۱.
این پژوهش با تکیه بر هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر، شعر بلند «در آستانه» احمد شاملو را در چارچوب معناشناسی ادبی بررسی می کند. در این راستا، چهار مؤلفه کلیدی نظریه گادامر یعنی «پیش فهم»، «تاریخ مندی»، «بازی/ دیالوگ» و «هم آمیزی افق ها» مبنای تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش کیفی-تفسیری بوده و ابتدا لایه های زبانی و تصویری شعر استخراج شد. سپس این لایه ها با مفاهیم یادشده تحلیل و نتایج به صورت استنتاجی در چهار گام سامان دهی شد. نتایج نشان می دهد: ۱) سازوکار «بازی زبانی» خواننده را وارد دیالوگی پویا می کند و پیش فهم های او را به چالش می کشد؛ ۲) تاریخ مندی متن و خواننده در هم آمیزی افق ها معنایی سیّال خلق می کند؛ ۳) این سیّالیّت امکان تأویل های چندلایه و بازتاب تجربه زیسته فردی و جمعی را فراهم می سازد؛ ۴) فرآیند «هم آمیزی افق ها» نشان می دهد که معنا محصول گفت وگوی مداوم متن و خواننده است. رویکرد گادامری، ابزاری کارآمد برای معناشناسی شعر شاملو و گشودن افق های تازه در نقد ادبیات معاصر به شمار می رود.
۲.
زبان شناسی شناختی دیدگاه رایج و سنتی در مورد استعاره را که خصیصه ای مختص زبان، ابزار تخیل شاعرانه و آرایه بلاغی است، رد می کند و استعاره را ابزاری برای مفهوم سازی تلقی می کند که در آن، یک ایده یا یک حوزه مفهومی بر اساس ایده یا حوزه مفهومی دیگر درک و فهم می شود. در این پژوهش، پس از تبیین استعاره مفهومی از دیدگاه معناشناسی شناختی، به بررسی انواع استعاره های موجود در کتاب های فارسی متوسطه اول پرداختیم. هدف از این پژوهش، این است که بر اساس تقسیم بندی لیکاف و جانسون چه استعاره هایی در کتاب های فارسی متوسطه اول به کاررفته، بسامد کدام یک بیشتر است و کارکرد این استعاره ها در تسهیل درک مفاهیم متون چگونه است و تا چه میزان از ظرفیت استعاره ها در آموزش مفاهیم کتاب های درسی فارسی متوسطه اول استفاده شده است؟ نتایج این پژوهش نشان داد که استعاره هستی شناختی با (71 %) بالاترین درصد بسامد را دارد و همچنین از بین استعاره های به کاررفته در این پژوهش، استعاره جهتی 7% و استعاره ساختاری 22% است. تمام استعاره ها، نقش قابل توجهی در تصویرسازی و درک مفاهیم انتزاعی داشته اند و اینکه باتوجه به ظرفیت بالای استعاره های مفهومی در انتزاعی زدایی می توان در کتاب های درسی با گنجاندن گلچینی از متون کهن ادب پارسی که مملو از استعاره های مفهومی است برای آموزش مسائل فرهنگی و تربیت اخلاقی دانش آموزان بهره جست.
۳.
از دیدگاه لیکاف و جانسون، انسان انگاری یک شیء یا یک مفهوم انتزاعی، بدیهی ترین نوع از استعاره های هستی شناختی است که به وسیله آن، مخاطب به شناخت درستی از اشیای بی جان و مفاهیم انتزاعی دست می یابد. شاعران عارف نیز برای کمک به شناخت مخاطبان و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی آنان از مفاهیم انتزاعی ای مانند نفس اماره بالسوء، از استعاره انسان انگاری بهره برده اند. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسان انگاری این نوع نفس در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد در آثار مورد بررسی، انسان انگاری نفس اماره بالسوء، در چهارحوزه ویژگی های اخلاقی– رفتاری، شخصیت های تاریخی– اساطیری، ویژگی های جسمانی و منصب و روابط اجتماعی انجام شده است. سنایی بیشتر ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی انسان را به نفس اماره بالسوء نسبت داده و این نوع نفس، در قالب انسانی شوم، سخن چین، بیمار، بی دین، پست و حقیر به تصویر کشیده شده که کنش مخاطب در برابر آن، آگاه سازی و قطع ارتباط با آن است. در مثنوی نیز حجم بیشتر استعاره انسان انگاری نفس اماره بالسوء در حوزه ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی است. از منظر ویژگی های جسمانی و جنس نیز تأکید مولانا بر زشتی، عیبناکی، بیماری و زن انگاری این گونه نفس بوده است. مولانا برخلاف سنایی، به بعد منصب و روابط اجتماعی کمترین توجه را نشان و از منظر شخصیت های تاریخی– اساطیری منفی نیز نسبت به سنایی، چهره منفی تر و منفورتری از این گونه نفس را به مخاطبان ارائه داده است.
۴.
محمّد العدوی، پزشک و نویسنده مصری است که در آثار خود، دغدغه ایجاد نوعی گفتگوی بین فرهنگی/ بین مذاهب را در جهان اسلام دارد. او یکی از مشهورترین آثارش را به زندگی شخصیت برجسته علمی و فلسفی ایران و اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا اختصاص داده است. رمان الرئیس سفری است که راوی/قهرمان آن با گذر از مرزهای زمان و مکان، می کوشد شخصیت ابن سینا را در گستره فرهنگ ایرانی و اسلامی، با نگاهی روزآمد و از دریچه چشم یک پزشک جوان مصری، به مخاطبان، عرضه نماید. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، تلاشی است جهت بررسی ذهنیت اسطوره ای راوی/قهرمان رمان الرئیس و می کوشد با تمرکز بر آراء فیلسوف و منتقد برجسته کانادایی نورتروپ فرای، مهم ترین جنبه های این ذهنیت اسطوره ای را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج تحقیق، مؤیّد آن است که العدوی در رمان الرئیس، کوشیده است بازتعریفی اسطوره گونه از مکان ها، شخصیت ها، تاریخ و رویدادهای مرتبط با زندگی ابن سینا ارائه دهد و در این مسیر، مرزهای میان روزگاران گذشته و حال را در هم درآمیخته است و تصویری سیّال از ماجراهای مرتبط با قهرمان دور (ابن سینا) و قهرمان نزدیک (محمّد) فراهم آورده است.
۵.
قرآن کریم به عنوان برترین کلام تجلی گاه حقایق در قالب لغات و عبارات زبان عربی است و لازمه رسیدن به حقایق آن درک مفاهیم آن ها است. یکی از این کلمات قرآنی هبوط، که به معنای از بالا به پایین آمدن می باشد. ماهیت و چگونگی هبوط به دلیل بحث برانگیز بودن، همواره در طول تاریخ از حیث زوایای گوناگون مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.ضرورت بررسی این واژه آن است که در معنای هبوط نوعی فقدان نهفته،که با عملیاتی نمودن آن بروز پیدا می کند؛ اما در قرآن همنشین واژگانی همچون سلام، برکات و هدایت شده که با این معنا در تعارض است، علاوه بر آن وجود رحمت با فرض مکانی بودن هبوط نیز سازگاری ندارد. بنابراین پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی و رفع این تناقضات ظاهری از ساحت قرآن می باشد. در این مقاله کوشش برآن است که با روش توصیفی - تحلیلی ماده هبوط را با رویکرد معناشناسانه مورد واکاوی قرار گیرد. دستاورد پژوهش نشان از ابطال فرضیات مذکور در اهم موضوعات همچون؛ روابط همنشینی، جانشینی و تقابل دارد به طوری که معنای لغوی این واژه همان سقوط از بالا به پایین بدون فراغت از برکت و رحمت و اتفاقاً ملازمت با آن را بیان می دارد.
۶.
نشانه شناسی مطالعه زندگی نشانه ها و علامات در داخل زندگی اجتماعی است. نشانه شناسی در قرآن نیز به بررسی نمادها، نشانه ها و آیات الهی در متن قرآن می پردازد. این رویکرد به دنبال کشف معانی عمیق، ارتباط بین نشانه ها و پیام های الهی است. رهیافت نشانه شناسی یکی از رویکردهای نقد ادبی دوران معاصر است که چهارچوب منسجمی را برای نقد و تحلیل متن ارائه می کند. اساس این نظریه کشف رابطه معنایی متن بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده و ارائه شیوه ای نظام مند از خوانش متن است که در جنبه سطحی متن یا پدیده های ادبی متوقف نمی شود؛ بلکه همواره می کوشد تا آنچه را که در ورای ظاهر نهفته است، جستجو کند. بنابراین، این پژوهش به خوانش نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم می پردازد، با طرح این سوال که رده های نشانه شناختی و زیر انگاشت ها ی واژه «نفس» با کدام متن ها یا گفتمان ها مرتبط است و شناخت آن متون و گفتمان ها چگونه به رمزگشایی این واژه کمک می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از شیوه تحلیلی توصیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که تحلیل نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم، دلالت های ضمنی عمیق و چندگانه ای را آشکار می کند، از جسمانی تا روحانی، فردی تا جمعی، و همچنین درجات معنایی بین خیر و شر، آرامش و اضطراب را نشان می دهد.