرزمین خود، تخیّلات شعری خویش را در قالب شعر نو عرضه می کرده اند؛ امّا به کلّی از سنّت اندیشگی شرق دور نشده اند. درک از زمان در شعر این دو شاعر، همسان درک گذشتگان از زمان است. فروغ و غاده السّمّان، به مانند گذشتگان، زمان را دایره وار می پندارند. درنظر ایشان، زمان از مبدأیی آغاز می شود و در زمانی به پایان می رسد. این پایان به معنی آغازی دیگر است. در دنیایی که زمان آن دایره وار است، مفاهیمی شکل می گیرد که در میان تمامی فرزندان بشر همسان و هماهنگ است و فروغ و غاده نیز از این قاعده مستثنی نیستند. نگارندگان پژوهش حاضر، براساس مکتب امریکایی ادبیّات تطبیقی و به روش تحلیلی - توصیفی بدین یافته اساسی رسیده اند که درک فروغ فرّخزاد و غاده السّمّان از زمان، مشترک و همسان است. این امر سبب آن شده است که مفاهیم منشعب از درک دایره وار زمان در شعر این دو تکرار شود؛ مفاهیمی همچون انتظار، دیرکردگی، گذشته بازگشتنی، حال تکراری و آینده محوری که از مهم ترین مفاهیم زمان اساطیری است و در شعر این دو شاعر بررسی و تحلیل شده است.
۹۷۰۸.

نقد و بررسی برگردان های بلاغی در ترجمه عربی شعر حافظ از صلاح الصّاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۶۲۴
بی شک هرکدام از ترجمه های عربی شعر حافظ، نکات مثبت و منفی متعدّدی دارد که در مطالعات تطبیقی ادب فارسی و عربی، موضوع قابل ملاحظه ای است. در عین حال، هرکدام از این ترجمه ها، ارزش خاصّ خود را دارد و در جای خود، شایان احترام است؛ امّا با توجّه به دشواری های ترجمه، به ویژه در شعر، اینک این پرسش پیش روی ماست که آیا ترجمه های عربی، ازجمله ترجمه صلاح الصّاوی توانسته است از عهده انتقال ظرافت های زبانی و ژرفای معانی شعر حافظ برآید. در نوشتار پیش رو که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است، در پی پاسخ به پرسش یادشده، نمونه هایی از شعر حافظ در ترجمه «الصّاوی» به مثابه جامعه آماری بررسی شد. ازآنجاکه الصّاوی حدود سه دهه در ایران زندگی کرده و با شخصیّت های علمی ایرانی همکاری داشته است، پیش فرض این بود که وی از آشنایی کافی با زبان فارسی برخوردار بوده و توانسته است ترجمه کم نقص و برابری را انجام دهد؛ امّا با این پژوهش، مشخّص شد که الصّاوی با اینکه تمام تلاش خود را در انجام ترجمه شعر حافظ به بهترین شکل آن مبذول داشته است، در بازتاب دقیق عناصر بلاغی و تصویرهای خیال انگیز آن ناتوان بوده و نتوانسته است حقّ مطلب را به خوبی ادا کند.
۹۷۰۹.

سیر تحوّل «نقش زن» در داستان پردازی هوشنگ گلشیری: یک شاخصه سبکی و فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۶۶۰
مسأله زن، و نقش ها و موقعیت های فردی و اجتماعی او و بایدها و نبایدهای مربوط بدان، از موضوعات و مؤلفه های مهم در ادبیات داستانیِ معاصر است و با توجه به مؤلفه هایی چون زمینه و بطن فرهنگی و اجتماعی داستان ها، موازین و مؤلفه های حاکم بر مکتب ها و جریان های داستان نویسی، و نوع نگاه و تجربه های فکری و اجتماعیِ هر نویسنده، نقش و هویت زن در داستان ها شکل های مختلفی می تواند داشته باشد، چنان که از شاخصه های مهمّ سبکی و گفتمانی در داستان نویسی است. از این روی، مطالعه سیر تحوّل نقش و هویت زن در داستان پردازی معاصر، مؤلفه درون متنیِ مهم و قابل اعتمادی برای بررسی سیر (و چگونگی) تحولِ داستان معاصر است. از این میان، مطالعه نقش زن در داستان های هوشنگ گلشیری با توجه به جایگاه مهم و اثرگذار او در داستان معاصر، از اهمیت خاصّی برخوردار است و شاخصه سبکی و فکریِ قابل اتکایی برای بررسی سیر داستان نویسی گلشیری است. در این مقاله پس از بررسی سیر تحوّل نقش زن در داستان پردازی گلشیری، برآنیم تا «سیر تحوّل نقش زن و میزان نمود فردیت زن» در داستان های گلشیری را به عنوان شاخصه ای قابل اتکا و درون متنی در بررسی و تحلیل سیر داستان پردازی گلشیری به کار بگیریم. نتایج تحقیق بیانگر تحوّل معنادار نقش و هویت زن در سیر داستان نویسی گلشیری است، چنان که مبنای قابل اتکایی برای دوره بندی داستان های اوست و از سوی دیگر، تقابل های درون ساختی و رواییِ خاصّی را نشان می دهد که به شکل معناداری برآیند تقابل های موجود در مدرنیته ایرانی در ارتباط با نقش ها و هویت های زنان است.
۹۷۱۰.

خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۷ تعداد دانلود : ۸۸۳
خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی در این مقاله سعی بر این است که در ابتدا با استفاده از نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی، از یک سو بعضی از دگرگونی های سبکیِ شعر معاصر را از طریق نشان دادن انحراف ها و تغییرات طرح واره ای در شعر باباچاهی نشان دهیم؛ و از سوی دیگر با خوانش و تحلیل دو شعر از باباچاهی، گسست چند طرح واره مورد بررسی قرار گیرد تا با در نظر داشتن چگونگیِ گسست های طرح واره ای و چگونگیِ خلق طرح واره های جدید در شعر باباچاهی بتوانیم به بعضی از مؤلفه های سبکی او دست یابیم.از جمله مؤلفه های سبکی به دست آمده در این تحقیق که به روشنی می توان از ویژگی های سبکی شعر باباچاهی محسوب کرد اعوجاج ساختاری و گسست طرح واره ی ظرف و مکان است که در نهایت به خلق طرح واره ی ریزمی انجامیده است. به زعم نگارندگان مقاله، سبک شناسی سنتی در تحلیل و به دست دادن ویژگی های سبکی چنین اشعاری ناتوان است. واژگان کلیدی: 1- سبک شناسی شناختی 2- علی باباچاهی 3- گسست طرح واره 4- خلق طرح واره
۹۷۱۱.

مقایسه تحلیلی دو ترجمه عوارف المعارف با توجه به تفاوت دیدگاه مترجمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۵۶۶
می توان گفت نوع مخاطبانِ یک اثر و بستری که نوشته در آن نشو و نما می یابد، تعیین کننده و پردازشگرِ محتوایی نو و دگرگونه از مفهومی واحد است و در متنی که به اقتضای حال خوانندگان پدید می آید، تأثیر خود را نشان می دهد. این مقاله با چنین رویکردی به عوارف المعارف و دو ترجمه آن از ابومنصور اسماعیل اصفهانی و عبدالرحمن بزغش شیرازی پرداخته است. پژوهشگران در این مقاله می کوشند چهار منظر جهان بینی مترجمان، ظهور خلاقیّت های آنان، تأثیر پسند و ذوق شخصی در پردازش ترجمه و تأثیر زیست بوم این دو مترجم را در جایگاه معیار سنجش برگزینند. از تطبیق رویکرد کلی دو مترجم چنین نتیجه گرفته می شود که در ترجمه عوارف از ابومنصور توجه داشتن به خوانندگان، موجب گرایش او به اختصار و نیز هنرنمایی های لفظی و آراستگی کلام شده است؛ اما عبدالرحمن در معارف العوارف نسبت به دخل و تصرّف در متن، کاملاً خوددارانه رفتار می کند و ترجمه ای دقیق و لفظ به لفظ ارائه می دهد. به نظر می رسد دخل و تصرّف های ابومنصور در شماری از جمله ها به دگردیسی اندیشه های سهروردی انجامیده است؛ به گونه ای که او گاهی محوریّت کلام را در دست می گیرد و نظریه های خود را جانشین متن و اندیشه های سهروردی قرار می دهد. این در حالی است که عبدالرحمن می کوشد تاحد ممکن تحریفی در اندیشه های سهروردی پدید نیاید. به نظر می رسد فضای غمبار اصفهان در زمان استیلای مغول، چندان اجازه ظهور ترجمه ای دقیق و تخصّصی را به ابومنصور نمی داده است؛ به طوری که مطالب عوارف را در حدّ یک سوم تقلیل می دهد. ازسوی دیگر محیط به نسبت امن و آرامِ فارس پذیرای مفاهیمِ سهروردی در لایه هایی دقیق تر بوده و به عبدالرحمن مجال می داده است که تک تک عبارات عوارف را به شکلی عالمانه ترجمه کند.
۹۷۱۲.

تحلیل ویژگی های سبکی مطلوب فرامرزنامه برای اقتباس انیمیشن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۹۷۹
پویانمایی (انیمیشن) یکی از مهم ترین گونه ها یا ژانرهای تاریخ سینمای جهان است که همواره بسیاری از هنرمندان و مخاطبان به آن توجه داشته اند و آثار درخشان بسیاری در بستر آن خلق شده است. در طول شکل گیری و رشد این گونه تصویری، اقتباس از آثار ادبی یکی از زمینه هایی است که انیمیشن سازان به آن توجه داشته اند. در اقتباس برای انیمیشن به متونی با ویژگی های منطبق با نیازهای این گونه نمایشی لازم است تا بهترین کیفیت برای تحول یک متن ادبی به نسخه ای تصویری ایجاد شود؛ بنابراین نویسندگان در این مقاله می کوشند با رویکردی نوع محور و با تکیه بر ویژگی های سبکی فکری و ادبی در فرامرزنامه ، به روش توصیفی تحلیلی و با تطبیق داستان ادبی با اصول و مبانی انیمیشن، به این پرسش پاسخ دهند: در فرامرزنامه و آثار مشابه حماسی، وجود و تعدد و تنوعِ چه ویژگی هایی باعث تقویت وجوه نمایشی و ایجاد مطلوبیت برای اقتباس در گونه انیمیشن شده است؟ با این توصیف به نظر می رسد برخی ویژگی ها این نوع آثار را برای بازگردانی در این ژانر مناسب کرده است؛ از آن جمله است: فانتزی، خیال پردازی، تعدد انواع موجودات تخیلی در بستر انواع تعارضات و کشمکش ها، بیان موجز درون مایه های مناسب در جایگاه ویژگی های سبکی فکری، وجود برخی شگردهای ادبی مانند اغراق، تشخیص، نماد و انواع توصیفات دقیق و پرجزئیات در جایگاه ویژگی های سبکی ادبی و تطابق آن با نیازهای ساختاری و محتوایی انیمیشن. همچنین می توان با نمونه یابی این ویژگی ها با ظرفیت های کم و بیش مشابه در متون حماسی ادبیات فارسی، آثار اقتباسی مناسبی تولید کرد.
۹۷۱۳.

رد انتساب عجایب الدنیا به ابوالموید بلخی برحسب مقایسه این اثر و عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۰ تعداد دانلود : ۷۸۲
به ابوالموید بلخی کتابی با عنوان عجایب الدنیا منسوب است که برخی به قطعیت، آن را از وی دانسته و معتقدند در قرن هفتم دخل و تصرفاتی در آن ایجاد شده است. ابوالموید صاحب شاهنامه ای منثور بوده که بخشی از آن به داستان گرشاسب اختصاص داشته و بخش اخیر، منبع اسدی طوسی در نظم گرشاسب نامه نیز بوده است. این مقاله با توجه به تاریخ سیستان و برخی عجایب نامه های کهن دیگر به مقایسه عجایب الدنیا و منظومه گرشاسب نامه اسدی طوسی پرداخته است و سعی دارد نشان دهد آیا ابوالموید صاحب کتابی مستقل با موضوع عجایب سرزمین های مختلف بوده است و چه مشابهت هایی میان بخشی از عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی و عجایب الدنیا که از منبعی واحد استفاده کرده اند، دیده می شود؟ از 90 داستان شگفت مندرج در منظومه اسدی طوسی 27 مورد در عجایب الدنیا نیز وجود دارد که برخی از آنها در جزیی ترین توصیفات و تصاویر، واژگان و ترکیبات و اسامی اشخاص مشابه اند و نشان دهنده منبع یکسان آنهاست. نظر به دخل و تصرف نکردن اسدی طوسی در درج عجایب در منظومه خود و بهره نگرفتن از منابع مختلف، مشابهت تام برخی شگفتی ها در این دو اثر، ذکرنشدن نزدیک به 60 پدیده شگفت منظومه اسدی در عجایب الدنیا، اشاره صاحب تاریخ سیستان به وجود عجایب در کتاب گرشاسب ابوالموید و دلایل دیگر می توان نتیجه گرفت ابوالموید بلخی کتابی مستقل با عنوان عجایب الدنیا نداشته، بلکه برخی عجایب را گردآورده و در بخشی از داستان گرشاسب و سفرهای او گنجانده است. کتاب عجایب بر و بحر که نام آن در تاریخ سیستان مذکور است از بشر مقسم است که در قرون بعد به عجایب الدنیا مشهور شده است. ابن محدث تبریزی که در قرن هفتم کتابی در زمینه عجایب تدوین کرده، چندین پدیده شگفت را از کتاب گرشاسب ابوالموید و اثر بشر مقسم اخذ و عجایب الدنیای موجود را تالیف کرده است.
۹۷۱۴.

شرح چند بیت از خاقانی با رویکردی انتقادی به دیگر شروح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۷۳۱
خاقانی شاعری است که اگر او خیال انگیزترین شاعر زبان فارسی نامیده شود، گزافه نیست. توجه نکردن به لایه های عمیق ساختاری و معنایی شعر او باعث می شود هم از مقصود و معنای منظور او در شعر دور شویم و هم لطافت های شعری او را درنیابیم. خاقانی در سرایش اشعارش از انواع علوم مرسوم در عهدش بهره برده و این یکی از دلایل لایه مند بودن اشعار اوست. در یکی از قصاید دشوار خاقانی در مدح شروانشاه، چند بیت وجود دارد که در شروح خاقانی پژوهان، مقصود شاعر به درستی گزارش نشده است. علت این برداشت های نادرست، گاهی درنیافتن درست ترکیبات موجود در ابیات است؛ مانند «پل شکستن»، «چنگ جره»، «عقد جمان» و «ردیف»، «زبرقان»، «پر کرکسان چرخ» و گاهی توجه نداشتن به ارتباط اجزای بیت و ارائه شرح ناقص از ابیات است. در این مقاله با هدف ادا کردن حق شعر خاقانی به شکلی نیکو، سعی می شود افزون بر ذکر معنای درست ابیات، به نکات مهم زیبایی شناسی ای پرداخته شود که فهم آنها نیز در گرو توجه به گستردگی اطلاعات خاقانی است.
۹۷۱۵.

بررسی نمایش نامه های اقتباسی رضا کمال (شهرزاد) از داستان های هزارو یک شب براساس نظریه اقتباس لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۳ تعداد دانلود : ۶۵۴
از میان آثار نمایشی رضا کمال شهرزاد، سه نمایش نامه «شب هزارو یکم»، «عباسه خواهر امیر» و «حرم هارون الرشید» یا «عزیز و عزیزه» به عنوان اقتباس های او از داستان های هزارویک شب ثبت شده اند. به نظر می رسد تلفیق رمانتیک فرانسوی با ظرفیت های تئاتری تازه ای که در دوره پهلوی اول به وجود آمد، در این آثار به اقتباس هایی انجامیده که با فرم آگاهی و ضرورت توجه به تمهیدات تئاتری (صحنه ای)، آ ن ها را به آثاری متفاوت تر با اسلاف خود تبدیل کرده اند. در این مقاله تلاش شده است علاوه بر خوانش اقتباس های کمال از داستان های هزارو یک شب براساس روش شناسی اقتباسی لیندا هاچن، سویه های صورت گرایانه این اقتباس ها و توجه آن ها به تمهیدات تئاتری در ایجاد آثار تازه بررسی شوند.
۹۷۱۶.

مطالعه تطبیقی مفهوم مرگ و جاودانگی در شعر و سینما (مورد مطالعه: شعر فروغ و سینمای تارکوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۶۹۶
در این مقاله، با مطالعه ارتباط ادبیات و سینما، یکی از حوزه های غنی و پرمایه ادبیات تطبیقی نوین، مفهوم هراس از نیستی و مرگ و جست وجوی نامیرایی بررسی شده است. یافتن مضمون و بن مایه ای مشترک بین آثار هنری در فرهنگ ها و زبان ها و زمان های متفاوت می تواند از یک سو نشانه جهان شمول بودن این مضمون باشد و از سوی دیگر این امکان را فراهم می آورد تا بازنمود آن در هنرهای مختلف مقایسه شود. هنرمندان به کُنه این دغدغه جهانی پی برده و آن را در آثارشان به نمایش گذاشته اند. هراس از مرگ، به عنوان مضمونی جهانی، در آثار هنرمندان مختلف خود را نشان می دهد که درعین تشابهات کلی، تفاوت هایی نیز دارند. به گفته نظریه پردازان حوزه روان شناسی، ازجمله زیگموند فروید، اتو رنک و ارنست بِکر، ترس از رها شدن و درپی آن ترس از الفت نشانه های ترس روان فرسا از مرگ است که به گریز از ایجاد ارتباط جنسی و نهایتاً خلق همزاد، به عنوان موجود تضمین کننده جاودانگی انسان، منجر می شود. این مقاله به بررسی این مقوله ها در اشعار فروغ فرخزاد و فیلم «نوستالژیا» اثر آندری تارکوفسکی، شاعر و کارگردان معروف روسی پرداخته است. در این تحقیق، با بهره گیری از نظریه های جدید ادبیات تطبیقی نشان داده شده که این دو هنرمند بدون هرگونه اثرپذیری از همدیگر، به طور همسان هراس از مرگ و آرزوی جاودانگی را در دو رسانه مختلف، شعر و سینما، بیان کرده اند. در اشعار فروغ فرخزاد، تمرکز بر دو کتاب شعر آخرش ( تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ) بوده است؛ فروغ در این دو کتاب هراس از مرگ و میل به جاودانگی را همچون حقیقتی جهانی به تصویر کشیده است. «نوستالژیا» نیز جزو آخرین آثار آندری تارکوفسکی است که همین مضمون را در قالب فیلم به نمایش گذاشته است.
۹۷۱۹.

تقابل و تعامل شعر تعلیمی ناصرخسرو با سنت های نوافلاطونی و حکمت نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۴۷۳
دین و شعر در سنت یونانی واجد تنش خاصی هستند که سنت تمدن اسلامی هم اگرچه در پایه نظری از آن بهره گرفته، اما کوشش داشته تا در تمامی قلمروها سبک و سیاق خود را دنبال کند. در این میان، می توان ناصرخسرو را نمونه عالی تعامل با یونانیان دانست، در عین حال که تمایزات جدی با دیگر میراث داران فلسفه یونان دارد. بدین معنا که او توانسته اعتقادات خود را با بنیادهای فلسفی و کلامی مستحکم مستدل کند؛ با آموزه های حدیث و قرآنی درآمیزد؛ و درست برخلاف یونانی ها، به ویژه ارسطو، شعر را در مسیر گسترش باورهای دینی خود سوق دهد. ناصرخسرو از طلایه داران تعهد ادبی است که تأکید بر دین مداری و ترویج اندیشه های دینی اسلامی داشته است. او به عنوان متکلمی باطنی که خداشناسی خود را با تأویل آیات و احادیث در جهت اشاعه مذهب اسماعیلی مورد بهره برداری قرار داده، دین را محور طبقه بندی علوم می داند و عقل و علم را هم ذیل دین سامان می دهد که تمایز اساسی او با یونانی گری و سنت فیلسوفان یونانی مآب ایرانی است. از این منظر، این پژوهش بر آن است که نشان دهد ناصرخسرو اندیشه خود را بر مبنای «حکمت نبوی» استوار ساخته که نمی توان با فلسفه نوافلاطونی این همان یافت؛ موضوعی که در تفاسیر اهل ادب از شعر تعلیمی ناصرخسرو مغفول مانده و این پژوهش با تکیه بر کار فلسفی هانری کربن می کوشد تا آن را مورد بررسی دقیق تر قرار دهد.
۹۷۲۰.

بررسیِ عوارضِ وزنِ عروضی در بلاغت و زبانِ روایتِ فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۴ تعداد دانلود : ۶۵۲
جستار پیشرو کوششی است برای به دست دادنِ سنجه هایی علمی در شناختِ جزئیاتی که ناگزیر در پی منظوم شدنِ روایت فردوسی، به متن او افزوده شده یا در متن او دگرگون شده اند. در این پژوهش با این پیش فرض که فردوسی جز در مواردی که وزن عروضی تغییراتی را در زبانِ روایت، الزامی می کرده، تصرّف دیگری در روایتِ منثور منبع/منابع خود نکرده است، در پی یافتن چندی و چونیِ این تصرّفات به بررسی هزار بیت از داستانِ سیاوش، پرداخته ایم و در آن، ابیاتِ متأثرشده از وزنِ عروضی را مشخّص و تغییراتِ آن ها (فقط در سطح جمله) را بررسی کرده ایم. در بررسی ابیات، موارد افزوده شده یا دگرگون شده را در دو محور هم نشینی و جانشینی جای داده ایم. بر پایه این پژوهش می توان گفت که مهم ترین و آشکارترین عارضه وزن عروضی در روایتِ فردوسی «گسترش زبان» در محور هم نشینی و «کنایی شدنِ زبان» در نتیجه گزینش های ادبی در محور جانشینی، بوده است. در برخی نمونه ها برای گزارش دگرگونی هایِ روایتِ منظوم فردوسی، بخش هایی از آن را با روایتِ منثورِ ثعالبی مقایسه کرده ایم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان