پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره 3 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

معنا و عاطفه در آیینه تصاویر شعری بیژن جلالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
تصویر شعری یکی از عناصر روساختی و مرتبط با فرم در شعر است که در بسیاری موارد با ژرف ساخت و فکر و معنا پیوندی ناگسستنی دارد. همانطور که زبان مرتبط با ذهن بوده و تجسّم ذهن است، تصویر نیز عالم ذهنی را آینگی می کند. از تصاویر شعری شاعر می توان به اندیشه ها، افکار، روحیّات، عواطف و عالم ذهنی شاعر پی برد. اگر این تصاویر از فردیّت شاعرانه نشأت گرفته باشند این ارتباط هرچه عمیق تر می شود. پژوهش حاضر بر این است تا پیوند تصویر و معنا و عاطفه را در شعر بیژن جلالی که از شاعر معاصر ایرانی است بکاود.  در شعر جلالی، می توان عالم ذهنی شاعر، احساسات و عواطفش را  آشکارا دید. با نظر به اینکه شعر او خصلت «حسب حال» دارد و او همانطور که خود گفته «نگارش خودکار» را برگزیده، پیوند تصویر و معنا و عاطفه در شعر او عمیق است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته و ارتباط ذهن و تصویر را در شعر جلالی بازکاویده است و نتیجه پژوهش حاضر روشنگر ارتباط عاطفه و معنا و تصویر در شعر جلالی و بازتاب یأس، ناامیدی، سرخوردگی، غم، پوچی و بیهودگی در شعر اوست.
۲.

تحلیل معناشناختی گزاره"اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرضُ" در خانواده حدیث و ارزشمندی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
درک دقیق و عمیق تعالیم اهل بیت علیهم السّلام اگرچه دشوار، اما بسیار ارزشمند است. با استفاده از روش های معتبر و نوین در حوزه دانش معناشناسی، این امر امکان پذیر و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش، گزاره «اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرض» با تکیه بر کشف روابط معنایی بین واژگان مورد بررسی قرار گرفته است تا درک جدید و عمیق تری از این فرمایش امام رضا علیه السّلام ارائه شود. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل روابط معنایی بین واژگان این روایت و احادیث هم خانواده آن پرداخته و نقش آن را در ارزش های اخلاقی در جهان واقعی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژگان« مال » و« عِرض » در سیاق مثبت روایات هم خانواده، دارای رابطه زیرشُمول معنایی با واژگانی مانند« لَم یَذًهَبً »،« خَیر»، «النَّبْلِ» و «أفضَلُ الأعْمالِ» هستند. همچنین، این دو واژه در سیاق منفی روایات هم خانواده، با واژه «اللُّؤًمِ» تقابل معنایی پیدا می کنند. از مقایسه معیار ارزش در انواع تصرفات مالی مشخص می شود که گشتار واژه های« أکل» و« لُبس» زیرشُمول واژه « مال»، دارای ارزش نسبی در جهان واقع هستند؛ در حالی که گشتار واژه« صدّق » زیرشُمول عبارت« اَفضَلُ المال »، بیانگر ارزش مطلق است. این یافته ها نشان می دهند که تحلیل معناشناختی می تواند به درک بهتر و عمیق تری از مفاهیم اخلاقی و ارزش های مطرح شده در تعالیم اهل بیت علیهم السلام منجر شود.
۳.

معنا شناسی واژه «رجاء» در قرآن با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
معناشناسی دانشی است که به مطالعه علمی معانی می پردازد تا با بررسی همه جانبه واژه و روابط آن در جمله، به معنای کاملی دست یابد. یکی از مهم ترین راه هایی که در علم معناشناسی مورد توجه پژوهشگران واقع شده است تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی است زیرا با تتبع واژه ها در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. رسالت اصلی این پژوهش معناشناسی واژه رجاء در آیات قرآن با توجه به کلمات همنشین و جانشین است. در این پژوهش ابتدا تمامی موارد کاربرد این واژه در قرآن استخراج شده و سپس واژه های همنشین، جانشین و متضاد آن بررسی گردیده اند تا نقش آن ها در تغییر و تقویت معنای رجاء مشخص شود. این پژوهش تلاش دارد با استفاده از تحلیل سیاقی و روابط واژگانی به معنا و مفهوم دقیق تر و گسترده تری نسبت به مفهوم رجاء و آثار مختلف آن برسد. داده های این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی–تحلیلی گردآوری و تحلیل شده اند. با بررسی انجام گرفته این نتیجه حاصل شد که رجاء در لغت به معانی مختلفی چون چشم داشت، آرزو، امید، ترس و... آمده است و ازجمله همنشین های این واژه، واژه«لقاءالله» و«رحمه» و«یوم الآخر» است و در محور جانشینی نیز با کلماتی همچون: «لعل»، «عسی»، «لایقنط» و «َامل» رابطه ی همنشینی دارد. از طرفی واژه رجاء با واژه های«یاس»، «قنوط» و«خیبته» رابطه تقابل معنایی دارد. از آنجا که رجاء درآیات قرآن کریم در مورد امور مختلفی بیان شده است؛ از رهگذر بررسی این آیات و بررسی رابطه همنشینی و جانشینی واژه رجاء چنین برمی آید که امید زمانی پذیرفته و ممدوح است که از مجرای امیدبه خدا گذر کند و در این حالت است که آثار مطلوبی خواهد داشت. در غیر اینصورت چنانچه امید به غیر خدا تعلق داشته باشد نتایج نامطلوبی در زندگی دنیوی و اخروی خواهد داشت. همچنین از نتایج کسب شده چنین بر می آید که واژه رجاء با جانشین های معنایی اش تفاوت هایی دارد که از رهگذر اطلاع از این ظرافت ها می توان فهم دقیق تری از آیات الهی داشت.
۴.

شبکه معنایی «مقتصد» با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
لغت "مقتصد" در قرآن کریم به معنای میانه روی و تعادل در رفتار و مصرف به کار رفته است. این واژه نه تنها به مفهوم اعتدال در زندگی فردی اشاره دارد، بلکه با مفاهیم کلیدی اقتصادی مانند عدل و قسط نیز ارتباط نزدیکی دارد. در آیات مختلف قرآن، خداوند متعال بندگان خود را به پرهیز از اسراف و تبذیر دعوت فرموده و انفاق با اعتدال را توصیه می نماید که این دستورات در راستای تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه اسلامی اهمیت ویژه ای دارند. این پژوهش با روش تحلیل معناشناختی ساختارگرا و به صورت کتابخانه ای با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی واژگان در متون قرآنی و تفاسیر منتخب و منابع لغوی به بررسی واژه "مقتصد" در قرآن کریم می پردازد. تحلیل عمیق تر نشان می دهد که این واژه می تواند به عنوان راهنمایی برای پیاده سازی اصول اقتصادی اسلام در زندگی روزمره مورد استفاده قرار گیرد. براساس یافته های پژوهش؛ ویژگی های فرد مقتصد در دو ساحت جهان بینی و عملکردی منظومه ای از خصایص ویژه از جمله: انفاق معقول، پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال در مصرف و صرفه جویی، انصاف و دادگری، احترام به حقوق و دوستدار مردم، اهل پایداری و وفای به عهد و... است که همگی به ایجاد جامعه ای سالم و متوازن کمک می کنند. بنابراین، فهم صحیح این مفهوم می تواند نقش مؤثری در تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی و شناخت ابعاد وجودی مقتصد بر اساس معنا و الگوی قرآنی ایفا نماید.
۵.

معناشناسی شناختی و تحلیل مفهوم «غم» در غزلیات ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
معناشناسی شناختی به عنوان رویکردی میان رشته ای مبتنی بر فرضیه های شناختی و ساختارهای ذهنی، چارچوبی نظام مند برای بررسی تعامل زبان، معنا و تجربه های انسانی فراهم می آورد. در این حوزه، نظریه استعاره های مفهومی و طرح واره های تصویری به عنوان سازوکارهای بنیادین انتقال معانی انتزاعی به قلمروهای تجربی و عینی، نقش محوری در فهم فرآیندهای معناشناسی و بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی ایفا می کنند. این رویکرد امکان تحلیل دقیق و ساختاریافته مولفه های معناشناسانه را فراهم ساخته و به تبیین تعامل مفاهیم ذهنی و زبان شناختی می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی استعاره های مفهومی و تصویری مفهوم غم در غزلیات ابتهاج پرداخته و از طریق تحلیل معناشناسانه و شناختی، نحوه ظهور، بازنمایی و ساختار معنایی این مفهوم را کاوش کرده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم غم در اشعار ابتهاج در قلمروهای متنوع هستی شناختی، ساختاری، طرح واره های تصویری و تجربی، با بار معنایی هم مثبت و هم منفی معناشناسی شده است. این مفهوم در حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، سلامت، زمان، مکان و خوراک شکل گرفته و در طرح واره های تصویری قدرت و حرکت انعکاس یافته است. همچنین، تحلیل معناشناسانه و شناختی حاکی از آن است که مفهوم غم در غزلیات ابتهاج به صورت نظام مند و منسجم، در چارچوب قلمروهای تجربی مرتبط با آن مستقر شده و از طریق الگوهای شناختی متنوع، به شکلی ملموس و قابل درک برای مخاطب بازنمایی شده است.
۶.

تحلیل و بررسی معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ در غزلیات سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
در نظریه زبان شناسان شناختی، به طور کلی استعاره، ابزاری برای اندیشیدن و شناخت مفاهیم انتزاعی است. از این جهت استعاره، بیش از آنکه آرایه ای صرفاً ادبی و محصول هنجارگریزی زبانی باشد، ظهورو بروزی پر رنگ در زبانِ خودکار دارد و بیشتر در مفاهیم رخ می دهد تا در واژگان. در این پژوهش برآنیم تا با تحلیلِ معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ، فراتر از درک سنتی و صوریِ مرگ به مثابه پایان زیستی، لایه های پنهان معنایی و شناختی آن را در بافت غزل آشکار سازیم، و نشان دهیم که مرگ به چه دلایلی درمعنایِ دیگری غیر از معنای اولیه اش، که همانا بُریدنِ نفس ورفتنِ جان از بدن است، کاربرد یافته است. این معانیِ استعاری درزبانِ سنایی و در محتوایی چون غزل، چگونه هستند و تا چه حد با مرگ در معنای اولیه اش همسان یا در تعارض و تقابل هستند؟ چگونگیِ به کارگیریِ سناییِ غزلسرا، از مرگی که برای عاشقان و عارفان رخ می دهد، از مواردی است که این پژوهش درپی پاسخ بدان است؛ امری که با کند وکاو درمفاهیم استعاری آنها وشیوه های مختلف شکل گیریشان روشن تر می شود. نگارنده بر آن است تا واحدهای تجزیه وتحلیلِ استعاره را با بهره گیری از نظریات مختلف درباره استعاره مفهومی، چگونگی توجیه استعاره در بافت غزل و همچنین کلان استعاره ذهن سنایی از مرگ و حوزه های مفهومی مبدأ و مقصد، درغزلیات وی نشان دهد. کاربرد واژه مرگ و مشتقات آن در غزلیات نشان می دهد، کلان استعاره مرگ در زیرلایه بافت غزل، دوری و هجران از یار است و مهم ترین حوزه های مفهومی این واژه عبارت اند از: فدا شدن، عشق، زیبایی معشوق و خونریزی.