اکرم نعیمی

اکرم نعیمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

مقایسه انواع طرحواره های «عشق» در اشعار سهراب سپهری و لورکا بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهراب سپهری فدریکو گارسیا لورکا طرحواره های استعاری عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
بازنمایی مفاهیم انتزاعی در قالب عینی سازی، سبب ایجاد نظریه تازه ای در این زمینه شد که با عنوان استعاره های مفهومی و طرحواره های آن مورد بررسی قرار می گیرد. باید گفت که این رویه، یکی از سازوکارهای بنیادین ذهن و زبان است که امروزه در چارچوب زبان شناسی شناختی بدان پرداخته می شود. در این راستا، استعاره های مفهومی، به عینی سازی اموری می پردازند که ساخته و پرداخته ذهن شاعران است؛ از این رو شاعران برای بازنمایی عینی مفاهیم انتزاعی مد نظر خود در حوزه های مختلف، از طرحواره های گوناگونی بهره می گیرند. سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا، ازجمله شاعرانی هستند که از مفاهیم مختلف ذهنی، در قالب طرحواره های گوناگون استفاده می کنند که یکی از این مفاهیم، «عشق» است. شاعران مورد بحث، از طرحواره های حرکتی و ایستا مدد می گیرند و مفهوم عشق را گاهی به صورت پویا و گاه به صورت ساکن به کار می برند و مفاهیم خود را به مخاطبان القا می کنند. بهره گیری از طرحواره های حجمی و جهتی در کنار استفاده از طرحواره های مکانی و عاملیت، از دیگر مواردی است که سپهری و لورکا در اشعار خود به آن اشاراتی داشته اند. باید گفت در این میان، بسامد طرح واره عاملیت در سروده های آنان، از دیگر مباحث، چشمگیر تر است و در مقابل، بهره گیری از کاربرد طرح واره راه و مسیر، بسیار ناچیز است. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا، درصدد پاسخ به چگونگی کاربست طرحواره های مفهوم ذهنی «عشق» در اشعار آنان است    
۲.

بررسی تطبیقی نظام مندی استعاره مفهومی مرگ در سروده های سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی مرگ سهراب سپهری فدریکوگارسیا لورکا ادبیات تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۴
سازوکارهای شناختی در بیان مفاهیم ذهنی به کمک امور عینی سبب شد تا نظریه های گوناگونی در باب استعاره شکل بگیرد که در این میان، استعاره مفهومی با طرح دیدگاه های مختلف از طرف لیکاف و جانسون، نگاه سنتی استعاره را به چالش کشید. این امر به کمک نگاشت های مختلف، ارتباط حوزه های مبدأ و مقصد امور ذهنی و عینی را به خوبی نشان داد تا مخاطب بهتر بتواند به درک مفاهیم ذهنی دست یابد. درک این عناصر ذهنی به کمک امور عینی در سروده-های شاعرانی همچون سهراب سپهری و فدریکوگارسیا لورکا نیز به چشم می خورد که در این میان می توان به مفهوم انتزاعی «مرگ» اشاره کرد. آنان با کمک استعاره های ساختاری و درک مفهوم بیان شده با استفاده از مکانمند بودن، عاملیت، حجم پنداری و طبیعت انگاری، مخاطب را به کاربست مفهوم ذهنی «مرگ» آگاه می کردند، در بخش استعاره-های هستی شناختی نیز بهره گیری از طرحواره های انسان انگارانه، جاندار پندارانه، جسم انگاری و عناصر قابل خوردن سبب می گردد تا درک مخاطب به فهم عنصر ذهنی مرگ افزایش یابد. همچنین بهره گیری از طرحواره های جهتی از دیگر مواردی است که فدریکوگارسیا لورکا در عینی سازی مفهوم ذهنی مرگ از آنها مدد گرفته اما در سروده های سپهری، استفاده از طرحواره بیان شده مشاهده نگردید. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا صورت گرفته تا نشان دهیم شاعران مورد بحث تا چه اندازه از مفهوم ذهنی «مرگ» بهره برده اند و کاربست این مفهوم در طرحواره های مختلف سروده های آنان به چه صورت است

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان