ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۲۱.

بررسی شباهت آرا در آثار ناصرخسرو و احمد کسروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
ناصرخسرو حکیم و شاعر اسماعیلی است که میکوشد اندیشهها و باورهای اسماعیلی خود را در قالب نظم و نثر بیان کند. احمد کسروی نیز از اندیشمندان معاصر است که جنبش سیاسی – اجتماعی «پاکدینی» را برای پاک کردن توده ایران از آلودگیهای فکری بنیان نهاد و باورها و اندیشههای خود را ابتدا در مجله «پیمان» و سپس در روزنامه «پرچم» منتشر کرد. وقتی که آثار و زندگی ناصرخسرو و احمد کسروی را بررسی میکنیم میبینیم که این دو از ابعاد گوناگونی به هم شبیه هستند. به عبارت دقیقتر، به نظر میرسد در برخی از اندیشهها ناصرخسرو از پیشتازان فکری احمد کسروی است. گویی کسروی، ناصرخسرو را الگوی خود قرار داده است. هدف این مقاله که با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای تدوین شده، نقد و بررسی دیدگاههای مشترک در اندیشههای ناصرخسرو و احمد کسروی است. انتقاد و اعتراض، تحول درونی، جبرستیزی، ادبیات متعهد، انحصارگرایی، خردگرایی و اصلاحگرایی، موارد مشترکی هستند که در اندیشههای ناصرخسرو و کسروی دیده میشود. آنها هرگز از اندیشههای خود بازنگشتند. در نهایت، یکی آواره یمگان شد و دیگری در دادگستری جان باخت.
۷۲۲.

چیستی زبان در نظرگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
در سنّت عرفانی ما، احمد غزالی، یکی از عرفای برجسته ای است که از منظرهای مختلف بر عرفا، نویسندگان و شعرای پس از خود تأثیر بسزایی گذاشت. یکی از ابعاد مهم شخصیت او، نظریه پردازی در حوزه های مختلف است. از این رو بررسی آرا و نظرهای احمد غزالی از جنبه های مختلف، ضروری و حائز اهمیت است. یکی از سویه های بایسته و قابل وارسی در آثار غزالی، بررسی نگره های او درباره عنصر «زبان» و ماهیت آن است. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناختی به آثار احمد غزالی نوشته شده است، به بررسی آرای او در حوزه چیستی زبان می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که او در مواجهه با مقوله زبان، بیشتر دیدگاهی هستی شناسانه دارد تا نگاهی ابزاری و زبان شناسیک. غیر از رویکرد عام او به زبان که با عنصر «دل» پیوند دارد، با تأمل و درنگ در آثار غزالی می توان تلقی او از مفهوم زبان را در دو حوزه دسته بندی کرد: 1- بررسی چیستی زبان در معنای عام و بر پایه نظریه بازی های زبانی 2- بررسی زبان در معنای خاصِ عرفانیِ آن در قالب گفت، سکوت و فراسکوت.
۷۲۳.

مؤلفه های معنایی واژه جدال در قرآن کریم بر پایه محور جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
گفت وگو و مناظره، لازمه زندگی بشری است که با انگیزه ها و اهداف گوناگون در عرصه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، تربیتی، علمی و... صورت می پذیرد. از آن جا که قرآن کریم کتاب همه جانبه و دربردارنده همه شئون و نیازهای زندگی بشر است، بر این اساس بخشی از آیات آن به گفت وگو و مناظره اختصاص یافته است. واژه «جدال» یکی از واژگان کلیدی قرآن کریم است که آیات متعددی را به خود اختصاص داده است. برخی واژگان مانند: محاجه، مخاصمه، نزاع و مراء، مماحله، اختلاف و جحد، به دلیل تشابه معنایی و برخورداری از بافت نسبتا یکسان و هم نشین های مشابه، می توانند در نقش جانشین واژه «جدال» ظاهر شوند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در صدد است با استفاده از رویکرد معناشناسی هم زمانی از طریق بررسی محورهای جانشینی و بافت درون زبانی، به تبیین روابط معنایی مفهوم «جدال» پرداخته و جایگاه آن را در نظام معنایی قرآن کریم ترسیم کند. طبق کاربردهای قرآنی واژه «جدال» و نظایر آن، سه واژه «جدال»، «احتجاج» و «اختصام»، در دنیا و آخرت اتفاق می افتد که در دنیا، با هدف دشمنی با آیات حق و در آخرت، جنبه بهانه تراشی و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، پیدا می کند؛ درحالی که دو واژه «مراء» و «تنازع» در عرصه دنیا به کار رفته است. در خصوص واژه «محاجه» و «مخاصمه» نیز هرچند مانند واژه جدال، به دو قسم پسندیده و ناپسند تقسیم می شوند؛ اما دایره شمول و کلمات هم نشین آن ها نسبت به «جدال» تنگ تر است.
۷۲۴.

معناشناسی ریشه «غَفَرَ» و مشتقات آن در قرآن کریم با تکیه بر روابط جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
معناشناسی شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی علمی معنا و تحلیل واژگان در نظام معنایی می پردازد. یکی از مهم ترین رویکردهایی که امروزه در علم معناشناسی مورد توجه پژوهشگران ادبی قرار گرفته، بهره گیری از روابط جانشینی است؛ زیرا با استفاده از شبکه های معنایی و بررسی واژگان در سیاق آیات، می توان به معنای دقیق تری از واژه دست یافت. واژه «غَفَرَ» با مشتقات گوناگون خود یکی از واژگان پرتکرار قرآن کریم است. بررسی دقیق ریشه «غفر» و مشتقات آن و تحلیل روابط معنایی آن با دیگر واژه ها، به پژوهشگر کمک می کند تا به درک عمیق تری از چگونگی ارتباط خداوند با انسان برسد و نیزبا شناخت دقیق تر این واژه می توان نگاه نو و علمی تری به واژگان قرآنی داشت و به تفسیرهای دقیق تر و کاربردی تر دست یافت. این پژوهش در پی آن است به این سؤال پاسخ دهد که جانشین های ریشه «غَفَرَ» و مشتقات آن در قرآن کریم کدامند؟ برای پاسخ به این سؤال از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که «غَفَرَ» در محور جانشینی با واژگانی چون«کفّر»، «عفا»،«حِطّه»،«جاوز»،«بدّل»، «تاب علی»،«صفح» دارای قرابت معنایی می باشد و این واژگان به نوعی بیانگر بخشایش الهی اند و هر یک از این واژه ها بر اساس سیاق کاربردی خود، ابعاد معنایی متمایزی از مغفرت از جمله پوشاندن، محو، گذشت و بازگشت را نمایان می سازند. بر این اساس، مفهوم مغفرت واجد گستره ای چندلایه و فراتر از معنای محدود پوشش گناه است.
۷۲۵.

تحلیل هرمنوتیکی-معناشناختی شعر «در آستانه» احمد شاملو با رویکرد هانس گئورگ گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۹
این پژوهش با تکیه بر هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر، شعر بلند «در آستانه» احمد شاملو را در چارچوب معناشناسی ادبی بررسی می کند. در این راستا، چهار مؤلفه کلیدی نظریه گادامر یعنی «پیش فهم»، «تاریخ مندی»، «بازی/ دیالوگ» و «هم آمیزی افق ها» مبنای تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش کیفی-تفسیری بوده و ابتدا لایه های زبانی و تصویری شعر استخراج شد. سپس این لایه ها با مفاهیم یادشده تحلیل و نتایج به صورت استنتاجی در چهار گام سامان دهی شد. نتایج نشان می دهد: ۱) سازوکار «بازی زبانی» خواننده را وارد دیالوگی پویا می کند و پیش فهم های او را به چالش می کشد؛ ۲) تاریخ مندی متن و خواننده در هم آمیزی افق ها معنایی سیّال خلق می کند؛ ۳) این سیّالیّت امکان تأویل های چندلایه و بازتاب تجربه زیسته فردی و جمعی را فراهم می سازد؛ ۴) فرآیند «هم آمیزی افق ها» نشان می دهد که معنا محصول گفت وگوی مداوم متن و خواننده است. رویکرد گادامری، ابزاری کارآمد برای معناشناسی شعر شاملو و گشودن افق های تازه در نقد ادبیات معاصر به شمار می رود.
۷۲۶.

معنابخشی به نفس اماره بالسوء در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی از طریق استعاره انسان انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
از دیدگاه لیکاف و جانسون، انسان انگاری یک شیء یا یک مفهوم انتزاعی، بدیهی ترین نوع از استعاره های هستی شناختی است که به وسیله آن، مخاطب به شناخت درستی از اشیای بی جان و مفاهیم انتزاعی دست می یابد. شاعران عارف نیز برای کمک به شناخت مخاطبان و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی آنان از مفاهیم انتزاعی ای مانند نفس اماره بالسوء، از استعاره انسان انگاری بهره برده اند. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسان انگاری این نوع نفس در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد در آثار مورد بررسی، انسان انگاری نفس اماره بالسوء، در چهارحوزه ویژگی های اخلاقی– رفتاری، شخصیت های تاریخی– اساطیری، ویژگی های جسمانی و منصب و روابط اجتماعی انجام شده است. سنایی بیشتر ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی انسان را به نفس اماره بالسوء نسبت داده و این نوع نفس، در قالب انسانی شوم، سخن چین، بیمار، بی دین، پست و حقیر به تصویر کشیده شده که کنش مخاطب در برابر آن، آگاه سازی و قطع ارتباط با آن است. در مثنوی نیز حجم بیشتر استعاره انسان انگاری نفس اماره بالسوء در حوزه ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی است. از منظر ویژگی های جسمانی و جنس نیز تأکید مولانا بر زشتی، عیبناکی، بیماری و زن انگاری این گونه نفس بوده است. مولانا برخلاف سنایی، به بعد منصب و روابط اجتماعی کمترین توجه را نشان و از منظر شخصیت های تاریخی– اساطیری منفی نیز نسبت به سنایی، چهره منفی تر و منفورتری از این گونه نفس را به مخاطبان ارائه داده است.
۷۲۷.

شبکه معنایی «مقتصد» با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
لغت "مقتصد" در قرآن کریم به معنای میانه روی و تعادل در رفتار و مصرف به کار رفته است. این واژه نه تنها به مفهوم اعتدال در زندگی فردی اشاره دارد، بلکه با مفاهیم کلیدی اقتصادی مانند عدل و قسط نیز ارتباط نزدیکی دارد. در آیات مختلف قرآن، خداوند متعال بندگان خود را به پرهیز از اسراف و تبذیر دعوت فرموده و انفاق با اعتدال را توصیه می نماید که این دستورات در راستای تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه اسلامی اهمیت ویژه ای دارند. این پژوهش با روش تحلیل معناشناختی ساختارگرا و به صورت کتابخانه ای با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی واژگان در متون قرآنی و تفاسیر منتخب و منابع لغوی به بررسی واژه "مقتصد" در قرآن کریم می پردازد. تحلیل عمیق تر نشان می دهد که این واژه می تواند به عنوان راهنمایی برای پیاده سازی اصول اقتصادی اسلام در زندگی روزمره مورد استفاده قرار گیرد. براساس یافته های پژوهش؛ ویژگی های فرد مقتصد در دو ساحت جهان بینی و عملکردی منظومه ای از خصایص ویژه از جمله: انفاق معقول، پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال در مصرف و صرفه جویی، انصاف و دادگری، احترام به حقوق و دوستدار مردم، اهل پایداری و وفای به عهد و... است که همگی به ایجاد جامعه ای سالم و متوازن کمک می کنند. بنابراین، فهم صحیح این مفهوم می تواند نقش مؤثری در تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی و شناخت ابعاد وجودی مقتصد بر اساس معنا و الگوی قرآنی ایفا نماید.
۷۲۸.

نگاه انتقادی به نگارش «بیان مسئله» در مقالات ادبیات عرفانی (مطالعه موردی: مقالات علمی پژوهشی مجله پژوهش های ادب عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
امروزه ضرورت رویکرد آسیب شناسانه به مقالات علمی پژوهشی رشته های دانشگاهی جدای از اهمیت بنیادین این مقالات در محیط دانشگاهی، به سبب افزایش پذیرش دانشجو در دوره تحصیلات تکمیلی و به تبع آن افزونی تعداد مقالات علمی پژوهشی و تخصصی شدن مجلات علمی پژوهشی در موضوعات مختلف دوچندان شده است. اگرچه در ارزش بخشی به مقالات علمی پژوهشی مسئله یابی به عنوان نقطه آغازین پژوهش جایگاه ویژه ای دارد، اما اهمیت نگارشِ بیانِ مسئله به سبب کارکرد گُزینشی و انگیزشی آن کم تر از اهمیت مسئله یابی و حل مسائل نیست. نگاه کُلی به «بیان مسئله» های مقالات ادبیات عرفانی در دهه اخیر گویای این واقعیت است که در تعداد قابل توجهی از این مقالات نوشتن عنوانِ «مقدمه یا بیان مسئله» در ابتدای مقاله بر حَسَب عادت و بدون آگاهی نویسنده از کارکرد، ساختار و محتوای «بیانِ مسئله» است. بیان بدون مسئله، مسئله بدون بیان و قرار دادن دیگر مؤلفه ها در متنِ بیان مسئله از آسیب های نگارش بیان مسئله در مقالات ادبیات عرفانی است. روش پژوهش در مقاله حاضر از نوع پیمایشی تحلیلی و جامعه پژوهش شامل مقالات علمی پژوهشی مجله پژوهش های ادب عرفانی (گوهر گویا) بین سال 1393 تا 1403 است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای با ابزار فیش برداری است.
۷۲۹.

رساله ای در دفاع از شعر از قرن نهم هجری آذری اسفراینی (830 ق/ 1426 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
نقد دینی و اخلاقی شعر و ارتباط بین شعر و شرع یکی از مسائل مهمی است که شعرا و حکمای مختلف در تاریخ نقد ادبی به آن پرداخته اند. یکی از این شاعران حکیم آذری اسفراینی است که در سال 830 ق رساله ای در دفاع از شعر نوشت، که در آن برای دفاع از ارزش، جایگاه و کارکرد شعر نکات قابل توجهی مطرح کرده است که از دیدگاه تاریخ نقد ادبی در ایران ارزشمند است. او در این رساله می خواهد برای مشروعیت بخشیدن به شعر جایگاهی در کنار وحی و احادیث بیابد و درباره آیات و احادیثی که در ذم و نکوهش طایفه شعرا آمده است، روشنگری کند. او برای دفاع از شعر دلایلی می آورد که مبتنی بر قداست شعر است، همچون شاعر بودن انبیا و اولیا، عطیه دادن پیامبر و ائمه به شعرا، ایمان آوردن ارواح شعرا به اسلام و داستان های غیبی مبتنی بر کمال مرتبه روحانی شعرا. در کنار این دلایل به دلایل دیگری همچون استشهاد به شعر در متون، وابستگی موسیقی به شعر، استقبال مخاطبان و جایگاه رفیع شاعران نزد ملوک گذشته استناد می کند. علاوه بر این ها آذری با همان نگاه مذهبی دو ویژگی برای شاعران این اشعار ذکر می کند که عبارت است از داشتن تحقیق و توفیق درکنار هم و دسترسی داشتن به کمال و جمال و جلال الهی.
۷۳۰.

مقایسه تحلیلی بازنمایی نقش زنان در سفرنامه ناصرخسرو و ابن بطوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
سفرنامه ها به مثابه اسنادی تاریخی- ادبی، گوشه هایی از زندگی اجتماعی جوامع را آشکار می سازند که در منابع دیگر غالبا پنهان مانده اند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-تطبیقی به بررسی نگرش به زنان در دو اثر برجسته سفرنامه نویسی کلاسیک اسلامی یعنی سفرنامه ناصرخسرو (قرن پنجم هجری) و سفرنامه ابن طوطه (قرن هشتم هجری) می پردازد. با استخراج و تحلیل تمام ارجاعات به زنان در دو متن، یافته ها نشان می دهد که ناصرخسرو، تحت تأثیر تعصب مذهبی اسماعیلی و تمرکز بر ابعاد اخلاقی سفر، زنان را عمدتاً نادیده می گیرد و یا در نهایت در حاشیه روایت قرار می دهد و حضور آنان را به موارد نادر و غیرمستقیم مانند اشاره به ثروت یا وابستگی به پایگاه های اشرافی محدود می کند. در مقابل، ابن بطوطه با آزادی بیشتر و کنجکاوی انسان شناسانه تر و دسترسی گسترده تر به فضاهای اجتماعی، زنان را در نقش های متنوعی از جمله جاسوس سیاسی، بافنده حرفه ای و... به تصویر می کشد. با این حال، یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده زنان را عمدتاً از طریق معیارهایی چون زیبایی، ثروت یا وابستگی به حاکمان تعریف می کنند. اینگونه نگرش ها به نوعی بازتاب ساختار مردسالارانه پایدار جهان اسلام است. این تفاوت ها نه تنها ریشه در شخصیت و موقعیت ایدئولوژیک نویسندگان دارد، بلکه نشان دهنده تحولات نسبی در گفتمان جنسیتی در میان نویسندگان جهان اسلام میان قرون پنجم تا هشتم هجری است.
۷۳۱.

بازنمایی تصویرِ هویت-دیگری در سفرنامه عزالدوله به اروپا بر پایه آراء دیتسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
تصویرشناسی شاخه ای از ادبیات تطبیقی است که به بررسی تصویر «من» و «دیگری» در اثر ادبی می پردازد. گسترش مراودات، سفرها و ارتباطات سبب شد «منِ» ایرانی بیش از پیش در معرض فرهنگ، آداب و رسوم، پیشرفتها و عقاید «دیگریِ» فرنگی قرار بگیرد و مفروضات ذهنی گذشته خود را اصلاح کند یا دست به ساخت کلیشه های ذهنی جدید بزند. امروزه سفرنامه های بسیاری از دوران قاجار به جای مانده است که می تواند به عنوان مدرکی معتبر به منظور بررسی تصویرِ «دیگری» مورد استناد قرار گیرد. سفرنامه عزالدوله به اروپا یکی از نخستین گزارشهای سفر از نگاه یک شاهزاده ایرانی به اروپا است. هدف این پژوهش بررسی تصاویر در سفرنامه عزالدوله به اروپا، چگونگی بازتاب و ارائه «دیگری» و در عین حال، معرفی «خود» در خلال مشاهدات است؛ بدین منظور در تحلیل داده ها از روش توصیفی-تحلیلی و به طور خاص از دیدگاه دیتسه 1 در حوزه تصویرشناسیاستفاده شد. این پژوهش نشان می دهد که بازنمایی تصاویر از نگاه سفرنامه نویس بیشتر به برجسته کردن برتری هویّتِ-دیگری از ابعاد مختلف و نادیده انگاشتن هویّتِ- خود گرایش دارد.
۷۳۲.

تحلیل افسانه عربی «میمون باهوش» براساس کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۹۵
افسانه های عامه همچون هر پدیده دیگری، از روان و اندیشه سازندگان آن نشئت گرفته است؛ بنابراین در جای جای افسانه ها می توان نمودهای مختلف ناخودآگاه جمعی اقوام و ملل مختلف را مشاهده کرد. بدین ترتیب الگوهای تکرارشونده در افسانه ها، به مبنایی برای تحلیل و کشف لایه های پنهان متن، تبدیل می شوند. یکی از این الگوهای تکراری، سفر است. جوزف کمپبل با ارائه کهن الگوی سفر قهرمان، اذعان می دارد که قهرمان داستان برای رسیدن به تعالی ابتدا از مکان نخستین خود جدا شده و در ادامه راه از سه مرحله عبور می کند که به ترتیب «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت» نام دارند. افسانه «میمون باهوش» یکی از افسانه های عربی است و هدف از این پژوهش بررسی این داستان براساس کهن الگوی سفر قهرمان است. بنابراین با روش تحقیق استنادی ابتدا به تعریف کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل پرداخته شد. سپس داستان با روش توصیفی تحلیلی از این منظر مورد بررسی قرار گرفت و با این پرسش که چگونه می توان با توجه به این دیدگاه لایه های پیدا و پنهان مفهومی و معنایی افسانه را کاوید و به درک بهتری از نمادها و رمزها و تصویرهای داستان رسید. مشخص شد که در مرحله عزیمت، قهرمان داستان با زیرمجموعه هایی همچون: دعوت به آغاز سفر، امدادهای غیبی و عبور از نخستین آستان، مواجه می شود و از آن ها عبور می کند. مرحله بعد این افسانه، زیرمجموعه هایی همچون: جاده آزمون ها، ملاقات با خدابانو و برکت نهایی را دربر می گیرد و درنهایت مرحله سوم، با زیرمجموعه دستیابی به آزادی در زندگی قابل ردگیری است. همچنین اقتضای داستان موجب نادیده گیری و حذف برخی زیرمجموعه ها شده است. سرانجام باید گفت در این داستان قهرمان در سفر خویش، هفت مرحله تشنگی و جست وجوگری،  ظاهر شدن راهنما، خطر (عقاب)، ورود به دنیای جدید، کسب آگاهی، بازگشت و تحول و بهره مندی را پشت سر می گذارد.
۷۳۳.

نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر با کاربست نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۵
رومن یاکوبسن تفاوت نقش های زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی (فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) دانسته و معتقد است هر پیام نقش های زبانی متعددی دارد که معمولاً یکی از آنها برجسته تر است. در متون ادبی، به دلیل پیچیدگی متن، تعدد لایه ها و سیّال بودن نشانه ها، هنرسازه ها علاوه بر ایجاد یا تقویت نقش ادبی و ارتقای فرمی متن، با دیگر نقش های زبانی نیز در تعامل اند و درصورت استفاده هوشمندانه، سبب تناسب و تطابق صورت و معنای متن می شوند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی، نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر عطار تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که عطار با آگاهی از کارکردهای گوناگون زبان، بین هنرسازه های بدیعی و محتوای اخلاقی عرفانی منطق الطیر تناسب و تعادل برقرار و هنرسازه ها را براساس جوهره و کارکرد ادبی شان، برای بیان مفاهیم خاصی استفاده کرده است؛ مثلا،ً «حسن تعلیل» را برای تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقض نمایی» را برای تصویرگری ماهیت متناقض تجربه های عرفانی و کشمکش های درونی و برونی عارف به کار برده است. کاربست هنرسازه ها به فراخور موضوع و محتوای حکایات منطق الطیر، زیبایی، تأثیرگذاری عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آورده است.
۷۳۴.

بررسی و تحلیل کارکردهای سِحر و جادو و عناصر فانتزی در داستان های عامیانه بهار دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
بهار دانش از افسانه های عامیانه و کهن هندی به زبان فارسی با درون مایه عشقی، نوشته عنایت الله کَنَبوِه لاهوری (درگذشته 1088ق) که آن را در سال 1061ق به نام شاه جهان گورکانی تألیف کرده است. این کتاب جزوِ ادبیات داستانی، یعنی فصل مشترک داستان های عامیانه و ادبی و به شیوه داستان پردازی هندی، داستان در داستان است. داستان اصلی و طولانی آن، تخیلی و موضوعش عشق «بهره وربانو و جهاندارشاه» و مضمون داستان اصلی و عمده ترین داستان های فرعی آن، حکایت هایی در مکر زنان است. در بهار دانش، درون مایه هایی چون تغییر شکل، طلسم، جادو، تجسد در حالت تغییر شکل، آگاهی به علم خلع بدن و نقل روح از کالبدی به کالبد دیگر در سراسر فضای داستان ها دیده می شود. به علاوه حضور و تسخیر دیوان و غولان، سخن گفتن با حیوانات جادویی، بهره گیری از جادوی موجود در عناصر طبیعت و... در تمامی داستان ها وجود دارد. در این مقاله، کارکردهای جادو و یاریگران آن، اشیا و ابزارهای جادو و شیوه های استفاده از آن ها، سفرها و مکان های جادویی و موجودات فراواقعی، راه های دست یابی به عوامل جادو و باطل کننده های سحر و طلسم در حکایات بهار دانش، بررسی و تحلیل شده تا هرچه بیش تر بر اهمیت مطالعه، آگاهی و حفظ پیشینه فرهنگی و اجتماعی قصه های عامیانه که مهم ترین بس تر حضور و تجلی بن مایه های اس اطیری و کهن در میان توده مردم اس ت- تأکید شود.  
۷۳۵.

تحلیل بازتاب فرهنگ عامه عشایر قشقایی در رمان ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
هر قومی دارای ادبیات شفاهی، فولکلور و باورهایی است که از درون فرهنگ، اندیشه ها و شیوه زندگی آن ها نشئت گرفته است. ایل قشقایی ازجمله ایلات بزرگ ایران است که بخش بزرگی از آن به صورت عشیره ای زیست و به زبان ترکی صحبت می کنند. یکی از رمان هایی که بخشی از آداب و رسوم و فرهنگ عامه عشایر قشقایی را به تصویر کشیده، رمان ظلمت نوشته داوود حسن آقایی کشکولی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوندهای موجود میان شیوه زندگی کوچ نشینی عشایر قشقایی و فرهنگ عامه برخاسته از آن، از طریق تحلیل رمان ظلمت به نگارش درآمده است. روش ما در این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی است و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دسته بندی فرهنگ عامیانه بازتاب یافته در رمان ظلمت می پردازدیم. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که بُعد مادی و غیرمادی فولکلور عشایر قشقایی تحت تأثیر عواملی چون، تجربه های زیستی در شیوه زندگی کوچ نشینی و دامداری است، و علاوه بر آن باورهای اساطیری و مذهبی، اعتقاد به نیروهای ماورائی، بی سوادی و سادگی مردم عشایر، باورهای مشترک در میان ترکان، و زبان و نژاد متمایز آن ها بر شکل گیری این فولکلور مدد بسیار رسانده است. این پژوهش نشان می دهد که رمان ظلمت منبعی غنی و ارزشمند برای مطالعه فرهنگ عامه عشایر قشقایی است.  
۷۳۶.

تحلیل گفتمان انتقادی راهبردهای مشروعیت زایی در قصاید ستایش گرانه عنصری در باب محمود غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
مدیحه سرا در متن گونه مدح به طور عام و قصیده ستایش گرانه به طور خاص اعمال و اقوال ممدوح مقتدر را موجه و منزه از هر بدی می داند. پژوهشگران حوزه زبان می توانند با تأمل در این متن گونه به راهبردهای مشروعیت بخشی و ابزار تحقق زبانی آن دست یابند. در این پژوهش با بهره گیری از ابزار تحلیل گفتمان انتقادی، قصاید عنصری در مدح سلطان محمود، به عنوان یک متن واحد با لایه های متعدد اجتماعی و فرهنگی، بررسی گردیده و با نگاه به اینکه عنصری به عنوان ملک الشعرا و ندیم محمود، نقش رسانه تبلیغاتی سلطان را داشته، این متون در دو سطح واکاوی شده است. به این ترتیب که ابتدا بر پایه نظریه مشروعیت ز(د)ایی ون لیوون، از تحلیلگران و نظریه پردازان رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، نمودهای چهار راهبرد اصلی مشروعیت ز(د)ایی یعنی اعتباربخشی، ارزش دهی اخلاقی، عقلانی سازی و اسطوره پردازی از متون استخراج گردیده، سپس با توجه به مقوله تکرار معنایی مشخص شده هر مؤلفه با چه بسامدی تکرار شده است. نویافته ها مشخص کردند این متون تنها ابیاتی چند برای سرگرمی و خوشامد محمود نبوده، بلکه عنصری ضمن مدیحه سرایی با به کارگیری این مؤلفه ها نخست قصد مشروعیت بخشی داشته، و سپس با بهره گیری از ابزار تکرار، از مؤثرترین شیوه های القای مضمون، اهداف مورد نظر را در ذهن مخاطب تثبیت نموده است.
۷۳۷.

