تحلیل معنایی واژه کلمه و شمول معنایی آن بر مدلولات واژه «زبان» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
91 - 107
حوزههای تخصصی:
مفهوم «زبان» و «ارتباط» در قرآن کریم از طریق شبکه درهم تنیده ای از واژگان نظیر «لفظ»، «قول»، «لسان»، «بیان» و «کلمه» ترسیم شده است که هر یک بار معنایی ویژه ای دارند. تاکنون پژوهش های انجام شده در این حوزه، اغلب یا به بررسی تک واژه ای این مفاهیم پرداخته اند و یا مقایسه ی خود را به دایره محدودی از واژگان (مانند کلمه و قول) منحصر کرده اند؛ ولی در این پژوهش تلاش شده است تا با نگاهی جامع و نظام مند، میدان معنایی واژه محوری «کلمه» در کنار تمام واژگان هم حوزه (شامل لسان، لفظ، قول، بیان و لغت) واکاوی شود. اهمیت این تحقیق در عبور از تعاریف رایج نحوی و آشکارسازی لایه های عمیق وجودی زبان در منطق وحی است.این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین منطقِ گزینش های خاص واژگانی در قرآن و تعیین حدود معنایی هر واژه می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم به کارگیری واژه «لغت» برای مفهوم زبان در قرآن و هم ریشگی آن با «لغو» (سخن بیهوده)، نشان دهنده دقت در انتخاب واژگان جهت مند است. همچنین مشخص شد واژگانی چون «لفظ» (بعد صوتی)، «لسان» (ابزار مادی) و «قول» (گزارش گفتار)، مفاهیمی محدود هستند که در ذیل دایره ی وسیع «کلمه» تعریف می شوند. نتیجه آنکه «کلمه» در هندسه معرفتی قرآن، دارای شمول و سیطره معنایی است و حقیقت آن «ابراز مافی الضمیر» می باشد که گستره ای وسیع از «کلام مادی» تا مراتب «عقلی»، «حقایق تکوینی» و «عینی» مانند وجود عینی مسیح علیه السلام و «وحیانی» را در بر می گیرد و جامع ترین مفهوم ارتباطی در قرآن محسوب می شود؛ امری که زیربنای واژگانی لازم برای استقرار «نظریه علم الکلمه» را فراهم می آورد.