رباعیّات خاقانی در سه رباعی نامه کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
خاقانی شروانی در تاریخ شعر فارسی با چکامه هایش پُرآوازه شده است. زبان سخته و پُر از اشارت های پیدا و پنهان، قصایدش را شایسته شرح و تفسیر کرده است. امّا آنچه در این گفتار در موردِ آن سخن خواهیم گفت، رباعیات اوست. قالبی که کمتر مورد بررسی پژوهشگرانِ اشعار خاقانی قرار گرفته است. موضوع مقاله حاضر بررسیِ رباعیات خاقانی در سه رباعی نامه کهن است: نزههالمجالسِ جمال خلیل شروانی (اواسطِ قرن هفتم ق.)، خلاصهالاشعار فی الرباعیاتِ ابوالمجد تبریزی (اوایلِ قرن هشتم ق.) و سفینه رباعیاتِ کتابخانه دانشگاه استانبول (اواخرِ قرن هشتم ق.). در این بررسی نظری نیز به دیگر جُنگ ها و سفینه های شعر نیز خواهیم افکند و رباعیاتِ موجود در آنها را با آنچه در سه منبع مذکور آمده، خواهیم سنجید. در پیوست مقاله، 21 رباعیِ نویافته خاقانی را آورده ایم. مأخذ این رباعیات، دست نویس های دیوان خاقانی است.
۷۳۸.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۷۳۹.

معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۸۵
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.
۷۴۰.

ارزیابی ترجمه عربی سه شعر«مهتاب»، «بیاد وطنم» و «خانه ام ابریست» نیما یوشیج بر اساس نظریه وینه و داربلنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۶
ترجمه متون ادبی، به ویژه شعر، به دلیل پیوند عمیق معنا با زبان، سبک و عناصر زیبایی شناختی، از پیچیده ترین حوزه های مطالعات ترجمه است. نیما یوشیج (1276–1338)، بنیان گذار شعر نو فارسی، با نوآوری های زبانی و ساختاری خود جایگاهی برجسته در ادبیات معاصر ایران دارد. ازاین رو، ترجمه اشعار او به زبان عربی، به سبب نزدیکی زبانی و فرهنگی دو زبان، اهمیتی ویژه یافته و نیازمند بررسی علمی و انتقادی است. اگرچه پژوهش های متعددی درباره ترجمه شعر فارسی به عربی و کاربرد نظریه های ترجمه انجام شده است، مطالعات نظام مند مبتنی بر الگوی وینه و داربلنه در تحلیل ترجمه اشعار نیما یوشیج محدود است. این پژوهش با تمرکز بر سه شعر مشخص و یک ترجمه معین، در پی پر کردن بخشی از این خلأ پژوهشی است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و داده ها از طریق مقایسه متن مبدأ فارسی با ترجمه عربی رمله محمود غانم تحلیل شده اند. هفت راهبرد ترجمه وینه و داربلنه شامل وام گیری، گرته برداری، ترجمه تحت اللفظی، جابه جایی، تغییر بیان، معادلیابی و همانندسازی به عنوان چارچوب نظری به کار رفته است. یافته ها نشان می دهد مترجم به دلیل قرابت ساختاری زبان های فارسی و عربی، بیشتر از گرته برداری و ترجمه تحت اللفظی بهره برده است. بااین حال، در مواجهه با عناصر فرهنگی و تصاویر شعری، به کارگیری راهبردهایی چون تغییر دیدگاه و همانندسازی موجب فشردگی معنا و تضعیف برخی ظرایف زیبایی شناختی شده است. به طور کلی، ترجمه در انتقال پیام محتوایی موفق بوده، اما بازآفرینی کامل لایه های هنری شعر به طور کامل محقق نشده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان